Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 علم   شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶ برابر با ۲۵ نوامبر ۲۰۱۷                    
 
سيل پاكستان :‌ چه كسانی مسئول اند

 

سيل پاكستان :‌ چه كسانی مسئول اند!

 

برگرفته از سرويس خبری جهانی برای فتح

 

«وقتی آب بالا آمد، زن و بچه هايمان را به ارتفاعات فرستاديم اما سه تا از دخترانم ماندند تا اثاثيه های قابل حمل را جمع و جور کنند.... ناگهان در عرض چند دقيقه  جريان آب شدت گرفت و بالا رفت. ...»

 

يكی از اهالی سردياب، روستايی واقع در شمال غرب پاكستان ماجرای از دست دادن دو دختر 16 ساله و 17 ساله اش را اينطور تعريف می كند. او فقط موفق به نجات دختر كوچكش می شود. «اجساد دوتای ديگر سه روز بعد 6 كيلومتر دورتر در كنار ساحل پيدا شدند.» (به نقل از بی بی سي- 5 اوت 2010)

 

سيل ابتدا در ماه ژوئيه (5 ماه پيش) در مناطق كوهستانی شمال شرق پاكستان شروع گرديد. باران های موسمی شديد، موجب سرازير شدن سيل از قسمت های بالايی رودخانه سند شد. حداقل 1600 نفر كشته و براساس تخمين ها 6 ميليون نفر بی خانمان شدند و جمعيتی بالغ بر 17 تا 20 ميليون نفر از كل جمعيت 166 ميليونی پاكستان به فاجعه ی اين سيل گرفتار آمدند. ده ها هزار روستا روزها و حتی هفته ها زير آب رفتند. اين ارقام به تنهايی توضيح دهنده ی ابعاد فاجعه انسانی اين سيل نيستند. آنچه ما در مورد اين سيل ديده و شنيده ايم هنوز ابتدای فاجعه ی ميليونی بعدی آن است.

 

حيوانات و دام ها منبع مهمی برای در آمد و تامين مواد غذايی مردم اند اما تعداد بيشماری از اين ها با سيل ناپديد و يا از بين رفتند. به گفته «برنامه ی جهانی غذا» وابسته به سازمان ملل متحد، در ماه اوت (مرداد 1389) حدود 14 درصد زمين های قابل كشت خسارات جدی ديدند. حتی كسانی كه می توانند در زمين هايشان دوباره كشت كنند دانه های ذخيره خود را (برای كشت دوباره) از دست داده اند. برای درصد بزرگی از كسانی كه از سيل جان سالم بدر بردند مبارزه برای بقاء، چالشی كم تراز مقابله با سيل نيست.

 

ابعاد ديگر اين فاجعه را مردم سيل زده ی پاكستان تا ده ها سال آينده بشدت احساس خواهند كرد.  به قول دكتر مری لال، « اين يک فاجعه ناگهانی نبود بلكه فاجعه ای بود كه بيش از سه هفته انباشت شد. اين واقعيت كه 25 درصد كشور در زير آب رفت كاملا درك نشد. تعداد نسبتا كم كشته شدگان نقابی بود بر ابعاد فاجعه ای كه اتفاق افتاد. اين بحران محصولات را از بين برد، دام ها را نابود كرد و به خانه ها و زيربناها خسارات جدی وارد آورد. قيمت مواد غذايی سر به آسمان كشيده و برداشت معمولی در كار نخواهد بود. اوضاع بدتر خواهد شد و كشاورزان به دام گرسنگی خواهند افتاد.» (بی بی سی 21 اوت 2010) از ميان 6 ميليون بی خانمان، كمتر از 10 درصد در اردوگاه ها يی بدون هر گونه امكانات بهداشتی و درمانی، به سر می برند. جنبه ی ديگر اين فاجعه بيماری های ناشی از آب های كثيف است كه به گفته سازمان ملل ميليون ها خردسال پاكستانی را تهديد می كند.

 

آن هايی كه ديگر خانه و كاشانه ای ندارند، در كنار خيابان ها با مقداری ناچيز اسباب اثاثيه که از دستبرد سيل نجات داده اند، زندگی می كنند. شهرهايی كه در كنار رودخانه سِند قرار دارند تبديل به اردوگاه های بزرگ پناهندگی شده اند . هر روز تعداد فزاينده ای برای يافتن سرپناهی به آنجا روی می آورند. علاوه بر اين، چهل هزار مهاجر افغانستانی که در اضاخيل در كنار رودخانه های كابل و سوات در شمال غرب پاكستان زندگی می كردند، بار ديگر مجبور به ترك مکان زندگی خود شدند.

