Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 باب آواکیان و آر سی پی   چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ برابر با ۱۳ دسامبر ۲۰۱۷                    
 
کمونیسم و اکولوژی

کمونیسم و اکولوژی

ایستادگی برای زمین

برگرفته از سایت: ایستادگی برای زمین

Planetresistance.blogspot.de

متن زیر بخش هشتم و نهم از مقاله «وضعیت اضطراری» از انتشارات حزب کمونیست انقلابی (آر.سی.پی) است. متن کامل را به فارسی در بلاگ اسپات «ایستادگی برای زمین» و متن انگلیسی را در لینک زیر بخوانید.

http://www.revcom.us/environment/environment-199.pdf

 

کمونیسم و اکولوژی

 

تنها از طریق انقلاب است که حل موفقیت آمیز بحران زیست محیطی میسر می شود. فراخوان و پیام اخیر حزب کمونیست انقلابی آمریکا با عنوان «انقلابی که نیاز ما است ... رهبری که از آن ما است...» بر این نکته دست می گذارد:

«این نظام است که ما را به اینجا کشانده و همین جا نگاه مان داشته. از طریق انقلاب است که می توانیم از شر این سیستم خلاص شویم و سیستم بسیار بهتری به وجود آوریم. هدف نهایی این انقلاب، کمونیسم است: جهانی که در آن مردم همراه هم و در جهت منافع مشترک، کار و مبارزه می کنند... جهانی که در آن هرکس آن چه می تواند را به جامعه عرضه می کند و در عوض هر آن چه لازمۀ یک زندگی شایسته و انسانی است را دریافت می کند... جهانی که در آن تبعیضی میان انسان ها نیست. هیچکس بر دیگران حکم نمی راند، بر آنان ستم نمی کند، نه فقط ابزار دستیابی به یک زندگی شایسته که دانش و ابزار درک واقعی جهان و اقدام به تغییر جهان را از چنگ دیگران بیرون نمی کشد.»

در کشوری مانند ایالات متحده آمریکا، انقلاب سوسیالیستی اولین گام برای دستیابی به جهان کمونیستی، اولین گام در مسیر مبارزه برای چنین جهانی است. قدرت دولتی نوین سوسیالیستی تفاوتی ریشه ای با سرمایه داری دارد. این دولت اولویت های خود را بر مبنای تامین نیازهای نوع بشر به طور کل جلو می گذارد. جامعه سوسیالیستی بر اساس اصل فعالیت مشترک توده ها و مبارزه در جهت منافع مشترک سازمان می یابد. در یک اقتصاد سوسیالیستی، مالکیت و کنترل بر تولید از طریق دولت سوسیالیستی، اجتماعی می شود. وسائل تولید ثروت در خدمت جامعه و نوع بشر قرار می گیرد.

در سوسیالیسم، دیگر معیارها و چارچوب تولید تابع قوانین تولید کالائی (سود در راس امور و منطق "یا گسترش، یا مرگ!") نیست. دیگر این قوانین نیستند که تعیین می کنند چه تولیدی ممکن و مطلوب است. و این گامی فوق العاده رهایی بخش است. برای نخستین بار، امکان سازماندهی و برنامه ریزی تولید به صورت منطقی فراهم می شود. با گام هایی که دروازۀ درک علمی را به روی کل جامعه باز خواهد کرد و هم زمان، با گسترش افق فعالیت های حرفه ای علمی و هدف مندتر کردن آن، برای نخستین بار نیروی خلاقۀ توده های مردم در همۀ جوانب شکوفا می شود. در مقابل این افق، وضعیت کنونی قرار دارد. یعنی شرایطی که نوع بشر را با یک فاجعۀ زیست محیطی مواجه کرده است. مهلت کره خاکی دارد به سر می آید. تاکید نوشتۀ حاضر نیز بر این نکته است.

یکی از اولویت های بسیار مهم جامعه نوین سوسیالیستی باید طرح و اجرای تدابیری برای حفاظت و نگهداری انواع اکوسیستم ها باشد تا از فروپاشی گسترده زیست محیطی جلوگیری کرده و سلامت زمین را برای نسل های آینده تضمین کند. جامعه سوسیالیستی، درک عمیق تری از رابطۀ مردم با طبیعت و مسئولیتی که انسان ها در قبال کره زمین دارند را تبلیغ خواهد کرد. 

تاریخ واقعی انقلاب سوسیالیستی

در جهان معاصر هیچ کشور سوسیالیستی وجود ندارد. ولی بین سال های 1917 تا 1956 در شوروی و بین سال های 1949 تا 1976 در چین، سوسیالیسم موجودیت داشت. در سال 1976 بعد از مرگ مائو و متعاقب یک کودتای نظامی که به دستگیری نزدیکترین یارانش انجامید سوسیالیسم سرنگون و سرمایه داری احیا شد – هر چند که برخی از تزئینات بیرونی سوسیالیسم بر جای ماند.

ولی قبل از کودتا و به ویژه در دورۀ انقلاب فرهنگی، چین سوسیالیستی دستاوردهای بی نظیری داشت. بین سال های 1949 تا 1976 امید به زندگی از 32 سال به 65 سال رسید. روی مسائل مربوط به برابری جنسیتی تاکید گذاشته می شد و شعار «زنان نیمی از آسمان را بر دوش دارند» بر سر زبان ها بود. چین مائوئیستی پیشتاز مدل رشد متعادل و تامین امنیت غذایی بود. طی انقلاب فرهنگی رشد تولیدات صنعتی سالانه حدود ده در صد بود. و چین سوسیالیستی تنها کشوری بود که در آن فرایند صنعتی شدن با گسترش عظیم و خارج از کنترل شهرها همراه نبود.

بیایید به جهت گیری محیط زیستی چین در زمانی که واقعا سوسیالیستی بود (و نه چین امروز) نگاهی بیاندازیم: یکی از اقدامات در این زمینه، گسترش جنگل ها در مناطق روستایی برای مقابله با فرسایش خاک بود؛ در پروژه های بزرگ حفاظت آب سرمایه گذاری می شد؛ استفاده از کودهای باکتریل بومی و حشره کش های میکربی بومی در زراعت تشویق می شد. بازیافت زباله های صنعتی یکی از خصوصیات مهم اقتصاد سوسیالیستی چین بود. و یکی از مهم ترین راهگشایی ها در زمینه مدیریت اقتصادی – محیط زیستی، تدوین «برنامه ریزی منطقه ای» بود: جامعه علاوه بر نقشه های صنعتی، برنامه ریزی همه جانبه در سطح محلی و منطقه ای را پیش می برد. در این برنامه ریزی، موقعیت اهالی و تاثیرات اجتماعی رشد اقتصادی مورد ارزیابی قرار می گرفت.

