Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 زنان   شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۸ برابر با ۱۹ اکتبر ۲۰۱۹                    
 
چيان چين

 

چيان چين

بلند پروازی های انقلابی يک رهبر کمونيست


 

مقدمه

 

 

چيان چين، در دهسال آخر حاكميت سوسياليستی در چين (از 1966 تا 1976) يكی از رهبران برجسته حزب كمونيست چين بود. مائوتسه دون، رهبر بزرگ انقلاب سوسياليستی چين و جنبش کمونيستی بين المللی، همسر وی بود.  چيان چين به مدت پانزده سال زندانی رويزيونيستهايی بود كه بسال 1976 قدرت را در چين غصب و سرمايه داری را در آنجا احياء كردند. او در چنگال خونبار همين فرومايگان بود كه در چهاردهم ماه مه 1991 بطرز مشكوكی جان سپرد. با مرگ رفيق چيان چين، پرولتاريای بين المللی يكی از بهترين رهبرانش را از دست داد.

 

پس از مرگ مائوتسه دون، جناح بورژوائی حزب کمونيست چين که خواهان احيای سرمايه داری در چين سوسياليستی بود دست به کودتا زده و  رهبران مائوئيست را دستگير و  آنان را در مقياس توده ای سرکوب کرد. چيان چين نيز بهمراه ديگر رهبران برجسته حزب کمونيست، رفقائی مانند چن چان چيائو ، دستگير شد. بورژواهای درون حزب کمونيست، در هر تندپيچ مبارزه طبقاتی مترصد آن بودند كه خـط انقلابی مائو را درهم شكسته، سرمايه داری را احياء كرده و بار ديگر چين را برده سرمايه داری جهانی كنند. پس متعاقب مرگ مائو متحد شدند و بفاصله كمتر از يكماه از آن تاريخ، به دستگيری چيان چين و پيروان جناح چپ پرداختند. سرکوب مائوئيستها نقطه آغاز احيای سرمايه داری در چين سوسياليستی بود. امروز چين، تبديل به مرکز توليدی اقتصاد جهانی سرمايه داری و مشقت خانه صدها ميليون کارگر شده است و ذره ای از گذشته سوسياليستی در آن بر جای نمانده است بجز نام "حزب کمونيست". احيای روابط سرمايه داری دروازه ها را بروی احيای تمام روابط اجتماعی ستم گرانه بخصوص ستم بر زن باز کرده است.

 

برای كسانی كه جرات دارند رويای انقلاب در سر بپرورانند (و مهمتر از آن، برای كسانی كه جرات عملی كردن آن را دارند) چيان چين مظهر قدرتمندی بود كه بی محابا به هر آنچه كهنه و پوسيده است حمله ميكرد، جسورانه راه ايجاد نو را ترسيم مينمود و از ميان كليه تندپيچهای سخت، و گاه خونين، راهگشای تولد نظم اجتماعی نوين می شد.

 

 زندگينامه وی را که برای اولين بار در مجله جهانی برای فتح شماره 19 (سال 1372) بقلم صفيه رايان منتشر شد، می توانيد در تارنمای سربداران بخوانيد.  در زير  قسمت کوتاهی از جوانی و قسمت بلندی از  آخرين روزهای زندگی او در زندان را می خوانيد:

 

شورشگری سنت شكن

 

هنگامی كه چيان چين دختر جوانی بود، تن به بستن پاهايش نداد (در چين كهن پاهای دختران جوان را می بستند تا ظريف و كوچك بماند. اين يكی از مظاهر مهم زيبائی زنان محسوب ميشد ـ توضيح مترجم) او از همان زمان يك شورشگر بود. چيان چين در كشوری بزرگ شد كه توسط قدرتهای امپرياليستی تقسيم شده بود؛ طی روزهای فقر دهشتناک كه بقول مائو "درختان نيز چون مردم برهنه بودند زيرا مردم برگها را ميخوردند" و تحت شرايط ستم فئودالی كه "زنان دهقان آرزو داشتند بميرند و اينبـار در كالبد سگ تناسخ يابند تا رنج كمتری متحمل شوند."

