Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 جهانی برای فتح  چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۶ برابر با ۱۸ اکتبر ۲۰۱۷       
مهاجر مجرم نیست، نظام سرمایه داری امپریالیستی مجرم است

مهاجر مجرم نیست، نظام سرمایه داری امپریالیستی مجرم است

10 مارس 2014 سرویس خبری جهانی برای فتح.

به مردم ساکن غرب و دیگر کشورهائی که مقصد سفر مهاجرین هستند، مداوماً حرف هائی از این قبیل گفته می شود: "کشور ما مورد هجوم مهاجرین قرار گرفته است". روزی نیست که مردم چیزی در مورد حملات نژادپرستانه ی سیاستمداران و رسانه ها علیه مهاجرین و شماتت مهاجرین به دلیل بیکاری، سوء استفاده از سیستم رفاهی، بار بودن بر دوش مالیات دهندگان یا بذر جرم و جنایت بودن را نشنوند.

دولت بریتانیا عامدانه تشنجات جاریِ مهاجر ستیزی را هدایت می کند. این تشنجات به هیچ وجه واکنش خود بخودی توده های ناآگاه نیستند. یک کمیسیون دولتی در بریتانیا رابطه ی میان مهاجرت و گسترش بیکاری را مورد مطالعه قرار داده است و نشان داده است که ارتباط پایدار ناچیزی میان این دو وجود دارد. رسوایی بزرگ آن بود که حزب محافظه کار حاکم به راحتی مانع انتشار آن شد و به تبلیغات خود در مورد این که بالا رفتن استاندارد زندگی اهالی بومی بریتانیا وابسته به جلوگیری از ورود خارجی هاست ادامه داد و تلاش کرد مردم بریتانیا را اینطور قانع کند.  

طبقات حاکمه کشورهای امپریالیستی غرب و دیگر کشورهای توسعه یافته ای که مهاجرین را جذب می کنند برای مجرم قلمداد کردن انسان هائی که نقداً رنج های روحی و جسمی و اقتصادیِ عظیمی را از سر گذرانده اند مهر "غیرقانونی" می زنند تا شکار شرورانه آنها را مشروع جلوه دهند. گرچه تعداد مردمی که به این کشورها وارد می شوند تقریباً ثابت مانده است، تبلیغات مهاجر ستیز به طرق و اشکال مختلف به فاکتور مهمی در شکل دهی دورنمای سیاسی در اروپای غربی و استرالیا تبدیل شده است. تمرکز این مقاله بر این موضوع است. ( به دلایل جمعیت شناختی تاریخی و دلایل دیگر، همچنین اهمیت نظامی مجاورت مرزی با مکزیک، کشوری که آمریکا آن را له کرده است، مسئله مهاجرت در آمریکا به شکلی متفاوت بروز می یابد.)

ریسک پناهنده چیست و چگونه دولت ها از این ریسک برای اعمال مجازات مرگ استفاده می کنند

هم اکنون هزاران نفر از تمامی نقاط آفریقا در آلونک های اردوگاهی واقع در تپه های اطراف خوته و ملیله ـ دو بخش جدا افتاده و محصور از سرزمین اصلی که بقایای استعمار و سلطه ی اسپانیا بر مراکش هستند ـ زندگی می کنند. زیرا موفقیت در ورود به این دو بخش به سرقت رفته که قانوناً بخشی از اروپا خوانده می شود، هدف عمده ی پناهندگان و مهاجرین است.

