Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 جوانان-جنبش دانشجویی   سه-شنبه ۲ آبان ۱۳۹۶ برابر با ۲۴ اکتبر ۲۰۱۷                    
 
اوضاع کردستان عراق، شمارش معکوس خيانت آمريکا، وظايف مبارزين کرد

چشم اندازی فراتر از 18 تیر

 

 

حقيقت ارگان حزب کمونيست ايران (م – ل – م) شماره 16 مرداد 1383

 

سالروز خيزش هيجده تير 1378 نسبتا آرام  گذشت. عامل اصلي آرامي برقراري حکومت نظامي بود؛ حكومت نظامي در شهرهاي کوچک و بزرگ غير رسمي اما آشكار بود. هر دو جناح حكومتي در برقراري اين حکومت نظامي غير رسمي اتفاق نظر و همکاري کامل داشتند. خيل مزدوران و ولگردان بسيجي و ماموران انتظامي به بهانه هاي گوناگون خيابانها را قرق كردند تا مانع هرگونه تجمعي شوند.

     گفتند امسال از بابت 18 تير هيچ نگراني ندارند اما اوباشان در كوچه و پس كوچه ها به تهديد و ارعاب مردم پرداختند و حتا نگاه هاي خشمگين جوانان را با ضرب و شتم جواب دادند تا از مردم زهر چشم بگيرند. از مدتها قبل براي تعطيل کردن دانشگاهها و خوابگاههاي دانشجوئي در اين ماه برنامه ريزي کردند. ليستي از دانشجويان فعال تهيه كرده و سراغ تك تك آنان رفتند؛ برخي را بازداشت كردند؛ برخي را تهديد كردند؛ برخي را به باد كتك گرفتند و برخي را ناپديد كردند تا هر چه بيشتر جوانان را مرعوب کنند.

     گفتند نگراني ندارند اما شهرداري ها را موظف كردند تا خيابانها را از سنگ و كلوخها پاك كنند و پمپ بنزينها را از فروش بنزين به جوانان در گالنها منع كردند.

     با اين وجود عده اي از جوانان دلير در حد امكان در گوشه و كنار كشور اين روز را به جنگ و گريزهاي خياباني با مزدوران رژيم گذرانده و بانگ آزادي سر دادند و اين روز را آنطور که شايسته است گرامي داشتند. تعداد آنان مانند سال گذشته وسيع نبود اما بي شك همين تعداد محدود منافع و نيازهاي ميليونها تن را بيان كردند. اين گلهاي سر سبد مردم با زنده نگهداشتن اين روز عزم مردم را براي سرنگون کردن رژيم منفور به نمايش گذاشتند. آنان نشان دادند كه هيجده تير با هيچ ترفند سياسي و سركوب نظامي از ذهن مردم زدودني نيست. چرا كه هيجده تير همانند 16 آذر سال 1332 به سمبل مبارزه عليه رژيمهاي ارتجاعي و ضد مردمي بدل شده است. خاطره هيجده تير 78 و خيرشهاي شبانه خرداد 82 همانگونه كه مردم را بوجد مي آورد براي سران جنايتكار جمهوري اسلامي کابوس است. به همين دليل در اين روز رژيم  زبونانه چنگ و دندان نشان داد.

     اما قواي سركوبگر رژيم در ممانعت از برگزاري سالگرد هيجده تير، تنها نبود. بلکه همه نيروهاي طرفدار نظم كهن از عوامفريبان دوخردادي گرفته تا رسانه هاي قدرتهاي خارجي و سازشكاران ملي مذهبي كه مدام در هراس از انقلاب بسر مي برند به انحاء گوناگون تلاش كردند دانشجويان و مردم را متقاعد كنند كه گراميداشت هيجده تير فايده اي ندارد. آنان از «عقلانيت» و «واكنشي» برخورد نكردن سخن راندند، و جنبش دانشجوئي را به  پرهيز از «لمپنيسم» و «كوچه بازاري» و دوري از «هيجانات و موج آفريني ها»  فراخواندند. از ضرورت حفظ آرامش و "الان زمان كار تئوريك است" صحبت كردند تا مانع از شكل گيري خيزش مردمي شوند. در اين ميان تشكل حكومتي "دفتر تحكيم وحدت" نيز بيكار ننشست. اين بار  نقش خائنانه آنان فقط در محدود نگه داشتن جنبش دانشجوئي در دالانهاي دعواي هاي حكومتي و صحن دانشگاه نبود. اين بار به عفو «قافله بي متاع» (يعني جناح راست حكومت) فراخوان دادند و البته فراموش نكردند كه تحت عنوان «عبرت گيري از محاكمه صدام حسين» چشم اميد مردم را به سوي قدرتهاي خارجي برگردانند.

