Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 جوانان-جنبش دانشجویی   سه-شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۸ برابر با ۲۵ فوريه ۲۰۲۰                    
 
جنبش دانشجوئی، جنبش کمونيستی نکاتی چندبر وظايف و دورنماها

جنبش دانشجوئی، جنبش کمونيستی نکاتی چندبر وظايف و دورنماها!

 

پس از سالها سرکوب بيرحمانه و کنترل شديد دانشگاه ها توسط جمهوری اسلامی، بار ديگر افکار و عقايد چپ در ميان دانشجويان مبارز پايه گرفته و گسترش می يابد. با سخت کوشی و تلاش آگاهانه عده قليلی از فعالين دانشجوئی، چپ به سطح يک جنبش فعال در دانشگاههای کشور ارتقا يافته است. مبارزات چند ماهه گذشته، بويژه تظاهرات 13 آذر در دانشگاه تهران به مناسبت گراميداشت روز دانشجو، جلوه های بارز عروج چپ در دانشگاه هاست. هر چند اين جنبش عمدتا در دانشگاه های تهران و معدودی شهرهای ديگر تمرکز يافته است اما پتانسيل زيادی برای گسترش اين جنبش در گوشه و کنار کشور موجود است، به شرطی که انقلابيون کمونيست به وظايف خود در قبال اين جنبش عمل کنند و خط صحيحی را برای رشد و تکامل جنبش دانشجوئی جلو گذارند. از نظر حزب ما در شرايط کنونی تاکيد بر نکات زير ضروريست.

 

1) مبارزات اخير يک بار ديگر نشان داد که جنبش دانشجوئی در ايران نقش موثری در تحولات سياسی کشور داراست. نقش تاريخی جنبش دانشجوئی در ارتقا سطح آگاهی سياسی مردم و جو مبارزات ضد رژيمی انکار ناپذير است. اين نقش با گسترش دانشگاه ها و شکل گيری يک جمعيت چند ميليونی بسيار برجسته تر از قبل شده است. در سال 1357 تعداد کل دانشجويان کشور 70 هزار نفر بوده است. اما امروزه با يک جمعيت تقريبا سه و نيم ميليونی دانشجو روبروئيم. چند ميليون جوان عاصی که هر آن می توانند طلسم را بشکنند و بر انبار باروت خشم مردم جرقه زنند. به نقش آگاهگرانه و آغازگرانه اين جنبش در روند تحولات سياسی کشور - بويژه در شکل گيری اوضاع انقلابی - نبايد کم بها داد.

 

در شرايط سياسی پيچيده کنونی نيز جنبش دانشجوئی نقش تعيين کننده ای در طرح شعار "نه به امپرياليسم، نه به ارتجاع" در ميان ديگر جنبشهای توده ای ايفا کرد. سياست قطب سوم در داخل کشور عمدتا از طريق جنبش دانشجوئی گسترش يافت. با اتکا به اين جنبش می توان انتظار فراگير شدنش در کل جامعه را داشت.

 

2) اهميت جنبش دانشجوئی فقط به آگاهگری های ضد امپرياليستی و دمکراتيک محدود نيست. اگر چه مطالبات دمکراتيک، آزاديخواهانه و ضد استبدادی از محرکهای مهم اين جنبش است، اما انگيزه ها و کارکرد اين جنبش به تحقق اين خواستها محدود نيست. اين جنبش نقش مهمی نيز در نوسازی و بازسازی جنبش کمونيستی ايران دارد. جنبش کمونيستی ايران همواره توسط آگاهترين، مبارزترين و پيشروترين فعالين اين جنبش تقويت شده است. طبقه کارگر برای انقلاب نياز به روشنفکران خود دارد و جنبش دانشجوئی انقلابی بستر پروردن چنين مبارزانی بوده است. بازسازی، نوسازی، و تقويت جنبش کمونيستی که هنوز از ضربات سهمگين کمر راست نکرده است، بدون جريان يابی اين خون تازه بدرون پيکرش، بسيار مشکل خواهد بود.

 

3) جنبش کمونيستی نيز با نوسازی ايدئولوژيک و سياسی خود بايد امکان جذب اين خون تازه را فراهم کند. بدون ارائه يک جمعبندی نقادانه تاريخی از تجارب گذشته جنبش کمونيستی در سطح ملی و بين المللی، و بدون پاسخگوئی به سوالات نوين، اين خون تازه جذب جنبش کمونيستی نخواهد شد.

 

 نيروی سياسی تازه نفس جنبش دانشجوئی چپ، می تواند به جوشش فکری درون جنبش کمونيستی و چپ ياری رساند. ضعفهای امروزين بخش چپ جنبش دانشجوئی در بسيج گسترده توده دانشجو، بی ارتباط با درجا زدن های جنبش کمونيستی ايران نيست. دامن زدن به مباحث مهم خطی در ميان فعالين چپ دانشگاه در زمينه هائی چون درک از سوسياليسم و مختصات جامعه آينده، مشکلات جامعه و راه حلهای آن، چگونگی رهائی از سلطه حکومت مذهبی، مسئله زنان، مسئله ملی، ديناميسم امپرياليسم و در پرتو آن ارزيابی از تغييرات ساختار اقتصادی اجتماعی ايران طی سه دهه گذشته و نقد راه حلهای نئو ليبرالی، همگی برای دست يابی به تئوری انقلابی ضروری اند. بدون تئوری پيشرفته، سازمان دادن پراتيکهای پيشرفته ميسر نيست.

