Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 اطلاعیه ها   جمعه ۴ فروردين ۱۳۹۶ برابر با ۲۴ مارس ۲۰۱۷                    
 
در روز جهانی زن: به نام بشریت، نابود باد دنیای کهنه! زنده باد انقلاب کمونیستی!

در روز جهانی زن:

به نام بشریت، نابود باد دنیای کهنه! زنده باد انقلاب کمونیستی!

 

اطلاعیه حزب کمونیست ایران (مارکسیست لنینیست مائوئیست) به مناسبت روز جهانی زن، هشتم مارس 2017

 

تاریخ هرگز عینا تکرار نمی شود اما شباهت ها گاهاً غیرقابل انکارند. اولین هشت مارسِ پس از به قدرت رسیدن رژیم فاشیستی ترامپ/پنس  در آمریکا، تداعی کنندۀ اولین هشت مارس پس از به قدرت رسیدن بنیادگرایان اسلامی تحت رهبری خمینی در ایران است.

خمینی به فاصله چند هفته پس از به قدرت رسیدن، فرمان بازگشت زنان به عصر تاریکی را داد و حجاب اجباری تبدیل به نماد تحمیل یک رژیم تئوکراتیک بر کل جامعه شد. رژیم ترامپ/پنس نیز در تهاجم فاشیستی علیه قشرهای مختلف مردم و حقوق پایه ای شان درنگ نکرد. یکی از شعارهای ترامپ، «احیای سرمایه داری با ارزش های مسیحی» است و منظور وی احیای جایگاه سنتی زن و تحکیم خانواده پدرسالار سنتی است. لبۀ تیز این تهاجم، محو حق سقط جنین تحت لوای «دفاع از جنین در رحم» و سرکوب هر ازدواجی به جز ازدواج سنتی است. حملۀ این رژیم به حقِ زنان در کنترل بدن و مسیر زندگی شان، بخش مهمی از بسته بندی ترامپ برای ادارۀ جامعه بر اساس سلسله مراتب نژادی، دینی، جنسیتی و عظمت طلبی ملی است. به قدرت رسیدن ترامپ در آمریکا یک مسالۀ جهانی است و هر پیروزی اش نتایج و پیامدهای وخیم برای مردم  جهان به ویژه برای زنان خواهد داشت.

به قدرت رسیدن یک رژیم فاشیستی در رأس بزرگترین قدرت امپریالیستی، سوال های بزرگی را در مورد آیندۀ جامعۀ بشری به میان میلیون ها نفر از مردم سراسر جهان –که حتی قبلا سیاسی نبودند-- کشیده است. این رخداد به عینه، بیانِ نیاز عاجل جامعۀ بشری به گذار به«چیزی دیگر» است. اما به چه چیزی؟ پاسخ مبهم به این سوال، خیانت به توده های مردم از جمله زنان است. اما پاسخ روشن است؛ وضعیت بشریت وخیمتر خواهد شد مگر این که در نتیجۀ مقاومت و مبارزه، اوضاع به سمتی بچرخد که به جادۀ رهایی و به سمت انقلاب کمونیستی وارد شود. انقلاب کمونیستی و جامعۀ بر آمده از آن تنها بدیل ضروری، ممکن و مثبت برای آینده است و مختصات این آینده و نقشۀ راه رسیدن به آن نیز در خطوط کلی اش در سنتز نوین کمونیسم روشن شده است.[1] این صرفا «روایتی در میان روایت های دیگر» نیست بلکه رویکرد علمی به واقعیتِ جامعه و جهان کنونی و تغییر آن برمبنای تضادها و قوای محرکه ی درونی اش می باشد. کمونیسم منسجم ترین و جامع ترین روش علمی است و بدون آن تشخیص راه از بیراهه، از جمله در رابطه با رهایی زنان، ممکن نیست.