مايوس شدن از بيراهه ها امر خوبي است!

     تا آنجائي كه به صفوف دانشجويان، جوانان و مردم بر مي گردد، آنان با پرسشهاي جدي مواجه شده اند. اكثريت مردم باوري به ماندگاري اين رژيم ندارند اما به خوبي دريافته اند كه سرنگون كردن يك رژيم كار ساده اي نيست. نيروي قهر و سركوب دشمن فاكتوري جدي است. اينكه چگونه مي توان از پس نيروهاي سركوبگر بر آمد، سئوالي است كه بسياري از ذهنهاي پيشرو را به خود مشغول كرده است.

    در مجموع مي توان گفت که آرامش هيجده تير امسال همچنين منعكس كننده فرو ريختن توهمات در ميان مردم بود. اكثريت مردم دريافته اند كه دوم خرداد فريبي بيش نبود و حاصلي جز گمراهي و سردرگمي برايشان نداشت. اين مسئله در کوتاه مدت به روحيه ياس دامن مي زند. با وجود آنکه پرونده دوم خرداد در آتش مبارزات توده اي خرداد سال گذشته سوخت اما نقد آگاهانه اين بيراهه فريبکارانه و بردن اين بحث به ميان مردم هنوز ضروري است.

     عوامل بين المللي نيز در افت سطح مبارزات مردم تاثير داشته است. اميد واهي به اينکه قدرتي از بيرون مي آيد و ما را نجات مي دهد به اقشار مياني تحرکي بخشيده بود. اما روند تحولات در عراق توهماتي را که نسبت به امپرياليسم آمريكا در ميان مردم وجود داشت درهم شکست. بسياري فكر مي كردند از دست افعي مي توان به اژدها پناه برد؛ اما فهميدند كه اژدها جز بمب و تخريب و شكنجه و سركوب چيزي برايشان به ارمغان نخواهد آورد. به گل نشستن كشتي جنگي آمريكا در عراق و ناتواني آمريكا در ارائه مدلي براي تغيير ديكتاتورهائي چون صدام ترديدهاي جدي در مورد وعده هاي سياسي آمريكا  در ذهن مردم ببار آورد.

     مجموعه عوامل فوق به جو ترديد و انتظار در ميان مردم دامن زد. اما اشتباه است كه ظهور چنين دوره هائي را كه در مبارزات توده اي امر طبيعي است به حساب ياس و سرخوردگي و خسته شدن مردم از سياست و مبارزه سياسي انقلابي بگذاريم. در حقيقت مردم از حقه بازي ها و فريبكاري هاي دوم خرداديها سرخورده شده و از راه و روشهاي تا كنون موجود خسته شده اند. آنان از اميد بستن هاي واهي دلزده شده و مهمتر از همه با پرسشهاي جدي در رابطه با چگونگي سرنگوني رژيم و ساختن آينده روبرو شده اند. همه اينها براي امر مبارزه انقلابي و تدارك انقلاب امري مثبت است. نقد و تعمق در زمينه بيراهه دوم خرداد و  نقد اميد بستن به قدرتهاي خارجي در ميان بخش مهمي از دانشجويان دستاورد بزرگي است. هر چقدر اين نقد عميقتر، راديكالتر و انقلابي تر باشد زمينه براي گسترش مبارزه انقلابي فراهم تر مي شود.