 

4) يکی از ويژگی های جنبش دانشجوئی چپ، حضور پررنگ دختران جوان در آن است. برای نخستين بار جنبش دانشجوئی با صراحت شعار مبارزه عليه ستم جنسيتی را بعنوان يکی از سياست های مبارزاتی خود انتخاب کرده است. اين مسئله نه تنها از زاويه تحولات دمکراتيک و انقلابی جامعه مهم است بلکه بستر مهمی برای ترويج مختصات جامعه آينده، ترويج نگرش کمونيستی و گسست از ايده های کهن است. مطمئنا جنبش دانشجوئی ايران می تواند يکی از دژهای سرسخت مبارزه عليه ستم جنسيتی شده و به همه دانشجويان مبارز در جهان و بخصوص خاورميانه الهام بخشد. اما برای دست يافتن به اين کيفيت بايد کار کرد. هنوز درک فعالين چپ در اين زمينه ناموزون است و بقايای ايده های کهن و رفتارهای سنتی تحت عناوين مختلف (گاها تئوريک) در ميان فعالين چپ مشاهده می شود. چپ در دانشگاه نيز محتاج خانه تکانی جدی در رابطه با مسئله زن است. پيشرفت دراين زمينه نه تنها نيازمند مبارزه جدی نظريست بلکه نيازمند هرچه بيشتر به ميدان آمدن دختران دانشجوست. دختران دانشجوی چپ بايد حصارهای مردسالارانه را بشکنند و به مثابه تئوريسين ها و پراتيسين های جنبش ظاهر شوند. هر گاه دختر دانشجوئی پا به ميدان می گذارد و به يکی از رهبران و سخنگويان اصلی اين جنبش بدل می شود، ضربه سختی بر افکار و روحيات مردسالارانه حاکم بر جامعه وارد می شود.

 

5) برافراشتن پرچم دفاع از کارگران و زحمتکشان شهر و روستا و سمت گيری با زحمتکشان، همواره يکی از شاخص های مهم جنبش دانشجوئی انقلابی ايران بوده است. حمايت جنبش دانشجوئی از جنبش کارگری و ديگر جنبش های اجتماعی بسيار مهم است، اما جنبش دانشجوئی پشت جبهه ديگر جنبش ها نيست. نقش سياسی جنبش دانشجوئی و محرک ها و کارکرد درونی آن در تضاد کامل با تبديل شدن به پشت جبهه اين جنبش و آن جنبش است.

 

وظيفه درجه اول و اصلی جنبش دانشجوئی چپ، بسيج و سازماندهی توده های دانشجو حول سياست انقلابی است. جنبش دانشجوئی، به اين طريق می تواند بيشترين تاثيرات سياسی را بر فضای سياسی جامعه و صف آرائی های آن گذاشته و بيشترين خدمت را به جنبش های اجتماعی ديگر کند.

 

 جنبش دانشجوئی محرکهای خاص خود را دارد که با محرکهای ديگر جنبشهای توده ای متفاوت است. حساسيت سياسی بالا، روحيه شورشگرانه در مقابل افکار و عقايد سنتی، بر نتابيدن رفتارهای استبدادی مذهبی و پدرسالارانه، مطالبات ويژه صنفی – فرهنگی، برخورداری از درجه متفاوتی از آگاهی و امکانات برای تشکل يابی، خصوصيات ويژه ای به اين جنبش می بخشد که بايد آنها را برسميت شناخت و بر پايه آن عمل کرد. در غير اين صورت نقش اين جنبش در تسريع روندهای انقلابی جامعه بشدت محدود می شود.

 پيوند اساسی جنبش دانشجوئی با طبقه کارگر به معنای استفاده از اين فرصتهای انقلابی بر مبنای سياستها و روشهای پرولتری و ايجاد قطب بندی ايدئولوژيک سياسی مساعد به نفع جنبش کمونيستی است. درکهای مکانيکی از برقراری اين پيوند، به ضرر طبقه کارگر و کل جنبش کمونيستی است. گرايشاتی که تحت عنوان "خصلت کارگری بخشيدن به جنبش دانشجوئی” به ميدان آمده اند، حامل سياستهای بغايت محافظه کارانه و راست اکونوميستی هستند و سياست هايشان ربطی به منافع کوتاه مدت و درازمدت طبقه کارگر ندارد. برای اينان روحيه شورشگرانه جوانان "مزاحم به ميدان آمدن طبقه کارگر" بوده و هست. اندرزهای "کارگر پرستانه" اينان و هشدارهای دائمی شان مبنی بر "کارگران منفعتی در جنبش ضد رژيمی ندارند" و "هنوز وقت انقلاب نرسيده"، "هنوز تناسب قوا مساعد نيست" اساسا برای خفه کردن گرايش راديکال و انقلابی در جنبش دانشجوئی است.

