Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 رخدادها و مناسبت ها   سه-شنبه ۲ آبان ۱۳۹۶ برابر با ۲۴ اکتبر ۲۰۱۷                    
 
اطلاعيه حزب کمونيست ايران (مارکسيست - لنينيست - مائوئيست) به مناسبت درگذشت عزالدين حسينی

اطلاعيه حزب کمونيست ايران (مارکسيست - لنينيست - مائوئيست) به مناسبت درگذشت عزالدين حسينی

 

با کمال تاسف از درگذشته عزالدين حسينی، يار و ياور ستمديدگان مطلع شديم.

عزالدين حسينی (معروف به، شيخ عزالدين) در خانواده ای بسيار فقير در سال 1300 در بانه بدنيا آمد. او از دوران جوانی هنگاميکه هنوز طلبه بود به فعاليت سياسی پرداخت و در طول زندگی سياسيش در جناح چپ جنبش ملی قرار گرفت. او ابتدا به "کومه له ی ژ. ک" پيوست که بعدها به "حزب دمکرات کردستان" تبديل شد، حزبی که جمهوری کردستان (بهمن تا آذر 1325) را تاسيس و رهبری کرد. در سالهای 1331-1332 هنگاميکه مبارزهِ دهقانان سراسر ايران و کردستان بخصوص در روستاهای بوکان و مهاباد را فراگرفته بود و دهقانان بسياری از فئودالها را از دهات بيرون راندند، او به جانبداری از اين مبارزه پرداخت و مورد خشم و غضب فئودالها قرار گرفت و بعد از شکست اين مبارزات مجبور به ترک ده شد. در سالهای بعد از کودتای 28 مرداد، او برخلاف بعضی از همکارانش از سازش با رژيم کودتا خودداری کرد. او از مقاومت مسلحانهِ سالهای 1346-1347 پشتيبانی کرد و مدت کوتاهی زندانی شد. او در برخوردش به دين، مانند "حاجی قادر کويی" شاعر کرد قرن نوزدهم، با بسياری از خرافات مذهبي، نهاد شيخيت (پيروی از طريقت های قادری و نقشبندی)، و رسوم زن ستيزانه از قبيل ازدواج اجباري، "ژن به ژنه" (معاوضهِ خواهر يا دختر) و سه طلاقه مخالفت ميکرد.

در کوران مبارزه برای سرنگونی نظام سلطنتی در سالهای 1356-1357، او از جمله فعالين بود. در اين سالها و بعد از سقوط رژيم سلطنتي، مبارزهِ طبقاتی در کردستان به مراتب پيچيده تر و حساس تر از هر زمان شد. رژيم خمينی بعد از کسب قدرت در تهران نتوانست بر کردستان مسلط شود، زيرا مبارزين در پروسهِ انقلاب مسلح شده بودند، نيروهای قهريهِ رژيم شاهی متلاشی شده بودند، ساواک و شهربانی ها و ژاندارمری ها يا خلع سلاح شده بودند يا منحل شده بودند، پادگان مهاباد خلع سلاح شده بود، احزاب و گروهای سياسی کمونيستی و چپ به نيروئی فعال در عرصهِ سياسی و اجتماعی کردستان تبديل شده بودند، مبارزهِ طبقاتی در روستا گسترش بيشتری يافت، زنان حضور بيشتری در عرصهِ سياست پيداکردند، و به قدرت رسيدن يک رژيم تئوکرات در تهران تجزيهِ جديدی در بين "روحانيت" کردستان را دامن زد. رژيم خمينی به اميد گسترش قدرتش بر کردستان و پيدا کردن پايگاه اجتماعی به هر وسيله ای متوسل ميشد و از جمله، با وجود تعصب مسلکی عليه "روحانيت" سنی کردستان، به همکاری آنها در سرکوب جريانات چپ نظرداشت. در اين اوضاع، شيخ عزالدين تنها شخصيت دينی شناخته شدهِ کردستان بود که در دفاع از حقوق ملی کردها به مخالفت با پروژهِ تئوکراسی پرداخت. او رفراندوم فروردين 1358 (جمهوری اسلامی آری يا نه) را تحريم کرد و در ضمن مذاکره با سران رژيم جديد، به جای سازش با آنها به مخالفت با آنها، بويژه برای کسب خودمختاري، ادامه داد. مبارزه با رژيم اسلامی در اين سالها بخشی از مبارزهِ طبقاتی در سراسر ايران و کردستان بود.

