Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 دین   سه-شنبه ۲ آبان ۱۳۹۶ برابر با ۲۴ اکتبر ۲۰۱۷                    
 
كشيش پير حاكم بر صومعه در رمان "نام گل سرخ" اثر اومبرتو اكو، در توضيح اينكه چرا خواندن كتاب طنز ممنوعه مستوجب مرگ است مي گويد:

 

خنجر لبخند!

 

 

پیرامون انتشار کاریکاتور محمد پیامبر اسلام

 

سیامک پرتوی

 

 

كشيش پير حاكم بر صومعه در رمان "نام گل سرخ" اثر اومبرتو اكو، در توضيح اينكه چرا خواندن كتاب هزل ممنوعه مستوجب مرگ است مي گويد: "خنده، ترس را از ميان برمي دارد. و وقتي كه ترس نباشد، ايمان هم رنگ مي بازد."

از نگرش شخصيت قرون وسطايي كشيش تا تفكر تاريك انديشان قرن بيست و يكمي فاصله اي نيست. هنوز هم پايه هاي ايمان بر ترس از عقوبت استوار است. هنوز هم روشنگري و روشنفكري كه بر شك و نقد و شناخت علمي از جهان مادي تكيه مي كند تكفير و نفرين مي شود. در اين موقعيت، طنز عميقي كه ماده خاكستري را در جمجمه ها قلقلك مي دهد و  از خواب بيدار مي كند، هر قدر موثرتر باشد مخاطره آميزتر هم هست. طنز كاري را مي كند كه با بحثها و استدلالات اتو كشيده و مودب و "مثبت" به سختي مي توان انجامش داد. تيغ كوچك و باريك طنز به راحتي مي تواند در ذهن پير و جوان، دارا و ندار، با سواد و كم سواد، جايي براي خود بيابد. و در يك لحظه، با ظرافت پرده قداستي كه روي مقولات دست نيافتني و موهوم و دهشتناك افكنده شده را پاره كند. پرده قداست كه فرو افتاد، ترس هم فرو مي ريزد. ترس كه نباشد، راه پرسش هاي بي پايان در مورد ماهيت، چرايي و گذشته و حال و آينده هر پديده گشوده مي شود. اين طنز تهديدي است براي همه باورهاي خشك، تغيير ناپذير، مستقر. تهديدي است براي جزم گرايي. تهديدي است براي بنيان هاي فكري و عقيدتي وضع موجود و جايگاه ممتازي كساني كه از اين وضع بهره مي برند.

كتاب سوزان چيز تازه اي نيست، همانگونه كه سوزاندن آدم ها سابقه اي طولاني دارد. ايده اش را از جهنم گرفته اند. براي اينكه جرات پرسش و تفكر و نافرماني را از زيردستان بگيرند، آتش جهنم را از لابلاي سطور مقدس به دنياي واقعي آورده اند تا مردم حساب كارشان را بكنند. طي قرن ها، در اين محاكمه ها و مجازات هاي از پيش معلوم، دادخواست هميشه ثابت و يكسان بوده است: عبور از خط قرمز قداست. دخالت در عرصه هايي كه آدميان نبايد در آن دخالت كنند. شك كردن در بلاشك. به راستي اگر آن همه هيزم در برابر بارگاه هاي جامع مذهبي و در ميادين مركزي هر آبادي تلنبار نمي كردند و مردان و زنان بيشمار را به جرم كفر و سب و جادو به تيرها نمي بستند و به آتش نمي كشيدند، مي توانستند بر مردم حكم برانند؟ مي توانستند دهقانان را وادار به بيگاري بر زمين هاي خود كنند؟ مي توانستند از تهيدستان، عشريه و ماليات مذهبي و سهم نمايندگي خدا بر روي زمين بگيرند؟ مي توانستند ثروت و سرمايه انبار كنند و با رويكردي كاملا ماترياليستي (!) بي آنكه منتظر سراي باقي شوند، بهشت را همينجا براي خود و طبقه خود بسازند؟ 

روزگار غريبي ست نازنين! نه. خواب نمي بينيم. قرون وسطي تمام نشده است. شخصيت پردازي در يك رمان، يك طرح قلمي، يا حتي يك جوك مي تواند به صدور حكم قتل بينجامد. نمي دانم عبيد زاكاني به مرگ طبيعي از دنيا رفت يا نه. ولي مطمئنم كه حكم قتلش را خيلي ها صادر كرده بودند. نمي دانم دستگاه كليسا با نويسنده "دكامرون" چه كرد. ولي مي دانم كه اخلاف آنها چند قرن بعد به همدستي فاشيستها چه بلايي بر سر پازوليني فيلمساز آوردند. نمي دانم كه شحنه گان و محتسبان چند ساز را شكسته اند و چند موسيقيدان را به جرم "غنا" در جوال كرده اند. ولي از قتل جان لنون و  لب دوختن و خانه نشين كردن زنان فاخته كه صداي خواندن داشتند باخبرم. نمي دانم كه چند ده هزار كتاب در طول تاريخ سوزانده شده و از گنجينه فرهنگ و علم بشري براي هميشه محو شده است. ولي فتواي قتل نويسندگان را به چشم ديده ام. همان بساط قرون وسطايي دوباره پهن است، گيرم اين بار فتاوي را روي سايت هاي اينترنتي مي گذارند و به اطلاع مجريان قتل مي رسانند يا صحنه هاي جهنم روي زمين را از ماهواره پخش مستقيم مي كنند.

