Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 جوانان-جنبش دانشجویی   سه-شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۸ برابر با ۲۵ فوريه ۲۰۲۰                    
 

ضمیمه قطعنامه سیاسی

مختصات و موقعیت جنبش های توده ای و وظایف حزب در قبال آنها

 

از حقیقت، ارگان حزب كمونیست ایران (م ل م)، شماره 1، خرداد 1380

 

خیزشهای پیاپی توده ای و جنبش های پایدار تر طبقات و قشرهای مختلف، توده ها در را در ابعاد وسیعی به عرصه سیاست می كشاند. موضوع و دامنه مبارزات متفاوت است و نیروهای گوناگونی را در بر می گیرد. خصلت شعارها و شكل و راه و روش پیشبرد آنها یكسان نیست و از انقلابی تا اصلاح طلبانه، از قهر آمیز تا مسالمت آمیز، از غیر قانونی تا قانونی را در بر می گیرد. برخی نظیر جنبش زنان، به تضادها و موضوعاتی مربوطند كه نقاط ضعف اساسی دشمن را هدف می گیرند؛ از پتانسیل بیشتری برای تداوم و تعمیق و ضربه زدن به دولت ارتجاعی برخوردارند. برخی نظیر خیزشهای حاشیه نشنیان شهری و جنبشهای كارگری و دهقانی، توده های تحتانی را در بر می گیرند كه بار عمده پیشبرد استراتژی جنگ خلق بر دوش آنهاست. برخی نظیر جنبش دانشجوئی بلاواسطه سیاسی اند، از پتانسیل تاثیر گذاری سریع بر فضای سیاسی جامعه و سراسری شدن بهره مندند. رشد این جنبشها زمینه مناسبی برای گسترش نفوذ حزب كمونیست ایران (م ـ ل ـ م) در میان توده ها فراهم آورده است. حزب ازطریق ارائه سیاستهای انقلابی به این جنبشها می تواند به تقویت قوای كمی و كیفی خویش بپردازد. پیشروان زیادی ازدل این جنبشهای توده ای بیرون آمده و می آیند كه مساعد جذب خط حزب هستند. در چنین شرایطی حزب باید بطور فعالی درگیر مبارزات توده ای جاری شود. حزب باید این فعالیت را بگونه ای به پیش برد كه به تدارك وظایف آغاز جنگ و رهبری مبارزه مسلحانه برای كسب قدرت سیاسی خدمت كند. 

مبارزات توده ای عرصه مهمی برای انباشت قوای اولیه برای آغاز جنگ خلق هستند. این فعالیت باید بگونه ای به پیش رود كه به یك مرحله در خود و برای خود بدل نشود. چرا كه جنگ خلق بطور خودبخودی از درون این گونه مبارزات بیرون نمی آید. همانطور كه جنگ خلق از درون جنبش های توده ای رفرمیستی زاده نخواهد شد از درون مبارزات سیاسی انقلابی نیز بخودی خود زاده نخواهد شد. اگر چه پیشبرد فعالیتهای گوناگون در میان توده ها در مقطع كنونی امری ضروریست اما آغاز جنگ خلق تداوم مبارزات جاری توده ای نیست و نیازمند تدارك فعال و مشخص برای انجام عالیترین شكل مبارزه یعنی مبارزه مسلحانه است.

همانطور كه مائو گفت "قبل از آغاز جنگ خلق همه چیز باید به آغاز آن خدمت كند"  این امر را باید در ارتباط نزدیك و فعال در مبارزه طبقاتی و پراتیك انقلابی انجام داد. حزب باید به مسائل سیاسی و مبارزات سیاسی مهمی كه به مشغله توده ها تبدیل شده بپردازد و آنها را تحلیل كرده و در مورد آنها موضعگیری نماید. حزب باید در حداكثر توان خود هم در حرف و هم در عمل اینكار را انجام دهد. 

