Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 کنگره ها و پلنوم ها   شنبه ۱ مهر ۱۳۹۶ برابر با ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۷                    
 
گزارشی از كنگره موسس حزب كمونيست ايران (ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست)

گزارشی از كنگره موسس حزب كمونيست ايران (ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست)

 

 كنگره موسس حزب كمونيست ايران ( م ـ ل ـ م) در اوائل ارديبهشت 1380 در فضائی سرشار از هيجان و اميدواری انقلابی برگزار شد. قبل از برگزاری كنگره دهها تن از هواداران اتحاديه كمونيستهای ايران (سربداران) و علاقمندان به جنبش كمونيستی ايران در گوشه و كنار جهان در جلسات پيش كنگره در جريان مباحث اين كنگره قرار گرفته و فعالانه و مسئولانه نظرات خود را ارائه دادند و بر غنای مباحث كنگره افزودند.

سالن كنگره با پرچمهای سرخی كه بر روی آنها شعارهائی چون "گرامی باد كنگره موسس حزب كمونيست"، "گرامی باد خاطره جانباختگان كمونيسم در ايران و سراسر جهان"، "زنده باد جنبش انقلابی انترناسيوناليستی”، "زنده باد انقلاب، زنده باد كمونيسم"، "زنده باد جنگ خلق"، "مرگ بر جمهوری اسلامی و ارابابان امپرياليستش " نوشته شده بود، تزئين گشته بود. عكسهای ماركس، لنين و مائو زير شعار "زنده باد ماركسيسم ـ لينينيسم ـ مائوئيسم" نصب شده بود. در پائين آن عكسهای انگلس و استالين بچشم می خورد. در گوشه ای ديگر عكسی از حيدر عمواغلی بعنوان سمبل پايه گذاری جنبش كمونيستی در ايران و تصاويری از رفقای جانباخته و نيروی مسلح سربداران در جنگلهای آمل ديده می شد. در گوشه ديگر، تصاويری از مناطق سرخ پايگاهی در پرو و نپال تحت رهبری "حزب كمونيست پرو" و "حزب كمونيست نپال (مائوئيست)" بچشم می خورد.

كنگره با خواندن سرود انترناسيونال آغاز بكار كرد. پس از اعلان يك دقيقه سكوت به احترام جانباختگان كمونيست در ايران و سراسر جهان، از طرف كميته رهبری اتحاديه كمونيستهای ايران (سربداران) سخنرانی افتتاحيه كنگره ارائه شد. بدنبال آن پيام "كميته جنبش انقلابی انترناسيوناليستی” قرائت شد. پس از آن هر يك از رفقای شركت كننده در كنگره با خواندن اشعار و متون انقلابی و با بروز احساسات عميق پرولتری و اشك شوق خاطره بسياری از رهبران و ياران جانباخته جنبش كمونيستی ايران را ارج گذاشتند. پيامهای رسيده از مادران جانباختگان اتحاديه كمونيستهای ايران (سربداران) شوری مضاعف به فضای كنگره بخشيد. جو انقلابی كنگره به گونه ای بود كه كليه كوشندگان جنبش كمونيستی ايران كه در مبارزه عليه دو رژيم جنايتكار شاه و جمهوری اسلامی در ميدانهای نبرد جانباخته بودند، حضورشان كاملا محسوس بود.

پس از مراسم آغازين هيئت رئيسه كنگره انتخاب شد و دستور كار و آئين نامه مربوط به چگونگی پيشبرد كنگره به اتفاق آرا به تصويب رسيد. در روزهای بعد مباحث مربوط به برنامه به پيش رفت. شركت كنندگان در كنگره با حس مسئوليت و دقت نظر به بحث و جدل در مورد تغييرات پيشنهادی پرداختند. برنامه حزب به اتفاق آرا تصويب شد. سپس در مورد بندهای اساسنامه حزب و تغييرات پيشنهادی رای گيری شد و با اكثريت بزرگ اساسنامه حزب نيز به تصويب رسيد. سپس نامهای پيشنهادی برای حزب به رای گيری گذاشته شد و اكثريت شركت كنندگان در كنگره به نام "حزب كمونيست ايران (م ـ ل ـ م)" رای دادند و با هلهله و شادی وپايكوبی روز اول ماه مه بعنوان روز تاسيس حزب انتخاب شد.

در طول جلسات كنگره پيامهای دريافتی از سوی احزاب جنبش انقلابی انترناسيوناليستی قرائت شد و بر احساسات انترناسيوناليستی حاضران در جلسه بسی افزود. حضور نماينده "كميته جنبش انقلابی انترناسيوناليستی” و سخنرانی وی و شركتش در جشن اول ماه مه گرمای خاصی به كنگره بخشيد و نقطه اوج اين احساسات انترناسيوناليستی بود.

يكی ديگر از مباحث مهم و جدی كنگره قطعنامه مربوط به اوضاع سياسی ايران و گامهای آتی حزب برای پيشبرد وظيفه مركزی ـ يعنی كسب قدرت سياسی ـ بود. مباحث زياد و متنوعی طرح شد. محور مبارزات و مباحثات حول اين مسئله بود كه حزب كمونيست ايران (م ـ ل ـ م) چگونه بايد از فرصتهای انقلابی و مساعدی كه در جامعه ظهور يافته سود جويد، بر ضعفهای خود فائق آيد تا هر چه سريعتر بتواند در موقعيتی قرار گيرد كه بتواند جنگ خلق را آغاز كند. مبارزه و جدلهای زيادی ميان رفقای شركت كننده در كنگره در چگونگی برخورد به ترسيم دوره تاكتيكی روياروی و چگونگی انجام وظايف انقلابی گوناگون در ايندوره صورت گرفت. سرانجام كنگره قطعنامه سياسی را به اتفاق آرای و طرح گامهای آتی حزب را با اكثريت آرا به تصويب رساند.

در روز پايانی كنگره اعضای اصلی و علی البدل كميته مركزی حزب انتخاب شدند. رفقای كميته مركزی بهمراه كليه رفقا تعهد خود را نسبت به اهداف حزب و انقلاب اعلان كردند. با خواندن مجدد سرود انترناسيونال و سرودها و ترانه های انقلابی اولين وظيفه تاريخی مائوئيستهای انقلابی در ايران يعنی تاسيس حزب كمونيست ايران (م ـ ل ـ م) به پايان رسيد. رفقا، با اميد به انجام دومين وظيفه تاريخی پرولتاريای انقلابی در ايران يعنی آغاز جنگ خلق كنگره را ترك گفتند.


 

متن سخنرانی افتتاحيه كنگره موسس حزب كمونيست ايران ( ماركسيست-لنينيست-مائوئيست)

درود به خاطره جانباختگان كمونيست در سراسر جهان. آنانی كه مسئوليت رهائی بشريت از ننگ جامعه طبقاتی را بدوش گرفتند و در ميدانهای جنگ انقلابی، در زير شكنجه و در مقابل جوخه های اعدام سربلند ايستادند و مرگ قهرمانانه را پذيرا شدند. افتخار بر كمونيستهای انقلابی كه هيچگاه از آرمان كمونيسم دست نشستند و سازش ناپذيری شان در برابر دشمنان طبقاتی و پايداری شان بر منافع خلق، آنان را مظهر جامعه نوين ساخته است. سلام سرخ بر خاطره جانباختگان جنبش كمونيستی ايران، و كمونيستهائی كه در پيكر سازمانهای گوناگون پيكارگران و رزمندگان و چريكهای رزم رهائيبخش طبقه كارگر و خلق بودند. درود بر رفقای شهيد اتحاديه كمونيستهای ايران (سربداران) كه در شرايطی دشوار وظيفه حفظ سازمان و زنده نگاهداشتن صدای پرولتاريای انترناسيوناليست را در ايران بعهده گرفتند؛ در پيچيده ترين دوره های حيات اين سازمان، راهگشائی كرده و هدايت مان كردند. كليه اين كمونيستهای انقلابی با پايبندی شان بر منابع والای خلق سرمشق ما بودند؛ شكست ناپذيری شان در برابر دشمن الهام بخش ما و از خودگذشتگی هايشان گرمی بخش جان ماست. درود بر آنان كه در زندگی مظهر جامعه نوين بودند و در مرگ بذر آن. به احترام خاطره جانباختگان كمونيست در ايران و همه جهان بپا می خيزيم و يك دقيقه سكوت ميكنيم.

رفقا! ما امروز اينجا گرد آمده ايم تا بر يك واقعيت تاريخی مهر داس و چكش سرخ را بكوبيم و تولد حزب كمونيست را اعلام كنيم. مسيری سخت و طولانی برای رسيدن چنين روزی طی شد. مسيری كه با خون بهترين دختران و پسران پرولتاريا و خلق آبياری شده است. سی سال نبرد و حماسه، تلاش و فداكاری، شكست و پيروزی پشتوانه اين حزب است. چه بسا اگر به اينجا نمی رسيديم، تلاش و حماسه ها و سماجتهائی كه رفقايمان بخرج دادند، تنها به يادگارهای گرد و خاك گرفته يك نسل تبديل می شد و در دو ورق تاريخ نامی از آن برده می شد. اكنون كه به گذشته نگاه ميكنيم می بينيم چقدر چنين پايان تلخی امكانپذير بود اگر آنچه ما و تمامی بازماندگان يك نسل انقلابی انجام داديم، انجام نمی گرفت. همه چيز امكان داشت صورت ديگری بگيرد و بجای تلاش برای ورود به دورانی كه حماسه ها و سماجتهای دو چندان می خواهد، به پايان تلخ نابودی می رسيديم.

بنابراين رفقا، درود بر شما و همرزمان كمونيستی كه اينجا نيستند! ما پايداری كرديم و ثابت كرديم شايسته حمل پرچم گلگونی هستيم كه رهبران و رفقايمان بدستمان سپردند و پرولتاريای جهانی بيدريغ و با آرزوهای آتشين بما ياری رساند تا آنرا محكمتر در دست نگاه داريم. اين قدرت تداوم و پايداری در برابر موانع هولناك، در برابر حملات سراسری كه به قصد از ميان بردن فيزيكی و ايدئولوژيكی ما كمونيستها از هر طرف بی امان باريدن گرفت از كجا آمده است؟ از درستی خط ايدئولوژيك سياسی مان و عزممان كه در كوره مبارزه طبقاتی آبديده شده است. از اعتقاد عميق به اينكه فقط يك انقلاب تحت رهبری كمونيستی می تواند مبشر رهائی پرولتاريا و خلقهای محروم ايران و جهان باشد.

رفقا! تاريخ اين حزب را شما می دانيد. سی سالی را پشت سر خود داريم كه يكی از پر تلاطم ترين دوره های تاريخ ايران و جهان بود.نسلی كه از دل تلاشهای او اين حزب سر برآورد شاهد انقلاب كبير فرهنگی پرولتاريائی، جنبشهای رهائيبخش در سراسر جهان، انقلاب ايران، شروع جنگ خلقهای مائوئيستی بويژه در پرو و نپال، دهها مورد جنگ و مبارزه و مقاومت توده ای در سراسر جهان و فروپاشی يك ابرقدرت رويزيونيستی بود. رهبری و كادرهای اوليه مان، متعلق به نسلی بودند كه در دانشگاههای تهران تا بركلی در مدارس و روستاهای كردستان تا پالايشگاههای نفت خوزستان، در برابر بختك خفقان آور سوسياليسم تاس كبابی و رويزيونيسم خروشچفی و رفرميسم حزب توده، راه نو و انقلابی ای را دنبال كردند كه چين سرخ مائو تسه دون جلوی پای كمونيستهای جهان ترسيم كرده بود. نسلی كه تابش فروزان انقلاب كبير فرهنگی نگاهی نوين از آينده و جهانی كه بايد برايش جنگيد به او ارائه داد و فراخوان مبارزه و انقلاب تا به آخر را برايش به جلو گذاشت. بر چنين بستری بود كه رهبران و كادرهای اوليه ما سازمان انقلابيون كمونيست و سپس اتحاديه كمونيستهای ايران را بنا كردند. از آن آغازگران بسياری در نبرد با رژيم اسلامی جانباختند. اما راه سرخی كه انتخاب كردند، پايه ای كه گذاشتند و جهتگيری ای كه برای ما ترسيم كردند، ميراث بس گرانبهائی است. افتخار جاودانه بر آنان باد!

توان و كيفيات اتحاديه هنگامی كه وارد صحنه يك انقلاب بزرگ و توده ای شد و با توان و عزم و تجربه كمونيستی رهبران و ياران ديگر از كردستان گرفته تا خوزستان؛ از رهبران و فعالين جنبش های توده ای گرفته تا رهبران و فعالان عملی جنبش كارگری و دانشجوئی پيوند خورد و كيفيات كمونيستی نوينی به آن افزود. آزمون بزرگ انقلاب مقابل رو قرار داشت و با همه قوا تلاش كرديم تا نگذاريم انقلاب توده ها به شكست كشانده شود. شمار بزرگی از رفقای جديد و قديم به كارخانه ها، روستاها، دانشگاهها و ادارات، جنبش زنان و جنبش دانشجوئی و عرصه مبارزه مسلحانه در كردستان روانه شدند تا بذر آگاهی را در ميان توده ها بيفشانند و آنان را در راه مبارزه با مرتجعين بقدرت رسيده بسيج و متشكل كنند. و وقتی دشمن حمله ای بی وقفه و سراسری را عليه انقلاب آغاز كرد، مبارزه مسلحانه را آغاز كرديم، قيام آمل را سازمان داديم و پرچم مبارزه مستقل كمونيستی را در نبردی از جان مايه گذاشته در دست گرفتيم. رهبری اصلی و بخش بزرگی از كادرها و اعضای سازمان در جريان قيام آمل و ضربات متعاقب آن از ميان ما رفتند. دشمن پيگرد و سركوبی بی محابا را آغاز كرد. و ياران نيمه راه از صفوف ما كناره گرفتند. آنانی كه باقی ماندند مسئوليتی دشوار و سنگين داشتند. حفظ اين تشكيلات برای ادامه راه. برای اينكه نسل بعدی انقلاب از سياست و تشكيلات انقلابی محروم نماند. ضربات ارتجاع در سال 26 و سپس در سال 46 در پی تلاشهای مجدد برای برپائی مبارزه مسلحانه شيرازه تشكيلات ما را از هم پاشيد. در پی اين ضربات بود كه ضرورت يك گسست همه جانبه تر و كاملتر مقابل روی ما قرار گرفت و فصلی جديد در حيات اين سازمان گشوده شد. برای ما اولين مساله گسست از سانتريسم  (ميانه گرفتن در رابطه ايدئولوژی ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم) بود و در دست گرفتن مائوئيسم. تشكيل جنبش انقلابی انترناسيوناليستی و بيانيه اين جنبش، نقشی حياتی در غلبه بر بحران ايدئولوژيكی كه جنبش بين المللی كمونيستی را پس از كودتا در چين فرا گرفته بود ايفا كرد. وجود اين جنبش و بيانيه آن خدمت تعيين كننده ای بود بما برای اينكه قادر شويم سانتريسم را طرد كنيم و مائوئيسم را تثبيت كنيم. بر پايه اين جهش ايدئولوژيك بود كه امكان گسست از التقاط در زمينه خط سياسی نيز برای ما فراهم شد. مبارزات حاد درونی برای تدقيق و تصحيح خط و استراتژی، ياری رفقای انترناسيوناليست مان و وجود جنگ خلق در پرو كه چون ستاره تابناكی در برابر ديدگانمان می درخشيد، مجموعه ای بود كه ياريگر بزرگ ما برای دستيابی به يك خط ايدئولوژيك سياسی صحيح شدند. محصول پيروزمند و بزرگ ايندوره اتخاذ م ل م بعنوان ايدئولوژی راهنما و ترسيم و تثبيت استراتژی جنگ خلق بعنوان راه كسب قدرت سياسی در ايران بود.

رفقا! آن خط سرخی كه تمام دوره های اين تاريخ بلند سی ساله را بهم پيوند ميدهد، پافشاری بروی منافع خلق است و آرمان كمونيسم. زمين خوردن و دوباره بپاخاستن. خطا كردن و راهگشائی كردن. تاريخی پر فراز و نشيب كه بر بستری سنگلاخی تدام يافت. هنگامی كه ما پرچم انقلاب پرولتری در ايران را بدست گرفتيم، باقی ماندن روی خط انقلاب نرم و راحت نبود. زمانی كه از يك تشكيلات بزرگ و سراسری و در پيوند با توده ها، به تشكيلاتی كوچك و تحت پيگرد دشمن به تشكيلاتی تبعيدی و منفصل از توده ها تبديل شديم، بسياری كار ما را تمام شده می دانستند. اما اين تشكيلات در مقابل چشمان حيرت زده آنانی كه با از ميان رفتن رهبران اوليه و رده های بعدی رهبرانش تبليغ انحلال آنرا می كردند، متشكل ماند و بر پايه ای كمونيستی خود را بازسازی كرد. در زمانی كه تشكلات بزرگ به اصطلاح "چپ" زير آوار فروپاشی شرق و تبليغات ضدكمونيستی از هم پاشيدند، اين سازمان خط كمونيستی اش را عميقتر كرد. اين تشكيلات و افرادش از درون بوته آزمايش بزرگی بيرون آمده اند. تداوم و پافشاری يكی از ويژگی های برجسته جريان ما بود. خون انقلاب فرهنگی درون رگهای اين جريان جاری بود و نفس گرم كمونيستهای جهان آنرا تر و تازه ميكرد. اين حزبی است كه شكستها نوميدش نميكند و سختی ميكشد چرا كه ميداند مساله عمده ماركسيسم تغيير جهانست و نه تفسير آن. اين حزبی است كه وقتی اشتباه ميكند و پايش می لغزد، سلاح نقد ماركسيستی را بكار می بندند و جمعبندی ميكند و راه را ادامه ميدهد. اين حزبی است كه كارزار ديوانه وار ضد كمونيستی بورژوازی آنرا بر جاده كمونيسم محكمتر كرد و پرچم كمونيسم تكامل يافته يعنی ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم را برافراشته تر كرد. اين حزبی است كه با ديد گسترده، خود را ميراث دار بهترين دستاوردها و تجارب جنبش نوين كمونيستی ايران و همه كمونيستهائی می داند كه در پيكر سازمانهای كمونيستی گوناگون مبارزه كردند؛ اين حزب تجارب آنان را در تار و پود شعور و آگاهی خود تنيده است. رفقا! ما در اينجا گردآمده ايم تا اين دستاوردها را برسميت شناسيم، قطعيت بخشيم و تثبيت كنيم.

يك خصوصيت مهم حزب ما، خصلت انترناسيوناليستی آن است. اين حزب در ارتباط تنگاتنگ با جنبش كمونيستی بين المللی ساخته شد. نقش و مسئوليت خود را در جهت بازسازی جنبش كمونيستی بين المللی بازشناخت و مسئوليت بر عهده گرفت و نقش موثر ايفای كرد. اين يك نقطه قوت برجسته حركت ما است. حزبی انترناسيوناليستی كه خود را گردانی از ارتش بزرگ پرولتاريای جهانی می داند. آگاه است كه ريشه كن كردن هميشگی استثمار فقط در يك بخش جهان امكان ندارد و بهمين جهت انقلاب در ايران را با چشم اندازی جهانی بجلو ميبرد.

حزب ما در شرايطی تاسيس می شود كه موج انقلابی نوينی در سراسر جهان در راهست. از هم اكنون درچارگوشه جهان امواج نوين مبارزات توده ای  سربلند كرده و حاكمان جهان كهنه را به مصاف طلبيده و زمينه های عينی كسب پيروزيهای مهم توسط طبقه ما بيش از گذشته مهيا شده است.

بدون شك تاسيس اين حزب و تلاشهائی كه برای پيشبرد انقلاب در ايران خواهد كرد تاثيری بلاواسطه ای بر جنبش ما در سطح جهانی خواهد گذاشت. يكبار پرولتاريای ايران نتوانست از فرصت تاريخی انقلاب 57 سود جويد و به مهمترين وظيفه انترناسيوناليستی خويش يعنی پيشبرد يك انقلاب پيروزمند در ايران جامه عمل بپوشاند و به پيشرفت انقلاب جهانی ياری رساند. اما اين بار حزب ما عزم برآن دارد تا نگذارد تا آن تجربه تلخ تكرار شود. حزب ما عزم كرده است كه ياری رسان پرولتاريای بين المللی برای قرار دادن م-ل-م در راس انقلاب جهانی باشد.

يك خصوصيت مهم ديگر حزب ما اين است كه می داند چه می خواهد و چگونه آنرا بدست آورد. حزبی كه عزم پيروزی دارد و می خواهد "شكست را شكست دهد". حزبی كه ميداند هدف چيست؛ راه كدامست؛ دوستان و دشمنان كيانند؛ چه نوع رهبری و فلسفه ای انقلاب طلب می كند؛ چه جاده های صعب العبوری در انتظارش هست. ميداند جامعه ايران و جهان چه تغييراتی نياز دارد و چگونه بايد قدرت سياسی را كسب كرد و در جهت نابود كردن نظام طبقاتی حاكم بر ايران و جهان حركت كرد. بيك كلام حزبی است كه خط و برنامه صحيح دارد كه ناظر بر مهمترين تجارب انقلابی قرن گذشته در ايران و جهان است.