اين خودش يك نمايش طنز است! طنز تلخ، طنز سياه. آيا اين طنز نيست كه هزاران پابرهنه كه زندگيشان تحت نظام طبقاتي با فلاكت و نكبت و نابساماني و تحقير معنا مي شود، خونشان با كاريكاتوري كه چشمشان هم به آن نخورده و چهار ماه هم از تاريخ انتشارش در يك گوشه ديگر دنيا گذشته، به جوش مي آيد؟ آيا اين طنز نيست كه در آمريكاي امپرياليستي قرن بيست و يكم، اين ايده مطرح مي شود كه تئوريهاي داروين را بايد از متون آموزشي حذف كرد يا اينكه همزمان با آن، قصه آدم و حوا و آفرينش به روايت انجيل را هم درس داد؟ آيا اين طنز نيست كه حتي تحصيل كرده هاي جامعه، همسر، شغل و مسير زندگي آينده شان را بر مبناي استخاره و فال قهوه و طالع بيني تعيين مي كنند؟  

بعضي ها اسم اين وضعيت عجيب و غريب و اين دنياي وارونه را "پست مدرن" گذاشته اند. بعضي ها اين جهل و تعصب ديوانه وار را به عنوان واقعيت موجود پذيرفته اند و مي گويند زندگي يعني همزيستي همه پديده ها و ارزش ها و باورها. مي گويند خيال خود را راحت كنيد و در مورد هيچ چيز ارزش گذاري نكنيد. اين هم نوعي "پايان تاريخ" است! انگار نه انگار كه جامعه بشري با مبارزه طبقاتي و جهش ها و گسست هاي سياسي و اقتصادي و فرهنگي و علمي راهش را باز كرده و تكامل يافته است. انگار نه انگار كه در طول تاريخ مرتبا  نو، حساب كهنه را تسويه كرده است. انگار نه انگار كه رنسانسي بوده، انقلاب فكري و فلسفي و هنري رقم خورده، سلطه كليساي قرون وسطي در هم پيچيده شده، عصر روشنگري طي شده، افكار نوين ماترياليستي ظهور كرده، درك ديالكتيكي از تاريخ و جامعه براي خود جا باز كرده، انقلابات پرولتري بر پا شده، بسياري از مناسبات كهنه دگرگون شده، جهش و گسست دهه 1960 در سراسر دنيا و مشخصا در بطن جوامع غرب صورت گرفته، و اين مسير طولاني و از پيش تعيين نشده و ناشناخته، شاهد جدال دائمي نو و كهنه در شكل هاي متفاوت بوده است. اين وارونگي و جنون، فقط يك برش از همين جدال ادامه دار است. چرخ هاي سرمايه داري امپرياليستي همچنان مي چرخد و تناقض و اعوجاج و بحران مي آفريند. جهل و تعصب يكي از توليدات اين ماشين است. چوب لاي چرخ آن نيست، روغن موتور ماشين سرمايه داري است. جهل و تعصب است كه براي دولتها و جريانات ضد مردمي در دعواها و رقابت ها و جنگهاي منفعت طلبانه شان، سياهي لشگر و كتك خور و گوشت دم توپ درست مي كند. بدون جهل و تعصب، نمي شود تفرقه انداخت و حكومت كرد. بدون جهل و تعصب، نمي شود بدبختي ها و بي عدالتي ها را توجيه كرد و سر مردم را با وعده هاي واهي شيره ماليد. حالا اگر با جهل و تعصب مخالفي و از آن رنج مي بري؟ بايد سرمايه داري را سرنگون كني! اگر مخالف سرمايه داري هستي و مي خواهي دنيايي متفاوت و بدون ستم و استثمار و تبعيض داشته باشيم، بايد با جهل و تعصب مبارزه كني! در اين كار، ارزش و قدرت طنز را فراموش نكن.

 

هفده بهمن 1384

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 خنجر لبخند! پیرامون انتشار کاریکاتور محمد پیامبر اسلام
 نوشته
 سیامک پرتوی
 در تاريخ
 2006-02-06
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در