Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 جوانان-جنبش دانشجویی   شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶ برابر با ۲۰ ژانويه ۲۰۱۸                    
 
خطاب به جوانان

خطاب به جوانان

اعتيـاد: ريشـه هاي درد؛ چـاره کار!

 

مي خواهم براي شما از يك درد اجتماعي بگويم. از اعتياد. حتما به خودتان مي گوييد باز يكي پيدا شده تا به منبر برود و حرفهاي تكراري صد تا يك غاز تحويلمان بدهد. الكي روضه بخواند و نصحيت كند و اخلاقيات را به رخمان بكشد. بگويد: به جوانيتان رحم كنيد. پدر و مادرتان را آزار ندهيد. اما نه! حرف من اينها نيست. مگر تا به حال كم از اين حرفها زده شده؟ نتيجه اي هم داشته؟ من مي خواهم از ريشه اين درد بگويم. از اينكه چرا پاي اينهمه آدم گير اين مساله است. و اينكه اصلا چرا اعتياد؟ حتي براي يك نفر؟ من مي خواهم دست خيلي ها را رو كنم. دست همه آنهايي كه واقعا دستشان در اين كاسه است و حال واقعي را آنها مي كنند.

     در اين مملكت خيلي ها اسيرند. صحبت هزار تا ده هزار تا نيست. صحبت از بالاي دو ميليون جوان و پير و زن و مرد است كه هر چه خودشان يا خانواده شان در مي آورند را دود مي كنند يا قورت مي دهند. بالاخره بايد نيازي در بين باشد. دنبال چه مي گردند كه اين دنيا ازشان دريغ كرده؟ يا اصلا ببينيم اين دنيا چيزي هم به آنها داده؟ خوشي، اميد، آرزو، آينده؟ در وضعيتي كه جامعه دارد همه اينها رفته پشت ابر. خيلي ها اين چيزها را فراموش كرده اند. اين چهار تا كلمه اولين چيزي كه به ذهن من مي آورد جوانان است. حالا اگر جوانان يك جامعه معني اين كلمه ها را نشناسند و واقعا تجربه نكرده باشند تكليف چيست؟ مگر مي شود بدون اميد و آينده قدم از قدم برداشت؟ خب وقتي اينها نباشد مي شود برزخ. مي شود همين وضعيت فعلي و فكري كه مي بينيم. نمي دانم آن ترانه رپ دي جي شايان را شنيده ايد يا نه: «بعدش ميري يه هزاري دود ميكني. ميري يه سيگاري دود ميكني.» براي خيلي ها اين شده راه حل. شده راه فرار. البته تا وقتي كه نشئگي از سر بپرد و بعد دوباره روز از نو روزي از نو.

     اما جالب است كه تا بحث اعتياد و مواد مخدر پيش مي آيد همه، چه آناني كه درگيرش هستند و چه آناني كه از بيرون به قضيه نگاه مي كنند، ياد قاچاق و قاچاقچي مي افتند. يعني يك جورهايي مساله را غيرقانوني و خارج از سياست رسمي يا حتي عرف جامعه مي بينند. اما وقتي در جامعه اي مساله اينقدر گسترده است و خيلي ها دارند نان شب شان را با درگير شدن در كار توزيع مواد مخدر در مي آورند، و همين يكي از تجارت هاي پر سود در اقتصاد ملي شده، ديگر ساده لوحي است كه مساله را غيرقانوني و خلاف عرف بدانيم. فقط مساله ايران هم نيست. در خيلي از كشورهاي دنيا اينجور است. راستش را بخواهيد توليد و تجارت مواد مخدر يكي از تجارت هاي اصلي و پر سود و تعطيل ناپذير دنياي سرمايه داري است. درآمد حاصل از اين كار، بخش نانوشته  درآمد ناخالص ملي كشورهاي مختلف است.