 

چيان چين كه در كودكی لی چين نام داشت بسال 1914 در خانواده صنعتگر فقيری در استان شانتون كه تحت اشغال آلمانی ها بود بدنيا آمد. اين استان طی جنگ جهانی اول بعنوان سرپلی برای دسترسی به كل سرزمين چين به تصرف ژاپنی ها درآمد. پدر وی كه چرخ ارابه می ساخت داغ مسكنتش را بر سر زن و فرزند خالی ميكرد. از همين رو بود كه همسرش او را رها كرده و در خانه مالكی به كلفتی پرداخت. چيان چين بياد می آورد كه غالبا گرسنه بود، اما از بسياری كودكان ديگر خوشبخت تر بود زيرا شانس مدرسه رفتن داشت. چيان چين يكبار در مصاحبه ای گفت كه در دبستان بيش از هر چيز از درس "خودسازی طبق اخلاق كنفوسيوسي" (يا چگونگی اطاعت از آتوريته) متنفر بود و بخاطر گوش ندادن به درس كتك می خورد. او بياد می آورد كه چگونه صحنه كله های قطع شده و آويزان بدهكاران او را دچار تهوع ميكرد و چگونه صدای تيرباران دزدان مواد خوراكی در گوشهای جوانش زنگ ميزد.

 

چيان چين در سن پانزده سالگی هنگامی كه وارد يك مدرسه تجربی تئاتر شد، به هنر بازيگری علاقه پيدا  کرد. او در اين مدرسه دولتی تنها به اين دليل توانست ثبت نام كند كه به تعداد كافی دختر متقاضی وجود نداشت. طولی نكشيد كه اين مدرسه تحت فشار ارتش يكی از جنگسالاران كه در شهر تسينان مستقر شده بود تعطيل شد. او و برخی شاگردان و آموزگاران مدرسه بعنوان يك گروه تئاتر سيار به پكن رفتند. در سپتامبر 1931 امپرياليستهای ژاپنی منطقه منچوری را اشغال كردند. اين واقعه نخستين نقطه عطف سياسی در زندگی چيان چين بود. او كه از سنين جوانی از اشغال كشورش توسط بيگانگان متنفر بود اينبار تصميم به يك موضعگيری گرفت. كمی بعد چيان چين به "اتحاديه تئاتريان چپ" در تسينتائو كه تحت رهبری حزب كمونيست بود پيوست. او در اين شهر بعنوان كتابدار در دانشگاه مشغول كار شد و همانجا بود كه آغاز به مطالعه آثار لنين کرد.

 

چيان چين بهمراه ساير دوستانش "انجمن تئاتر سی سايد" را بوجود آوردند. آنها به مناطق روستايی می رفتند و نمايشاتی در مورد مناطق "شورايي" ايجاد شده توسط ارتش سرخ و نيز در ضديت با امپرياليسم ژاپن اجراء می كردند. آنها در مناطق روستايی فقری را كشف كردند كه هرگز در شهر نديده بودند و دريافتند كه تفاوت ميان اهداف نيروهای ناسيوناليست گوميندان و كمونيستها بهيچوجه مسئله ای آكادميك نيست. چيان چين در عكس العمل به تجاوز ژاپن از خط مشی "مقاومت كامل" حمايت کرد و در محافل دانشگاهی پيرامون خود، بعنوان عنصری "دردسر آفرين" شناخته شد.

 

چيان چين فقط هشت سال تحصيلات رسمی داشت (پنج سال ابتدائی و سه سال متوسطه) ولی در كلاس درسهای مورد علاقه اش در دانشگاه شركت ميكرد. همانطور كه خودش توضيح ميدهد، بيشترين چيزها را در "مدرسه جامعه" آموخت. يعنی با شركت در مسائل اجتماعی از سال 1933 كه به عضويت وی در حزب كمونيست انجاميد. حزب كمونيست در آن زمان تشكيلاتی مخفی بود. چيان چين در دهه توفانی 1930 متوجه شد كه انقلاب كردن بسيار مهمتر از شعر گفتن و مقاله نوشتن است.

.......

