Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 مسائل کلان   سه-شنبه ۲ آبان ۱۳۹۶ برابر با ۲۴ اکتبر ۲۰۱۷                    
 
درباره مفهوم مائوئیستی مبارزه دو خط

درباره مفهوم مائوئیستی مبارزه دو خط

اما تزهای مائو درباره مبارزه دو خط درون حزب، بیش از آنكه صرفا یك آموزه صحیح باشد، بطور لاینفك با كل تحلیلی كه وی از ماهیت جامعه سوسیالیستی، مبارزه طبقاتی تحت سوسیالیسم، ادامه موجودیت بورژوازی و نیاز به پیشبرد انقلاب حتی تحت شرایط دیكتاتوری پرولتری ارائه داد، گره خورده است. و این درك، شالوده سیاسی انقلاب كبیر فرهنگی پرولتاریائی، عظیمترین جنبش انقلابی در تاریخ بشری و كوره ای است كه مائوئیسم از آن بعنوان مرحله جدید و عالیتر ماركسیسم، پیروزمندانه سر برون آورد.

درك مائوئیستی از مبارزه دو خط

با بكاربست قانون ماتریالیسم دیالكتیك در حزب كمونیست، مائو بما آموخت كه حزب “وحدت اضدادی” است بین خط پرولتری و ماركسیست ـ لنینیستی ـ مائوئیستی رهبری كننده و رهبری حزب از یكطرف، و خطوط و تفكرات غلطی كه نهایتا انعكاس بینشهای طبقاتی غیر می باشند از طرف دیگر. او خاطر نشان كرد كه این مسئله خصوصا در دوره سوسیالیسم حدت می یابد؛ یعنی زمانی كه بورژوازی “درست در خود حزب كمونیست” است؛ اما خصلت اساسی مبارزه دو خط، هم در مورد دوره قبل و هم بعد از اینكه دیكتاتوری پرولتاریا استقرار یافت، صدق میكند.

بعلاوه، مائو بما آموخت كه دقیقا از درون پیشبرد مبارزه دو خط است كه حزب باید تكامل یابد.

مائو اظهار كرد كه مبارزه دو خط یك جنبه دائمی از حزب كمونیست بوده و یقینا بدون مبارزه علیه ایده های نادرست “بر حیات حزب نقطه پایان گذاشته میشود.” اما او تحلیل كرد كه مبارزه بین ماركسیسم و اپورتونیسم از مراحل مختلف عبور میكند و الزاما وسائل مختلف را برای حلش طلب میكند.

نقل قولی از “درك پایه ای حزب كمونیست چین”،:

 “تخالف و مبارزه میان ایده های مختلف مداوما در حزب اتفاق می افتد. این انعكاسی است از تضاد بین طبقات و تضاد میان نو و كهنه در جامعه

“مبارزه طبقاتی در جامعه بناگزیر انعكاسش را درون حزب دارد و بنحو متمركزی در شكل مبارزه دو خط درون حزب نمایان میشود ـ این نیز یك قانون عینی است. مبارزه طبقاتی در جامعه بودن شك انعكاسش را درون حزب دارد؛ بدین علت كه حزب ما در خلاء زندگی نمیكند بلكه در جامعه ای زندگی میكند كه طبقات موجودند و برای ایدئولوژی بورژوائی، نیروی عادات كهنه و گرایشات فكری رویزیونیستی بین المللی این امكان وجود دارد كه ارگانیسم حزب را تحت تاثیر قرار داده و آن را مسموم كنند. مضافا، امپریالیسم و سوسیال امپریالیسم از هر كانال ممكن برای سرنگونی دولت و دیكتاتوری پرولتاریا استفاده میكنند و بنابراین میكوشند بهر وسیله وجود كارگزارانی را درون حزب تضمین كنند. همیشه این امكان وجود دارد كه افرادی در حزب ما بخود اجازه دهند توسط دشمن فاسد شده و تا حد یك كارگزار دشمن طبقاتی به انحطاط كشانده شوند...

مادامی كه طبقات وجود دارند، مادامی كه تضادهای طبقاتی و مبارزه طبقاتی موجودست، مادامی كه راه های سوسیالیستی و سرمایه دارانه موجودند، مادامی كه خطر احیای سرمایه داری و تهدیدات تجاوزگرانه و خرابكارانه امپریالیسم و سوسیال امپریالیسم موجودست، مبارزه دو خط درون حزب كه انعكاس این تضادها هستند ادامه می یابد. طبیعت طولانی این مبارزات خود را بشكل افت و خیز (امروز خیز، فردا افت) نشان میدهند. “خیز” و یا “افت” تنها ظواهر مختلف مبارزه طبقاتیست. آنها بیانگر خط تمایز میان وجود و یا عدم وجود این مبارزه نیستند.

