Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 اطلاعیه ها   جمعه ۲۲ آذر ۱۳۹۸ برابر با ۱۳ دسامبر ۲۰۱۹                    
 
نابود باد رژیم جمهوری اسلامی که طبیعت را هم تبدیل به سلاح کشتار جمعی کرده است

نابود باد رژیم جمهوری اسلامی که طبیعت را هم تبدیل به سلاح کشتار جمعی کرده است

اطلاعیه تحلیلی حزب کمونیست ایران (م.ل.م) درباره سیل فروردین 1398 در شهرهای ایران

 

این بار سیل با شدت تخریب بیشتری در چهارگوشۀ کشور از مردم قربانی گرفت و حاصل دسترنج شان را نابود کرد. بازهم خامنه ای و همپالگی هایش حرف از «امتحان الهی» زدند. اما بسیاری از مردم برای این روایت های خائفانه-الهی تَره هم خرد نکردند. نوبت به روحانی رسید که هنگام بازدید از مناطق سیل زده، در کنار یکی از آخوندهای جنگلتراشِ  استان گلستان ظاهر شد و این سیل را «رحمت الهی» خواند. مردم هم انگشت اتهام را به سوی مافیای چوب و جنگل تراشیِ چند خانوادۀ آخوند استان و ریل کشی های شرکت مهندسی سپاه پاسداران (خاتم الانبیاء) گرفتند. برای خواباندن خشم مردم، وزرای دروغ گوی جمهوری اسلامی با وقاحت تمام ادعا کردند این سیلاب معضل خشکسالی را که بخش بزرگی از کشور را تبدیل به بیابان کرده است، تخفیف خواهد داد. اما در پیِ سیلاب، روند بیابان زایی که گفته می شود ایران مقام اول جهانی را در آن دارد، ادامه خواهد یافت. چرا که این حکومت و سرمایه داران بزرگ وابسته به آن و نظام سرمایه داری جهانی، چنان زخمی بر پیکر لایه های مختلف زمین وارد کرده اند که با نگاهی به آمایش زمین می توان دریافت آب باران امکان کمی برای رسوخ در لایه های زیرزمینی و احیای آب های زیرزمینی را دارد.

 

فعالان محیط زیست افشاگری های مهمی در این مورد و روند تخریب جنگل ها و پوشش گیاهی و مزارع برای شهرسازی و نابود کردن آب های روان و اکوسیستم تالاب ها از طریق سدسازی و انتقال آب از نقطه ای به نقطه ای دیگر کرده اند. اما معضل بزرگتر از اینها است و توده های مردم حق و نیاز دارند تا از ورای این فجایع، به اینکه معضل واقعی چیست و راه حل واقعی کدام است، پی ببرند. پس باید از افشاگری هایی از این دست که در بسیاری موارد خود توده های مردم بهتر از هر کس می کنند، فراتر رفت و مرتبا تاکید کرد که اینجا با حاکمیت یک طبقۀ سرمایه دار، یک نظام طبقاتی، یک شیوۀ تولیدی سرمایه داری روبرو هستیم که فساد و دزدی و سوء مدیریت و دید درازمدت نداشتن جزیی لاینفک از آن و محصول کارکرد و جبر و ضرورت های آن است. با یک نظام سیاسی-ایدئولوژیک و اقتصادی-اجتماعی روبرو هستیم که اصل اساسی آن استثمار حداکثری مردم و نگاه داشتن آنان زیر ستم های اجتماعی گوناگون و کنترل آنها از طریق تشدید دین گرایی، تشدید فریب سیاسی، تشدید فقر و تشدید سرکوب است. اخراج استاندار گلستان که سهل است، حتا اگر مردم به بیت خامنه ای هجوم برده و او را به خاطر همه جنایت هایی که در حقشان مرتکب شده، دست بسته به میدان یکی از شهرهای سیل زده برده و از عمامه اش به دار بکشند، باز هم معضل اصلی یعنی این نظام سرمایه داری پا بر جا خواهد بود و آن را فقط با راه حل انقلاب کمونیستی باید از میان برداریم.