 

مرگ مائو و كودتای سرمايه داران

 

روز نهم سپتامبر 1976 مائوتسه دون درگذشت. در حاليكه توده های چين و همراه با ميليونها تن در ساير كشورهای جهان بخاطر اين ضايعه گران به سوگ نشسته بودند، رويزيونيستهای چين به وجد آمده و آماده گرفتن قدرت شدند. آنها با داشتن هواكوفن به عنوان جانشين "رسمي" مائو در راُس خود و بر پايه تكه های قدرتی كه از گذشته به چنگ آورده بودند (از جمله درون نيروهای مسلح) قادر شدند بفاصله يك ماه پس از مرگ مائو يك كودتای نظامی سر هم كنند و گروه چهار نفره و هوادارانشان را دستگير كنند. حاكميت پرولتاريا در چين با پايانی ناگهانی و بيرحمانه روبرو شد، و اخطار سال 1966 مائو را مانند شيپور بيدار باش خشنی بياد آورد ـ مائو به سال 1966 در نامه ای به چيان چين هشدار داده بود كه ممكن است پس از مرگش جناح راست با استفاده از برخی سخنان مائو دست به يك كودتای ضد كمونيستی بزند و در عين حال به او اطمينان خاطر داده بود كه اگر راستها چنين كنند هرگز روی آرامش بخود نخواهند ديد. درواقع بسياری ميدانستند كه اين پايان انقلاب است و ماهيت واقعی رگبار تبليغات سياسی را درك ميكردند. بدين خاطر است كه كودتا زير برق لوله تفنگها ارائه شد ـ انگار كه برای روشن كردن يكی ديگر از نظرات مهم مائو. رسانه های گروهی اعلام كردند كه گروه چهار نفره "رويزيونيستهای راست واقعي" بودند؛ اينكه آنها، بويژه چيان چين، از مرتدين گوميندانی بودند؛ و اينكه آنها همراه با شمار وسيعی از رفقايشان درواقع دشمنان مائو بودند! حتی چنين ادعا شد كه اگر خود مائو زنده ميبود از سركوب اين "ضد انقلابيون" حمايت مينمود. سطح سياسی نازل دشنامهای كودتاگران، نشانگر درجه گيجی شان بود؛ آنها كه عاجزانه برای تحكيم قدرتشان تلاش ميكردند، بسرعت آنرا با پست ترين سطح ممكن ـ يعنی سطح مستهجن ـ از كارزار فحش كامل كردند كه مملو بود از اعجاب انگيزترين افتراهای شخصی كه در مخيله اشان می گنجيد و همچنين وقايع بی اهميتی كه با اغراق آنها را به حد افسانه های تخيلی جنون آميز رسانده بودند.

 

اين كنفوسيوسی های امروزی كه همزمان تلاش ميكردند بوسيله كارخانه شايعه سازی زنجيرهای سنت را محكم كنند، تصميم گرفتند زن را قربانی كنند. چيان چين را. او بعنوان همسر مائو نيز می بايست محاکمه می شد. او مسئول تمامی "بلاها"يی كه از عهد قديم تا كنون بر سر چين نازل شده (بويژه آنچه طی انقلاب فرهنگی بر چين گذشت) شناخته شده و بخاطرش تنبيه ميشد. البته برای رهروان سرمايه داری بدترين اين "بلاها" آن بود كه مجبور شدند قريب به سی سال تحمل كنند و ببينند كه مائو توده ها را در انقلابی كردن جامعه ای كه اينها ميخواستند از قِبَلش ثروتمند شوند، رهبری كند و نتوانستند زودتر از اينها مائو و رفقای انقلابيش را از قدرت برانند.

 

با وجود اينگونه تبليغات مردم به طرق مختلف مقاومت كردند. يكی از اتهامات اصلی در "محكمه" تاريخی 81ـ1980 طراحی يك قيام مسلحانه در شانگهای عليه كودتا بود.

 

....

چيان چين و رفيق وی چان چون چيائو به مدت چهار سال بدون هيچ اتهامی زندانی شدند. روزنامه های هنگ كنگ ادعا می كنند كه هواكوفن دو سال تلاش كرد تا او را به توبه وادار سازد ـ كاری كه چيان چين آنرا به تمسخر ميگرفت: "اگر جرات داری آزادم كن!"....

