Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 اطلاعیه ها   جمعه ۴ فروردين ۱۳۹۶ برابر با ۲۴ مارس ۲۰۱۷                    
 
در چهارراه موصل

 

در چهارراه موصل

اطلاعیه حزب کمونیست ایران (م.ل.م) در باره جنگ موصل

موصل به میدان مهمی در جنگ کثیف خاورمیانه تبدیل شده است. بر سر چهارراه موصل نیروهای تجاوزگر ائتلاف امپریالیستی، شریکان و رقیبان ریز و درشت منطقه ای، بنیادگرایان داعشی و شیعی، مجریان و صاحبان جنگ های نیابتی، دست به اسلحه برده اند. کشتار آغاز می شود و قربانیان اصلی اش مثل همیشه اهالی غیرنظامی و بی دفاع اند. نزدیک به دو میلیون نفر اهالی شهر با آتش بمب و موشک و گلولۀ توپ تهدید می شوند. آمریکا با هدف بازگرداندن ثبات و اقتدار به حکومت فاسد و منفور و بحران زده ای که محصول اشغال امپریالیستی عراق است، طرح محاصره و تسخیر موصل را رهبری می کند. مستشاران آمریکایی منتظرند تا به فرمانی نظامیان عراق را مثل مهرۀ شطرنج یا گوشت دم توپ به میدان بفرستند. جانیان پنتاگون در اتاق فرماندهی با دستکش سفید پشت مونیتورها نشسته اند تا به روی اهداف کلیک کنند و هزاران نفر را به خاک و خون کشند.

صحنه های تکان دهندۀ ذبح آدمیان توسط اعضای داعش که روی سایت های خبری می رفت و در رسانه های دنیا به عنوان سند بربریت جار زده می شد، این بار در ابعادی بزرگتر، فاصلۀ زمانی کوتاه تر و با ابزاری موثرتر از چاقو و ساطور تکرار می شود. هنوز «جنگ بزرگ» شروع نشده، بمب افکن های ائتلاف برای دست گرمی جان بیش از 100 غیرنظامی را در مراسم عزاداری در حومۀ کرکوک (در جریان یک عملیات فرعی علیه داعش) گرفته اند. اما هیچ جا تصویری از این جنایات نمی بینیم. منافعِ پشت این جنگ به رسانه ها حکم می کند که خون به صفحۀ تلویزیون نپاشد. حتی آن تصاویر هوایی مبهم و بی احساس از اصابت موشک به مستطیل هایی که می تواند مجتمع مسکونی یا محله ای پر جمعیت باشد را هم نشان نمی دهند. دنیا فقط تصویر خانواده هایی را می بیند که از چنگال داعش می گریزند و ارتشیان عراق یا نیروهای مسلح اقلیم کردستان را مثل فرشتۀ نجات در آغوش می کشند. از جنگ موصل فقط نصب پرچم های رسمی در جاده های منتهی به شهر را می بینیم و رقص پیشمرگه های پروار شدۀ «اقلیم» به نشانۀ پیشروی و پیروزی.

فریب و خود فریبی!

اما این فقط وحشیگری و دهشت آفرینی هدایت کنندگان و مجریان جنگ نیست که در پشت خبرهای دست چین شدۀ پنهان می ماند. پیش و بیش از هر چیز، اهداف سیاسی و تضادها و رقابت های ضد مردمیِ پشت جنگ موصل ناگفته می ماند یا وارونه جلوه داده می شود. می گویند این جنگ با جنگ های دیگر فرق می کند. می گویند این جنگ زندگی با مرگ است؛ جنگ انسانیت با توحش؛ جنگ تمدن با بربریت. این دروغ ها بر بستر تبلیغات شبانه روزی چند سالۀ اخیر رسانه های امپریالیستی انتشار می یابد و آن را با شرایط دهشتناکی که داعشی ها و جریانات اسلامگرای مشابه با جنایات تکان دهنده و ایدئولوژی تاریک اندیشانه، خرد ستیزانه، پدرسالاری و ضد زن به وجود آورده اند، توجیه می کنند.