از این تجربه، درس های مثبتی می توان آموخت. با وجود این، اولین جوامع سوسیالیستی و از جمله چین آن طور که باید و شاید اهمیت حفاظت از اکوسیستم کره زمین را درک نمی کردند. از زمان آن انقلابات و شکست شان، شاهد تضعیف اکوسیستم های حیاتی هستیم. این روند می رود که به نقطه بی بازگشت بیانجامد.

ما به یک رویکرد واقعا ریشه ای نیاز داریم

بنابراین ما برای ایجاد یک جامعه سوسیالیستی به یک رویکرد واقعا ریشه ای نیاز داریم. رویکردی که به لحاظ زیست محیطی پایدار باشد... ما به جامعه ای نیاز داریم که ارزش شگفتی ها و تنوع طبیعت را بداند و بشناساند... و مهم تر اینکه به نجات کره زمین و قابل سکونت کردن آن برای انسان ها متعهد باشد. چنین رویکردی امکان پذیر است.

از یک طرف، دانشمندان و محققان و امثالهم در سراسر جهان چندین دهه تجربه دارند. آنان از دهۀ 1960 مسائل مربوط به محیط زیست را مطالعه کرده اند. همین حالا هم در مورد کارهایی که باید برای معکوس کردن روند تخریب محیط زیست و جلوگیری از صدمات جدی به این سیاره انجام شود، بسیار می دانند. اینک فعالیت های مهم و مبتکرانه ای برای حفاظت از اکوسیستم ها (مثلا در مورد صخره های مرجانی) در حال انجام است. استفاده از منابع تجدیدپذیر انرژی رو به افزایش است و مطالعه و آزمایش در این زمینه جریان دارد.

ولی برای این که تاثیر این کارها در بازه ای طولانی، ماندگار و قابل اتکاء باشد باید بیش از این ها به آن پرداخت. دانشمندان و پژوهش گرانی که در این زمینه تلاش می کنند مرتب سرشان به سنگ می خورد. مرتبا به مانع روابط سود محوری که بر اقتصاد و زندگی اجتماعی کرۀ خاکی حاکم است برخورد می کنند. این روابط سود محور، دست و پای نوع بشر را می بندند و امکان نمی دهد آن طور که باید و شاید از زمین محافظت کند.

اما کماکان با این واقعیت روبروییم که طرفداران حفظ محیط زیست و دیگر دانشمندان مدت هاست می دانند چه کارهایی باید انجام شود. البته همیشه شاهد مطرح شدن تئوری ها و مباحث جدید در مورد وسعت و وخامت وضعیت اضطراری زیست محیطی و راه حل های مختلف بر آن هستیم. این خود، عاملی مثبت برای یافتن راه حل بحران زیست محیطی در یک جامعه نوین خواهد بود.

از سوی دیگر، درک بشر در زمینه انجام یک انقلاب رهائی بخش و چند وجهی سوسیالیستی در دنیای امروز نیز به طور کیفی بالا رفته است. این درک ارتقاء یافتۀ کیفی، سنتز نوین کمونیسم توسط باب آواکیان است. آواکیان خود با اتکاء به دستاوردهای انقلابات گذشته و بررسی موشکافانه آن ها، در زمینه های مهمی از آن ها فراتر رفته است. بر این اساس، آواکیان چشم اندازی از سوسیالیسم را به عنوان یک جامعه واقعا پر جنب و جوش و تحول پذیر، سنتز کرده است. این سنتز جدید، جهت گیری ضروری برای گسترش و ترویج انقلاب جهانی را فراهم می سازد.

انقلاب سوسیالیستی، مدینه فاضله و ارض موعود نیست. هر جامعه سوسیالیستی جدید با چالش ها، فشارها، و تضادهای عظیم روبرو خواهد بود. وضعیت اضطراری زیست محیطی قویا مطرح است. انقلاب، مردم و ظرفیت های فنی و علمی را از قید و بندهای نظام مالکیت و سود سرمایه داری آزاد خواهد کرد. اما انقلاب دردناک هم هست. امپریالیست ها برای حفظ حاکمیت شان از هیچ جنایتی فروگذار نخواهند کرد. باید انتظار جنایات و آوارگی های عظیم را داشت. هر انقلابی که به پیروزی رسد، کماکان با بخش های قابل توجهی از دنیا رو در رو خواهد بود. دنیای متخاصم امپریالیستی ـ سرمایه داری رویاروی انقلاب قرار خواهد داشت.

در عین حال، جامعه نوین با تلاش های ضد انقلابی چه از جانب استثمارگران سرنگون شده، چه از جانب برخی از نیروهای در قدرت که خواهان احیای سرمایه داری اند، روبرو خواهد شد. جامعه سوسیالیستی از تمایزات اجتماعی و ایده های عقب مانده ای که مرده ریگ جامعه طبقاتی ـ استثماری قبلی هستند بری نخواهد بود. برای انقلاب کردن و تضمین پیشروی انقلاب، به رهبری پیشاهنگ نیاز است، به حزب کمونیست. رهبری جدید با وظایف شدیدا پیچیده ای روبرو است: هم باید قدرت را حفظ کند و هم کاری کند که این قدرت ارزش حفظ کردن داشته باشد. یعنی قدرتی باشد که به طور روز افزون توده های مردم را درگیر مدیریت جامعه کند؛ جامعۀ پر جوش و خروش و سرزنده را در جهت نابودی تمام تمایزات طبقاتی و روابط تولیدی استثمارگرانه، تمام روابط و نهادهای ستمگرانه و ایده هایی که بازتاب آن روابط اند رهبری کند؛ و بر این اساس، دولت را محو کند و نیاز به وجود هرگونه رهبری نهادینه را از بین ببرد.

این یک چالش تاریخی است: انقلاب کردن در زیستگاه اصلی امپریالیسم؛ پیروز شدن با اتکاء به ارادۀ سیاسی و اخلاقی در مبارزۀ جبری بر سر قدرت و تداوم بخشیدن به چنین اراده ای. تا دولت و جامعه نوین سوسیالیستی حقیقتا بتواند راهنما و روشنگر راه رهایی نوع بشر و حفظ این کرۀ خاکی سیاره باشد.

جامعه سوسیالیستی و برنامه ریزیِ سوسیالیستی

تحت نظام سرمایه داری، تولید اجتماعی و محاسبه اقتصادی توسط سود تعیین می شود. در سوسیالیسم، این گونه نخواهد بود. جامعه و اقتصاد سوسیالیستی آگاهانه برای ترویج و پیشبرد انقلاب جهانی به سوی یک جهان کمونیستی تلاش خواهد کرد. تصمیمات اقتصادی و حسابرسی بر اساس تولید نقشه مند و عقلانی (با به کارگیری مهارت ها، منابع و قابلیت های مختلف جامعه) اتخاذ می شود و در جهت خدمت به آنچه برای بهروزی نوع بشر مفید و مهم است.

