Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 جانباختگان   دوشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۷ برابر با ۱۸ فوريه ۲۰۱۹                    
 
Be Yad Kamran

 

Beschrijving: C:\Users\hosse\Documents\Mijn websites\cpimlm1\janbaxtegan\kamran.jpg

جای كامران باید پر شود و خواهد شد!

سازمان ما پس از جانباختن رفيق كامران، يك كارزار ايدئولوژيك ـ سياسي با شعار "جاي كامران بايد پر شود" را در سطوح مختلف سازماني براه انداخت. نوشته زير متن سخنراني است كه در اين كارزار ارائه داده شد. ما اين سخنراني را با پاره اي تغييرات جزئي بچاپ ميرسانيم.

رفقا:

ما در اينجا گرد آمده ايم كه خاطره رفيقي بسيار عزيز را گرامي بداريم؛ اما مهمتر از آن ميخواهيم با او عهد كنيم كه جاي او را پر خواهيم كرد، با دل و جان براي آرمانهايش خواهيم جنگيد، آنها را متحقق خواهيم كرد و انتقام او را از دشمن خواهيم ستاند. در راه انجام اين وظيفه، خصوصيات و كيفيات كامران مصالح عظيمي براي ما فراهم ميكند؛ پس بايد اين ها را بشناسيم و جذب كنيم. ما براي حفاظت از دستاوردهاي پرولتاريا و خلق در اينجا گرد آمده ايم، براي حراست از پديده هاي نو جمع شده ايم، چيزهائي كه حاصل مبارزه رفيق عزيزمان كامران بود. براي اينكه بتوانيم دشمن را نابود كنيم بايد دستاوردها و پديده هاي نوين و انقلابي را كسب نموده و فراگير كنيم. ما بايد ثابت كنيم كه خون انقلاب را خفه نميكند بلكه آنرا بارور ميسازد.

مائوتسه دون رهبر كبير ما هنگام صحبت بر سر تغييرات ناگهاني، مرگ كهنه و نو را اينگونه مقايسه  كرده و براي ما وظيفه تعيين ميكند: "وقتي چيان كايچك بميرد ما ميتوانيم كف بزنيم، براي جان دالس هيچ اشكي نخواهيم ريخت؛ اما وقتي پديده هاي نو ميميرند، مانند شكست انقلاب 1905 روسيه يا از كف دادن مناطق آزاد شده در جنوب، اين البته واقعه ناگواري است. زماني كه بوران نهال هاي ما را از جا ميكند مسلما ناگوار است و بلافاصله وظيفه كاشتن نهال هائي ديگر مطرح ميشود."

آري! هر زمان كه يكي از ما بر خاك مي افتد وظيفه اين است: پر كردن جاي خالي آن رفيق. امروز هم ما بايد مبارزه كنيم كه در كارزار آموختن از كامران، سازمان در سطوح مختلف جهشي به جلو كند؛ آبديده تر شود، صفوفش تنگاتنگ تر شده، روحيه تهور و جسارت در راه مبارزه براي كسب قدرت سياسي بسيار بيشتر گردد و پيوند هاي مابا توده ها وسيعتر شود.

كامران از نسل جديد سازمان ما بود؛ از آن موجهائي كه از پشت آمد اما اهميت اين موجها همواره در آن است كه موجهاي قبلي را بجلو ميرانند و حيات و سرزندگي يك سازمان انقلابي را تضمين مينمايند. بدون فرارسيدن امواج  جديدي از فعالين كمونيست سخني از حفظ سرزندگي و تقويت قوا براي مغلوب كردن دشمن نميتواند در ميان باشد. اين مصافي است كه رهبري سازمان در مقابل رفقا ميگذارد و رفقا هم بايد توده هاي پيشرو بيشتري را به اين ديالكتيك آگاه كرده و آنان را ارتقاء دهند.

از دست دادن كامران براي سازمان ما يك ضايعه است. اما زندگي او واقعا مايه افتخار ماست و حضور قدرتمند و دائمي اش هميشه به ما نيرو و الهام خواهد بخشيد. هيچ جنبه از وضع موجود جهان براي كامران قابل تحمل نبود به همين جهت از همه چيزش بخاطر عشق بزرگش يعني انقلاب گذشت؛ و جز اين نيز نميتوانست كامران شود.

همانطور كه رفيق مائوتسه دون ميگويد: كمونيست كسي است كه مصالح انقلاب را گرانبهاتر از جان خود بداند و منافع شخصي را تابع منافع انقلاب كند و هيچگاه و تحت هيچ شرايطي نبايد منافع خود را در مرتبه اول قرار دهد. براي كامران روشن بود كه بدون اين خصوصيات صحبت از كمونيست بودن بيخود است. اين خصلتي است كه از جهان بيني پرولتري بر ميخيزد؛ پرولتاريا از خود گذشته ترين طبقه است چون هيچ ندارد از دست بدهد؛ پرولترها نه براي خود و نه حتي فقط براي رهائي طبقه خود بلكه براي رهائي بشريت مبارزه ميكنند. بهمين دليل هركسي جهان بيني پرولتري داشته باشد صاحب قدرتي ميشود كه براحتي ميتواند بخاطر انقلاب از همه چيز خود بگذرد؛ براحتي ميتواند خصائلي را كسب كند كه انقلاب بدان نياز دارد. كامران مثالي بارز از اين مسئله و تبديل شدن يك روشنفكر انقلابي به يك پرولتر آگاه بود. او ميخواست با گامهائي بلند و با تمام روح و جسمش براي آرمانهايش برزمد.