اين حزب در شرايطی تاسيس می شود كه جامعه ايران در تب و تاب تغيير می سوزد. همه طبقات به ميدان آمده اند تا مسير تحولات و سرانجام اين دوره را طبق منافع طبقاتی خود تعيين كنند. ميدان وسيع و شلوغ است. و موضوع جدال، توده ها هستند. همان جدال بزرگ تاريخی و هميشگی. همه می دانند كه بدون توده ها هيچ كاری در اين جهان امكان ندارد. مساله اينست كه كدام طبقه برنده نهائی اين جدال خواهد بود و چگونه؟ اين مهمترين سئوال مقابل پای اين حزب است و تاريخ يكبار ديگر اين حزب را در چگونه پاسخ دادن به اين سئوال به بوته آزمايش می گذارد.

تصور بكنيد هنگامی كه اين حزب، اين خط و برنامه با توده ها در آميزد، اين فلسفه و ايدئولوژی و راه بجای واقعی خودش برده شود و چه معجزه هائی كه صورت خواهد گرفت. تصور بكنيد روزی كه ارتش سرخ كارگران و دهقانان با هدايت حزب كمونيست خود مارش پيروزی را طی ميكنند. تصور بكنيد روزی را كه پژواك جهانی پيشرفتها و پيروزيهای اين حزب اميد بخش پرولتاريا و ستمديدگان جهان خواهد بود.

رفقا! ما با پافشاری بر اهداف و اصول مان به اين دستاورد بزرگ به تاسيس حزب كمونيست نائل شده ايم. ما پرچم سرخ را در زير آتش دشمن، از درون شكنجه گاهها، از درون بحرانهای سياسی ايدئولوژيك و در مقابله با اشكال گوناگون رويزيونيسم رد كرده ايم و برافراشته نگاه داشته ايم. اما خيال باطل است كه فكر كنيم اينكار يكبار برای هميشه صورت می گيرد. بارها و بارها بايد برای ماندن بر روی اهداف و اصول مان نبرد كنيم و خواهيم كرد. تك تك ما در مصافهای متعدد بايد نشان دهيم و خواهيم داد كه اهل وسط راه ايستادن نيستيم؛ تا آخر راه را می پيمائيم و آماده روياروئی با هر آنچه كه در مقابل ماست هستيم. بايد نشان دهيم كه حرف و عمل مان يكی است و آماده ايم با جسارت و تهور هر بهائی برای آن بپردازيم.

اين حزب دستاورد يك طبقه است و متعلق به همه توده های انقلابي؛ ميراث دار سنن و تجارب انقلابی همه كمونيستهای انقلابی ايران. اگر چه بار عمده اين تلاش را اتحاديه كمونيستهای ايران (سربداران) بدوش كشيد، اما اين حزب تاريخا و بطور عينی متعلق به هم كمونيستهای انقلابی است كه دل در گرو رهائی طبقه كارگر دارند. كمونيستهائی كه بايد تلاش كنيم از پراكندگی خارج شوند و اين حزب را تقويت كنند.

رفقا! ما جزی معدود نسلهائی هستيم كه شانس داريم تا شاهد شركت در دو انقلاب باشيم. همانطور كه بلشويكها اين شانس را داشتند و به پيروزی دست پيدا كردند. دوران پرتلاطمی درانتظار حزب ماست. مسئوليتهاو وظايف خطيری بر دوش ماست؛ وظايفی كه فقط با اتكای به توده ها می توانيم انجام شان دهيم و غير ممكنها را به ممكن تبديل كنيم.پس رفقا بكوشيم و بشتابيم تا حزب خود را در قلب ستمديدگان بنا كنيم و آنرا گسترش دهيم. بكوشيم و بشتابيم تا تجربه و دانش انقلابی مان را با بی صبری و سر و دل  پر شور پرولترها و انقلابيون نسل جديد پيوند دهيم، خون گرم و شاداب جديد وارد رگهايمان كنيم و كار تدارك آغاز جنگ انقلابی مان را سرعت ببخشيم. تشكيل اين حزب دستاورد بزرگی برای پرولتاريای ايران و جهانست. آغاز جنگ خلق دستاورد بزرگ ديگری خواهد بود.

تشكيل حزب را گرامی می داريم و برای آغاز جنگ خلق با همه قوا می رزميم.

 

سخنرانی نماينده كميته جنبش انقلابی انترناسيوناليستي

در كنگره موسس حزب كمونيست ايران (ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست)

 

يازده ارديبهشت 1380 ـ اول ماه مه 2001                                    

از اينجا می خواهم شروع كنم كه برای من افتخار است كه در لحظه تاريخی تاسيس حزب كمونيست ايران (م ل م) در اين جا حضور دارم. همچنين اين مسئوليت بزرگی است كه بتوانم تفكر جمعی كميته جنبش انقلابی انترناسيوناليستی  را در رابطه با اين واقعه مهم بازتاب دهم. تا آنجا كه به خودم مربوط است بايد بگويم برای برگزاری روز اول ماه مه، هيچ راهی بهتر از اين، يعنی شركت در جشن تاسيس يك حزب پيشاهنگ نميتوانست باشد. بخصوص جشن تشكيل پيشاهنگ پرولتاريا در ايران كه از درون پروسه های سخت و در نتيجه مبارزات عظيم شكل گرفته است. هرچند در اينجا توسط پرده ها از هم جدا شده ايم اما اين پرده ها نشانه جديت انكار ناپذير اين حزب است. نشاندهنده درسهائی است كه اين حزب در مقابله با دشمن بدست آورده است. عزم حزب در حفظ رهبرانش را نشان ميدهد. حفظ رهبران نه با هدف حفظ خود بلكه با هدف رهبری كردن توده ها در راه كسب پيروزی و كسب قدرت.

قبل از شروع می خواهم از سوی جنبش انقلابی انترناسيوناليستی و كميته آن، به جانباختگان و رهبران جنبش كمونيستی ايران ادای احترام كنم. بويژه به رهبران اتحاديه كمونيستهای ايران (سربداران) كه با فداكاريها و نمونه سازيشان شالوده بسياری از دستاوردهای امروز را ريختند. بايد بگويم كه تجربه شخصی من با جنبش كمونيستی ايران به چند دهه می رسد. و بخصوص ملاقاتهايم با رفقای اتحاديه كمونيستهای ايران (سربداران) را در اوايل دهه 1980 بخاطر دارم. همانطور كه همه می دانيد دوره ترور سياه گسترده در سراسر كشور بود. بسياری همه چيزشان را ميفروختند تا از كشور خارج شوند. اما رفقائی كه من ديدم در راه بازگشت به كشور بودند. اين نشان ميدهد كه شما چه نوع حزبی داريد و اين حزب از چگونه رفقائی تشكيل شده است. حزب شما اميد مردم ايران است. همچنين اميد بزرگی برای كل پرولتاريای بين المللی است.

چند نكته در مورد حزب ميخواهم بگويم. مائوتسه دون به ما آموخته است كه حزب يكی از سه سلاح معجزه آسای پرولتاريا و خلق است. او تاكيد كرد كه داشتن حزبی با خط و سبك كار صحيح ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيستی پيش شرطی برای نقش مستقل و رهبری كننده پرولتارياست. اكنون كه در ايران پروسه تشكيل چنين حزبی تمام شده و چنين حزبی بدست آمده، امكان آنكه پرولتاريا بتواند مبارزات خلق را رهبری كند و هژمونی خود را برقرار نمايد، بعد نوينی يافته است. در مبارزه دو خطی كه در پرو به راه افتاد، خط اپورتونيستی راست شبح بوجود آمدن احزاب كاغذی را پيش كشيد. منظورشان احزابی بود كه فقط در اسم حزب هستند اما در عمل در مبارزه طبقاتی نقش مهمی بازی نميكنند. ما از اين جور افاده ها از جانب احزاب رويزيونيست كشورهای ديگر هم خيلی شنيده ايم. اين نشاندهنده عجز آنها از درك نكته مهمی است كه مائوتسه دون در جريان انقلاب كبير فرهنگی پرولتاريائی تاكيد كرد كه: درستی يا نادرستی خط ايدئولوژيك سياسی همه چيز را تعيين ميكند. مائو در ادامه اين نكته گفت: اگر در ابتدا سرباز نداشته باشيد ولی خطتان صحيح باشد سرباز بدست خواهيد آورد و اگر قدرت سياسی نداشته باشيد، قدرت سياسی بدست خواهيد آورد؛ اما اگر خط غلط داشته باشيد، با وجود داشتن سربازان بسيار و قدرت سياسی ، همه چيز را از دست خواهيد داد. آيا تاريخ درستی اين نكته را ثابت نكرده است؟ آيا همين را با چشمان خودمان در همين دهسال گذشته نديده ايم؟ حزب مائو وقتی شروع كرد كوچك بود. مائو خاطر نشان كرد كه ماركس وانگلس وقتی اعلام كردند كه نظام سرمايه داری ورشكسته است، تنها دو نفر بودند. ميدانيم كه مبارزه آنها و خط دورانديشانه شان چه نتايجی به بار آورد. به بپا خيزی توده های كشورهای مختلف جهان و شكل گيری سازمانهای قدرتمند سياسی و به كسب قدرت سياسی در چند كشور مهم دنيا انجاميد. در همين دوران زندگی و خاطره خودمان احزاب بسياربزرگ، مهم و قدرتمند را ديديم كه چگونه از هم پاشيدند. فعلا حزب گردن كلفت شوروی را كنار می گذاريم. در واقع حزب شوروی دولت، ميليونها سرباز و سلاح هسته ای داشت. تاريخ نشان داد كه در واقع كدام احزاب، احزاب كاغذی هستند. حزب كی، حزب كاغذی است؟ و جنبش كيست كه هنوز دارد تكامل می يابد و بالنده است؟ و جنبش كيست كه تبديل به كاغذ پاره شده؟ به عبارت ديگر تاريخ درستی تئوری و پيش بينی های ما را ثابت ميكند.

اكنون ميخواهم در مورد جنبه ديگر اين تضاد صحبت كنم. ما مثل كشيشها نيستيم كه منتظر باشيم خدا روزی ما را بدهد. ما يك خط پيشرو داريم كه منطبق است بر يك طبقه پيشرو. و وظايف و ايدئولوژی ما منطبق بر فرصتهای انقلابی واقعی. به يك معنا احساس رنج، لازم و ضروری است. ما هرگز نميتوانيم با وضعيت كنونی راه بيائيم. ما بايد وضع موجود را از طريق مبارزه دگرگون كنيم. اين آن ديالكتيكی است كه به ما اجازه رشد كردن و قوی شدن را ميدهد. به همين جهت است كه می گوئيم خط صحيح واقعا همه چيز را تعيين می كند. اما خط صحيح از مبارزه طبقاتی جدا نيست بلكه از درون آن تكامل می يابد. مبارزه طبقاتی را رهبری می كند و طی رهبری كردنش قويتر می شود. شناخت، خط و تئوری ما وقتی به عمل گذاشته ميشود صحيح تر ميشود.خود حزب، نمايانگر ادغام تئوری پيشرو (ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم) با طبقه پيشرو است. اين حلقه ايست كه بايد مرتبا تقويت شود. اين تئوری خودش از جائی می آيد. اين تئوری از درون تجربه كل نوع بشر بيرون آمده است. بويژه از درون تجربه مبارزه طبقاتی بيرون آمده است. حزب توسط ايده ها، توسط يك خط، رهبری می شود. اما خود حزب يك ايده نيست بلكه يك نيروی مادی است. و نيروهای طبقاتی معينی را در مبارزه طبقاتی عليه نيروهای طبقاتی ديگر رهبری می كند. ايده هايش يعنی تئوريهايش طی پيشبرد اين پروسه تكامل می يابند. پس، از يكسو، تاسيس حزب كمونيست ايران (م ـ ل ـ م) نقطه عطف مهمی است. اما  از سوی ديگر، پايان اين پروسه نيست. و ما اطمينان داريم كه آينده اين حزب بسيار درخشان است.

مدتها قبل از تاسيس حزب "طرح پيشنهادی برنامه حزب" پخش شد و مباحث غنی حول آن صورت گرفت. كل جنبش كمونيستی بين المللی از اين پروسه می تواند ياد بگيرد و خواهد آموخت. ما مشتاقانه انتظار انتشار علنی نسخه آخر اين برنامه را ميكشيم تا اينكه اين نيز به دارائی كلكتيو تمام طبقه مان تبديل شود. شما در كارتان با پديده جديدی  كه در چند دهه گذشته در ايران و بطور كل در جهان در حال تكوين بوده است روبرو بوديد و آنرا مورد كنكاش قرار داده ايد. بطور مثال بوجود آمدن كلان شهرها و تغييرات در مناطق روستائی. بنابراين، مصافی كه مقابل پاست اين است كه تغييرات بوجود آمده در جامعه را بر پايه ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم تحليل كنيم و درك كنيم. و هرگز اجازه ندهيم كه ظهور پديده های نوين باعث نفی و انكار ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم شود. همزمان، هرگز نبايد اجازه دهيم كه پافشاری محكم ما بر ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم مانع از آن شود كه بتوانيم كليه جوانب نوين جامعه را مورد بررسی و تحليل قرار دهيم. انقلاب كردن و تكامل يك خط صحيح هرگز آسان نبوده است. تنها كسانی كه از مبارزه طبقاتی دور هستند ميتوانند باور كنند كه اينها كارهای ساده و آسانی است. امروز مردم ايران و جهان در رنجند. همه شما از وضعيت مردم ايران و اغلب نقاط جهان آگاهيد. كل اين نظام ارتجاعی در جهان، و نظامهای ارتجاعی در كشورهای مختلف، در تحليل نهائی، با استفاده از قوه زور پابرجا نگاه داشته شده اند؛ اين نظامها از طريق اعمال خشونت و ستم بر توده ها توسط طبقات استثمارگر و جلادان آنها پا برجا مانده اند. بنابراين طبقات تحت ستم بايد حاكميت طبقات استثمارگر و قوای نظامی دولت طبقات استثمارگر را درهم بشكنند. همچنين می دانيم كه طبقات استثمارگر بغير از سركوب و استفاده از قدرت نظامی از طرق و وسائل ديگر نيز برای حفظ قدرتشان استفاده ميكنند. عوامل گوناگونی مانند عامل ايدئولوژيك و اقتصادی است كه مردم را با رشته های گوناگون به نظام ارتجاعی ميبندد. و وظيفه ما درهم شكستن تمام اينهاست. تاريخ بارها نشان داده كه تنها مبارزه مسلحانه است كه ميتواند توده ها را برانگيزد و به آنها اميد و جهت دهد. بنابراين از يكسو روشن است جنگی كه حزب بايد به آن دست بزند، جنگی است برای كسب قدرت سياسی. اما از سوی ديگر اين جنگی است كه توسط آن و طی آن توده های خلق به حداكثر برانگيخته خواهند شد تا سرنوشت شان را كاملا بدست گيرند. آموزه نظامی كمونيستها، يعنی جنگ خلق، منعكس كننده اين درك است. جنگ خلق همانطور كه مائو گفت، عبارتست از جنگی كه بر پايه بسيج توده ها و اتكای كردن بر آنها پيش ميرود. ارتش انقلابی كه ميتواند چنين جنگی را پيش برد، آن سلاح معجزه آسای دوم است كه قبلا اشاره كردم. ما به تجربه ديده ايم كه چنين جنگی چگونه جهان را تغيير داده است. حتی در طول زندگی خودمان ديده ايم كه چنين جنگی در كشورهائی مانند پرو و نپال منشای چه تغييرات عظيمی بوده است. در واقع وقتی آدم ميبيند در كشورهائی كه به ظاهر خواب آلودگی غلبه داشت و توده ها كوركورانه و مطيع صبح را به شب ميرساندند، چه رخ داده است، واقعا شبيه به معجزه ميشود. وقتی می بينيد كه در نتيجه جنگ خلق، صدها هزار بلكه ميليونها انسان كه قبلا زندگيشان زير بار ستم و استثمار تباه ميشد، يكباره بلند شده اند و در عرصه های گوناگون درگير انواع و اقسام مبارزات شده اند، بواقع شبيه معجزه است. اما در حقيقت اين معجزه نيست بلكه ماترياليسم ديالكتيك است. منعكس كننده كنش متقابل ميان آگاهی و ماده است. بطور مثال انگلس در مورد قدرت رهائيبخش جنگ صحبت كرد. زيرا وقتی خط انقلابی حزب با نيروی مخرب ابتدائی توده ها ادغام شود، آنوقت معجزه امكانپذير می شود.

نقش حزب را هرگز نمی توان تا حد يك ماشين نظامی تقليل داد. اما وظيفه مركزی حزب دقيقا عبارتست از رهبری كردن يك پروسه نظامی، يعنی رهبری يك جنگ. جنگ وسيله است و نه هدف. جنگ حتی ضرورت وجودی حزب نيست. هدف ما هيچ چيزی كمتر از دستيابی به كمونيسم نيست. كمونيسم بر جنگ و بر كليه دهشتهای جامعه طبقاتی نقطه پايان خواهد گذاشت. ولی همانطور كه مائوتسه دون خاطرنشان كرد برای اينكه تفنگی نباشد بايد تفنگ بدست گرفت. كمونيستها مبلغ جنگ هستند.

می خواهم وارد نكته عمده امروز شوم. يعنی رابطه ميان جنبش انقلابی انترناسيوناليستی (ريم) با حزب كمونيست جديد التاسيس ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست در ايران و برخی نكات مربوط به انترناسيوناليسم پرولتری. اولا با توجه به تاريخ جنبش خودمان، گردان ايرانی ما، همواره يك نيروی مهم و پيشرو در درون جنبش انقلابی انترناسيوناليستی بوده است. چرا اينرا ميگويم؟ ميدانيم كه اين گردان ما از ايران، بزرگترين نيروی درون جنبش نبوده است. در رابطه با درك يكرشته مسائل مهم كه جنبش ما را شكل داد، اتحاديه كمونيستهای ايران (سربداران) نقشی مركزی بازی كرد. درك انترناسيوناليسم پرولتری هم در حرف و هم در عمل توسط رفقای گردان ما از ايران همواره سرمشق بوده. اينها صرفا يكسری حرفهای توخالی نبوده است. در زمان تاسيس جنبش ما در سال 1984، بايد دست به نبرد مهمی ميزديم تا بتوانيم ريم را بوجود آوريم. از آن موقع تا كنون جنبش ما از چند نقطه عطف گذشته است منجمله تصويب ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم (بجای ماركسيسم ـ لنينيسم ـ انديشه مائو ـ توضيح مترجم) توسط كل جنبشمان. همچنين يك پروسه طولانی حمايت كردن، جمعبندی كردن و آموختن از درسهای جنگ خلق در پرو و سپس در نپال را داشتيم. در تمام اين پروسه هر دو ما (هم جنبش و هم گردان ما از ايران) هم معلم بوديم و هم شاگرد. در اين پروسه يك رابطه تقويت متقابل مهم بين كميته ريم و كل جنبش از يكسو و اتحاديه كمونيستهای سابق، بوجود آمده است. رفقای ايرانی ما همواره در جذب تجارب پيشروی جنبش ما خوب بودند. تجارب پيشرو و عظيمی كه شايد بيشتر از همه جا در جبهه های نبرد جنگ خلق در پرو و نپال بدست آمده اند اما محدود به اين ها نشده و در همه جای جهان از گتوهای شيكاگو، روستاهای هند و اردوگاههای چريكی در تركيه و همچنين كار خودتان در كردستان و در داخل و خارج ايران، انباشت شده اند. می خواهم يك مقدار بيشتر در مورد موضوع جذب كردن تجارب پيشرو و آموختن از آنها صحبت كنم. اگر آموختن و جذب كردن با مبارزه متصل نباشد و در خدمت مبارزه نباشد، هرگز نميتواند جذب كردن و آموختن واقعی باشد. چرا رفقای ايرانی ما قادر بودند تجارب پيشرو را درك كنند و درسهايش را جذب كنند؟ البته مقداری تصادف تاريخی هميشه در همه چيز موجود است. اما عمدتا تجربه خود جنبش كمونيستی ايران و رفقای سربداران بود كه چنين پروسه يادگيری را هم امكان پذير و هم  ضروری می كرد. ايده های پيشرو و تجارب پيشرو در دسترس همه بود و می توانستند بلندش كنند. البته می توان گفت كه برخيها در نقاط روستائی دور افتاده جهان، بدلايل گوناگون مانند زبان و ارتباطات و غيره در معرض اين ايده ها و تجارب نبودند. آنها را به كنار ميگذاريم و مشكل عمده اين نبوده است. مشكل عمده از سوی كسانی كه اين تجارب را نگرفتند اين بود كه نمی فهميدند چه چيزی تجربه پيشرو را نمايندگی ميكند و در جنبش بين المللی كمونيستی چه خطی در حال ظهور است. اما رفقای ايرانی ما اصلا اينطور نبودند. آنها توانستند خط صحيح در حال تكوين در جنبش كمونيستی بين المللی را درك كنند و بر آن چنگ بيندازند و به پيشروی آن كمك كنند؛ آنها بدنبال آن بودند كه از هر ذره ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم در جنبش بين المللی ياد بگيرند و آنرا بكار بندند. در اين پروسه هم جنبش ما قويتر شده، و ما تجارب انقلابی بيشتری بدست آورده ايم، دست به پراتيك انقلابی بيشتری زده ايم و وحدت جنبش ما به سطح عاليتری رسيده است.