     مسائل حول و حوش هيجده تير امسال نشان داد که نقش عامل ذهني (خط و نقشه و تشکيلات)، در به پيش راندن جنبش از ميان پيچ و خم ها، از هر زمان ضروري تر است. در شرايطي که از يک سو تضادهاي اجتماعي در سطح ايران، منطقه و جهان حدت يافته است و از سوي ديگر مشروعيت ايدئولوژيک و سياسي جمهوري اسلامي از بين رفته و جنبش دانشجوئي و عمومي در حال راديکالتر شدن است، ضرورت حضور، نقش و فعاليت نيروهاي انقلابي و كمونيستي براي تكامل اوضاع سياسي كشور، بيش از هر زمان روشن مي گردد.     

مسابقه اي در پيش است!

     ورشكستگي دوم خردادي ها و ملي مذهبي ها در ميان دانشجويان آشكار است و اين قبيل جريانات طبقاتي ديگر از نفوذ قابل توجهي در ميان دانشجويان برخوردار نيستند و ديگر نمي توانند نقش ميانجي ميان جنبش دانشجوئي و حكومت اسلامي را ايفا كنند. به اعتراف روزنامه هاي دوم خردادي، دفتر تحكيم وحدت به سختي قادر است ده درصد از فعالين جنبش دانشجوئي را تحت تاثير خود قرار دهد. ولي آنها بيكار ننشسته اند. انزجار عمومي از ايدئولوژي اسلامي، دوم خرداديها و نيروهاي ملي مذهبي را به دست وپا انداخته است. آنان از يكسو مي خواهند با شعارهاي عوامفريبانه اي چون «ايجاد پارلمان دانشجوئي» و باصطلاح امتياز دادن به دانشجويان لائيك، نيروهاي راديكال و چپ را در مجراهاي قانوني مهار كنند. و از سوي ديگر تحت عنوان «كار تئوريك و كادر سازي»  آلترناتيوهاي ايدئولوژيك – سياسي بورژوائي فئودالي ديگري را به خورد دانشجويان بدهند و انرژي انقلابي شان را به هرز برند.

     شکست برنامه هاي اينان عمدتا به تلاش نيروهاي كمونيست و دانشجويان طرفدارجنبش کمونيستي و طبقه كارگر بر مي گردد. براي جنبش دانشجوئي فقط اعتماد نکردن به نيروهاي ملي مذهبي و دوم خردادي کافي نيست. طرد واقعي اين قبيل نيروها در گرو اين است كه پرچم كمونيسم در ميان دانشحويان برافراشته شود. اين يك مصاف ايدئولوژيك – سياسي مهم است.  آينده جنبش دانشجوئي به نتيجه اين مصاف گره خورده است. آنان بايد با دامن زدن به اين مبارزه و بحث بر سر آلترناتيوها،  به نياز توده دانشجو در زمينه ايدئولوژي، سياست و برنامه و سازماندهي انقلابي پاسخ روشني دهند. و جنبشي را پي ريزي نمايند كه با همه و هر گونه نيروي مرتجع كه وابسته به اين رژيم و رژيم قبل بوده مرزبندي كند. از اتخاذ روش هاي محافظه كارانه اي كه مي خواهد دانشجو را از جامعه جدا كند و در پشت نرده هاي دانشگاه خفه كند، دوري جويد و فعالانه به انعكاس خواستهاي كارگران و زنان و ديگر زحمتكشان جامعه بپردازد و به دنبال پيوند و وحدت با جنبش جهاني ضد سرمايه داري، ضد امپرياليستي و ضد جنگ باشد. 

 ما در جمعبندي از خيزش خرداد ماه سال گذشته، در حقيقت شماره 10 گفتيم:

     دانشجويان كمونيست هر چند اكنون در اقليت كوچك قرار دارند و زير حمله اند، اما بايد بهر طريق ممكن خط سياسي و ايدئولوژيك خود را به ميان دانشجويان مبارز و پيشرو ببرند و كمونيسم را تبليغ و ترويج كنند. زيرا كمونيسم تنها پرچم رهائي بخش است كه يك دانشجوي مبارز مي تواند در دست بگيرد.