جامعه سوسیالیستی، در درجه اول، منافع دراز مدت بشر و کره زمین را مد نظر قرار می دهد. برای حفاظت و نگهداری از اکوسیستم باید «دید دراز مدت» داشت و چندین دهه و چندین نسل را منظور کرد. این کاری است که از عهدۀ جامعه سرمایه داری خارج است و با کارکرد «سریع تر ثروتمند شو» و اجباری که منطقِ «گسترش بیاب یا بمیر» تحمیل می کند، نمی خواند – و گر نه امروز با چنین وضعیتی روبرو نبودیم.

در مقابل، سوسیالیسم، امکان دید دراز مدت را فراهم می کند راه را برای یک فلسفه جدید و برای راه های متفاوت و نوین پیشبرد کارها باز می کند.

به عنوان مثال:

    محاسبه اقتصاد در جامعه نوین سوسیالیستی با معیارها و اهدافِ گسترده ای هدایت خواهد شد: ریشه کن کردن نابرابری به جا مانده از جامعه کهن، سازگاری با محیط زیست؛ دستیابی به توازن منطقی بین صنعت و کشاورزی؛ تعقیب راه هایی جدید برای ادغام شهر و روستا؛ رفع تقسیم کار یدی و کار فکری. برای حل این گونه مسائل می توان بودجه و منابع را از یک بخش یا از یک منطقه به دیگر نقاط انتقال داد.

    برنامه ریزی در سوسیالیسم یکپارچه و چند بعدی خواهد بود. این موضوع در بخش سلامت و امر جدا افتادن از کار که ممکن است مردم با آن مواجه شوند، به اجراء در خواهد آمد. این کار به ایجاد تعاون و روابط جدیدی میان اهالی خواهد انجامید. به مسائل مربوط به هزینه و بهره وری توجه خواهد شد اما این توجه، دیگر به معنای منفعت جویی و هدف قرار دادن سود نخواهد بود.

    این یک اقتصاد سوسیالیستی متحد خواهد بود. اقتصادی که باید متمرکز باشد: معنایش وجود یک رهبری همه جانبه وهماهنگ است، و یک حس هدایت کنندۀ عمومی در مورد سمت و سوی همۀ امور. برنامه ریزی سوسیالیستی متحد و متمرکز در تحقق اولویت های کلیدی (مثلا غلبه بر میراث نژادپرستی، تعیین ملزومات کلیدی تولید و فن آوری؛ و انتشار دانش و راهگشایی های عملی) نقش اساسی ایفا می کند.

اما تمرکز باید با تمرکز زدایی گسترده همراه شود: یعنی با مدیریت محلی، با ابتکارات مردمی، با انواع آزمایش های باور نکردنی و کشفیات در سراسر جامعه. همه این موارد باید جمعبندی شود و آموزش داده شود. باید انواع و اقسام جریان یابی اطلاعات و تجارب وجود داشته باشد. این بخشی از پویایی جامعه سوسیالیستی است.

برنامه ریزی با در نظر گرفتن کل جامعه و انواع حیات

در این شمارۀ نشریۀ انقلاب، در بحث از رابطه سرمایه داری و محیط زیست از عبارت «بیرون گود» استفاده کردیم. این مفهوم به این واقعیت اشاره دارد که هر بنگاه اقتصادی و یا بخش تولیدی دارای اثراتی بر اقتصاد و جامعه است که از محدودۀ عملیاتی خودش بسیار فراتر است. این هزینه های زیست محیطی و اجتماعی وسیع تر (نظیر آلودگی هایی که تقاصش را جوامع و نسل های آتی می پردازند) در محاسبات سرمایه داران منفرد جایی ندارد.

در یک اقتصاد سوسیالیستی واقعی، هزینه ها و منافع بزرگ تر فعالیت های اقتصادی باید دغدغۀ کل جامعه شود. از یک طرف، مشکلات و تضادهایی که توسعۀ اقتصادی بوجود می آورد باید عمیقا در بالاترین سطوح برنامه ریزی تجزیه و تحلیلِ شود. از سوی دیگر، همه واحد ها و سطوح جامعه باید با حس مسئولیت اجتماعی و جهانی عمل کنند. دولت سوسیالیستی کاردانی و عزم مردم را به منظور تجزیه و تحلیل و حل مشکلات و چالش هایی که در مقابل جامعه قد علم می کنند به کار گیرد.

چگونه یک جامعه و اقتصاد در هم تنیده می توانند بر پایه این مدل عمل کنند و دست به تصمیم گیری هایی بزنند که بر توسعۀ همه جانبه اثر گذار باشد؟

شرکت مردم در سطوح محلی برای بررسی و پیکربندی مجدد جوانب مختلف سازماندهی و فرآیند های تولید و حمل و نقل و غیره از اهمیت ویژه برخوردار است. فن آوری لازم برای توسعۀ پروژه های انرژی آلترناتیو و اشکال کاملا نوین صنعت «سبز» برای پاسخ به نیازهای جامعه در دسترس خواهد بود. شناخت از شرایطی که به مشکلات عمده منجر شده و توانایی سازماندهی برای حل آن ها میسر خواهد شد. ولی فعالیت هایی در این سطوح تاثیرات اقتصادی و زیست محیطی وسیع تری خواهند داشت. مثلا یک پروژه حفاظت از آب بر تعادل آب های محلی تاثیر می گذارد و ممکن است بر دیگر کسانی که از آن منبع استفاده می کنند فشار بیاورد. بازیافت شاید در سطح محلی پاسخگوی برخی مشکلات باشد ولی لزوما برای مقابله با مشکلات بلند مدت تر گرمایش زمین کافی نیست.

واحدهای محلی ممکن است تحت تاثیر گرایشات خودبخودی در مورد مسائل مربوط به توسعه با توجه به امکانات و منابع (مادی و اجتماعی) و اولویت های خود تصمیم گیری کنند. ممکن است واحدهایی که وضع بهتری دارند و قوی تر هستند بخواهند امتیازات خود را حفظ کنند. به اشکال تمرکز یافته و برنامه های سراسری نیاز داریم که با بصیرت کافی و وسعت دید سطوح مختلف جامعه را با طوری با یکدیگر مرتبط و هماهنگ کند که امکان توسعه همه جانبه اجتماعی فراهم شده و بتوان آن را آگاهانه با هدف والاتر رهایی بشریت پیوند داد.

برای جهت دادن و هماهنگ کرد جوانب متعدد یک اقتصاد عادلانه که به طور منطقی سازمان یافته باشد، به عملیات در سطح عظیم و هماهنگی متمکز نیاز است حالا چه صحبت از حمل و نقل منطقه ای و سراسری باشد، چه از انرژی پایه و تغییر جهت انرژی و دوری از سوخت های فسیلی، و چه از ورودی – خروجی مورد نیاز صنایع.