همانطور كه قبلا اشاره كردم در دوره گذشته ما شاهد يك احساس رنج و بی صبری در رابطه با روند كند رشد نيروهای ذهنی (نيروهای انقلابی ـ توضيح مترجم) بوديم. اين روحيه كاملا ضروری است. ما هرگز نبايد به وضعيت موجود، به روند كند تكامل يا به روند كند وقتی كه ضروری نيست، عادت كنيم. تجربه شخصی من در  تمام اين مدت اين بوده كه رفقای ايرانی تلاش می كردند بحداكثر از هر گشايشی برای پيش برد فعاليتهايشان استفاده كنند. همواره بدنبال راه چاره هائی بودند برای اينكه با مبارزه طبقاتی متصل شوند و فعاليتشان را به پيش رانند. يكی ديگر از گفته های مائوتسه دون را در رابطه با اين عرصه ميتوان بكار برد. مائو گفت منطق خلق اين است كه مبارزه كند، شكست بخورد، مبارزه كند، شكست بخورد، تا اينكه پيروزی را بدست آورد. يكی از چيزهائی كه هميشه كميته ريم و رفقای ايرانی را متصل كرده درك واحد و مشتركمان از انترناسيوناليسم پرولتری بوده است. ما همواره با ايجاد تقابل مطلق ميان فعاليت بين المللی از يكسو، و فعاليت برای تقويت جنبش انقلابی در يك كشور مشخص، مخالفت كرده ايم. شك نيست كه در تمام طول عمر جنبش انقلابی انترناسيوناليستی گردان ايرانی ما بار سنگينی از وظايف آنرا بدوش كشيده است. اما كشيدن اين بار يك ضرورت بوده است زيرا كل جنبش ما را قادر به پيشروی كرد. در مصاحبه ای كه كميته ما با مجله "جهانی برای فتح" داشت در مورد يك تضاد هميشگی صحبت كرديم. تضاد هميشگی ميان وظيفه عمده ضروری همه سازمانهای كمونيستی مبنی بر سرنگون كردن طبقه حاكمه خودی با "حمايت از اين خط (سرنگون كردن طبقه حاكمه) و نه خط ديگر در ساير كشورها بدون استثنای” (نقل قول از لنين). با تشكيل حزب اين تضاد حل نمی شود بلكه حادتر می شود. با آغاز جنگ خلق اين تضاد تخفيف نيافته بلكه تشديد خواهد شد. زيرا با تكامل هر چه بيشتر فعاليت حزب، با تكامل مبارزات و پراتيك انقلابی تحت رهبری حزب، ضروريات و نيازهای توده ها برای رهبری شدن توسط حزب بيشتر می شود. هيچ حزب كمونيست اصيلی را نميتوان يافت كه آدم اضافه داشته باشد. بنابراين ما نمی توانيم آرزو كنيم كه اين تضاد كنار برود بلكه بايد آنرا بفهميم و درست هدايتش كنيم. بالاتر از هر چيز، بايد بفهميم كه چگونه هر دو جنبه اين تضاد (يعنی فعاليت برای پيشرفت انقلاب در هر كشور و همراه با آن ساختن كل جنبش و مركزيت آن) چگونه ميتوانند يكديگر را حمايت و تقويت كنند و ميكنند. هر چند كه اين دو جنبه ممكنست در اين يا آن لحظه و مورد مشخص در تضاد با يكديگر قرار بگيرند اما در تحليل نهائی يكديگر را تقويت ميكنند. همانطور كه مائو گفت، كارهای زيادی است كه انجامشان طلب ميشود و به اضطرار. اين دقيقا وضعيتی است كه در سراسر جهان و همچنين در ايران در برابر ماست. بله! كارهای زيادی است كه انجامشان طلب ميشود و به اضطرار. و متاسفانه هنوز توان ما برای متحقق كردن همه آنها بسيار محدود است. در واقع توان ما هميشه محدود خواهد بود زيرا هر چه بيشتر جهان را تغيير ميدهيم نياز به تغييرات بازهم بيشتر را كشف ميكنيم و هر چه بيشتر توده ها را بسيج ميكنيم و به آنها اتكای ميكنيم آنها از ما بيشتر خواهند خواست. پس، بايد راهی بيابيم. البته اينجا جای ورود به جزئيات در مورد اينكه اين تضاد را در رابطه با حزب كمونيست ايران (م ـ ل ـ م) چگونه بايد حل كرد، نيست. اما من به شما اطمينان ميدهم كه كل جنبش ما و بخصوص كميته جنبش ما نه تنها به توان و درك حزب شما پی برده است بلكه روی آن حساب ميكند. همانطور كه در ابتدا گفتم حزب شما بطور عينی يك نيروی پيشرو در جنبش انقلابی انترناسيوناليستی است. ما ميدانيم كه در آينده نيز ميتوانيم، حتی بيشتر، روی توان و درك شما و خدمات شما حساب كنيم.

يكی از نكات مهمی كه ميخواستم بر سر آن به حزب كمونيست ايران (م ـ ل ـ م) درود بفرستم موضع نمونه ای است كه در ارتباط با زنان دارد. بخاطر اينكه اين نيز خدمت بزرگی به كليت جنبش ما بوده است. منظورم صرفا، يا عمدتا، اين واقعيت نيست كه در اين حزب زنان در همه سطوح مبارزه انقلابی شركت دارند. زيرا تجربه نشان داده، و تاريخ مدرن تاكيد كرده كه هيچ جنبش مردمی بدون حضور زنان نميتواند وجود داشته باشد. اين واقعيتی خواه ناخواه و مستقل از اراده هر كس است. كليه جنبشهای مردمی، حتی زمانی كه تحت رهبری كمونيستها نباشند، اگر واقعا مردمی باشند حتما بايد زنان را درگير كنند و ميكنند. اما فكر ميكنم كه حزب شما قدرت انقلابی مسئله زنان را بطور عميق و مهمی درك كرده است. اين درك مرتبط است با اينكه برای چه نوع جامعه ای مبارزه كنيم و چه نوع جامعه ای ميخواهيم بسازيم. مرتبط است با مبارزه برای اينكه نهايتا به جامعه كمونيستی برسيم. فقط در پرانتز بگويم كه انباشته كردن زندگی و مبارزات و برنامه امروز حزب با هدف نهائی (يعنی كمونيسم) از شاخصهای مهم كل جنبش ما و از جمله گردان ايرانی ماست. ما هرگز اجازه نخواهيم داد كه هدف نهائی ما تبديل به يك بهشت موعود شود كه هر چند يكبار به آن ادای احترام كنيم ولی در مبارزات روزمره مان دنبال خط بورژوائی برويم. اين هدف نهائی مبارزه ما را در هر مرحله رهبری ميكند و به آن معنا ميبخشد. اين، در رابطه با مساله زنان نيز صادق است. در واقع مساله زنان يك نمونه بارز از اين مسئله است. آيا ما ميخواهيم آنطور كه ماركس گفت دنيا را از آن چهار كليت رها كنيم؟ و به يك كلام از تمام ايده های ارتجاعی و فرهنگ و روبنائی كه بر شالوده استثمار بر پا شده است. به نظرم پافشاری و اهميتی كه رفقای ايرانی به مساله زنان داده اند خودش نشان ميدهد كه اين حزب نميخواهد به چيزی كمتر از نابود كردن آن چهار كليت رضايت دهد. در واقع اين يك عدالت تاريخی است كه از درون آن دهشت ضد زن كه رژيم ايران برای زنان و توده های مردم بوجود آورده است، حزبی بوجود آيد كه چنين خط قدرتمندی را در رابطه با مساله زنان دارد. بنابراين، حزب كمونيست ايران (م ـ ل ـ م) يك انبار ذخيره تجارب مهمی از مبارزه طبقاتی است. تجربه پرولتاريای ايران و همينطور تجارب و فداكاريهای كمونيستهای بسياری از كشورهای ديگر نيز، چه بطور مستقيم و چه غيرمستقيم، در دست شما قرار دارد. اين امر، مسئوليت ايجاد ميكند. ما مطمئنيم كه در سالهای آينده با پيشرفت جنبش انقلابی در ايران و پيشروی كل جنبش ما، اين پروسه وحدت، يادگيری از يكديگر و رابطه تقويت متقابل ميان حزب و جنبش ما شكوفاتر خواهد شد. اكنون ميخواهم نكاتی در مورد وضعيت كنونی جنبش انقلابی انترناسيوناليستی بگويم. ريم به مثابه مركز جنينی نيروهای مائوئيست جهان تكامل يافته است. اين دستاورد بزرگی است. اما نبايد فراموش كنيم كه ما در اين نبرد، پيروزی را آسان به كف نياورديم. همچنين نبايد به آن يك دارائی هميشگی نگريست. مانند هر پديده ديگر ريم مرتبا با مشكل پيشرفت يا شكست مواجه خواهد بود. هيچكس نميتواند برای ابد در آب دست و پا بزند. اگر سعی كند كه چنين كند دير يا زود غرق خواهد شد. راه حل ما فقط يك چيز و آنهم پيشرفت كردن است. و ما برای خودمان هدف پيشروی بسوی ايجاد بين الملل كمونيستی نوين را گذاشته ايم. هنوز رسيدن به اين هدف مشكل بنظر ميايد و بدون شك دست يافتن به آن مشكل خواهد بود. اما هر شاهد با انصافی قبول خواهد كرد كه رسيدن به اين هدف امروزه بسيار قابل دسترس تر از زمانی است كه تازه جنبش انقلابی انترناسيوناليستی تشكيل شده بود. تمام پيشرفتهای ما از درون مبارزه دو خط حاد بيرون آمده است. در تاريخ جنبش ما، در مقاطع كليدی، مبارزات حادی بوقوع پيوسته است. بطور مثال به فاصله كوتاهی پس از تشكيل ريم، نيروهائی از درون جنبش كمونيستی تركيه حملات سختی به ما كردند. لازم بود كه از جنبشمان در مقابل اين حملات دفاع كنيم و اين حملات را دفع كنيم. يك مثال ديگر، زمانی كه امواج ضد كمونيستی جهان را فراگرفته بود برخی از آنها بر سر جنبش خودمان خراب شد. مشخصا صحبت از خطی می كنم كه در جنبش هند توسط  ك.ونو تكامل يافت و در واقع نماينده همان خطی بود كه در آن زمان در جهان در رابطه با "فروپاشی كمونيسم" غالب شده بود. جنبش ما به اين خط نيز با قدرت و بطور مصمم جواب داد. لازم است كه در پرانتز بگويم كه در جنبش كمونيستی هر دو كشور تركيه و هند از آن زمان تا كنون پيشرفتهای مهمی صورت گرفته است و عليرغم اين حملات و در واقع بر پايه مبارزاتی كه عليه اين عقبگردها و حملات صورت گرفت، جنبش ما موفق شد نيروهای خوبی را از جنبش كمونيستی تركيه و هند متحد كند. جنبش ما همچنين با نيروها و رفقای بيرون از ريم، با نيروهائی مائوئيستی كه درك كامل ما از مائوئيسم را ندارند،  نيز مبارزات مهمی را پيش برده است. در اين عرصه نيز مبارزه ما نتايج خوبی در بر داشته است. ما هنوز به وحدت كامل با اين رفقا، مثلا رفقای فيليپين و هند، به وحدت كامل نرسيده ايم و هنوز خارج از ريم هستند. و ممكن هم هست كه هرگز به آن حد از وحدت نرسيم. اما واقعيت آن است كه از طريق اين پروسه ما قادر بوده ايم كه سطح وحدت موجود در جنبش كمونيستی بين المللی را بالا ببريم و توانسته ايم سطح مناظره را بالا ببريم، مسائل كليدی را مشخص و تعريف كنيم و مبارزه را بر سر آن متمركز كنيم. اين نيز بخش مهمی از پروسه پيشروی ما بسمت انترناسيونال كمونيستی نوين است. البته ما بدرستی تاكيد كرده ايم كه عامل مركزی و تعيين كننده ترين عامل در رابطه با پيشروی بسوی انترناسيونال كمونيستی محكم كردن اتحاد و تكامل خود ريم است. زمانيكه صحبت از مبارزات خطی مهمی كه در پروسه تكاملی ريم به وقوع پيوسته اند ميكنيم، لازم است به مبارزه دو خط در پرو اشاره كنيم. در اينجا می خواهم مشخصا از رفقای اتحاديه كمونيستهای (سربداران) بخاطر مقاله مشهور "شورش بر حق است" كه در نقد خط اپورتونيستی راست در پرو نوشته شده بود، تشكر كنم. اين واقعيتی است كه آن سند مشخص، نقش مهمی در ارتقای درك مجموعه جنبش ما از يكسری مسائل مهم مربوط به جنگ خلق بازی كرد. و مطمئنم كه در آينده نيز نقش مهمی بازی خواهد كرد.

چندی پيش جنبش ما درگير يك پروسه جمعبندی در يك جلسه گسترده بود. انتقاداتی به كميته ريم شد. البته جنبه عمده كار كميته ما مورد حمايت واقع شد. و يكسری تصميم گيری های سياسی و تشكيلاتی شد. اين تصميمات پايه نوينی را برای پيشروی های آينده ما مهيا كرد. اين پايه از طريق مبارزه سخت بدست آمد و پيشرويهای آتی هم بدون مبارزه بدست نخواهد آمد. جنبش ما، كميته را موظف كرده است كه كميته را در سطح عاليتری تحكيم كند، سطح وحدت خود را بالاتر ببرد و در سطح كاملتری وظايفش را پيش برد. از يكسال پيش به اينطرف اين وظيفه بدوش ما گذاشته شده در تحقق آن دستاوردهای مهمی داشته ايم. يك چيز را در طول تاريخ زندگی ريم خوب فهميده ايم كه راه مستقيم الخط  نيست. نه تنها پيچ و خم دارد بلكه چاله و چوله و خيلی چيزهای ديگر كه بايد از آنها پرهيز كرد، زياد دارد. ولی يك چيز را با اطمينان می توانم بگويم كه در اين راه اصلا حوصله آدم سر نميرود. چون اگر خوابت برود حتما در يكی از آن چاله چوله ها افتاده و بيدار ميشوی. ولی يك چيز را با اطمينان خاطر می توان گفت كه اين راه به جائی ميرسد و ما در جهت صحيحی به پيش می رويم. همه جا مبارزه است. در اينجا صرفا در مورد مبارزه توده ها نمی گويم بلكه همچنين مقصودم مبارزه بر سر مسائل مهم مربوط به خط سياسی است. اين مبارزات بر سر مسائل خطی در زمانی رخ ميدهد كه جنبش ما تحليل كرده كه يك موج جديد انقلاب در جهان در حال سر رسيدن است. اين را ميتوان در كشورهای تحت سلطه كه تضاد عمده جهان (تضاد امپرياليسم با خلقها و ملل تحت ستم امپرياليسم) در آنجا متمركز است، ديد. اما همچنين بطور روزافزونی در خود كشورهای امپرياليستی می بينيم كه طلايه های اين موج نوين در حال تكوين است ـ همانطور كه در سياتل و سوئيس و كبك و غيره ديديم. وظيفه ما اين نيست كه صرفا منتظر بمانيم تا اين امواج بيايند و بر سر ما خراب شوند. بلكه وظيفه ما اينست كه به حداكثر آماده باشيم و در ميانه اين موج به توده ها كمك كنيم كه در جهت صحيحی حركت كنند.

چند نكته خاص در مورد نقاطی از جهان كه جنبش ما فعال است و مطمئن هستم رفقا خواهان شنيدن آن هستند، بگويم. اما وقت نداريم كه در جزئيات وارد شويم. مثلا در چنين كنگره مهمی كه ما هستيم افكار ما مسلما بسمت رفقای پرو پرواز می كند. همه ما ميدانيم كه رفقای پرو  در برافراشته نگاه داشتن پرچم سرخ تحت شرايطی كه اوضاع جهان بسيار سخت بود (منظور دوره پس از كودتا در چين است ـ مترجم)، و بيشتر از آن در تقويت ديدگاه و سياست مائوئيستی در جهان، نقش مهمی داشتند. همچنين می دانيد كه حزب كمونيست پرو دوران سختی را از سر گذرانده است. اين رفقا عليرغم انواع موانع و حتی خيانت از سوی برخی نيروهای درون صفوف خودشان، جنگ خلق را ادامه داده اند. ما به شجاعت و جهت گيری بنيادينشان در ادامه جنگ خلق درون ميفرستيم. امروز در پرو نيز شرايط مساعد اما پيچيده ای در حال ظهور است. مشخصا دارم اشاره ميكنم به سقوط رژيم فوجيموری. بدون شك اين اوضاع همزمان آزمونهای نوين و فرصتهای نوينی را برای حزب در آن كشور فراهم ميكند. مطمئنا فرصتهای جديد برای پيشروی فراهم ميكند.

نقاطی در جهان است كه نيروهای جنبش ما هنوز نسبتا ضعيفند اما با شرايط مساعدی نيز مواجهند. مثلا در كلمبيا و مكزيك. در آنجا رفقا با اين وظيفه مواجهند كه چگونه خط ما را به نيروهای پيشروی درون جامعه متصل كنند و به اين ترتيب به يك نيروی بزرگتر تبديل شوند. جنبش ما تلاش ميكند تا قوانين چنين پروسه ای را بهتر بفهمد تا بتواند به آن رفقا كمكهای بيشتری كند. پيشروی حزب شما در فعاليتهايش مبنی بر بوجود آوردن تشكيلات حزبی در كشور، و تعميق و تقويت ريشه هايش، تجربه ای خواهد بود كه برای رفقای نقاط ديگر جهان هم مفيد خواهد بود. در اين اول ماه مه بجاست كه از رفقائی كه در تركيه مبارزه مهمی را پيش ميبرند ياد كنيم. ميدانيم كه رفقای ترك ما همواره فعاليت خوبی را در به اهتزاز درآوردن پرچم سرخ در اول ماه مه انجام داده اند. من خبر دقيق ندارم كه نقشه امسالشان چه بود اما مطمئنم كه حتی در مطبوعات بورژوازی هم اخباری در اين رابطه خواهد داشت. اول ماه مه امسال مصادف است با مبارزه بسيار مهم زندانيان سياسی تركيه كه در جريان آن برخی از رفقای خودمان و همچنين انقلابيون ديگر جانشان را از دست داده اند. شك نيست كه رفقای تركيه با يك دشمن قدرتمند روبرويند. هيئت حاكمه تركيه و ارتش آن شوخی نيست. و آنها قهرمانانه طی ساليان دراز جنگيده اند تا پرچم مائوئيسم را در آن كشور دراهتزاز نگهدارند. درهمان حال رفقای تركيه با يك مبارزه دو خط طولانی و پيچيده در جنبش كمونيستی تركيه مواجه بوده اند. همانطور كه گفتم در اوان تشكيل جنبشمان و حتی قبل از آن هميشه در جنبش كمونيستی تركيه جريانی موجود بود كه در مقابل جنبش ما ايستاد و با خط و موضع پيشرو جنبش ما مخالفت كرد. اين مخالفت آنها خيلی ربط زياد داشت به خط "خوجه" ايستی كه بعد از مرگ مائوتسه دون در جنبش كمونيستی بين المللی سربلند كرد. البته، در مورد مشخص جنبش تركيه اين خط، شكل شبه خوجه ايستی بخود گرفت؛ يعنی بطور علنی از خط انورخوجه دفاع نميكرد اما بسياری از جوانب آن را با خود حمل می كرد و در چارچوبه تاريخی مشابه سربلند كرده بود (يعنی دوران سرنگون شدن انقلاب كبير فرهنگی پرولتاريائی در چين). در جنبش كمونيستی تركيه در ميان رفقای ما همواره بر سر اين مسائل مبارزه درگير بوده است. بطور مشخص در چند سال گذشته اين مبارزه خصلت عميقتری به خود گرفته است. اشاره كنيم كه آن بذرهائی كه ساليان قبل توسط انقلاب فرهنگی و ابراهيم كايپاكايا و همچنين توسط جنبش ما پاشيده شد، الان دارد ثمر می دهد. بدون شك مبارزه در جنبش كمونيستی تركيه پيچيده خواهد بود. اما دلايل زيادی است كه در مورد نتيجه نهائی اين مبارزه خوش بين باشيم. همه و بخصوص شما رفقا كاملا به اهميت جهانی وقوع جهشی در مبارزه انقلابی در تركيه و رفتن آن به ورای سطح كنونی و رسيدن به سطح جنگ خلق، واقف هستيد.

