Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 علم   جمعه ۳۱ شهريور ۱۳۹۶ برابر با ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۷                    
 
آيا کشتار وسيع سونامی غيرقابل اجتناب بود؟ چرا سيستم خبر رسانی نبود؟

 

آيا کشتار وسيع سونامی غيرقابل اجتناب بود؟ چرا سيستم خبر رسانی نبود؟

 

حقيقت ارگان حزب کمونيست ايران ( م – ل – م ) شماره 20 بهمن 1383

سرويس خبري جهاني براي فتح. 3 ژانويه 2005

 

در اعماق خليج بنگال تخته سنگ غول آسا و عظيم الجثه اي که بخشي از قشر کره زمين را تشکيل مي دهد، قرار دارد. در فرآيند فعل و انفعالات طبيعي کره زمين، در طول ساليان دراز، اين تخته سنگ تدريجا در حال لغزيدن به زير تخته سنگ عظيم ديگري که کشور اندونزي و قاره اور- آسيا بر آن قرار دارد، مي باشد. معمولا فرآيندهائي که طي آن کره زمين دچار تغييرات و  جابجائي مي شود از ديد ما پنهان است. چرا که اين حرکات بسيار بطئي هستند. مثلا اين تخته سنگ سالانه حدود 10 سانتي متر به زير ديگري مي لغزد. اين تخته سنگ که 1200 کيلومتر طول دارد، هنگام لغزيدن به زير ديگري، به دلايلي در نقطه اي گير کرد.  بهمين سبب فشار و نيروي بسيار عظيمي، انباشت شد. در 26 دسامبر اين تخته سنگ به يکباره از مکان گير کرده (سد شده) خويش در غرب ساحل اندونزي بنام سوماترا رها شد و بزرگترين انرژي که تا بحال بشريت مشاهده کرده، توليد کرد. اين انفجار آن چنان عظيم بود که حتا کره زمين را مقداري از مدار خود خارج کرد. در سراسر خط گسل، کف اقيانوس بناگهان به طرف کنار و به ارتفاع چندين متر به بالا پرتاب شد. اين حرکت، امواج غول آساي سونامي را توليد کرد. امواج وحشي به موازات نزديک شدن به ساحل، بلندتر و بلندتر شدند.

     از دست رفتن تعداد زيادي انسان در لحظات اوليه، اين سانحه دلخراش را به يکي از غم انگيزترين سوانح در تاريخ معاصر بدل کرد. هنوز آمار دقيقي از تعداد تلفات در دست نيست. شايد وقوع زلزله و بخصوص امواج عظيم سونامي غير قابل پيش بيني و غيرقابل پيش گيري بود. اما تاثيرات ويرانگر آن بوسيله قدرت ويرانگر سرمايه داري و سازمان اجتماعي سرمايه داري، چندين و چند برابر شد.

     اين واقعه سوالات اساسي زيادي را در اذهان طرح کرده است. چه شرايطي باعث شد که تعداد بيشماري از مردم جان خود را از دست بدهند و ميليونها نفر ديگر در شرايط ناپايدار قرار گيرند؟ مردم به طرق خويش و گوناگون در تعمق و تفکرند که اين واقعه چرا رخ داد؟ معناي عملي و روحي وقوع اين حوادث کدامند؟ در چنين مواقعي، اربابان جهان و دولتها، ايدئولوژي و حتا مشروعيت (استحقاق حکومت کردن) خود را زير حمله مي بينند. آنان خود را ارباب تکنولوژي مي دانند، اما وقتي پاي توضيح اين واقعه (به خصوص به مردم عادي) به ميان مي آيد، علل واقعي را در ابهام نگاه مي دارند و مانع ظهور يک درک همه جانبه روشن مي شوند.  چرا که اگر توده هاي مردم درک علمي روشني در مورد علل طبيعي و اجتماعي بروز اين واقعه پيدا کنند، آنگاه اين حاکمين را مسئول دانسته و نخواهند بخشيد.

