Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 سرويس خبری جهانی برای فتح  جمعه ۳۱ شهريور ۱۳۹۶ برابر با ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۷       
آمریکا بار دیگر به بغداد باز می گردد

آمریکا بار دیگر به بغداد باز می گردد

 

10 نوامبر 2014:  سرویس خبری جهانی برای فتح.

 

لنین زمانی نوشت، تا زمانی که توده های مردم یاد نگیرند پشت هر پدیده ی اجتماعی منافع طبقاتی معینی را ببینند، بازیچه خواهند شد. در اوج جنگ ویتنام، گروه موسیقی ضد جنگ به نام  Country Joe and the Fish همین نکته را در قالب کلمات دیگری بیان کرد: «ما برای چه می جنگیم؟». طبقه حاکمه ی ایالات متحده آمریکا همراه با «ائتلاف» ضد داعش در عراق و سوریه برای چه می جنگد؟ افراد بسیاری باید این سوال را از خود بپرسند، به ویژه کسانی که اخیرا «ما»ی آن ها بی طرفانه شامل نیروهای مسلح آمریکا  نیز شده است.

توجه ها  به درستی بر روی کوبانی متمرکز شده است، جایی که زنان و مردان جنگجوی کرد در محاصره داعش مقاومت می کنند و اگر این محاصره کامل شود، می تواند به قتل عام دهشتناکی منجر شود. چنین افقی نفس ها را در سینه حبس می کند. با توجه به این مساله، مردم در کشورهای زیادی، با نیت های خیر خواهانه،  خواهان تشدید مداخله نظامی آمریکا به عنوان بخشی از آنچه آنرا «جبهه متحد» برای «نجات کوبانی» می دانند، شده اند. آنها گرایش به این دارند که اقدامات آمریکا در عراق و سوریه را مثبت ارزیابی کنند و حتا از کشورهایی مانند فرانسه که تا کنون کنار ایستاده اند نیز می خواهند که دست به دخالت نظامی بزند. فراخوان اول نوامبر برای «راهپیمایی جهانی علیه داعش و به نفع کوبانی، به نفع  بشریت» توسط یک فهرست بلندی از شخصیت های مترقی و با وجهه بین المللی امضا شده است. آنها از «بازیگران جهانی» می خواهند تا در آنچه «ائتلاف بین المللی علیه داعش» خوانده می شود به «تعهدات بین المللی» خود عمل کنند.  این به معنی آن است که آنها می خواهند این به اصطلاح «ائتلاف بین المللی»، به یک ائتلاف واقعی تبدیل  شود و اقدامات بیشتری انجام دهد.

مشکل اول با این ایده آن است که پرچم «تعهدات بین المللی قانونی» را خود آمریکا، انگلیس و فرانسه بلند کردند. فرانسه پیشاهنگ «وظیفه دخالت نظامی برای نجات مردم» بود که از  این ایده  از جمله برای حمله به افغانستان، لیبی و عراق استفاده شد. این پرچم نمی تواند علیه آنها به کار گرفته شود، چرا که فقط به معنای دخالت نظامی بیشتر است.

دوم، چرا آمریکا مواضع داعش در کوبانی را بمباران کرد  و با داعش در عراق نیز به  مقابله برخاسته است؟ آیا این راست است که  فشار افکار جهانی آمریکا را  بر خلاف میلش وادار به این کار کرد؟ عده ای ادعا می کنند که «آمریکا از عربستان سعودی حمایت می کند و عربستان داعش را حمایت می کند. پس جنگیدن با داعش به معنای ضربه زدن به آمریکاست.» این استدلال برخی حقایق را بیش از اندازه ساده نمایی می کند تا نتیجه ای غیر حقیقی از آن بگیرد. اوضاع به شدت متناقض است و امپریالیست ها مایلند در حد امکان کارت های متعددی در دست داشته باشند. بدون شک، ایالات متحده  می خواهد داعش  را که تبدیل به چالشی جدی برای سلطه ی منطقه ای آمریکا شده است، شکست دهد. ایالات متحده بدون سلطه بر این منطقه نمی تواند موقعیت برتری خود را در میان سایر امپریالیست ها حفظ کند. به دلیلی مشابه، آمریکا بر  رژیمهای ایران و سوریه فشار وارد ، و از اسراییل به عنوان یکی از اجزای غیر قابل جایگزین قدرت نمایی اش در خاورمیانه حمایت می کند.