 

چه كسی مسئول است؟

 

چرا 20 ميليون مردم فقير پاكستان تا اين حد از اين سيل زجر کشيدند؟

 

باران های موسمی در آسيا و جنوب آسيا، برای حاصلخيزی زمين ضروری اند. اما سيل های ناشی از اين باران ها اغلب مهلک ونابود کننده اند. باران های امسال سيل های بسيار خطرناكی را در چين، كره و شبه قاره جنوب آسيا به بار آوردند.

 

دليل باران های موسمی اختلاف درجه گرمايی است كه بين زمين و دريا وجود دارد. در تابستان هنگامی كه هوا داغ است دشت های تبَت فضا و هوای اطراف را گرم می كنند و اين هوای گرم به بالای جَو زمين صعود می كند. اين هوای گرم، هوای مرطوب دريا را نيز به خود جذب می كند و با خود به بالای جو زمين می برد. هنگامی كه اين هوا در قسمت بالای جو زمين سرد می شود، هوای مرطوب تقطير شده و به صورت باران در می آيد.

 

به گفته مركز هوا شناسی بی بی سی، «امسال وجود انبوهی از هوای گردابی و پيچنده در بالای جو زمين، باعث شد كه هوا رطوبت بيش از حدی را بمكد، و اين امر موجب توليد ابرهای بيشتر و بارش شديدی تر شد. هر چند اين عامل تاثير خود را طی روزهای متوالی گذارد اما باران های اضافی  آغاز فصل باعث سيل شديد شد.» ( بی بی سی 16 اوت 2010)

 

رودخانه ی سِند بطول قريب به 3200 كيلومتر يكی از طولانی ترين رودخانه های بزرگ جهان است. دره های اطراف اين رودخانه جزو اولين نواحی است كه بشر شيوه زندگی بَدَوی را رها كرد  و به پرورش دام و محصول پرداخت. امروزه اين نواحی محل زندگی بيش از 100 ميليون نفر است كه وابسته به آب آشاميدنی و آبياری زمين ها از اين رودخانه اند. كسانی كه خود و اجدادشان در طول قرن ها در كنار اين رودخانه زندگی كرده اند، با سيل های اين رودخانه آشنايند اما سيل امسال بيسابقه بود.

  

كشوری غارت شده بر روی كره ای غارت شده: ( تاثيرات گرمايش زمين)

 

شواهد معتبری دال بر اين است که اين سيل قدرتمند نتيجه ی تاثيرات گرم شدن كره زمين است. پروفسور مارتين گيبلينگ از دانشگاه دال هاوسي(Dalhousie) از هاليفكس كانادا، كه متخصص عملكرد رودخانه هاست و در اين مناطق نيز كاركرده است، اعتقاد دارد، به احتمال قوی تغييرات آب و هوايی جَو كره زمين، عامل تشديد باران های موسمی است. او توضيح می دهد كه، «باران های موسمی به دلايلی نسبت به درجه ی حرارت سطح اقيانوس هند حساس اند. در دوران های سرما، رطوبت كمتری از اقيانوس را به خود جلب می كنند و باران های موسمی ضعيف تراند، و جريان روخانه سند شدت كمتری می يابد.» ( بی بی سی – دانش و محيط زيست، 13 اوت 2010)

 

اما درجه گرمای اقيانوس هند در حال افزايش است. اشتفان رامشتورف (Stefan Rahmstorf) پروفسور فيزيك اقيانوس در دانشگاه پست دام آلمان اعتقاد دارد كه با گرمايش زمين بارش های افراطی متداول تر و شديدتر خواهند شد. «در ازای هردرجه سانتيگراد افزايش گرمای زمين،  درجه اشباع هوای مرطوب 7 درصد بيشتر از نياز معمولی برای بارش می شود. همراه با گرمايش زمين خطر خشكسالی نيز افزايش می يابد:‌ حتی هنگامی كه قطره های آب، نبارند، زمين تبخير می شود و بخار آن به بالا می رود و باعث خشكی زمين می شود