فاجعه این است که بخشی نه چندان کوچک از مردم دنیا این حرف ها را باور می کنند. در ایران نیز نه فقط عامۀ مردم که آن گروه از روشنفکران و نیروهای سیاسی که «انتخاب از میان بد و بدتر» یا شکل مدرن اش یعنی «انتخاب از بین سناریوی سیاه و سفید» با ذهن شان عجین شده است برای این دروغ ها، توجیه و استدلال می تراشند. می گویند مخالفت با جنگ ائتلاف در موصل مثل این است که زلزله ای مهیب دنیا را بر سر ساکنانش خراب کرده و شما مردم را از گرفتن کمک های انسان دوستانۀ ضروری برای نجات جانشان منع می کنید. برخی از اینان حتا می گویند، کشتار امروز به کشتارهای فردا می ارزد!  اطلاعیه صادر می کنند که «مخالفت با جنگ در موصل جایز نیست» و می نویسند: البته در موصل با حماسه سازان کوبانی روبرو نیستیم تا نبردی «مستقل» را علیه داعش به پیش برند؛ اما مهم این است که شر داعش دارد از سر مردم منطقه و دنیا کم می شود. و البته یادشان رفته که چطور همان «حماسه سازان» با همین استدلال ها و توجیهات به جایی رسیدند که امروز فعالیت نظامی شان را دوشادوش نیروهای ویژه ارتش آمریکا پیش می برند. به جایی رسیدند که علیرغم فداکاری توده ها و خیالات خوش یا نیات حسنۀ جنگجویان، عملا دست آمریکا را در پیشبرد طرح های رقابت جویانۀ منطقه ای و مشخصا در جنگ سوریه تقویت می کنند. اینان با توجیهاتی که تا حد فریب و خودفریبی زهرآگین رسیده است، چشم بر اهداف نیروهای امپریالیستی و مرتجعین رنگارنگ در جنگ کنونی بسته اند. تجربۀ دور و نزدیک چنین جنگ هایی را با همۀ عواقب نابود کننده و فلاکت باری که برای توده های مردم در گوشه و کنار دنیا به همراه داشته وارونه جلوه می دهند یا مسکوت می گذارند. انگار نه انگار که اشغال افغانستان بعد از 11 سپتامبر با همین توجیهات انجام گرفت. طوری از «کشته های ناگزیر» در جنگ حرف می زنند که انگار دارند از عوارض جانبی مصرف یک داروی ضروری و حیات بخش می گویند. اما ساده لوح ترین،  کسانی هستند که هنوز جنگ اصلی به شهر موصل کشانده نشده و نه دورنمای این جنگ روشن است و نه عواقب و نتایجش بر سرنوشت کشورها و جنبش ها و مردم منطقه، پیشاپیش در اینترنت جشن گرفته اند و به یکدیگر تبریک می گویند.

جنگ موصل، نقطه گرهی در فرآیند تشدید و تلاقی تضادهای سیستم

جنگ موصل فقط یکی از نقاط گرهی در فرایند تشدید تضاد اساسی سیستم سرمایه داری امپریالیستی است. همان تضادی که به بحران های به هم پیوستۀ اقتصادی و سیاسی، از هم گسیختگی ها و آسیب های اجتماعی، بیکاری و جا به جایی عظیم نیروی کار و مهاجرت های گسترده، بحران های ایدئولوژیک و هویتی و انتشار جهل و خرافه و دهشت و جنایت پا داده و پدیدۀ بنیادگرایی مذهبی جدید و نیروهایی مثل داعش یک شکل بروز آن است. شیوۀ تولید سرمایه داری حاکم بر دنیا، صدها میلیون زن و مرد را در خطوط تولید اجتماعی شدۀ بین المللی مورد بهره کشی قرار می دهد و صدها میلیون نفر دیگر را در هم می شکند و به انبار بیکاری و بی آیندگی پرتاب شان می کند. در مقابل، سرمایه و ثروت و امتیاز و قدرت فزاینده را دائما در دست اقلیت سرمایه دار قرار می دهد. این فرایند جهانی بهره کشی و انباشت و گسترش سرمایه را عمدتا نیروی محرکۀ آنارشی به پیش می راند.