در ايالات متحده آمريكا همين امروز قرار بود طرح پيشنهادی برای  يك برنامه جديد حزبی منتشر شود. رفقای ما در آمريكا نيز با يك دشمن خصوصا قدرتمند مواجهند. اما اين نيز حقيقتی است كه حزب ما در آن كشور قادربوده از پس اين شرايط سخت برآيد و در ميان توده های تحتانی ريشه بدواند و تكامل يابد. بطور مشخص در آن كشور نسل جديدی از مبارزان و فعالين سياسی به ميدان آمده و اين  مفاهيم عميقی برای حزب دارد. بنابراين حزب موظف است راههای متصل شدن و رهبری كردن اين نسل جديد مبارزان و فعالين سياسی را بيابد و آنان را با خط و دركی كه طی پروسه ای طولانی تكامل يافته است تعليم دهد و مجهز كند.

ما هرگز، نه درايران و نه در آمريكا، نبايد مردم را در موقعيتی قرار دهيم كه مجبور شوند از صفر شروع كنند. البته دير يا زود مردم به درك صحيح دست پيدا ميكنند. اما طی چه طول زمانی و به چه قيمتي؟ بنابراين ما موظف هستيم كه برای تغيير جهان خط صحيح را ببريم و متصل كنيم با مردم. فقط در پرانتز بگويم كه خيلی ها در سراسر جهان خبر تاسيس حزب شما را مشتاقانه دريافت خواهند كرد. اين مساله در آمريكا خيلی صادق است. رفقای حزب كمونيست انقلابی آمريكا (آر سی پی) بطور خاصی خود را با رفقای ايرانی و تجربه جنبش كمونيستی  ايران نزديك حس ميكنند. رفقای آر سی پی بخاطر نقش مهمی كه جنبش كمونيستی ايران در سالهای 1970 در آمريكا در تقويت قطب ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم در آمريكا بازی كردند خود را مديون جنبش كمونيستی ايران می دانند. هيچيك از رفقای آر سی پی رفقای دانشجوی ايرانی را كه در عنفوان جوانی شور و اشتياق انقلابی را به جنبش  انقلابی آمريكا آوردند، و با همان شور به ايران بازگشتند و بسياری از آنان جان خود را در راه انقلاب پرولتری دادند، را فراموش نميكنند.

روشن است كه وقتی در مورد مسائل مهم و كارهای مهم ريم صحبت ميكنيم در مورد نپال هم بايد صحبت كنيم. اوضاع آنجاكم و بيش دست رفقا هست. جنگ خلق از شرق و غرب كشور همه جا را بلرزه درآورده است. ميليونها انسان (واقعا ميليونها) بلند شده اند و دارند مبارزه انقلابی را به پيش می رانند. و اين گواه ديگری است بر قدرت خط صحيح. اكنون رفقای ما در نپال با مشكلات جديدی مواجهند. مشخصا با مسئله درست كردن قدرت نوين دولتی، اقتصاد نوين، فرهنگ نوين. البته، همه اينها در چارچوب پيشبرد نبرد برای گرفتن قدرت سياسی سراسری قرار دارد. اين دستاوردها و پيشرويها و كارها در منطقه ای صورت می گيرد كه دارای پتانسيل انقلابی عظيم و البته دشمن قدرتمندی است. اين مسائل به يك معنا برای جنبش كمونيستی بين المللی جديد نيست اما برای ريم جديد هستند. مشكلاتی مانند اينكه چگونه بايد توده ها را به جلو هدايت كرد، چگونه بايد مردم را متحد كرد، چگونه از اشتباهات چپ و راست پرهيز كرد و غيره در مقابل روی رفقا قرار دارد. برخی مسائل هست كه وقتی يك نيروی كوچك در مبارزه طبقاتی هستيم ميتوانيم اجتناب كنيم اما وقتی بزرگ شديم ديگر نميتوانيم. برای كميته ريم خيلی هيجان انگيز است كه بخشی از اين پروسه است. ما خيلی خوشحاليم كه رفقای حزب كمونيست نپال (مائوئيست) بخشی لاينفكی از جنبش ما درتمام سطوحش است. آنها نه تنها در تئوری، خود و مبارزه شان را در خدمت جنبش جهانی می دانند. بلكه در پراتيك هم برايشان مهم است كه درسهای مبارزه شان به رفقای ديگر نقاط جهان منتقل شود و نظرات رفقای ديگر نقاط جهان را در مورد مبارزه  خودشان بشنوند و بحساب آورند. مبارزه هميشه خواهد بود: درون احزاب مختلف، بين احزاب مختلف و درون جنبش ما. يكی از ويژگی های دائم خواهد بود. و نكته ديگر اينست كه هيچ انقلابی مستقيم الخط پيش نخواهد رفت. هر انقلابی پيچ و خم و شكستهای خود را خواهد داشت. هيچ  حزبی ضمانت ابدی برای داشتن خط صحيح ندارد. خط صحيح چيزی است كه بايد بارها برايش جنگيد. اما يكی از مسائل بسيار هيجان انگيز در رابطه با جنگ خلق در نپال آنست كه همه ما از نزديك بخشی از آن هستيم. هر چه جنبش ما در كشورهای مختلف و در جبهه های مختلف و در راه تشكيل انترناسيونال كمونيستی بيشتر پيشرفت كند، بيش از پيش چنين خواهد بود.

ميخواهم نتيجه بگيرم كه اين اوضاع وظايف زيادی بر دوش جنبش ما ميگذارد. همانطور كه قبلا هم گفتم بدون شك بر نيرو و منابع نسبتا كوچك شما هم فشاری خواهد آورد. اما نتيجه اين فعاليت و كار ما بايد اين باشد كه اين موج جديد مبارزه انقلابی كه در حال ظهور در جهان است به مثابه موج سرخ تكامل يابد. موج جديد بطور اتوماتيك سرخ نخواهد شد بلكه كار ميبرد. جدا از اينكه ما چه كنيم، مطمئنا توده ها مبارزه خواهند كرد. مطمئنا اگر ما آنان را بدون رهبر بگذاريم، دوران و مبارزات سختی را از سر خواهند گذراند تا يك رهبری نوين بوجود بياورند.

چند نكته نهائی در مورد اهميت مبارزه انقلابی درايران. ايران به جهات گوناگون فشرده تمام جنبه های ارتجاعی دنيای امروز است. با استانداردهای قرن بيست و يكم ايران به لحاظ اقتصادی يك كشور عقب مانده نيست. واضح است كه در اينجا منظورم در مقايسه با كشورهای امپرياليستی نيست. اما اگر جهان را بطور كل در نظر بگيريم ايران به لحاظ اقتصادی نسبت به بسياری از كشورهای جهان عقب مانده نيست. اما بواقع تمام دهشتهای ضد مردمی را در ابعاد حيرت آوری در خود مجسم كرده است. رژيم ارتجاعی ايران تركيب خاصی است از ارتجاعی ترين خصوصيات ايدئولوژيك و سياسی اعصار و  دوره های گوناگون. تصويری كه مردم دنيا از رژيم ايران دارند همين است؛ برای آنان رژيم ايران سمبل  هر چيز زشت و ارتجاعی در اين جهان است. شك نيست كه مبارزه برای سرنگونی هيئت حاكمه و اربابان امپرياليستش وظيفه سختی خواهد بود. اما اين مبارزه نه فقط سخت و خونين بلكه تعالی بخش و رهائيبخش خواهد بود. اين مبارزه ضرورتا و حتما نفرت و خشم توده ها را به شكل يك توفان خونين عليه طبقات ارتجاعی بر خواهد انگيخت؛ اما قوه محركه ايدئولوژيك انقلاب ايران، انتقام گيری نيست. به لحاظ ايدئولوژيك، انقلاب دموكراتيك نوين در ايران درست نقطه مقابل تمام اين پوسيدگی و گنديدگی ارتجاعی است كه در آنجا شاهدش هستيم. اين انقلاب در ضديت با ارتجاع مدرن و همچنين با ارتجاع كهن قرار دارد. نه با فئوداليسم سر سازش دارد و نه با امپرياليسم و نه با سرمايه داری بوروكراتيك كه خود را در پشت نقاب دموكراسی بورژوائی، پنهان ميكند.  

در اينجا اجازه بدهيد نكاتم را برسانم به سومين سلاح معجزه آسای مائوتسه دون يعنی "جبهه متحد". جبهه متحد در كليت خود به اين معناست كه برنامه پرولتاريا نيازها و آمال خلق را متحقق  ميكند. و اين مساله در هيچ جا بيشتر از ايران صادق نيست. ممكنست توده ها در حال حاضر آگاه نباشند كه اين برنامه ای است كه به آن نياز دارند اما واقعيت آنست كه نيازها و ضرورياتشان تنها توسط يك برنامه پرولتری متحقق خواهد شد. رژيم ارتجاعی در ايران شرايط را برای بوجود آوردن يك جبهه متحد قدرتمند عليه خود بوجود آورده است. اكنون با تشكيل حزب ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست آن سلاحی كه موجود نبود اكنون در دست است. هنوز شروط ديگر يعنی ارتش خلق و جنگ انقلابی را بايد متحقق كرد. ما هيچ شك نداريم كه توده های وسيع خلق در ايران از هر قشر و طبقه خلقی به اين نتيجه خواهند رسيد كه فقط حزب و برنامه شما منافع آنها و منافع جامعه را نمايندگی ميكند. بله، درست است كه امروز ايران سمبلی از بدترين جنبه های اين كره خاكی است. اما ما معتقديم كه حزب شما اين كشور را از يك سمبل دهشت به مشعل فروزان اميد و الهام برای خلقهای سراسر جهان تبديل خواهد كرد.   

مرگ بر رژيم جمهوری اسلامی ايران!

مرگ بر امپرياليسم!

زنده باد حزب كمونيست ايران (ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست!)

 

پس از سخنرانی رفيق كميته جنبش انقلابی انترناسيوناليستی، رفقای حاضر در كنگره نظرات و احساسات خود را بيان كردند و در مقابل رفيق چنين جواب داد:

می خواهم از همه رفقا بخاطر سخنان گرمشان تشكر كنم. من مفتخرم كه در اين كنگره حضور دارم. اين شخصی نيست. من از طرف كميته ريم آمده ام و در مورد شور و شوق انقلابی و همچنين روحيه انترناسيوناليسم پرولتری كه از طرف همه رفقا در اينجا بيان شد، گزارش خواهم داد. بر پايه اين صحبتها و با توجه به تاريخچه اين حزب تنها می توانم بگويم كه بار ديگر ما خود را متعهد می كنيم كه وظايفی كه رفقا از ما ميخواهند به سرانجام برسانيم. كه در همه سنگرها دوش به دوش شما بايستيم و بجنگيم و از تجارب شما و ساير سنگرها در جهان ياد بگيريم و همراه با شما ارتجاع و امپرياليسم را با تمام مظاهرش از دنيا بروبيم و كمونيسم را در جهان برقرار كنيم.

زنده باد حزب كمونيست ايران (ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست!)

قطعنامه سياسی مصوبه كنگره موسس در مورد اوضاع ايران و

وظايف حزب كمونيست ايران (ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست)

 

1 ـ قدرت سياسی و چگونگی تعيين تكليف با آن، به مسئله مركزی و كانون توجه جامعه تبديل شده است. چنين وضعی از مقطع بحرانی 61 ـ 60 تا به امروز، سابقه نداشته است. طبقات و قشرهای مختلف هر يك به شكلی و درجه ای، وضع فلاكت بار و تحمل ناپذير موجود را زير سئوال می كشند و انگشت اتهام را به سوی ارتجاع حاكم و نظام تبهكار اسلامی دراز می كنند. رژيم مذهبی مورد نفرت توده هاست و مشروعيت خود را از دست داده است.

2 ـ در چنين شرايطی حزب كمونيست ايران (ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست)  متولد شده است. حزبی كه كسب قدرت سياسی از طريق استراتژی جنگ خلق را بعنوان وظيفه مركزی انقلاب در دستور كار خود قرار داده و در حال تدارك آن است.

3 ـ در مقطع كنونی، تضاد طبقات و قشرهای مختلف با رژيم هرچه بيشتر حدت يافته و اشكال گوناگون مبارزه و مقاومت را دامن زده است. همزمان درگيری و تفرقه درون هيئت حاكمه نيز تشديد يافته است.

4 ـ جنبش های توده ای طبقات و قشرهای مختلف مشخصه اين دوره كنونی است. توده ها اشكال متنوعی از مبارزه و مقاومت را بطور خودبخودی بكار بسته اند و به رژيم ضربه زده اند. جنبش حق طلبانه كارگری عليه فقر و فلاكت و استثمار، بی وقفه ادامه دارد. طی چند ماه گذشته اين جنبش رو به اوج نهاده و متشكل تر شده، شيوه های رزمنده تری در پيش گرفته، و در مواردی كارفرمايان و دولت را به عقب نشينی واداشته است. جنبش دانشجوئی، مقاومت و نافرمانی زنان و جوانان در برابر ستمگری ها، تبعيضات و فشارهای سياسی و اجتماعی و فرهنگی، مبارزات دهقانان عليه سياستهای اقتصادی رژيم در مناطق روستائی، مبارزات توده های حاشيه نشين شهری و بالاخره جنب و جوش مبارزاتی در ملل ستمديده، بخصوص در كردستان، برای كسب خواسته های محقانه بالا گرفته است.

5 ـ طی سال های اخير، چگونگی برخورد به مبارزات اوج يابنده توده ها، بويژه چگونگی سركوب و مهار آن، عامل عمده تفرقه و شكاف در صفوف جمهوری اسلامی است. پروژه "دوم خرداد" از سوی هيئت حاكمه برای مهار و منحرف كردن مبارزات مردم و بدين طريق نجات جمهوری اسلامی از خطر سقوط است.

طراحان پروژه "دوم خرداد" يا استراتژی "آشتی ملی” كوشيده اند از طريق ايجاد يك ائتلاف با نيروهای سازشكار خارج از حكومت موسوم به "ملی ـ مذهبی” و روشنفكران اصلاح طلب ناراضی، توده ها را به دنبال خود كشيده و مهار كنند. اين در واقع يك ائتلاف طبقاتی ميان نمايندگان سياسی بورژوازی متوسط از يكسو و هيئت حاكمه بمثابه نماينده بورژوا ملاكان وابسته به امپرياليسم از سوی ديگر است. اين استراتژی در مقابل خشم و نفرت توده ها، آنان را دعوت به آرامش و آشتی و پرهيز از قهر و خشونت می كند تا بدين طريق آنان را منفعل كند، با دامن زدن به "كارزارهای انتخاباتی” انرژی مبارزاتی مردم را به هرز برده و به ابزاری برای پيشبرد دعواهای درون خود تبديل كند. آنها تلاش می كنند با ترويج نظريه فلج كننده "انتخاب بين بد و بدتر" توده ها را به وعده اصلاحات و بهبود تحت جمهوری اسلامی اميدوار كنند. مركز استراتژی "آشتی ملی” اين است كه مردم برای نجات از شرايط فلاكتبار خود هيچ راهی بجز دخيل بستن به همين حكومت ندارند.

6 ـ استراتژی "آشتی ملی” در چارچوب  سياست هايی قرار دارد كه در برخی نقاط جهان امپرياليستها برای مهار و كنترل جنبش های توده ای عظيمی كه هر روز بيشتر اوج می گيرند، دامن زده اند. جنبش هايی كه بر اثر فقر و فلاكت تشديد يابنده ميليونها انسان در جهان رخ می دهد. با اينكه اختلافات جناح های جمهوری اسلامی ريشه در رقابت باندهای اقتصادی، سياسی و نظامی گوناگون و جهتگيری های مختلف بين المللی نيز دارد، با اين حال مجموعه رژيم از حمايت امپرياليستها برخوردار است. امپرياليستها می كوشند ثبات و آرامش مطلوب خود را در ايران برقرار كنند و از دامنه تشنجات سياسی و اجتماعی كه باعث از هم گسيختگی و تضعيف جمهوری اسلامی می شود بكاهند. آنها از اوج گيری اعتلای مبارزاتی توده ها كه می تواند كنترل جامعه را از دست رژيم خارج كند هراسانند. در شرايط كنونی امپرياليستها اين اهداف را از طريق پشتيبانی از پروژه "دوم خرداد" و حك و اصلاح رژيم اسلامی ـ و نه حذف آن ـ پيش می برند. اگر چه بر سر دامنه نفوذ و سلطه بر منطقه، رقابت آشكاری بين آمريكا و اروپا و روسيه جريان دارد، اما با توجه به تناسب قوای ميان آنها و تخفيف رقابتهای امپرياليستی بعد از فروپاشی اردوگاه شوروی، اينك راحت تر از گذشته امكان پيشبرد سياستهای مشترك در مورد ايران را دارند و كمتر از پيش عليه هم كارشكنی می كنند.

7 ـ تفرقه و شكاف در رژيم جمهوری اسلامی، هيئت حاكمه را ضعيف تر كرده و راه را برای ورود توده ها به ميدان مبارزه هموارتر می كند. اما عليرغم اين شكافهای واقعی جناح های مختلف رژيم  در يك هدف مشتركند و آن حفظ نظام حاكم است. آنها "دو بال يك پرنده" هستند، اعتدال يكی با "افراط" ديگری معنا می يابد. محافطه كاران با ترور و ارعاب لجام گسيخته برای "اصلاح طلبان" اعتبار جور می كنند و اصلاح طلبان با تخدير و دعوت به آرامش كردن مردم راهگشای اقدامات سركوبگرانه محافظه كاران می شوند، و زمانی كه منافع و موجوديت نظام با خطر جدی روبرو می شود، دو جناح متحدانه به سركوب مبارزات مردم بر می خيزند.

8 ـ اگرچه رژيم موفق شد با انتخابات دوم خرداد 76 توهمات بسياری را در ميان توده ها دامن زند و بدين طريق برای رژيم فرصت بخرد اما طی سالهای اخير و رو شدن وعده های توخالی اين دارو دسته و تشديد سركوب توده ها و همراهی اين جناح با جناح محافظه كار در سركوب توده ها، پروژه "دوم خرداد" ضربات مهمی خورده است. در اين دوره با افزايش جنبش های توده ای طبقات و اقشار مختلف دور نوينی از مبارزات توده ها عليه رژيم آغاز شده است. دورنوينی كه بازگشت ناپذير است و جامعه را آبستن تلاطمات و تحولات پر تب و تابی كرده است.

9 ـ در چنين شرايطی مبارزات مردم عليه هيئت حاكمه در برخی مواقع با دعواهای درونی هيئت حاكمه در هم تداخل می كند. از يكسو جناح موسوم به "دوم خرداد" تلاش می كند با ترفندهای گوناگون در جنبش های توده ای نفوذ كند، صف بين رژيم و مردم را مخدوش كند. و از سوی ديگر برخی مواقع دعواهای جناح های درون هيئت حاكمه به خيزش هائی دامن می زند كه از كنترل آنان خارج می شود. در هر حال مهم است كه با اتخاذ سياستها و روشهای انقلابی مانع قاطی شدن صف مردم با دشمنانشان شد.

 

 

 

 

خطوط و گرايشـــــات سياســــي

جنب و جوش طبقات گوناگون، گرايشات سياسی متضادی را دامن می زند. گرايشاتی كه در تمامی جنبش های اجتماعی منعكس شده و روی آنها تاثير مثبت يا منفی می گذارد. در شرايط كنونی بطور عمده خطوط و گرايشات سياسی مهم زير را مشاهده می كنيم كه تاثيرات معين خود را بر روند مبارزات جامعه و شكل گيری آنها می گذارد.

1 ـ خط رفرميستی كه مبلغ دل بستن به كارزارهای "فريب انتخاباتی”، قانونی گرائی (يعنی محدود كردن فعاليت به چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی) و ضديت با مبارزه قهرآميز عليه رژيم است. بورژوازی متوسط و خرده بورژوازی مرفه كه عمدتا تحت نام "ملی ـ مذهبی” فعاليت می كنند، مبلغ اين خط هستند. اين خط بستر مناسب و زمينه اصلی است كه پروژه دوم خرداد هيئت حاكمه برای نجات رژيم با تكيه به آن به اجرا در آمد.

2 ـ خط طرفداری از نزديكی و مماشات با امپرياليسم (پرو امپرياليسم) كه اساسا توسط ائتلافی از درون ارتجاع حاكم تا بيرون حكومت منجمله ارتجاع سرنگون شده سلطنتی تبليغ می شود. آنها سعی می كنند به مردم اينگونه حقنه كنند كه تنها راه حل معضلات و مشكلات اقتصادی، برقراری رابطه بيشتر و علنی تر با امپرياليسم است. و بدين طريق روحيه اتكا به نفس و اطمينان به نيروی خود در بين توده ها ضربه بزنند و آنها را منتظر الطاف امپرياليستی بكنند و در نهايت مردم را منفعل كنند.