      با اين حرفهايي كه زدم فكر نكنيد مساله فقط پول است و چند تا سرمايه دار بزرگ كه انحصار اين كار را در دست دارند و براي منافع شخصي خودشان جوان و پير را معتاد مي كنند. خير! اين بيزنس دارد روي اتحاد سرمايه و قدرت سياسي مي چرخد. اگر پشتوانه قدرت سياسي نبود شبكه اين بيزنس نمي توانست تا اين حد گسترده شود و نه فقط كشورهايي مثل ايران و افغانستان يا كلمبيا، بلكه همه دنيا را در بر بگيرد. دولتها پشت اين كار هستند. هم دولتهاي امپرياليست آمريكا و روسيه و اروپا، هم دولتهاي نوكر و وابسته آنها مثل جمهوري اسلامي. تعجب مي كنيد؟ مي گوييد پس اين ستادهاي مبارزه با مواد مخدر كه در ايران مي بينيم يا قوانيني كه دولت حامد كرزاي در افغانستان عليه توليد مواد مخدر صادر مي كند چه مي شود؟ مي پرسيد پس تكليف جنگ عليه مواد مخدر كه سالهاست دولت آمريكا در آمريكاي مركزي و جنوبي پيش مي برد چيست؟ ماجرا آنقدرها هم پيچيده نيست. در اين رشته هم مثل هر بيزنس ديگري، قدرتهاي رقيب وجود دارند. بخش خصوصي و بخش دولتي وجود دارد. باندهاي بزرگ خصوصي وجود دارند كه سرنخشان به مقامات عاليرتبه وصل است و از كمكها و تسهيلات اطلاعاتي و نظامي آنان بهره مندند. اين رقبا براي از ميدان بيرون كردن طرف مقابل و به انحصار درآوردن سود، براي يكديگر پاپوش مي دوزند و اگر لازم ديدند به شبكه هاي يكديگر ضربه مي زنند. بگذاريد مثالي بزنم. آيا خبر داريد كه در همين ايران خودمان، بخش قابل توجهي از مواد مخدري كه توسط نيروي انتظامي از قاچاقچيان مختلف كشف و ضبط مي شود و به قول خودشان سوزانده مي شود، زير سايه اسلحه و امكانات دولتي مجددا به شهرهاي منطقه مرزي بازگردانده مي شود و به فروش مي رسد و دوباره مثل خون در رگهاي شبكه توزيع مي ريزد و به نقاط مختلف كشور مي رسد؟ خيلي عجيب نيست. اينطوري هم مي توان سود را چند برابر كرد و هم به رقبا ضربه زد. در مورد كشورهاي آمريكاي لاتين يا مثلث طلايي آسيا و يا نيروي ويژه مبارزه با مواد مخدر آمريكا هم همينطور است. گول نمايشات تلويزيوني را كه نيروي انتظامي هر سال با حضور مقامات خارجي بر پا مي كند و مواد مخدر را به آتش مي كشد نبايد خورد. اين بيشتر نقش يك مراسم سنتي، يك جور آيين مذهبي قرباني كردن، به قصد رفع بلا از فرقه بين المللي توليد و توزيع مواد مخدر را دارد. فيلمهايي كه هاليوود در مورد مبارزه دولت آمريكا با قاچاقچيان مواد مخدر مي سازد هم قلابي است و فقط براي عوامفريبي است. مثل فيلم «ترافيك» كه مايكل داگلاس در آن بازي مي كرد و آخرش تقصيرها را گردن چند نفر قاچاقچي آمريكايي و مكزيكي مي انداخت.

     اما دليل اينكه سرمايه و قدرت سياسي در تجارت مواد مخدر همدست شده اند را صرفا نبايد اقتصادي ديد. پاي منافع امنيتي رژيم هم در ميان است. اينان با گسترش اعتياد در جامعه، بويژه در بين جواناني كه حالت بمب ساعتي را پيدا كرده اند، فضاي التهاب را تخفيف مي دهند و سعي مي کنند  اين نيروي سركش را آرام كنند. انرژي ها را هدر دهند و روياهاي واقعي جوانان را بکشند.

