Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 ایران   سه-شنبه ۲ آبان ۱۳۹۶ برابر با ۲۴ اکتبر ۲۰۱۷                    
 
جايزه نوبل به شيرين عبادي و واكنشها

جايزه نوبل به شيرين عبادي و واكنشها

 

اعطاي جايزه صلح نوبل به شيرين عبادي براي سران جمهوري اسلامي سخت ناخوشايند بود و خواب از سرشان پراند. دادن اين جايزه به وكيلي سرشناس كه در بيدادگاه هاي جمهوري اسلامي مدافع حقوق قربانيان اين رژيم بوده است؛ به روشنفكري كه حكام اسلامي وي را «غير خودي» حساب مي كنند؛ به زني كه در مجامع بين المللي حجاب از سر بر مي گيرد؛ حامل پيام سياسي شومي از سوي دول اروپائي براي رژيم جمهوري اسلامي ايران است. پيام اين است كه اروپا بطور جدي قصد تجديد نظر در  سياست بيست و چند ساله اش مبني بر حمايت بيدريغ از موجوديت جمهوري اسلامي را دارد.

 

هر چند با دريافت اين خبر بد، حكومتيان سعي كردند قافيه را نبازند و  برخي آخوندها و آخوندزاده ها لحن بنده نوازانه بخود گرفتند، اما در كل پيام سياسي نهفته در اين جايزه را  با وحشت و نگراني خاصي برگزار كردند. مشخصا، خاتمي با تاخير چشم گير و زير فشار افكار عمومي مجبور به «ابراز خوشحالي» كرد. سران جناح راست كه خيال مي كردند دولتهاي اروپائي، با وساطت جناح دوم خرداد، به حمايتهاي بي قيد و شرط خود از اين رژيم ادامه خواهند داد، شوكه شده اند و مرتبا نسبت به عواقب سياسي منفي اين رويداد و «پر رو شدن» مخالفين خود، هشدار مي دهند. مشخصا، محبيان كه از نظريه پردازان جناح راست است، گفت: «جايزه صلح نوبل…حامل پيام سياسي از سوي اروپا براي ايران است. گزينش فردي از ايران با فاصله ي روشن و راديكالي از اصلاحات مورد نظر دولت بيشتر از آن كه مويد نظر اصلاح طلبان حكومتي باشد، حكايت آن دارد كه… تلاش مي شود جبهه جديد تبليغاتي بر عليه ايران گشوده شود.»

 

البته كه دادن اين جايزه معناي سياسي دارد. جايزه صلح نوبل، بشدت منعكس كننده سياستهاي وقت دولتهاي اروپائي است. معناي اين جايزه در شرايط امروز آنست كه دول اروپائي ديگر نمي توانند به سياست گذشته خود مبني بر حمايت بيدريغ از جمهوري اسلامي ادامه دهند، اما مي خواهند بازيگر عرصه سياسي ايران باشند تا منافع امپرياليستي غارتگرانه خود را تامين كنند. مطبوعات اروپائي سالها در مورد محاسن «روند اصلاحات» و «شخصيت اصلاح طلب خاتمي» قلم فرسائي كردند. دولتهاي اروپائي خاتمي را به يك سفر دور اروپا دعوت كرده و استقبال با شكوهي از وي بعمل آوردند. احزاب سوسيال دموكرات حاكم در اروپا حتا تلاش كردند ميان مخالفين رژيم در خارج ( روشنفكران چپ تبعيدي) و جناح اصلاح طلب رژيم «آشتي ملي» بوجود آورند. برگزاري سمينار برلين نمايش علني اين سياست بود. اما پروژه دوم خرداد ورشكسته از آب درآمد و با رو شدن ماهيت اين فريبكاري سياسي، جناح موسوم به اصلاح طلب نيز مانند جناح راست رژيم كاملا در ميان مردم بي پايه شد. بهمين جهت دولتهاي اروپائي صلاح خود را در آن ديده اند كه ديگر روي اين اسب بازنده شرط بندي نكنند و  شانس خود را در تاثير گذاري بر روندهاي سياسي متغير و بشدت متحول ايران از طرق ديگري بيازمايند. اروپائي ها كه منافع عظيمي در ايران دارند، هدف دوگانه اي را در سر مي پرورانند. از يكسو، مي خواهند بهر ترتيب شده مانع از آن شوند كه جنبش ضد رژيمي مردم ايران به يك جنبش انقلابي تمام عيار تبديل شود، مهار بگسلد و آنچنان تومار جمهوري اسلامي را درهم بپيچد كه تعمير و ترميم دستگاه دولتي و  استقرار يك دولت ارتجاعي ديگر بسيار مشكل شود. از سوي ديگر، اروپائي ها نمي خواهند در رابطه با ايران از آمريكا روي دست بخورند؛ آنها هراس دارند كه آمريكا سرنخ تحولات ايران را بدست بگيرد و مانند عراق جاي مطلوبي را بر سر خوان يغماي چپاول و بهره كشي به اروپائيها ندهد.