ما با این دورنمای مائوئیستی از مبارزه دو خط، میتوانیم ادامه دار بودن مبارزه را ببینیم. اما این مبارزه قطعا “موجهای بلند” خود را زمانی خواهد داشت كه مبارزه بر سر خود خط حزب در بگیرد. مضافا، ما میتوانیم ببینیم كه پدیده “سقوط بسطح دشمن طبقاتی” و انحطاط نشانه وجود مبارزه دو خط است و نه آنگونه كه آرسه بحث میكند؛ دلیلی بر عدم وجود این مبارزه.

 

آرسه “مبارزه دو خط” را بد فهمیده و فقط به تضادهای  “آشتی پذیر” اشاره دارد كه “میتواند از طریق انتقاد و انتقاد از خود حل شود. شكلی از مبارزه كه هدفش اقناع و برگرداندن رفقا از خطوط انحرافی و زیانبار بسوی خط صحیح است.” هنگامیكه تضادی “آنتاگونیستی شده و بیانگر منافع غیر قابل آشتی دادن باشد، حل آن از طریق مبارزه طبقاتی مستقیم انجام میگیرد.” آرسه در ادامه بحث میگوید كه در چنین حالاتی “واجبست كه وسائل رادیكال مبارزه نظیر تصفیه و انتخاب سختگیرانه اعضاء و كادرها بدست گرفته شود

بنابراین، ما می بینیم كه در جهانبینی آرسه، مبارزه دو خط بخشی از “مبارزه طبقاتی مستقیم” نیست. او میخواهد كه مبارزه دو خط را تقلیل دهد و دامنه اش را محدود كند به صرفا راهی جهت كمك به رفقای اساسا خوب تا بر اشتباهاتشان در درك و عملكردشان فائق آیند. زمانیكه كه تضاد به آنتاگونیسم آشكار رسیده، طبق گفته آرسه باید به طرق دیگر حل شود و “مبارزه دو خط” مشخصا كنار نهاده شود.

مقوله مائوئیستی مبارزه دو خط بمعنای این نیست كه رویزیونیستهای سرسخت درون حزب را باید تحمل كرد و یا اینكه مبارزه با آنان را محدود كرد به انتقاد و انتقاد از خود.

 “مبارزه دو خط” میتواند حتی بعد از آنكه ارائه دهندگان اصلی چنان خطی حزب را ترك كرده و یا از آن اخراج شده اند، ادامه یابد. مبارزه دو خط لزوم دست زدن به اقدامات قاطع تشكیلاتی جهت حفاظت از تمامیت حزب را مردود نمی شمارد ـ مثلا اخراج و امثالهم. چنین اقداماتی تقریبا همیشه در مبارزات دو خط لازم می آید. اما برخلاف آرسه، مائوئیستها باور ندارند كه مبارزه سیاسی و تشكیلاتی مانعه الجمعند. برعكس مائوئیستها بر این باورند كه اقدامات تشكیلاتی از خط سیاسی نشئت میگیرد و به آن خدمت میكند؛ و اقدامات تشكیلاتی نمیتواند جایگزین براه انداختن مبارزه خطی شود.

مائو فهمید صرفا بركناری رهبران رویزیونیست از مقامشان كافی نیست ـ مبارزه میان ماركسیسم و رویزیونیسم باید به درون توده ها برده شود و توجه آنها باید بروی خط متمركز شود؛ نه صرفا و یا عمدتا بر جنایات سردمداران رویزیونیست

وجود مبارزه دو خط میان ماركسیسم ـ لنینیسم ـ مائوئیسم و رویزیونیسم، یك تكامل عینی مستقل از اراده همگان است. سئوال اینست: حزب و توده ها را چگونه باید برای این “گردبادهای” سیاسی آماده كرد؛ برای آنكه چنین خط اپورتونیستی را شكست دهیم و شكست خط رویزیونیستی را به نیروی پیشبرنده پروسه انقلاب تبدیل كنیم.

