Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 هنر و ادبیات   سه-شنبه ۲ آبان ۱۳۹۶ برابر با ۲۴ اکتبر ۲۰۱۷                    
 
قطعاتی از کتاب گپی بر سر هنر

 

قطعاتی از کتاب  گپی بر سر هنر

 

£.....چه چيزی را هنر می گوييم؟ چون بنظرم سر اين هم جدلهائی بوده و هست.

هميشه سر اين هم جدل بوده. مثلا مصاحبه حريری با شاملو را نگاه كن. …  هنر بخش ناگزيری از فعاليت اجتماعی بشر است كه از قديم با ساير فعاليتهای بشر مثلا كار توليدی و تجربه های علمی و مبارزه طبقاتی مرتبط و همراه بوده. اين بخش از فعاليت بشر، يك فعاليت ذهنی است. هنر، خلق آثاری است كه در ذهن پرورده می شود و شكل می گيرد. هنر انعكاس زندگی بشر است. كار و مبارزه بشر. چه مبارزه توليدي، چه مبارزه طبقاتی در جامعه طبقاتي. انعكاس هست اما همانطور كه مائو هم گفته در سطح عاليتر، خيلی نزديك به ايده آل، خيلی نمونه وار، خيلی پرشورتر از زندگی روزمره. اين فعاليت، برای خودش قالبها و عرصه های مختلفی پيدا می كند. منظورم سبكها نيست. استفاده از حسهای مختلف را می گويم: حرف زدن، ديدن، شنيدن. يعنی هنر از چيزهائی كه ابزار ارتباطی بشر برای نگاه كردن به خود و دنيای بيرون از خود است استفاده می كند. توليدات هنری توسط آدمها مصرف می شود تا همزمان دو كار را پيش ببرد. آثار هنري، ذهن بشر، ايدئولوژی و ديدگاهش را پالايش می دهد، باز می كند، تكامل می دهد، يا برعكس، اگر هنر ارتجاعی باشد ذهن را تخريب می كند، آدم را تنگ نظر می كند. يعنی چه مثبت چه منفی نگرش و ايدئولوژی بشر را تحت تاثير قرار می دهد.

 

... دوباره می خواهم از زاويه ديگری وارد بحث هنر بشوم. هم مفهومش و هم تاثيرات و نقش اجتماعی اش. بخصوص از زاويه مخاطبان عمده هنر يا طرفداران عمده آثار هنری در هر جامعه ای كه جوانها هستند. جوانها خيلی به شكلهای مختلف هنری و شكلهای مركب هنری مثل سينما علاقه دارند. بنظرم اين علاقه خيلی ربط دارد به مفهوم هنر. يعنی همان نكته ای كه مائو می گويد در مورد اينكه هنربه ايده آل نزديكتر است...

... اتفاقی نيست فيلمهائی كه رل مدل دارد و اكشن است بيشتر مورد علاقه جوانها است. هر دو اينها ربط دارد به نيازها و روحيه جوانها. اين چيزی نيست كه آدم با گفتن اينكه فلان فيلم هاليوودی است همينطوری رويش خط بطلان بكشد. مثلا قسمت اول فيلم ماتريكس را در نظر بگير كه در همه دنيا منجمله ايران خيلی طرفدار پيدا كرد. اين فيلم نمونه كامل رل مدل است و اكشن. و فيلمی

 

است كه خوب پرداخت شده است. ...

 

حالا كه بحث قهرمانان و رل مدل طرح شد ميخواستم اشاره ای هم بكنم به بحثهائی كه در عرصه هنر مشخصا در تئاتر از جانب برشت و بعد پيروان برشت كه زياد هم هستند مطرح شده. و همينطور در سينما، چون تفكرات برشت در حيطه سينما هم مطرح شده. باز مهم است كه ديد يكجانبه نگيريم از اين بحث قهرمانان. برشت بحثهائی كه ارائه داد و نوع تئاتری كه پايه ريزی كرد، كلا روی اين بود كه حول قهرمانان نچرخد. البته ويژگی تئاترش فقط اين نبود، جنبه ديگرش اين بود که نقش تماشاگر را مستقل كند از خود تئاتر و فاصله هميشه بگذارد بين تماشاگر و اثر. تا تماشاگر غرق نشود و بتواند مرتبا تضادهای جاری در تئاتر را با فاصله گرفتن از اثر و فاصله گرفتن از احساساتی كه ميتواند آن تضادها را بپوشاند ببيند. ...