     دانشجوي پيشروئي كه مي خواهد از مرزهاي جنبش دانشجوئي فراتر رود و به تغيير جامعه بينديشد، بايد بداند که اگر خود را  به ايدئولوژي رهائي بخش كمونيسم مسلح نكند نمي تواند مبارزه دراز مدت براي تغيير جامعه را پيش ببرد. پيشروترين دانشجويان خود را به علم و فلسفه انقلابي مسلح مي كنند و مبارزاتشان را بر اين مبنا که اين جامعه از ريشه ناعادلانه است، سازمان مي دهند. نه فقط جامعه ما بلكه تمام جهان از ريشه ناعادلانه است و بايد جهاني بدور از جور و بندگي ساخت. اگر عده اي از دانشجويان مبارز چنين دورنمائي نداشته باشند حتا مبارزات دانشجوئي را نمي توانند با پيگيري پيش برند. بدون چنين دورنما و چشم اندازي جنبش دانشجوئي مرتبا تلو تلو خورده و دانشجويان از جوشش، به خمودگي گذر مي كنند.

 نقش دانشجويان كمونيست در پيشرفت اين جنبش كليدي است. جنبش دانشجوئي مي تواند و بايد با سرفرازي نقش شايسته خود را در جنبش عمومي مردم ايران ايفا كند.

هوا ابري است و بي شك باران خواهد باريد. اينكه اين باران به يك سيل بنيان كن و به يك نقطه عزيمت كيفيتا نوين و انقلابي بدل شود يا خير عمدتا به تلاش نيروي پيشاهنگ پرولتري وابسته است.

آيا 18 تير فراموش شده است؟

ضميمه: تحليل و گزارش زير توسط يکی از فعالين جنبش دانشجوئی نوشته شده است

 

 

براستي به چه دليل امسال مانند سالهاي گذشته ياد 18 تير گرامي داشته نشد. مسئله فوق را با سه موضوع بررسي مي نمائيم.

1- مسائل دروني دانشگاهها

2- سياستهاي کلي امنيتي جمهوري اسلامي

3- وضعيت افکار عمومي و مسائل بين المللي

 

1- مسائل دروني دانشگاهها

الف) تغيير سياست هاي دروني دانشگاهها از طرف حاکميت

ب) مسائل درون گروهي دانشجويان

 

الف) تغيير سياست هاي دروني دانشگاهها از طرف حاکميت

مقدمه: حاکميت پس از تحليل و آناليز جنبش دانشجويي به اين نتيجه رسيد که بايد از يک حرکت پايه اي براي ايجاد پراکندگي بين صفوف دانشجوئي استفاده کند و سياست کلي خود را بر اساس اين معيار تنظيم نموده است.

1- سياست هاي کوتاه مدت

2- سياست هاي بلند مدت

 

1- سياست هاي کوتاه مدت

حاکميت در 18 تير امسال با استفاده از اهرم اتمام سريع امتحانات و تعطيلي سريع خوابگاهها بنوعي دانشجويان را مجبور به ترک سريع دانشگاهها کرد و بيشتر دانشجويان شهرستاني مجبور به بازگشت به شهر خود شدند. امسال امتحانات بيشتر دانشگاهها تا دوم تير به پايان رسيد. و در ادامه اين طرح نيز ميتوان به پليسي کردن جو ظاهري دانشگاهها با اعمالي همچون کنترل دقيق مدارک هويتي و کارتهاي دانشجوئي هنگام ورود و خروج به دانشگاه و احضار تعدادي از فعالين شناخته شده جنبش دانشجوئي به دادگاه و کميته هاي انضباطي، دادگاهي کردن تعدادي از نشريات دانشجوئي در دادگاههاي رژيم. در صورتيکه بر اساس آئين نامه داخلي دانشگاه اين جرائم به علت دانشجوئي بودن نشريات بايد در دانشگاهها رسيدگي شود.