     در هفته ها و ماه هاي آينده، جوانب مختلف اين فاجعه  روشن تر خواهد شد و کساني که در فکر توده ها بوده و به سرنوشت آنان علاقمندند بايد آنرا از زواياي مختلف مورد چالش و بررسي قرار دهند. نه تنها بايد اين مسئله را از زاويه بلائي که بسر مردم آمده بررسي کرد بلکه بايد از زاويه علوم فيزيکي نيز کنکاش کرد. در اين مقاله، ما مي خواهيم روي  مبرمترين و فوري ترين جنبه ها تکيه کنيم: چرا تعداد بيشماري از مردم بدون هيچ هشدار و اخطاري در امواج دريا غرق شدند؟

     سرمقاله روزنامه نيويورک تايمز مورخ 29 دسامبر 2004 نوشت: « اگر همان شبکه اخطار بين المللي که  آمريکا براي حفاظت از حوزه آبهاي اقيانوس آرام برقرار کرده در اقيانوس هند نيز موجود بود، شمار مرگ و مير مناطق سونامي زده مي توانست به نصف برسد.» آژانس مربوط به سازمان ملل اعلام کرد که اقدام به ايجاد اين سيستم اخطار  در اقيانوس هند خواهد کرد. اما چرا پس از نيم قرن و کشته شدن تعداد زيادي از مردم؟ مسئله اين نيست که اينها جاهل بودند و نمي دانستند. منافع اقتصادي و سياسي در اين اغماض و چشم پوشي دخيل بود.

     البته جواب "آساني" براي اين سوال موجود است. مقاماتي که سرنوشت ما را در دست دارند و برخي دانشمندان سالهاست که اين جواب را تکرار مي کنند.  آنها مي گويند احتمال وقوع سونامي  در اقيانوس هند بسيار کم است. ولي امروزه براي همه مشخص شده که چقدر اين جواب "آسان" مهلک و يکجانبه است. اين درست است که 90 درصد سونامي ها در  اقيانوس آرام رخ مي دهد. و دليلش اين است که در عمق اقيانوس آرام فعل و انفعالات زيرزميني بسيار حادي در جريان است بطوريکه  زمين شناسان اين منطفه را "حلقه آتش" مي نامند. اما  برخي از متخصصين ودانشمندان مي گويند بدترين انفجار در تاريخ زمين شناسي در 71 هزار سال قبل در سوماترا، يعني در 150 کيلومتري مرکز زلزله 26 دسامبر،  بوقوع پيوست. 71 هزار سال با توجه به طول عمر تشکيل کره زمين چندان زياد نيست.  پر قدرترين انفجاري که در تاريخ بشر ثبت شده  به سال 1883 برميگردد که تاريخ دوري نيست. در اين انفجار  جزيره کراکاتا در نزديکي سوماترا مورد حمله امواج غول آساي سونامي (حتا مرتفع تر از آنچه امروز رخ داد) قرار گرفت. در همين منطقه، به سال هاي 1797، 1883 و 1861 لرزش و زلزله رخ داد. در سال 2000 زلزله اي با قدرت 7 ريشتر سنگاپور و با قدرت 4ر7 ريشتر جزاير شمال غربي سوماترا را به لرزه در آورد. الان که به عقب نگاه مي کنيم، مي بينيم که اينها پيش در آمد زلزله اخير بودند. مطالعه اسناد زمين شناسي استعمارگران هلندي که در اين منطقه حاکم بودند و يافتن رد پاي زلزله هاي قديمي در صخره هاي دريائي مرجاني اين منطقه، دانشمندان را نگران وضع کرده بود و مدتها پيش تني چند از آنان اين نگراني خود را اعلام کرده بودند.