آنچه آمریکا را وادار به نقشه ریزی و مداخلۀ مستقیم نظامی در جنگ موصل می کند، امتداد ضرورت ها و فرصت هایی است که در نتیجۀ کارکرد تضادهای پایه ای نظام جهانی در دنیای چند قطبی (و یا بدون قطب) بعد از پایان جنگ سرد، این قدرت بزرگ امپریالیستی را به سمت ایده ها و طرح های جدید برای تحکیم هژمونی بین المللی هل داد؛ افق برقراری «نظم نوین جهانی» و «خاورمیانۀ جدید» را در برابرش گشود؛ وادارش کرد که ائتلاف ها، ساختارها و سلسله مراتب قدرت، و صف دوستان و دشمنان دور و نزدیکش را بازبینی کند؛ میدان های استراتژیک و اصلی برای کسب سلطه و هژمونی را در شرایط جدید تشخیص دهد و دوباره تعریف کند. اما اقدامات منطقه ای آمریکا در سه دهۀ اخیر، خود عاملی شده است برای بروز تضادهای جدید و شکل گیری گرداب های جدید. این وضعیت، شکاف های جدیدی در ائتلاف ها و بلوک بندی های گذشته در سطوح جهانی و منطقه ای به وجود آورده است. بر دوری یا نزدیکی آمریکا با متحدانش و حتی با وابستگان دیرینه اش تاثیر گذاشته است. نقاط ضعف اش را آشکارتر کرده و باعث شده در کنترل روابط و تنظیم رقابت با روسیه و چین و اروپا به دردسر بیفتد.

امروز آمریکا مجبور است رهبری جنگ موصل را مستقیما به دست بگیرد تا حتی اگر نتواند ـ یا نخواهد ـ شکست قطعی و نابود کننده ای را به داعش تحمیل کند حداقل آن را به اندازه ای تضعیف کند که مهار شدنی باشد و دامنۀ فعالیت های جهانی اش به شکل موثری محدود شود. آمریکا می خواهد از نظر نظامی و سیاسی پایگاه متزلزلی را که با تشکیل رژیم دست نشاندۀ عراق در پی جنگ امپریالیستی 2003 بوجود آورد تحکیم کند؛ راهی برای دست بالا پیدا کردن نسبت به روسیه در جنگ کماکان بی دورنمای سوریه بیاید؛ قدرت طلبی و توسعه طلبی ایران و ترکیه را کنترل کند و با استفاده از شرایط جنگی و فشارها و همکاری های ناگزیر نظامی، روابطش با این رژیم ها را به نفع خود تنظیم کند. و همۀ اینها برای آن است که آمریکا جایگاه خود را در راس سلسله مراتب قدرت اقتصادی و نظامی و سیاسی دنیا حفظ کند؛ منابع استراتژیک تامین انرژی را در انحصار خود نگاه دارد؛ امکان و فرصت جولان دادن در حوزه نفوذ تعیین کنندۀ پاسیفیک و کنترل و رقابت موثر با چین و روسیه را بدست بیاورد؛ و هدایت کنندۀ اصلی ماشین جهانی بهره کشی و انباشت سرمایه و گسترش سود باشد.

