Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 اطلاعیه ها   دوشنبه ۵ تير ۱۳۹۶ برابر با ۲۶ ژوئن ۲۰۱۷                    
 
سی و پنج سال پس از قیام سربداران، کمونیست ها و بزنگاه خطیر جهانی

 

سی و پنج سال پس از قیام سربداران، کمونیست ها و بزنگاه خطیر جهانی

سی و پنج سال از قیام سربداران در 5 بهمن سال 1360 در آمل می گذرد. اوضاع کنونی در مقیاسی جهانی و بسیار سرنوشت سازتر یادآور گره گاه سیاسی خطیری است که در سال 1360 در ایران شکل گرفت و از کمونیست های انقلابی پاسخ طلبید.

از آن زمان تاکنون، ایران دستخوش تغییرات زیادی شده است. اما تغییری که سرنوشت اکثریت مردم ما به آن گره خورده است صورت نگرفته و سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی که هدفِ قیام سربداران بود، هنوز متحقق نشده است. در این فاصله، نه فقط در ایران بلکه در هیچ نقطۀ جهان، انقلابی که در دستور کار ما کمونیست های انقلابی و وظیفۀ مرکزی و علت وجودی ما است انجام نشده و به پیروزی نرسیده است. هم اینجا است علت اصلیِ سیر قهقرایی شتابان اوضاع جهان علیه حیات میلیاردها انسان و وجودِ خودِ کرۀ زمین.

از 35 سال پیش تا کنون، جهان شاهد تغییرات زیادی بود که تاثیرات بلافصل خود را بر ایران نیز گذاشته است. سرمایه داری در جستجوی دیوانه وار برای بسط و گسترش سود، شکاف طبقاتی را به آن جا رسانده که اکنون چند نفر ثروتی برابر با داراییِ نیمی از مردم جهان یعنی 3.5 میلیارد نفر را کنترل می کنند. در نتیجۀ کارکرد سرمایه داری، صدها میلیون بیکار و آواره تولید شده و محیط زیست چنان شتابان در حال نابودی است که دانشمندان هشدار داده اند «تمدن بشری در خطر است».

در این مدت جنگ های تجاوزگرانه و بی انتهای قدرت های امپریالیستی در خاورمیانه با همدستی دولت های مرتجع منطقه از جمله جمهوری اسلامی، به نابودی چندین کشور مانند عراق و افغانستان و سوریه منجر شده است. میلیون ها نفر کشته یا خانه و کاشانه خود را ترک کرده و آواره کشورهای دیگر و قربانی دریاها شده اند. فاجعه بارتر این که مقاومت توده های مردم علیه این وضعیت، به زیر رهبری نیروهای ارتجاعی اسلامی و تاریک اندیشان دینی از شاخه های مختلف درآمده و مردم در گرداب جنگ های نیابتی گرفتار شده اند. زن ستیزی و بسط و گسترش شکل های سنتی و مدرن ستم بر زن، مانند حفره ی زخمیِ عمیقی، زشتی و تعفن نظام سرمایه داری را آشکار می کند و به بشریت نهیب می زند این نظام اجتماعی اصلاح ناپذیر را تحمل نکنید!

در این 35 سال جمهوری اسلامی که جزیی لاینفک از نظام سرمایه داری حاکم بر جهان و خادم و پایگاه آن در ایران است، نه فقط علیه اکثریت مردم در ایران بلکه علیه مردم خاورمیانه، تاخت و تاز و جنایت کرده است. و در مقابل تاخت و تاز افسارگسیختۀ این مرتجعین، انقلابی که در دستور کار ما کمونیست های انقلابی و وظیفۀ مرکزی و علت موجودی ما است، صورت نگرفته است.