طی چند سال گذشته کابینه های مختلف دولت اسپانیا مکرراً از گاز اشک آور، ضرب و شتم و حتی تیراندازی پلیس استفاده کرده است تا مانع عبور مهاجرین از دو ردیف سیم خاردار مرتفع که دورا دور این بخش ها کشیده شده است شوند. در عرض چند ماه گذشته مهاجرین ناامید از عبور، به تلاش جمعی دست زدند و هر بار در جمع 1500 نفره به سوی سدها هجوم بردند تا از آن عبور کنند و حداقل یکبار تلاش شان موفقیت آمیز بوده است. در تاریخ 6 فوریه 2014 هنگامی که صدها آفریقائی در تلاش برای عبور از حصارها با پلیس مشغول درگیری بودند، تعداد نامعلومی به درون اقیانوس سمت مراکش پریده و سعی کردند با شنا از دیوار آبی عبور کرده به سمت اسپانیا بروند. پلیس اسپانیا به سمت مردان شناور در آب گلوله های پلاستیکی و قوطی های دودزا شلیک کرده و آنها را با تیراندازی به صورت رگبار تهدید کرد. حداقل 15 نفر در این ماجرا غرق شدند. 23 مهاجر از این سد عبور کردند. دولت اسپانیا منکر تیراندازی شد، سپس وقتی از طریق ویدیوهای منتشره در یوتیوب غافلگیر شد، به ستایش از پلیس پرداخته و تحقیقات را متوقف کرد.

این رویداد وضعیت مهاجرت را به خوبی نمایش میدهد: ناامیدی عظیم مردمی که گذر از این مرزهای مرگبار را بهترین انتخاب پیش پای خود به حساب می آورند، و از طرف دیگر، قساوت دولتمردان کشورهای امپریالیستی را که بدواً نقشی عمده در ایجاد این ناامیدی و فلاکت ایفا کرده اند.

در یکی از غمبارترین مصائب اخیر، در 5 اکتبر سال 2013 قایقی حامل 500 پناهنده ی آفریقائی که به سمت اروپا در حرکت بود در نزدیکی لمپه دوزا، جزیره ای واقع در سواحل شمال آفریقا و متعلق به ایتالیا، غرق شد. بیش از 300 نفر جان شان را از دست دادند. ماهیگیران ایتالیائی (و نه دولتمردان آن) ابتکار عمل نجات مردمی را که در نزدیکی های ساحل در حال غرق شدن بودند به عهده گرفتند.  ساکنان لمپه دوزا تظاهراتی با خواست اقدامات بیشتر برای نجات مهاجرین در دریا برگزار کردند.

فقط چند روز بعد، در 11 اکتبر 2013، قایقی حامل 200 مهاجر در نزدیکی لمپه دوزا غرق شد و 27 پناهنده جان باختند. در همان ایام قایقی با حدود 130 پناهنده در نزدیکی اسکندریه ی مصر زیر آب رفته 12 مهاجر فلسطینی و سوری را کشت. در 31 اکتبر 2013، اجساد 87 نفر، اکثراً زن و بچه، در صحرائی واقع در نیجریه پیدا شد. مردم می گویند این ها مهاجر بوده ئ می خواستند در پی اقوام دیگرشان که برای جستجوی کار به اروپا رفته اند، مهاجرت کنند. به نظر می آید آنها بعداز خراب شدن وسیله نقلیه شان از تشنگی جانشان را از دست دادند. به ندرت هفته ای می گذرد بدون آن که خبر کشته شدن مهاجرین  را نشنویم. اکثر حوادث مهلک گزارش نشده یا اصلا به اطلاع عموم نمی رسد.

طبق آمار منتشره بوسیله اتحادیه اروپا، در فاصله ی سال 2012-2013 بیش از 30000 نفر سعی کردند از مدیترانه به ایتالیا عبور کنند، اکثراً به امید سفر به نقاط دیگر اروپا. تعداد زیادی به آن طرف نرسیدند. به گزارش  اداره پناهندگی سازمان ملل، حدود 2000 نفر از آغاز 2011 در مدیترانه به هلاکت رسیده اند. گزارشات اتحادیه اروپا تخمین می زند که از سال 1998 تا کنون حدود 20000 مهاجری که سعی داشتند از مدیترانه عبور کنند جان خود را از دست داده اند.

راه خطرناک دیگر برای مهاجرین راه عبور از اقیانوس هند به استرالیا است. هر ساله صدها قایق حامل هزاران پناهنده عازم استرالیا می شود. اغلب از اهالی ایران، عراق، افغانستان، سری لانکا و دیگر کشورهای جنوب آسیا هستند. حدود 45000 متقاضی پناهندگی از اواخر 2007 تا کنون به استرالیا رسیده اند. 27 سپتامبر گذشته قایق حامل مهاجرین به استرالیا در سواحل اندونزی غرق شده حداقل 21 نفر را کشت.