او طی دفاعيه 181 صفحه ای، رويزيونيستها را با استفاده از اعلام جرمهای خودشان مورد حمله قرار داد. ...

"شما اكنون قدرت داريد بنابراين ميتوانيد بسادگی هر كس را متهم به جرم بكنيد و مدارك و شواهد جعلی هم در تاييد اتهامات ارائه دهيد. اما اگر فكر می كنيد كه ميتوانيد مردم چين و جهان را فريب دهيد، كاملا در اشتباهيد. اين من نيستم كه محاكمه ميشوم، بلكه دارودسته حقير شما است كه در دادگاه تاريخ محاكمه ميشود".

 

و اين دقيقاً همان چيزی است كه شهادت وی در دادگاه انجام داد. اين دادگاه در20 نوامبر 1980 آغاز شد و تا ژانويه 1981 بطول انجاميد. برخلاف "وان هون ون" و "يائو ون يوان" (كه به اميد مجازات سبكتر تمامی اتهامات را پذيرفته و توبه كردند) چان چون چيائو مبارزه جويانه سكوت كرد (بجز زمانيكه اتهامات را ردکرد) و از برسميت شناختن دادگاه سر باز زد ـ دادگاهی با 35 قاضی، حضار مسخره و دستچين شده، و پخش تلويزيونی. چيان چيان جلادانش را تحقير كرده و آتش حملات بازجويی ها را جسورانه به خودشان بازگرداند: "بسياری از اعضای همين دادگاه از جمله رئيس شما "چيان هوا" در آنروزها در انتقاد از ليوشائوچی از يكديگر گوی سبقت می ربودند. اگر من گناهكارم، پس شما چه هستيد؟"

 

او بروشنی پيوند ميان اعمال خودش و خط انقلابی مائو را رسم كرد و دهان قاضی را بست. البته قاضی كه نمی توانست خلاف اين بحث را ثابت كند، تنها يك جمله را تكرار ميكرد: "خفه شو!" و چيان چين پاسخ ميداد: "اگر قرارست نگذاريد حرفم را بزنم، پس چرا يك مجسمه گلين بودا را بجای من نمی نشانيد و محاكمه نمی كنيد. من 38 سال همسر صدر مائو بودم... من خط مائو و حزب را دنبال كردم. آنچه شما اكنون از يك بيوه ميخواهيد اينست كه دين همسرش را بپردازد. بسيار خوب بشما ميگويم كه خوشحال و مفتخرم از اينكه دين صدر مائو را بپردازم!" او در يك لحظه مهيج اين گفته معروف مائو را تكرار كرد كه، انقلابيون واقعی نه اسير خدايند و نه قانون. مقامات رسمی ديگر بيشتر از اين تاب تحمل نداشتند. چيان چين در حاليكه بزور از سالن خارجش ميردند فرياد زد: "شورش بر حق است! مرگ بر رويزيونيستها بسركردگی دن سيائوپين! من آماده مرگ هستم!" رويزيونيستها كه شوكه شده بودند، دادگاه فرمايشی خود را برای چند روز به تعويق انداختند تا تصميم بگيرند كه چه كنند.

 

حتی خود مرتجعين نيز تاييد می كنند كه اعمال چيان چين مردم سراسر چين و ساير نقاط را سخت تحت تاثير قرار داد. در سراسر جهان، از سريلانكا (جائيكه سفارت چين مورد حمله واقع شد) تا آمريكا، و در پاريس و لندن تظاهراتها و ميتينگهای همبستگی برگزار شد. يك آگهی به امضاء دو هزار نفر در روزنامه فرانسوی "لوموند" تحت عنوان "چيان چين را نجات دهيد" بچاپ رسيد. جنبش بين المللـی كمونيستی نيز گامی بلند به پيش برداشت. اولين كنفرانس بين المللی احزاب و سازمانهای ماركسيست ـ لنينيست برگزار شد و اين بمعنای آغاز روند گردآوری مجدد مائوئيستهای سراسر جهان و كمك به پی ريزی جنبش انقلابی انترناسيوناليستی بود كه در سال 1984 تاسيس شد.