 

طبيعتا عده زيادي از ضربه اي كه به اين صورت از سوي دولتهاي اروپائي بر جمهوري اسلامي وارد شده، خوشحال و مسرورند. شمار زيادي از دانشجويان مبارز و گروه هاي زنان و ديگر مخالفين رژيم قصد آن دارند كه از فضاي ايجاد شده براي تشديد مبارزاتشان عليه جمهوري اسلامي سود جويند. و اين امر بسيار خوبيست. از اين فرصت مساعد بايد به بهترين وجه براي دامن زدن به اعتراضات و مبارزات توده اي و خياباني عليه جمهوري اسلامي استفاده كرد. زنان بايد فرصت را مغتنم شمرده و با حركات جسورانه عليه حجاب اجباري اقدام كنند و با صداي بلند اعتراضشان عليه رژيم زن ستيز جمهوري اسلامي را به گوش اقشار وسيعتر مردم برسانند.

 

اما اين كافي نيست. در واقع تمام كردن ماجرا در همين حد مطمئنا موجب گيجي سياسي در ميان مبارزين ضد رژيم بخصوص جوانان خواهد شد. دقيقا در  چنين شرايطي است كه عناصر آگاه بايد مقاصد سياسي پشت اين واقعه را توضيح دهند. بر لزوم تبديل جنبش ضد رژيمي به يك جنبش انقلابي براي سرنگوني جمهوري اسلامي تاكيد گذارند. بر خواست پايه اي جدائي دين از دولت پافشاري كنند. به بحث و آگاهي در مورد تاريخچه حمايت دولتهاي اروپائي و آمريكا از رژيم جمهوري اسلامي دامن زده و بخصوص سكوت تائيد آميز دولتهاي اروپائي و آمريكا در قبال كشتار زندانيان سياسي در سال 67 را براي توده هاي مردم برملا كنند. عناصر پيشرو بايد اين حقيقت انكار ناپذير را مرتبا به جوانان مبارز گوشزد كنند كه پيروزي جنبش آزاديخواهانه مردم ايران مستلزم آنست كه با كليت جمهوري اسلامي در افتد و با قدرتهاي امپرياليستي مرز بندي روشن داشته باشد. در تضاد افتادن دولتهاي اروپائي و آمريكا با جمهوري اسلامي مطمئنا از آن جهت كه جمهوري اسلامي حاميان بين المللي اش را از دست مي دهد بسيار خوبست. اين عامل مساعدي براي رشد جنبش مردم اstyle="FONT-FAMILY: Tahoma; mso-ascii-font-family: 'Times New Roman'; mso-hansi-font-family: 'Times New Roman'">14

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 جايزه نوبل به شيرين عبادي و واكنشها
 در تاريخ
 2003-10-15
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در