      در سال 1990 گروه هماهنگي سازمان ملل متحد پيشنهاد توسعه سيستم اعلان خطر اقيانوس آرام به اقيانوس هند و سراسر جهان براي مقابله با سونامي را ارائه داد. اما اين پيشنهاد به ورطه فراموشي سپرده شد. پيشنهاد ديگري در سال 1997 از طرف نشست بين المللي متخصصين در پرو پشت گوش انداخته شد و نتيجه اي نداشت. در جلسه اي که اکتبر سال 2003 در نيوزلند برگزار شد، اين  پيشنهاد دوباره رد شد. البته نه بر اساس علمي بلکه بخاطر آنکه اين از اختيارات جغرافيائي گروه متخصصين خارج بود. در سال 2004 يکي از برجسته ترين محققين زلزله شناسي استراليائي، آقاي فيل کومينز، مقاله اي را به متخصصين زمين شناسي در ژاپن و هاوائي ارائه داد. عنوان مقاله تحريک آميز بود:  "سونامي در اقيانوس هند: چرا بايد نگران باشيم؟". اين نوشته امروز وسيعا نقل و تکرار مي شود اما يکسال پيش گوش شنوائي نداشت.

      يکي از متخصصين ژئوفيزيک در انستيتوي تکنولوژي کاليفرنيا آنقدر نسبت به اين موضوع  نگران بود که با هزينه شخصي اش 5 هزار بروشور در مورد  خطر وقوع سونامي در اقيانوس هند و چگونگي مقابله با آن در منطقه توزيع کرد. يکماه قبل از وقوع سونامي، او برنامه سفر به اندونزي داشت که بدليل نبود بودجه  لغو شد.

     زمين شناس و زلزله شناس ارشد استراليائي (فيل کومينز) يک هفته بعد از وقوع فاجعه عنوان کرد که: "در جمع دانشمندان خارج از استراليا و اندونزي، علاقه چنداني نسبت به احتمال وقوع سونامي در اقيانوس هند موجود نبود." سوال اينجاست که چرا؟ يکي از دلايل آن اين است که تجربه وقوع سونامي در اقيانوس هند کمتر از اقيانوس آرام است. اما دليل عمده چيز ديگريست و بطرز مخوفي ساده است. و آن اينکه: برقراري سيستم اعلان خطر و ديده باني و همچنين انجام تحقيقات در اين زمينه مستلزم صرف هزينه مي باشد و چنين نقشه اي حمايت کننده مالي نداشت. آمريکا سيستم اعلان خطر و آژير دهنده اقيانوس آرام را با کمک و همياري ژاپن و استراليا بوجود آورده است و بدون کمک آمريکا طرح بسط و گسترش سيستم اعلان خطر به نقاط ديگر منجمله اقيانوس هند ممکن نشد.

      يکي از مسائلي که بايد بررسي شود اين است که  اين کوتاهي آمريکا  در استقرار سيستم اخطار در اقيانوس هند تا چه حد بود ؛ آيا بطور غير مستقيم اين طرح را خفه کرد يا اينکه فعالانه مانع تحقق آن شد. موج ياب هاي شناور متصل به ساتليت، که در اقيانوس ها مستقرند، اهميت نظامي بسيار زياد دارد. بهمين دليل بعد از جنگ جهاني دوم آمريکا اين سيستم اعلان خطر را در  اقيانوس آرام نصب کرد زيرا اين کار به تثبيت هژموني دريائي اش خدمت مي کرد. امروزه، اکثريت تحقيقات اقيانوسي، به نوعي در ارتباط با  نيروي دريائي آمريکا مي باشند.  تمامي تحقيقات مربوط به زمين و پوسته آن، نه تنها در خدمت اهداف نظامي اند، بلکه در خدمت تجارت استراتژيک کشف و استخراج نفت مي باشند. در واقع اين تحقيقات، براي تجارت نفت که رقابت بيرحمانه اي بر سر آن جريان دارد، اهميت مرکزي دارند.