     يك جمله معروف است كه حتما شنيده ايد: «دين، ترياك مردم است.» اين حرف را 150 سال پيش، كارل ماركس كه بنيانگذار كمونيسم و رهبر جنبش بين المللي كارگران بود، زد. منظورش اين بود كه دين درست مثل ترياك عمل مي كند، مردم را به هپروت مي برد تا نيازهاي واقعي خود را فراموش كنند و دردهاي شان را با مرفين «وعده بهشت» تسكين دهند. در نتيجه به فكر راه حل هاي واقعي براي تغيير دنياي موجود نيفتند. موقعي كه ماركس اين حرف را  زد هنوز اعتياد به مواد مخدر اينقدر گسترده نشده بود و ترياك يك وسيله تفريحي تجملي براي پولدارها بود. واقعيتش اينست كه هر چقدر تاثير ترياك دين روي مردم كمتر شد، طبقات حاكم مجبور شدند از مواد مخدر ديگر هم براي خواب كردن مردم استفاده كنند. مثلا، آخر قرن نوزدهم بود كه استعمارگران انگليسي براي اينكه كشور پهناور و ارزشمند چين را تحت سلطه خود در بياورند و جنبشهاي ملي را بخوابانند، ملت چين را به زور توپ و تفنگ معتاد به ترياك كردند. كمي بعد، امپرياليستهاي آلماني به اسم مبارزه با اعتياد ترياك، داروي جديد و ناشناخته اي را به بازار چين فرستادند تا معتادان رفته رفته آن را جايگزين ترياك كنند و درمان شوند. نام اين داروي جديد هروئين بود!! بعدها در جريان جنگهاي امپرياليستي و ارتجاعي، مواد مخدر توسط دولتها بين سربازاني كه نقش گوشت دم توپ را بازي مي كنند وسيعا پخش شد تا سر به شورش و نافرماني برندارند و براي منافع سرمايه داران حاكم بكشند و كشته شوند. در جنگ تجاوزكارانه آمريكايي ها در ويتنام، پخش و مصرف مواد مخدر بين سربازان آمريكا بيداد مي كرد و اين الگويي شد براي بقيه جنگهاي ارتجاعي. چرا راه دور برويم، مگر در جنگ هشت ساله ايران و عراق مواد مخدر را آگاهانه بين سربازان توزيع نكردند تا آنان را راحتتر روي ميدان مين بفرستند؟ امروز هم در زندانهاي عادي اكثر كشورها، مواد مخدر وسيعا بين زندانيان پخش مي شود تا خطر شورش و مقاومت را كم كند.

     با وجود همه اين بحثها، اگر فكر مي كنيد هيچ ارتباطي بين بالا رفتن ميزان اعتياد در بين دانش آموزان و دانشجويان ايران با سياستهاي امنيتي رژيم اسلامي براي كنترل بحران و آرام كردن جامعه وجود ندارد بايد بگويم كه خيلي ساده و بي خبر هستيد. يك مثال ديگر بزنم. سال 57 كه انقلاب شد در منطقه كردستان ايران مصرف مواد مخدر فوق العاده ناچيز بود. وجود جنبش مردمي در كردستان، نفوذ نيروهاي مترقي در بين مردم و شور و اميدي كه مبارزه انقلابي در آنجا ايجاد كرده بود انگيزه و گرايش به استفاده از مواد مخدر را  تقريبا از بين برده بود. اما بعد از سركوب نظامي جنبش کردستان توسط جمهوري اسلامي، يكي از اولين كارهايي كه دولت اسلامي كرد توزيع وسيع و ارزان مواد مخدر در منطقه كردستان بود. يك هدف سياسي و امنيتي پشت اين كار بود. اين مساله را كمي بعد در كردستان عراق هم دنبال كردند. اما خيال نكنيد اينجور تدابير امنيتي، ابتكار چهار تا آخوند و بچه آخوند اطلاعاتي بود. اين كارها را از اربابشان يعني دولت آمريكا ياد گرفته بودند. جمهوري اسلامي دقيقا از روي نقشه اي كپي زد كه سازمان اف بي آي آمريكا با همكاري شبكه مافيا براي ضربه زدن به جنبش انقلابي سياهان در سالهاي 1970 پيش بردند. يعني رهبران و فعالين حزب پلنگان سياه در آمريكا را ترور كردند و كشتند يا به زندان انداختند و همزمان در شهرها و محلات و مدارسي كه مركز تجمع سياهان بود شروع كردند به پخش وسيع و ارزان مواد مخدر. اينجا هم همين داستان است. اين كار براي رژيم اسلامي هم فال است و هم تماشا. هم خطر انفجار جوانان را كم مي كند و هم جيب هايش پرتر مي شود.