3 ـ خط شوونيستی كه تحت شعار "ايران برای ايرانيان" يكی از نقاط مشترك ائتلاف "دوم خرداد" است. اين پرچم را امروز بخشی از هيئت حاكمه بلند كرده و نيروهای "ملی ـ مذهبی” نيز با آنها همراه و هم صدا هستند. بورژوازی متوسط در هراس از برهم خوردن نظم موجود، از هم گسيختگی اقتصاد، و به خطر افتادن تماميت ارضی كشور بيش از پيش به دامن ناسيوناليسم چنگ می زند. اين خط تلاش دارد گرايش مخربی را در صفوف زحمتكشان ملل مختلف، و نيز ميان زحمتكشان ايرانی و افغانستانی دامن بزند. چنين گرايشی ميان زحمتكشان تفرقه انداخته و نقش بشدت تضعيف كننده ای در مبارزه عليه رژيم اسلامی دارد.

4 ـ ناسيوناليسم ملل ستمديده در سالهای اخير تقويت شده است. اگر چه ماهيت اين ناسيوناليسم عادلانه است. وليكن برخلاف دوران 57 كه كمونيستها و انقلابيون نقش مهمی در جنبش ملل ستمديده داشتند، اينك جريانات رفرميست از نفوذ سياسی بيشتری برخوردارند. مثلا امروز يك جريان قدرتمند از طبقه بورژوازی كرد (جدا از سازمانهای جنبش كردستان) با استراتژی "دوم خرداد" متحد شده و در جنبش كردستان به تبليغ خط رفرميستی می پردازد. تحت تاثير اين جريان، سياست نيروهای رهبری كننده مبارزات ملی در برخورد به قدرت حاكم نيز بيش از پيش به رفرميسم گرائيده است. اين گرايش ناسيوناليستی، تاثير منفی بر شكل گيری يك جنبش عمومی سراسری برای سرنگونی دولت ارتجاعی برجای می گذارد.

5 ـ در مقابل خطوط و گرايشاتی كه روند پيشروی و تكامل جنبش توده ها را سد يا تضعيف می كند گرايش متفاوتی از بطن خيزش ها و مبارزات توده ای سربلند كرده است: راديكاليسم و برخورد رزمنده و قهرآميز به قدرت سياسی حاكم. اين گرايش بازتاب قاطعيت طبقاتی توده های تحتانی جامعه، ستم و استثمار شديد، و شرايط خشن كار و زندگی آنهاست. شناسائی و مجازات مزدوران و جاسوسان جمهوری اسلامی در جريان خيزش های توده ای يا از طريق كمين گذاشتن در محلات، نشانه بارز همين گرايش است. حمله و به آتش كشيدن خودروهای نظامی، پاسگاه های انتظامی، بانكها و موسسات دولتی نمونه همين است. پابپای آشكار تر شدن بی ثمری خطوط رفرميستی، راديكاليسم در ميان توده ها رشدو گسترش بيشتری يافته است. دست در دست اين گرايش مساعد كه امكان بيشتری برای رشد افكار انقلابی در جامعه فراهم می كند، گرايش قدرتمند بريدن از دين و تنفر از شرع و خرافه، به ويژه در بين جوانان را شاهديم.

6 ـ با توجه به كليه فاكتورهای عينی و ذهنی بالا، بی ثباتی و بحران تعميق يافته، كشمكش ها، خيزش های توده ای و تلاطمات فزاينده ادامه خواهد يافت. تشديد فقر و بی حقوقی، بی آيندگی و نا امنی، ناتوانی رژيم و حاميان امپرياليستش در مقابله با معضلات اجتماعی فزاينده، بلا اثر شدن شيوه های سركوب دائمی و عريان، حضور نسل جديد در صحنه سياسی كه فارغ از روحيه شكست و تسليم است، همگی عواملی است كه ادامه و تشديد بحران و تلاطمات اجتماعی را به محتمل ترين روند در اوضاع جاری تبديل كرده است.

7 ـ در اين شرايط حتی اگر در نتيجه اين تلاطمات، تغييراتی در شكل و ساختار رژيم و جابجايی در قدرت سياسی ارتجاعی پديد آيد، وظيفه مركزی كمونيستها يعنی كسب قدرت سياسی از طريق جنگ خلق تغيير نخواهد كرد.

 

فرصـت های انقلابی 

1 ـ ذهنيت تغيير در لايه های مختلف جامعه نفوذ يافته و بخش های بزرگی از مردم نه فقط ضرورت تغيير كه امكان آن را نيز احساس می كنند. توده ها در شماری عظيم پا به صحنه گذاشته، مبارزاتشان ادامه دار و در حال گسترش بيشتر است. پابپای ادامه و گسترش اين مبارزات، شاهد اشكال راديكال و تعرضی  اين جنبش ها هستيم. توده هايی كه امروز عدم حضور يك نيروی رهبری كننده و انقلابی را حس می كنند و در جستجوی فلسفه، و راهی هستند كه دردهای اساسی جامعه را پاسخ گويد و آنان را به آمال و آرزوی شان برساند. آنها نياز به يك حزب انقلابی رهبری كننده را به هزار زبان درخواست كرده اند.

2 ـ موقعيت رژيم در مناطق ملل ستمديده شكننده تر و ضعيف تر شده است. مشخصا در كردستان كه طی دو دهه گذشته تجربه گرانبهايی در عرصه مبارزه مسلحانه اندوخته، خواست دست بردن به سلاح و توسل به قهر عليه دشمن در سطح توده های وسيع قوی است. تفرقه ميان جناح های رژيم تا حد حل قهری منازعات درون خود پيش رفته است. بندهای كنترل پليسی تضعيف شده است.

3 ـ در اين ميان، حزب  برای بسط و نفوذ خود در جامعه، يك نقطه قوت اساسی دارد كه نيروهای طبقاتی ديگر از آن بی بهره اند: ايدئولوژی، سياست، برنامه و استراتژی حزب كمونيست بر منافع كوتاه مدت و دراز مدت وراديكاليسم توده های ستمديده منطبق است. كمونيستها با استواری بر ايدئولوژی انقلابی، و با چنگ و دندان تلاش كردن برای اشاعه برنامه و راه خود می توانند در رقابت طبقاتی برای جبران عقب ماندگی ها و جلب و جذب مردم پيروز شوند.

 

وظايف سياسی كنونی حزب برای تدارك جنگ خلق

1ـ حزب كمونيست برای انباشت قوا و گسترش خود بعنوان گامی جهت آغاز جنگ خلق، بايد وظايف سياسی خود را در مقابل اوضاع كنونی مشخص كند. انجام استوار و پيگيرانه اين وظايف، حزب را قادر می سازد كه عقب ماندگی های خود را به ميزان تعيين كننده ای جبران كند و در صف مقدم مبارزه طبقاتی قرار گيرد. درايت و شجاعت سياسی و عملی عاملی است كه در تشخيص و ترسيم و اجرای اين وظايف به مثابه گام های ضروری جهت آغاز جنگ خلق، نقش تعيين كننده بازی می كند.

2 ـ حزب بايد به درون جنبش های توده ای برود؛ سياست انقلابی را به پيش بگذارد، برای جهت دهی انقلابی به آنها بكوشد؛ از ميان آنها نيرو جذب كند و به بسيج و سازماندهی بپردازد. عرصه فعاليت حزب، بايد جنبش هائی باشد كه از ظرفيت بيشتری برای تقويت پيشاهنگ، فراهم كردن مصالح لازم برای آغاز جنگ خلق و شكل دادن به شرايط مساعدتر برای پيشروی انقلاب برخوردار است. برای پيشبرد اين وظيفه، حزب بايد يكايك استراتژی های دشمن برای مهار جنبش توده ها و كنترل بحران را خنثی كند. بايد اهداف و نتايج طرح های سركوبگرانه و فريبكاری های مرتجعين اسلامی را در هر دوره افشا كند. بايد از فرصت های موجود برای سازمان دادن عمل مبارزاتی توده ها عليه طرح های مهار و مشخصا در شرايط كنونی عليه كارزارهای انتخاباتی رژيم استفاده كند.

3 ـ حزب بايد با خطوط و گرايشات ارتجاعی و سازشكارانه ای كه از طرف طبقات حاكمه و بورژوا در صفوف خلق نفوذ می كند به مقابله بر خيزد. در تقابل با خط رفرميستی، خط سرنگونی قهرآميز؛ در مقابل خط پروامپرياليستی، خط استقلال و اتكا به نيروی خود؛ در مقابل تفكرات مذهبی و خرافی، تفكرات علمی و پيشرو ماترياليستی ديالكتيكي؛ در مقابل شوونيسم و ناسيوناليسم، خط انترناسيوناليستی و دفاع از حق تعيين سرنوشت ملل تا حد جدايی را پيش گذارد و به افشای و مقابله با تفكرات پدرسالارانه و مردسالارانه دست بزند.

4 ـ حزب كمونيست ايران (ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست) بايد برنامه و اساسنامه خود را در ميان توده های وسيع اشاعه دهد.  بايد خط و برنامه و اهداف احزاب طبقاتی ديگر در صفوف خلق، دوری و نزديكی هر يك به طبقه كارگر و انقلاب دمكراتيك نوين و تمايزات با اين احزاب را پيگيرانه روشن كند و اشاعه دهد. اين كار در خدمت به شكل دهی جبهه متحد خلق تحت رهبری حزب بايد انجام گيرد.

5 ـ حزب بايد شعارهای استراتژيك و تاكتيكی عمومی و خاص هر دوره را تعيين كرده و به ميان توده ها ببرد. شعارهائی چون: 

 

زنده باد انقلاب، زنده باد كمونيسم!

زنده باد ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم!

برافراشته باد پرچم پيروزمند جنگ خلق!

زنده باد جنبش انقلابی انترناسيوناليستي! زنده باد انترناسيوناليسم پرولتري!

برقرار باد جمهوری دمكراتيك نوين! پيش بسوی سوسياليسم!

مرگ بر جمهوری اسلامی و اربابان امپرياليستش!

زنجيرها را بگسليم خشم زنان را بمثابه نيروی قدرتمندی در راه انقلاب رها كنيم!

به صفوف حزب كمونيست ايران (ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست) بپيونديد! 

به تدارك جنگ خلق ياری رسانيد! 

حق تعيين سرنوشت ملل تا سرحد جدائي!

 

مرگ بر حكومت مذهبي! مرگ بر جمهوری اسلامي!

زندانی سياسی آزاد بايد گردد!

مرگ بر دشمن نسل جوان!

فريب انتخاباتی را درهم شكنيم!

حجاب اجباری را بسوزانيد!

آزادی انديشه با اين رژيم نميشه!

كردستان كردستان گورستان فاشيستان!

زمين برای دهقان!

آزادی تشكل، آزادی اعتصاب!

كارگر زندانی آزاد بايد گردد!

اخراج مهاجر افغانی محكوم است!


 

پيام كميته جنبش انقلابی انترناسيوناليستی به كنگره موسس حزب كمونيست ايران (ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست)

 

رفقای عزيز

بندرت يك حزب پيشاهنگ پرولتری تا به حد حزب كمونيست جديدالتاسيس ايران مورد نياز بوده است و برای كمتر حزبی تا اين حد همه جانبه كار و تدارك شده است.

از زمان تشكيل اتحاديه كمونيستهای ايران در سال 1976 و حتی قبل از آن، انقلابيون كشور شمامسلح به ايدئولوژی رهائيبخش ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم بطور قدرتمندی برای اينكه اين ايدئولوژی در خاك مبارزات مردم ايران ريشه بدواند، مبارزه كرده اند. آنها برای ساختن يك حزب پرولتری پيگيرانه نبرد كرده اند زيرا تنها چنين حزبی می تواند مردم را در مبارزه جهت خلاصی از چنگالهای اسارت بار جهنم امپرياليسم، فئوداليسم، سرمايه داری بوروكرات، رهبری كند. ما خيلی خوب به تاريخ چند دهه گذشته آگاهيم: مبارزات طولانی عليه شاه و رژيم دست نشانده ايالات متحده آمريكا؛ مبارزات درونی جنبش انقلابی ايران ميان آنان  كه در جستجوی طرق ساده برای رسيدن به قدرت به ابرقدرت شوروی متوسل ميشدند و مائوئيستها كه مدافع راه جنگ خلق بودند؛ و جسارت خيره كننده خلقهای ايران به هنگامی كه جلاد منفور را بالاخره از تخت بزير كشاندند، همه را به ياد مياوريم.در آن جنبش عظيم انقلابی نيروهای جوان جنبش مائوئيستی ايران نقشی فعال بازی كرده و صفوف و نفوذشان با سرعت و جهش وار افزون شد. ولی جنبش كمونيستی كشور شما هنوز قدم حياتی تشكيل حزب پيشاهنگ پرولتاريا را برنداشته بود. به اين خاطر و دلايل ديگر، پرولتاريا هر چند قهرمانانه جنگيد، نتوانست جايگاه ضروری را در راس كل خلق اشغال كند. 

و نتيجتا (و بجای آن) دار و دسته گنديده ملايان كه نماينده ايدئولوژی ارتجاعی فئودالها بودند توانست بخش بزرگی از مردم را كه از "مدرنيزاسيون" امپرياليستی شاه منزجر بودند، فريب دهد و بدنبال خود بكشد. ضعف كمونيستها كه شامل برخی اشتباهات ايدئولوژيك سياسی شان بود، حركت "خلاف جريانی” كه كشور را فراگرفته بود مشكل كرد؛ و رهبری خمينی آنطور كه بايد و شايد به مصاف طلبيده نشد

همه ما نتيجه تراژيك خيانت خمينی را ميدانيم: هزاران اعدام، نابود كردن تمامی حقوق دموكراتيك، لگدمال كردن اقليت های ملی، تلاشهای وحشيانه برای خفه كردن زنان ايران كه روحيه انقلابيشان در انقلاب ضد شاه اين چنين شكوفا شده بود، برقرار كردن رعب و وحشت در كل جامعه بطوری كه سركوبگری شاه در مقايسه با آن رنگ باخت. با وجود اين، در اوج اين هجوم تاريك انديشانه و فاشيستی بر خلق و انقلاب، رفقای اتحاديه كمونيستهای ايران پرچم سرخ انقلاب مسلحانه را در شهر آمل و جنگلهای اطراف آن بلند برافراشتند. هر چند اين قيام به شكست انجاميد، سربداران چنان صفحه باشكوهی در تاريخ مبارزه خلق نوشت كه حتی كشتار همگانی، شكنجه و سالهای طولانی و تلخ تبعيد نتوانست پاكش كند.

در طول پيچ و خمهای مبارزه انقلابی در ايران، هم در بيرحمانه ترين لحظات افت و هم در دوران خيز برداشتن امواج، اين مائوئيستها و فقط مائوئيستها بودند كه منافع درازمدت پرولتاريا و خلق را نمايندگی كرده اند. و تنها كمونيستهای انقلابی بوده اند كه در عين حفظ دورنما و جهت گيری نبرد برای خلاصی تمام جهان از استثمار طبقاتی توانسته اند از تجربه خلق و اشتباهات خود درس بگيرند تا رهبری روشن تر و صحيح تری را بوجود آورند. ايجاد حزب كمونيست پيشاهنگ در ايران يك قدم حقيقتا بزرگ در تاريخ مبارزه طبقاتی در كشور شماست و يقينا تاثيرات عميقی در كل منطقه و ورای آن خواهد گذارد. هر چند ايجاد حزب به تنهائی همه مسائل رهبری انقلاب را بطور اتوماتيك حل نخواهد كرد، ولی تشكيل آن پيش شرط ضروری و حياتی برای پيشروی است.

مائوتسه دون بما آموخت "درستی يا نادرستی خط ايدئولوژيك سياسی همه چيز را تعيين ميكند." تاريخ جنبش كمونيستی ايران تاكيدی است بر هر دو جنبه اين حقيقت عميق. تشكلات بزرگ اپورتونيستی گذشته كجايند؟ اشتباهات راست و ظاهرا "چپ" آنها را به ورشكستگی سياسی، ايدئولوژيك و تشكيلاتی كشانده است. آينده از آن حزب پيشاهنگی است كه بر شالوده مستحكم ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم بناشده و دارای هسته ای از كادرهای امتحان پس داده، تعليم يافته و آبديده ای است كه خود را تماما وقف امر خلق كرده اند. با چنين حزبی، كارهای عظيمی به انجام خواهد رسيد.

از همان ابتدای تشكيل جنبش انقلابی انترناسيوناليستی، رفقای ايران نقشی مركزی ايفا كرده اند. شما عليرغم اينكه در نتيجه حملات دشمن بسيار ضعيف شده بوديد، بار عظيمی از نبرد برای خط مائوئيستی در سطح بين المللی را به دوش گرفتيد. تعهد طبقاتی و خوش بينی انقلابی شما قدرت قابل ملاحظه ای به تلاشهای شكننده اوليه ما برای گردآوری نيروهای مائوئيست اصيل جهان، بخشيد. ما با هم قوی تر شده ايم، از هم آموخته ايم، و وحدت ما ناگسستی است.

امروز در ايران توده ها بار ديگر به زندگی سياسی روی می آورند. رعب آفرينی دشمن، هر چند به هيچوجه كمتر نشده، كمتر توان عقب راندن مردم را دارد. توهمات مردم نسبت به اينكه بخش به اصطلاح "دموكرات" طبقه حاكمه "رفرم" كند شديدا ضربه خورده است و تلاش بسياری از نيروهای اپورتونيست برای وصله پينه كردن آن، فايده ای ندارد.

شرايط زندگی توده ها غيرقابل تحمل است و شديدا خواهان انقلابند. ولی تاريخ، چه در ايران و چه در همه جای ديگر، نشان داده است، خلق هر قدر هم قهرمانانه مبارزه كند فقط تحت رهبری حزب پرولتری است كه رهائی واقعی بدست می آورد. فقط با جنگ درازمدت خلق ميتوان ايران را از چنگال امپرياليسم، فئوداليسم، سرمايه داری بوروكراتيك، رها كرد و دملهای چركين و پليدی  را كه حكومت ارتجاع در جامعه توليد كرده است، جراحی و درمان كرد. ما ميدانيم كه حزب كمونيست ايران (م ـ ل ـ م) برای خود وظيفه ای بغايت مشكل تعيين كرده است؛ يعنی وظيفه سازماندهی، آغاز و رهبری چنين جنگ خلقی تا به پيروزی. ما اطمينان داريم كه با برافراشته كردن اين خط ماركسيست لنينيست مائوئيستی، عناصر واقعا انقلابی كشور شما، و بطور بسيار مشخص (و بويژه با تاكيد) كارگران و دهقانان فقير بطور فزاينده ای متوجه خواهند شد كه اين خط و نه هيچ خط ديگری، كه اين حزب و نه هيچ حزب ديگری، پيشاهنگ خط اول است.

رفقا، هر چند راهی كه در پيش است كماكان مشكل و پرپيچ و خم خواهد بود، ايجاد حزب شما آينده را برای مردم ايران و برای كل پرولتاريای بين المللی روشن تر ميكند.

زنده باد حزب كمونيست ايران (م ـ ل ـ م)!

درود به شهدای جنبش كمونيستی ايران!

پيش به سوی جنگ خلق!

زنده باد انترناسيوناليسم پرولتري!

زنده باد كمونيسم!

اول ماه مه 1002

كميته جنبش انقلابی انترناسيوناليستی      

پيام حزب كمونيست افغانستان به كنگرهی موسس حزب كمونيست ايران (ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست)

 

رفقای عزيز!

تمنيات نيك و خالصانه و تبريكات صميمانه و رفيقانهی ما را به مناسبت تدوير كنگرهی موسس حزب كمونيست ايران (ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست) پذيرا باشيد. ما از ته دل و با شور و شوق فراوان انتظار داريم كه اين كنگره موفقانه به پيش رود و با حصول دستاوردهای عظيم انقلابی و تاريخی پايان يابد.

تاسيس حزب كمونيست ايران (ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست) ايران ثمره عالی ای از مبارزات جنبش كمونيستی بين المللی و مشخصا مبارزات جنبش انقلابی انترناسيوناليستی و نتيجهی برجسته ای از چندين دهه مبارزات پر فراز و شيب و جانفشانی های عظيم طبقه كارگر و جنبش كمونيستی ايران و مشخصا مبارزات اتحاديه كمونيست های ايران در طول يك ربع قرن از حيات مبارزاتی گذشته اين سازمان، است.