زنانی که نمی خواهند در این راه و به طور کلی، در راه مبارزه برای رهایی کل بشریت از فجایع کنونی راه خطا بروند، نیاز دارند تا نسبت به بدیلِ انقلاب کمونیستی و سنتزنوین کمونیسم آگاه شده و به صف پیشگامان تغییر اوضاع فعلی به سمت انقلاب و کمونیسم بپیوندند و برای دیگران نیز راهگشایی کنند. برای تحقق چنین امری، قطب بندی موجود در جنبش زنان رادیکال و مترقی باید تغییر کند زیرا این جنبش، در حال حاضر غرق در توهمات دموکراتیک و «سیاست های هویتی» است، قطب جاذبه در آن عموماً دموکراسی بورژوایی است و تئوری کمونیسم و تاریخ انقلاب های کمونیستی در این جنبش غایب است. در حالی که، برای اولین بار در تاریخ، ریشه های ستم بر زن توسط تئوری کمونیسم به روشنایی روز درآمد و انقلاب های کمونیستی اولین نوع انقلاب در تاریخ بشر بودند که رهایی زنان از ستم و فرودستی را بر تارک خود نوشتند.

این وضعیت، نتیجۀ تاثیرات مخرب کارزارِ ضد کمونیستی است که به ویژه در 40 سال گذشته دولت های بورژوازی و رسانه های مبلغ نظام بورژوایی به راه انداخته و به طور مستمر و سازمان یافته، جهل و جعل در مورد واقعیت کمونیسم را به ذهنیت جامعه تزریق کرده اند. به طوری که در جنبش زنان (حتا بخش رادیکال آن) و در میان نظریه پردازان فمینیست (حتا آنان که ضد سرمایه داری اند) به جای بررسی و مطالعۀ منظم و مستمر نظریه ها، کوشش ها و دست آوردهای جنبش کمونیستی و انقلاب های سوسیالیستیِ قرن بیستم، در بهترین حالت سکوت حکمفرماست. باید پرسید: آیا زنانی که برای رهایی از ستم مبارزه می کنند، نیاز دارند این حقیقت سترگ تاریخ رهایی خود را بدانند و آن را تبدیل به آگاهیِ همۀ ستمدیدگان، از زن و مرد کنند؟ به واقع باید این سکوت آزاردهنده را شکست و این قطب بندی نامساعد را تحمل نکرد. اگر این قطب بندی نامساعد تغییر نکند، حتا مبارزین رادیکال راه رهایی زنان در میانۀ راه ایستاده و در نهایت به اهداف خود پشت خواهند کرد.

این واقعیتی است که در جامعۀ طبقاتی، زنان همۀ طبقات مشمول ستم جنسیتی و پدرسالاری هستند. بنابراین، در جنگ علیه این ستم، نه تنها ممکن بلکه ضروری است که کمونیست ها اتحاد گسترده ای به وجود آورند. ما کمونیست ها با هر فرد یا جریان سیاسی و اجتماعی مترقی که خط فاصل روشنی با دشمنان داخلی و بین المللی ترسیم کرده و هر شکل ستم بر زن را علیه هر قشری از زنان، غیرقابل تحمل می دانند، در پیشبرد این مبارزه متحد خواهیم شد. چنین اتحادی ضرورت مبارزۀ انقلابی است. اما ...

برای ایجاد چنین اتحادی پذیرفتن چارچوبه ها و تصورات دموکراتیک بورژوایی نه لازم است و نه جایز. زیرا این گونه چارچوبه ها هر کوشش و تلاشِ صادقانه و صمیمانه را نیز در نهایت وارد مجاری سیستم موجود می کنند. زنان در سطوح مختلف و با افق های متفاوت، از جمله افق های دموکراتیک علیه شکل های گوناگون ستم بر زن مبارزه کرده اند (مانند، مبارزه برای کسب حق رای) و خواهند کرد و همۀ این مبارزات عادلانه هستند. ما خواهان زدودن این تفاوت ها نیستیم زیرا وجود طبقات و افق های طبقاتی متفاوت بخشی از واقعیت عینی است. اما مخالف مخدوش کردن خط تمایز‌ها هستیم. تمایز میان دیدگاه و خط‌هایی که با افق‌های دمکراتیک علیه ستم بر زن مبارزه می‌کنند با دیدگاه و خط کمونیست‌ها که راه رهایی زنان را در محو کلیت نظام سرمایه داری و ایده‌های برخاسته از این نظام می‌بینند باید در میان توده‌های زن که پا میدان مبارزه می‌گذارند، بحث شده و مقابله و مقایسه شوند. این، یک مساله مربوط به رهایی زنان و رهایی بشریت است. زیرا کلیت جهان، به نقطه ای رسیده است که باید از عصر جامعۀ طبقاتی به جامعۀ کمونیستی گذر کند و برای اولین بار در تاریخ بشر امکان آن به وجود آمده است که هر گونه ستم و استثمار از جمله ستم برزن، ریشه کن شود. بر اساس همین واقعیت، کمونیست ها به دنبال مبارزه ای هستند که از همین امروز راه را بر ریشه کن کردن تمامیت این ستم می گشاید و بر اساس این هدف، سیاست هایی را در رابطه با رهایی زنان پیش می نهند که متفاوت از افق ها و چارچوب های دموکراتیک بورژوایی است.

