Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 سرويس خبری جهانی برای فتح  پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶ برابر با ۲۳ نوامبر ۲۰۱۷       
کوبانی

کوبانی: در حالی که توده ها به هر ریسمانی چنگ می اندازند،

                                                                   کسانی که باید بهتر از این ها بدانند کف می زنند

سرویس خبری جهانی برای فتح. 13 اکتبر 2014. عده ی زیادی در سراسر خاورمیانه و جهان از عزم زنان و مردان از خود گذشته ی کرد که مرگ را به سخره گرفته اند تا بنیادگرایی اسلامی را متوقف کنند الهام و حتا جانی دوباره گرفته اند. نبرد برای کوبانی نبردی است که داعش به شدت نیازمند پیروزی در آن است. زیرا در محورهای حرکتِ نیروهای داعش، کوبانی مکانی استراتژیک است. اما داعش به دلایل سیاسی و ایدئولوژیک بسیار مهم نیز محتاج این پیروزی است. مردم خاورمیانه نیز به شدت محتاج خیزش کردها علیه اسلام گرایی بوده اند زیرا این ایدئولوژی ستم های گوناگون، از جمله ستم ملی و ستم بر زن را موجه جلوه داده و تحکیم می کند. 

اما کردها نه فقط از یک طرف بلکه از جهت های گوناگون زیر آتش حمله اند و همه چیز وابسته به آن است که چه درکی از دوستان و دشمنان خود دارند. ایالات متحده آمریکا و ترکیه می خواهند مبارزه کردها را در خدمت منافع خودشان (منافعی که که گاه در تضاد با یکدیگرند) به کار گیرند و اگر قتل عام کردها به منافع استراتژیکشان خدمت کند کاملا مایلند که آن را ممکن کنند، همان طور که در گذشته بارها این کار را کرده اند. در عین حال باید گفت که این جنگ عادلانه علیه داعش در کردستان غربی علیرغم آن که بسیار مثبت است اما راه برون رفتی از تراژدیِ در حال گشایش در خاورمیانه و ورای آن را نشان نداده است. این تراژدی عبارت است از باورِ به غایت اشتباه و مرگبار که گویا در جهان امروز یا باید با اسلام گرایان و نظم ارتجاعی تحمیلی آنان سمت گیری و به آن خدمت کرد یا با امپریالیست های غربی و دوستان آن ها که می خواهند از نظم غیرقابل قبول کنونی دفاع کنند.

سیاست و بینش کنونیِ رهبران کرد که در میان مردم کردستان و حامیان آنان دارای نفوذ گسترده  می باشد، این است که فقط همکاری با الات متحده آمریکا می تواند آنان را نجات دهد. آنان فکر می‏کنند که از طریق همراهی با ایالات متحده و قدرت نمایی آن در منطقه، آنان می توانند دشمنان مختلفشان را به جان یکدیگر بیندازند. اما آن چه رهبران کرد به عنوان فرصت می بینند در واقع یک تله است که افتادن در آن برای مردم کردستان هلاکت بار خواهد بود.

واضح است که رژیم اردوغان نقشه ای دارد. شاید اردوغان و آن نیروهای طبقاتی که وی نمایندگی می کند مایل باشند کماکان از «کارت کرد» در مقابل رقبا و دشمنان خود استفاده کنند و از حمایت کردها برای تقویت بخت و اقبال خود در درون طبقات حاکمه ی ترکیه و در کشمکش با آمریکا برای تبدیل شدن به یک قدرت منطقه ای مسلط (با قبول سرکردگیِ آمریکا) سود جویند. اما این رژیم هرگز کردها را به عنوان «دوستان خود» قبول نخواهد کرد مگر آن که ابتدا آنان را به طور کامل سرکوب کند تا نشان دهد که این «دوستی» باید به منافع یک طرف کمک کند.

پ.ک.ک در ترکیه و متحدانش در پ.ی.د که جنبش کردستان را در سوریه رهبری می کند معتقدند که اکنون ترکیه و ایالات متحده آمریکا نیازمند قدرت نظامی آنان برای مغلوب کردن داعش هستند و بنابراین کردها می توانند از این وضعیت سود جسته و این مرتجعین را وادار کنند که به یاری کردها بشتابند. هاگ پوپ  Hugh Popeتحلیل گر «گروه بحران بین المللی» International Crisis Group  که حرفه اش دادن کمک فکری به حکومت های کشورهای امپریالیستی غربی است با درشتی به «گستاخی کردها در ماه اوت» اشاره کرد و نوشت باید کردها را چند پله پایین آورد تا آماده ی ورود به هرشکل از ائتلاف با دولت ترکیه و ایالات متحده شوند. 

عبدالله اوجالان، موسس و رهبرِ  پ.ک.ک که با عینک غیر انقلابیِ منافع فوری و منافع ملیِ محدود کردها به جهان می نگرد، سالها صرف مذاکره و تلاش برای رسیدن به توافقی با رژیم ترکیه و سپس با اردوغان کرده است. اکنون این توافق مترادف شده است با تامین حمایت کردها از پروژه ی اسلام گرایی و عظمت طلبی ترکِ اردوغان در ترکیه و در منطقه. به همین دلیل، در سال گذشته هنگامی که جنبش اعتراضیِ جوانان موسوم به جنبش پارک گزی سربلند کرد، پ.ک.ک حمایتی واقعی از آن نکرد. اکنون اوجالان از یک طرف تهدید می کند که مذاکرات را قطع خواهد کرد (و حتا فرماندهان پ.ک.ک تهدید کرده اند که جنگ چریکی را در ترکیه از سر خواهند گرفت) تا دولت ترکیه مجبور به برداشتن محاصره ی کوبانی شود و اجازه ی سرازیر شدن سلاح و کمک های انسانی به مدافعین کوبانی را بدهد و از سوی دیگر پ.ک.ک قول می‏دهد که کردها می توانند تبدیل به «سربازان زمینیِ» پروژه ای هیولایی تر از پروژه ی داعش، یعنی نجات سلطه ی به خطر افتاده آمریکا در خاورمیانه شوند.