در میان رویدادهای درون دریا به علت بی تفاوتی یا شاید اغماض عامدانه مقامات دریائی و بی خیال بودن شان در نجات پناهندگان، حتی زمانی که در وضعیت ترسناک اضطراری قرار داشته و در خواست کمک کرده اند، جان های زیادی از دست رفته است. این می تواند تاکتیکی طراحی شده از طرف مقامات اداری رده بالای استرالیا برای ترسانیدن صف عبور مهاجرین باشد.

مردی که جان به در برده و اکنون در استرالیا است، ماجرا را اینگونه تعریف کرد که او و شمار دیگری از مهاجرین در قایقی بودند که موتورش وسط دریا از کار افتاد. خیلی زود غذا و آب شان تمام شد. از تلفن ماهواره ای برای تماس با مقامات استرالیائی استفاده کردند و محل دقیق خود را به اطلاع آنها رساندند. آنها در جواب گفتند، "می دانیم کجا هستنید ـ عرض دو ساعت  آنجا می رسیم." این مرد در ادامه گفت، "ما برای دو ساعت 24 ساعت صبر کردیم ولی کسی نیآمد....به تماس با آنها ادامه دادیم و به آنها گفتیم ما غذا نداریم، سه روز است آب نداریم، همراه  خود بچه داریم، نمی دانم چرا ولی کسی نیآمد. ما 60 نفر بودیم، الان 24 نفر هستیم، خانواده هایمان را از دست دادیم. مرد دیگری 9 نفر از اعضای خانواده اش را از دست داد. یکی دیگر هر سه دختر و زنش را از دست داد..." ( مصاحبه ویدیو کلیپی، وب سایت ساندی مورنیگ هرالد، 28 سپتامبر 2013)

داستان بعدی را رامین، پسربچه 11 ساله ایرانی تعریف کرد. "ما پنج روز و چهار شب تو قایق بودیم. هوا سرد بود. وقتی موجی محکم به قایق خورد توی آب افتادم. چند متری به زیر آب رفتم ـ تیکه ای از لباسم به میله ای متصل به قایق گیر کرده بود. پدرم به کمکم آمد و لباسم را آزاد کرد. وقتی روی آب رسیدم موج دیگری سر پدرم را به قایق کوبید. خون از دماغش بیرون زد و به زیر آب فرو رفت... بعداً مرا به بیمارستان فرستادند...خبری از خانواده ام نداشتم. امیدوار بودم نجات یافته باشند. منتظر بودم پدرم بیید ولی خبری نبود. چند روز پیش عکس اجساد پدر، مادر و خواهرم را به من نشان دادند. اول آنها را نشناختم. وقتی اجساد پدر و مادرم را دیدم گریه نکردم، ولی وقتی جسد خواهرم را دیدم گریه ام گرفت." (وب سایت بی بی سی ـ فارسی، 15 نوامبر 2013)

مانند اروپا و آمریکا، مقامات استرالیائی قوانینی ظالمانه برای محدود کردن مهاجرت برقرار کرده اند. آنهائی را که نجات یافته  یا به ساحل رسیده اند اگر تقاضایشان برای پناهندگی ثبت شده باشد به پاپوآ گینه نو برای زندگی در بازداشتگاه هائی با شرایط سخت و خشن می فرستند. گزارش شده است بسیاری از این پناهندگان در این اردوگاه ها اقدام به خودکشی کرده اند.

ساکنان این اردوگاه ها علیه بازداشت خود در جزیره مانوس، یکی از چند اردوگاه تحت سرپرستی دولت استرالیا در پاپوآی گینه نو  در 17 فوریه تظاهرات کردند. پلیس استرالیا به آنها حمله کرده، با خمپاره انداز و مهمات  واقعی تیراندازی کرده و سگ های درنده را به میدان آورد. رضا براتی یک مرد 24 ساله ایرانی به علت جراحات متعددی که به سرش وارد آمده بود درگذشت.64 نفر دیگر زخمی شدند.

