Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 اطلاعیه ها   چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۶ برابر با ۱۸ اکتبر ۲۰۱۷                    
 
جمهوری جلاد و روحانی! - اعدام جوانان سنی مذهب

جمهوری جلاد و روحانی!

اعدام جوانان سنی مذهب

ای جوانان: به جای این که قربانی نزاع میان مرتجعین شوید، مبارز راه کمونیسم شوید!

زمانی لنین گفت تمام نظام های ستمگر نیازمند جلاد و کشیش هستند. جمهوری اسلامی ایران طی حاکمیتش این دو وظیفه را با سبعیت ترکیب کرده و هر دو را با یک دست انجام داده است.

سحرگاه روز دوازدهم مرداد در زندان رجایی شهر کرج، گارد ویژه سیاهپوش، 36 تن از زندانیان سنی مذهب محکوم به اعدام را از دیگر زندانیان جدا و به سلول های انفرادی منتقل کرد. به خانواده های 21 نفر از آنان گفته شد برای آخرین دیدار در زندان حاضر شوند. تاکنون به طور دقیق  مشخص نشده است چه تعداد از این زندانیان اعدام شده اند. همزمان دادگستری کل استان کردستان در بیانیهای اعلام کرد حکم اعدام تعدادی از اعضای گروه موسوم به «توحید و جهاد» صبح سهشنبه در زندان سنندج اجرا شده است.

پس از شروع موج وسیع اعدامها بود که وزارت اطلاعات رژیم طی اطلاعیه ای رسمی اعلام کرد 102 نفر از اعضای این گروه را تا کنون دستگیر کرده است. بیانیه وزارت اطلاعات مدعی است آنها پیشتر از القاعده جدا شده اند. همچنین 13 نفر دیگر از اعضای این گروه در اسفند ماه سال 1393 اعدام شده بودند.

این جنایات در مقطعی صورت می گیرد که نیروهای نظامی جمهوری اسلامی در چندین جبهه از جنگ های داخلی سوریه و عراق، نبرد علیه داعش و دیگر گروه های اسلامگرای اهل سنت را رهبری میکند. بالا گرفتن اختلافات میان جمهوری اسلامی و عربستان سعودی که هر دو در جنگ های نیابتی خاورمیانه درگیر و جزو جنایتکاران اصلی این جنگ های ارتجاعی هستند، عامل عمده در اعدام زندانیان سیاسی–عقیدتی سنی مذهب توسط جمهوری اسلامی است.

ستم گری ملی علیه ملل غیر فارس یکی از اجزاء دولت بورژوایی در ایران است. این مسئله در مناطقی مانند کردستان، بلوچستان و ترکمن صحرا که ساکنین آنها سنی مذهب هستند با سرکوب مذهبی آمیخته و تشدید می شود. فراموش نباید کرد که جمهوری تئوکراتیک اسلامی بر اساس فقه شیعی تشکیل شد و سرکوب و محدودیت دیگر ادیان و مذاهب به ویژه بهائیت و اهل سنت همواره در دستگاه ایدئولوژیک، تبلیغاتی و قضایی جمهوری اسلامی اعمال شده است. این وضعیت، عده ای از جوانان مناطق کرد نشین و خصوصا جوانان بلوچ را به سوی مقاومت مذهبی علیه جمهوری اسلامی رانده است. اما این تمام ماجرا نیست.

ستم مذهبی یک حربه مهم سرکوب و تفرقه در دست جمهوری اسلامی علیه مردم این مناطق و تلاش برای متحد کردن پایه ی سرکوبگرش با استفاده از تضاد ارتجاعی شیعه و سنی است. در مناطقی که ساکنینشان ترکیبی از دو مذهب شیعه و سنی هستند، تفوق شیعیان و اتکا بر جو ضدیت با اهل سنت بخشی جداناپذیر از کارکردهای این رژیم برای سرپا نگهداشتن خویش است.

این مسئله طی سالهای اخیر و تشدید جنگهای خاورمیانه و گرفتن فرم جدال شیعه-سنی در برخی از مناطق مثل عراق و سوریه، حادتر شده است. با هرچه عمیق تر فرو رفتن رژیم ایران در جنگ های کثیف این منطقه که رقبایش نیروهای ارتجاعی سنی مذهب همچون داعش و انواع دسته جان اسلامی دیگر هستند، جنایت های جمهوری اسلامی در داخل و علیه مردم این مناطق نیز تداوم و افزایش خواهد یافت.

این واقعیتی دردناک است که دسته جات اسلامی سنی که در ارتجاعی بودن دست کمی از جمهوری اسلامی ندارند و بعضاً تحت الحمایه عربستان سعودی یا داعش و امثالهم هستند، نفوذی در میان جوانان کردستان پیدا کرده اند و این نفوذ در حال گسترش است. در شرایطی که جنبش کمونیستی انقلابی و جهان بینی و افق و نقشه راه انقلاب در کردستان نیز کمرنگ و ضعیف شده است، برخی از جوانان معترض این منطقه از جهان بینی و باورهای دینی و از مذهب برای اعتراض و مقاومت علیه ستم استفاده میکنند. خطاب به آنان باید نهیب زد که دست آویختن به چنین باورهایی منجر به رها شدن از ستم ملی و طبقاتی و جنسیتی نمی شود  و  آنان دراین راه فقط به گوشت دم توپ دسته جات جاه طلب و تاریک اندیش اسلامگرا تبدیل میشوند. دسته جاتی که اسارت نیمی از جامعه یعنی زنان جزء مبانی «هویت» شان است و در جهان بینی و نقشه راهشان هیچ جایی برای آزادی، آزاد اندیشی و تحمل و مدارای جریانات فکری و مذهبی و اعتقادی دیگر وجود ندارد. «مدینة النبی» و «دولت اسلامی» اینان تنها تشدید کننده ی آتش افروزی های ارتجاعی در منطقه جنگ زده خاورمیانه شده و ویرانگری و اسارت هرچه بیشتر را برای مردم این منطقه به بار می آورد.