قدر مسلم است كه تاسيس حزب كمونيست ايران (ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست) و حضور رزمجويانهی اين حزب در صفوف جنبش كمونيستی بين المللی ـ مشخصا صفوف جنبش انقلابی انترناسيوناليستی ـ به نوبهی خود می تواند ـ و بايد ـ به نحو شايانی به شكوفائی و اعتلای بين المللی جنبش كمونيستی به ويژه پيشروی های جنبش انقلابی انترناسيوناليستی خدمت نمايد. با حضور حزب كمونيست ايران (ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست) در صحنه مبارزات انقلابی ايران، زنجيرهی احزاب كمونيست (ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست) از تركيه به افغانستان و كشورهای جنوب آسيا (هند، بنگلاديش، سريلانكا و نيپال) وصل می شود و اين امر می تواند ـ و بايد ـ اتحاد آنها را كه قبلا در چوكات جنبش انقلابی انترناسيوناليستی به عمل آمده است، بيشتر از پيش استحكام و گسترش دهد.

تاسيس حزب كمونيست ايران (ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست)، طبقه ما را در خطه ای كه دارای اهميت استراتژيك منطقوی و جهانی است، از پيشاهنگ انقلابی بر خوردار می سازد و سلاح اساسی مبارزاتی انقلابی دموكراتيك نوين برای گذار به انقلاب سوسياليستی و حركت به سوی كمونيزم جهانی را در اختيار خلق های اين خطه قرار می دهد. در شرايط حاضر كه رژيم ارتجاعی و مزدور جمهوری اسلامی ايران برای بقای بيشتر تلاش های مذبوحانه به عمل می آورد و توده های مردم هر روز بيشتر از پيش فعالانه به صحنهی مبارزات ضد رژيم داخل می گردند، تاسيس حزب كمونيست ايران (ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست) و حضور آن در ميان توده ها می تواند ـ و بايد ـ مبارزات توده ها را مستحكمتر و گسترده تر به پيش سوق دهد و بمثابهی عامل انقلابی اصولی و نيرومند رهبری كننده، سرنگونی رژيم ارتجاعی حاكم را در جهت بر اندازی كليت دولت ارتجاعی و سلطه امپرياليزم، هر چه بيشتر تسريع نمايد. حزب كمونيست افغانستان به آيندهی همبستگی مبارزاتی ميان حزب كمونيست ايران (م ـ ل ـ م) و حزب كمونيست افغانستان و همكاری های متقابل آنها در مبارزات مشترك عليه دشمنان طبقاتی و ارتجاع هار منطقه از رژيم طالبان گرفته تا جمهوری اسلامی ايران و وابستگان محلی و اربابان بين المللی آنها، اميدواری های عظيمی دارد. اين دورنمای اميد بخش و تحقق عملی آن، استحكام ايدئولوژيك ـ سياسی و تشكيلاتی مانرا افزايش می دهد و عزم مبارزاتی مانرا بيشتر از پيش و به صورت روز افزونی تقويت می نمايد.

يكبار ديگر، تدوير كنگره موسس حزب كمونيست ايران (ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست) را به شما رفقای حاضر در كنگره و تمامی منسوبين جنبش انقلابی انترناسيوناليستی تبريك می گوئيم و موفقيت های بزرگی برای كنگره آرزو می نماييم!

زنده باد ماركسيزم ـ لنينيزم ـ مائوئيزم!

زنده باد انترناسيوناليزم پرولتري!

زنده باد جنبش انقلابی انترناسيوناليستي!

پيروزمند باد كنگره حزب كمونيست ايران (م ـ ل ـ م) !

"حزب كمونيست افغانستان"

دوازدهم اپريل 2001

 


 

پيام تهنيت انقلابی به حزب كمونيست ايران (ماركسيست ــ لنينيست ــ مائوئيست)!

از طرف رفيق پراچاندا،  صدر كميته مركزی، حزب كمونيست نپال (مائوئيست)

 

به كميته مركزی حزب كمونيست ايران (م ــ ل ــ م)

با شادمانی بسيار از خبر اعلام تاسيس حزب شما، حزب كمونيست ايران (م ــ ل ــ م) با خبر شديم. با غرور و افتخار شنيديم كه كنگره موسس حزب با موفقيت بسيار برگزار شده است. ما از سوی حزب پر افتخار خود، حزب كمونيست نپال (مائوئيست) همبستگی بيكران خويش با شما را ابراز می داريم و در اين لحظات درخشان به حزبتان تبريك می گوئيم.

ايران و نپال، هر دو كشورهايی نيمه فئودال و نيمه مستعمره اند. حزب ما و حزب شما برای رهائی توده ها و آزاد ساختن ملل از يوغ فئوداليسم، سرمايه داری بوروكراتيك و امپرياليسم از طريق انقلاب دمكراتيك نوين در كشور خويش عهد بسته اند. لحظه به لحظه حيات ايران و نپال آكنده از تصاوير رنگين جنبش های عظيم توده ای است. هر دو ما پيرو ايدئولوژی تعالی بخش ماركسيسم ــ لنينيسم ــ مائوئيسم به مثابه ايدئولوژی راهنمای خويش هستيم. هر دو ما از بنيانگذاران و اعضای فعال جنبش انقلابی انترناسيوناليستی هستيم و به تحقق هدف تاسيس يك انترناسيونال كمونيستی نوين پيگيرانه خدمت می كنيم. ما به مثابه گردان  های انقلابی پرولتاريای جهانی از ديرباز مناسبات رفيقانه ای بر پايه انترناسيوناليسم پرولتری كه اصل و آرمان عظيم ما محسوب می شود، برقرار كرده ايم.

مائوئيستهای ايران به خاطر تاسيس يك حزب پرولتری راستين تلاش و زحمت بسيار كشيده اند. در جريان اين كوشش ها، شما در سال 1355 اتحاديه كمونيستهای ايران را بوجود آورديد كه نقش تعيين كننده ای در تاسيس حزب كمونيست ايران (م ــ ل ــ م) بازی كرده است. شما تحت رهبری اتحاديه كمونيستهای ايران (سربداران) در شهر آمل و جنگلهای اطراف آن به تجارب مهمی در عرصه مبارزه مسلحانه دست يافتيد. هر چند دشمن قيام آمل را بيرحمانه سركوب كرد، اما تاريخی كه رفقای ما در ايران به بهای خون خويش نگاشتند، ماندگار خواهد شد و پرچم سرخی كه برافراشتند هر چه بالاتر به اهتزاز در خواهد آمد. در بحبوحه اين شكست جدی، رفقای ايرانی ما ضربات بزرگ و راه پر پيچ و خم تبعيد را متحمل شدند. با وجود اين، آنان هيچگاه دلسرد نشدند و به مثابه مائوئيستهای راستين، سخت كوشيدند تا حزب را دوباره سازمان دهند. اين تلاشها نهايتا به تولد حزب كمونيست ايران (م ــ ل ــ م) انجاميد. جنبش انقلابی انترناسيوناليستی هرگز خدماتی كه رفقا طی اين دوره به پيشرفتش كردند را فراموش نخواهد كرد. ما مائوئيستها نه فقط بايد درسهای پيروزی را بياموزيم كه از شكستها نيز بايد درس بگيريم. درسهای سخت و پر اهميتی كه رفقای ايرانی در گذشته آموخته اند، مسلما به پيشروی آنان در آينده كمك خواهد كرد. 

رفقا همانطور كه می دانيد، ما طی پنج سال و نيم گذشته در حال رهبری جنگ خلق عظيمی هستيم كه به ايجاد ارتش چريكی خلق و مناطق پايگاهی و مناطق چريكی در بخش گسترده ای از روستاهای نپال انجاميده است. از يك سو فرصت عاجلی برای كسب قدرت سراسری وجود دارد و از سوی ديگر، احتمال حمله نابود كننده توسط دشمنان غدار بومی و خارجی. بنابراين جنگ خلق توده های قهرمان نپالی تحت رهبری حزب ما در چنين اوضاع خطيری به پيش می رود. در ميانه اين مصاف، حزب ما توانسته كنفرانس سراسری تاريخی خود را با موفقيت بسيار در ماه فوريه گذشته برگزار كند. يكی از تصميمات مهم اين بود كه كنفرانس، ماركسيسم ــ لنينيسم ــ مائوئيسم و راه پراچاندا به مثابه ايدئولوژی راهنمای حزب را به تصويب رساند. آخرين عمليات نظامی در پروسه پنج سال و نيمه جنگ خلق، كه بلافاصله بعد از پايان كار كنفرانس با موفقيت انجام شد، صحت خط كنفرانس را به روشنی بنمايش می گذارد. ما به مثابه يك گردان پيشرو پرولتاريا، مصمم هستيم انقلاب دمكراتيك نوين در نپال را در خدمت به انقلاب پرولتری جهانی و رسيدن به هدف مشتركمان يعنی كمونيسم از طريق انقلاب سوسياليستی و انقلابات فرهنگی پرولتری متحقق كنيم.

ما كاملا با عقيده كميته جنبش انقلابی انترناسيوناليستی موافقيم كه: "تاسيس حزب كمونيست پيشاهنگ در ايران، معرف يك گام حقيقتا بزرگ در تاريخ مبارزه طبقاتی كشور شما است و بدون شك تاثيرات عميقی بر كل منطقه و ورای آن بر جای خواهد گذاشت."

خلق ايران در سال 1357 برای سرنگونی رژيم مطلقه شاه نوكر امپرياليسم آمريكا قهرمانانه جنگيد. در آن مقطع، پيشاهنگ پرولتاريا از نظر خط ايدئولوژيك و سياسی و تشكيلات به حد كافی بالغ و قوی نبود.

به همين علت بود كه نيروهای مرتجعی نظير بنيادگرايان اسلامی تحت رهبری ملايان از فرصت استفاده كرده و قدرت دولتی را به چنگ آوردند. و بدين طريق بار ديگر كشور و توده ها را در باتلاق شكل ديگری از استبداد مطلقه گرفتار كردند. احساسات انقلابی توده ها در ايران به خاطر كسب رهائی مداوما به خيزش های نوين پا می دهد. از آنجا كه ملايان قديمی به شدت افشای شده اند، بخشی از ملايان جديد به جلوی صحنه آمده، می كوشند توده های مبارز را با نقاب "اصلاحات" فريب دهند. به نظر می آيد كه فرصت مناسبی برای تحقق شعارهای عمده حزب يعنی "در مسير تدارك و آغاز جنگ خلق در ايران به پيش رويم!" و "پيش بسوی انقلاب دمكراتيك نوين" وجود دارد. پرولتاريا و توده های انقلابی نپال و جهان بی صبرانه در انتظار جنگ خلق هستند كه اينبار در كشور ديگری از منطقه خاورميانه تحت رهبری  حزب كمونيست ايران (م ــ ل ــ م) آغاز شود. اين افتخاری برای كل جنبش بين المللی كمونيستی و مشخصا جنبش انقلابی انترناسيوناليستی خواهد بود كه جنگ خلق ديگری را تجربه كند. جنگی كه پروسه انقلاب پرولتری جهانی را تسهيل خواهد كرد و پروسه جاری تاسيس يك انترناسيونال نوين را شدت خواهد بخشيد.

من به نمايندگی از سوی كل حزب، كل جنگاوران  و دو ميليون توده نپالی كه در مناطق پايگاهی زندگی می كنند، و از سوی كل توده های قهرمان كشور، بار ديگر تبريكات انقلابی خود را به خاطر موفقيت عظيم كنگره موسس بنيانگزار و تاسيس پيشاهنگ پرولتری يعنی حزب كمونيست ايران (م ــ ل ــ م) نثارتان می كنم!

 با درودهای صميمانه كمونيستي

 پراچاندا

 صدر كميته مركزي

 حزب كمونيست نپال (مائوئيست)

 

 


 

پيام حزب كمونيست انقلابی آمريكا به كنگره موسس حزب كمونيست ايران ( ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست)

 

رفقای عزيز

بسيار جای خوشوقتی است كه ما از طرف حزب كمونيست انقلابی آمريكا به كنگره موسس حزب كمونيست ايران درود می فرستيم. اگر چه ايران وايالات متحده را هزاران كيلومتر و نظامهای اجتماعی متفاوت از هم جدا كرده است اما احزاب ما و پرولتاريای دو كشور توسط يك مبارزه جهانی مشترك عليه امپرياليسم و ارتجاع و مبارزه برای برقراری كمونيسم به هم متصل است.

چند دهه است كه مبارزه پرولتاريا در ايالات متحده آمريكا و جنبش انقلابی خلقهای ايران درهم بافته شده اند. تاريخا، از زمان جنگ جهانی دوم، ايالات متحده تكيه گاه امپرياليستی اصلی برای رژيم ارتجاعی  در ايران بوده است. اين مسئله بويژه در دوران رژيم شاه كه به مثابه نوكر آمريكا افشا ميشد و مورد نفرت بود، آشكار بود. ما بخاطر داريم كه چگونه در دوره سالهای 1970 دانشجويان ايرانی برای مبارزات انقلابی آمريكا شور انقلابی به ارمغان می آوردند؛ هيچوقت فراموش نميكنيم كه چگونه آنان به ترويج و اشاعه مائوئيسم در بين جوانان اين كشور كمك كردند.

دوره بعد از سقوط شاه، دوره آزمونهای بزرگ برای جنبش انقلابی ايران بوده است. درود انقلابی به جانباختگان جنبش كمونيستی ايران كه جان خود را برای مقاومت در مقابل امواج ترور ضد مردمی رژيم خمينی كه برای تحكيم رژيم ارتجاعی اسلامی بر پا شده بود، بر كف نهادند. ما همواره از عزم تزلزل ناپذيری كه در برداشتن بار مسئوليت و اعتماد مطلقی كه به پيروزی نهايی امر انقلاب در اين سالهای سخت به نمايش گذاشتيد خواهيم آموخت.

ايالات متحده يك كشور امپرياليستی است و طبقه حاكمه ما با استثمار كار مردم زحمتكش در ايران و ديگر كشورهای تحت ستم و همچنين پرولتاريا در ايالات متحده فربه شده است. ما ديده ايم كه هر ضربه شما به سيستم امپرياليستی در ايران، مردم انقلابی و مترقی در ايالات متحده را تشويق كرده است، طبقه حاكمه را تضعيف كرده و به تسريع به پا خيزی مسلحانه پرولتاريا عليه طبقه حاكمه ايالات متحده كمك می كند. هم اكنون با تشكيل حزب كمونيست ايران (م ـ ل ـ م) ما می دانيم كه ميتوانيم انتظار افزايش اين ضربات را داشته باشيم و به روز سرنگونی نهايی طبقه حاكمه ما به همان اندازه نزديكتر شويم. ما اطمينان می دهيم كه برای كمك به مبارزه انقلابی در ايران، بويژه از طريق حدت بخشيدن به مبارزه انقلابی عليه طبقه حاكمه امپرياليستی ايالات متحده هر آنچه را كه در توان داريم انجام دهيم.

برای حزب ما وحدت ايدئولوژيك و سياسی با رفقای ايرانی مان همواره بسيار ارزشمند بوده است. ايدئولوژی مشتركمان ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم ما را بهم پيوند ميدهد. درك مشترك ما از اهميت مركزی انترناسيوناليسم پرولتری با شركت مشتركمان در جنبش انقلابی انترناسيوناليستی  مستحكم شده است. در واقع جنبش انقلابی انترناسيوناليستی بيان تشكيلاتی و سياسی وحدت ايدئولوژيكی ماست. ما از نزديك تحولات مبارزه انقلابی در ايران و تكامل حزب شما را دنبال كرده و از شما خواهيم آموخت.

بيش از بيست و پنج سال تجربه، ما را بيش از پيش به ارزش  و نقش حياتی حزب پيشاهنگ در كل پروسه انقلابی، واقف ساخته است. حزب ما تحت رهبری صدر آواكيان درك خود را از پروسه انقلابی در ايالات متحده عميقتر كرده و از تجارب مبارزه طبقاتی، از تجارب كار حزب ما و تحولات جامعه جمعبندی كرده است. بر چنين مبنايی برای افزودن بر ذخاير نبردمان، و برآورده كردن نيازهای نسل نوينی از نيروهای انقلابی كه در ايالات متحده در حال ظهور است، ما مشغول تدوين يك برنامه جديد هستيم. حزب ما و حزب شما وظايف عظيمی را برای تدارك، آغاز و رهبری پيروزمند جنگ خلق عليه طبقات حاكمه خود بر دوش دارند. روشن است كه در مقايسه با عظمت اين وظايف قوای ما ضعيف است. ما می دانيم كه مبارزه در ايران و ايالات متحده ساده و آسان نبوده و نخواهد بود.

اما يك چيز ديگر را نيز خوب ديده ايم و آن اينكه پافشاری بر يك خط صحيح ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيستی تنها انجام يك وظيفه انقلابی نيست، بلكه بطور روز افزونی در قلب و اعماق مبارزه انقلابی مردم ريشه خواهد گرفت. تجربه كل جنبش كمونيستی بين المللی  و بويژه تكامل جنگ خلق در پرو و نپال و نقاط ديگر نشان داده است كه يك خط صحيح می تواند انرژی انقلابی ستمديدگان را رها و رهبری كند؛ نيرويی كه عاقبت بر شرورترين و متفرعن ترين دشمنان پيروز خواهد شد.

زنده باد كنگره موسس حزب كمونيست ايران ( م ـ ل ـ م)!

زنده باد جنبش انقلابی انترناسيوناليستي!

زنده باد ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم!

كميته مركزی حزب كمونيست انقلابی آمريكا

آوريل 2001

 


 

پيام حزب كمونيست تركيه (ماركسيست ـ لنينيست)

به كنگره موسس حزب كمونيست ايران (ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست)

 رفقا:

اين يك واقعه تاريخی است كه پرولتاريای چند مليتی ايران از طريق تشكيل حزب ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيستی به پيشاهنگ خود دست يافته است.

اين دستاوردی مهم برای پرولتاريای بين المللی است. اكنون انقلاب جهانی پرولتری مجهز به سلاحهای بيشتری است. تحت رهبری حزب، انقلاب ايران در خدمت به مارش جهانی بسوی كمونيسم، پيش خواهد رفت. حزبی كه قطب راهنمايش ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم است، توانسته با تلفيق اين ايدئولوژی راهنما با شرايط خاص ايران گامی كيفی در جهت آفريدن خط راهنمای انقلاب ايران بردارد. اين نه تنها بازتاب استمرار انقلاب ايران است، بلكه همچنين يك پيشروی كيفی انقلاب را نشان ميدهد. حزب كمونيست ايران (م ـ ل ـ م) در نتيجه انقلاب كبير فرهنگی پرولتاريائی به اين دستاورد رسيده است. در واقع اين حزب محصول آن انقلاب است. اگر اين حزب مائوئيسم را، كه مرحله عاليتر علم ماست، در دست نگرفته بود برداشتن اين گام تاريخی ناممكن بود. تاسيس حزب كمونيست ايران (م ـ ل ـ م) همچنين نمايانگر آنست كه پرچم جرات كردن و جنگ خلق را در خدمت به انقلاب جهانی آغاز كردن به اهتزاز در آمده است.

اين نيز حقيقت روشنی است كه "جنبش انقلابی انترناسيوناليستی” كه در مه 1984 بوجود آمد، به پيدايش حزب مائوئيست در ايران كه در هفدهمين سالگرد تاسيس آن تشكيل ميشود، خدمت كرده است. حزب مائوئيست در ايران، همانند حزب ما، يكی از اعضای جنبش انقلابی انترناسيوناليستی است. بر پايه ايدئولوژی مشترك و جهانشمول مان يعنی به مثابه احزاب ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست، ما و شما اعضا و گردانهای پرولتاريای انترناسيوناليست در خاورميانه هستيم. به همين جهت شعف ما از اين واقعه دو چندان است. با روحيه انترناسيوناليسم پرولتری، درودهای خود را نثار حزب همبسته مان، حزب كمونيست ايران (م ـ ل ـ م) می كنيم.

اكنون ستمديدگان ايران، و در پيشاپيش آنان زنان، كه نارضايتی خود را از رژيم ملايان به نمايش گذارشته اند، ميتوانند با اميد بيشتری به آينده بنگرند. زيرا داشتن حزب شرط حتمی رهبری مبارزات ستمديدگان بسوی رهائی واقعی است. برای  اينكه مبارزات قهرمانانه توده ها منحرف نشود و فداكاريهای عظيم آنان به هرز نرود، وجود يك حزب مائوئيست بدون قيد و شرط ضروری است. نيروی محركه انقلاب و سازندگان تاريخ توده ها هستند. با داشتن حزبی مائوئيست در رهبری، توده ها قادر خواهند بود شاهكار خود را آگاهانه بيافرينند. 

رفقا: همچنين مايليم، به مناسبت تاسيس پيشاهنگ مائوئيست در ايران عشق عميق و درودهای خود را به خلقهای ايران تقديم كنيم.

افتخار بر حزب كمونيست ايران (م ـ ل ـ م)! 

زنده باد جنبش انقلابی انترناسيوناليستي!

زنده باد ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم!

كميته مركزی حزب كمونيست تركيه (م ـ ل) 

آوريل 2001

به كميته رهبری اتحاديه كمونيستهای ايران (سربداران)

از طرف كميته مركزی سازمانده حزب كمونيست هند (ماركسيست ـ لنينيست) ناگزالباري

رفقای عزيز، به مناسبت تاسيس حزب پيشاهنگ مائوئيستی در ايران، درودهای انقلابی خويش را نثار شما و رزمندگان حزبتان می كنيم.