نظام سرمایه داری جهانی با کارکرد خود چنان وضعیتی را به وجود آورده که هیچ کس، حتی خودِ قدرت های امپریالیستی بزرگ که در راس این کوه سرگین نشسته اند قادر به کنترل آن نیستند. اکنون هیتلری در آمریکا بر قدرت نشسته تا با استفاده از یک ایدئولوژی و رژیمِ فاشیستی و گسترش جنگ ها و حتی شاید آغاز جنگ هایی که تا کنون بشریت به خود ندیده است، به این وضعیت پاسخ دهد. رژیم ترامپ تفاوت ماهوی با دیگر جناح های طبقه حاکم در آمریکا از جمله حزب دمکرات ندارد، اما بیانگر اشکال عریانتر سرکوب دولت دیکتاتوری بورژوایی و پاسخی به واقع فاشیستی به تضادهای داخلی و بین المللی پیش پای امپریالیسم آمریکا است که ماحصلِ تثبیت آن چیزی نخواهد بود جز تشدید بی سابقۀ کلیۀ جنایت های امپریالیسم آمریکا در سراسر جهان. او اعلام کرده است:«مسیر آمریکا و جهان را برای سال های دراز آینده تعیین خواهد کرد». او نماینده فاشیسم عریان و هار است و فریبکارانه تلاش می کند تحت عنوان حمایت از «مردم فراموش شده» (کارگرانی که در نتیجۀ گلوبالیزاسیون سرمایه داری، در آمریکا بیکار شده اند) برای طرح های خود در داخل آمریکا و در سطح بین المللی نیرو بسیج و آماده کند. او با ترویج ایدئولوژی نژادپرستی، خارجی ستیزی، مسلمان هراسی و فرهنگ نفرت از زن، به جنبش فاشیستی خود انسجام می بخشد. ترامپ خود را نه رئیس جمهوری متعارف بلکه رهبر این جنبش می داند که قرار است تکلیف آمریکا و جهان را روشن کند. او به سیاهان و زنان و هر گروه تحت ستم دیگر جامعۀ آمریکا گفت: «تبعیض، فقط در خون فداکاری میهن پرستانه حل خواهد شد». یعنی زمانی که برای آمریکای امپریالیست بکشید و کشته شوید، به «برابری» دست خواهید یافت.

سربلند کردن چنین رژیمی از بطن نظام دموکراسیِ بورژواییِ سرمایه داری و قرار گرفتن آن در راس قدرت امپریالیستی مانند آمریکا، بیان فشرده و خیره کنندۀ کهنه و منسوخ بودن کلیت نظام اقتصادی- اجتماعیِ سرمایه داری با تمام روبنای سیاسی و ایدئولوژیک و اخلاقی آن است. عروج ترامپ و گسترش جنبش های فاشیستی در اروپا، مسایل بسیار بزرگی را در مورد آیندۀ بشریت برای شمار زیادی از مردم طرح کرده است و کلیت نظام سرمایه داری را برای بسیاری که آن را نظم ابدی می انگاشتند، توجیه ناپذیر کرده است.

بلند شدن جنبشی بزرگ در آمریکا علیه این رژیم فاشیستی، فاکتوری به غایت مثبت در اوضاع جهان است و چشمان میلیون ها نفر در سراسر جهان را به آمریکا دوخته است. اما سرنوشت این جنبشِ ضد فاشیستی از هم اکنون موضوع نزاع افق ها و برنامه های طبقاتی متفاوت است. نیروهای طبقۀ حاکمۀ آمریکا در همان حال که به شدت منشعب هستند، سخت تلاش می‏کنند تا توده هایی را که به خیابان آمده اند در اسارت نهادهای حاکمیت دولتی و توهم و تلاش برای «حاکمیت قانون» و «بازگشت به وضع سابق» نگاه دارند. کمونیست های انقلابی و متحدین آنها، هوشیارانه تلاش می‏کنند تا این جنبش یا بخش بزرگی از آن به جای ورود به درون مجاری سیستم، وارد رابطۀ تقویت متقابل با نیرویی شود که هدفی بزرگتر از مقاومت ضد فاشیستی را دنبال می کند. کمونیست های انقلابی از یک سو باید مردم را به حداکثر متحد کنند و از طرف دیگر با افق تنگ و سیاست نیروهایی که باید متحدشان کرد مقابله کنند و افق و برنامه و نقشۀ راه انقلاب کمونیستی را از حاشیه به متن اوضاع بیاورند.