علاوه بر این، در عین حال که هر جامعۀ سوسیالیستی واقعی برای مشارکت حداکثری در تمام عرصه ها تلاش می کند آیا سیاست غلبه بر نژادپرستی و پدرسالاری گرفته تا یاری رساندن به انقلاب انترناسیونالیستی (جهانی) را عمدتا تابع حال و هوای مردم در هر واحد مستقل و در هر مقطع زمانی معین می کند؟ یا در مورد خودِ محیط زیست چطور - آیا توسعۀ پایدار جهان و حفظ بخش های بزرگی از آن در فرم کمابیش بکر (طبیعی)، نیاز به هماهنگی در یک مقیاس کلی جدید را طلب نمی کند؟

چارچوب مرجع یک جامعه سوسیالیستی، بر اساسِ توسعه­  ی خود به عنوان یک پایانِ در خود نیست. نقطه عزیمت باید این باشد: چگونه توسعه­  ی اقتصاد سوسیالیستی می­  تواند شکل بگیرد، و عملکردِ این جامعهچگونه می­  تواند باشد، به طوری که کل سیاره از آن منتفع شود، چگونه می­  تواند انقلاب جهانی را به پیش براند - در حالی که این جامعه نیز با نیازهای فوری مردم و کمک توسعه­  ی همه جانبه روبرو می­  شود؟

مرکزیت، حاملِ خطرات واقعی نیز هست؛ خطراتی مانند از راه دور و بدون لمس وقایع تصمیم گیری کردن که در برابر وظایفدراز مدتی مانند غلبه بر جدایی رهبری­  کننده و رهبری شوندهقرار می­  گیرد و پیشبُردِ آن را کند خواهد کرد. این مووضع همچنین باید به عنوان یک مساله، قبل از ایجادِ جامعه سوسیالیستی مورد توجه قرار گیرد. و بسیار احیز اهمیت است که در این چارچوب کلی؛ نقش مسئولیت و تصمیم گیریِغیرمتمرکز، و انواع ابتکاراتِ مردمی، در هر مرحله به بالاترین حد ممکن افزایش یابد.

برنامه­  ریزی سوسیالیستی–با مرکزیت که متمرکز است بر جهتی که جامعه باید برود،و عدم تمرکزی که به معنی تصمیم گیری کلکتیو با دامنه­  ی حداکثری در سطوح محلی که در چارچوبِ نقشه­  ی همه­  جانبه­  ی مرکزی قرار دارد- راهی است که برای هدایت توسعه مطابق با اهداف انقلابی آگاهانه در نظر گرفته شده است. و اساسی­  ترین هدف، دست­  یابی به یک جهان عاری از طبقات است. برنامه­  ریزی سوسیالیستی، در عینِ حال، یک فرایند یادگیری وسیع است.

سنتز نوینِ باب آواکیان امکاناتِ جدیدی را فراهم می­  کند

یک قدرت دولتی سوسیالیستی نوین، باید بر بالاترین منافع انقلاب و رهایی بشریت تمرکز کند. این قدرت باید برای بازسازی رادیکال (ریشه­  ای) جامعهاستفاده شود؛ و توده های مردم باید به طور فزاینده به اعمال واقعی این قدرت و شرکت در اداره­  ی موسسات نوینِ حکومتی وارد شوند.

اما این نمی تواند بدون رهبری یک حزب انقلابی انجام شود. این رهبری باید در شناسایی و حل تضادهای کلیدی در ایجاد یک اقتصاد عقلانی، اجتماعی و یک محیط زیست پایدار نقش ایفا نماید. و این باید به یک روند رهبری و یادگیری –یادگیری از تمام جوانب و قسمت­  ها، از تمام دیدگاه، از تمام انتقادات- باشد.

به عنوان بخشی از سنتز نوین، باب آواکیان بر روی "تضادهای حل نشده" که در جامعه­  ی سوسیالیستی فراوان خواهد بود، متمرکز شده است. در جامعه­  ی سوسیالیستی کماکان مبارزات وحشتناکِ اجتماعی و نبردهای ایدئولوژیک، برای غلبه بر پدرسالاری و میراث ظلم و ستم بر اقلیت­  های ملی ... خواهند بود،کماکان تفاوت­  های اجتماعیِ موجود میانافراد حرفه­  ای (متخصصان) و روشنفکران و کسانی که به طور عمده کار یدی کرده­  اند وجود خواهد داشت ... کماکان نیاز به استفاده از پول خواهد بود... کماکان شکاف­  هایی در توسعه بین مناطق مختلف وجود خواهد داشت. در اجرای (میانِ) تمرکز و عدم تمرکز در یک اقتصاد سوسیالیستی برنامه ریزی شده، تنش موجود خواهد بود.

اینها، سئوالاتی برای پیشروی و ایده های نوینی را مطرح خواهد ساخت، اعتراض، نارضایتی، مبارزه، و حتی تغییراتِ فاحشی ایجاد خواهد کرد. آیا این یک چیز خوب است یا بد؟ آواکیان، این موضوع را به عنوان نیروی محرکه برای ادامه انقلاب می­  بیند.

جامعه­  ی نوین باید به تضادهای بزرگی پاسخگو باشد. برای مثال:

    نیاز به توانایی نظامی برای دفاع از انقلاب وجود دارد. اما این ارتش نمی­  تواند به مانند هیولای نظامی سرکوبگر امپریالیستی باشد.

    جامعه­  ی نوین،با نیازهای بزرگی مانند بازسازی و برآوردن نیازهای مادی و فرهنگی اکثریت بزرگی از جامعه، به ویژه آنهایی که در جامعه­  ی قبلی (کهنه)تحت فشارها و سرکوب شدید بودند، روبرو خواهد شد. ارائه­  ی سرپناه، غذا، و مراقبتهای بهداشتی در کوتاه­  مدت و بطور اورژوانسی بسیار حاد و سخت خواهد بود.

این نیازها نمی­  توانند با بی توجهی به اثرات طولانی مدتی که بر اکوسیستم وارد می­  شود، برآورده شوند. و به نام "ضرورت،" آسان خواهد بود که به روش­  های قبلیِ پیشبُردِ اموربپردازیم. این قبیل تضادهاباید تجزیه و تحلیل و بر آنها کار شوند – کاری بر اساس چشم اندازِ یک جامعه­  ی واقعا رهایی بخش و جامعه و جهانی با محیط زیست پایدار.

بنابراین یکی از بزرگترین چالش­  های جامعه سوسیالیستی این خواهد بود که (پاسخگویی به) نیازهای درازمدت و کوتاه­  مدت را تنظیم نماید.

ضرورت چیست؟ عدالتِ اجتماعی چیست؟ این موضوع لازم خواهد بود که تکنولوژی­  های خاص، محصولات، اشکال حمل و نقل، و غیره را مرحله به مرحله بررسی کنیم. چگونه می­  توان به سرعت از سیستم های تولید و انرژیِ تخریب­  کننده­  ی محیط زیست به سیستم­  های سازگار با آن منتقل شد؟

تماماینها، موضوعِاهمیتِدایمی و پروسه­  ی آموختن آنها است. و تمام اینها به سوالاتِ مبارزه­  ی طبقاتی در جامعه سوسیالیستی تبدیل خواهد شد - به خاطر اینکه نیروهای سیاسی و اجتماعی خواهان پاسخگویی به این تضادها و (نیازها) الزامات برخواهند آمند، پاسخ­  هایی که به احیای سرمایه داری منجر خواهد شد.

