Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 جانباختگان   شنبه ۱ مهر ۱۳۹۶ برابر با ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۷                    
 
daryoush saber
رفيق داریوش صابر

"آنانكه به خلق زحمتكش و رنجها و آرمانهايشان مي انديشند و تمام هستي خود را به خاطر رهائي خلق از دست ميدهند مرگشان مرگ ارزنده و سرآغاز جاودانگيشان در خاطره خلق است ."

رفيق  جانباخته داريوش صابر اين چنين بود. او در سال 1334 در يك خانواده كارگري در آبادان متولد شد ، پدرش از كارگران صنعت نفت بود و همان سالها در اثر تصفيه ضد خلقي رژيم شاه از شركت نفت اخراج شد. بعد از اخراج پدر ، داريوش به همراه خانواده اش به تهران آمد. پس از پايان دوره اول دبيرستان وارد هنرستان صنعتي شد. او از همين سالها مبارزه خويش را آغاز كرد و در محيط تحصيلي خويش در پيشبرد مبارزه وسازماندهي آن فعال بود. پس از پايان تحصيلات به سربازي رفت و در پادگان نيز به مبارزه ادامه داد و بسياري از رفقايش را در اينجا يافت . پس از پايان سربازي به آبادان رفت و در آنجا نيز به سهم خود در سازماندهي كوشا بود. او در مبارزات مردم آبادان بويژه پس از فاجعه سينما ركس ، در تشكل و هماهنگي مبارزات مردم آبادان نقش بسيار فعالي داشت. او در سازماندهي و آگاهي كارگراان پالايشگاه شركت داشت و لحظه اي از كوشش و مبارزه باز نمي ايستاد. او ميكوشيد در ميان كارگران هسته هاي سياسي و انقلابي تشكيل دهد و نسبت به رسالت خود خوب آگاه بود. او ميگفت :"براي پيروزي نهائي انقلاب تنها يك راه وجود دارد و آنهم شركت مستقل طبقه كارگر و تحت رهبري سازمان مخصوص به خودش."

 رفيق داريوش يك ماركسيست _ لنينيست آگاه و كمونيستي انقلابي بود او به مبارزات جدا از توده ها باور نداشت و ميگفت:"بايد با مردم بود و با آنها زيست و با آنها انديشيد." او تمام هستي و فعاليت خود را صرف سازماندهي زحمتكشان و طبقه كارگر ايران نمود. او از دامان طبقه كارگر برخاسته و بارنج و فقر و بدبختي هاي اين طبقه آشنا بود و سرانجام جانش را بر سر خدمت به آنها نهاد.

 رفيق داريوش در روزهاي اوج انقلاب در ارتباط با انجام وظايفي كه بعهده داشت به تهران آمد. انقلاب بالا ميگرفت و قيام تهران فرا ميرسيد. در 22 بهمن 1357 ، قيامگران قهرمان تهران دژهاي مستحكم ارتجاع را يكي پس از ديگري تسخير ميكردند و رفيق صابر نيز در ميانشان و همراه با آنها سنگرهاي دشمن را در هم ميشكست و تسخير مي كرد. او مبارزه مسلحانه را با جان و دل پذيرفته بود و ميگفت :"نبايد از مرگ ترسيد."

 او در روز 21بهمن در تسخير پادگان نيروي هوائي شركت داشت و در صفوف مقدم قيامگران مي رزميد. در روز 22 بهمن در كنار ساير همرزمانش به پادگان جمشيديه يورش برد و در حمله قهرمانانه در حاليكه سرودهاي انقلابي را بر لب داشت به ضرب گلوله هاي جلادان شاه جان باخت و در كنار صدها انقلابي و كمونيست ديگري كه در اين قيام جان باختند بر خاك افتاد و خون سرخش پرچم ظفرنمون طبقه كارگر ايران را گلگون تر كرد.

 رفيق جانباخته داريوش صابر ، عضو گروه "مبارزه براي آزادي طبقه كارگر" بود. زندگيش كوتاه ، وليكن پر بار و سازنده بود . زندگي او مبارزه در راه آزادي طبقه كارگر و جانباختنش نيز نه نقطه پايان بر اين زندگي ، بلكه گامي در ادامه و تكامل آن بود.آرمان و خاطره او هميشه زنده است و در همه نبردها و هر كجا ظلم و استثمار هست و هر كجا كه طبقه كارگر مي رزمد ، يادش به دلها گرمي ميبخشد. ما ياد او را گرامي داشته ، راهش را ادامه ميدهيم و بر او و همه جانباخته گان انقلاب درود ميفرستيم و عهد ميبنديم كه در راه ادامه انقلاب تا پيروزي نهائي از پاي ننشينيم .

 خاطره اش گرامي و راهش پوينده باد!

بنقل از نشريه حقيقت شماره 58 دور اول 22بهمن 1358    

 

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 ÕÇÈÑ ÏÇÑíæÔ
 در تاريخ
 2013-01-10
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در