این حقیقت ندارد که آمریکا داعش یا سایر گروههای اسلامی را به وجود آورده است. البته واشنگتن و متحدانش  به رشد این نیروها کمک بسیار کردند، به ویژه زمانی که به نفعشان بود. اما بنیادگرایی اسلامی با اهداف مستقل و بسیار ارتجاعی اش، به خودی خود تبدیل به نیرویی شده است. آنچه حقیقت دارد اینست که گسترش انفجاری  این نیروها بدون عملکردهای آمریکا و متحدانش در منطقه غیر قابل تصور می بود. رشد این ها حاصل جنایات وحشیانه ی آمریکا در عراق، نابودی قدرت قدیمی و تلاش ناکام برای ساختن رژیمی که بیشتر مورد اعتماد آمریکا باشد، است. در واقع، هسته اولیه داعش از ابوغریب، که شکنجه گاه آمریکا بود برخاست و پایه حمایت اجتماعی آن در عراق در نقاطی نظیر فلوجه است که آمریکا جنایات گسترده ای در آن جا مرتکب شد. تغییرات عظیم اقتصادی و اجتماعی که منطقه را به طور فزاینده ای گرفتار شبکه سرمایه بین المللی کرده است بسیار مهمتر از طرح های توطئه ی آمریکا، اسراییل و عربستان هستند (برای مثال، نابودی فاجعه بار بخش عظیمی از جامعه روستاییِ سوریه در پی گشایشِ درهای سوریه به روی بازارهای بین المللی یک مولفه حیاتی را برای گسترش ناگهانیِ پایه ی اجتماعی نیروهای اسلامی که قبلا محدود بود، فراهم کرد).

فراخوان اول نوامبر می گوید: «اگر جهان خواهان دموکراسی در خاورمیانه است، باید از مقاومت کوبانی دفاع کند.» چطور کسی می تواند صادق باشد و این حرف را بزند در حالیکه واضح است که حاکمان جهان و هیچ یک از «بازیگران» اصلی جهان چنین دغدغه ای ندارند. چطور ممکن است دخالت نظامی بیشتر ایالات متحده چیزی بجز نتایج منفی برای بشریت به بار آورد؟

فقط نگاهی بیندازید به آنچه که تا کنون ایالات متحده و ترکیه برای «نجات» کوبانی انجام داده اند. هرچند در حال حاضر، ترکیه و آمریکا دچار تضاد منافع هستند اما اوباما و اردوغان، هیچیک مایل نیستند که بگذارند پ.ی.د (حزب اتحاد دموکراتیک کردستان در سوریه) و میلیشیای آن (ی.پ.گ) تبدیل به نیرویی شود که خارج از کنترل آن ها باشد. همین انگیزه اعمال آنان را هدایت می کند. به همین جهت به جای سلاح های بهتر برای ی.پ.گ، مشترکا تصمیم گرفتند سربازانی از اقلیم کردستان را برای «کمک به کوبانی» بفرستند. این پیشمرگه های تقویتی قرار است در واحدهای خود تحت فرماندهی حکومت اقلیم کردستان مانده و موشک ها و سلاح های سنگین را اکیدا تحت کنترل خود نگه دارند.

هم آنکارا و هم واشنگتن قویا دولت اقلیم کردستان را ترجیح می دهند. این دولت، تحت سلطه خاندان های طالبانی و بارزانی است که ریشه های فئودالی دارند. عروج اینان در جهان به دلیل سر فرود آوردنشان در مقابل ترکیه (بزرگترین شریک تجاری آنها) و ایالات متحده (که آنها را به سر قدرت آورد) ممکن شده است. تکیه بر کمکهای آمریکایی و ترکیه برای نجات کوبانی یا تکرار فراخوان اوباما برای ائتلاف جهانی علیه داعش فقط یک " تاکتیک" نیست، این به معنای پیروی از همان سیاست ها است.