يکی از مجلات انگليسی مقاله ای داشت به مناسبت صدمين سال تولد برشت. گفته بود کاری که برشت در تئاتر كرد اين بود كه زير تمام چيزهايی زد كه تا آن موقع بعنوان زيبائی شناسی در تئاتر مطرح بود و به دگم تبديل شده بود. اين کار را کرد تا بتواند يك تئاتر جديد بسازد. شروع کرد به تحقيق مفصل بر سر اينكه تئاتر از زمان يونان قديم تا حالا چه بوده؟ روی چه استوار بوده؟ خيلی به شكسپير توجه کرد. می خواست بفهمد که تئاتر يونان باستان و شکسپير برای اينكه تاثير بگذارند روی چه احساساتی تاكيد ميكنند. فهميد که اين آثار يكسری احساسات را جريحه دار ميكنند. بيننده را در خودشان غرق می کنند و بعد تفکر را شكل ميدهند. برشت آمد و کاری کرد که جلوی خوديابی مخاطب يا بقولی همذات پنداری در اثر را بگيرد. بحث برشت اين بود كه تماشاگر هميشه بايد در موقعيتی قرار بگيرد كه بتواند تجزيه و تحليل كند شخصيتهای داستان را مستقل از خودش و اين فرصت را داشته باشد كه موضوع را همه جانبه ببيند و بتواند كل تضاد را و جوانب مختلفش را ببيند و صرفا نرود در يك قالب و داستان و در جلد اين يا آن شخصيت. يک نكته مهم ديگری که برشت مطرح کرد اينست كه وقتی تو در اثرت مدل بوجود بياوري، اين مدل ميتواند تقليد حقيقت باشد و نه خود حقيقت. بگذار مثال فيلمهای رايج گيشه ای را بزنم. از سينمای فردين بگير تا فيلمهای آمريكائي. ...

... يكسری آثار نمونه در دوره انقلاب فرهنگی بعنوان نمونه هنر پرولتری ساخته شد. حالا اينكه از ابتدا اينها را بعنوان آثار نمونه ساختند يا اينكه بعدا آنها را بعنوان آثار نمونه قرار دادند نميدانم...مثلا در زمينه باله، تحولات مهمی در باله كهن چين صورت گرفت كه اين در اثر نمونه ’رسته سرخ زنان‘ متبلور می شد و در ’دختر سپيد مو‘ كه بحثهای آن دوره مشخصا در مقاله ای از نشريات فرهنگی حزب كمونيست چين آمده. اين مقاله بعدا در مجله انترناسيوناليستی ’جهانی برای فتح‘ دوباره چاپ شد و ترجمه فارسی اش هم بيرون آمد. برای مثال می گويم كه اين آثار نقش متفاوتی از زنان ارائه كردند. يعنی طراحی و تنظيم حركات رقص طوری انجام شد كه نقش زن را متفاوت كند...

 

راستی سر همين نكته فراگير كردن توليدات هنري، بد نيست تجربه شوروی را هم بگويم. می شود با مورد چين مقايسه اش كرد. درست بعد از انقلاب اكتبر روسيه، يعنی همان سال ۱٩۱٧ يك ارگانی بوجود آوردند به اسم ’پرول كولت‘ كه مخفف پرولتاريا كولتور (فرهنگ پرولتاريا) است. هدفشان اين بود كه اولا هنر پرولتری را تعريف كنند. ثانيا از بين كارگرها، يعنی در سطح توده های وسيع، هنرمند پرولتری پرورش بدهند. ... اگر اشتباه نكنم مائو تسه دون بعدا در جمعبنديهائی كه سر شوروی كرده انتقاداتی هم به اين جريان دارد. جالبی قضيه اين بود كه آنهائی كه پرول كولت را می چرخاندند چندان هم پرولتر نبودند. اتفاقا يكسری سنت گراهائی بودند كه ايده های بورژوائی داشتند. ...

....اصلا اينجوری نيست كه ’رسته سرخ زنان‘ و ’دختر سپيد مو‘ راحت جا افتاد. اين آثار، آثار خلاف جريان بودند و اول كار از طرف رويزيونيستها با تمسخر و بهتان روبرو شدند...

حتا تحولی كه چيان چين در باله چين بر سر نحوه رقص زنان ايجاد كرد كه نسبت به هنر فئودالی يک انقلاب بود، روی حركات زنان در باله غرب هم تاثير گذاشت؛ با وجود همه فحش هايی كه به انقلاب فرهنگی می دهند! در باله آوانگارد فرانسه و اسپانيا، نمونه هايی هست كه حركات زنانش كپی ’رسته سرخ زنان‘ است. اما اينطور نيست كه محتوای اين باله ها، پيشرو و انقلابی است. حركات امروزی تر شده. مساله اينست. با زن جامعه امروز ميخورد. با زن به صحنه آمده و محكم، می خورد. فقط اين نيست كه با زن كمونيست بخورد. اين را گفتم كه نشان دهم فرم آثار نمونه را نبايد بعنوان يك فرم بی برو و برگرد پرولتری و تنها الگوی ”مجاز“ معرفی كرد. و به همان نتيجه گيريهايی رسيد كه زمانی در زمينه سبك رئاليسم سوسياليستی می شد. اگر اينجور به اين آثار نگاه بشود خودش به عاملی برای در جا زدن و محدود نگری و محافظه كاری تبديل می شود. يعنی چيزی كه با يك حركت خلاف جريان شروع شده، خودش تبديل بشود به يك مانع و جلوی خلاقيت هنرمندان جديدی كه می خواهند قدم جلو بگذارند را بگيرد.

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 قطعاتی از کتاب گپی بر سر هنر
 نوشته
 حقیقت شماره 28
 در تاريخ
 2006-07-23
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در