 

رژيم (دفتر سياسی حزب دن سيائوپين) پيش از آنكه حكم مرگ چيان چين و چان چون چيائو را صادر كند، يك ماه بخود پيچيد. رويزيونيستها مطمئن نبودند كدام يك بيشتر به آنها صدمه خواهد زد -- اعدام اين دو انقلابی، يا زنده نگهداشتن آنها بعنوان مهمترين زندانيان سياسی جهان. دو سال به آنها وقت دادند كه به جرم خويش "اعتراف" كنند. وقتی چيان چين حكم مرگ را شنيد، فرياد برآورد: "انقلاب كردن جرم نيست!"

 

چيان چين در زندان بسيار قديمی "كوئين چن" زندانی شد و طی 15 سال حبس اكثرا در سلول انفرادی بسر برد. زمانيكه چيان چين از همكاری با مقامات زندان امتناع می ورزيد، جيره غذايی و نوبت ورزش از او دريغ ميشد و يا مورد ضرب و شتم نگهبانان واقع ميگرديد. او در بيشتر اين 15 سال حق صحبت كردن بجز در موقع بازجويی نداشت. "لی نا" دخترش تنها كسی بود كه اجازه داشت با وی ملاقات كند.

 

چيان چين در زندان نام خود را روی عروسكهايی كه درست ميكرد گلدوزی ميکرد تا بدين ترتيب برای فروش "بلااستفاده" شوند. او از نوشتن انتقاد از خود ماهانه كه از زندانيان خواسته می شد، خودداری ميكرد. روزنامه نيويورك تايمز بسال 1983 گزارش داد كه شعارهای چيان چين بر ديوارهای زندان، زندانبانان را بمصاف ميطلبد كه اگر جرات دارند "سر از بدنش جدا كنند". تقاضای ملاقات وی با دن سيائوپين با پاسخ رد از سوی دن سيائوپين روبرو شد. چيان چين در زندان به نوشتن مقالات سياسی در افشای رژيم رويزيونيستی می پرداخت. بنا به همان گزارش، او درخواست كرد نظراتش را طی يك مباحثه علنی در دوازدهمين كنگره حزب در تابستان 1982 ارائه دهد. حكم مرگ او در سال 1983 به حبس ابد تخفيف يافت. طبق برخی گزارشات، اعلاميه ای در خيابانهای پكن و شانتون در دفاع از انقلاب فرهنگی و محكوميت رهروان سرمايه داری صاحب قدرت پخش شد. گفته ميشود كه متن اعلاميه را چيان چين نوشته و به بيرون از زندان فرستاده است.

 

چيان چين را پس از پانزده سال حبس در سياهچالهای رژيم چين، از ما ربودند. همينكه حكام پكن خبر درگذشت او را تا سه هفته بعد يعنی تا سالگرد قتل عام 1989 "تين آن مين" مخفی نگهداشتند، دست كثيفشان را در پشت اين واقعه برملا ميكند. بعلاوه "خودكشي" اعلام كردن مرگ او بسيار مشكوك است. مزدوران رژيم سعی كردند با سرهم كردن مزخرفات كنفوسيوسی مانند اينكه در "آيين" كهن، خودكشی مظهر مقابله نهائی با حاكميت است، دستان خون آلودشان را بپوشانند.

 

لازم به گفتن نيست كه اين دستان كثيف، آلوده تر گشته و همه چيز دال بر آن است كه چيان چين بدست آنها بقتل رسيده مگر آنكه خلافش ثابت شود. او هرگز تسليم شرايط سخت يا حملات شخصی نشد.  هميشه جنگيد تا موشهای كور حاكم بر چين امروز را به روشنائی روز بكشاند و مسئله پس گرفتن قدرت سياسی را به دستور كار جامعه بدل كند. گزارشهای مربوط به "وصيتنامه" چيان چين (كه ظاهراً رژيم سعی كرده وجودش را انكار نمايد) حاكی از آنست كه مسئله كسب قدرت بعنوان نكته كليدی در آن مطرح شده است. طبق يك گزارش ديگر اين وصيتنامه حكام چين را بخاطر قتل عام "تين آن مين" (ميدان صلح آسمانی) تقبيح می كند و پيش بينی می نمايد كه عمر حاكميتشان كوتاه خواهد بود.