    سازمان پيمان منع آزمايشات هسته اي بين المللي که مرکزش در وين قرار دارد، بدليل آنکه حتا کوچکترين تکانها و انفجارات را در سراسر جهان زير نظر دارد، به مجرد وقوع زلزله سوماترا از آن آگاه شد. اما اين سازمان فاقد برنامه اضطراري است و در لحظه وقوع زلزله، کسي  بر سر پستش نبود. حتا بعد از وقوع زلزله اين سازمان هنوز تصميم نگرفته است که اطلاعات وسيعي را که بر سر اين زلزله ثبت کرده علني کند تا دانشمندان از آن استفاده کنند. خيلي از کشورها چنين اطلاعاتي را در زمينه فعاليتهاي هسته اي خود و ديگران، اطلاعات بسيار محرمانه تلقي مي کنند و نمي گذارند که اين اطلاعات بطور اتوماتيک علني شود. به اين دليل است که آمريکا تا کنون حاضر به  پيوستن به سازمان وين نشده است. آمريکا در همان حال که در اين زمينه خودداري کرده و اسرارش را حفظ مي کند اما از اسرار سلاح هاي هسته اي ديگران مطلع است. بهمين منوال هند که چندي پيش آزمايش سلاح هسته اي خود را انجام داد عضو تشکيلات وين نمي باشد. همانطور که خواهيم ديد، جنبه نظامي مخفي نگاه داشتن چنين اطلاعاتي يک نقش کليدي در تبديل يک فاجعه غير قابل اجتناب به يک تراژدي ويرانگر، بازي کرد. بعلاوه، مطالعه اين يافته ها و  اطلاعات ثبت شده داراي اهميت مرگ و زندگي بوده و بي نهايت ضروري و فوري است. زيرا وقتي در نقاطي از زمين زلزله رخ مي دهد، باعث افزايش فشار يا کاهش فشار بر گسل هاي ديگر کره زمين مي شود.  

      فقدان سيستم ديده باني و آژير سونامي در اقيانوس هند را بايد به مثابه ارتکاب  جنايت عليه مردم تلقي کرد. يک جنايت ديگر زماني بود که دانشمندان حوزه اقيانوس آرام فاجعه  در شرف وقوع  را پيش بيني کردند ولي کساني که در قدرت مي باشند هيچ حرکتي براي حفاظت از زندگي انسانها نکردند.

     متخصصين در ژاپن، هاوائي و سواحل غربي آمريکا در همان لحظات اوليه از وقوع اين زلزله با خبر شدند. آنان در عرض 15 دقيقه شروع به فرستادن پيام هاي اعلام خطر به خارج و اقصي نقاط جهان کردند. اما بواسطه آنکه لزوما هر زلزله اي موجد سونامي نمي باشد، در ابتدا قادر به پيش بيني امواج غول پيکر آن نبودند و حتي يک موج ياب نيز در اقيانوس هند موجود نبود که با توسل به آن بتوانند پيش بيني موج هاي غول آسا را بکنند. از طرف ديگر، تفسير داده هاي ابزار زلزله سنج، کار پيچيد ه اي است. بهمين دليل در ساعات اوليه آنان پيش بيني غلطي در مورد قدرت اين زلزله کردند. طبق محاسبه اوليه  قدرت اين زلزله در مقياس 8 ريشتر تخمين زدند. با اينحال مي دانستند که خطر اين زلزله بسيار جدي است. بعدا فهميدند که  9 ريشتر است يعني صد بار قدرتمندتر. اما از همان ابتدا معلوم بود که بدليل وقوع  زلزله در عمق اقيانوس، بروز سونامي يک احتمال قوي است.  نيم ساعت پس از زلزله ( حدود 20 دقيقه تا يکساعت قبل از اينکه اولين موج به خشکي اصابت کرد) آنان اعلام خطر در مورد وقوع سونامي را مخابره کردند. در حاليکه هنوز نمي دانستند آيا واقعا سونامي رخ داده يا بزرگي اش چقدر است. زمانيکه آنها قدرت واقعي زلزله را فهميدند، تمام وجودشان از وحشت حادثه اي که در شرف وقوع است به لرزه در آمد. با اصابت اولين امواج غول پيکر به شمال غربي سوماترا، دانشمندان دست بکار محاسبات رياضي شدند و ابعاد مسئله را پيش بيني کردند. اما  ديگر بسيار دير شده بود.