بازار جهانیِ فقر و بیکاری، استثمار و فوق استثمار، کارگری و کار بردگی، انباشته از میلیاردها زن است. خط بورژوا اکونومیستیِ محدود شده در چارچوب «مطالبات» هرگز نمی تواند بیان رهایی طبقاتی و جنسیتی این زنان باشد. بیان منافع اساسی و نیاز عاجل این زنان در عالی ترین شکل به معنای به میدان آوردن بدیل انقلاب کمونیستی و برنامه و نقشۀ راه حزبی است که ضرورت وجودی اش پیش برد و رهبری چنین انقلابی است. متحقق کردن این وظیفه نه تنها در تضاد با ایجاد گسترده ترین اتحاد برای مبارزه علیه ستم بر زن نیست بلکه گذاشتن این مبارزه بر بستر افقی بسیار گسترده است.

سرنوشت بشریت بیش از هر زمان وابسته به جنگیدن برای واقعیت کمونیسم و به راه انداختن موج جدیدی از انقلاب های کمونیستی است. جهان در وضعیتی قرار دارد که توده های مردم، احساس بی آیندگی و خالی شدن زمین زیر پایشان را دارند و در شرایط نبود قطب جاذبۀ انقلاب کمونیستی می توانند به هر سمت دیگری از جمله بی راهه های فاشیستی، اسلامی متمایل شده و به زیر چتر دولت ها در آیند. این وضعیت، بردن آگاهی کمونیستی به میان زنانی که هیچ نفعی در وضع موجود ندارند را تبدیل به امری اضطراری کرده است. زنان کمونیست باید شمار خود را جهش وار تکثیر کرده و افزایش دهند و این پرسش که «معضل مقابل جامعۀ بشری چیست؟ و راه حل آن کدام است؟» را  در میان هزاران و ده ها هزار زن دیگر مطرح کرده و پاسخ روشن و راهگشا، بر اساس درک هرچه عمیق تر و به کاربست سنتزنوین کمونیسم دهند.

ستم بر زن و باقی مصائبی که اکثریت مردم جهان هر روز و هر ثانیه در شکل فقر، جنگ، ویرانی، آوارگی و ... تحمل می کنند یک آبشخور واحد دارند و آنهم نظام سرمایه داری است. سازمان اجتماعی بشر که بر بنیان تولید اجتماعی و مالکیت خصوصی بنا شده است، آحاد بشر را محکوم به آن کرده است که حیات اجتماعی شان را خصمانه پیش ببرند. وجود سلسله مراتب جنسیتی میان مردان و زنان که هر روز جنایتکارانه تر می شود، ادعانامه ایست علیه موجودیت این نظام و تا زمانی که ضرورت این نظام اجتماعی در ذهنیت شمار قابل توجهی از زنان فرو نریزد هیچ جنبش انقلابی زنان متولد نخواهد شد.

 

حزب کمونیست ایران (مارکسیست –لنینیست – مائوئیست)

هشت مارس 2017

www.cpimlm.com



[1] رجوع کنید به: در دفاع از کمونیسم نوین و معمار آن باب آواکیان، از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م.ل.م)- منتشر شده در نشریه حقیقت شماره 78

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 در روز جهانی زن: به نام بشریت، نابود باد دنیای کهنه! زنده باد انقلاب کمونیستی!
 در تاريخ
 2017-03-04
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در