 

او اخطار می دهد كه اتفاقات مربوط به تغييرات جَوی تا بحال ، يعنی هنگامی كه درجه گرمای زمين تنها 0.8 درجه سانتيگراد افزايش يافته است، تاثيرات خود را گذاشته اند. و « اگر بخواهيم با  اقدامات ضعيفی كه از جانب دولت ها (در كنفرانس مربوط به تغييرات جَوی ) در كپنهاگ در دسامبر سال گذشته اتخاذ شد جلو برويم، تا آخر قرن گرمايش زمين چيزی در حدود 3 تا 4 درجه سانتيگراد افزايش خواهد يافت. اين مسئله و عواقب ناشی از آن خارج از كنترل و توانايی بسياری از جوامع كنونی است كه بتوانند خود را با آن وفق دهند. و اگر اصلا هيچگونه اقدامی صورت نگيرد، گرمايش زمين تا آخر قرن 5 تا 7 درجه سانتيگراد افزايش خواهد يافت. به اين واقعيت آگاه بودن و کماکان چنين مسيری را ادامه دادن، ديوانگی محض است.» (گاردين، 16 اوت 2010)‌

 

اما در حاليكه گرمايش زمين ممكن است مسئول بدترين سيل تاريخ پاكستان باشد، اما نمی توان آنرا تنها مسئول اين همه زجر و فاجعه انسانی دانست. جامعه بايد از طريق اداره و کنترل رودخانه ها امکان جلوگيری از سيل های فاجعه بار را بوجود آورد.  بطور مثال برخی كشورهای ثروتمند با ساختن كرانه ها و موانع  مخصوص در نقاط شکننده، احتمال سرازير شدن آب به خارج از بستر رودخانه و جاری شدن سيل را به حداقل رسانده اند. چنين راهكاری ممكن است كه در مورد رودخانه سند كاربرد داشته باشد يا نداشته باشد؛ اما دولتمردان امروز پاكستان، درست مانند استعمارگران بريتانيايی قبل از استقلال پاکستان در سال 1947؛ هيچ تلاشی برای مهار سيل های تکراری و جلوگيری از اين فجايع را نکرده اند. اين مناطق کاملا فاقد هر گونه امكانات اوليه چون سدهايی برای ممانعت از جاری شدن سيل هستند.هيچ گونه سيستمی برای پيشگيری وجود ندارد.

 

نبود سيستم مناسب فاضلاب و يا فقدان کامل فاضلاب در بيشتر مناطق عامل ديگری است كه بر احتمال سيل می افزايد. هر بار بعد از يک باران شديد، آب در محلات مسکونی مردم، بخصوص در مناطق فقيرنشين، بالا می آيد و تا دو ساعت به همان شکل می ماند. در اين مواقع كشته شدن ده دوازده نفر امری عادی است. آب، روزها و حتا هفته های متوالی اغلب خيابان ها و كوچه ها را در بر می گيرد. و شرايط را برای جمع شدن پشه ها از جمله پشه های حامل مالاريا فراهم می کند.علاوه برآن، بستر رودخانه سِند با رسوبات جاری شده از هيماليا پر شده است. و كار زيادی برای لايروبی و يا تقليل اين رسوبات انباشت شده، بخصوص در نقاط حساس، انجام نشده است، تا جريان آب بتواند مسير همواری را در جهت مقصدش به سوی دريا طی کند.

 

مشكل مهم ديگری كه هر روز بدتر از روز قبل می شود، نابودی جنگل هاست. ريشه ی درخت عامل مهمی در ممانعت از روفته شدن حاشيه های زمين های اطراف آب به درون رودخانه هاست. اما در نيم قرن اخير با از بين بردن جنگلها، لايه ها و رسوبات بيشتری از زمين شسته شده  و وارد رودخانه شده اند.