 

اگر این تصویر بزرگ را نبینیم و لنز دوربینمان را محدود به انتقاد از خودهای مدیران دولتی و انتقادهای محافظه کارانۀ برخی از متخصصین محیط زیست از «مدیریت غیراصولی» کنیم1 عاملین و آمرین این فاجعه تبرئه خواهند شد. ما فقط با «مدیریت غیر اصولی» یا «سدسازی های بی رویه» روبرو نیستیم، بلکه با ماشین آدمخوار سرمایه داری مواجهیم که انسان و طبیعت را یکجا به کام خود می کشد؛ با دستگاه عظیمِ فریبکاری «الهیِ» رژیم اسلام گرا و نیروهای نظامیِ آن مواجهیم که از این ماشین آدمخوار و طبیعت کُش حفاظت می کند.

 

لنز دوربین را وسیعتر از این هم باید کرد تا ببینیم دارودستۀ حاکم در ایران (رهبر و دستگاه روحانیت حاکم، دولت و تمامی وزارتخانه هایش، سپاه پاسداران و ارتش و دستگاه امنیتی و به یک کلام، کل دستگاه حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی) شریک و نمایندۀ نظام سرمایه داری امپریالیستی و قدرت های سرمایه داری امپریالیستی هستند و دست در دست این سرمایه داران بین المللی و در شراکت با آنها، عملیات انباشت سودآور سرمایه که تخریب محیط زیست از ضرورت های آن است را پیش می برند.

 

بزرگترین مقاطعه کار «خصوصی» در ایران قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء سپاه پاسداران است که به قول فرماندۀ آن (عبداللهی)، در تمام پروژه‌های بزرگ و کلان پروژه های «سازندگی» شرکت دارد و حتا به پروژه هایی مانند ساخت پالایشگاه ورود کرده است.2  پروژه های عظیم سدسازی و انتقال آب، در کنار راه آهن، نیروگاه ها، خطوط انتقال نفت، گاز، تونل، معدن کاری، انواع کارخانجات، قطب های کشاورزی، و غیره در سراسر کشور اغلب با شراکت و رقابت میان قرارگاه خاتم و شرکت های دولتی (مانند ایمیدور) و سرمایه داران خارجی (امروزه عمدتا چینی و کره ای و روسی) پیش برده می شوند. به طور کلی طرح های آب (و فاضلاب) ایران تحت کنترل «فینانس چینی» است (فیناس، شکلی از وام خارجی است). شرکت های چینی نیز در عملیاتی کردن پروژه های تعریف شده توسط بسته بندی های فینانس مالی، شرکت مستقیم دارند. به طور مثال، شرکت چینیِ «انرژی چاینا» در پروژه های آبی فعال است. یا شرکت چینی «ژانگ فو» که از سال 1393 دو طرح سد بیستون و خط انتقال آب از سد آزادی به اسلام آباد غرب را در اختیار گرفته و به گفته مدیر عامل آب استان کرمانشاه، از شرکت های سرمایه گذار در بخش آب است که از پشتیبانی دولت چین هم برخوردار است.3 تقریبا در همه این موارد نقش دولت اخذ و تعریف «بسته بندی فینانس» از دولت های امپریالیستی و انتخاب قرارگاه خاتم الانبیاء و دیگر شرکت های ایرانی- بین المللی به عنوان «شریک خصوصی» است.4  در سال 97 وزارت جهاد کشاورزی با شراکت شرکت «آویک» چین و با تامین مالی دولت چین و در همکاری با «جهاد نصر»5دویست هزار هکتار از اراضی خوزستان وایلام را تحت عنوان «احیای اراضی» تصاحب کرد. حتا بعد از مشخص شدن فاجعه سد گُتوند در خوزستان و سدهایی که دریاچه ارومیه را کاملا خشک کردند (که حتا کلانتری رئیس سازمان حفاظت زیست  آن ها را «جنایت علیه مردم ایران» خواند) سدسازی ادامه یافت.

 