 

بنا به گزارش منتشره در چندين نشريه هنگ كنگی، اساتيد و ديگر "ناظران امور چين"، اين ادعای حكام چين كه چيان چين خودكشی كرده است را زير سئوال برده اند. اولا، "لی نا" دختر چيان چين با وی يك هفته پيش از مرگش ملاقات كرده و گزارش داده كه مادرش تندرست است و نسبت به گذشته از روحيه بهتری برخوردار است (بخشاً بدان خاطر كه او را به جای بزرگتری در زندان منتقل كرده بودند). ثانياً، هر جنبش و حركت چيان چين با تلويزيونهای مدار بسته زير نظر بود. بنا بر همين منابع، او گفته كه در صدد نوشتن زندگينامه خويش است و از اينكه مقامات خاطرات نوشته شده اش را ربوده اند، خشمگين است. اين گزارشات همچنين به شعری اشاره دارند كه اخيراً يكی از نگهبانان زندان برای چيان چين سروده بود. اين مسئله آنقدر او را هيجان زده كرده كه تصميم گرفت با آن نگهبان مشتركا كار كنند. مسئولين زندان پس از آگاهی از مسئله، نگهبان را اخراج كرده و به روستايش پس فرستادند.

 

زندگی چيان چين بيانگر اعتماد استراتژيك به توده ها، و حقانيت كامل و پيروزی نهايی آرمان كمونيستی است. زندگی چيان چين اين حس را بر می انگيزد كه او با تمام وجود ميخواست پرولتاريا را بر صحنه تاريخ مسلط كند. اينكه هركس در مواجه با موانع و حتی شكستهای بزرگ چه برخوردی اتخاذ ميكند و چه نقشی برميگزيد، ميتواند ابعاد كيفی بيابد. اينكه آيا جنگ با دشمن و غلبه بر آن را يك مسير تكاملی دراز مدت و مارپيچی می بينيم يا اينكه از ديدگاهی سازشكارانه جهت كسب برخی امتيازات خودپرستانه و فوری برای گريز از مرگ، شرايط سخت زندان و غيره به آن مينگريم، همگی بازتابی تعيين كننده از برخورد ما به علم و ايدئولوژی ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم است. برخورد و مسئوليت چيان چين در قبال توده های تحت ستم و انقلابی جهان و كلا به ساختن تاريخ را مقايسه كنيد با رفتار "وان هون ون" و "يائو ون يوان". آنها كسانی بودند كه خدماتی به انقلاب فرهنگی كردند، اما هنگاميكه پايداری طبقاتی و خواست فداكاری آنها به بوته آزمايش نهاده شد، فرو ريختند و از نظر ايدئولوژيك خرد شدند.

 

دشمن، چيان چين را ملكه جاه طلب می خواند چرا كه تقويت حاکميت استبدادی خود را در گرو نابود كردن روحيه و خصوصيات قهرمانانه انقلابی می ديد. جهانی بينی چيان چين با جهان بينی اجداد بورژوائی (و فئودالی) اينها كاملا بيگانه بود. او به نيابت از سوی پرولتاريای بين المللی عمل ميكرد و نه برای شخص خود. درست زمانی كه ياس و نااميدی ناشی از ضايعه عظيم واژگونی انقلاب در چين گسترش يافته بود، او بر تمامی نقشه های رويزيونيستها تف انداخت تا باد نخوتشان را خالی كند و پوشالی بودن اهدافشان را  نشان دهد. صدای او پس از دادگاه بگوش می رسيد كه با اطمينان می گفت: "رسالتم را به انجام رساندم!"         ¾

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 چيان چين بلند پروازی های انقلابی يک رهبر کمونيست
 نوشته
 مجله جهانی برای فتح شماره 19
 در تاريخ
 2008-02-20
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در