 

نابودی جنگل ها در قسمت شمال غرب كشور و كناره رودخانه سِند، تجارت پرسودی برای باندهای قانونی و غير قانونی است. در چند دهه ی گذشته اين باندها هر ساله ميلياردها روپيه (واحد پول پاکستان) از راه فروش چوب به جيب زده اند. «يكی از قدرتمندترين و بی رحم ترين سازمان های پاكستان،  مافيای چوب است... ارتباط اين گروه ها با سياستمداران محلی و كشوری سال هاست كه مورد بحث رسانه هاست. اخطارهای دائمی در مورد مافيای چوب تقريبا هميشه با اين نكته همراه است كه از بين بردن جنگل ها باعث افزايش خطر سيل، زمين لرزه و فرسايش زمين می شود.»  ( گاردين. كاميليا شمسی، 5 اوت 2010)

 

غير ممكن بنظر می رسد كه كه جنگل زدايی های شمال غرب و كناره ی رودخانه ی سِند، بدون حمايت و يا  موافقت ارتش پاكستان صورت گرفته باشد. نيروهای ارتش پاكستان،همواره در منطقه ی شمال غرب كشور تمركز داشته اند. اما اين تمرکز در نتيجه ی تجاوز آمريكا به افغانستان و اشغال آن افزايش يافته است. ارتش پاکستان قوی ترين و بی رقيب ترين نهاد اقتصادی كشور و هسته ی اصلی طبقه ی حاكمه و همچنين قلب دولت می باشد.

 

طبقه حاكمه ی پاکستان و سلطه ی خارجي

 

در بحبوحه ی اين فاجعه، وقتی مسئولين امور خواستند اقداماتی را تحت نام كنترل سيل انجام دهند، منافع طبقاتی شان  باعث بدتر شدن مشكلات مردم شد. در بسياری موارد، ارتشيان، زمينداران بزرگ و مقامات محلی و كشوری، يكی هستند و يا اينکه از يک خانواده اند، و در هر حالت، اشتراک منافع، آنان را با رشته های گوناگون بهم وصل می کند.

 

وقتی كه خطرسيل شمال غرب کشور را که اخيراً به ايالت خيبر پختونخوا تغيير نام داده، تهديد كرد؛ هيچگونه هشدار خطری به مناطق ديگر داده نشد. در حالی كه روزها و هفته ها طول كشيد تا سيل شديد شود و از بستر رودخانه به بيرون لبريز كند. مسئولين امر با وجود داشتن فرجه ی زمانی زياد، از آن برای اخطار و هشدار باش به مردم استفاده نکردند و يا دست به اقدامات پيشگيری نزدند. و بدتر از همه اينکه، زمينداران و ارتشيان با توجه به اينکه زمين های آن مناطق متعلق به چه کسی است ويا اينکه پايگاه های ارتش در کجا قرار دارند، در مورد اينكه كدام سد و يا مانع را بشكنند تا جلوی سيل گرفته شود، تصميم گيری می کردند. ( به روزنامه نيويورك تايمز، 23 اوت 2010 رجوع كنيد.)

 

يك رمان نويس جوان پاكستانی به نام علی ستهی شاهد بود كه يك زميندار بزرگ ايالت سِند به همراه ارتش تصميم گرفتند عمداً سوراخ بزرگی را در يکی از موانع در كرانه ای كه به يك شاهراه  می خورد ايجاد كنند تا سيل به مناطق مجاور بلوچستان رانده شود. به اين ترتيب، آن منطقه به اندازه ی سه متر زير آب رفت. به رمان نويس جوان اخطار داده شد كه اگر می خواهد آی اس آی ( سازمان امنيت و جاسوسی پاكستان) عصبانی نشود، اين واقعه را افشا نكند. بلوچستان را در معرض سيل قرار دادند تا كشتزارهای برنج زمينداران بزرگ که سياستمداران ايالت سِند هستند و پايگاه هوايی ارتش را که محل نگهداری جنگنده های اف-16 است، نجات دهند. مردم محلی بر اين باورند كه اين پايگاه محل نگهداری برخی از هواپيماهای  بدون خلبان آمريكايی (درون) است كه مردم شديدا از آن متنفرند. اين هواپيماها بارها برای كشتار مردم غير نظامی  پاكستان و افغانستان بكار برده شده اند. همانگونه كه علی ستهی در افشای اين واقعه نوشت: پاكستان، «محلی است كه دهقانان در برنجی غرق می شوند كه از آن آنها نيست، محلی است كه روستاهای گلی و آجری غرق می شوند تا شهرهايی كه تنها كمی بيشتر قابل اند نجات يابند ومحلی است كه روستاهای در حال مرگ در كنار پايگاه هايی ايستاده اند كه مسکن پيشرفته ترين موشك های  جهانند.»  او ادامه می دهد، كسی كه ارتش و حاكمين پاكستان را كمك و حمايت می كند، «كسی بجز پشتيبانان مالی آمريكايی آنها نيست.» (اينترنشنال هرالد تريبون- 27 اوت 2010)