در مقابل، داعش نیز با تصمیم گیری های مهمی روبرو است که آیندۀ سیاسی اش را رقم خواهد زد. امروز خیلی ها از این احتمال صحبت می کنند که داعش فرماندهان و کادرهایش را از موصل خارج کرده به مناطق مرزی غرب عراق و به خاک سوریه خواهد فرستاد. در عین حال احتمال طولانی شدن جنگ موصل هم وجود دارد و داعشی ها روی تاثیرات طولانی شدن جنگ بر صفوف ائتلاف، وجود تضادهای واقعی در درون نیروهای ائتلاف و پدید آمدن شکاف در آن هم حساب می کنند. یک مسئلۀ مهم که داعش در جنگ موصل مد نظر دارد، حرکات ترکیه و عامل و متحد نزدیکش یعنی بارزانی است؛ با این ارزیابی که دعواهای قدرت منطقه ای مشخصا بین ترکیه و ایران، و تنش موجود بین حکومت العبادی و حکومت اردوغان، مثل استخوان در گلوی ائتلاف جنگی عمل کند؛ بر تضاد بین حکومت شیعی ستمگر حاکم بر عراق با قشرها و قبایل و مناطق سنی مذهب تاثیر بگذارد و حتی ورق را برگرداند. واقعیت این است که این نیروی مرتجع و خونریز همان اندازه که از نظر ایدئولوژیک روی بنیادهای قرون وسطایی اسلامی تعصب دارد، در پیروی از شیوۀ تولید سرمایه داری و بهره کشی از نیروی کار و انباشت سود و سرمایه و قدرت و امتیاز طبقۀ استثمارگر هم متعصب است. این نیرو دنبال جایگاه و سهم خود از قدرت سیاسی و اقتصادی در سلسله مراتب دنیای سرمایه داری امپریالیستی تحت پرچم ایدئولوژی بنیادگرایانه اسلامی است. خاستگاه طبقاتی و موقعیت اجتماعی توده هایی که تحت فقر و فلاکت و فشارهای سیاسی و اجتماعی و مذهبی و احساس بی هویتی و بی آیندگی به زیر پرچم این نیرو می روند تغییر در ماهیت و اهداف ضدمردمی آن ایجاد نمی کند.

ترکیه در چهار راه موصل، جمهوری اسلامی «حافظ امنیت» در گرداب جنگ

در گوشۀ دیگری از چهارراه موصل، رژیم اردوغان ایستاده است که ضرورت حضور نظامی خود در عراق و شرکت ترکیه در جنگ موصل را با سماجت اعلام می کند. این رژیم نیز در پی «غنائم» سیاسی در نتیجۀ این جنگ است. نمی خواهد در تحولات بعدی منطقه سرش بی کلاه بماند. ترکیه بخشی از طرح های منطقه ایش را از طریق اتحاد سیاسی نزدیک با جناح بارزانی در رهبری اقلیم کردستان عراق و زیر پوشش حمایت از جمعیت سنی و ترکمن های ساکن عراق، نیروهای مسلح این جناح در جنگ با داعش به پیش می برد. تشدید فشارهای ناشی از شرکت ترکیه در قمار جنگ سوریه، ادامۀ معضلات این رژیم سرکوبگر در مقابله با جنبش کردستان و رقابت های جاه طلبانه اش با جمهوری اسلامی بر سر اینکه کدامیک در منطقه حرف اول را خواهد زد، مجموعه عواملی است که ترکیه را مجبور به حضور موثر در جنگ ها و درگیری های کنونی کرده است. ترکیه کماکان بازوی شرقی ناتو محسوب می شود. این موقعیت از یک سو میدان مانور و چانه زنی ترکیه را با آمریکا و قدرت های اروپایی محدود و مشروط می کند، و از طرف دیگر دولت های غربی را وا می دارد که ثبات و تحکیم دولت ترکیه را مد نظر داشته باشند و مانع از نزدیکی و یا چرخش این کشور به سمت روسیۀ امپریالیستی شوند.

جمهوری اسلامی ایران نیز با اهدافی مشابه ترکیه، دست در آتش جنگ موصل دارد؛ با این تفاوت که شکل مداخله و حضورش در عراق و میدان جنگ به آشکاری ارتش ترکیه نیست. طی یک دهه، جمهوری اسلامی نفوذ خود را از طریق حکومت مرکزی شیعی عراق، احزاب و گروه های سیاسی وابسته و فرصت طلب در بخش عرب نشین عراق و نیز در اقلیم کردستان، و تشکیل و آموزش و تسلیح گروه های شبه نظامی آدمکش شیعه نظیر حشد الشعبی ـ در ارتباط با سپاه قدس سپاه پاسداران ـ تحکیم کرده و گسترش داده است.

