Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 اطلاعیه ها   جمعه ۴ فروردين ۱۳۹۶ برابر با ۲۴ مارس ۲۰۱۷                    
 
حق نفس کشیدن و ضرورت انقلاب

 

زندگی در خوزستان به جهنمی تبدیل شده است! این معضل، راه حل دارد!

حق نفس کشیدن و ضرورت انقلاب

در چند هفته اخیر هزاران نفر از مردم جان به لب رسیده با راهپیمایی در خیابان ها و تجمع در برابر استانداری اهواز دست به اعتراضات گسترده زدند. آنها با سر دادن شعارهائی نظیر " کارون آب ندارد ، اهواز نفس ندارد" و یا "هیچ مسئولی قوی تر از ملت نیست" یا " وعده دروغین نمی خواهیم ؛ نمی خواهیم " خواستار رسیدگی به این وضعیت بحرانی شدند. اعتراضات مردمی تا به حال دو جواب از جمهوری اسلامی دریافت کرده است. یکم، هر گونه تجمع بدون مجوز، غیرقانونی است و نیروی انتظامی تجمع کنندگان را سرکوب خواهد کرد. دوم، این خاک مبارک کربلا و نجف است که چشم ها و ریه های مردم را پر کرده، پس بروند شکر کنند! این بهترین استعاره ای است که می شد از نقش دین در زندگی مردم ساخت: خاک مرگ!

زندگی در خوزستان به جهنمی تبدیل شده است. گرد وغبار شدید، رطوبت بالای هوا، قطعی آب و برق، اختلال در تلفن ها و ارتباط گیری، تعطیلی مدارس و ادارات را در پی داشته و زندگی مردم را مختل کرده است. 22 شهر استان گرفتار ریزگردها با غلظت بسیار بالا شده اند. رطوبت بالا که در برخی روزها به 100 درجه می رسد، باعث شد می شود که گرد و خاک و ریزگردها به گِل تبدیل شوند و نیروگاه های برق را از مدار خارج کنند.  قطع برق یعنی از کار افتادن موتورخانه های تصفیه آب. دو هفته پیش احمد رضا لاهیجان زاده مدیر کل حفاظت محیط زیست خوزستان اذعان کرد که «میزان گرد و خاک در اهواز 9 هزار و 985 میکرو گرم بر متر مکعب ثبت شد. این در حالی است که بر اساس استانداردهای زیست محیطی، میزان مجاز آلاینده های هوا 150 میکروگرم بر متر مکعب است.» این یعنی  آلودگی هوا 66 برابر حد مجاز! البته اهواز در طی چند سال اخیر یکی از آلوده ترین شهر های دنیا بوده است. یک شهروند اهوازی می گوید: «مشاهده مردم با صورت های ماسک زده با پیت های خالی بدنبال آب در کلان شهر اهواز یادآور زندگی در روستاهای عقب افتاده با حداقل امکانات اولیه است با این تفاوت که روستائیان حداقل هوای تمیز دارند و احتیاجی به ماسک زدن ندارند.» حرف شهروند دیگری که از این وضعیت عاصی شده این است: «جمهوری اسلامی با این ریزگردها بلائی بر سر ما آورده که باید بگوئیم صد رحمت به دوران جنگ اگر چه زیر باران خمپاره و موشک بودیم ، حداقل یک هوای تمیز و آب سالمی داشتیم.» در حال حاضر، خیلی از کسانی که توان و امکاناتش را داشته اند از خوزستان به استان های دیگر کوچ کرده اند. خیلی ها که به هیچ وجه نمی توانند و نمی خواهند کارشان را از دست بدهند، به این فکرند که بقیۀ افراد خانواده را از این جهنم بیرون بفرستند.

مسئله گرد و غبار، ریزگردها، آلودگی هوا و آلودگی آب  در خوزستان موضوع تازه ایی نیست. بیش از ده سال است که مردم استان با این مشکلات دست و پنجه نرم می کنند. البته طی یکی دو ساله اخیر اوضاع مرتبا وخیم تر شده است. اکثر مردم از بیماری های ریوی، قلبی، سنگ کلیه و سرطان  و بیماری های دیگری که ناشی از هوای آلوده و آب کثیف است، رنج می برند. جواب مسئولین حکومتی یا سکوت بوده یا وعده های دور. معصومه ابتکار، رییس سازمان محیط زیست، آب پاکی را روی دست مردم ریخته و گفته: «بیش از ۸۰ درصد استانها درگیر گرد و غبار هستند و با بودجه فعلی مبارزه با کانونهای گرد و غبار و بیابانزایی ۳۰ سال طول میکشد.» این حرف را نمایندۀ رژیمی می زند که بیشترین سهم بودجۀ نفتی اش را به حوزه های علمیه و سپاه پاسداران و سپاه قدس، صنایع موشکی، صدا و سیما و مدارس مذهبی و حوزه ها و نهادهای مغزشویی اسلامی اختصاص می دهد و هیچ ارزشی برای زندگی انسان ها و محیط زیست قائل نیست.