 

نقش حكومت و اعتراضات مردم

 

 حكومت در اين فاجعه طبيعی همانند فجايع قبلی كاملا بی مايه و ناكارآمد بود. در حاليكه ميليون ها نفر از خانه و روستای خود آواره شده بودند، رهبران پاكستان هيجان زده به اين در و آن  در می زدند تا از اين فرصت برای گدايی و كمك گرفتن از كشورهای امپرياليستی ثروتمند استفاده کنند. اين کمک ها عملا كمكی به مردم نکرد جز موارد استثنايی كه خبرنگاران و دوربين های آنها در صحنه بودند تا رنج مردم را گزارش کنند. اما دولت مردم را عملا بحال خود رها کرده بود تا خودشان با اين سيل سهمناك و عواقب آن دست و پنجه نرم كنند.

 

بی عملی و ناكارآمدی حكومت بر خشم  و نارضايتی مردم افزود. برخی تحليل گران اخطار دادند كه دولت پاكستان می تواند با اعتراضات عمومی اجتماعی، شبيه آنچه بعد از گردباد سال 1971 اتفاق افتاد روبرو شود. در آن زمان، «مقامات، در مقابل گرد باد هولناك و ويران گر بهولا، بسيار ناكارآمد و سست عمل كردند. با استفاده از خشم مردم، يك جنبش جدايی طلب در پاكستان شرقی (بنگلادش امروز) بلند شد و با موفقيت برای جدائی بنگلادش جنگيد.... هر چند كه اين جدايی تنها نتيجه ويرانی های گردباد نبود، اما با توجه به سيل، زيان ها و خسارات و فشارهای ناشی از آن كه ما هم اكنون در شبه قاره با آن روبروييم ،  پاكستان به همان اندازه 40 سال پيش شكننده  و لرزان است.» ( دلاورحسين، گاردين 15 اوت 2010)

 

آنچه كه مسئولين دولت به قربانيان اين سيل ويرانگر گفتند اين است كه صبر داشته باشند و منتظر باشند تا سطح آب پايين برود و آنگاه به خانه هايشان برگردند. اخبار بی شماری از خشم و اعتراضات گروهی مردم خشمگين به خاطر بی عملی حكومت گزارش شده است. بطور مثال: «تعدادی از مردان و زنان تلاش كردند تا يك شاهراه 5 خطی در اطراف شهر سوكور در ايالت سِند را مسدود كنند. روستاييان با مشعل ها و چوب های شعله ور مانع از نزديك شدن و عبور خودروها می شدند. يكی از معترضين گفت :‌ ما خانه های خود را بدون هيچ چيز ترك كرديم. و حالا در اينجا هيچ چيز نداريم؛ نه لباسی، نه غذايی و فرزندانمان در كنار جاده  زندگی می كنند.» «ديشب، صدها روستايی در ايالت پنجاب که پرجمعيت ترين و زيان ديده ترين ايالت كشور است، با سوزاندن لاستيک ماشين به دادن شعارهای ضد دولتی از جمله « سرنگون باد حكومت» پرداختند.  يكی از معترضين بنام حافظ شبير از روستای كوت آدو گفت كه ’ ما اينجا از گرسنگی در حال مرگيم. اما هيچ كسی برای كمك به ما خود را نشان نداده است.» ( گاردين 16 اوت 2010)

 

«در بازگشت به شمال غربی، دو شاهراه مسدود شده بودند. اين بار ساكنين خشمگين بودند كه در سومين روز اعتراض خود عليه قطع برق بسر می بردند....  با دود سياهی كه در نتيجه سوختن لاستيک های ماشين بلند شد يكی از اعتراض كنندگان با صدای بلند گفت، ما به مسئولين  تلفن می زنيم ولی خط هايشان دائما اشغال است

 