    وقتي واقعه شوم سر رسيد دانشمندان فهميدند که اسير آزمايشگاههايشان هستند و ديوارهاي آن اجازه نمي دهد صداي فريادشان به گوش کسي برسد. آنها گزارش اوضاع را به افراد بالاتر و مافوق خود دادند. اينکه مافوق هاي آنان چه کردند هنوز معلوم نيست. دانشمندان به ارتش نيز گزارش دادند و به همکاران خود در اقصي نقاط جهان اي ميل ها و فکسها و اس ام اس ها را روانه کردند.مي توانيد حدس بزنيد که چگونه با استيصال و ياس اشک مي ريختند.

     بله اين فاجعه طبيعي بطرز اجتناب ناپذيري مهلک بود. اما از کشته ها پشته ساخته شد زيرا بر سر مردمي خراب شد که پيشاپيش در مرز  مرگ و زندگي مي زيستند. فجايع مشابه در پايتخت کشورهاي امپرياليستي نيز مي تواند رخ دهد و موجب مرگ و مير وحشتناک شود. اما اين فاجعه يک مشخصه داشت و آن اينکه  ضربت را در منطقه اي وارد آورد که مردم در محروميت و فقر قرار دارند و همين مسئله نقش تعيين کننده را در گسترش ابعاد فاجعه داشت. سوماترا اولين مکاني بود که ابتدا طعمه زلزله شد و بعد سونامي کشتار را ادامه داد. گفته مي شود  دو سوم قربانيان اين فاجعه در در نوک شمالي جزيره سوماترا اسکان داشتند. استان آچه در سوماترا آنچنان ويران شده که  نه از هوا و نه از زمين ديگر قابل تشخيص نيست. اکثر مناطق پايتخت اين منطقه که باندا آچه نام دارد با خاک يکسان شده است. بسياري از شهرها و قصبات بالکل ناپديد شده اند. افرادي که بررسي هاي هوائي انجام داده اند مي گويند  در سراسر آنجا اثري از زندگي ديگر نيست مگر در چند مکان کوچک. بررسي اين مسئله که مردم آن مناطق چگونه ميزيستند و روز و شب را مي گذراندند، در چه محلهائي، در چه نوع خانه هائي بودند و چه بر سرشان آمده، خارج از قدرت اين قلم است. اما يک چيز روشن است. سوماترا روي يک خط زلزله ژئولوژيک قرار دارد و خطر وقوع زلزله در اين منطقه براي آنان که علاقه اي به فهم آن دارند، واضح بود. آچه تحت اشغال 40 هزار سرباز  ارتش اندونزي است. بله، اين منطقه با ارزش تر از آن است که به مردم بومي اش واگذار شود! اين 40 هزار نفر در آنجا مستقر بودند که از تاسيسات گاز مايع طبيعي و ميدان گاز شرکت اکسون موبيل آمريکائي حراست کنند. بعضي از خبرنگاران مي گويند که به دولت اندونزي در مورد خطر وقوع سونامي هشدار داده شده بود. در مورد اينکه تا چه حد مي شد جان انسانها را نجات داد بحث است اما هيچ کس منکر نيست که حداقل هزاران نفر را مي شد نجات داد.

     دو ساعت طول کشيد تا موج سونامي به سيري لانکا برسد. به لحاظ شدت خرابي سيري لانکا دومين کشور بود. طبق گزارشات، يک دانشمند آمريکائي در سيري لانکا وقوع حادثه را به سفارت آمريکا اطلاع داده بود. ديپلمات آمريکائي  در اين محاوره تلفني چه گفت و سفارت آمريکا به رغم آگاهي از وقوع چنين مصيبتي چه کرد؟

     طبق گزارشات چند روزنامه، به دولت تايلند هشدار داده شده بود. اما اخيرا گفته شده که دولت تايلند از بيم آنکه مبادا اين هشدار غير واقعي باشد آن را از مردم تايلند پنهان نمود تا مبادا به صنعت توريسم کشور لطمه اي بخورد. هر چند که بعد از وقوع اين مصيبت ارتش تايلند فراخوانده شد اما دولت تايلند در 3 ژانويه 10 هزار سرباز را براي ماموريت ضد شورشي به استان هاي جنوبي در مرز کشور مالزي فرستاد.