تهديد تعدادي از فعالان توسط نهادهاي موازي وزارت اطلاعات و لباس شخصي ها و تهديد تلفني دانشجوياني که فعاليت کمتري دارند. مجموعه فوق سياست هاي کوتاه مدت حاکميت براي مقابله با مراسم سالگرد 18 تير امسال بود.

2- سياست هاي بلند مدت.

از جمله سياست هاي بلند مدت مي توان به ورود فرمايشي عده زيادي از وابستگان رژيم و نيروهاي اطلاعاتي به دانشگاههاي معتبر در جهت تغيير طيف عمده فکري دانشجويان محصل در دانشگاهها اشاره کرد. از طرف ديگر با اعمالي همچون فروش سوالات امتحانات ورودي دانشگاهها و فروش کرسي هاي دانشگاهي در سالهاي اخير تلاش شد که بطور هرچه بيشتر از ورود افراد شايسته و اهل انديشه به دانشگاههاي معتبر جلوگيري شود و افراد از طبقات مرفه بدون هيچگونه زحمتي وارد دانشگاههاي معتبر شوند.

دومين مورد سياست دانشگاه در قبال فعاليت هاي فرهنگي سياسي اجتماعي مطبوعاتي دانشجويان است. قبلا اين فعاليت ها توسط خود دانشجويان و بطور افتخاري اداره ميشد. ولي در سياست جديد رژيم با مسئله کارمند دانشجوئي مواجه هستيم به اين معني افرادي که به اداره نهادهاي فوق مي پردازند دانشجوياني هستند که از وزارت علوم در قبال کار خود حقوق دريافت مي کنند و اين نشان دهنده دولتي شدن اين نهادها و باعث وابستگي هرچه بيشتر اين نهادها به حاکميت مي شود. که اين امر موجب کند شدن فعاليت مستقل و منتقد دانشجوئي مي شود.

2) مسائل دروني دانشجويان

امروزه در دانشگاهها شرايطي پيش آمده که نوعي ياس در ميان دانشجويان جاري شده است. خيانت دفتر تحکيم وحدت و همکاري آنها با سازمان اطلاعات براي دانشجويان واضح و مبرهن است. از طرفي خود طيف هاي گوناگون دفتر تحکيم وحدت در شوراي مرکزي اين نهاد با اختلافات دروني مواجه هستند و هنوز نتوانسته اند به يک وحدت و اجماع برسند.

وقايع خرداد ماه پارسال و اعترافات تلويزيوني تعدادي از دانشجويان که بر اثر فشار شکنجه هاي رژيم صورت گرفت خود يکي از دلايل نا اميدي و ياس دانشجويان مي باشد.

سياست هاي کلي امنيتي رژيم جمهوري اسلامي:

پس از انتخابات مجلس هفتم گوئي روحي تازه در کالبد محافظه کاران و افراطيون نظامي دميده شد. بطوريکه به مجرد پيروزي در انتخابات مراحل مقدماتي حذف آزادي هاي ظاهري اجتماعي و کنترل محسوس و علني آغاز شد. تا قبل از انتخابات کنترل نامحسوس پليسي و امنيتي را در سطح جامعه ايران مشاهده مي کرديم . نمونه بارز اين عمل را مي توان در انبوه ماموران ضد شورش در گوشه و کنار شهرها، خروجي بزرگراهها، ميدان ها و چهارراه ها مشاهده کرد. از طرف ديگر نهادهاي موازي وزارت اطلاعات اصلي که بعد از قتلهاي زنجيره اي فعاليت آنها کمتر شده بود يا حداقل علنا از آنها اثري ديده نمي شد بار ديگر به صحن علني جامعه برگشتند و نمونه بارز آنرا مي توان در تهديد تلفني يا حضوري عده از فعالان مشاهده کرد. و اين نقطه، نقطه مرگ سياستهاي فريبکارانه اصلاح طلبان در تحميق توده ها و ديکتاتوري غير علني و نقطه تولد دوباره سيستم امنيتي فشار همه جانبه محافظه کاران و ديکتاتوري رسمي مي باشد که با توجه به طيف گسترده ماموران و فرماندهان سياسي و اطلاعاتي که وارد مجلس هفتم شده اند چندان غير منتظره نيست.