 يكی از ساكنين نوشهرا، فضل كريم كه از بی عملی دولت به تنگ آمده بود گفت:‌ »من از مردم خواسته ام كه جامه های خود را درآورند و اعتراض بی جامه (بی جامگان) (به نشانه بی چيزی) را براه اندازند.» ( بی بی سی، 20 اوت 2010)‌ يكی از قربانيان سيل به بی بی سی گفت ، « وقتی برای تقاضای کمک با مسئولين دولت تماس برقرار کرديم؛ به ما گفتند كه دولت در منطقه ما امكانات ندارد؛ نه هلی كوپتر و نه كسانی كه بتوانند كمك كنند.» يك وكيل پاكستانی مقيم شهر سيل زده نوشهرا اين مسئله را بطور طنز آميزی چنين بيان كرد. «ما بمب اتم داريم، اما هلی كوپترو قايقی برای كمك به مردم و يا ماشين آلاتی كه بتواند جاده ها را پاك كند و يا سريعا پل های موقت برپا کند نداريم.» ( بی بی سی، 5 و 9 اوت 2010)

 

آيا واقعا هيچگونه امكاناتی وجود نداشت؟

 

ارتش پاكستان 7 امين ارتش بزرگ دنيا از لحاظ تعداد است.  سخنگوی ارتش پاكستان اتهار عباس گفت كه 60000 نفر را برای عمليات های نجات اختصاص داده است. ( بی بی سی 20 اوت) حتی  در اعلام اين تعداد نسبتا ناچيز ممكن است اغراق شده باشد. او همچنين گفت كه ارتش پاكستان تنها 45 هلی كوپتر در اختيار دارد. اما تمركز عظيمی از هواپيما های آمريكا و ناتو ( بخصوص بريتانيائی) در فاصله كوتاهی درآنور مرزها در افغانستان موجود است كه برخی از آنها بخصوص برای عمليات کمک های اضطراری به مردم غير نظامی مفيدند. ژنرال عباس گفت كه ارتش آمريكا 15 هلی كوپتر را برای كمك ارسال كرده است. در 30 اوت ، يك ماه بعد از اينكه سيل شروع شده بود، وب سايت دپارتمان دفاع آمريكا اعلام كرد كه اين تعداد را به 19 تا افزايش می دهد. 

 

مسئله واقعی كمبود منابع و امكانات نيست بلكه مسئله اينجاست كه منافع آنهايی كه اين منابع و امكانات را كنترل می كنند (دولت مرتجع پاکستان و امپرياليست ها) در يك تضاد آشتی ناپذير با منافع توده های مردم همه جا قرار دارد. امكاناتی كه در اين منطقه انباشت شده، از هزاران مايل آنطرف اقيانوس ها به اينجا آمده است: اما نه برای نجات جان مردم بلکه برای بمبارانشان.

 

اما وقتی كه «كمكی» هم می رسد، نتيجه چيست؟

 

در مواقعی هم كه برخی كمك های اضطراری توزيع می شود، بطور غير انسانی از هوا برای مردم پرتاب می شود. و يا اينکه معمولا در خارج از خانه يكی از سياستمداران توسط مباشرين وی يا پليس در ميان مردم توزيع می شود که وابسته به ميل مبارك است که چه كسانی از آن کمک ها بهره مند شوند. و اين صحنه ها گاه مردم را به حداکثر خشمگين می کند. يك قربانی ديگر بنام كريم خان گفت كه ، « سه روز است که شبانه روز در اينجا انتظار كشيده ام اما حتی يك دانه گندم هم دريافت نكرده ام. آنها كمك ها را فقط در ميان هواداران ( رای دهندگان خود) تقسيم می كنند.» ( بی بی سی، 5 اوت 2010)

 

بطور كلی، « كمك خارجی» ماهيت خاصی دارد كه اگر هم به مردم زيان هايی مثل از بين بردن منابع درآمدشان و نرساند،  كمك بسيار ناچيزی است. هدف «كمكهای» امپرياليستی عمدتاً افزايش نفوذ و تقويت دلالان محلی اشان در كشور فاجعه ديده است و نه كمك به مردم. آمريكا ميلياردها دلار به ارتش پاكستان كمك می كند. در حاليكه در حال حاضر ميليون ها قربانی سيل در پاكستان با مرگ دست به گريبان اند. آن ها و بقيه می توانند قضاوت كنند كه حاكمين اين جهان برای نجات جان مردم چه كار كرده اند.

 

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 سيل پاكستان :‌ چه كسانی مسئول اند!
 نوشته
 سرويس خبری جهانی برای فتح
 در تاريخ
 2010-11-22
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در