یک زن جوان استرالیائی که در این کمپ کار میکند دلایل بروز آن چیزی را که مقامات "شورش" نامیدند افشاء کرد. وی گفت از کارکنان برخلاف قانون خواسته بودند به متقاضیان پناهندگی بگویند هرگز به آنها اجازه داده نخواهد شد پاپوآی گینه نو را به استرالیا یا کشور سومی برای پناهندگی ترک کنند. تا به این ترتیب آن ها تقاضای پناهندگی خود را پس بگیرند ـ و مهمتر آنکه، دیگران را از آمدن به استرالیا دلسرد کنند. وی در ادامه گفت، "اردوگاه به عنوان تجربه ای برای ایجاد هراس دائم به منظور تضمین پروسه جلوگیری از ورود طراحی شده است."  وی برای توضیح گفت، "مرگ آن مرد جوان حادثه ای ناشی از "بحران" در عملکرد اردوگاه نبود بلکه " فرصتی بود برای  یک گام بالاتر بردن همان منطق" " (گاردین، 25 فوریه 2014)

این حادثه که اولین مورد از این نوع نیست، باعث وحشت بسیاری از مردم استرالیا از دولت شان شد. حدود 15000 نفر در 750 نقطه از ایستگاه های دامداری تا شهرهای بزرگ همزمان با گرفتن شمع در دست اکسیون هائی به نشانه نظارت برای همبستگی با قربانی جوان ایرانی و دیگر مهاجرین برپاداشته و خواهان پایان دادن به کاری بودند که به قول یکی از سازمان دهندگان "زیر پوشش نام آنها انجام می شود".

کشورهای زادگاه پناهندگان بوسیله جنگ های ارتجاعی و بازار جهانی ویران شده است

روایات دهشتناک سفر پناهندگان  داستانی بی انتها است. در موارد بسیاری قاچاقچیان انسان (که بسته به موقعیت "تاجر" یا "مدیر بنگاه" نامیده می شوند) سر پناهندگان کلاه می گذارند، پناهندگانی که اغلب با فدا کردن حاصل زندگی شان و فروش کلیه وسائل خانه شان پول درخواستی آنها را پرداخت می کنند. بارها در نیمه راه قاچاقچی ها پول بیشتری تلکه کرده یا یکباره ناپدید می شوند. به هرحال بزرگترین جنایتکاران، امپریالیست ها و طبقات ارتجاعی حاکم در این کشورها هستند که شرایطی بوجود می آورند که در آن قبول این مسائل و خطرات دیگر تنها انتخاب منطقی مقابل پای مردم است.

با استناد به کمیسیون عالی پناهندگی سازمان ملل (یو ان اچ اس سی آر)، امروزه 45 میلیون انسان در سراسر جهان جا به جا شده اند. اکثریت بزرگ کسانی که کشورشان را ترک کرده اند این کار را به دلیل آنکه تنها انتخاب شان بوده انجام داده اند. فاکتورهای دخیل اغلب پیچیده و چندگانه هستند، ولی دو فاکتور برجسته است: جنگ و جابه جائی اقتصادی، منظور ما صرفاً فقر نیست بلکه ازدست دادن ناگهانی و مصیبت بار وسائل معاش است.

افغانستان کشوری است که بیشترین تعداد پناهنده ی جهان را تولید می کند. طی چندین دهه اشغال گری شوروی، جنگ های داخلی و اشغال گری کنونی تحت رهبری آمریکا، تعداد افرادی که کشور را ترک می کنند کم و زیاد می شود. برخی رفته و بازگشته اند، درحالی که امروزه تعداد بیشتری کشور را ترک می کنند. 90 در صد خارج شدگان اکنون در پاکستان و ایران ساکن شده اند.