حتی اگر فشار بر روی کوبانی از طریق حملات هوایی آمریکا کاهش پیدا کند، سوال اینجاست که رهبران ی.پ.گ و پ.ک.ک برای مساله ستم بر کردها  چه راه حلی دارند؟ و نتیجه کلی دخالت نظامی آمریکا برای منطقه و جهان چیست؟ شک نیست که در سطح تاکتیکی، هر کس که دچار موقعیت اضطراری در نبرد شود از کم شدن هرگونه فشار استقبال می کند اما چنانچه تحت لوای دفاع از کوبانی تلاش ها و پروژه های کلی آمریکا در منطقه موجه شمرده شده و از آن استقبال شود، امری بسیار بد است. دادن فراخوان تشکیل یک جبهه متحد بین المللی برای نجات کوبانی نه تنها عملی ضد امپریالیستی نیست بلکه فریب امپریالیست ها را خوردن است.

عملیات نظامی آمریکا تا کنون چیزهای زیادی درباره اهداف جنگی آنها آشکار کرده است. محاصره کنندگانِ داعشی دست به جنگ موضعی زده اند و همین امر آنان را در برابر حملات هوایی آسیب پذیر کرده است. البته آنان سعی می کنند در نقاط دیگر به این حملات از طریق پراکنده کردن نیروهایشان و استفاده نکردن از کاروانهای بزرگ  و مواضع و سلاح های ثابت جواب بدهند. مقامات سیاسی و نظامی آمریکا آشکارا این را گفته اند و تکرار کرده اند که این حملات هوایی باید به جنگ زمینی بیشتر بیانجامد. اما این امر بدون حضور بیشتر آمریکا و نیروهای غربی ممکن نیست.

ایالات متحده اکنون 1400 پیاده نظام در عراق دارد، 800 نیرو برای دفاع از سفارت آمریکا و فرودگاه بغداد (دروازه اصلی برای حملات بیشتر) و باقی نیروها در اربیل در کردستان عراق، جایی که بیش از دو دهه است با اقلیم کردستان همکاری داشته اند. اکنون رئیس جمهوری آمریکا ورود به یک «مرحله جدید» را اعلام کرده است که به معنی  افزایش تعداد پیاده نظام آمریکا به 3.100 نفر است. نفرات اضافه ای  نیز برای «آموزش دادن» ارتش عراق به استان انبار یا سایر مکانهایی که حیات رژیم عراق در خطر است، فرستاده خواهند شد. آنها قرار نیست که  از کردها، عراقی های سنی یا شیعه یا هرکس دیگری  دفاع کنند یا مانع از بروز جنگ های مذهبی شوند. وظیفه آنها دست یافتن به هدفی است که به خاطر آن آمریکا در سال 2003 به عراق تجاوز کرد یعنی برای تحکیم سلطه ی آمریکا بر این منطقه و استقرار رژیمی که به این سلطه کمک کند.

چرا این سربازان به عراق بازگردانده شده اند؟ مگرنه این که مقامات نظامی آمریکا اعلام کرده بودند که ارتش عراق  در سال 2011 زمانی که نیروهای نظامی خارجی عراق را ترک کردند ، به خوبی آموزش دیده بودند. (دریادار جان کربی John Kirby  معاون مطبوعاتی پنتاگون اخیرا گفته بود: «ما پول و انرژی زیادی صرف آموزش ارتش عراق کردیم.  در 2011 وقتی که ارتش ما عراق را ترک کرد، آنها  توانایی لازم را به دست آورده بودند.»). با این وصف، در ماه ژوئن ارتش عراق در مقابل تهاجم داعش از جنگیدن برای رژیم فرقه گرای شیعه ی فاسد و تماما جنایتکار که توسط آمریکا و برای حفظ منافع آن منصوب شده است، سر باز زد و همه گردانهای ارتش عراق  درمقابل این تهاجم فروپاشیدند. پس از آن نیز این ارتش اشتیاق چندانی برای دفاع از حکومت فرقه ای شیعه دیگری که آمریکا جایگزین اولی کرد، از خود نشان نداد. ارتش آمریکا، چه مستقیما وارد نبرد بشود یا نشود، در هر حالت وظیفه اصلی اش آن است که در عراق ارتشی به وجود بیاورد که زیر فرمان آمریکا باشد. همین وظیفه را «مستشاران» نظامی آمریکایی در اقلیم کردستان در رابطه با پیشمرگه های آن حکومت پیش می برند.