     حالا ببينيد چقدر ساده لوحانه است بحثهايي كه معضل مواد مخدر در جامعه را به مشكلات خانوادگي و جدايي پدر و مادر يا معاشرت با «دوستان ناباب» ربط مي دهند، مثل فيلم مسخره «شمعي در باد». و چقدر عوامفريبانه است بحثهايي كه رسانه هاي جمهوري اسلامي در مورد اعتياد و معتادان مطرح مي كنند. اول خودشان صورت مساله را مي سازند و بعد از مردم مي خواهند كه در همان چارچوب به قضيه اعتياد فكر كنند و برايش پاسخ پيدا كنند. مثلا اين سئوال را جلو مي گذارند كه: «به عقيده شما، يك فرد معتاد بيمار است يا مجرم؟!» هر جوابي كه بدهيد  به اينجا منتهي مي شود كه دولت بايد با معتادان چكار كند. درمانشان كند يا مجازات. اما در واقعيت، صورت مساله چيز ديگري است: معتادان قربانيان اين جامعه و نظام حاكمند. تنها جواب واقعي هم دگرگوني جامعه و سرنگوني نظامي است كه چنين قربانياني مي آفريند و به وجود چنين قربانياني احتياج دارد. اين حرفها شعار نيست. عين واقعيت است. مي خواهيد معني قرباني جامعه و نظام بودن را بفهميد. به اطراف خود نگاه كنيد. ببينيد اكثر كساني كه درگير اعتياد شده اند از چه قشر و طبقه اي هستند؟ به آمار زندانيان و اعدام شدگان پرونده هاي مرتبط با مواد مخدر نگاه كنيد. ببينيد اكثرا از كدام مليت ها و مناطق كشور هستند؟ ببينيد چه تعدادشان از كارگران بيكار شده و كارمندان فقير هستند؟ چند هزار نفرشان روستائيان آواره و محروم هستند؟ چند صد هزار نفرشان جوانان بيكار يا بي آينده و نوميد و يا دختران جوان و زنان فقير و اسير در شبكه فحشا هستند؟ از خود سئوال كنيد كه چرا كار اين همه بلوچ و افغانستاني شده توزيع مواد مخدر؟ آيا جز فقر و محروميت و ستمديدگي دليل ديگري پيدا مي كنيد؟

      اين كاركرد منطقي نظام اجتماعي و اقتصادي حاكم است كه ميليونها نفر را فقير و محروم و تحت ستم نگاه مي دارد تا گردن كلفتها و مفتخورها و آقازاده هاي سرمايه دار و زميندار و بورس باز بچرند و نان حلال بخورند. در اين نظام، فقر و فساد و اعتياد يك سري زائده ناخواسته و اتفاقي نيست كه با خمس و زكات و صدقه و نصيحتهاي اخلاقي عوامفريبانه آخوندها و صدا و سيماي كريه شان از بين برود. اينها لازمه و نتيجه نظام استثمار انسان توسط انسان است.               

     مي پرسيد: «پس خودشان چه؟ مگر خود همين آخوندها بساط ترياك شان داير نيست؟ مگر آقازاده هايشان كه مدرن شده اند در پارتي هايشان كوكايين مصرف نمي كنند؟ آيا اينها هم قرباني هستند؟» نه! اينها دارند تفريح مي كنند. مصرف مواد مخدر بخشي از تجملات زندگي انگلي اينهاست. اينها دارند بخشي از فرهنگ چند صد ساله طبقه حاكم ايران را پاس مي دارند و البته تابع مد روز طبقات حاكمه در كشورهاي ديگر هم هستند. چه مي دانم، شايد فلان آخوند حكومتي هم از ترس آينده هولناكي كه در انتظارش است، از ترس شورش مردم يا توطئه هاي رقيبانش به عالم هپروت مي رود تا به اصطلاح «فراموش كند». اما اين عموميت ندارد. اين بحث را بنوعي مي شود در مورد روشنفكران و هنرمندان مرفه و جواناني طبقات بالاي جامعه كه در پارتي هايشان از مواد مخدر گران قيمت استفاده مي كنند هم كرد. اينها امكان تفريح لوكس و «هاي كلاس» و مد روز را دارند. اكس ده هزار توماني قورت مي دهند. اينجا هم مساله طبقاتي است! حساب اعتياد به هروئين و قرص و شيره و ترياك را بايد از استفاده تجملي از مواد مخدر جدا كرد.   