اوضاع در کوبانی توسط فاکتورهای پیچیده ای رقم می خورد. آنطور که جان کری وزیر امور خارجه آمریکا با صراحت گفته است، آمریکا بیش از هر چیز دغدغه ی «حفظ» کنترل بر عراق را که داعش به چالش کشیده است دارد و در پرتوی این هدف، دفاع از کوبانی یک هدف «استراتژیک» نمی باشد. ترکیه به طور بالقوه یک متحد استراتژیک برای آمریکا و اهداف آمریکاست اما در عین حال به دنبال تحقق اهداف خودش می باشد که شامل سرنگونی رژیم بشار اسد در سوریه و جایگزینی آن با یک رژیم اسلامی است که با اهداف منطقه ای و بلند پروازی های ایدئولوژیک ترکیه سازگار باشد. اردوغان با صراحت گفته است که هدفش تغییر رژیم در سوریه است و کردها باید از این هدفش حمایت کنند یا اینکه بهای حمایت نکردن را بپردازند. احتمالا این مساله یکی از منابع تنش میان ترکیه و آمریکا است زیرا وضعیت سوریه برای آمریکا یک مشغله ی مرکزی نیست و حداقل تا کنون به دنبال آن بوده است که جنگ داخلیِ مهلک را در سوریه آنقدر طولانی کند تا اینکه بالاخره فرجام مساعد به حال آمریکا در افق نمایان شود. یک بار دیگر باید بر موضوع واضحی که به اندازه کافی واضح به نظر نمی رسد تکرار کرد: چطور می توان از آمریکا که نقش عمده ای در عروج داعش در سوریه و عراق داشت انتظار داشت که برای  نجات مردم از دست داعش حرکت کند؟ هر اختلافی که اوباما و اردوغان داشته باشند (و احتمالا اختلافاتی دارند که به طور بالقوه انفجاری هستند) اما کاملا با یکدیگر توافق دارند که نجات کردها به هیچ وجه یک هدف استراتژیک برایشان نیست.

همین مساله، رویکرد کنونی رهبران کرد را به طور مضاعف مایه ی دلشکستگی می کند. آنان در حالی که زندگی کردها را در دست دارند برای معامله به ترکیه و آمریکا می روند که به خودی خود جرم بزرگی است و به احتمال زیاد در این معامله چیزی بیش از تسبیح های رنگین بی مقدار دستگیرشان نخواهد شد. بر خلاف آن چه عده ای در خیال می پرورانند، کوبانی نماینده ی یک «راه سوم» نیست. این راه، راهگشایی از میان شکافی که میان دشمنانشان افتاده و با یکدیگر می جنگند نیست بلکه افتادن در منگنه ی میان آنان است. 

این فکر که  ائتلاف با غرب «برای نجات کوبانی از دست داعش» می تواند درها را به روی انقلاب باز کند صرفا عده ی بیشتری را به دهان این هیولاهای گرسنه ی در حال جنگ با یکدیگر، خواهد انداخت. این خط، دروغ های اسلام گرایان و امپریالیست ها را پژواک می‏دهد که گویی تنها راه عبارتست از انتخابِ سمتِ یکی از این دو هیولا. آیا ما این واقعه را در مصر ندیدیم که پس از سال ها شورش و مقاومت پر شکوه، بسیار کسانی که قرار بود انقلابی باشند اجازه دادند یک ژنرال جاهلِ تعلیم دیده ی آمریکا که طرفدار غرب و اسراییل است، میدان تحریر را منفعل کند؟ کسانی که رویکرد رهبران کرد را  راه پیشروی می دانند خوبست از خود بپرسند که آن راه واقعا به کجا رسید و همواره به کجا ختم خواهد شد.   

سختی های واقعی انقلاب کردن در میانه ی این وضعیت جنون بار را به گردن توده های مردم نیندازید. در شرایطی که توده های مردم از کرد، عرب، ترک و غیره در سراسر منطقه و در کردستان حاضرند جانشان را بدهند انقلابیون وظیفه دارند راهی بیابند که بتواند این آرزوها و فداکاری ها را ها به سمت تغییرات اساسی در زندگی مردم از طریق سرنگونی تمام طبقات استثمارگر و ستمگر ببرد و آغازگر نابودی تمام نظام جهانی امپریالیستی گردد. در غیر این صورت، شاهد افزایش ستم گری امپریالیستی و نیز ستم گری اسلامیستی خواهیم بود و اوضاع مرتبا به قهقرا خواهد رفت. انقلابیونی که باید بهتر از این ها بدانند، نباید صرفا به کف زدن برای مردمی که مستاصلانه به هر ریسمانی چنگ می اندازند و مطمئنا گزیده خواهند شد، اکتفا کنند. استیصال باید جای خود را به علم بدهد زیرا یک تحلیل علمی (و نه خود فریبانه) می تواند فرصت های واقعی برای انقلاب را که در دل همان تضادها و هرج و مرجی نهفته اند که این تراژدی را تولید کرده اند، آشکار کند.   

 

      
بازگشت
htm  pdf
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در