 

خیزش های توده ای 

خیزشهای رزمنده و خودبخودی توده ای عمدتا در محلات كارگری و زحمتكشی شهرهای بزرگ و كوچك حول مسائل معیشتی و علیه ستمكاری دستگاه دولتی بر پا شده، در مواردی به سرعت به محلات دیگر گسترش یافته و قشرهای گوناگون را درگیر كرده است. نیروی شركت كننده در این خیزشها، عمدتا جوانان و زنانی هستند كه از نظر طبقاتی، جزئی از پیكره طبقه كارگر محسوب می شوند. محلاتی كه صحنه این خیزشها است عموما كارگران و زحمتكشان مهاجر از ملیت های ستمدیده گوشه و كنار ایران و ستمدیدگان افغانستانی را در خود جای داده است. این خیزشها تاثیرات مستقیم و ماندگاری برای كارگران و زحمتكشان ساكن در این محلات بر جای می گذارد و به همین ترتیب مستقیما در ایجاد فضای سیاسی و رزمنده ضد رژیمی در محیط های كار و جنبش كارگری نقش بازی می كند. 

از نظر ایدئولوژیك، آنچه علیرغم نفرت عمومی از رژیم اسلامی در بین این توده زحمتكش رواج دارد، باورهای مذهبی و خرافی است. دیدگاه های تقدیر گرایانه، كماكان مانع مهمی در راه آزاد شدن نیرو و انرژی مبارزاتی مردم است. ارتجاع حاكم با اشاعه افیون دین از یك طرف، و توزیع وسیع مواد مخدر از طرف دیگر، می كوشد روحیه شورشگرانه را به ویژه در نسل جوان نابود كند و ذهن و جسم آنان را به رخوت و انفعال بكشد. بعلاوه، ایدئولوژی و فرهنگ اسلامی مسلط بر جامعه، نگرش و عملكرد ستمگرانه مردسالار و زن ستیز را در جامعه دامن می زند كه این خود، یك عامل مهم تفرقه در صفوف مردم محسوب می شود. برتری جوئی ملی (كه زشت ترین شكل آن علیه توده های افغانستانی اعمال می شود) و تبعیض مذهبی (شیعه علیه سنی، و اسلام علیه سایر ادیان)، دو عامل دیگر تفرقه است كه رژیم آگاهانه آن را بكار می گیرد.حزب برای نفوذ و تاثیرگذاری انقلابی بر مبارزات توده های زحمتكش باید به تبلیغ و ترویج اتحاد و همبستگی انترناسیونالیستی ستمدیدگان همه ملیت ها، و تشویق و حمایت از شركت زنان در مبارزات جاری بپردازد؛ و تبعیض و تحقیر ملی و جنسیتی را بیرحمانه به نقد بكشد. حزب باید نه فقط امید و خوشبینی، كه دید روشن از امكان دگرگونی و راه رهائی واقعی را به میان توده های تحتانی ببرد، و ضرورت اتحاد انقلابی در صفوف آنان و با دیگر بخش های خلق را تبلیغ كند.

 