مقامات جمهوری اسلامی منافعی که در پیروزی نیروهای ائتلاف در جنگ موصل دارند را پنهان نمی کنند. آن ها می گویند فوری ترین و ملموس ترین فایدۀ این کار، دور شدن یک خطر نظامی و امنیتی جدی از نزدیکی مرزهای غربی جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی تا همین حالا بیشترین استفادۀ ایدئولوژیک و سیاسی را از وجود نیروی خونریزی مثل داعش در منطقه و مشخصا در کشورهای همسایۀ ایران کرده و موفق شده شعار «امنیت» و دروغ «امن بودن ایران» را به بخشی از ذهنیت مردم تبدیل و توهم و انفعال سیاسی در جامعه را تقویت کند. مداخلۀ رژیم ایران در جنگ یمن، طراحی سیاست های منطقه ای و دیپلماسی بین المللی برای تضعیف اردوی عربستان و رژیم های متحدش در خلیج، یک ضرورت ناگزیر است برای حکومتی که در دل بحران ها و آشوب ها قصد دارد به قدرت منطقه ای تبدیل شود. این ها اقداماتی مخاطره آمیز است؛ مثل برداشتن سنگ بزرگی است که می تواند روی پای خودش بیفتد اما نکته این است که برای بقای خود باید این سنگ بزرگ را بردارد. جمهوری اسلامی، برای پیشبرد این سیاست ها، از یک طرف از ابزار تخدیر ایدئولوژیک و «مرز مشترک» ایجاد کردن با بخش هایی از مردم (به ویژه با قشرهای طبقه میانی جامعه) استفاده می کند و از طرف دیگر، برای «محکم کردن پشت جبهۀ جنگ، دست به تشدید فشار بر مخالفان و کنترل و محدود کردن جنبش های اجتماعی و سیاسی می زند که به شکل گیری فضای مقاومت و نارضایتی پا می دهد.

این هم واقعیتی است که شکست نظامی داعش در موصل و پیامدهای سیاسی و ایدئولوژیک آن ـ اگر با گشایش عامدانۀ مسیر داعشی ها به سوی خاک سوریه همراه نباشد ـ می تواند تا حدی از فشار جنگ بر نیروهای بشار اسد و جبهه ای که روسیه و ایران و رژیم سوریه تشکیل داده اند بکاهد. مقامات ایران، ائتلاف جهانی و منطقه ای علیه داعش را هر چقدر هم که موقتی و پر تضاد باشد، بستری برای تفاهم بیشتر با غرب و محکم کردن بندهای بافته شده با برجام می بینند. آن ها در تبلیغات خود مرتبا حرف از نیازهای مشترک جهانی در مبارزه علیه تروریسم (که منظورشان نیروهای جهادی سنی است) می زنند. جمهوری اسلامی با تلاش برای ایجاد نزدیکی با آمریکا بر سر این مسئله می خواهد از فشارها و محدودیت هایی که کماکان از جانب آمریکا احساس می کنند کم کند. اما با وجود همۀ انتظاراتی که جمهوری اسلامی از شکست داعش در موصل دارد کماکان نگران چرخش اوضاع به سمتی دیگر و رو دست خوردن از آمریکا و رقیبان منطقه ای نظیر ترکیه و عربستان هم هست. جنگ سوریه و گره خوردن و تشدید تضادهای میان آمریکا و کشورهای غربی با روسیه و ائتلاف بشار اسد ـ جمهوری اسلامی وضعی را به وجود آورده که هیچکس نمی تواند روی دوستی پایدار و یا دشمنی دائمی دولت ها و ائتلاف ها و تداوم صف بندی های موجود حساب کند. برای مثال اگر آمریکا و ائتلاف غرب و دولت ترکیه تحت فشار تضادها و نیازهای شان در جنگ سوریه و کل منطقه، عامدانه یا عملا دست داعش را باز گذارند و به این نیرو در جبهۀ ضد بشار اسد اجازۀ تنفس و پیشروی بدهند، نیروهای جمهوری اسلامی نه در کنار مرزهای خود بلکه در «جوار حرم» آماج حملات بیشتر قرار خواهند گرفت و خود رژیم ایران نیز به لحاظ سیاسی و موقعیت استراتژیک منطقه ای ضربه خواهد خورد.