     حالا خيلي ها ممكنست بگويند «اين بحث فقر و بيكاري، پايه و اساس محكمي ندارد. استفاده از مواد مخدر كه مخصوص كشورهاي فقير نيست. جوانان طبقات مرفه و متوسط اروپايي هم مصرف مي كنند.» اتفاقا اين مساله اي است كه مقامات جمهوري اسلامي هم دائما به وسط مي كشند تا وضعيت دردناك حاكم بر ايران را توجيه كنند و انگشت اتهام را از روي خودشان بردارند. به هر حال اين واقعيتي است، اما همه واقعيت نيست. اولا، در اروپا اعتياد بهيچوجه يک مسئله فراگير و توده اي نيست در حاليکه در ايران اعتياد بخش مهمي از نيروي جوان جامعه را از بين مي برد. بسياري از نوجوانان و جوانان اروپايي براي تفريح يا كنجكاوي و تجربه اينكار را مي كند. نوع موادي هم كه عموما مصرف مي كند، سبك است. در خيلي از موارد اعتيادآور نيست و حتي براي سلامتي بدن ضرر چنداني ندارد. هر چه باشد ضرر روحي و فكريش از ترياك دين كمتر است! ضرر جسمي اش هم به اندازه نوشابه گازدار و پفك نمكي و هواي آلوده نيست. برخلاف آنچه در ايران مي بينيم، رفع نيازهاي مادي يا روحي اغلب جوانان اروپايي به توزيع يا مصرف اين مواد وابسته نيست.

     وجود امكانات تفريحي گوناگون، مهم است. اما مهمتر از آن، فرهنگ و ديدگاهي است كه بين جوانان تبليغ مي شود و رواج مي يابد. اين تعيين مي كند كه از بين تفريحات مختلف، چه چيزي را انتخاب كنند. براي تفريح كردن «در خود فرو بروند» يا با جمع باشند. «دمي خوش باشند و فراموش كنند» يا انديشه را پرواز دهند و ناشناخته ها را بشناسند و از طبيعت و تاريخ و هنر و زندگي واقعي الهام بگيرند. براي خود ساعتي آرامش و سرخوشي و روياي مصنوعي بخرند يا خودشان رويا ساز باشند و از آينده اي كه مي توان ساخت الهام بگيرند. درد تنهايي و نداشتن فلسفه زندگي را با تنهايي بيشتر و گريز از فكر و انديشه تسكين دهند يا با فكر و عمل جمعي براي تغيير وضع و رسيدن به سعادت بشر.

    