این یادگیری و متحول شدن چگونه پیش خواهد رفت؟ چگونه رهبری خواهد شد؟ در صحبت کردن به این سوال واقعا محوری، سنتز نوینِ آواکیان نوآورانه، روشنگر و (برای پاسخگویی) کاملا ضروری است.

قدرت دولتی سوسیالیستی و رهاشدنِ علم

پارامتر اساسی در سنتز نوینِ كمونیسم، اهمیتی است كه در پیوند با برانگیزاندن روشنفکرانه، علمی و فرهنگی در جامعه سوسیالیستی وجود دارد. دانش باید از همه قل و زنجیرها و محدودیت­  هایی که سرمایه­  داری برای غعلم ایجاد نمودده است، آزاد شود- آزاد از همه محدودیتهای كاپیتالیسم و انحرافات علمی ایجاد شده برای تامین منافع تجاری كاپیتالیسم- آزادی از قل و زنجیرهایی ناشی از تركیب وجه التزامات (خسارتها) و نظامی گری حامی منافع امپراتور جهانی.

از طرف دیگر، جامعه سوسیالیستی دانشندان، مهندسی و سایر متخصص ها را به تحرك وامی دارد، تا مشكلات زیست محیطی را حل نماید. نیاز به تلاشهای فراوان و سازماندهیِ پروژه های متمركز عظیمی است تا شرایط فاجعه بار موجود، برطرف شود. یك جامعه سوسیالیستی رها از اجبار (دیکتاتوری) سود و كنترل (مالکیت) خصوصی، خود را برای مقابله با بلایای طبیعی مثل سیل، طوفانهای سهمگین (هوریكانها) و قحطی ها، می تواندآماده كند، آنهایی كه درخطر و تاثیراین بلایا هستند، به هماهنگی و تلاشهای جامعه-گستر و تحرك مردمان عادی و متخصصان نیاز دارند. جامعه سوسیالیستی توانایی ایجاد ظرفیتِ ارتباط كمكهای مردمیِ سایر نقاط جهان را با نقاطی كه با بلایای طبیعی مثل زلزله سر و كار دارند، خواهد داشت.

«علم باید در جامعه فراگیر(عمومی) شود. مباحثات مهم در میانِ دانشمندان محیط زیست و اقلیم- در مورد چگونگی حل مشكلات گرمایش زمین، حدود میزان آن، و چگونگی توسعه آن- این مباحثات، این مناظرات، این بینش باید در تمام سطح جامعه فراگیر و عرضه شود. جامعه­  ی سوسیالیستی باید بحث و درک در سطح جهانی را فراگیر سازد.»

ازطرف دیگر، جامعه و بشریت به محدوده وسیعی از تحقیق، تجربه و تفكری نیاز خواهد داشت كه مستقیما به پروژه های متمرکز جامعه­  ی سوسیالیستی مربوط نباشد. در جامعه سوسیالیستی برای دانشمندان باید فضایی باشد كه سوالاتی را دنبال كنند كه مستقیما برای حل مشكلات فوری نیستند (فعلا مستقیما كاربردی نیستند) واین تجربیات باید پشتیبانی و حمایت مالی شوند. مجددا یاد آوری می شود، علم باید از قل وزنجیر رها شود.

و علم باید از پستوها به در آید. دانش باید از سوی مردم عادی در محل کار و گروه­  های جمعیتی (جوامع) بیاید. این دانشی است كه از مردم عادی در سراسر جهان می­  اید- از كشاورزان، ماهیگیران و مردمی كه در جوامع آلوده هستند. جامعه­  ی سوسیالیستی باید همه انواع توسعه (گرده افشانی)، درك و تجربه را ارتقا دهد: هواشناسان و مهندسان باید علوم و روشهای علمی را به مردم عادی علاقمند به علم عرضه كنند، در حالی كه متخصصان در حال آموختنِ بینش، تجربه و رویاهای مردم عادی هستند. (و این معنی از حبس در آمدن و آزادسازی علم است.)

علم در جامعه عمومی خواهد شد. به عنوان مثال، مباحثات زیادی بین دانشمندان محیط زیست و اقلیم- در مورد چگونگی حل مشكلات گرمایش زمین، میزانِ آن، و چگونگی گسترش آن- این مباحثات، مناظرات، بینش­  ها عمومی می شوند و به سطح جامعه بُرده می شود. جامعه­  ی سوسیالیستی باید بحث و درک در سطح جهانی را ترویج كند.

جامعه­  ی سوسیالیستی، بوسیله­  ی دولت سوسیالیستی که توسط حزب پیشرو رهبری می­  شود، برای استقرار اولویت های توسعه نیاز خواهد داشت: پیكره بندی مجدد صنعت، به منظور اختصاص سرمایه و مواد و محافظت از منابع اولیه.

همانگونه كه ذكر شد، سوسیالیسم باید نیازهای اصلی و فوری توده های مردم را درنظر بگیرد؛ و همزمان باید به توسعه­  ی اقتصادی كه دیگر به سوختهای فسیلی وابسته نیست، فكر كند. لازمه­  ی اینکار، حركت بسوی ایجاد ابتكارات و تلاشهای خارق العاده است. لازمه­  ی آن، درک درست از اولویت و چگونگی سازماندهی و رها سازی مردم از این مشكلات است.

قدرت دولتی سوسیالیستی و نقش اختلاف نظر (مخالفت)، مباحثه و ابتكارعمل "از پایین"

اما این سیاست ها و در حقیقت بسیاری از جهت گیری­  های جامعه، همه باید بطور وسیع در جامعه­  ی سوسیالیستی بحث شود. و، مجددا، تضادهای حل نشده­  ی جامعه­  ی سوسیالیستی، به تلاش (مبارزه) و مباحثه­  ی مجدد هدایت خواهند شد. این منبع تحرك و پویایی جامعه­  ی سوسیالیستی می باشد.

به طور خاص در مورد محیط زیست، Bob Avakian مثالی از Arundhati Roy آورده است.

