Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 اطلاعیه ها   سه-شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ برابر با ۲۲ اگوست ۲۰۱۷                    
 
بنا کنیم زندگانی نوین

بنا کنیم زندگانی نوین

اطلاعیه حزب کمونیست ایران (مارکسیست لنینیست مائوئیست) به مناسبت اول ماه می

بشریت به کمونیسم نیاز دارد و انقلاب کمونیستی تنها راه پایان دادن به این وضعیت فاجعه آمیز است!

بشریت در وضعیت فاجعه آمیزی به سر می برد. نظام سرمایه داری امپریالیستی هر روز به لیست جنایت هایش علیه مردم می افزاید. این همه رنج، تحقیر، استثمار، فقر شکننده و وحشیانه ترین خشونت ها و بی عدالتی پایانی ندارد و قتل عام ها و ویرانه های ناشی از جنگ های بی پایان و نابودی بازگشت ناپذیر محیط زیست، وضعیت را برای بشریت و کره زمین هر لحظه وخیمتر کرده است. امسال اول ماه می روز جهانی کارگر مصادف است با تحولات سیاسی مهم در سطح جهان. روی کار آمدن رژیم فاشیستی ترامپ/پنس در آمریکا، عروج دوبارۀ نیروهای راست افراطی و فاشیستی در کشورهای مختلف اروپایی، تداوم تضاد دو پوسیدۀ امپریالیسم و اسلامگرایی که در تشدید جنگهای خاورمیانه فشرده شده است و همچنین حدت یابی رقابت میان قدرتهای امپریالیستی از مهمترین مشخصات سیاسی این وضعیت است. کار و معیشت، آسایش و شخصیت و خلاقیت و توانایی اکثریت مطلق توده های مردم و حتی بقای کل سیارۀ زمین از شّر عملکرد نظام جهانی سرمایه داری و تبعات و پیامدهای کارکرد این نظام در امان نیستند. موقعیت و زندگی توده های مردم امسال هم مانند تمام سالها و روزها و ساعتهایی که از حیات نظام سرمایه داری طی چند قرن اخیر می گذرد، ضرورت رهایی بشریت از این وضعیت اسف بار را پیش کشیده است. پدیدار شدن ابرهای فاشیسم، نژاد پرستی و بنیادگرایی دینی بر فراز سر جهان، افق آینده را هر چه بیشتر تیره و تار کرده است. مردم در نقاط مختلف جهان به واقع خواهان زندگی بهتری نسبت به وضعیت فعلی شان هستند، اما این پرسش که «معضل اساسی بشریت امروز چیست و راه حلش کدام است؟» هنوز به مسالۀ عاجل و ضروری میلیونها نفر از آنها تبدیل نشده است و بدون آن، رهایی از این وضعیت امکان پذیر نیست.

روز جهانی کارگر امسال همچنین مصادف است با صدمین سالگرد انقلاب اکتبر 1917 که به تشکیل نخستین دولت سوسیالیستی جهان در اتحاد جماهیر شوروی انجامید. صد سال پیش کمی پس از جشن ماه می بود که بخشی از «هیچ بودگان جهان» از میان کارگران و دهقانان، سربازان و زنان و روشنفکران، با رهبری ولادمیر ایلیچ لنین و حزبش توانست در مخالفت علیه جنگ امپریالیستی یک دنیای جدید تحت رهبری کمونیست ها را  بنا کند. لنین با تشخیص اوضاع انفجاری آن زمان جامعۀ روسیه و جهان و هنگامی که نه فقط لیبرال ها بلکه احزاب و سازمانهای چپ همگی جنبه های منفی اوضاع  را می دیدند، تنها کسی بود که نشان داد که جنگ امپریالیستی می تواند به شکل دیگری پایان یابد و با تشخیص اوضاع، زمینه را برای تشکیل اولین دولت سوسیالیستی ایجاد کرد. شوروی سوسیالیستی نه تنها نوع دیگری از همزیستی مردم بر مدار و طریقی جز ستم و بهره کشی را به محک تجربه گذاشت و دنیای کیفیتاً بهتری را نسبت به کشورها و دولتهای سرمایه داری خلق کرد، نه تنها دستاوردها و کمبودهایش الگوی راهنمای تجربۀ غنی تر و پیشروتر چین سوسیالیستی (1949-1976) شد، بلکه با مقاومت در برابر آلمان نازی و شکست دادن هیتلر، تمامی بشریت را از خطر ویرانگر فاشیسم رهانید. اول ماه می امسال در نقطۀ تلاقی وضعیت جهانِ در حال گسترش فاشیسم و یادوارۀ انقلاب اکتبر، بار دیگر ضرورت کمونیسم، انقلاب کمونیستی و حزب و رهبری کمونیستی را پیش چشم پیشروان جهان قرار داده است.