سوریه آخرین قربانی عمده جنگی است که با تحریکات قدرت های جهانی و منطقه ای  براه افتاد. به دلیل گسترش نزاع طی چند سال اخیر در سوریه، تخمین زده می شود دو میلیون نفر درون کشور جابجا شده باشند. تنها نیم میلیون نفر به اردن گریخته اند، جائی که در آن در شرایطی غیرقابل تحمل در اردوگاه های پناهندگی زندانی هستند. تعداد حتی بیشتری به اردوگاه های ترکیه یا لبنان رفته اند. آنهائی که می توانند ـ چون به اندازه کافی جوان هستند یا مقدار کمی پول دارند ـ سعی می کنند به اروپا وارد شوند.

بهمین شکل عراق شاهد 1.3 میلیون فراری در نتیجه جنگ داخلی است چیزی که قبل از اشغال عراق بوسیله آمریکا و انگلستان قابل تصور نبود.

جنگ دوباره سرگرفته در جمهوری دمکراتیک کنگو که ایضاً کشورهای مجاور و تحت سلطه ی قدرت های امپریالیستی آتش بیار آن هستند باعث جابجائی 2.7 میلیون نفر شده است. تعدادپناهندگان سومالیائی 1.4 میلیون نفر است. جنگ در مالی که در حال حاضر بوسیله سربازان فرانسوی شدت گرفته باعث جابجائی بیش از 227000 نفر درون کشور شده است.

ارقام ارائه شده بوسیله کمیسیون عالی پناهندگی سازمان ملل افشاء گر مطالب مهمی است. قبل از هر چیزی، کشورهای همجوار ونه کشورهای توسعه یافته میزبان 80 در صد جمع تمامی پناهندگان هستند. برخی از این پناهندگان بعداً در پی مجوز پناهندگی بر می آیند تا در کشوری دیگر زندگی کنند، ولی در صد کوچکی از آنها این کار را می کنند. اگر قرار باشد گفته شود کشوری "زیر بار" هجوم پناهنده قرار گرفته، اکثر شان کشورهای فقیر هستند. آنها کشورهای امپریالیستی نیستند.

حال این کشورهای امپریالیستی هستند که به دلیل مداخله گری سیاسی و سلطه گری اقتصادی در گذشته و حال در کشورهای جهان سوم،  بزرگترین (اگر نگوییم  تنها) مسئول اجبار مردم به پناهندگی و مهاجرت هستند.

بیشتر از 55 در صد کل پناهندگان جهان اهل پنج کشورهستند: افغانستان، سومالی، عراق، سوریه و سودان. بیآئید به تک به تک این کشورها نگاه کنیم.

نخست، آیا افغانستان آمریکا، انگلیس، آلمان و روسیه را مورد تاخت و تاز قرار داد یا برعکس؟

چنانکه در مورد سوریه، بوسیله جنگی داخلی پاره پاره شده است که قدرت های غربی، روسیه و دول ارتجاعی اطراف خلیج اسلحه و پول آن را تامین کرده بر آتش آن می دمند. تهدید روانه کردن "کمک" نظامی یا مداخله مستقیم فقط می تواند مصائب بیشتری یرای مردم ببار آورد.

قدرت های غربی پشت مداخله دول مجاور در تند کردن تنور جنگ در سومالی قرار دارند. آمریکا و متحدانش نقشی عمده در جدائی سودان جنوبی از باقی کشور ایفا کرده اند، و رقابت بین آمریکا و چین فاکتور دیگری از همین ماجراست.

درحالیکه تحلیل از نقش عمده و به غایت کریه نیروهای گوناگون اسلامی خارج از افق این مقاله قرار دارد، درست است گفته شود بدون جنایاتی که قدرت های غربی (و اسرائیل آمریکائی) مرتکب شدند، بدون در نظر گرفتن سلطه ی اقتصادی شان، اسلام گرایان ناتوان تر از آن بودند که بتوانند هوادارانی در کشورهای تحت سلطه بدست بیآورند.

موضوع "پناهنده ی اقتصادی"

میلیون ها نفر در کشورهای جهان وجود دارند که نمی توانند شکم خود و خانواده شان را سیر کنند. چه چیزی آنها را مجبور به ترک زادگاه شان و قمار در سفری بغایت خطرناک می کند؟ این مستلزم مقداری درک از عملکرد اقتصاد جهانی امپریالیستی است.