مبارزات كارگری

جنبش كارگری (در شكل اعتصاب و تحصن و تجمعات اعتراضی در داخل و بیرون محیط كار حول دستیابی به دستمزدهای به تعویق افتاده و محرومیت از امكانات اولیه رفاهی و درمانی، علیه بیكار سازی گسترده، و اخراج و دستگیری فعالین جنبش كارگری) بی وقفه جریان دارد. در سالهای اخیر این جنبش اشكال رزمنده تری بخود گرفته، شاهد اشغال كارخانه، گروگان گرفتن مسئولین و ایجاد راه بندان و بستن جاده های اطراف كارخانه، و درگیری با قوای سركوبگر هستیم. جنبش كارگری علیرغم اینكه خود بخودی و غیر متشكل است، صحنه فعالیت نیروهای سیاسی معینی است كه در سمت دهی و تعیین حدود و ثغور آن نقش بازی می كنند. هیئت حاكمه هم از طریق "خانه كارگر" و "شوراهای اسلامی" می كوشد جنبش كارگری را با اشاعه سیاست "قناعت گرایی" و "صنفی گری" مهار كند و با تبلیغ سیاستهای دوم خردادی، كارگران را به سیاهی لشكر یك جناح از ارتجاع حاكم تبدیل كند. این جریان برای پایه گرفتن به حمایت از برخی مطالبات اقتصادی ـ رفاهی كارگران و انتقاد از فشارها و اجحافات عریان سرمایه داران می پردازد، و همزمان كارگران معترض را به حفظ آرامش و مسالمت و امید بستن به شیوه های قانونی و استمداد از دولت دعوت می كند. در زمینه ایدئولوژیك، این جریان به تبلیغ شعائر اسلامی و سازماندهی مراسم و آئین های ارتجاعی مذهبی در بین كارگران می پردازد و در زمینه سیاسی، خط "اصلاحات دوم خردادی" را جلو می گذارد. برگزاری "اول ماه مه" كنترل شده و بی خطر و با برداشتن عكسهای رهبران جمهوری اسلامی یكی از ترفندهای این جریان است.

یك عرصه دخالتگری و تاثیر گذاری حزب بر جنبش كارگری، از طریق افشاء و طرد خط ایدئولوژیك ـ سیاسی ای كه "خانه كارگر" و "شوراهای اسلامی" در بین كارگران اشاعه می دهند و برملا كردن ماهیت ضد كارگری اینان به پیش می رود. باید این نهادها و فعالیتی كه در محیط های كارگری سازمان می دهند منجمله مراسم بی خطر و كنترل شده "اول ماه مه" تحت شعارهای حكومتی را فعالانه تحریم كرد و به شكست كشاند، و در مقابل، اشكال مختلف فعالیت های مبارزاتی مستقل كارگری را تشویق كرد.

یك گرایش نسبتا قدیمی در جنبش كارگری، سندیكالیسم مستقل و اكونومیسم است. این جریان به صورت محافل پراكنده كه برخی اعضایش سابقه ارتباط با گروه های چپ در دوران انقلاب 75 را دارند، موجود است. از نظر ایدئولوژیك، وجه مشترك بخشی از این محافل ضدیت با حزبیت انقلابی و ضرورت پیوند پیشروان جنبش كارگری و به طور كلی طبقه كارگر با ایدئولوژی ماركسیسم ـ لنینیسم ـ مائوئیسم است كه در پوشش ضدیت با روشنفكران كمونیست و تجارب گذشته جنبش چپ ارائه می شود. از نظر سیاسی، این محافل یكدست نیستند و از انفعال جانبدارانه و اشاعه توهم نسبت به "دوم خرداد" تا مخالفت با كلیت رژیم را در بر دارند. تاثیر سیاسی این گرایش بر توده های كارگر، دور كردن آنان از مبارزه انقلابی ضدرژیمی و محدود كردن افق مبارزه و تشكل آنان به حیطه های اقتصادی و رفاهی است. با این كار نه فقط از تاثیرگذاری و ایفای نقش كارگران در جنبش عمومی مردم می كاهد، بلكه با محدود كردن توان جنبش كارگری حتی امكان عقب نشاندن دشمن و تحمیل خواسته های جنبش كارگری را هم از آن می گیرد. 

باید با این خط اكونومیستی ـ رفرمیستی مبارزه كرد. یك وجه مهم از این مبارزه، تبلیغ ضرورت پیوند جنبش كارگری با جنبش های ضد رژیمی سایر قشرها و طبقات خلق، و ابراز حمایت از آنها در برابر رژیم و تلاش برای جلب حمایت آنها از امر طبقه كارگر است. یك جنبه مهم دیگر از دخالتگری و تاثیرگذاری بر جنبش كارگری ـ هم از نظر ایدئولوژیك و هم سیاسی ـ مبارزه علیه دیدگاه ها و عملكرد ارتجاعی مردسالارانه ای است كه نافی نقش و هویت مستقل زنان كارگر در محیط های كار و زندگی است. این دیدگاه ها و عملكردها نه فقط از جانب عوامل و نهادهای رژیم در جنبش كارگری بلكه از سوی محافل اكونومیست كه اساسا "مردانه" هستند نیز تبلیغ و تشویق می شود.