 

6) فعالين چپ دانشجوئی نيازمند سياستهای روشن برای هدايت جنبش دانشجوئی هستند. سياستهائی که بايد ناظر بر صف بنديهای سياسی و آرايش قوای طبقاتی در جامعه باشد.

 

در مقطعی نه چندان دور، مرزبندی با جريان دوم خرداد برای حفظ سلامت ايدئولوژيک سياسی و پيشرفت جنبش دانشجوئی ضروری بود. در دوره اخير تبليغ سياست قطب سوم و مخالفت با جنگ ارتجاعی برای سد کردن راه طرفداری از اين يا آن قطب ارتجاعی بسيار ضروری بود. جا افتادن اين سياست در جنبش دانشجوئی از دستاوردهای مهم مبارزات مردم ايران است.

 

امروزه نيز عليرغم تغييراتی که ممکن است در سياستهای آمريکا صورت گيرد، خط مشی قطب سوم کماکان بايد نقطه رجوع جنبش دانشجوئی باشد. ممکنست گزينه نظامی از جانب آمريکا برای دوره ای يا کلا برای هميشه کنار گذاشته شود و بدينسان ما با خطر فوری جنگ روبرو نباشيم. اما واقعيت اين است که در پشت سياست های آمريکا در قبال ايران، ضرورت های نظام سرمايه داری امپرياليستی نهفته است. اين ضرورت ها به قوت خود باقی اند و آمريکا مجبور است به صور مختلف به اين ضرورت ها پاسخ گويد. از همينرو اهميت افشاگری از آينده ای که امپرياليسم آمريکا برای جامعه ايران (با جمهوری اسلامی يا بدون آن) دنبال می کند بسيار ضروريست.

 

در چنين شرايطی جنبش دانشجوئی – بويژه بخش چپ آن - بايد بر شتاب مبارزه خود عليه جمهوری اسلامی بيفزايد. سطح مبارزات خود را ارتقا دهد و مبلغ معيارهای پيشرفته تری در مبارزه شود. سازمان دادن اتحاد عمل های وسيعتر مبارزاتی و توجه به خواسته ها و مطالبات صنفی و سياسی اکثريت دانشجويان، دامن زدن به فضای بحث و جدل رفيقانه برای ارتقا سطح نظری اين جنبش و ادامه حمايت از مبارزات کارگران و زحمتکشان، زنان و مليتهای تحت ستم برای تکامل و شکوفائی اين جنبش مطلقا ضروريند.

 

جنبش دانشجوئی چپ تا کنون نتوانسته نقش برجسته ای در مبارزه عليه مذهب ايفا کند و مبارزه توده ای ادامه داری در رابطه با شعارهائی چون جدائی دين از دولت و کوتاه شدن دست نهادهای مذهبی از دانشگاه براه اندازد. (بجز اعتراض به انتصاب آخوند عميدی زنجانی به رياست دانشگاه تهران که نشانه امکان پذيری چنين مبارزه ای هم هست.) شک نيست که طرح شعار جدائی دين از دولت به معنای روياروئی مستقيم تر با قدرت سياسی موجود است. اما جنبش دانشجوئی بايد راهگشای اين روياروئی باشد. تدوام حضور نيروهای سياسی چون دفتر تحکيم وحدت وابسته به محافل قدرت، و نفوذ نسبی نيروهای سازشکار ملی مذهبی در دانشگاه، از موانع اصلی طرح اين شعارند. اما در ميان بسياری از فعالين چپ نيز کم توجهی به ضرورت اين مبارزه مشاهده می شود. اين کم توجهی ربط چندانی با تناسب قوای مساعد يا نامساعد برای انجام اين وظيفه ندارد. بدون مبارزه آشکار عليه دخالتهای مذهب در زندگی مردم و در مراکز علم و دانش و سمبلهای مهم آن (مانند برگزاری نماز جمعه در دانشگاه تهران که نشانه غصب دانشگاه توسط حوزه است) نمی توان صحبت از پيشبرد واقعی تحولات انقلابی دمکراتيک در جامعه ايران کرد. نمی توان صحبت از جامعه ای آزاد و برابر کرد. نمی توان صحبت از آزادی زن و صحبت از خلاصی طبقه کارگر و خلق های تحت ستم از چنگال خفقان آور قدرت سياسی حاکم کرد.

 

خلاصه اينکه جنبش دانشجوئی می تواند و بايد سياست های راديکالتر و انقلابی تری را در مبارزه عليه رژيم پيش بگذارد و بر ترويج و گسترش جهان بينی و برنامه کمونيستی در محيط دانشگاه پافشاری کند. اما بدون يک بازبينی در زمينه اشکال سازماندهی و روش های مبارزاتی مخفی و علنی و گسستن از علنی گرائی هائی که ميراث فريبکاران دوم خردادی است، نمی توان به قله ها آنچنان که بايد صعود کرد. 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 جنبش دانشجوئی، جنبش کمونيستی نکاتی چندبر وظايف و دورنماها!
 در تاريخ
 2007-11-22
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در