نکته مرکزی این است که چه یک صد سال پیش و چه امروز فقط و فقط انقلاب کمونیستی راه حل و پاسخ واقعی، ممکن، مطلوب و ضروری به فاجعۀ گریبانگیر بشریت است و پیشروان کمونیست فقط با داشتن یک رویکرد استراتژیک به مبارزه و انقلاب، امکان پاسخ دادن به این ضرورت و ارائۀ راه حل عینی به توده ها را داشتند و دارند. برای اتخاذ رویکرد استراتژیک با هدف رهبری مقاومت و مبارزات مردم در مسیر هدایتشان به سمت انقلاب کمونیستی، داشتن یک دید علمی و وسیع از چیستیِ طبقۀ پرولتاریا و هدف انقلاب پرولتری و خودداری از نگرشها و درکهای محدود و تنگ نظرانۀ اکونومیستی ضروری است. این علم و رهگشایی های آن باید در اختیار شمار وسیعی از مردم قرار بگیرد تا به صفوف پیشگامان رهایی بپیوندند. از این رو است که باید وسیعاً طرح کرد که پرولتاریا یک طبقۀ تاریخی جهانی است که پتانسیل بالفعل کردن جامعه ای بنیاداً متفاوت با روشهای تولید و سازمان یابی اجتماعی کیفیتاً متفاوت را دارا است و البته قابل تقلیل به این یا آن بخش از کارگران و تولیدکنندگان نیست. باید وسیعا طرح کرد که مبارزۀ انقلابی و کمونیستی هدفش نه بهبود دستمزد و شغل کارگران بلکه سرنگونی نظام سرمایه داری و سرنگونی دولت دیکتاتوری بورژوازی و جایگزین کردن نظام تولیدی و اجتماعی سوسیالیستی با اتکا بر دولت دیکتاتوری پرولتاریا است. در این راه به قول لنین کمونیستها نه منشی اتحادیه های کارگری بلکه "تریبون مردم" هستند و این مسئولیت را از طریق پیش کشیدن ضرورت هدف استراتژیک ساختن جنبشی برای انقلاب کمونیستی و بنا نهادن دولت سوسیالیستی و هدایت مبارزات به آن سمت انجام میدهند. باید وسیعا طرح کرد که جنبش کارگری و جنبش کمونیستی یک چیز نیستند و اگر هدف اولی مبارزۀ عادلانه و ضروری برای کسب امتیازاتی در مسیر بهبود معیشت کارگران و سایر اقشار مردم و عقب راندن سرمایه داران و دولت و پلیس حامی آنها است، اما هدف استراتژیک انقلاب کمونیستی، رهایی تمامی بشریت از نظام سرمایه داری و جامعۀ طبقاتی است. انقلابی که برای تحققش به قول مارکس دورۀ گذار همراه با اعمال دیکتاتوری پرولتاریا ضروری است و ضمن گسست از ایده های کهنه و اشکال مالکیت کهنه باید کلیۀ تبعیضهای طبقاتی و اجتماعی، کلیۀ روابط تولیدی استثماری، کلیۀ نهادها و مناسبات اجتماعی و سیاسی ستمگرانه و کلیۀ تفکرات و باورهای ارتجاعی را از بین برده و ریشه کن کند. باید وسیعا طرح کرد که آگاهی و توانمندی لازم برای ساختن چنین جنبش انقلابی و رهبری آن در مسیر پیشروی و پیروزی، به صورت خود به خودی و از دل مبارزات اقتصادی و صنفی و حتی سیاسی کارگران بیرون نمی آید و یک بینش علمی همه جانبه و به روز شده نیاز است تا ضمن تشریح تضادها و ضرورتهای گوناگون فرایند مبارزه، یک برنامه و نقشۀ راه استراتژیک و راهبردی برای رهبری و پیروزی در جنگ طبقاتی را تدوین کند.