چرا خوزستان گرفتار چنین وضعی شده و استان های همجوارش نیز از این معضل در امان نیستند؟ چون سرمایه و سود و سرکوب و جهل بر جامعه حاکم است. خشک شدن دریاچه ها، خشک کردن تالاب ها و سد سازی های بی رویه و پر هزینه به ویژه طی سه دهۀ گذشته که نتیجه ای جز نابودی محیط زیست و به فلاکت کشاندن مردم، و البته پر کردن جیب سپاه پاسداران و مقاطعه کاران شریک این نهاد مالی نظامی ویرانگر ببار نیاورده است. زمین های کشاورزی خوزستان به علت انتقال آب کارون به شهرهای مرکزی، بیابانی شده اند. کارون بی آب شده تا پروژه هایی که از دید برنامه ریزان حکومت، اولویت استراتژیک دارد و یا سودآورتر به حساب می آید اجرا شود. در نتیجه، اکوسیستم منطقه به هم ریخته است. از بین رفتن پوشش های گیاهی و رطوبت  زمین یک عامل مهم به وجود آمدن گرد و غبار است. وزش باد بر روی بستر خشک این مناطق، ذرات ریز خاک را در هوا معلق کرده و باعث گرد و خاک شدید و ریزگردها می شود. اما در بین همۀ عواملی که باعث ایجاد جهنم خوزستان شده، دو عامل برجسته وجود دارد. یکم، خشک کردن برنامه ریزی شدۀ هورالعظیم (یکی از بزرگترین تالاب های منطقه) توسط جمهوری اسلامی برای پیشبرد پروژۀ استخراج میدان نفتی آزادگان. دوم، بی اعتنایی حاکمان نسبت به زندگی توده های مردم و ارزش قائل نشدن برای جان انسان ها و نسل های آینده. این بی اعتنایی را در بی توجهی کامل چندین و چند سالۀ این جماعت خونریز و غارتگر به معضل ماسه ها و شن های روان منطقۀ «فکّه» می بینیم. وقتی تندباد و توفان در این منطقه که بخشی از نوار مرزی ایران و عراق است به راه می افتد، گرد و غبار و ریزگردها را بدون روبرو شدن با هیچ مانعی روانۀ شهرها و روستاهای دور و نزدیک می کند. صحبت از نواری بی آب و علف به عرض 45 کیلومتر است که به علت نبود پوشش گیاهی به طور کلی، و از بین رفتن پوشش گیاهی حاشیۀ جاده طی سال های اخیر، جز بیماری و مرگ ارمغانی برای خوزستان و استان های همجوار ندارد. سالیان سال است که مقامات جمهوری اسلامی از این معضل باخبرند ولی چرتکه انداختند و حاضر نشدند هزینۀ مالچ پاشی روی ماسه ها و شن ها روان را برای جلوگیری از حرکت خاک و ایجاد گرد و غبار را تقبل کنند. و حالا، جمهوری اسلامی با وقاحت از مردم می خواهد که دست ها را به علامت تسلیم در برابر این «فاجعۀ انسانی» بالا ببرند و خیال کنند که هیچ راه حلی برای این معضل وجود ندارد. یا به زبان وقیح معصومه ابتکار: «باید خودتان را با حضور دائم گرد و غبار و ریزگردها منطبق کنید. باید با آن کنار آمده و بخشی از زندگی شما شود.»

ولی این معضل، راه حل دارد. برای رسیدن به این راه حل، باید علت ریشه ای معضل را شناخت. ریزگرد و گرد و غبار، قطعی آب و برق، بیماری و مرگ مردم به ویژه افراد مسن و نوزادان و خردسالان، کوچ اجباری اهالی، مثل بقیۀ معضلات و مصیبت های اجتماعی و اقتصادی، ریشه در موجودیت و کارکرد و منطق نظام سرمایه داری دارد. بلایی که نظام جهانی سرمایه داری نه فقط در ایران که در همۀ کشورها بر سر مردم و محیط زیست و کرۀ زمین آورده، هر روز بیشتر آشکار می شود. لایۀ اوزون را کارکرد همین نظام سوراخ کرد. پدیدۀ فاجعه بار گرمایش زمین را کارکرد همین  نظام به وجود آورده است. آلودگی اقیانوس ها و سرزمین ها و نابودی گونه های گیاهی و جانوری محصول بهره کشی و رقابت لجام گسیختۀ سرمایه ها در جست و جوی سود بیشتر است. این نظام را دولت ها به کمک نیروهای سرکوبگرشان حفاظت می کنند. این ها هستند که چنین شرایطی را به توده های مردم تحمیل می کنند. در ایران همین ها هستند که تجمعات و اعتراضات برحق مردم خوزستان و اقداماتی که در همبستگی و حمایت از این اعتراضات در سایر بخش های کشور در حال انجام است را ممنوع اعلام می کنند. همین ها هستند که این روزها فعالان محیط زیست و کنشگران سیاسی و اجتماعی را در خوزستان، و به ویژه از میان جوانان و روشنفکران مبارز عرب، دستگیر یا مفقود الاثر می کنند. همین ها هستند که زیر اسلحه و چکمۀ سپاه پاسداران، تالاب هورالعظیم را خشکاندند تا با شریکان بین المللی شان، دکل های نفت را ارزان تر در زمین بکارند و مته ها را ارزان تر به کار بیندازند. برای حل معضل ریزگردها، این نظام باید سرنگون شود و به جایش نظامی ساخته شود که در آن سرمایه و سود و استثمار، حاکم نباشد؛که زندگی و کار و آیندۀ مردم را شیوۀ تولید سرمایه داری، نهادهای سیاسی و اقتصادی و نظامی سرمایه داری، فرهنگ و ارزش های سرمایه داری و جهل و خرافه و تاریک اندیشی مذهبی رقم نزند. برای رها شدن از جهنم حاکم باید انقلاب کرد. جمهوری اسلامی را سرنگون و یک قدرت دولتی نوین و کاملا متفاوت را به نیروی توده های مردم ایجاد کرد. باید برای ساختن یک جامعۀ سوسیالیستی با دورنمای رسیدن به یک دنیای کمونیستی مبارزه کرد.

 

حزب کمونیست ایران (مارکسیست- لنینیست- مائوئیست)

سوم اسفند 1395 – 21 فوریه 2017

www.cpimlm.com

www.facebook.com/cpimlm1980

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 حق نفس کشیدن و ضرورت انقلاب
 در تاريخ
 2017-02-21
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در