دنیا بیش از حد در این زمینه که «مستشاران» چه کاره اند تجربه دارد. این کلمه در همان روزهای اول  جنگ آمریکا علیه مردم ویتنام وقتی معلوم شد که استعاره ای است برای واژه ای که این روزها «چکمه بر روی زمین»  boots on the ground خوانده می شود، بدنام شد.  ولی حتی قبل  ازحمله تمام عیار  آمریکا به ویتنام در سال 1965  «مستشاران» نظامی آمریکایی سربازان ویتنامی را تعلیم می دادند. این کار بخشی از تلاش های آمریکا برای سرهم بندی کردن یک رژیم دلخواه در ویتنام بود.  

اگر آمریکا در عملیات خود درعراق یعنی در ایجاد دولتی که منافع طبقه امپریالیست و سرمایه دار آن را تامین کند، شکست بخورد، به صراحت گفته شده است که چه اتفاقی خواهد افتاد: «در مرور زمان اگر این برنامه جواب ندهد، ما به ارزیابی مجدد دست می زنیم و تصمیم خواهیم گرفت که آیا ارزش آن را دارد که نیروهای دیگر از جمله نیروهای آمریکایی را به منطقه وارد کنیم یانه؟" رئیس نیروهای مسلح آمریکایی ری اودرینو Ray Odierno چنین هشدار داد. در مصاحبه ای از اوباما پرسیده شد که آیا آخرین اعزام سرباز به عراق سرآغازی برای اعزام های بیشتر نیست؟ و اوباما پاسخ داد، «به عنوان فرمانده کل قوا، من هرگز نمی گویم، هرگز». اما سابقا، زمانی که آمریکا فکر می کرد می تواند کنار بایستد و از آن جا اعمال نفوذ کند، اوباما حرف دیگری می زد. امپریالیسم آمریکا هرگز گزینه ی دیگری بجز اعمال نفوذ کردن بر این منطقه را قابل تصور نمی داند.

یک خبر حاشیه ای بسیار افشاگرانه این است که مزدوران شرکت امنیتی بلک واتر نیز به سربازان آمریکایی خواهند پیوست. این همان شرکتی است که افرادش در سال 2007  در کوچه پس کوچه های بغداد بدون دلیل موجهی بر مردم آتش گشودند و 17 نفر از جمله دو کودک را کشتند و 18 نفر را نیز زخمی کردند.  جدا چگونه کسی می تواند استدلال کند که فرستادن نیروهای آمریکایی بیشتر به عراق نتیجه ای جز یک کشتار گسترده خواهد داشت؟ نتیجه ی منطقیِ فراخوان ائتلاف بین المللی ضد داعش همین است.

کسانی که امیدوارند به نحوی از انحاء با کمک هواپیماها و تفنگ های ایالات متحده آمریکا، بنیادگرایی اسلامی متوقف شود بهتر است به این نیز فکر کنند که اگر نیروهای سکولار پرچم مقاومت علیه امپریالیسم آمریکا را زمین بگذارند و داعش پرچمدار مقاومت ضد آمریکایی شود، چه تاثیراتی خواهد داشت. خطری که کوبانی را تهدید می کند همین جاست.

خبرنامه جهانی برای فتح برای ده نوامبر شامل یک مقاله است. این خبرنامه می تواند با ذکر منبع به صورت کلی یا جزیی  به هر شیوه ای مورد استفاده یا بازتولید قرار بگیرد.

وب سایت:  aworldtowinns.co.uk

برای مشترک شدن یا پشتیبانی به این آدرسها مراجعه کنید:

www.aworldtowin.org یا http://uk.groups.yahoo.com/group/AWorldToWinNewsService/    

برای ما بنویسید: اطلاعات، نکته ها، انتقادات، پیشنهادات و مقالات خود را به این آدرس بفرستید:

aworldtowinns@yahoo.co.uk

 

 

 

      
بازگشت
htm  pdf
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در