اما مهمترین اشكال خط اكونومیستی و سندیكالیستی اینست كه رسالت طبقه كارگر، یعنی رهبری انقلاب مسلحانه با هدف سرنگونی نظام ستم و استثمار و دستیابی به سوسیالیسم و جهان كمونیستی را نادیده می گیرد. این خط، كارگران را صرفا به مبارزه برای تحقق مطالبات صنفی خود دعوت می كند و مهمترین ابزار طبقه را تشكل صنفی او و مهمترین شیوه مبارزه اش را اعتصاب قلمداد می كند. بنابراین پیشاهنگ كمونیست مبارزه با این خط  را باید اساسا حول اهداف اساسی و تشكیلات عمده طبقه كارگر و استراتژی طبقه برای كسب قدرت سیاسی به پیش برد.

 

مبارزات دهقانی

طی چند ساله گذشته، مبارزات دهقانی حول مسائل گوناگون و از سوی قشرهای مختلف دهقانان بر پا شده است؛ هر چند كه این مبارزات به علت پراكندگی و محدودیت، و ناناچیز بودن تاثیرات سیاسی آن در مقایسه با جنبشهای شهری، معمولا نادیده گرفته شده یا به فراموشی سپرده می شود. مبارزه علیه بازگشت مالكان بزرگ به روستا و استرداد اراضی بوسیله دولت به آنان، مبارزه علیه نحوه تعیین قیمت خرید تولیدات كشاورزی دهقانان و قیمت فروش نهاده ها از قبیل كود و بذر توسط دولت، مبارزه بر سر خواسته های رفاهی نظیر بهبود امكانات تحصیلی و درمانی در مناطق روستائی، از جمله موضوعات مبارزه دهقانان بوده است. این مبارزات معمولا به شكل تجمع و تحصن اعتراضی در برابر ادارات دولتی، حمله به مالكان ارضی كه برای باز پس گرفتن زمینها آمدند، ایجاد راه بندان و درگیری با قوای انتظامی بروز كرده است. در برخی مناطق نظیر كردستان كه ستم ملی در آمیزش با سایر ستم های طبقاتی و اجتماعی بر اهالی اعمال می شود، مبارزات دهقانی زیر چتر جنبش ملی به پیش رفته است. نیروهای ناسیونالیست رهبری كننده این جنبش ها یا با مناسبات عقب مانده پیوندهای عمیقی دارند، و یا دچار شهر ـ مركزبینی هستند و ائتلاف با قشرهای بورژوای شهری را به اتحاد با دهقانان تهیدست ترجیح می دهند، نقش مهمی در عدم طرح مسائل دهقانی و در مركز آن مسئله ارضی در این مناطق بازی كرده اند.

مناطق روستائی و قشرهای دهقانی كماكان سنگین ترین قیود مناسبات نیمه فئودالی و سنت و خرافه مذهبی را بر دست و پا دارند. تفكرات پدرسالارانه و مردسالارانه مذهبی در روستا ریشه های عمیقتری دارد. این موقعیت، ضرورت اشاعه ایدئولوژی انقلابی، و مبارزه با جوانب گوناگون ایدئولوژی و سنن ارتجاعی را برای آزاد كردن نیروی توده روستائی و به صحنه آوردن زنان و مردان پیشرو در دستور كار قرار می دهد.

