Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 اطلاعیه ها   شنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۹۶ برابر با ۲۹ آوريل ۲۰۱۷                    
 
در باره موج مهاجرت اخیر به قاره اروپا

در باره موج مهاجرت اخیر به قاره اروپا

کل این نظامی جهانی در هر شکل و شمایلی شایسته سرنگونی است!

 

مهاجرت میلیون ها انسان از آفریقا و خاورمیانه به غرب ابعاد بی سابقه ای یافته است. این بزرگترین موج مهاجرت پس از جنگ دوم جهانی است. پای پیاده، سوار قطار، مچاله شده در کامیون های حمل گوشت، صد تا صد تا نشسته بر قایق هایی که توانایی حمل ده نفر را هم ندارند یا حتی پنهان شده در قسمت بار هواپیماها و.....

تا اینجا، نتیجۀ کار صدها قربانی است. شب گذشته صدها جوان آفریقایی طعمۀ دریاها شدند. یکی از جان به در بردگان این فاجعه می گوید: این راه، مسیر مرگ است. در قبرستانی که دریای مدیترانه نام دارد. دو روز پیش در شرق اتریش کامیونی رها شده بود انباشته از 71 جسد در حال متلاشی شدن. روزها از مرگ این قربانیان می گذشت. و این موج مرگ تمامی ندارد.

انتشار اخبار مکرر در مورد مرگ دلخراش پناهجویان، امپریالیست های اروپایی را واداشته که عوامفریبانه حرف از فاجعه انسانی بزنند. اما اولین اقدام شان در پاسخ به این فاجعه، تشدید فضای پلیسی در مرزهای دریایی و خاکی است و مشخصا تقویت ارتش های بلغارستان و مجارستان و مقدونیه... برای جلوگیری از جا به جایی مهاجران در سطح قاره ای. برخی از مهاجران خاورمیانه ای را پلیس کشورهای اروپایی گرفته اند و حتی بدون این که از آنان بپرسند اهل کجا هستید به اردوگاه های پناهندگان در لیبی دیپورت شان کرده اند!

علیرغم همۀ این اقدامات، سیل مهاجران این بار آنقدر عظیم است که سدها و مرزها را در هم می شکند و به درون دژهای امپریالیستی سرریز می کند. این موج جدید نتیجۀ دخالت های نظامی امپریالیست های آمریکایی، فرانسوی و دیگر متحدان و رقیبان شان در خاورمیانه و آفریقا و تشدید فلاکت و عدم امنیتی است که سلطۀ سیاسی و اقتصادی آن ها به بار آورده است. تمامی این مهاجرین، قربانیان شخم زدن زمین عراق و سوریه و افغانستان و لیبی و مالی و ... با بمب های کشتار جمعیِ این بزرگترین جنایت کاران تاریخ بشرند؛ قربانیان قحطی و فقر و فلاکت و گرسنگی. امپریالیست ها، نیروهای مرتجع اسلامی از قبیل داعش و بوکوحرام، دولت های فاسد و مرتجع خاورمیانه و آفریقا از ایران و ترکیه و سوریه گرفته تا عربستان و قطر و لیبی و.... مسبب این وضعیت هستند. همه این نیروها و دولت ها در هر شکل و شمایلی شایستۀ سرنگونی اند.

موج مهاجرت ها بازتاب شکاف عمیق طبقاتی و تبعیض های آشکار ملی ـ نژادی در دنیای سرمایه داری امپریالیستی است. 89 درصد مردم جهان در فقر بسر می برند و تنها 11درصد از مردم کره خاکی در رفاه نسبی هستند و آن هم فقط در چند کشور مشخص. در آمد سالانۀ متوسط یک آفریقایی 400 یورو است در حالی که یک اروپایی بین 10هزار تا 80 هزار یورو درآمد دارد. مدت ها است که در نتیجۀ تشدید قوانین شووینیستی و ضد مهاجرت در اتحادیه اروپا بر تعداد مهاجران قربانی افزوده می شود. تنها ظرف یک ماه گذشته 7300 کودک بدون سرپرست در میان مهاجرین بودند، این که چه بلایی بر سر والدین این کودکان آمده برای حاکمان کشورهای امپریالیستی هیچ اهمیتی ندارد. یک جوان اریتره ای که سرپناه اش یک چادر است یا یک کیسه خواب در گوشۀ یکی از پارک های شهر پاریس، چنین می گوید: ما از کشورمان به خاطر فساد و فقر و خفقان و گروه های اسلامی و دولت های فاسد فرار کرده ایم و خود را به این جا رسانده ایم. اگر کمک های برخی افراد معمولی نبود اینجا هم از گرسنگی تلف می شدیم. ما شب ها زیر بارانیم و روزها زیر آفتاب. هیچ دورنمایی برای رهایی از این وضعیت نداریم. بدون شک بخشی از مردم در اروپا با مهاجرین احساس همدردی می کنند. بخشی از آن ها برای کمک رسانی به پناهجویان پیشقدم می شوند. در مقابل، نیروهای دست راستی و فاشیست اروپایی هم هستند که اردوگاه ها را به آتش می کشند، پناهجویان را مورد حمله و آزار قرار می دهند و زیر چتر نظام دمکراسی امپریالیستی، تظاهرات ضد مهاجران و خارجیان به راه می اندازند و تصویب قوانین ضد مهاجران را تشویق می کنند.