رشد اسلام گرایی از انواع گوناگون سنی و شیعی آن، واکنشی ارتجاعی به ایلغارگری و ویرانگری نظام سرمایه داری امپریالیستی در خاورمیانه، شمال آفریقا  و شبه قاره هند است. جوانان در واکنش به تضادهای حاد اجتماعی و اقتصادی که امپریالیست ها و رژیم های مرتجع محلی ناتوان از  پاسخ گویی به آن ها هستند، سر به شورش بر می داند. در این میان، نیروهای اسلامگرای مرتجع می کوشند ایدئولوژی ارتجاعی خود را تبدل به بدیلی در مقابل این وضعیت و در مقابل نیروهای حاکم کنند و جوانان عاصی از وضع موجود را به پیاده نظام خود بیافزایند. اما مسئله اساسی و تعیین کننده این است که اسلام گرایی در شاخه های مختلفش یک پاسخ ارتجاعی و عقب مانده و پوسیده به یک نظام ارتجاعی است. با اسلام گرایی سنی نمی توان به جنگ اسلام گرایی شیعه ی جمهوری اسلامی رفت. تنها با جهان بینی و ارزش های کمونیستی می توان به جنگ اسلام گرایی شیعه رفت و تمامی دولتها و نظامهای استثماری و ستمگر دینی و غیر دینی رفت و عموم مردم تحت ستم و استثمار را گرد یک پرچم واحد که آینده ای کیفیتا بهتر را برای همه می تواند به وجود بیاورد، متحد کرد. جوانانی که سودای شورش علیه وضعیت موجود را دارند، باید یک درک علمی از این مساله پیدا کنند که: چرا جوامع بشری و به طور کلی جهان تبدیل به جهنمی برای اکثریت مردم ساکن آن شده است و چگونه می توان این وضعیت را برهم زد و جوامعی در هر منطقه از این جهان به وجود آورد که شایسته ی حیات و زیستن باشد. سرچشمه ی این وضعیت جهنمی نه در آسمان ها و ایمان ها و فقه و تفسیر ترهات  دینی بلکه در روابط تولیدی و اجتماعی طبقاتی سرمایه داری و دولت هایی است که نگهبان این روابط هستند. «ایمان» های مختلف هم در واقع همدست دولت ها در حفظ این وضعیت هستند. این جا است که «عالم» و «روحانی» شیعه و سنی و جلاد (دولت) همدست شده تا با فریب و سرکوب یا توده ها را خدمتگزاران خود تبدیل کنند و یا سرشان را به سنگ بکوبند.

جهان بینی دینی و نگرش مذهبی مانع مهمی در مقابل فهم این واقعیت است که معضل چیست و راه حل کدام است؟. بر خلاف دین که از آب های راکد و گندیده ی قرون وسطا تغذیه می کند و با تشدید حس دلتنگی نسبت به جوامع قرون وسطایی،  توده ها و جوانان را بسیج حول پرچمهای ارتجاعی می کند، کمونیسم سرزندگی و حیات و مشروعیت خود را از آینده ای می گیرد که نه جنگی در میان انسان ها خواهد بود، نه ارباب و رعیتی، نه کارگر و سرمایه داری، نه ملت ستمگر و ستمدیده ای، نه فقیر و غنی ای و نه مرزهای سیاسی و نه حتی مرزهای جنسیتی. انسان ها در تعاونی آزادانه و داوطلبانه با یکدیگر کار و کوشش خواهند کرد و نیازهای خود را بدون تبعیض های زشتی که امروز می بینیم از جامعه دریافت خواهند کرد. همه امکان شکوفا کردن استعدادهای گوناگونشان را خواهند داشت. همه امکان آن را خواهند داشت که در مورد عمیق ترین مسایل فلسفی، علمی و هنری فکر کرده و دانش  و اندیشه تولید کنند. چنین جامعه ای یعنی جهان کمونیستی، نه تنها برای نجات بشریت ضروری است و نه تنها جامعه ای مطلوب است بلکه امکان عینی ایجاد آن نیز وجود دارد. امکان ایجاد آن با رشد و پیشرفت خیره کننده ابزار تولید نیازهای مادی در مقیاس جهانی به وجود آمده است؛ امکان ایجاد آن را می توانیم در پیشرفت دانش بشر نسبت به میلیون ها سال قبل و نسبت به اعماق کهکشان ها دید. علت تولید دهشت های عظیم مانند جنگ های ویرانگر خاورمیانه دقیقا در آن است که سیستم سرمایه داری و به طور کلی سیستم طبقاتی برای این مقیاس عظیم نیروهای تولید اجتماعی بشر مانند قفسی خفقان آور است. صاف و ساده سرچشمه ی بدبختی انسان ها در همین جا است و صاف و ساده راه حل در برهم زدن این نظام طبقاتی و ایجاد نظام کمونیستی است. نقشه راه رسیدن به این هدف فقط در نزد ما کمونیست های انقلابی است. هر چیز دیگر بیراهه محض است و هرگز ارزش جان فشانی ندارد. باید کمونیست بود و برای چنین آینده ای جان فشانی کرد.

سرنگون باد جمهوری اسلامی - زنده باد کمونیسم

حزب کمونیست ایران (مارکسیست لنینیست مائوئیست)

13 مرداد 95

www.cpimlm.com

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 ÌãåæÑی ÌáÇÏ æ ÑæÍÇäی! - ÇÚÏÇã ÌæÇäÇä Óäی ãÐåÈ
 در تاريخ
 2016-08-03
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در