از مدتها پيش، غرب آسيا منطقه ای مهم و سرشار از قيام و مبارزه عليه امپرياليستها و رژيمهای كمپرادور بوده است. آنچه وجود نداشته، نقش رهبری كننده احزاب پيشاهنگ مائوئيستی است. فقط اين رهبری می تواند قيام توده ها را بطور علمی سازمان دهد و به يك انقلاب همه جانبه تبديل كند. در اين چارچوب، تاسيس حزب مائوئيست در ايران نه فقط برای توده های تحت استثمار و ستم در كشور شما، بلكه برای كل منطقه و دنيا، يك واقعه مهم تاريخی خواهد بود.

رفقا، شما از طريق مبارزه ای سخت برای برافراشتن پرچم ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم و دفاع و بكاربست آن، و ريشه كن كردن كل گرايشات غير پرولتری به انقلاب دمكراتيك نوين در ايران ضربه زده اند، به اين موقعيت تاريخی رسيده ايد. تاسيس حزب شما كه در بحبوحه ظهور موج نوين انقلاب پرولتری جهانی صورت گرفته، گواه ديگری از شكست ناپذيری ايدئولوژی ماست. اخبار موفقيت شما، بر شور و هيجان توده های هند خواهد افزود. بعلاوه اين واقعه به نبرد عليه گرايشات ارتجاعی اسلامی كه می كوشند جوانان مبارز را با حرفها و ژست های انقلابی گمراه كنند، كمك زيادی خواهد كرد.

ما مدتهاست كه مبارزه شما برای ايجاد حزب و جمعبندی از درسهای گذشته را دنبال می كنيم. همدوشی ما در جنبش انقلابی انترناسيوناليستی، رابطه ما را تحكيم كرده و اينك با جهش نوينی كه تداركش را می بينيد، اين رابطه بيش از پيش استحكام خواهد يافت.

با درودهای انقلابی،

كميته مركزی سازمانده حزب كمونيست هند (ماركسيست ـ لنينيست) ناگزالباري

12 مه 2001  

 


پيام سازمان پيكار برای نجات افغانستان (اصوليت انقلابی پرولتری)

رفقای حزب كمونيست ايران (ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست)!

 

ما با اعتقاد راسخ بر اين اصل علمی و انقلابی كه: "بدون حزب انقلابی ايكه بر بنياد هستی ساز (م ل م) ايجاد شده باشد و بوسيله كمونيستهای انقلابی رهبری شود؛ مبارزات رهائيبخش پرولتاريا و زحمتكشان در راه سرنگونی طبقات حاكم ارتجاعی و امپرياليسم و ايجاد جامعه نوين به پيروزی نخواهد رسيد"؛ تاسيس حزب كمونيست ايران (م ل م) از يكطرف بحيث مرحله تكاملی از مبارزات انقلابی كمونيستهای راستين ايران بوده و واقعه بزرگ تاريخی در جنبش كمونيستی ايران محسوب ميگردد؛ و از طرف ديگر پيشرفت مهمی در تقويت جنبش انقلابی انترناسيوناليستی است. كه نويد ظفر آفرينی برای تمام كمونيستهای انقلابی، پرولتاريا و زحمتكشان سراسر جهان بوده و موجب مباهات آنها گرديده است.

اين حزب بحق ثمره مبارزه بی امان ايدئولوژيك سياسی و مبارزه طبقاتی طولانی انسانهای انقلابيست كه در طی چندين دهه با ايمان داری با انديشه كمونيزم انقلابی و وفاداری و استقامت در تداوم مبارزه برای نجات خلق ايران و خلقهای جهان آن را به پيش برده اند.

اين انقلابيون در مصافهای سخت سرنوشت ساز بمنظور غلبه بر خطوط اپورتونيستی و رويزيونيستی از جمله رويزيونيزم خروشچفی، "سه جهانی”، دگمارويزيونيزم خوجه ای و تروتيسكيزم در جنبش كمونيستی ايران با آگاهی و ايمان انقلابی مبارزات دشواری را انجام داده اند. كه طلايه دار اين جنبش انقلابی راستين در طی بيش از دو دهه اخير اتحاديه كمونيستهای ايران (سربداران) بوده است. و اين دستاورد بزرگ تاريخی برای اين رفقاست؛ كه در پرتو اصول علم مبارزه طبقاتی (م ل م) با تحليل اقتصادی اجتماعی جامعه ايران برنامه آن را تدوين و اهداف استراتژيك و تاكتيكی مبارزه شانرا در راه پيروزی انقلاب دمكراتيك نوين و انقلاب سوسياليستی و رسيدن به كمونيزم بر همين مبنا مشخص نموده اند.

رفقا! ما بدين وسيله بهترين تبريكات و شادباش های كمونيستی و رفيقانه خود را به شما اهدا نموده و خود را درين افتخار و پيروزی عظيم با شما سهيم ميدانيم. و همچنان درودهای فراوان خود را نثار آن رفقايی مينمائيم كه در جهت ترسيم، تقويت و استحكام خط انقلابی پرولتری (م ل م) و ايجاد ستاد رهبری انقلابی و پيروزی انقلاب و نجات خلق ايران جانهای شانرا فدا كرده اند.

ما يقين داريم كه پيشرفتهای مبارزات انقلابی رفقای ايرانی تاثيرات مهمی بر رشد و رونق جنبشهای رهائيبخش پرولتری در منطقه از جمله كشور ما خواهد داشت. و هم حزب كمونيست ايران (م ل م) حلقه مهمی از زنجيره سرخ انقلابی در منطقه استراتژيك قاره آسيا يعنی از نيپال تا تركيه را تشكيل ميدهد؛ كه در انتقال و گسترش انديشه های كمونيزم انقلابی و تقويت انترناسيوناليزم پرولتری نقش قابل ملاحظه را ايفا خواهد نمود. و نيز پيشرفت و تكامل انقلاب در هر يك ازين كشورها تاثيرات تجلی بخش انقلابی در منطقه و جهان خواهد داشت؛ و ما ميتوانيم از تجارب مبارزات همديگر آموخته و همديگر را ياری نمائيم.

رفقا! كمونيستها و پرولتاريای جهان طبقه واحدی اند؛ دشمنان ما مشترك است و اهداف استراتژيك ما يكی است؛ و آن عبارت است از نابودی امپرياليزم و طبقات ارتجاعی و اعمار جامعه نوين فارغ از هرگونه ستم و استثمار.

پرولتاريا، كمونيستهای انقلابی و زحمتكشان افغانستان و ايران از جهات مختلفی دارای سرنوشت مشابهی اند. و در طی بيش از دو دهه صدها هزار از كارگران، دهقانان فقير و ساير اقشار زحمتكش و تعداد زيادی از روشنفكران كشور ما در شرايط مهاجرت از ستم و استثمار چند لايه نيمه فئوداليزم كمپرادوريزم و فشار رژيم مستبد جمهوری اسلامی ايران رنج ميكشند؛ فقط روشنفكران انقلابی پرولتری، پرولتاريا و توده های آگاه و روشنفكران مترقی ايران اند كه به زحمتكشان افغانستان از ديدگاه همدردی برادرانه و روحيه انسانی مينگرند. و امروز بيش از هر زمان ديگر زمينه ايجاد تفاهم هماهنگی و وحدت بين زحمتكشان دو كشور ميسر گرديده است؛ كه ميشود در شرايط پيشرفت انقلابی اين وحدت را مستحكمتر ساخته و صف واحدی از پرولتاريا و زحمتكشان دو كشور در مبارزه عليه هر دو رژيم ضد مردمی تئوكرات تشكيل داد.

رفقا! هر حزب و سازمان انقلابی پرولتری ايكه ايجاد ميشود خود نمودی از پيشرفت و اعتلای جنبش كمونيستی جهانی است و هر چه بيشتر به تبليغات كاذبانه امپرياليزم و ارتجاع جهانی، رويزيونيستهای مرتد و ايدئولوگهای اجير بورژوازی كه سفيهانه زوزه های عدم كارايی انديشه كمونيستی را ميكشند خط بطلان كشيده و آنها را رسوا ميسازد و همچنان ادامه و پيشرفت جنگ انقلابی خلق در پيرو و نيپال و ساير نقاط جهان تحت رهبری احزاب كمونيست انقلابی گويای اين حقيقت است كه انديشه خلاق كمونيزم در حال گسترش و اعتلا است؛ كه بدون ترديد موجب پريشانی و وحشت امپرياليزم جهانی گرديده است.

به همين موازات آغاز جنبشهای اعتراضی سياسی در طی سالهای اخير بر ضد شعارهای اغواگرانه "گلوبليزاسيون"، "بازار آزاد"، "تجارت آزاد" و نهادهای مالی و پولی چون (بانك جهانی و صندوق بين المللی پول) و سازمان تجارت جهانی متعلق به امپرياليزم بين المللی (كه هر چه بيشتر به تشديد وابستگی و اسارت كشورهای تحت سلطه و شدت استثمار خلقهای اين كشورها و فرو بردن آنها در گرداب فقر و نيستی می انجامد) بدون شك مبارزه است بر ضد امپرياليزم جهاني؛ كه جهان سرمايه داری را نگران ساخته است و صحبت از تدارك و تجهيز نيروهای ويژه ضربتی جهت سركوب آنها دارد. ولی ما يقين داريم كه با هيچ طريقه نخواهند توانست رشد و تكامل جنبشهای انقلابی پرولتری و ساير جنبشهای انقلابی توده های خلق را مهار نمايند. و اين مبارزه ادامه خواهد يافت، اوج خواهد گرفت و ضربات مرگباری را بر امپرياليزم بين المللی و ارتجاع همدست آن وارد خواهد نمود و اين جهان بوسيله صاحب اصلی آن (پرولتاريا و زحمتكشان) فتح خواهد گرديد.

زنده باد ماركسيسم لنينيسم انديشه مائوتسه دون

زنده باد جنبش انقلابی انترناسيوناليستي

زنده باد انترناسيوناليزم پرولتري

پيروز و مستدام باد حزب كمونيست ايران (م ل م)

پيروز باد مبارزات انقلابی پرولتاريا و خلقها در سراسر جهان

10 سرطان سال (1380) ـ اول جولای سال (2001) ميلادی 

  28 مه 2001

 

 

 

تبريك به مناسبت تاسيس حزب كمونيست ايران (ماركسيست ــ لنينيست ــ مائوئيست)

از سوی حزب پرولتری پوربا بنگلا (بنگلادش)

 

به كميته مركزی حزب كمونيست ايران (ماركسيست ــ لنينيست ــ مائوئيست)

رفقا، به مناسبت تاسيس حزب كمونيست ايران (م ل م) كه اخيرا كنگره اش را برگزار كرده ايد، كميته مركزی حزب پرولتری پوربا بنگلا درودهای گرم خود را نثارتان می كند.

كنگره موفقی كه اخيرا برگزار شد، و تاسيس حزب كمونيست ايران (م ل م) تحولی بسيار مهم در پروسه دشواری است كه اتحاديه كمونيستهای ايران (سربداران) طی ساليان طولانی به خاطر رهائی پرولتاريا و توده های ستمديده ايران پيموده است. اين كنگره بزرگ با تصويب برنامه سياسی مبتنی بر تحليل اجتماعی ـ اقتصادی ايران، توانست يك وظيفه پايه ای مهم را در راستای انقلاب در آن كشور به انجام رساند. در اين چارچوب، ما اميدواريم كه پيشرفت مهمی در عرصه فعاليتهای انقلابی در داخل كشور صورت گيرد و شما بتوانيد بدرستی پايه ذهنی برای آغاز يك جنگ خلق پيروزمند را بوجود آوريد.

در دهه 80 ميلادی، طبقه حاكمه و دولت مرتجع و بنيادگرای مذهبی، مبارزه انقلابی را در كشور شما وحشيانه سركوب كردند. اين مبارزه توسط پرولتاريا و توده های ستمديده به پيش می رفت و اتحاديه كمونيستهای ايران در رهبری آنها نقش بازی می كرد. مرتجعين، صدها مائوئيست را به قتل رساندند. زندانها را به كشتارگاهی برای شكنجه و قتل انقلابيون مائوئيست و كارگران آگاه مبارز و معترض تبديل كردند. امروز مائوئيستهای ايران بار ديگر به انسجام دست يافته اند تا شكست و ضربات تكان دهنده آن دوران سخت را پشت سر گذارند. تاسيس اين حزب مائوئيستی در كشوری نظير ايران كه تحت سركوب فاشيستی قرار دارد، گامی مهم در راه پيشرفت پرولتاريای بين المللی در عرصه جهانی محسوب می شود.

ايران حلقه واسط مهمی است كه (به مثابه يك مركز جغرافيائی) منطقه خاورميانه، آسيای مركزی و جنوب آسيا را بهم ربط می دهد. در حال حاضر، جنبش انقلابی در جنوب آسيا و خاورميانه، بويژه در فلسطين، سريعا توسعه می يابد و يك رهبری مائوئيستی را طلب می كند. منطقه آسيای مركزی نيز پر آشوب است. تاسيس حزب مائوئيستی در ايران و پيشروی انقلاب در كشور شما، بدون شك نقش بزرگی در انقلاب تمامی اين مناطق بازی خواهد كرد.

مائوئيستهای ايران سالهاست كه از طريق اتحاديه كمونيستهای ايران در جنبش بين المللی كمونيستی فعال هستند. اين سازمان مائوئيستی از همان آغاز تاسيس جنبش انقلابی انترناسيوناليستی، به آن پيوست و يكی از اعضای بنيانگذار اين جنبش بود. از آن پس، اتحاديه كمونيستها بی وقفه نقش بسيار فعال و مهمی در جنبش انقلابی انترناسيوناليستی بازی كرده است. تاسيس موفقيت آميز حزب مائوئيستی در ايران، نتيجه نقشی است كه سازمان مادر حزب شما از طريق جنبش انقلابی انترناسيوناليستی در جنبش بين المللی كمونيستی بازی كرد. و در اين پروسه، به نوبه خود تجارب پيشرفته اين جنبشها را جذب كرد و در امر ساختمان حزب در ايران بكار بست.

حزب ما، حزب پرولتری پوربا بنگلا نيز از زمان فعاليت سازمان مادر خود به سال 1968، مائوئيسم را به مثابه مبنای ايدئولوژيك ـ تئوريك خويش، و سومين مرحله تكامل ايدئولوژی ما در دست گرفت. در آن زمان مائوئيسم را انديشه مائوتسه دون می ناميديم. حزب ما بر اين مبنا، سالهاست كه مداوما برای آغاز جنگ خلق تلاش می كند. طی سی سال اخير، حزب ما عليرغم كسب تجارب و پيشرفتهای ارزشمند فراوان در اين عرصه، به علت اشتباهات و انحرافات گوناگون در زمينه خط سياسی نظامی نتوانست مبارزه انقلابی را پيروزمندانه به پيش برد. دوره اول فعاليت حزب ما تحت رهبری بنيانگذار حزب يعنی رفيق سيراج سيكدار به پيش رفت. بعد از جان باختن وی به سال 1975، رفيق انور كبير كه دبير حزب بود رهبری را بدست گرفت. اينك ما درگير مبارزه برای آغاز جنگ پيروزمند خلق در خاك كشوريم. ما اينكار را از طريق جمعبندی از تجارب گرانبهای گذشته و جذب تجارب پيشرفته جنگ خلقهای مائوئيستی در كشورهای مختلف انجام می دهيم. اميدواريم كه تجربه و عملكرد حزب نوبنياد و همسنگر ما در ايران، نقش بسيار مفيدی در اين عرصه بازی كند.

حزب ما نيز يكی از اعضای جنبش انقلابی انترناسيوناليستی است و همدوش شما از زمان تاسيس اين جنبش فعاليت كرده است. ما احزاب رفيق از دو كشور جهان سومی محسوب می شويم. در آينده نيز ما دوشادوش هم در خدمت انقلاب جهانی فعاليت خواهيم كرد و اين فعاليت، مناسبات افتخارآميز و تنگاتنگ ما را بيش از پيش مستحكم خواهد كرد.

سرانجام اينكه، حزب ما پرچم خويش را به نشانه احترام عميق به خاطره رفقای جانباخته در راه انقلاب ايران به مثابه بخشی از انقلاب جهانی، به حالت نيمه افراشته در می آورد.

زنده باد ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم!

زنده باد حزب پرولتری پوربا بنگلا و حزب كمونيست ايران (ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست)!

زنده باد جنبش انقلابی انترناسيوناليستي!

مجددا درودهای كمونيستی خويش را نثارتان می كنيم

حزب پرولتری پوربا بنگلا  


 

پيام تبريك به حزب كمونيست ايران (ماركسيست ــ لنينيست ــ مائوئيست)

از طرف كمونيستهای انقلابی (آلمان)

 

رفقا،

به مناسبت تاسيس حزب كمونيست ايران (ماركسيست ــ لنينيست ــ مائوئيست) صميمانه ترين درودها را نثارتان می كنيم. بدون شك اينكه شما در صف رفقای ما جای داريد برايمان افتخاری است. تاسيس حزب كمونيست ايران (م ل م) پيروزی عظيمی نه تنها برای پرولتاريا و توده های ستمديده در ايران، كه برای پرولتاريای بين المللی و ستمديدگان جهان است. اين واقعيتی است كه بدون يك حزب مسلح به ماركسيسم ــ لنينيسم ــ مائوئيسم، انقلاب پرولتری در كار نخواهد بود.

اين پيروزی نتيجه 25 سال مبارزه طبقاتی است. مبارزه ای سخت در تمامی سطوح و در تمامی حيطه های فعاليت. هم عملی و هم تئوريك. اين پيروزی فقط می توانست به بهای فداكاريهای عظيم بدست آيد. اين پيروزی پر ارزشی است كه همه ما را به حفاظت از آن و مهمتر از همه، تكامل بيشتر آن تا رسيدن به پيروزی نهائی فرا می خواند.

شما به خوبی می دانيد كه مبارزه انقلابی چه دشواريها و پيچ و خم هايی در بر دارد. اما همانگونه كه تاسيس حزب كمونيست ايران (م ل م) نشان می دهد، وقتی ماركسيسم ــ لنينيسم ــ مائوئيسم راهنمای ما باشد و به توده ها اتكا كنيم، به هر هدفی می توان دست يافت.

روحيه انترناسيوناليستی و عزم انقلابی شما همواره سرمشق روشنی برای ما بوده است. شما نه فقط قادر به تاسيس حزب كمونيست ايران (م ل م) شديد بلكه نقش بسيار سازنده ای در تشكيل و تقويت جنبش انقلابی انترناسيوناليستی بازی كرده ايد. مطمئنيم كه راه خود را تا به آخر خواهيد پيمود. بنابراين عليرغم دشواريها و مصافهای عظيمی كه در برابرتان قرار دارد، انتظار آينده ای را می كشيم كه كسب قدرت سراسری در ايران را به مثابه بخشی از انقلاب پروولتری جهانی كه همه ما جزئی از آنيم، به شما تبريك بگوئيم.

زنده باد حزب كمونيست ايران (ماركسيست ــ لنينيست ــ مائوئيست)!

زنده باد جنبش انقلابی انترناسيوناليستي!

زنده باد ماركسيسم ــ لنينيسم ــ مائوئيسم!

 كمونيستهای انقلابی (آلمان)

 

 


 

پيام حزب كمونيست تركيه ـ ماركسيست لنينيست (مركز مائوئيست)

به

كنگره موسس حزب كمونيست ايران (ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست)

 

رفقای عزيز،

در اين مناسبت تاريخی كه حزب راستين پيشاهنگ پرولتاريای انقلابی در ايران بنيان نهاده می شود، حزب كمونيست تركيه ـ ماركسيست لنينيست (مركز مائوئيستی) با شادی و خوشبينی عظيم انقلابی، اين پيروزی تاريخی را به برادران و خواهران طبقاتی خود تبريك می گويد.

اين حقيقتا يك پيروزی مهم تاريخی است! اهميت اين پيروزی، در دور آتی مبارزات انقلابی در ايران و جهان به وضوح و تمام قد ديده خواهد شد. حزب كمونيست تركيه ـ ماركسيست لنينيست (مركز مائوئيستی) از سوی تمامی پرولترهای انقلابی در تركيه، دوشادوش تمامی برادران و خواهران هم طبقه ما در سراسر جهان، با سربلندی به اتحاديه كمونيستهای ايران (سربداران) تبريك می گويد. رفقای رهبری و اعضای اتحاديه كمونيستهای ايران (سربداران) بطور سازش ناپذيری بر مسير پر فراز و نشيب انقلاب پيش رفتند، با موانع و دشواريها مقابله كردند و فعاليت انقلابی همه جانبه ای را پيش بردند كه پيروزمندانه به تاسيس حزب كمونيست واقعی در ايران انجاميد. اين گواه انكار ناپذير قدرت ايدئولوژی علمی ما يعنی ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم و توانائی رفقای ايرانی ما در بكاربست اين ايدئولوژی علمی، و درك نافذ و عميق ماترياليستی آنان از نياز عاجل و نيروی لايزال انقلابی توده ها برای انجام وظايف انقلاب است.