آروندهاتی روی، رمان نویس و فعال اجتماعی است كه جلودار مبارزه علیه ساخت سدهای مخربِ طبیعت در هند است. نیرویِ هیدرولیك (انرژیی كه از آب به دست می آید)، یك منبع انرژی قابل تجدید می باشد. اما همیشه و همه جا یك امر مثبت حساب نمی شود. آیا Roy و طرفدارانش زیر لوای سوسیالیست هنوز قادر به اعتراض خواهند بود؟

آواكیان تاكید دارد كه سوسیالیسم باید جامعه ای باشد كه در آن، نه تنها مخالفت مجاز باشد، بلكه مورد تشویق قرار گیرد و به آن ارزش داده شود. و طرفداران Arundhati Roy هم باید در نظر گرفته شوند- به منظور كمك به توسعه­  ی راه حل هایی برای مشكلات جدی و عمیق محیط زیست، در حالی كه تلاشهای ایدئولوژیكی در مقوله سوسیالیسم، كمونیسم و هر جایی كه بشریت تمایل و نیاز به رفتن دارد، انجام می شود. در حالی كه استثمارگران سرمایه دار قبلی، اجازه و حقی برای سازماندهی در جهتِ بازگشت به قدرت (به وضعیتِ سیستم قبلی) را ندارند، در عوض، توده های عظیم مردم، با مخالفت با سیاستهای مختلف و حتی با خود سوسیالیسم سركوب نخواهند شد- مباحثه و مبارزه انجام می شود- به شرطی كه این مخالفت باعث شكل دهی و ساماندهی تلاشهایی برای براندازی دولت سوسیالیستی نشود.

اینجا ابتكاراتی وجود دارد بنام «تلاش از پایین» – ابتكارات و پروژه هایی كه از قسمتهای مختلف جامعه بیرون می­  زند و به قلیان در می آید و مستقیما بوسیله حزب دمیده و هدایت نشده اند، اما حزب نیاز دارد كه از بخش وسیع و پروسه های احاطه شده در این حركت رو به جلو یاد بگیرد و به آنها رهبری ارائه دهد.

این همه قسمتی از پروسه رسیدن به حقیقت جامعه و جهان است، قسمتی از ارتقای شاخص تفكر جامعه­  ی سوسیالیستی، و توانا ساختن توده ها به درك عمیقتر و تغییر عمیقتر جهان. و اینها در برخی زمانها، خیلی شدید و وحشی خواهند بود، و شامل اعتراض و تحولاتی است كه می تواند جامعه را بی ثبات كند. اما همه اینها، قسمتی از پروسه­  ی دست­  یافتن به كمونیسم است: حداكثر الاستیسیتی (انعطاف) و تجربه- بدون از دست دادن قدرت (سیاسی)، بدون از دست دادن انقلاب و بدون از دست دادن هرچیزی كه به جهان بشری معنی می دهد. شما نیاز به رهبری نظریِ كمونیستی دارید، یك هسته­  ی محكم، همانگونه كه آواكیان می گوید، تا این پروسه­   ی پیچیده را رو به جلو رهبری كنید.

با این درك از سوسیالیسم، این موضوع واضحتر می شود كه چرا توده های مردم، بزرگترین منابع هستند. و با تمام انرژی­   های خلاق­  شان، دانش و توجه، مردم می توانند برای مبارزه، مباحثه و مناظره سازماندهی شوند و با هم كار كنند تا بتوانند راهی برای ساختن اجتماعی كه بتواند بشریت را حقیقتا آزاد سازد، پیدا كنند و برای نجات سیاره زمین برای نسل های بعدی، كاری به فوریت انجام دهند.

 

برخی اصول كليدی توسعه پایدار در جامعه سوسياليستی

 

اینجا برخی اصول كليدي توسعه پايدار در جامعه سوسياليستی را به صورت طرح کلی پیش می گذاریم. اين اصول، اگر چه فراگير نيست، ولی فشرده رویکردی است که جامعه سوسياليستي بر اساس آن و با یک دید جهانی و انترناسیونالیستی به رفع وضعیت اضطراری محیط زیستی اقدام می کند. امیدواریم پیش گذاشتن این اصول از همین امروز
به بحث و مجادله دامن زند و درک ما را از مشکلاتی که با آن روبرو هستیم بالا ببرد و دیدها را نیز نسبت به ممکن و مطلوب بودن انقلاب کمونیستی باز کند.

الف- ابعاد بين المللي و انترناسيوناليسم
   
   دولت سوسياليستی بايد از نقاط قوت خود و منابع خود، براي ارتقا و ترويج انقلاب استفاده كند. دولت سوسياليستي، بايد «منطقه پايگاهی» انقلاب جهاني باشد. این کار لازمه رهایی بشریت است. این کار لازمه حفاظت از كره زمين است:بشر فقط تحت یک نظام اقتصادی و اجتماعی و سلسله ارزشهایی کاملاً متفاوت میتواند به وضعیت اضطراری محیط زیست در مقیاسی مؤثر و با سرعت لازم بپردازد. و اين امري است که به انقلاب سوسياليستي و گسترش انقلاب نياز دارد.
جامعه نوين سوسياليستي حفاظت از محيط زيستِ كل سياره را بر توسعه ملی اولویت می دهد. اين جامعه با پشتوانۀ علمي، فنی و به طور سازمان يافته، ابتكارات جسورانه بين اللملي را تشويق و حمايت مي كند تا از تخريب گسترده اكوسيستم صخره هاي مرجاني، جنگل هاي باران زا و گرم دشت ها و غيره جلوگيري نمايد.
جامعه نو، دانش علمي و فن آوری را با جهانیان تقسيم مي كند. تحقيقات در راستاي كمك به بخش هايي از جهان كه با بحران هاي محيط زيستي درگير هستند، انجام خواهد شد – به عنوان مثال، می توان از كمك به اهالی سرزمین های کم ارتفاع و فقیر که در نتیجه تغییرات اقلیمی با مشکل با بالا رفتن سطح دريا و سيل مواجه هستند نام برد.
اين ابتكارات، همكاري و مشاركت كل دانشمندان و سایر دست اندرکاران و صاحب نظران، و درگیر شدن جمعیت های گوناگون و نظام های دولتی متفاوت و شرکت ساکنین محلی را مي طلبد. و دولت سوسياليستي از تجارب، نظرات و مبارزات مردم نقاط مختلف جهان خواهد آموخت.
اما اين گونه ابتكارات، در صورتي موثر و در درازمدت پايدار خواهند بود که بخش هر چه وسیعتری از جهان از زیر سلطه سرمايه داری بیرون آمده باشد. توسعه و رشد سرمايه داري به مشكلات زيست محيطي عظيمي ختم شده است. جابجایی های اقتصادی و از هم گسیختگی اجتماعی ناشی جمعیت فقرزده و جان به لب رسیده، بخش های بزرگی از جهان را وا می دارد که برای بقا به اقداماتی که مخرب محیط زیست است دست بزنند. جنگ های داخلی که امپریالیست ها آتش بیارشان هستند زمین و منابع آب را ضایع می کنند.
همه اين ها تاكيدی است بر این که جامعه نوین بايد انقلاب سوسياليستي را به وسعت و به سرعت گسترش دهد.
جامعه نوین سوسياليستي نمي تواند روابط بین المللی خود را بر اساس استثمار و چپاول شكل دهد.