علاوه بر آنچه برشمردیم، موضوعات و روندهای دیگری نیز هستند که می توانند رشته های جمهوری اسلامی و البته رژیم ترکیه را در مهلکۀ عراق و سوریه پنبه کنند.اولا، مسئله حل نشدۀ کُرد و جنبش کردستان همچنان یک عامل بی ثبات کنندۀ حکومت های مرکزی در این منطقه است که ستم ملی در دولت هایشان تعبیه شده است. ثانیا، خصلت ادامه دار درگیری های نظامی، تلاطمات اجتماعی، سیل مهاجرت هایی که مرزها را هر روز بی ثبات تر می کند و خطر گسترش جنگ هایی که هیچ دورنمای روشنی برای خاتمه یافتن شان نیست، دولت هایی را که به شکلی درگیر جنگ های نیابتی ـ آن هم در چند کشور ـ هستند با تناقض ها و تکان های دائمی روبرو می کند. پس لرزه ها و تاثیرات جنگ های ادامه دار منطقه ای این ظرفیت را دارد که به درون مرزهای ایران و ترکیه سرریز کند؛ نقاط ضعف قدرت های حاکم را برجسته تر و عمیق تر کند؛ تبلیغات ایدئولوژیکی مسمومی که حول مسئله امنیت یا زیر پرچم «اقتدار اسلامی ـ ملی» حاکمان تهران و «احیای امپراتوری عثمانی» اردوغانی به پیش می رود را بی اثر و به ضد خود بدل کند.

انقلاب تنها راه حل است و هر چیز دیگری بیهوده و پوچ

مسئله اصلی این است که روندهای جاری در اوضاع منطقه و تناسب قوا و جهت گیری نیروهای درگیر به گونه ای است که جای خوشخیالی برای بروز «معجزه» و بهبود اوضاع باقی نمی گذارد. این اوضاع، منطق خود را دارد؛ جنگ ها گسترش خواهند یافت؛ توده های مردم با دشواری ها و مصائب بزرگتری روبرو خواهند شد. زندگی میلیون ها نفر دستخوش نابودی و بی خانمانی و کوچ  خواهد شد. تنها پاسخ واقعی و موثر به این وضعیت، برافراشتن پرچم کمونیسم انقلابی است. این یعنی اشاعۀ آگاهی در مورد تنها آلترناتیو واقعی برای رها شدن از این مصیبت ها، ستم ها و دهشت های بی پایان یعنی انقلاب کمونیستی؛ یعنی سازماندهی جنبشی در حال گسترش در میان توده های تحت ستم و استثمار با هدف انجام این دگرگونی ریشه ای اقتصادی و سیاسی و فرهنگی. فقط از این راه است که می توان به مردم نشان داد «تنها راه ممکن، انتخاب از بین بد و بدتر» نیست. می توان آنان را از قربانی شدن در جنگ های ضدمردمی و امید بستن به آمدن این ارتش جلاد و رفتن آن ارتش خونریز رها کرد و آنان را به صحنه گردانان واقعی و سازندگان تاریخ بدل کرد. در غیر این صورت، تاریخ هر بار بدتر و بدتر تکرار خواهد شد. قدرت های امپریالیستی، دولت های منطقه و نیروهای بنیادگرای مذهبی رنگارنگ، با چماق سرکوب، با ارعاب و تفرقه، با تبدیل بخشی از توده ها به اهرم ستمگری طبقاتی و ملی و جنسیتی علیه بخشی دیگر، مردم را ضعیف و پراکنده نگاه خواهند داشت. با انتشار جهل و خرافه و توهمات مذهبی و آن جهانی باعث فروکش هر چند موقتی نارضایتی ها خواهند شد و برای خود زمان خواهند خرید. با استفاده از سلاح ایدئولوژی به بخش های مختلف جامعه علیرغم وجود شکاف ها و تضادها و منافع آشتی ناپذیر، این احساس را القاء خواهند کرد که حول دولت، دین، ملت منافع مشترکی دارند و باید از اصول و اهداف و ارزش های مشترکی پیروی کنند. گشودن راهی دیگر در این منطقه در مقابل توده های مردم نه تنها عاجل بلکه ممکن است و برای این کار، باید با همۀ گرایشات و افکار زهرآگین به ویژه «انتخاب از میان بد و بدتر» با صراحت مقابله کرد.