چه تحلیل تجربۀ تاریخی انقلاب 1917 روسیه و چه تحلیل ماتریالیستی دیالکتیکی وضعیت جاری جهان نشان می دهد که کمونیستها برای به ثمر رساندن مبارزات مردم علیه وضع موجود و تبدیل آن به یک انقلاب تمام عیار اجتماعی باید از فرازی بلند به مبارزۀ جهانیی نگاه کنند که اول ماه می نماد تاریخی آن است. اگر در اکتبر 1917 این لنین بود که با به کار بست علم کمونیسم (مارکسیسم) در تحلیل اوضاع جهان، ضمن تکامل این علم، زمینه را برای تحقق انقلاب پیروزمند روسیه و رهبری توده های مردم فراهم کرد، امروزه بشریت برای سرنگونی نظام جهانی سرمایه داری و بنای یک جامعۀ نوین، به سطح تکامل یافته تری از علم و انقلاب کمونیستی نیاز دارد که در سنتز نوین کمونیسم توسط باب آواکیان تدوین و نظریه پردازی شده است. اگر لنین برای اجتناب از درکهای محدود و اکونومیستی به ماهیت و نقش تاریخی پرولتاریا و انقلاب کمونیستی، از 1901 اثر تاریخی اش «چه باید کرد؟» را نوشت و بر سر درستی تزهای فرموله شده در آن با گرایشات مختلف غیر پرولتری در چپ روسیه و جهان مبارزه کرد و بر اساس تزهای آن بود که حزب بلشویک و صفوف کارآمد و توانای آن را ساخت، امروز برای ساختن و تثبیت و پیروزی احزابی از جنس حزب لنین، به سنتز نوین باب آواکیان و «چه باید کرد غنی شده» او و مبارزه بر سر صحت و اعتبار آن نیاز است. لنین با به کار بستن علم کمونیسم و اتخاذ موضع استراتژیک نسبت به انقلاب، حزبی را ساخت که به مبارزات توده های مردم علیه ستم و سرکوب سرمایه و حامیانش پیوند خورد و در کوران جنگ امپریالیستی و جایی که نه تنها نیروهای لیبرال بلکه سایر احزاب و سازمانهای چپ هم فقط جنبۀ منفی اوضاع را می دیدند، به این نتیجه رسید که جنگ امپریالیستی به گونۀ دیگری هم می تواند تمام شود. او و حزبش در لحظۀ تاریخی بحران فوریه تا اکتبر 1917 روسیه تنها خط و تنها حزبی بودند که با وجود کمیّت نه چندان چشمگیرشان، پاسخ صحیح به نیاز اکثریت مردم روسیه داده و راه خروج از بحران همه جانبۀ اجتماعی را نشان دادند. لنین و حزبش در عمل، با شناخت از ضرورتهای جامعۀ روسیه و تضادها و گُسلهای آن، شعار «نان، صلح و زمین» را به هدف کسب قدرت سیاسی که مشخصا در دیگر اثر تاریخی لنین یعنی «دولت و انقلاب» تدوین شده بود، پیوند زدند و رهبری مردم و انقلاب را در دست گرفتند.

اتخاذ این رویکرد استراتژیک میان مبارزات مردم علیه ستم و تعرض نظام سرمایه داری و دولتها و ارتشهای حامی آن با هدف کسب قدرت سیاسی و ساختن دولت و جامعۀ سوسیالیستی ضرورتی است که امروزه هم پیش پای پیشروان کمونیست است. احزاب کمونیست با هدف تحقق انقلاب و ساختن جنبشی برای انقلاب باید مبارزات مردم در مقابل فاشیسم در آمریکا و اروپا، مبارزات کارگران، زنان، ملل تحت ستم، مهاجرین و رانده شدگان علیه اشکال مختلف سرکوب و تبعیض دولتهای بورژوایی را به راه انداخته یا در آن شرکت کنند. پیوند خوردن با این مبارزات مستلزم در دست داشتن خط صحیحی است که از تئوری صحیح و روش صحیح در دیدن و تحلیل کردن جهان ناشی میشود. سنتز نوین کمونیسم آن روش و رویکرد علمی است که امروزه برای تشخیص واقعیت و به کار بستن آن در جهت تغییر جهان، بشریت به آن نیاز دارد. ارتقای مبارزات و مقاومت توده ها به سطح رویکرد استراتژیک به انقلاب کمونیستی یعنی طرح سوال اساسی «معضل بشریت چیست و راه حل آن چیست؟» و تبدیل کردن این سوال و پاسخش یعنی سنتز نوین کمونیسم، به دغدغه و امر شمار فزاینده ای از مردم، ضرورت مهمی است که از سوی کمونیستها باید پاسخ بگیرد. پیشروان جامعه در پروسۀ مبارزه با قدرت تحت رهبری کمونیستها باید تغییر کرده و به پیشاهنگان رهایی تبدیل شوند. شمار فزاینده از توده هایی که منافعشان در پیشروی و موفقیت انقلاب کمونیستی تأمین میشود باید به صفوف پیشاهنگان رهایی بپیوندند. برای تبدیل شدن به رزمندگان رهایی باید از ایده ها و ارزشهای دنیای کهنه گسست کرد و به ابزار حیاتی این گسست یعنی علم کمونیسم مسلح شد. این رویکرد در شعار «با قدرت بجنگید، مردم را برای انقلاب کمونیستی متحول کنید» فشرده شده و امروزه به سرلوحۀ کار کمونیستهای انقلابی در سراسر جهان تبدیل شده است. بدون چنین رویکرد استراتژیکی، بدون پیوند زدن مبارزات و مقاومتهای مردم علیه انواع مظاهر و نشانه های دنیای ستم و سرمایه در سراسر جهان به هدف انقلاب کمونیستی و کسب قد سیاسی و بدون سنتز نوین کمونیسم نه برساختن یک انقلاب نوین کمونیستی امکان پذیر است و نه تحقق آرمان رهایی بشریت.

بشریت برای بنای زندگانی نوینش به کمونیسم و علم رهایی بخش آن نیازمند است.

زنده باد اول ماه می!

زنده باد انقلاب و کمونیسم!

وسیعتر باد گسترۀ جهانی سنتز نوین کمونیسم!

حزب کمونیست ایران (مارکسیست لنینیست مائوئیست)

11 اردیبهشت 1396/  اول ماه می 2017

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 بنا کنیم زندگانی نوین
 در تاريخ
 2017-04-30
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در