     حالا حق داريد بپرسيد كه با تمام اين حرفها بالاخره مي شود از شر معضل اجتماعي اعتياد خلاص شد يا نه؟ حتما! اما با وجود اين نظام نمي شود. قبلا مثال چين در اوايل قرن بيستم و اعتياد مردمش به ترياك را زدم. مردم چين انقلاب كردند و معضل اعتياد را هم ريشه كن كردند. مي پرسيد چطوري؟ سالها جنگيدند. جنگ واقعي. اسلحه برداشتند. مناطقي از كشور را آزاد كردند. شرايط زندگي را در هر جا كه قدرت را بدست آوردند تغيير دادند. اقتصاد جديد، نظام سياسي جديد و فرهنگ جديد را پايه گذاري كردند. خيلي از كساني كه در اين جنگ شركت كردند خودشان قبلا اسير اعتياد بودند. اما تغيير كردند. قبل از هر چيز، كمونيستهايي كه رهبر آن جنگ و  انقلاب بودند به آنان كمك كردند كه بفهمند مجرم يا بيمار نيستند بلكه قرباني يك نظام اجتماعي استثمارگرند و اول از همه بايد بخواهند كه ديگر قرباني نباشند و جامعه و نظام جديد به آنان اجازه و امكانش را مي دهد كه سرنوشت خودشان را بدست بگيرند. وقتي اين دورنما و راه واقعي را جلوي خودشان باز ديدند، ديگر ترك اعتياد كار مشكلي نبود. بقيه مردم هم بعد از پيروزي انقلاب، دست از ترياك كشيدند. دولت جديدي كه سر كار آمده بود با آنان به عنوان مجرم يا بيمار يا افراد نجس و بي اراده رفتار نكرد. به آنان اميد به يك آينده متفاوت را داد. به آنان اعتماد بنفس داد. همبستگي مردمي و زندگي دستجمعي داد. وقتي قيد و بند استثمار انسان از انسان برداشته شد، آن فشارها و نيازهاي روحي و مادي كه مردم را به طرف مواد مخدر مي راند كنار رفت. هدفهاي اقتصادي و اجتماعي تعيين شد. كار ايجاد شد. راه هاي علمي ترك اعتياد جلو گذاشته شد. و همه اينها با شركت آگاهانه و پر شور ميليونها نفر از مردم، از افراد خانواده معتادين گرفته تا اهل محل و همكاران آنان و مقامات محلي به اجرا درآمد. نه معتادان را اعدام كردند و به دريا ريختند، نه برايشان جزيره و مركز بازپروري و اردوگاه كار اجباري درست كردند. شبكه توليد و توزيع مواد مخدر را اينجور از بين بردند. اما همانطور كه اول گفتم اين شبكه روي دو ستون سرمايه و قدرت سياسي ايستاده است. بنابراين بايد اين دو ستون را فرو بريزيم و اين هيچ معني اي ندارد به جز انقلاب.    

 

 

اعتياد در آئينه آمار  رسمي

 

•        در ايران 12 ميليون نفر به نوعي درگير با مشكل مواد مخدر هستند.

•        روزانه 4 تن مواد مخدر در ايران مصرف مي شود.

 

•        2 ميليون معتاد رسمي و تفنني و 300 هزار معتاد تزريقي وجود دارد.

•        يك ميليون و 200 هزار نفر از معتادان را جوانان زير 20 سال تشكيل مي دهند.

•        11 هزار و 400 نفر دانش آموز معتاد در صد مدرسه تهران سرشماري
شده اند.

•        تعداد معتادان تزريقي در کشور نسبت به سال گذشته 33 درصد افزايش داشته است.

•        روزانه 10 الي 12 نفر در اثر اعتياد مي ميرند.

•        هر ساعت 44 ايراني در رابطه با مواد مخدر دستگير مي شوند.

•        طي چند سال اخير دو ميليون و 700 هزار معتاد در ايران دستگير شده اند.

•        در سال 1358  ۳ هزار و 426 نفر به جرم مواد مخدر وارد زندانهاي کشور شدند. در حالي که اين رقم در سال 81 به 235 هزار و 779 نفر رسيده و آمار ورودي زندانيان مواد مخدر نسبت  به سال 58 بيش از ۱۷ برابر افزايش داشته است.

 

•        مواد مخدر يكي از مهمترين منابع در آمد اقتصادي جهان محسوب مي شود.   سالانه 1600 ميليارد دلار (يک تريليون و 600 ميليارد دلار) در آمد مالي اين بخش است.

•        19 درصد انبار هروئين و 5 درصد انبار حشيش جهان در ايران است و بيش از 30 درصد انبار ترياک جهان در ايران است.

•        قاچاقچيان مواد مخدر در جهان بالغ بر 500 ميليارد دلار در سال درآمد و سود خالص کسب مي کنند اين در حالي است که کشوري مانند ايران با تمامي صادرات نفتي و غير نفتي 20 ميليارد دلار نيز درآمد ندارد.

 

•        185 ميليون معتاد در سراسر جهان وجود دارد. كه عمدتا از جوانان تشكيل شده اند.

 

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 خطاب به جوانان اعتيـاد: ريشـه هاي درد؛ چـاره کار!
 در تاريخ
 2005-02-19
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در