انقلاب در کشوری که در حال حاضرايالات متحده آمریکا نام دارد نقطه پایانی بر شبکه تولید جهانی متکی بر آلودگي شديد و دستمزد ارزان خواهد گذاشت. ساختار توليد و منابع جامعه سوسياليستي جديد، ديگر بر استفاده از دسترنج و مواد ديگر كشورها متکی نخواهد بود – دوره ساختن قطعات یدکی ارزان در مشقت خانه های مکزیک و جریان واردات نفت به سر خواهد رسید. جامعه جديد با كمك های فنی و مالی به پاكسازی آسيب هایی که در ساير بخش های جهان به محیط زیست وارد شده یاری خواهد رساند: آسيب هايي كه در اثر عملیات مربوط به تولید انرژی و حفاری معدن، عملیات تجاری / صنعتی در کشاورزی و جنگل داری، فعاليت های صنعتی، و همچنين صدور و انبار زباله های سميِ توسط امپراتوري پيشين امريكا بوجود آمده است.
دولت سوسياليستي جديد، فورا پایگاه های نظامي و بساط اشغالگری را بر می چيند. دولت سوسياليستي جديد، صنايع نظامي را بسیار کوچک کرده و بخش های عظیمی از آن را برای مصارف تولیدی و اجتماعی تغيير كاربری می دهد.

ب- برنامه ريزي آگاهانه و تنظيم رشد؛ حفاظت و نگهداری از اكوسيستم های متفاوت برای جلوگیری از فروپاشی زيست محيطی و اطمينان از سلامت كره زمين برای آيندگان

يك اقتصاد پايدار سوسياليستي ـ به جای گسترش كوركورانه سرمایه داری بدون توجه به عواقب زيست محيطي ـ خواهان برنامه ها و رشد تنظیم شده ای است كه موازین زير را مد نظر داشته باشد:

          معيارهاي كيفي. توليد بايد بر اساس نيازهاي اكثريت عظیم جامعه سازماندهي شود- كيفيت زیست را افزایش دهد ـ و نيازمندی های پیشبرد انقلاب جهانی را برآورده سازد.

          آگاهي نسبت به محدوديت های طبيعي و داخلي شبكه آسيب پذير اكوسيستم ها. جامعه سوسياليستي ضرورتا بايد محافظت از سرزمين های وحشي و مناطق طبيعي بحران زده را بر عهده بگيرد و آن ها را از توسعه و دست اندازی حفظ كند. منابع را طوری مورد استفاده قرار دهد که در عین تامین زندگی مردم، منابع قابل بازیافت جایگزین منابع غيرقابل بازيافت شوند.

          به رسمیت شناختن نقش و ميراث تاريخي امپرياليسم امريكا در تغييرات آب و هوایی. ايالات متحده و اروپا، مسئولِ حدودِ 60 درصدِ دي اكسيدكربنِ متصاعد شده بر اثر سوزاندن سوخت های فسيلی در اتمسفر هستند. در جامعۀ جديد بايد به فوريت و به طور ریشه ای، انتشار دی اكسيد كربن محدود و به حفاظت از انرژی های كره زمين کمک عملی شود.

تاثیر این جهت گيري كلي بر تولید جامعه سوسیالیستی چند وجهی است. چرا که نه تنها بر ترکیب خاص «آنچه توليد مي شود» و «چگونه توليد مي شود» تاثير می گذارد بلکه بر سطح تولید محصول هم تاثیر می گذارد. این شامل اعمال محدودیت آگاهانه برای کاهش و یا توقف رشد بخش هایی است که باعث تغییراتی اقلیمی می شوند و بر اکوسیستم سیاره فشار می آورند؛ و نیز این که جلوی استفاده از منابعی که در حال از بین رفتن هستند گرفته شود.


ج- متحول کردن ساختار توليد صنعتی، كشاورزي و حمل و نقل
   
جامعه سوسياليستی جديد، براي تغيير ساختارها و کارکردهای اقتصاد امپریالیستی امروز که بسیار برای محیط زیست مخرب هستند وارد عمل خواهد شد:

          این تغيير ساختار، بايد با دوري از انرژي هاي تجديد ناپذير و سوخت های فسيلي آلاینده آغاز شود (نفت، ذغال سنگ و گاز طبيعي) ـ و فن آوری های همساز با محيط زيست، مانندِ انرژی خورشيدی، باد و منابع ژئوترمال (وابسته به حرارت مرکزى زمين) باید گسترش یابد. برای این کار اقتصاد سوسياليستي بايد توليد بزرگ متنوع را با تولید کوچک متنوع ترکیب کند و یک ترکیب منطقی از فن آوری های پیشرفته و میانی را بپروراند.

          باید به طور جدی برای تغییر جهت در زمینه حمل و نقل تلاش کرد. از مالکیت خودروهای شخصی و بزرگ، راه های وسیع و سیستم های حمل و نقل مبتنی بر سوخت فسیلی دور شد. و در همه زمینه های رشد و باز سازی و تحقیق به وسائط حمل و نقل ایمن و کارآ اولویت داد.

          توسعه سيستم های كشاورزی بر اساس اصول برنامه ريزی بلند مدت و جامع برای استفاده از خاك و محافظت از آب، و تنوع- زيستي، ضروری است. اين سيستم های كشاورزی - در مقياس بزرگ، متوسط و كوچك ـ بايد امکان استفاده از فن آوری های منطبق به شرايط مناطق و مشخصات خاص هر منطقه را فراهم کنند و توان عکس العمل به تغييرات اقليمي و تغيير در تقاضا را داشته باشند. هدف از تغییر جهت کشاورزی دستیابی به محصولات كشاورزی فراوان و پايدار و محصولات غذايي سالمی است كه مصرف منابع و آسيب به انسان ها و طبيعت را به حداقل برساند.

         جامعه سوسياليستي بايد بکوشد که محافظت از منابع به يك استاندارد در همه جوانب زندگي اجتماعي و اقتصادي تبدیل شود:در توسعه فن آوری، در توليد، در کالاهای مصرفی تولید شده و چگونگي مصرف آنها. باید چرخۀ بازيافت و استفاده چند باره و چندگانه از مواد و توليدات را گسترش دهد و آن را جایگزین نو کردن نامعقول محصولات ("مدلهای جديد" سالانه) و مصرف اسرافي كالاها در جامعه سرمايه داری کند.