این شرایط در بطن خود امکانِ شکل گیری اوضاع انقلابیِ عظیمی را حتی در آمریکا می پروراند. حزب کمونیست انقلابی آمریکا تحت رهبری باب آواکیان، بر پایۀ هدف، برنامه و یک نقشۀ راه انقلابی در حال سازمان دادن مبارزۀ توده ای و از پایین علیه این رژیم فاشیستی است تا بتواند به حداکثر امکان، وضعیت را به سمت شکل گیری اوضاع انقلابی تسریع کند. زیرا شکل گیری اوضاع انقلابی برای عملی کردن استراتژی جنگ درازمدت انقلابی[1] برای سرنگونی این سیستم و بنای یک دولت نوین سوسیالیستی در آمریکا، با هدف خدمت به رهایی کل بشریت، تعیین کننده است. این حزب مرتباً افقی روشن را مقابل مردمی که در صحنه مبارزه قرار گرفته اند ترسیم می کند و بدیل جامعۀ ضروری، ممکن و مطلوب آینده را طرح می کند. آر.سی.پی جنایت های آمریکا را نه تنها در خود آمریکا و آنطور که برای مردم این کشور «قابل لمس» است بلکه در طول تاریخ و در سراسر جهان نشان می‏دهد و تاکید دارد این سیستم اصلاح ناپذیر است و باید به خاطر نجات بشریت سرنگون شود. این حزب، انترناسیونالیسم پرولتری را نه تنها به سنگ محک سیاست های خود بلکه تبدیل به یک معیار اخلاقی می کند. این حزب، همه کسانی را که در این مبارزۀ ضد فاشیستی سهیم هستند به اتحاد بزرگ تر برای ادامۀ راه تا استقرار دولتی که  اصول آن در «طرح پیشنهادی قانون اساسی برای جمهوری سوسیالیستی طراز نوین در آمریکای شمالی» توسط رفیق آواکیان مدون شده است، دعوت می کند.

حزب کمونیست انقلابی، در این عرصه رقبای قدرتمندی دارد و تنها نیروی حاضر در صحنه نیست. اما یک نیروی کوچک می تواند در چنین شرایطی تبدیل به نیرویی بشود که بر سر آیندۀ جامعه، با دولت طبقاتیِ حاکم به رقابت برخیزد. کمونیست های انقلابی، در هر نقطۀ جهان حتی در کشوری مانند آمریکا، هرقدر هم کوچک باشند با داشتن استراتژی انقلابی و سیاست هایی که راه را بر آن استراتژی می گشاید، می توانند از نیرویی کوچک به بزرگ تبدیل شوند، از عقب به جلو آمده و یک نیرو و قطب سیاسیِ رقابتجوی موثر در جامعه شوند که پرچم رهایی بشریت و یک دنیای بنیاداً متفاوت را در دست دارد. با این نگرش و هدف، حزب کمونیست انقلابی آمریکا، بر بستر شرایطی سخت و پیچیده، توده های مردم را در نبرد علیه قدرت حاکم (مشخصا علیه رژیم ترامپ/پنس) سازمان می دهد و هم زمان تلاش می کند تا افکار آنان را چنان تغییر دهد که تبدیل به کمونیست های آگاه و سازمان یافته در صفوف حزب شده و هر یک رهبران هزار تن دیگر در راه انجام انقلابی به خاطر رهایی بشریت بشوند. به این ترتیب، این حزب خود را نیز آماده می کند: آمادۀ رهبریِ انقلاب بزرگی که حتی اگر به فرجام پیروزمند نرسد، دستاوردهای شگرفی برای سرنوشت بشریت و کرۀ زمین خواهد داشت.

در این اوضاع وجود چنین حزبی (آر.سی.پی) و با چنین رهبری (آواکیان) عنصری بسیار مثبت نه فقط به نفع اکثریت توده های تحت ستم و استثمار در آمریکا بلکه مردم سراسر جهان است. این حزب، در عین حال که باید با تمام قوا در میدان حضور داشته باشد اما نباید به خطر نابودی نیروهای انقلابی کم بها دهد. واضح است که رژیم ترامپ و کلیت هیئت حاکمۀ آمریکا با خشونتی بی نظیر با انقلابیون رفتار خواهند کرد. در میدان بودن و درهم شکسته نشدن، یکی دیگر از پیچیده گی ها است که باید از طرف یک حزب انقلابی پاسخ بگیرد.