اکثر وام هایی که دولت بعد از خروج ترامپ از «برجام» از چین و روسیه و کره جنوبی گرفته است شامل پروژه های سدسازی است! یکی از آنها سد شفارود است که علیرغم اعتراضات مکرر متخصصان محیط زیست در سال 94 با یک و نیم میلیارد یوآن فینانس چینی عملیاتی شد. کارفرمای آن «شرکت سهامی آب منطقه ای گیلان» و پیمانکار آن شرکت CAMCE از چین (زیر مجموعه های «شرکت ماشین آلات ملی چین»)، شرکت «ژیان»6 و شرکت «نیرو توان» که از زیر مجموعه های قرارگاه خاتم الانبیاء و «شرکت بانه» می باشند. چینی ها در کشور خودشان دست از سدسازی برداشته اند چون نتایج فاجعه بار آن را دیده اند. اما ظرفیت مهندسی آنها باید در کشورهای تحت سلطه مانند ایران استثمار کرده و انباشت سودآور کند. الگوی سدسازی تهاجمی(7) در ایران، بخشی از الگوی «توسعه» چینی ها است که در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین با تکیه بر حکومت های این کشورها پیش می برند. در واقع، بندناف الگوی اسلامی-ایرانیِ «پیشرفت» که خامنه ای به سربازان و مهندسان و مدیرانش دیکته کرده است، متصل است به  نیازهای سودآوری سرمایه های کلان ایرانی و بین المللی. این، «پیشرفتی» است که فقر و فلاکت و نابودی محیط زیست را گسترش داده و می دهد و افزون بر این به قیمت غرق شدن در بدهی های خارجی به دست می آید و دستِ آخر این بدهی ها و بهرۀ آنها، از طریق هرچه فقیرتر کردن مردم و استثمار شدیدتر کارگران، واگذار کردن بنادر و جزایر و حق ماهیگیری و چوب بری بازپرداخت خواهد شد. این گوشه ای از عملکرد طبقۀ سرمایه داران کلان در جمهوری اسلامی است که با در دست داشتن قدرت سیاسی و با پشتوانۀ سرمایه داری جهانی، ایران را جلولانگاه فوق استثمار کارگران و غارت طبیعت و زیست بوم مردم آن کرده اند.

 

برخی تحلیل گران چپ به درستی از رانت خواری و فساد در قیمت گذاری زمین ها و زد و بند با شهرداری ها و تغییر کاربری اراضی جنگلی و شهری افشاگری کرده اند.7 اما باید تاکید کرد که اینها صرفا محصولات جانبی قوای محرکۀ نظام اقتصادی – اجتماعی سرمایه داری هستند. کارکرد سرمایه داری این است که باید هر چیزی را تبدیل به کالا کند. این جبری است که قوای محرکۀ تولید و رقابت آنارشیک سرمایه داری بر «کاربری اراضی» وارد می کند و سرمایه داران عمامه به سر یا پاگون بر دوش به آن پاسخ می دهند. آنها بدون تغییر کاربری اراضی جنگلی و شهری نمی توانند سرمایه دار باقی بمانند. بدون تبدیل ذخایر آب های زیرزمینی به کالایی در بازار جهانی، آنها سرمایه داران درجه پایین به حساب خواهند آمد و از میدان رقابت سودآور کنار زده خواهند شد. این جنگل خواران و زمین خواران و مافیای سدسازی و انتقال آب، فقط در چارچوب بازار ایران در رقابت با یکدیگر نیستند بلکه عملکردشان در قلع و قمع و نابود کردن طبیعت مربوط به آن است که بند نافشان به بازار جهانی وصل است و برای رقابت جو شدن در بازار جهانی (مثلا، برای دریافت وام از بانک جهانی یا دریافت فینانس چینی) باید از قدرت انحصاری که بر منابع انسانی و طبیعی ایران دارند استفاده کنند.

 

قوای محرکۀ سرمایه داری و کارکرد آن را فقط از طریق استقرار دولت «دیکتاتوری پرولتاریا» و اقتصاد سوسیالیستی که شامل برنامه ریزی از «بالا» و ابتکار عمل «از پایین» است، می توان از بین برد. در غیر این صورت «دموکراتیک ترین» و «چپ ترین» و «خودگران ترین» حکومت ها همان وضعیتی را بازتولید خواهند کرد که جمهوری اسلامی کرده است. دیکتاتوری پرولتاریا از دل انقلاب کمونیستی برخواهد خاست که هم «داخلی» است و هم «جهانی». زیرا نظام سرمایه داری حاکم در ایران لایه ای از یک نظام جهانی است. این واقعیت را پیوند تنگاتنگ فاجعه محیط زیست در ایران با آنچه در جهان در جریان است به خوبی نشان می دهد. فقط جنگل های ایران نیستند که نابود شده اند. جنگل های استوایی در اندونزی و مالزی و برزیل، اکوسیستم هایی که طی میلیون ها سال شکل گرفته و بستر زیست انسان را فراهم کرده اند به دست شرکت های نفتی و معدن کاری و شهرسازی و سدسازی و... نابود شده اند. سال 2005 سازمان ملل متحد طی گزارش تکان دهنده ای اعلام کرد: «دو سوم خدماتی كه طبیعت به بشر می‌دهد، در كل جهان رو به كاهش است.» معنی‌اش این است كه چیزهایی كه ما در طبیعت برای زندگی به آن‌ها وابسته هستیم، در حال كاهش و اتمام است؛ یعنی تمام تولیدات غذا و آب و بسیاری از داروها، هوایی كه تنفس می‌كنیم، كنترل اقلیم و بیماری، تامین منابع غذایی و گرده افشانی گیاهان و درختان و مزایای فرهنگی و تفریحی که طبیعت نصیب مان می‌کند.