طی ساليان سال مبارزات انقلابی سخت و آموزنده كه طی آن شماری از رفقا بدون لحظه ای ترديد جان عزيز خويش را در ميدانهای نبرد و سياهچال های دشمن برای پيشرفت انقلاب از دست دادند، اتحاديه كمونيستهای ايران (سربداران) انقلابيون مائوئيست را رهبری كرد تا پرچم سرخ و درخشان انقلاب پرولتری جهانی را به روشنی به اهتزاز درآورند. خط ايدئولوژيك ـ سياسی و پراتيك اتحاديه كمونيستهای ايران (سربداران)، راهنمائی روشن و منبع الهامی برای پرولترها و توده های ستمديده ای است كه به جستجوی هوای تازه و راه رهائی خويش از دهشت روزمره و بی حد و حصری كه جمهوری اسلامی نام دارد برخاسته اند. رژيم ايران تحت اين عنوان، وابستگی و نوكرمنشی و خدمات جنايتكارانه خود به قدرتهای امپرياليستی را توجيه كرده است. اتحاديه كمونيستهای ايران (سربداران) به حق شايسته احترام و حمايت و تعهد پيشروان توده های انقلابی در امر تدارك انقلابی ضروری برای روزی است كه نبرد انقلابی ستمديدگان را به شكل يك جنگ خلق قدرتمند بر پا دارد. جنگی كه به مصاف با قهر ضدانقلابی روزمره و قوای مسلح دشمن بر خواهد خاست و طومارش را در هم خواهد پيچيد.

بسياری نيروها از مبارزه پيگير و پر تلاشی كه اتحاديه كمونيستهای ايران (سربداران) عليه انواع خطوط انحرافی و زيانبار سياسی و ايدئولوژيك به پيش برده آموخته اند و الهام گرفته اند. خطوطی كه می تواند به گمراه كردن، به انحراف كشاندن و نهايتا خيانت به مبارزه انقلابی پرولتاريا و توده ها بينجامد. انواع نيروهای رويزيونيستی و فرصت طلبان رنگارنگ هرگز نتوانسته اند از تيغ نقد مائوئيستی اتحاديه كمونيستهای ايران (سربداران) كه مضمون و جوهر خيانتبار و مسخره خطشان را برای توده های انقلابی برملا كرده، در امان بمانند. در همان حال، نيروهائی كه به انقلاب می انديشند از اين اعتماد به نفس و تبليغ روشن ديدگاه و استراتژی و متدولوژی مائوئيستها، جرات و انگيزه يافته اند تا به مسائل عاجل مربوط به نابودی نظم اجتماعی ارتجاعی حاكم پاسخ گويند.

رفقای اتحاديه كمونيستهای ايران (سربداران) سرشار از روحيه و نگرش كمونيستی، در دوره دردناك پس از شكست انقلاب كه آكنده از ضربه ها و خيانتهای سنگين بود، بر مشكلات جدی فائق آمدند. نه اشتباهاتی كه مرتكب شديد و نه حملات جنايتكارانه دشمن نتوانست عزم انقلابی شما را سست كند. شما با استواری اعتماد استراتژيك خود به توده های انقلابی و ايدئولوژی انقلابی ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم را حفظ كرديد. شما با اتكای به نگرش و روش طبقه مان، دست به انتقاد و انتقاد از خود پرولتری زديد و از خطاها و ضعفها، درسهای صحيحی در خدمت به تقويت و پيشرفت فعاليت انقلابی بيرون كشيديد.

شما در دشوارترين دوره تاريخ تان، در ميانه دشواريها و جانباختنها، لحظه ای در پيشبرد مجدانه مسئوليت غلبه قطعی بر پراكندگی و آشفتگی ايدئولوژيك جنبش كمونيستی بين المللی ترديد نكرديد. پراكندگی و آشفتگی ی كه در پی كودتای ضدانقلابی رويزيونيستها در چين و متعاقب آن، حملات رويزيونيستی حزب كار آلبانی عليه مائو و خدمات تعيين كننده اش به علم انقلاب پرولتری، بر جنبش بين المللی كمونيستی مسلط شده بود. شما، بطور مستحكمی با احزاب و سازمانهای راستين مائوئيست سراسر جهان متحد شديد و خدمات گرانبهائی به رفع بحران درون جنبش بين المللی كمونيستی كرديد؛ و نقش بسيار مهمی در تاسيس، تكامل و قدرت بسيار روشن سياسی و ايدئولوژيك و تشكيلاتی جنبش انقلابی انترناسيوناليستی بازی كرديد؛ جنبشی كه مركز واقعی ماركسيستی ـ لنينيستی ـ مائوئيستی، و متعهد به ايجاد يك انترناسيونال كمونيستی نوين برای انقلاب جهانی پرولتاريايی است. خط و پراتيك كمونيستی انقلابی و انترناسيوناليستی پرولتری اتحاديه كمونيستهای ايران (سربداران)، كه مبتنی بر تجارب تاريخی طبقه كارگر و تبلور مبارزات انقلابی و آرمانهای پرولترها و ستمديدگان قهرمان ايران است، با تاسيس حزب كمونيست واقعی در ايران عصر نوينی را آغاز ميكند.

ما اطمينان راسخ داريم كه تحت رهبری اين حزب پيشاهنگ، پرولتاريای انقلابی قادر خواهد شد تمامی شناخت كلكتيو و توان رزمنده  خود را بسيج كند تا توده های انقلابی را در راه كسب قدرت سياسی از طريق جنگ خلقی تكان دهنده رهبری كند و قلمرو بسيار گرانبهائی را برای مردم ايران و انقلاب پرولتری جهانی فتح كند. بدون شك، اين كار كه فصل شكوهمندی را در تاريخ مبارزات طبقه ما و ستمديدگان سراسر جهان خواهد گشود نيازمند فعاليت سرسختانه و فداكاريهای عظيم است. اما رفقای ما، تعيين كننده ترين سلاح را برای توده های انقلابی مهيا كرده اند: يك پيشاهنگ كمونيست واقعی كه بر شالوده پيشرفته ترين درك از علم انقلاب ما يعنی ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم ساخته شده و خود را بر توده های انقلابی متكی ميكند. هيچ چيز نمی تواند در برابر قدرت و خرد اين اتحاد انقلابی ايستادگی كند؛ هيچگونه سختی و هيچ دشمنی نمی تواند در مقابل آن دوام آورد.

در حالی كه امواج نوين مبارزه و مقاومت انقلابی در سراسر جهان به راه افتاده، و در حالی كه بی صبری انقلابی مردم ايران فزونتر می شود تا جنبشهای ارتجاعی و رفرميستی اسلامی يا متعادل اسلامی و پاسداران اين نظم اجتماعی محتضر را كنار بزند، تاريخ بدون شك با شادمانی به تاسيس حزب انقلابی  پرولتاريا در ايران خوشامد می گويد.

زنده باد حزب كمونيست ايران (م ـ ل ـ م)!

زنده باد ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم!

زنده باد جنگ خلق!

زنده باد جنبش انقلابی انترناسيوناليستی و انقلاب پرولتری جهاني!

حزب كمونيست تركيه ـ ماركسيست لنينيست (مركز مائوئيستی)

آوريل 2001 

 


 

پيامهای رسيده از سوی مادران

به كنگره موسس حزب كمونيست ايران (م ل م)

 

پيام اول

عزيزان من، فرزندان من، شما تا انقلاب بايد مبارزه كنيد و مطمئنم كه پيروز خواهيد شد. عزيزانم ناراحت نباشيد تا انقلاب بعدی ما همچنان به پيش ميرويم ولی اين بار نميگذاريم انقلابمان را بدزدند. مثل انقلاب گذشته. ما خون داديم. جوانانمان كشته و اعدام شدند. بايد انتقام خون شهيدانمان را بگيريم. از پای ننشينيد. تا خون در رگ ماست بايد مبارزه كنيم. به پيش تا انقلاب كمونيستی جهان.ما همچنان راه شهيدانمان را ادامه ميدهيم و نميگذاريم دست اجنبی، دست ارتجاع، انقلاب ما را بقاپد.

ما ميخواهيم همه سير باشند؛ همه، چيز داشته باشند. گدا معنی ندارد. چرا يكی بخورد از گلويش پائين بريزد، يكی از گرسنگی جانش دربيايد. ما نميخواهيم در جامعه دموكراتيك ما گرسنه وجود داشته باشد يا بی خانمان. هيچكدام. پيش بسوی جامعه دموكراتيك.

عزيزان من: من مادری رنج كشيده و داغ ديده هستم. لحظه شماری ميكنم كه هر چه زودتر پيروزی را به چشم ببينم.

حزب را تبريك ميگويم.

موفق باشيد

 

***

پيام دوم

با درود و عشق و افتخار به شما عزيزان و همه فرزندانم كه سزاواريد تا به همه شما ببالم.

اميدوارم كه سلامت و شاد و پر اميد باشيد. من هميشه به موفقيتها و به ديدار شما در پيروزيها و همراهيها در راه به زيستی انسانها اميدوارم.

از اينكه می دانيد چه می خواهيد و چگونه بايد خواسته ها را بدست آوريد و می خواهيد كه شكست را شكست دهيد بسيار موافقم. درست اين است كه ضمن ارج نهادن بر عزيزانی كه از دست داديم زنده بودن و مبارز بودن و برنده شدن و شكست دادن دشمن مردم را تشويق كنيم. و اين شروع سخن حامل يك تكامل بزرگ فكری بين ماست كه مثل ارتجاعيون اسلامی فرهنگ شهادت طلبی را رواج نمی دهيم و آنچه كه می خواهيم رفتن و مردن يك عده نيست. چون نمی خواهيم عده ای بميرند تا عده ای به قدرت برسند و به نام مقدسانی كه سرمشق ابدی همه زمانها و مكانها برای ما باشند خود بر سرنوشت مردم حاكم بشويم، بلكه اگر هم در بدترين شرايط با همه تلاش برای زنده ماندن و به زيستی كشته شويم اين بها را در راه مردم و حاكم شدن مردم بر سرنوشت و ساختن سيستمی برای به زيستی مردم می پردازيم.

ز ابر تيره باران خواهد آمد 

چه باران، آبشاران خواهد آمد

چو دست هم بگيرند آبشاران

خروشان سيل غران خواهد آمد

كه تا بنياد قانون ولايت

كند يكباره ويران خواهد آمد

دوباره از درون قلب جنگل

تكاپوی سواران خواهد آمد

تلاش آنكه تا جان داشت جنگيد

بياد رهسپاران خواهد آمد

ز جنگل های گلخون گرد آتش

صدای سربداران خواهد آمد

به همرزمی به استقبال ياران 

جواب از داغداران خواهد آمد

***

پيام سوم

 با تبريك به مناسبت فرا رسيدن تاريخ تشكيل حزب كمونيست نوين ايران (سربداران) و با درود به روان پاك جانباختگان راه آزادی سربداران كه بيست سال قبل در جنگلهای مازندران شجاعانه با قوای سركوبگر و اشغالگر رژيم اسلامی ايران جنگيدند و نهال سرفرازی را در زمين سر سبز جنگل كاشتند. ياد آن عزيزان همواره در دل ما مادران زنده است و چهره هايشان در مقابل چشممان مجسم است و هرگز فراموش نخواهد شد. هر چند دلهای مان پر درد است ولی اميد به تداوم راهشان نيروئی در كالبد رنجور ما بوجود آورده است كه موجب انديشيدن به هدف فرزندان عزيزمان می شود. ما می دانيم كه هدف آنها رهائی انسانها بود از ستم استبداد حاكم بر كشور ما ايران كه مردم ما را در چنگال خود می فشرد. ما آرمان والای عزيزانمان را ارج می نهيم و معتقديم بايد درس شجاعت را از آنها آموخت. چگونه می توان شاهد اينهمه بی عدالتی بود و دم نزد؟ هر سال پنجم بهمن ماه كه روز سالگرد قيام سربداران است خاطره ها زنده می شوند و نور اميدی بر دل ما می نشيند و نيروئی دوباره می يابيم. ندائی به گوش ما می رسد كه بشر حياتی دوباره خواهد يافت و بدين دليل بر حركت قدمهای مان افزوده می شود. گذر عمر برای امثال من مطرح نيست و احساس می كنم در صحنه ايم و می بايست وظيفه ای را كه فرزندانمان بر دوش داشتند و به ما واگذار نمودند بايد انجام شود. مادران می بايست در حد توانشان حركت كنند و از پای نايستند تا نهال كاشته شده بدست فرزندانشان به بار نشيند و ثمر دهد. چه نيكوست ديدن برگهای تازه روئيده بر شاخه درخت اميد. مادران اميد دارند نهال آبياری شده طراوتش را محفوظ دارد. در كنجی نشستن و تاسف خوردن حاصلی نخواهد داشت می بايست بپاخاست و خواستهای عزيزان جانباخته را فرياد كرد. اكنون كه شاهد خيزش توده های تحت ستم در ايران هستيم و صدای فريادشان را می شنويم می بايست صدای فريادمان با صدای شان در هم آميزد و رساتر شود. ما را چه هراس؟ آنكه به هدف مقدس رهائی انسان می انديشد زمان را گذرا می داند. از آنانی كه دست بر دست نهادند بايد پرسيد تا كی بايد صبر نمود؟ آيا حكومت بيست و دو سال جنايت بايد همچنان ادامه يابد؟ البته جنگ شوم است و عواقب وخيمی دارد آيا زمانيكه دشمن خلق تفنگ بر دست گرفته و سينه ها را نشانه می گيرد بايد سكوت نمود تا زمان مسئله را حل كند؟ چگونه؟ آنكه به داشتن جامعه آزاد و آباد معتقد است بايد برای بدست آوردن خواستهايش حركت كند و بهائی بپردازد مگر نه اينكه فرزندانمان چنين كردند. باری بهر جهت، گفتن ها تا كنون اتلاف وقت بوده است: بنابراين برای ساختن جهانی نو می بايست بپاخاست. بايد سردمداران تبهكار رژيمهای اسلامی و همچون آنان را بزير كشيد: "تا زنجيرهای بسته به دست انسانها پاره نگردد، بندها گشوده نخواهد شد." تا گلوله های سربی در دست انسانهای آگاه نباشد "ستمگران سينه ها را نشانه خواهند رفت." اكنون با اميد به برخاستن همه انسانهای دربند رژيم اسلامی ايران دلهای مان مملو از شور وشوق و دست دست اندركاران تشكيل حزب كمونيست سربداران را بگرمی می فشاريم و آرزوی موفقيت و پيروزی برای تان داريم. 


 

گزارشی از جشن تاسيس حزب كمونيست ايران (ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست)

توسط محفل زنان پرولتر مهاجر در شهر لس آنجلس

 

اين جشن بعد از مطالعه مقالات و اطلاعيه هائی كه در اين زمينه در نشريه "كارگر انقلابی” (صدای حزب كمونيست انقلابی آمريكا) (چاپ اسپانيائی) درج شده بود، سازمان يافت.

يكی از رفقای زن كه از شنيدن خبر تاسيس و موجوديت حزب در ايران خيلی هيجان زده شد بود، مقالات و اطلاعيه ها را با خود برد و در جمع زنان مهاجر خواند. تصميم گرفتند جشنی به اين مناسبت برگزار كنند. با هم به يك كافه ايرانی رفتند و در آنجا بيشتر در مورد معنائی كه تاسيس حزب برای وقايع ايران دارد صحبت كردند. يكی از آنان قبل از بقيه گيلاس شراب خود را به اين مناسبت بالا برد و گفت: دوستان، امروز اينجا هستيم تا واقعه مهمی را در مبارزات طبقه خودمان جشن بگيريم. حزب در ايران موجوديت يافته است. اين حزب برای تغيير جامعه و برقراری ديكتاتوری پرولتاريا از يك ايدئولوژی صحيح پيروی می كند. چرا درك اهميت اين مسئله، مهم است؟ مهم است زيرا مردم ايران مبارزه ای ارزشمند برای گرفتن امور جامعه در دست خويش را تجربه كرده اند، ولی تا امروز نتيجه ای جز ستم و سركوب بدست نياورده اند. مبارزه در ايران بسيار حاد است، و تحت ايدئولوژی م ـ ل ـ م ميتواند مطمئنتر و صحيحتر به پيش رود. رفقا به همين دليل است كه اين حزب از اهميت زيادی برای مبارزه بين المللی، برای پرولتاريای جهانی، برخوردار است.

در ايران تحت اين نظام سركوبگر، تحت اعتقادات اسلامی، زنان يكی از ستمديده ترين بخشهای جامعه محسوب می شوند. آنان حتی حق نگاه كردن در چشم مردان را ندارند. بايد حجاب سر كنند و پنجره خانه هايشان را ببندند مبادا چشم نامحرم به آنان بيفتد. خلاصه اينكه زنان ابزار توليد مثل هستند و بس. ابزاری كه حق ابراز وجود، بيان و حتی ابراز عقيده خويش را ندارد. روشن است كه تحت چنين شرايطی، بسياری از زنان يا بايد در فشار روحی بسر برند، يا اينكه تصميم بگيرند بپاخيزند و مبارزه كنند. به همين علت است كه ما اعلام تاسيس حزب را به مثابه استشمام هوای تازه، به مثابه چيزی كه كل جهان در انتظارش است، جشن می گيريم و از آن حمايت و استقبال می كنيم.

زنده باد حزب جديد التاسيس كمونيست ايران (ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست)!

 ما زنان جهان كه زير ستم مضاعف اين سيستم بسر می بريم، با عشق و علاقه فراوان و با  روحيه مبارزه درست تحت پرچم م ـ ل ـ م، از اين خبر استقبال می كنيم.

سپس يكی ديگر از رفقای زن، يك كارت تبريك با استفاده از مقاله و شعارهای چاپ شده در نشريه "كارگر انقلابی” تهيه كرد. در مراسم جشن، او از بقيه خواست كه هركس پيام تبريك خود را روی اين كارت بنويسد. همه اينكار را كردند. در اينجا ترجمه پيام ها كه به زبان اسپانيائی نوشته شده را می خوانيد.

قبل از اين بگوئيم كه اين كارت طبيعتا سرخ رنگ است و در آن از گرافيك های مربوط به تاسيس حزب كمونيست ايران (م ـ ل ـ م) و پوستر تاسيس ريم (كره زمين و زنجيرهای گسسته) استفاده شده است. در گوشه ای از كارت اين جملات را می خوانيم: "امروز بعد از شنيدن خبر تاسيس حزب در ايران، ما گروهی از زنان مهاجر ساكن لس آنجلس، جشن می گيريم و حمايت خود از اين حزب را اعلام می كنيم." "ما زنان جهان كه تحت ستم مضاعف بسر می بريم، تاسيس اين حزب را بطور مضاعف جشن می گيريم و بطور مضاعف از آن حمايت می كنيم." "زنده باد تاسيس حزب كمونيست ايران (م ـ ل ـ م)!" "زنده باد جنبش انقلابی انترناسيوناليستي!" "زنده باد ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم!"

متن پيام ها

1) باعث شادمانی من است كه زنان بخاطر حقشان مبارزه می كنند و سرانجام حرف خود را به گوش جهانيان خواهند رساند. اميدوارم كه در سراسر جهان برابری در تمامی زمينه ها در آينده برقرار شود.ـ يك زن مهاجر از گوادالاخارای مكزيك، ساكن لس آنجلس

2) اين يك روز بسيار ويژه برای گروه ما محسوب می شود. امروز با خوشحالی فهميدم كه مردم ايران مورد پشتيبانی حزب كمونيست انقلابی آمريكا قرار دارند و روزی عليه ستم بپاخواهند خاست و برای شكستن اين سنن وحشتناك نقطه پايانی بر حيات سرمايه داری خواهند نهاد. آنان با عزم راسخ برای نابودی اين سنن ننگين كه شامل چند همسری، ماشين جوجه كشی دانستن زن، و جايگاه مردان به مثابه صاحبان برده و غيره است مبارزه خواهند كرد.تبريكات مرا بپذيريد! بياييد تا به ستمگری پايان دهيم!

3) امروز ما به مثابه زنان انقلابی، تاسيس حزب جديد در ايران را جشن می گيريم و برای برادران و خواهران خود در آن كشور بهترين آينده را آرزو می كنيم.     

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 ÒÇÑÔی ÇÒ ßäÑå ãæÓÓ ÍÒÈ ßãæäیÓÊ ÇیÑÇä (ãÇÑßÓیÓÊ Ü áäیäیÓÊ Ü ãÇÆæÆیÓÊ)
 نوشته
 Ø·Â­Ø·Â²Ø·Â¨ ع©ظ…ظˆظ†یط³طھ ط§یط±ط§ظ†(ظ….ظ„.ظ…)
 در تاريخ
 2001-04-25
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در