د- نوع ديگري از بافت اجتماعی و شهر  

كشورهای امپرياليستی به خاطر موقعیت ممتازشان در تقسيم کار جهانی در مسير خاصی تكامل يافته اند. اقتصاد این کشورها و محل زندگی و کار مردم آنها به سطح بالايي از تحرك، مجتمعی از خودروها، مسیرهای طولانی و زنجیره عرضه پرمصرف انرژی وابسته است.
سيستم توليد پايدار در اقتصاد جامعه سوسياليستي نمي تواند بر این نوع نظام عرضه و تحویل استوار باشد و بايد به سوی مبادلات میان اقتصادهای محلي و منطقه ای گام بر دارد که خود به عنوان بخشي از اقتصاد متحد سوسياليستي عمل می كنند.
شهرها بايد پايدارتر شوند یعنی باید بتوانند توليد نيازمندي هاي اساسي خود را بالا ببرند و این شامل تلاش براي توسعه توليدات غذايی در مناطق شهري هم هست. مصرف عظيم و اسرافي انرژي، که با تجاری سازی انگل وار شهر معاصر همراه است (و از آن جمله می توان از ساختارهای دفتری برای خدمت به سرمایه گذاری های مالی جهانی، آگهی های تجارتی، بیمه و غیره نام برد) باید تغییر کند. توسعه شدید و بی رویه در زمینه های تجاری و مسکونی که با سرمایه گذاری های بورس بازانه و قمارگونه همراه است و مرتبا به «فضاهای سبز» در حومه ها و مناطق خارج از شهر دست اندازی می کند متوقف خواهد شد.
برنامه ريزی اجتماعی- اقتصادی بر این پایه خواهد بود كه كار معني دار و خلاق را با حس همبستگی اجتماعی پيوند دهد - و بين كار و محل زندگي مردم رابطه جديدي شكل دهد. ايجاد نوع جديدی از «فضاهای اجتماعی» در شهرها در برنامه ریزی منظور خواهد شد؛ فضاهایی كه در آن مردم مي توانند با هم ارتباط بگیرند، سازماندهی سیاسی كنند، فرهنگ بسازند و از آن لذت ببرند و در آسايش باشند. در عین حال از بین بردن تمايز بين شهرها و مناطق برون شهری و دورافتاده و روستايی هم بايد بخشی از برنامه ريزی باشد و راه های جديدی برای ادغام فعاليت های اقتصادی و اجتماعی مناطق مجاور پيدا شود.

ه- مبارزه علیه مصرف گرایی
   
اقتصاد سوسياليستي پايدار در ايالات متحده سابق، تلاش می کند در حد منطقی کالاهای مصرفی تولید کند. اما شباهتی به «جامعه مصرفی» نخواهد داشت. (اگر جای پای اکولوژیک همه دنیا به سطح جای پای اکولوژیک متوسط هر فرد در آمریکای فعلی برسد به منابعی تقریبا معادل پنج کره زمین نیاز خواهد بود).
دیگر کارگران اندونزی نیازهای لباس ورزشی را برطرف نخواهند کرد و دهقانان و کارگران کشاورزی کنیا و جامائیکا قهوه های آن جنانی که به مذاق ظریف افراد جامعۀ آمریکا خوش بیاید تهیه نخواهند کرد. از این «مزایا» دیگر خبری نخواهد بود. دیگر از «مزیت» «قيمت های فوق ارزانِ فروشگاه هایی مانند وال مارت
Wal-Mart » که محصول فوق استثمار و تخریب محیط زیست در خارج از مرزهاست خبری نخواهد بود. دیگر وال مارتی موجود نخواهد بود.
كالاهاي مصرفي بايد كاربردی و بادوام باشند و نه «يكبار مصرف». جامعه به تغيير تقاضا، تغيير سليقه و تغيير زيبايي شناختی توجه می کند. اما آن وسواسي كه امروزه برای مصرف خصوصي هست و فرهنگی که در آن افراد بر اساس آنچه مصرف می کنند و مقداری که مصرف می کنند تعریف می شوند دیگر به این شکل وجود نخواهد داشت. این هم یکی از موضوعات مورد مبارزه ایدئولوژیک و آموزش جامعه خواهد بود.
با تغییر و تحول در زندگي اجتماعی- با ايجاد «فضای اجتماعي» امکان ایجاد رابطه های غنی تر و معنی دارتر بین انسان ها به وجود می آید و ارزش های جدید می توانند پا بگیرند. بالا رفتن آگاهی مردم نسبت به ارتباط انسان با طبیعت و ضررهای اکولوژیکی که «مصرف گرایی» امپریالیستی وارد کرده است به تغییر رفتار خواهد انجامید.

ف- قدر زمین را بدانیم، مراقبت از زمین را به عهده بگیریم
   
مراقبت و ارزش قائل شدن برای سياره مان، يك ضرورت اكولوژيكی است. بقای ما به جهان طبيعی وابسته است، به گياهانی که اکسیژن تولید می کنند به گونه های زنده ای که غذا و دارو فراهم می کنند...؛ ما نمي توانيم بدون آب تازه، خاک های حاصلخیز و هوای پاک زنده بمانيم. ما با جهان طبیعت مرتبط هستیم: با زنجيره های پیچیدۀ تکاملی و با شبکه های اكوسيستمي که جریان های انرژی ای که تولید می کنند ضامن حفظ و بقای حیات است.
مراقبت از سياره مان و درک ارزش آن، يك ضرورت اخلاقی است. ما بايد سعی کنیم که مسئولیت زمین را به عهده بگیریم: از دنیای طبیعت محافظت کنیم و آن را تقویت کنیم، دنیایی که خود بخشی از آن هستیم و و مرتبا در جریان کنش متقابل و تغییر آن هستیم. دانش بیشتر نسبت به وابستگی ما به دنیای طبیعت و مسئولیتمان نسبت به آن، انسانیت ما را هم غنا می بخشد.
وضعیت اضطراری است، وقت تنگ است. اگر ما برای محافظت و مراقبت از اكوسيستم های اطراف مان، كه به سرعت در حال ناپديد شدن هستند، كاری نكنيم، اگر ما برای محدود كردن تغييرات اقليمی، حركتی نكنيم، اين سياره برای ميلياردها انسان و شايد برای كل بشريت، غير قابل سكونت شود.

***


جهت گيری ما اين است. انقلاب، این امکان را فراهم می کند که انسان ها آنطور که لایق انسانیت است زندگی کنند و در عین حال از محيط زيست حفاظت كنند. به همین علت است که انقلاب سوسیالیستی و ايجاد دولت نوین سوسياليستی در يك يا چندين كشور، تاثيرات غيرقابل انكاری بر جهان خواهد گذاشت. برقراری يك دولت سوسياليستی جديد - مخصوصا در كشوری که به لحاظ جمعیتی و موقعیت جغرافیایی بزرگ است، باعث تغييرات شگرفی در صف بندی های سياسی جهان خواهد شد و اميد و منبع الهامی برای مردم جهان به ارمغان خواهد آورد. اين موضوع، اراده مان را برای انجام چنين انقلابي بیشتر می کند و بیش از پیش تشویق مان می کند که دیگران را نیز فرا بخوانیم تا در این کار حیاتی نقش بگیرند.

 

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 کمونیسم و اکولوژی
 نوشته
 وضعیت اضطراری - از انتشارات حزب کمونیست انقلابی (آر.سی.پی)
 در تاريخ
 2015-12-02
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در