اقتصاد جهان که تحت سلطه ی سرمایه در کشورهای امپریالیستی است، بسته به عملکرد و الزامات این سرمایه و در همخوانی با منافع قدرت های بزرگ، طی بیش از یک قرن اقتصاد کشورهای ستمدیده را مجدداً سازماندهی کرده است. ولی این گرایش از جنگ جهانی دوم به بعد شتاب گرفته و حتی طی دهه های اخیر شدت بیشتری داشته است.

اصلاحات ارضی تحت سرپرستی امپریالیستی در دهه 1960 با نام هائی نظیر انقلاب سفید در ایران، انقلاب سبز در جنوب آسیا و فیلی پین و اتحاد برای پیشرفت در آمریکای لاتین پروسه جابجائی دهقانان و کشاورزان کوچک را تسریع نموده و راه این اقتصادها را برای لبریز شدن از کالاها و سرمایه ی کشورهای امپریالیستی و ادغام بیشتر درون شبکه ی سرمایه ی جهانی، هموار کرد. این نوع توسعه فرمان شروع انتقال جمعیتی عظیم از درون آن کشورها، عمدتاً از روستا به شهرک ها و شهرها را داد.

تکامل اقتصاد جهانی جهشی دیگر را در دهه 1980 و1990 از سر گذراند. گلوبالیزاسیون اقتصاد جهان زندگی صدها میلیون مردم را در سراسر جهان شدیداً تحت تاثیر قرار داده، منابع معاش و بازار بومی کشاورزی را نابود کرد و به جای ابجاد اشتغال جدید، "جمعیت مازاد" تولید کرد.

در این ماجرا موسسات مالی امپریالیستی از قبیل بانک جهانی و صندوق بین المللی پول (آی ام اف) نقشی کلیدی ایفا کرده اند. وام های آی ام اف به کشورهای جهان سوم معمولاً مشروط هستند به: 1. حذف سوبسید به کشاورزان کوچک و اقلام غذائی اساسی، سوخت و دیگر مایحتاج اساسی مردم. 2.برداشتن تمامی موانع، از قبیل تعرفه گمرکی و مالیات بر واردات که می تواند مانع لبریز شدن این کشورها از کالاهای کشاورزی (کالاهائی که اغلب تحت پوشش سوبسید آمریکا و دولت های اروپائی هستند) و محصولات غذائی غرب بشود. 3. تسهیل سرمایه گذاری کمپانی های چند ملیتی غرب و دیگرسرمایه گذاری های امپریالیستی، منجمله در تولید کشاورزی.

تاثیرات این سیاست ها فشار عظیمی بر اقتصاد کشورهای تحت سلطه داشته، آنها را از خودکفائی در تولید غذائی عاجز کرده و مهم تر از همه فقیر ترین اقشارمردم را در روستا ها فشرده کرده اغلب تامین زندگی را برای آنها غیرممکن نموده است. این تکاملات در اکثر کشورهای جهان سوم زندگی صدها میلیون مردم را نه تنها در روستا بلکه همچنین دربخش های دیگر جامعه به اضمحلال رسانیده است.

بعنوان نتیجه ای مستقیم از نفوذ سرمایه در بازارهای روستائی و نیاز منتج از آن برای کشاورزان باقیمانده برای قرض کردن به دلیل  قدرت یابی برای رقابت، بین سال های 2002 تا 2006 در هندوستان بطور متوسط سالانه 17500 کشاورز خود را می کشند. این خودکشی ها ادامه دارد. گرچه از تعداد آن کاسته شده  ولی علت آن بهتر شدن شرایط نیست، بلکه دلیلش کم شدن تعداد کشاورزان است. بسیاری از روستائیان در جستجوی معاش از زمین هایشان فرار کرده اند و کمپانی های چند ملیتی از زمین های آنان بهره برداری می کنند.