حزب برای اینكه بتواند استراتژی جنگ خلق كه توده دهقانان فقیر نیروی عمده و مناطق روستائی، رزمگاه اصلی آن است را به اجراء گذارد، باید نیروی نهفته انقلابی در روستا را رها سازد. در این میان، جوانان روستائی به علت محرومیت شدید از امكانات كار و تفریح، و نیز رفت و آمد زیاد به شهرها در جستجوی كار یا ادامه تحصیل، با مسائل سیاسی بیشتر درگیر شده، از پتانسیل زیادی برای جذب آگاهی انقلابی و پیوستن به تشكلات و مبارزات ضدرژیمی برخوردارند. در این راستا، حمایت از جنبش های دهقانی و بردن شعارها و خواسته های آنان در سایر جنبش ها و مبارزات توده ای اهمیت بسیار دارد. هم امروز در شهرهای كوچك، حمایت جوانان مبارز از مبارزات دهقانان و حتی پیوستن و یاری رساندن به آن را شاهدیم. این حمایت در شهرهای بزرگ و مبارزات سراسری نیز باید دنبال شود. برانگیختن روشنفكران مترقی و دانشجویان مبارز به پشتیبانی از اعتراضات دهقانی و محكوم كردن اقدامات سركوبگرانه رژیم علیه آنان، بدون شك زمینه ارتباط نزدیك با قشرهای روستائی و اشاعه آگاهی انقلابی در روستا را مهیاتر خواهد كرد.

 

جنبش زنان

امروز جنبش زنان عمدتا بیان خود را در حركت اعتراضی زنان روشنفكر (دانشجویان، هنرمندان، وكلا، ادیبان و روزنامه نگاران مستقل ضد رژیمی) می یابد. در عین حال، حضور چشمگیر زنان زحمتكش در خیزشهای محلات و شورشهای سیاسی شهرهای كوچك و بزرگ، و نیز مقاومت بی وقفه دختران جوان در برابر فشارها و قلدری های مزدوران حكومتی در خیابانها، و علیه غل و زنجیرهای سنتی خانواده و مردان خانواده، را باید جزئی از جنبش عمومی زنان از قشرها و طبقات مختلف به حساب آورد.

هیئت حاكمه كوشید در چارچوب سیاستهای "دوم خردادی"، این نیرو را با استفاده از پایه های روشنفكری خود در بین زنان، جذب و مهار كند. پدیده تقلبی "فمینیسم اسلامی" با همین هدف به راه افتاد تا خواسته های زنان را مسخ كرده، آنان را به اتحاد با زنان مرتجعی كه خادم و مبلغ رژیم مردسالار اسلامی هستند، و در واقع به دنباله روی از هیئت حاكمه ارتجاعی و ارزش ها و قوانین زن ستیزانه اش، بكشاند. اما هراس از رها شدن نیروی انفجاری زنان، رژیم را از "زیاده روی" در این مورد باز داشته است. دوم خردادی ها می كوشند پرداختن به مسئله زن را به مثابه یك "موضوع درجه دوم" از دستور روز خارج كنند. بعلاوه، رژیم از مدتها قبل برای كنترل توده های زن كه اكثریت آنها زنان زحمتكش و روستائی هستند، به پیروی از الگوهای امپریالیستی در برخی كشورهای سه قاره، به فكر سازماندهی "سازمان های غیر حكومتی ویژه امور رفاهی زنان" افتاده تا با وعده و وعید، خطر كشیده شدن توده زنان ستمدیده به جنبشهای سیاسی و اجتماعی را كاهش دهد.

حزب كمونیست می تواند و باید از صفوف توده زنان ستمدیده و زحمتكش و پیشروان انقلابی جنبش رهائی زن، نیروهای تازه نفس و ثابت قدم و رادیكالی را برای پیشبرد انقلاب پرولتری، و تامین و پرورش رهبران و رزمندگان حزب و جنگ خلق بسیج كند. برای این كار باید زنان را به شكستن زنجیرهای سنت كه از سوی خانواده و جامعه بر آنان تحمیل می شود تشویق كند. باید ترفندهای ارتجاعی جمهوری اسلامی در مورد زنان منجمله ماهیت "فمینیسم اسلامی" را افشاء كند.