 

سرمایه‌داری نمی‌تواند اثرات مخرب چند جانبه‌ای را كه زاییدۀ فرایند تولید خودش است، متوقف کند. سرمایه‌داری نمی‌تواند برای نسل‌های آینده برنامه ریزی کند زیرا هدف آن سود است و نیروی محرکۀ آنارشی تولید، موتور حرکتی این سیستم است. در نتیجه، سرمایه داری امکان برنامه ریزی بلند مدت را ندارد. قانون سرمایه داری این است که تولید امری خصوصی است و به تملک خصوصی در می آید. قانون سرمایه داری این است که برای کسب حداکثر سود و جلو زدن از رقبای سرمایه داری باید دست به هر کاری زد. قانون سرمایه داری در عصر کنونی که عصر سرمایه داری امپریالیستی است، آن است که قدرت های بزرگ امپریالیستی در رقابت با یکدیگر هر کشوری را وادار می کنند که تبدیل به چراگاه اقتصادی و سیاسی هر یک از این قدرت ها شوند. کشورها را تبدیل به میدان عملیاتی پروژه های عظیم «مهندسی» کنند. معادن و چاه های نفت و انتقال آب و سد سازی و برج سازی بخش کوچکی از ماجرا است. سرمایه داری غیر از سود هیچ چیز دیگر را به رسمیت نمی شناسد.

 

رژیم جمهوری اسلامی، رژیم طبقه ای است که فقط با افق کوتاه و شکار سودهای لحظه ای سرمایه گذاری و حرکت می کند. برای این رژیم، حفاظت از مردم در مقابل هیچ چیز اهمیت ندارد چه برسد حفاظت از آنها در مقابل زلزله و سیل. بدون سرنگون کردن تمامیت این رژیم، که نیازمند انقلابی قهرآمیز خواهد بود و بدون برقرار کردن قدرت سیاسی سوسیالیستی نه تنها فقر گسترش خواهد یافت بلکه سیل و زلزله و هوای آلوده نیز قربانیان بیشتری از مردم خواهد گرفت. «مانیفست و برنامه انقلاب کمونیستی در ایران» به روشنی راه این سرنگونی و بدیل جایگزین آن را پیش می گذارد:

 دولت جمهوری اسلامی، مردم ما را زیر بار گرانِ بهره کشی و فقر و بیکاری، ستم بر زنان و ستمگری ملی علیه ملل غیرفارس خُرد کرده، زندگی و آیندۀ جوانان را لگدمال کرده و سوءاستفادۀ تبهکارانه از کار و جسم کودکان را به امری رایج تبدیل کرده است. حاکمان ایران تحت عنوان «توسعه اقتصادی»، در را به روی سرمایهداران بینالمللی باز کردهاند تا در استثمار هرچه بیشتر کارگران و دیگر قشرهای کارکُن جامعه و غارت مضاعف منابع طبیعی ایران، شریک جمهوری اسلامی باشند. جمهوری اسلامی برای حفظِ ارکان نظامش، با مشارکت در جنگها و آشوبهای منطقهای و جهانی، زندگی مردم ایران و کشورهای دیگر منطقه را در نزاعی ارتجاعی با قدرتهای امپریالیستی و سایر دولتهای مرتجع منطقه، به خطر انداخته است. در ایرانِ تحت حاکمیت جمهوری اسلامی از یک طرف با استبداد و خفقان سیاسی، ستم دینی و مذهبی، سرکوب اندیشههای مترقی و جهانبینی علمی، ممنوعیت آفرینش هنری و فرهنگ نوین مواجهیم و از سوی دیگر، شاهد اشاعۀ سازمان یافتۀ جهل دینی و خرافات مذهبی هستیم. سرنگونی و نابودی دولت جمهوری اسلامی و رهایی جامعه از این شرایط و نبرد برای بنیانگذاری یک نظامِ نوین سوسیالیستی، ضرورتی عاجل است. ...

