Print  |  close
جناب شازده محمد خاتمی: تو غلط کردی

 

 

جناب شازده محمد خاتمی: تو غلط کردی!

 

محمد خاتمی رئیس جمهور سابق، یک بار دیگر بر وفاداری خود به نظام بنیادگرائی اسلامی تاکید گذاشت و با سخنانی توهین آمیز خواست مردم مبنی بر سرنگونی ولایت فقیه را خطاب قرار داده و گفت کسانی که این شعارهای ساختار شکن را داده اند، غلط کرده اند!

 

مردم همانطور که به احمدی نژاد جواب دادند، خش و خاشاک توئی! به این سید مرتجع نیز باید بگویند: غلط تو کردی!

 

خاتمی که این چنین متفرعنانه به مردم توهین می کند، در طول عمر 31 ساله جمهوری اسلامی غلط های زیادی کرده است که باید پاسخ گوی آن ها باشد. در دوران وزارت ارشاد، در توجیه اعدام مخالفین جمهوری اسلامی قلم می زد. در دوران ریاست جمهوری اش دستور سرکوب دانشجویان را صادر کرد. 5 سال پیش تقلب انتخاباتی باند حاکم را که احمدی نژاد را به ریاست جمهوری رساند، آزادترین و درست ترین انتخابات توصیف کرد. و پس از کشته شدن جلاد اوین لاجوردی او را در صداقت و پاکی به عرش اعلا رساند و کم مانده بود وی را جزو امام زاده های معصوم اعلام کرده و به مومنین دستور دهد که قبرش را تبدیل به زیارتگاه جدیدی کنند.

 

خاتمی می گوید، جمهوری اسلامی از دل یک انقلاب بیرون آمد. او دروغ سی و یک ساله را تکرار می کند. انقلاب یعنی به ریشه ها زدن و نو کردن روابط میان انسان ها و افکار حاکم بر جامعه. در حالیکه جمهوری اسلامی ریشه های قرون وسطائی جامعه را آبیاری و احیاء کرد. جمهوری اسلامی محصول شکست انقلاب بود. سی و یکسال پیش خواست های عمومی مردمی که علیه نظام سلطنت به پا خواسته بودند، در شعار آزادی، استقلال بازتاب یافت. اما با غلبه قشر مرتجع اسلامی بر روند اوضاع، هم آزادی در نطفه خفه شد و هم استقلال و این چرخش فاجعه بار در شعار آزادی، استقلال، جمهوری اسلامی متبلور شد. جمهوری اسلامی به جای آزادی، استبداد سیاسی و زندان و شکنجه، جهل مذهبی، سرکوب آزادی اندیشه و اجتماعات و به جای استقلال وابستگی برده وار به قطب های مختلف نظام جهانی سرمایه داری امپریالیستی را به ارمغان آورد. عربده های هسته ای توخالی آن هیچ نبوده است بجز پرده ساتری بر روی این وابستگی اسارت بار و فخر فروشی به مردمی که برای یک زندگی بخور و نمیر روزی 16 ساعت کار می کنند و ذره ذره می میرند تا شازده های اسلامی و پیشکاران و نظامیانشان ( از هر دو جناح) در استخرهای ثروت غوطه ور شوند و فاصله محل کار و خانه را با بالگرد طی کنند.

 

در چنین وضعی است که خاتمی بی شرمانه عهد و پیمان خود را با ولایت فقیه تجدید می کند و مردمی را که با صراحت بر این دژ استبداد دینی در ایران خط بطلان کشیده اند، افراطی می خواند. حال آنکه، در ایران امروز هیچ چیز افراطی تر از نظام دینی حاکم نیست. امروز، هیچ خواستی افراطی تر از خواست حفظ این نظام نیست. امروز صحنه سیاست جهانی را دو افراط ارتجاعی و ضد مردمی رقم می زنند و شرط آزادی و استقلال مبارزه علیه هر دوی آنهاست: امپریالیسم و بنیادگرائی اسلامی. نظام جمهوری اسلامی تجسم یکی از این دو افراط است و خواست سرنگونی آن نه تنها افراط نیست بلکه ضرورت است؛ شرط حداقل برای باز شدن راه آزادی و استقلال واقعی در ایران است.

 

اطلاعیه شماره 17 موسوی و به دنبال آن بیانیه کسانی که خود را اتاق فکر سبز می خوانند (مهاجرانی، سروش، کدیور، گنجی، بازرگان) و سخنان خاتمی علیه مردم، بیانگر آن است که اینان از حضور مصمم مردم در صحنه مبارزه سیاسی به هراس افتاده اند. آنان از مردمی که بطور فزاینده اندیشه و عمل خود را از قید و بندهای تحمیلی رهبری سبز رها می کنند و به قدرت خود باور می آورند و سقف خواسته ها و انتظارات خود را ارتقاء می دهند، می ترسند. آنان پس از تظاهرات عاشورا هراسناک از مردم، مفتضحانه دست به دامان ولایت فقیه شدند. اما جناب فقیه نیز لگد بر دهانشان کوفت. مردم باید از این واقعه درس بگیرند و این واقعیت را ببینند که روی دیگر پرچم سبز رهبران اصلاح طلب کمند سبزی است که آماده درهم شکستن آرزوها و خواست های عادلانه آنان است. بطور عینی و خارج از خواست و اراده هر کس سرنگونی ولایت فقیه بدون سرنگونی نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن که یک قانون اساسی تئوکراتیک است، میسر نمی باشد. شعار سرنگونی نظام جمهوری اسلامی باید بر سر زبان ها افتاده و جنبش مردم در جهت آن حرکت کند. این نظام را یک قشر تبهکار که از هیچ جنایتی رویگردان نیست و دارای ستون فقرات نظامی و امنیتی و پشتوانه مالی عظیم است کنترل می کند و فقط با قهر و سازش ناپذیری میلیون ها تن می توان آن را روبید و به آزادی دست یافت. نباید گذاشت پرده های سبز این واقعیت را بپوشاند و عزم فزاینده مردم را در سرنگونی نظام سست کند. تبهکاران به سادگی دست از قدرت نخواهند شست. مبارزه ای سخت در راه است. اما آینده درخشان است.

 

سرنگون باد نظام جمهوری اسلامی

 

حزب کمونیست ایران (م.ل.م)

 

22 دی 1388- 12 ژانویه 2010