بعلاوه، حزب باید با سیاست های رویزیونیستی و تقلیل گرایانه كه تحت لوای "مبارزه طبقاتی"، مبارزه علیه ستم بر زنان كه یكی از جبهه های حیاتی مبارزه علیه نظم ارتجاعی موجودست را نادیده می گیرند، مبارزه كند و نیز دركها و سیاستهای رفرمیستی درون جنبش زنان كه مسئله رهائی زن و نابودی ستم جنسیتی را از مسئله شركت آگاهانه زنان در مبارزات طبقاتی و در راس آن مبارزه انقلابی برای كسب قدرت سیاسی جدا می كنند، به نقد كشد.

نحوه برخورد به مسئله زنان و ستم جنسیتی، چگونگی مبارزه با عقاید پوسیده مردسالارانه و پدرسالارانه در میان قشرها و طبقات مختلف، و محتوای سیاستی كه یك نیروی كمونیستی در قبال جنبش رهائی زنان و برانگیختن و بسیج توده های زن جلو می گذارد، شاخص و معیار تعیین كننده ای در ارزیابی از ماهیت و اهداف واقعی آن نیرو است. طرح مسئله زن از یك دیدگاه انقلابی و تاكید و برخورد ریشه ای به آن، زمینه مساعدی برای افشای بیشتر و همه جانبه تر گرایشات ارتجاعی و انحرافی فراهم می كند: گرایش مذهبی كه فرودستی و نقش درجه دوم زن را تحت عنوان حكم الهی، توجیه و تقدیس می كند؛ گرایش فئودالی كه خانواده و مرد خانواده را بر سرنوشت زن حاكم می كند، گرایش ناسیونالیستی كه از زنان می خواهد برای حفظ وحدت و منافع ملت، از شورش علیه ستم و سلطه مردان بپرهیزند؛ و گرایشات رویزیونیستی و اكونومیستی كه جنبش رهائی زنان را مزاحم جنبش طبقاتی و كارگری جلوه می دهند و پرداختن به مسئله زن را به بعد از انقلاب كارگری حواله می دهند.

 

جنبش جوانان

جنبش جوانان عمدتا خود را در دو جنبش، یعنی خیزشهای محلات و جنبش دانشجوئی بازتاب می دهد. جنبش دانشجوئی، غالبا جوانان قشرهای میانی و روشنفكر را در برمی گیرد. خیزشهای محلات و مبارزات كارگری نیز در برگیرنده جوانان پرولتر و زحمتكش است كه تعداد قابل توجهی از آنان با سوادند. به موازات این جنبشها، توده جوانان شهری درگیر نوع خاصی از مقاومت در مقابل فشارها و سركوبهای اجتماعی و فرهنگی رژیم اسلامی نیز هست. این مقاومت طی سالهای اخیر حادتر شده و تا حد نقشه ریزی جوانان در محلات برای كتك زدن و حتی كشتن مزدوران بسیجی ارتقاء یافته است. مقامات جمهوری اسلامی در هراس از ادامه و گسترش مبارزات قهرآمیز، به دستگیری و اعدام این جوانان مبارز روی آورده است.

توده جوان و رادیكال، به خوبی پتانسیل این را دارد كه تحت رهبری پرولتاریا بسیج و متشكل شود. نفرت فزاینده جوانان از قیود مذهبی و سنن كهنه، یك نیروی محركه قوی و زمینه مساعدی برای جذب اندیشه های نو و پیشرو پرولتری از سوی جوانان است. برای استفاده از این زمینه مساعد، حزب كمونیست باید با باورهای و عادات و رفتار خرافی و مذهبی و سنت گرایانه، و ارزشها و عقاید مردسالارانه و شووینیستی ملی كه در میان جوانان نیز رایج است با قاطعیت مبارزه كند. انتقال تجارب سیاسی و پر كردن شكافی كه رژیم اسلامی با سركوبهای خونینش بین نسل انقلابی گذشته و نسل مبارز امروز بوجود آورده، یك جزء ضروری و ناگزیر در بسیج و پرورش جوانان محسوب می شود.