 

انقلاب کمونیستی با استفاده از قدرت دولتی سوسیالیستی و با مشارکت توده های مردم همه این مشکلات مانند فقر و شکاف طبقاتی را فورا به طرزی چشمگیر  کاهش داده، تخریب محیط زیست را متوقف کرده و راه را برای ریشه کن کردن بدون بازگشت فقر و شکاف طبقاتی و ترمیم محیط زیست باز خواهد کرد. در جامعه سوسیالیستی، ابزار تولید (کارخانه، حمل و نقل، ارتباطات، جنگل ها، منابع آبی، زمین، مواد خام، و غیره) تحت مالکیت یک اقلیت استثمارگر و دولت آن نخواهد بود بلکه جامعه و دولت سوسیالیستی مالکیت اجتماعی همگانی بر ابزار تولید و امکانات و ثروت عمومی اعمال خواهد کرد. سود را از فرماندهی اقتصاد برداشته و آن را از چنگ رقابت ویرانگر سرمایه دارانه رها خواهد کرد. همین امر امکان آن را به وجود خواهد آورد که منابع و امکانات در خدمت به مردم به کار گرفته شوند و هدف تولید و اقتصاد نه تولید برای سود بلکه رفع نیازهای همه مردم و پیشبرد انقلاب جهانی کمونیستی باشد. به همین علت می توان آینده نگری کرد و میزان تخریب محیط زیست در جریان تولید اجتماعی و ضایعاتی مانند زلزله و سیل را به حداقل رساند. به همین علت می توان مناطقی را که امروز در محرومیت هستند را به لحاظ امکانات و اقتصاد و رفاه ارتقا داد و در زمینۀ امکانات رفاهی و مقابله با فجایع طبیعی با مناطق دیگر برابر کرد. دولت سوسیالیستی، هنگام رخداد زلزله یا دیگر فجایع طبیعی، از اشتیاق مردم برای کمک رسانی به مصیبت دیدگان و ابتکار عملهای توده ای استقبال خواهد کرد و به آن دامن خواهد زد، به توده ها و همبستگی شان تکیه خواهد کرد. به پزشکان و پرستاران و معماران و مهندسین و هنرمندان و جوانان فراخوان خواهد داد که داوطلبانه به مناطق آسیب دیده بیایند و تحت یک برنامه ریزی مرکزی، ابتکارات و خلاقیت های خود را برای کمک به بازسازی زندگی مردم به کار بگیرند. کارزارهای آموزش دادن و فراگیر کردن مهارت های تخصصی در مقابل حوادث طبیعی به راه خواهد افتاد تا داوطلبان غیر متخصص نیز کار آزموده شوند. کلیۀ نهادها و رسانه های دولتی تجارب پیشرفته را در زمینۀ حل معضلاتی که فاجعه طبیعی به وجود آورده است، به صورت عمومی و همگانی آموزش خواهند داد. در جامعۀ سوسیالیستی آینده به جای آنکه فاجعۀ طبیعی تبدیل به فاجعۀ اجتماعی شود، تبدیل به بستری برای شکوفایی اجتماعی، عمیق تر شدن همبستگی و تعاون اجتماعی و گسترش احساسات انترناسیونالیستی خواهد شد و به بقایای شکاف های طبقاتی و ملی و جنسیتی که میراث جامعۀ قبل است، ضربات بیشتری وارد خواهد آمد. جامعه ما خواهد توانست منابع خود را طوری تخصیص داده و استفاده کند که هم زندگی مردم بهتر شود و هم به آفریدن جهانی خدمت کند که در آن انسان ها بدون مانع مالکیت خصوصی و تمایزات طبقاتی و خرافه دینی، از طریق تعاون و همبستگی آگاهانه و داوطلبانه، زندگی جمعی و فردی شان را  سازمان دهند. ایجاد چنین جامعه ای فقط از یک طریق ممکن است: از طریق انقلاب کمونیستی. انقلابی که پیشروی آن مستلزم سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی، استقرار دولت سوسیالیستی نوین و ادامه راه برای ریشه کن کردن کلیت نظام طبقاتی/اجتماعی و بنای نظام اجتماعی نوین است. این راهی است که حزب ما برگزیده و همۀ کسانی که از میان نابودی و آوار به دنبال راهی دیگر و ساختن جامعه ای بنیادا متفاوت هستند را به آن فرا می خواند.