وقتی به ارقام مهاجرت میلیون ها نفر از الجزایر، مراکش، تونس و نقاط دیگر آفریقا به فرانسه؛ میلیون ها نفر از ترکیه و آفریقا و دیگر نقاط جهان به آلمان؛ میلیون ها نفر از هندوستان، پاکستان، بنگلادش و دیگر کشورهای جنوب آسیا به انگلستان؛ و میلیون ها نفر از مکزیک و دیگر کشورهای آمریکای لاتین به آمریکا نگاه می کنیم پی به حقایقی می بریم: حقایقی درمورد مناسبات حاکم در رابطه ی میان کشورهای امپریالیستی و کشورهای تحت سلطه. مهاجرت حاصل چنین مناسباتی است و آن را بیان می کند.

بعنوان مثال، سال 1994 توافقنامه تجارت آزاد آمریکای شمالی (ان آ اف تی آ) بین آمریکا، کانادا و مکزیک منعقد شد. این توافق باعث بدبختی کشاورزان مکزیکی شد که قادر به رقابت با ذرت و دیگر محصولات  وارداتی ارزان تر آمریکا نبودند. با فرارسیدن سال 2002 یک سوم از کل پرورش دهندگان مکزیکی خوک کار و بار خود را از دست دادند. بسیاری چاره ای نداشتند جز ترک مزرعه و رفتن به شهرهای مکزیک یا جستجوی کار در مزارع و کارخانه های آمریکا.

راه حل چیست؟

در واقع، آنچه باعث راه افتادن امواج مهاجرت از کشورهای جهان سوم به کشورهای توسعه یافته (سرمایه داری انحصاری\ امپریالیستی) شده، سیستم امپریالیستی و عملکردش می باشد. خطاکار کیست؟ یقیناً مردمی که زمین، غذا و درآمدشان و ازاکثریت حق زندگی در امنیت را از آنان دزدیده اند، خطاکار نیستند. مهاجرین مجرم نیستند بلکه گانگسترهائی مجرم هستند که جهان را اینگونه که هست اداره میکنند و سعی دارند آن را بهمین شکل نگاه دارند.

یقیناً لازمست علیه محدودیت های دولتی بر مهاجرت، سرکوب ظالمانه ی مهاجرین وارد شده به اروپا و آمریکای شمالی وعلیه معیارهای غیرانسانی و حتی غیر قانونی که به قصد جلوگیری از ورود تازه واردین اعمال می¬شود و به معنای صدور حکم مرگ برای مهاجرین است، مبارزه کنیم. باید با شکل های مختلف تحقیر، مجرم انگاشتن، هیولا جلوه دادن و غیرانسان جلوه دادن پناهندگان بوسیله  مقامات غربی را افشاء کرده با آن مخالفت کنیم. اقدامات و سیاست های آنها علیه کسانی است که در پی یافتن راهی برای تغذیه خانواده شان جان خود را به خطر می اندازند. حمایت از مهاجرین در مبارزه شان برای حقوق پایه ای و برای یک زندگی که استحقاق آن را دارند، بسیار مهم است.

اما ربط دادن این مبارزات عادلانه به مبارزه برای پایان دادن به نظام امپریالیستی که سوخت و سازش ایجاب می کند که مردم سراسر جهان را له کند، اهمیت اساسی دارد. مبارزه برای حقوق مهاجرین نمی تواند از مبارزه علیه این گانگسترها جدا باشد. این مبارزه ای جهانی است که به نفع اکثریت وسیع مردم جهان است. مبارزاتی که مهاجرین انجام میدهند "معضل" نیست بلکه فاکتور بالقوه بسیار مثبتی برای انقلاب است.

 

 

برای اشتراک به آدرس زیر بروید:

http://uk.groups.yahoo.com/group/AWorldToWinNewsService/

جزء نویسندگان ما باشید ـ برای ما خبر، کامنتار، نقد، پیشنهاد و مقالات خود را به آدرس زیر بفرستید:

aworldtowinns@yahoo.co.uk

 

 

 

 

 

 

 

 

 

      
بازگشت
htm  pdf
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در