3- وضعيت افکار عمومي و مسائل بين المللي:

از نظر نگارنده دوره کنوني دوره سردرگمي و ياس مردم ايران مي باشد. اين مسئله دلايل متفاوتي دارد. در شرايط کنوني مردم ايران بيشتر از اينکه به اراده و قدرت خودشان در جهت دگرگوني شرايط جامعه اعتقاد داشته باشند، به تغيير سيستم از طريق فشارهاي بين المللي اعتقاد دارند. پيگيري گسترده اخبار مربوط به آژانس بين المللي انرژي هسته اي توسط مردم و حتي اميدواري برخي به اينکه پرونده هسته اي جمهوري اسلامي ايران به شوراي امنيت  فرستاده شود تا از اين طريق فشارها بر رژيم افزايش يابد. با گشتي در ميان عامه مردم کوچه و بازار و گوش سپردن به سخنان آنها متوجه مي شويم که مردم عامي تنها راه تغيير را حمله نظامي آمريکا مي دانند.

با کمي کنکاش مي توان به علل اين طرز تفکر پي برد. مهمترين دليل اين طرز تفکر عدم وجود يک اپوزيسيون مستقر در داخل کشور که قادر به بسيج توده ها باشد است. از طرف ديگر جنبش دانشجوئي بخوبي نتوانسته است بدرون توده ها نفوذ کند و ارتباط مردم با جنبش دانشجوئي بسيار ضعيف مي باشد. ضمن اينکه طيف اکثريت جنبش دانشجوئي که ماهيت ليبرالي دارد به تغيير حاکميت با استفاده از فشار خارجي اعتقاد دارد. و از طرف ديگر از ديد مردم دستگاه اطلاعات و امنيت ايران بصورت دژ تسخير ناپذير تجسم مي شود. بدينسان مي توان اين نتيجه را گرفت که شرايط بين المللي بر افکار عمومي مردم تاثير عميقي دارد.

بزرگترين علت حالت ايستائي مردم در شرايط موجود را  مي توان در پنج مورد خلاصه کرد.

عدم وجود يک اپوزيسيون داخلي متشکل؛ برملا شدن نيرنگ اصلاح طلبان در فريب افکار عمومي که منجر به سرخوردگي مردم شد؛ شرايط خاص منطقه اي و جنگهائي که منجر به نابودي ديکتاتوري هاي صدام و طالبان شد منجر به اميدواري مردم نسبت به نابودي رژيم توسط قدرتهاي بيگانه شد بدون اينکه مردم عواقب آنرا در نظر بگيرند

عدم تحرک بايد و شايد جنبش دانشجوئي که طبعا در تزريق تحرک به جامعه ناموفق بوده است و عدم ارتباط جنبش فوق با اصناف و کارگران باعث ايجاد معضل در پيوستن عامه مردم به دانشجويان شده است. البته اين امر شامل تعدادي از دانشجويان با گرايشات سوسياليستي نمي باشد. که البته اين افراد به علت معدود بودن نفرات و امکانات قادر به اقدامات چشمگير نمي باشند.

ضمن اينکه علاوه بر دلايل فوق سياست هاي کلي امنيتي جمهوري اسلامي که موجب ايجاد نوعي رعب و وحشت در ميان مردم شده است هم در حرکت ايستاي مردم بي تاثير نيست.

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 Èå ÌæÇäÇäی ßå ÂیäÏå Çی ãÊÝÇæÊ ãی ÎæÇåäÏ: ÇیÏÆæáæŽی ãÇ یÇ ÂäÇä¿ ãÓÆáå ÇیäÌÇÓÊ
 نوشته
 17 ط­ظ‚یظ‚طھ
 در تاريخ
 2013-01-09
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در