انقلاب كبیر فرهنگی پرولتاریائی

مائو در مصاحبه قابل توجهش بسال 1967 (خطاب به هیئت نمایندگی آلبانی) به سئوالات نمایندگان پاسخ داد. “شما فكر میكنید كه هدف انقلاب كبیر فرهنگی چیست؟” (پاسخهائی شنیده شد) “مبارزه علیه رهروان سرمایه داری درون حزب.” مائو گفت:

“مبارزه علیه رهروان سرمایه داری وظیفه اصلی است اما بهیچ رو هدف آن نیست. هدف آنست كه مسئله جهانبینی حل شود. مسئله عبارتست از بیرون كشیدن ریشه های رویزیونیسم

خوجه بحث كرد كه مائو به بورژوازی “اجازه داده” به حزب راه پیدا كند، زیرا موجودیت عینی بورژوازی و خط رویزیونیستی در حزب و نیاز به مبارزه برای جلوگیری از سربلند كردن رویزیونیسم را برسمیت شناخته است. خوجه همانند آرسه كوشید تجربه استالین را در مقابل درك و پراتیك پیشرفته تر مائو در رهبری انقلاب كبیر فرهنگی پرولتاریائی قرار دهد. خوجه همانند آرسه از این بحث كرد كه “براه انداختن مبارزه دو خط” نوعی  لیبرالیسم و یا ملایمت در مبارزه علیه دشمنان طبقاتی است. خوجه همانند آرسه از این حرف زد كه پذیرش موجودیت عینی خط بورژوائی اقرار به ضعفهای حزب پرولتری است. خوجه از “خلوص” حزب حرف زد با این نتیجه گیری كه رویزیونیسم را تنها میتوان با نفوذ مستقیم دشمن به درون حزب توضیح داد و نه بر پایه تضادهای درونی خود حزب. در پیشبرد این بحثها، خوجه ـ و آرسه ـ سعی میكنند خود را بر استالین متكی كنند. اما آنها خود را بر نقاط ضعف و محدودیتهای استالین استوار میكنند و نه بر خدمات مثبت و همه جانبه واقعی او ـ مثلا مبارزه اش علیه تروتسكی كه فقط با نگاه به آن از سطح بالاتر ماركسیسم ـ لنینیسم ـ مائوئیسم میتوان آن را بشكل صحیحی درك كرد.

مبارزه را تعمیق كنیم

باز هم تكرار میكنیم هدف از پیشبرد مبارزه دو خط، “سازش” با خط اپورتونیستی راست نیست. نكته آنست كه “مبارزه را باید بسطح خط ارتقاء داد” .

اظهار نظرات آرسه در مورد اینكه “مبارزه دو خط” یك “مسئله داخلی” حزب كمونیست است خوشبختانه ماركس و انگلس و لنین و استالین و مطمئنا مائو هرگز به مبارزه دو خط بعنوان “مسئله ای داخلی” نگاه نكرده بلكه آن را مبارزه ای حیاتی برای همه كمونیستهای جهان دانستند.

بهر صورت، آنچه كه مورد نیاز است یك جنبش توده ای انتقادی جهت افشاء و نقد خط اپورتونیستی راست می باشد تا بر این مبنا خط ماركسیستی ـ لنینیستی ـ مائوئیستی صحیح درك و تثبیت شود. این روشی است كه مائوئیستها همیشه بخاطرش جنگیده اند و ما باید با تمام قوا برای آن بجنگیم و امروز آن را بكار بندیم.

 

واضح است كه در جریان مبارزه ای كه مائو علیه خروشچف براه انداخت، هر جزء از بحثهای خروشچف را تجزیه كرد و آن را بر پایه ایدئولوژی پرولتری افشاء و طرد نمود

بهترین روشها و تاكتیكها برای تكامل مبارزه دو خط چیست؟.

تفاوت میان تاكتیكی كه مائو برخی مواقع در ارتباط با سیاست مذاكره در خدمت جنگ خلق از آن استفاده كرد با سیاست رویزیونیستی جنگیدن بقصد دست بالا پیدا كردن در چارچوب استراتژی مذاكرات. مسائل مربوط به امكان آغاز، حفظ و پیشبرد جنگ خلق تا پیروزی در مواجهه با اوضاع بین المللی حاضر. این مسئله كه چگونه حزب كمونیست میتواند در مواجهه با ضربات سنگین تقویت شود. اینها برخی مسائل مهم درگیر در این جدال هستند. مسائلی كه نه فقط در پرو سر برآورده بلكه در جریان مبارزه انقلابی در كشورهای دیگر نیز مطرح شده است.

بحث در مورد مسائل سیاسی باید حول مسائل خط به پیش برده شود و نه تدوین كننده آن.

حملات آرسه به “ج ا ا” و حمله خشونت بار او به درك مائوئیستی از مبارزه دو خط، كوششی است از جانب وی و دیگرانی كه میخواهند خطوط تمایز واقعی در جنبش بین المللی كمونیستی را پاك كنند و معیارهای متفاوت غیرمائوئیستی را جایگزینش سازند.

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 درباره مفهوم مائوئیستی مبارزه دو خط
 نوشته
 جهانی برای فتح شماره 22
 در تاريخ
 1997-03-21
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در