وضعی که با آن روبروئیم نتیجۀ کارکرد یک نظام طبقاتی است. امروز حرکت سرمایه های بین المللی در جست و جوی سود بیشتر و سریعتر آن چنان بیرحمانه و لجام گسیخته است که بسیاری از اهالی جهان به مفهوم مطلق کلمه هیچ چیز برای از دست دادن ندارند. رهاورد این نظام دهشتناکِ طبقاتی برای اکثریت جهانیان، جنگ های ناعادلانه و اشغالگری های بی رحمانه است، فقر کشنده و نابرابری حيواني است، انقياد گستردۀ و تحقیر زنان است، بی آیندگی و از هم پاشیدگی هویت و اخلاق جوانان است، بحران پُر شتاب زيست محيطی است که کرۀ زمين را تهدید به نابودی می کند.

این نظام را باید برانداخت، این جهان را بايد عوض کرد. در این نظام جهانی، نيروهای توليدی به شدت در هم تنیده و اجتماعی شده است اما همین نیروهای تولیدی و ارزش ها و ثروت های مادی تحت مالکيت خصوصی قرار دارد. یک طرف اکثریت عظیم محروم و تحت ستم و استثمار ایستاده که مهاجران و پناهجویان بخشی از اين محرومان را تشکیل می دهند و طرف دیگر، اقلیتی کوچک که مالک ابزارتولیدند و کنترل کنندۀ ثروت و امکانات و امتیازات اقتصادی و سیاسی و فرهنگی. تضادی که بین مالکیت خصوصی و تولید اجتماعی شده وجود دارد در بطن خود ظرفیت گذار نوع بشر به ورای بهره کشی و کمبود و تمايزات اجتماعی را پدید آورده است. این نظام را می توان برانداخت، این جهان را می توان عوض کرد.

برای آنکه موجهای مدیترانه و کوره راه ها و مسیرهای پر خطر قتلگاه مهاجران جنگ زده و گرسنه و ستمدیده نباشد، برای اینکه گلوله و باتوم و سیم خاردار و زندان و اردوگاه های امپریالیست نصیب مهاجران جان به در برده از خطرات راه نشود، برای اینکه هزاران هزار زن مهاجر به قربانیان شبکۀ بین المللی بردگی جنسی تبدیل نشوند، برای اینکه سرپناه و کار و معیشت و آیندۀ مردم طعمۀ حریق جنگهای امپریالیستی و قومی و مذهبی نباشد، باید تمامیت نظام سرمایهداری را با همۀ روابط تولیدی و اجتماعیِ تبعیضآمیز و بهرهکشانهاش، با همۀ نهادها و تفکرات ارتجاعی و کهنه اش نابود کرد. برای پاک شدن چهره جهان از این همه کثافت و تاریکی، هیچ راهی جز انقلاب اجتماعی قهرآمیز ممکن نیست. تنها بر ویرانههای دنیای جنایت و ستم و بهرهکشی است که میتوان جهان نوینی را با مشارکت میلیاردها زن و مرد زحمتکش و ستمدیده ساخت. جهانی که در آن، هیچکس برای دستیابی به اهداف و نیازهای مادی و فکری اش ناچار نباشد قهر دریاها و آتش بیابانها را به جان بخرد.

 

حزب کمونیست ایران (مارکسیست لنینیست مائوئیست)

7 شهریور 1394 / 29 آگوست 2015

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 ÏÑ ÈÇÑå ãæÌ ãåÇÌÑÊ ÇÎیÑ Èå ÞÇÑå ÇÑæÇ
 در تاريخ
 2015-08-28
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در