 

جنبش كـردســتـان

این جنبش، چه از زاویه برخی اهداف انقلاب پرولتری (حل مسئله ارضی و مسئله ملی)، چه از نقطه نظر استراتژی جنگ خلق و برقراری مناطق پایگاهی، حائز اهمیت استراتژیك است. نقشی كه جنبش كردستان در جریان انقلاب 75 و سالهای پس از آن بازی كرد را بطور مستقیم و از نزدیك تجربه كرده ایم. جنبش كردستان، ظرفیت انقلابی خود را حتی بعد از سركوبهای خونین، عقب نشینی و عقبگرد نیروهای سیاسی ـ نظامی این خطه، و توهم پراكنی های "دوم خردادی" بنمایش می گذارد. طی سه ساله اخیر، چند خیزش توده ای كه عمدتا با حضور دختران و پسران جوان انجام گرفته (در اعتراض به ربودن اوجالان، اعتراض به فریبكاری انتخاباتی، ایستادگی در برابر مظالم مزدوران اشغالگر) را شاهد بوده ایم.

در مقطع كنونی، گرایش ناسیونالیستی در جنبش كردستان پر رنگتر به چشم می خورد. همزمان، بن بست عملی نیروهای این جنبش در پیشبرد مبارزه مسلحانه به كمرنگ كردن یا حتی نفی مبارزه مسلحانه در حیطه نظری انجامیده است. در این اوضاع، محافل جدیدی مستقل از احزاب سنتی این خطه سر بلند كرده اند. بخشی از اینها از سیاستهای آشكارا رفرمیستی پیروی می كنند و می كوشند به یك اپوزیسیون قانونی و قابل تحمل در چارچوب پروژه "دوم خرداد" تبدیل شوند. بخش دیگر، شكل ناسیونالیستی رادیكال تری نظیر "حزب كارگران كرد ــ پ.كا.كا" به خود گرفته است. مجموعه این گرایشات، تاثیرات مهمی كه جنبش كردستان می تواند در روند سرنگونی رژیم داشته باشد، و نقش پیشروئی كه می باید در صف مقدم یك جنبش انقلابی سراسری ایفاء كند را محدود می كند.

در برخورد به مسئله كردستان، قدرتهای امپریالیستی با پیش گذاشتن طرح های آشتی طلبانه می كوشند به اصطلاح "زهر این جنبش را بگیرند" و راهی برای فرو نشاندن و به سازش واداشتن آن با دولت مركزی بیابند. جمهوری اسلامی نیز با دادن خرده امتیازات فرهنگی و مانورهای سیاسی (باز كردن باب مذاكره غیر مستقیم با نیروهای اپوزیسیون در چارچوب پروژه خاتمی) تلاش دارد از خطرات بالفعل و بالقوه ای كه جنبش كردستان می تواند در اوضاع بحرانی كنونی برایش ایجاد كند، بكاهد.

احتمال چرخش در اوضاع و وقوع تغییرات كلی در این صحنه وجود دارد. این تحولات می تواند به شكل شل شدن یا حتی برچیده شدن قدرت حكومت مركزی در این منطقه، و شكل گیری قدرت محلی احزاب كردی بروز كند. می تواند دور جدیدی از مبارزه مسلحانه و درگیری های نظامی در منطقه آغاز شود و فرصت های مساعدی برای گسترش نفوذ حزب فراهم آید. برای اینكه حزب در موقعیتی باشد كه بتواند بر روند اوضاع تاثیر بگذارد، از هم امروز باید به مسائل كلیدی این جنبش بپردازد، ضرورت و امكان رشد و گسترش مبارزه مسلحانه در كردستان را تبلیغ كند و به افشای ترفندها و مانورهای رژیم و امپریالیستها در مورد كردستان، یا مبارزه با گرایشات منفی رفرمیستی و راه حل های ناقص ناسیونالیستی در قبال مسائل طبقاتی و ملی بپردازد.

 

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 مختصات و موقعیت جنبش های توده ای و وظایف حزب در قبال آنها
 در تاريخ
 2001-05-22
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در