     امواج دريا به جزاير آندمان و نيکوبار از توابع کشور هند نيز حمله کرد. اين شهرها در نزديکي سوماترا و تايلند قرار دارند.  اين مجمع الجزاير کوچک که تپه هاي کم ارتفاع آن قله کوه هاي زير اعماق آب مي باشند از سرزمين اصلي هند بسيار دورند. علاقه دولت هند به اين مجمع الجزاير صرفا بخاطر  موقعيت سوق الجيشي آنهاست که اهميت نظامي دارد. به يک کلام اين مناطق در خدمت منافع توسعه طلبانه دولت هند مي باشند. جزيره نيکوبار منحصرا يک پادگان نظامي  دريائي است و دولت هند سراسر اين مجمع الجزاير را منطقه اي نظامي اعلام نموده و مردم خارج از اين منطقه کاملا ممنوع الورود مي باشند.

     حدودا سه يا چهار ساعت طول کشيد تا سونامي به ايالت تاميل نادو در جنوب هند رسيد. در اينجا نيز هشداري به مردم در مورد امواجي که سوماترا را به کام مرگ کشيد و در حرکت و پيشروي بسوي کشتن هزاران نفر ديگر در اين ايالت بود، داده نشد. امواج سونامي ده ساعت بعد به غرب آفريقا رسيد و اين زمان براي اينکه تمام مردم جهان از آن باخبر شوند، کافي بود. با اين وصف هيچ قدرتي حتا انگشت بلند نکرد. دست اندر کاران حکومتي کوچکترين حرکتي براي  آگاهي مردم انجام ندادند.

     تنها جزيره  اقيانوس هند که بدون کوچکترين صدمه و غرامتي دست نخورده باقي ماند جزيره ديه گو گارسيا است. اين جا مستعمره بريتانيا و در اجاره آمريکا مي باشد. ديه گو گارسيا يکي از مهمترين پادگانهاي نظامي آمريکاست. آمريکا از اينجا براي سلطه بر اقيانوس هند و تسلط بر پهنه آسمان هاي اين منطقه از افغانستان تا عراق، استفاده مي کند. همان امواجي که هزاران نفر را در سواحل غرب آفريقا کشت، نتوانست در اين جزيره سونامي ايجاد کند زيرا اين جزيره در آبهاي بسيار عميق قرار دارد. طبق گزارشات خبري، سران نظامي اين جزيره هشدار وقوع سونامي را دريافت کرده بودند. اما با اين اطلاعات چه کردند؟  اين اطلاعات در شرايطي که جان ده ها هزار نفر در کشورهاي مختلف در خطر بود، براي چه مقاصدي استفاده شد؟