 

حزب کمونیست ایران (مارکسیست- لنینیست- مائوئیست)

10 فروردین 98

 

توضیحات:

1-                   برای مثال نگاه کنید به مستند «مادرکشی» به کارگردانی کمیل سوهانی که در اینترنت قابل دسترسی است.

2-                   خبرگزاری تسنیم. 22 آذر 1396

3-                   خبرگزاری ایرنا. 22 اردیبهشت 1393

4-                   روزنامه دنیای اقتصاد 17 فروردین 1396 و خبرگزاری تسنیم 22 آذر 1396

5-                   برای شناخت از این موسسه به سایت آن رجوع کنید: http://jahadnasr.com/

6-          از شرکت های دوران رژیم پهلوی(تأسیس 1338) و از شرکای قرارگاه خاتم الانبیاء که پروژه هایش از بانک جهانی هم وام می گیرد و دارای شاخه هایی در سوئد و آلمان و بریتانیا است. این شرکت که سالانه 150 میلیون دلار گردش سرمایه دارد اما کارگران سد شفارود بارها به خاطر حقوق های معوقه و فشار کار علیه این شرکت اعتصاب کرده اند.

7-          این واژه ای است که تحلیل گران محیط زیست به الگوی توسعه زیرساختی چین داده اند. این الگو در چین ضربات غیرقابل ترمیم به محیط زیست زده، روستاها و زارعین را نابود کرده به طوری که ده ها میلیون تن از مهاجرین چینی به خودشان نام «مهاجر هایدرو» (مهاجر آبانه) داده اند. https://reut.rs/2HZPgPU

8-          برای مثال نگاه کنید به تحلیل «کمیته عمل سازمانده کارگری» در سایت اخبار روز ۴ فروردین ۹8. در این نوشته به درستی همیاری خودجوش مردم را به  عنوان نشانه ای از پتانسیل موجود در توده ها در ایجاد یک سازمان اقتصادی و اجتماعی نوین و «از پایین» ذکر می کنند. اما این سازمان اجتماعی نوین بدون اینکه در گام اول دستگاه دولتی حاکم را درهم شکند به وجود نخواهد آمد. سرمایه داری، علاوه بر روابط اقتصادی/اجتماعی استثمارگرانه، نیروهای تولیدی عظیمی را به وجود آورده است که باید آنها را به کار گرفت. با انقلاب کمونیستی این نیروهای تولیدی از کنترل و اختیار سرمایه داران بیرون خواهند آمد اما طبقۀ پرولتاریا باید استفاده از این نیروهای تولیدی را سازماندهی کند تا بتواند شکاف طبقاتی و جنسیتی و نابودی محیط زیست و شکاف های ملی را از میان بردارد. نه گام اول (یعنی درهم شکستن دستگاه دولتی و استقرار دولت نوین سوسیالیستی نوین) کار کمیته های «خودجوش» می تواند باشد و نه اجتماعی کردن ابزار تولیدی که پیش از این در مالکیت خصوصی بودند و نه به کار گرفتن این نیروهای تولیدی پیشرفته که در مقیاس کوچک و محلی غیرقابل به کار گرفتن هستند. همه اینها نیازمند آن است که دولت نوینی که نماینده نابود کردن مالکیت خصوصی و افکار مربوط به آن، محو شکاف های طبقاتی و اجتماعی است مستقر شود و اقتصاد نوین هم «از بالا» بر مبنای یک برنامه ریزی مرکزی سازمان یابد و هم از «پایین» بر مبنای ابتکارات محلی سازمان یابد.

آ درسهای ما در فضای مجازی

www.cpimlm.com

 https://www.facebook.com/cpimlm1380

https://www.instagram.com/cpimlm

 t.me/haghighatcpimlm

https://twitter.com/cpimlmc?lang=en

 

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 نابود باد رژیم جمهوری اسلامی که طبیعت را هم تبدیل به سلاح کشتار جمعی کرده است
 در تاريخ
 2019-04-01
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در