خلاصه کنیم، وظیفۀ مشخص ما در قبال جنگ ها و درگیری هایی نظیر آنچه در موصل جریان دارد این است که با نشان دادن ماهیت و اهداف ضدمردمی و عواقب ناگزیر آن ها، ضرورت مخالفت با جنگ افروزان و جنگ سالاران و مداخله گران امپریالیست و دولت های منطقه و نیروهای بنیادگرای اسلامی را به شعار و حرکت روز تبدیل کنیم. در ایران، نوک تیز این ضدیت باید علیه درگیری جمهوری اسلامی در جنگ های کثیف منطقه ای باشد. باید به مردمی که تن و روح شان را جنگ های ضدمردمی پاره پاره می کند نشان دهیم که سرچشمۀ این جنگ ها نظام سرمایه داری امپریالیستی حاکم بر دنیا است؛ و خلاص شدن از بلایای جنگی و خاتمه بخشیدن به این وضعیت غیر قابل تحمل نیز از مبارزه برای نابود کردن این نظام و نهادها سلطه و حاکمیت و ایدئولوژی و فرهنگ ستمگرانه اش جدا نیست. باید نقاط ضعف و گرفتاری هایی که درگیر شدن در این جنگ ها نصیب امپریالیست ها و دولت های مرتجع منطقه، مشخصا جمهوری اسلامی می کند را آشکار کنیم. امکان استفاده از فرصت ها برای تضعیف کردن، به شکست کشاندن و از قدرت به زیر کشیدن این دولت ها را در یک فرایند انقلابی در برابر چشم مردم ترسیم کنیم. باید با تحلیل علمی به توده های مردم نشان دهیم که تنها راه نجات، ایجاد جوامع سوسیالیستی در جهت هدف کمونیسم جهانی است. هر چیزی غیر از آن پوچ و بیهوده است. باید با تحلیل علمی نشان دهیم که این وضعیت ضرورت ابدی نیست. ضرورت زمانه، گذار از سرمایه داری به کمونیسم است. پاسخ ندادن به این ضرورت، اوضاع را هر روز وحشتناک تر می کند. کمونیست های انقلابی منطقه موظفند در چارچوب این هدف و با این جهت گیری، استراتژی پیروزمندی را برای کسب قدرت سیاسی و استقرار دولت های سوسیالیستی تدوین کنند و توده های تحت ستم و استثمار را حول پیاده کردن آن بسیج و سازماندهی کنند. ما در شرایطی که جنگ های ضدمردمی با خود کوهی از کثافات برتری جویانه، نژادپرستانه و ناسیونالیستی را در ذهن جامعه خالی می کند، خلاف جریان شنا می کنیم و پرچم راهنمای انترناسیونالیسم کمونیستی را برای متحد کردن توده های کشورها و ملل تحت ستم مختلف بلند می کنیم.

حزب کمونیست ایران (م.ل.م)

ششم آبان 1395- 27 اکتبر2016

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 در چهارراه موصل
 در تاريخ
 2016-10-27
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در