     نفرت انگيزتر (و متاسفانه ساده فهم ترين) فاکت اين فاجعه آن است که  سونامي از نظر مالي لطمات زيادي وارد نياورد! خبرگزاري رويتر در روز 31 دسامبر با اقتصاد داناني مصاحبه کرده و از قول آنان نوشته است که  کل هزينه مالي اين فاجعه از لحاظ خرابي ساختمان ها بالغ بر 14 ميليارد دلار است. يعني حدود يک دهم خسارات وارده در زلزله شهر کوب در ژاپن در سال 1992  که 6400 نفر کشته برجاي گذاشت و معادل نصف لطمات مالي توفان آندرو که در سال 1992 در آمريکا رخ داد و تنها 50 کشته برجاي گذاشت. کمپاني مونيخ ري که بزرگترين کمپاني بيمه مجدد در جهان است و  کمپاني هاي بيمه ديگر را در مقابل خطر ضرر هنگفت و غير منتظره بيمه مي کند، يک نفس راحت کشيد! اين کمپاني اعلام کرد که  ضرر مشتريانش (يعني شرکتهاي بيمه ديگر) بسيار ناچيز بود. در واقع اين اقتصاد دانان مي گويند از دست دادن بيش از 150 هزار انسان  و آواره و بي چيز شدن  5 ميليون نفر، تاثير چنداني بر اقتصاد جهان نداشت زيرا آنهائي که مردند، صرفا در جدال براي بخور و نمير بودند و بخش مهمي از اقتصاد جهان را تشکيل نمي دادند. يک اقتصاد دان بانکي اهل استراليا مسئله را چنين تشريح مي کند: «  اکثر خسارت (البته اگر ميزان مرگ و مير را کنار بگذاريم) به اهالي اينجا وارد شده است. هر چند براي مردم ضرري بغايت جبران ناپذير است. اما تاثير زيادي روي کاهش ظرفيت توليد ندارد. البته به استثناي صنعت توريسم تايلند.» 

     بله  بازارهاي  سهام جهان لطمات انساني را ثبت نمي کنند!

     منطق سرمايه داري اين است که "بهترين را بر روي بهترين ها بنا مي کند". به زبان ديگر، توسعه زماني کارآمد و موثر و سود آور است که در مناطق پيشرفته تر و تکامل يافته تر، و ميان کشورهاي پيشرفته تر و تکامل يافته تر، انجام شود. نظام سرمايه داري بر پايه نابرابري رونق و شکوفائي مي يابد و اين نابرابري ها را تشديد مي کند؛ اين نابرابري ها تعداد تلفات حاصل از بلاياي طبيعي را چندين و چند برابر مي کند. ممکنست در آينده وعده هاي توخالي به واقعيت تبديل شود و در اقيانوس هند  سيستم آژير خطر دريائي نيز برقرار شود اما اين سيستم آژير خطر عامل عمده اين گونه تراژدي ها را از بين نمي برد. عامل عمده  همانا توسعه نابرابر و ستمگري سياسي است که الزاما جفت توسعه ناموزون است و آنرا تقويت مي کند.

     خلاصه کنيم، مشکل پايه اي مشکل مربوط به انسان است و در روابط ميان مردم، بخصوص روابط مالکيت، نهفته است. در چارچوب اين روابط،  سرمايه امپرياليستي تمام کشورهاي جهان را تابع خود مي کند و آنها را طوري سازمان دهي مي کند که در خدمت منافع انگلي معدودي که پايگاهشان  در متروپلهاي امپرياليستي است، قرار گيرند. در اين نظام روابط فردي و جمعي ميان انسانها طوري است که حرف اول و آخر را سود مي زند و همه چيز طبق محاسبات بيرحمانه پولي، بر طبق سياست حفظ اين نظام جنايتکار، و بر طبق منافع کشوري که اکنون مي خواهد بر تمام کره خاکي حکومت کند، يعني ايالات متحده آمريکا، انجام مي شود.

    بلاياي طبيعتي هميشه قابل پيش بيني نيستند. اما زمانيکه عاليترين معيار ارزشي يک جامعه حفظ زندگي انسان و برآورد کردن نيازهاي انسان نباشد، آنگاه وقوع تراژدي ها تضمين شده است. يکي از خشم آورترين  ابعاد اين تراژدي و آنچه مستلزم تحقيق بيشتر است، اين که چگونه  اين نظام حرص و  آز و سود و  دولتهاي مربوطه اش، بخصوص ارتشهاي اين دولتها که در همه کشورهاي بلاديده حي و حاضرند، بجاي خدمت به مردم و تکيه بر مردم (کاري که فقط از عهده يک دولت انقلابي بر مي آيد) در مقابل مردم ايستادند و حتا عليه آنان زور بکار بردند.