در کردستان نيز صفوف جنبش ملی مدتی قبل از انقلاب تجزيه شده بود. گرايش های مختلف طبقاتی ظهور کرده بودند که در خط مشی و برنامه ی سازمان ها و احزاب مختلف فشرده می شد. او در مبارزه ی ميان جريان های طبقاتی مختلف در جنبش کردستان بيطرف نماند و بيشتر متاثر از دمکراتيسم انقلابی بود و به جريانات جنبش کمونيستی علاقه داشت. سمت گيری هايش در فراز و نشيب های مبارزه، هم تحت تاثير شخصيت و جهانبينی خودش شکل می گرفت و هم تحت تاثير حضور جريان چپ با تمام پيشرفت ها و عقبگردها، موفقيت ها و شکست هايش. يکی از موضوعات چالش گر در کردستان، رويکرد به مسئله دهقانی بود. عزالدين در مقابل حزب دموکرات کردستان که می گفت، حل مساله ارضی بايد به بعد از کسب خودمختاری موکول شود، از خط سازمان های کمونيستی مبنی بر سازماندهی دهقانان و مبارزه ضد فئودالی حمايت می کرد. عزالدين، اعلام کرد که راه خودمختاری از اتحاديه های دهقانی ميگذرد.

بعد از استقرار رژيم در شهرهای کردستان و شکست نظامی نيروهای چپ، عزالدين به آنسوی مرز رفت. در اين سال ها تحولات درون جنبش کمونيستی ايران و جنبش کردستان، حمله آمريکا به عراق، تاسيس حکومت منطقه ای کردستان، سقوط بلوک شوروی و بسياری تحولات ديگر وضع سياسی دنيا و کردستان را پيچيده تر کرد. عزالدين در سالهای آخر زندگيش در تبعيد در سوئد همچنان از حق تعيين سرنوشت خلق کرد دفاع ميکرد، با تئوکراسی اسلامی مخالفت ميکرد، معتقد به جدائی دين و دولت بود و در جريان «سبز» چيزی جز ادامهِ تئوکراسی نمی ديد.

مبارزه با سياست و فکر و فرهنگ تئوکراتيک مبارزه ای پيچيده است که در همه عرصه های زندگی بايد در جريان باشد و همه نيروهای اجتماعی و همه طبقات در گير آن بشوند. هدف نهائی کمونيسم لغو بنياد دين است، هدفی که به آسانی تامين نمی شود. مبارزه طبقاتی چنان است که در ايران مانند ساير نقاط دنيا نيروهائی که خود در عرصه دين دست اندر کارند با بنياد دين دست بگريبان ميشوند به درجات مختلف، به شيوه های مختلف... کم نبوده اند کسانيکه به دين و نظام طبقاتی تنيده در آن پشت کرده اند و به صفوف کمونيسم پيوسته اند. عزالدين تا آنجا نرفت که بنياد دين را زير سوال بکشد اما در مخالفت با ستم گريهای بنياد دين، زن ستيزی آن و حمايت از طبقات استثمار شده گام های مهمی برداشت و تا آنجا رفت که به صراحت بگويد که دين بايد امری خصوصی باشد نه مبنای دولت سازی و روابط اجتماعی .

درگذشت اين دوست صديق انقلابيون و يار ستم ديدگان را از صميم قلب به خانواده و دوستانش تسليت می گوئيم.

حزب کمونيست ايران (م.ل.م)

 13 فوريه 2011

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 به مناسبت درگذشت عزالدين حسينی
 نوشته
 حزب کمونیست ایران (مارکسیست ـ لنینیست ـ مائوئیست)
 در تاريخ
 2011-02-13
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در