سی و پنج سال پیش در چنین روزهایی بود که نیروهای نظامی سربداران در نبردی جسورانه با کمک مردم، شهر آمل را کوچه به کوچه و خیابان به خیابان به تصرف خود در آوردند. ستون فقرات سربداران کمونیست های انقلابی و آگاهی بودند که با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی، این بنیان گذار اولین جنبش ارتجاعی اسلامی و حکومت داعشی در خاورمیانه، مبارزۀ مسلحانه ای را آغاز کردند و پس از ماه ها استقرار در جنگل های شمال و پیشبرد جنگ های کوچک با نیروهای نظامی جمهوری اسلامی و از پای در آوردن و درهم شکستن واحدهای آنان، وارد نبردی تعیین کننده در شهر آمل شدند. سازمانده و رهبر این قیام، اتحادیه کمونیست های ایران بود. شرکت کننده گان در قیام، کمونیست ها و انقلابیونی بودند که در مبارزه با رژیم شاه و سپس طی سال های 57 تا شروع مبارزه مسلحانه در جنگل های شمال، در صحنه های مختلف مبارزاتی از خوزستان تا آذربایجان، از فارس تا خراسان، از مبارزات کارگری و دهقانی تا مبارزه مسلحانه در کردستان تبدیل به انقلابیون آبدیده ای شدند. این مبارزۀ بزرگ و قیام سربداران به هدف خود نرسید و شکست خورد اما مانند قیام کموناردهای پاریس (1871) دستاوردهای بزرگی بر جای گذاشت که توشۀ ادامۀ راه مبارزه در راه رهایی بشریت شد. رژیم جمهوری اسلامی از آن زمان تا کنون، هر ساله جشن شکست قیام ما را برپا می کند، همچنانکه ما نیز قیام آمل و مبارزۀ مسلحانۀ سربداران را جشن گرفته و هدف ناتمام آن را اما با افق و برنامه و نقشۀ راهی روشن تر و صحیح تر، برای اینکه آن را به واقع متحقق کنیم دنبال می کنیم. ما امروز، با همان روحیه ای که اولین اطلاعیۀ سربداران نیروهای انقلابی و کمونیست را خطاب قرار داد، بر اساس تحلیل علمی از اوضاع ایران و جهان لازم می بینیم بگوییم  چرخش بزرگی در اوضاع جهان صورت گرفته است که تاثیرات تعیین کننده بر اوضاع ایران هم خواهد داشت. اوضاع آبستن حوادث غیرمنتظره است. ما کمونیست های انقلابی و کلیۀ کسانی که آرزوی  محو این جهان ستم و استثمار سرمایه داری و ایجاد جهانی بنیادا متفاوت را دارند، باید شرایط کنونی را خوب درک کرده و طبق آن عمل کنیم. اوضاع در عین خطرات بزرگ فرصت های عظیمی را در مقابلمان قرار خواهد داد تا به وظیفۀ انقلابی مان عمل کنیم. در بهار سال 1360 رفیق سیامک زعیم، هنگام تشریح اضطرار اوضاع گره گاهی در آن سال  و روشن کردن وظیفۀ کمونیست ها، در مقابل کسانی که تحلیل او از اوضاع را غلوآمیز می دانستند، گفت: «باید گوش هوش داشت تا آن را شنید». 

حزب کمونیست ایران (مارکسیست- لنینیست- مائوئیست)

5 بهمن 1395

 



[1] سند «ساختن جنبشی برای انقلاب» نوشتۀ رفیق آواکیان، اصولِ کلیِ این استراتژی را تشریح می کند و پیوند کلیۀ فعالیت های امروز با آن را نشان می‏دهد. گزیده ای از این سند به فارسی ترجمه و در وبسایت حزب کمونیست ایران (م.ل.م) در دسترس است. 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 سی و پنج سال پس از قیام سربداران، کمونیست ها و بزنگاه خطیر جهانی
 در تاريخ
 2017-01-24
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در