     نظام سرمايه داري ميان دانشمندان و هدف آزمون هاي علمي آنها يک ديوار درست کرده است. اين نظام باعث اسارت اين دانشمندان شد بطوريکه نه راه به بالائي ها داشتند و نه پائيني ها. گوش مقامات بالا در مقابل تقاضاهاي آنان کر بود و با پائيني ها هم ارتباط نداشتند که بخواهند علم و نتايج آزمونهاي علمي خود را بدستشان برسانند. هيچ راديوئي نسبت به وقوع فاجعه اعلام خطر نکرد. حتا کمترين آموزش عمومي بر سر اين موضوع مي توانست جان ده ها هزار نفر را نجات دهد. در سونامي قبل، معلم يکي از جزاير اقيانوس آرام مشاهده کرد که آب دريا به يکباره عقب رفت. با مشاهده اين مسئله فورا دانش آموزان را از مدرسه بيرون برد و به جاي امني رساند. تمام مدرسه از بين رفت اما همه دانش آموزان نجات يافتند زيرا وي در مورد تشخيص خطر آموزش ديده بود. چرا چنين دانشي تبديل به دانش عموم در سراسر اقيانوس هند، جائي که مردم در معرض خطر دائم هستند نشده بود؟ چرا اين مردم هيچ درکي از علائم خطر سونامي نداشتند؟

     به يقين اين واقعه دردناک به دانشمندان علوم فيزيک و روشنفکران علوم اجتماعي و فعالين سياسي انگيزه خواهد داد که تحقيقات زيادي در مورد تمام موضوعات مورد بحث، بطور خاص و عميق، انجام دهند. اين واقعه به آنها نيرو خواهد داد که اين آگاهي را به ميان توده ها ببرند زيرا يکي از درسهاي تلخ اين فاجعه اين است که اگر دانش بشري در دست امپرياليستها و نوکران آنها بماند و به ميان مردم برده نشود، اگر علم بر طبق منافع اکثريت بشريت پيش برده نشود و در اختيار خود مردم گذاشته نشود، آنگاه مردم در ابعاد غول آسائي کشتار خواهند شد. حتا در پرتو علم و دانش محدود کنوني مي توان گفت که ابعاد اين کشتارها آنچنان خواهد بود که خارج از تاب و طاقت افراد بشر باشد.  از سوي ديگر، هر چه بيشتر حقايق مربوط به اين فاجعه، اينکه چه اتفاقي افتاد و چرا اينطور شد به مردم گفته شود آنگاه اهداف مبارزات انقلابي روشن تر و قوي تر خواهد شد: هدف مبارزه انقلابي ايجاد آن چنان جامعه اي که با قدرت خود زنجيرهائي را که پتانسيل واقعي بشريت را به اسارت در آورده درهم شکند و روابط مردم با يکديگر و مردم با طبيعت را از بيخ و بن دگرگون کند.

     سير تکامل و پيشرفت جامعه بشري نيز مانند آن تخته سنگ ته اقيانوس هند، گير کرده است. بايد توسط انقلاب آن را آزاد کرد. در تاريخ گذشته و معاصر، رژيمهاي زيادي بعد از رخداد فاجعه هاي طبيعي سقوط کرده اند. امپرياليستها بر حسب منافعشان گاه به طبيعت تجاوز مي کنند و گاه آن را ناديده مي گيرند. به انسان ها نيز همينطور مي نگرند. آنان شايسته حکومت کردن  نيستند.

www.sarbedaran.org

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 ÂیÇ ˜ÔÊÇÑ æÓیÚ ÓæäÇãی ÛیÑÞÇÈá ÇÌÊäÇÈ ÈæÏ¿ ÑÇ ÓیÓÊã ÎÈÑ ÑÓÇäی äÈæÏ¿
 نوشته
 Ø·Â³Ø·Â±Ø¸Ë†یط³ ط®ط¨ط±ی ط¬ظ‡ط§ظ†ی ط¨ط±ط§ی ظپطھط­
 در تاريخ
 2005-01-20
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در