او زماني نوشت: "آيا به آنچه ميگوئيد متحقق خواهد شد به اندازه كافي ايمان داريد كه فعالانه در راه تحقق آن كار كنيد و هرگونه ابزار و وسائل مناسب براي آن را فراهم نمائيد؟ و آيا حاضر هستيد هرگونه فداكاري را در اين راه بجان بخريد؟ هرچند بذل جان در اين راه كم ارزشترين چيزهاست. چه بسا بورژواها در راه حفظ موقعيت اجتماعي خود جان خود را به آساني ميدهند. سوال اين است كه آيا حاضريد براي بدست آوردن بيشتر، بهتر، و پرولتري تر در خدمت طبقه خود همه چيز خود را در صورت لزوم در معرض تغيير و تحول قرار دهيد ياخير؟"

او كه با ذهن فعال خود مسائل انقلاب و امر توده ها را درك كرده بود ميدانست كه بايد خود را در جريان پراتيكهاي بالاتر و سخت تر قرار دهد. او اين سخن مائوتسه دون به روشنفكران را عميقا درك كرده بود: آيا ميخواهيد كه با كارگران و دهقانان درآميزيد يانه؟ او ميخواست آن رودخانه خروشان باشد كه راز شادابي و ابهتش در جاري بودنش و گذر كردنش از ميان پيچ و خمها، دره ها و صخره هاست.

كامران در سال 1364 در مقابل فراخوان سازمان به رفقاي هوادار در خارج مبني بر پيوستن به سازمان و خدمت به برنامه مركزي، كه در آن زمان عبارت بود ازآغاز مجدد مبارزه مسلحانه در شمال، لحظه اي ترديد بخود راه نداد و به اين فراخوان پاسخ مثبت داد. اين نشانه يك گسست ايدئولوژيك مهم از همه بندها و منافع شخصي و عادات گذشته بود. در نتيجه اين گسست او بلندترين گام زندگي سياسي آندوران خود را برداشت. او با اشتياقي وصف ناپذير داوطلب  سهم گرفتن در خط مقدم فعاليتهاي سازمان شد و آنرا عملي كرد. او تصميم گرفت و به اجرا گذارد. اين جهش كيفي كامران، فصل نويني را در زندگي سياسي او گشود و جز اين نيز نميتوانست باشد. كامران بي پروا، آگاه و مصمم گام در مسيري گذاشت كه در گذر از پيچ و تابهاي آن مداوما آبديده تر و آبديده تر شد و تبديل به يك كادر برجسته و تواناي كمونيست گشت. او براي رفتن به جبهه نبرد انقلابي در شمال عازم كردستان شد و پس از وارد آمدن ضربات سال 64 و نياز به جمعبندي سياسي ـ ايدئولوژيك و بازسازي تشكيلاتي، در كردستان مستقر شد و براي مدت هفت سال بلاانقطاع در آنجا ماند. درتمامي اين سالها كامران در صف جلو بود و سخت ترين مسئوليتها را در پيچيده ترين شرايط بدوش ميكشيد. او رفيقي بسيار جدي و هدفمند و در عين حال سرزنده و شاداب بود.

او در دوره هاي سخت خوب ميدرخشيد و در درياي متلاطم با شجاعت بيشتري شنا ميكرد. مائوتسه دون ميگويد: "رفيق خوب كسي است كه بيشتر مايل به عزيمت به آن محلي باشد كه از همه جا بيشتر مشكلات دارد... كار دشوار چون باري است در برابر ما كه ما را دعوت ميكند كه آنرا بدوش بگيريم. بعضي بارها سبك و برخي سنگين اند. افرادي هستند كه بار سبك را بر بار سنگين ترجيح ميدهند،... ولي بعضي از رفقا رفتار ديگري دارند؛ ... آنها خود بار سنگين را بدوش ميكشند. اينها رفقاي خوبي هستند." يك كمونيست هر چقدر بيشتر در محيطي پرتلاطم بسر برده و در مبارزات توفاني شركت نمايد، بيشتر ميتواند خصوصيات انقلابي خود را شكوفا سازد. كامران از بودن در شرايط پرجوش و خروش كردستان ـ شرايطي كه بقول خودش "پر حادثه و توفاني بوده و تقريبا هر از چند گاهي شاهد يك تحول جديد است" ـ لذت برده و از آن مي آموخت.

او در انجام بدون نقص ماموريتهائي كه بعهده اش گذارده ميشد پرتلاش و خستگي ناپذير بود. در رابطه با پيشبرد مسئوليتهاي مهم و حساس، رهبري سازمان  با راحتي خيال به او اتكاء ميكرد. وقتي قرار بود برنامه اي اجرا شود او كسي نبود كه وسط كار هنگامي كه بالاجبار نقشه با مشكلات مواجهه شده و تضادهاي آن آشكار ميشد، تخم شك و ترديد در باره آن بپراكند؛ وقتي كاري را مي چسبيد، تا به آخر آنرا محكم ميگرفت و نه با دودلي. رهبران و كادرهاي ما بايد ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست باشند، مستحكم و پابرجا باشند و عليرغم فشارها در به اجرا درآوردن نقشه محكم و پيگير باشند.

كامران داراي تفكري قدرتمند و اراده اي خلل ناپذير بود. قدرت و اراده او قدرت و اراده اي بود كه از ايدئولوژي اين روشنفكر پرولتر نشئت ميگرفت. مائو ميگويد: "در جهان هيچ مشكلي نيست كه در برابر انسان با اراده تاب مقاومت آورد." كامران توانائي بالائي داشت كه از مرحله درك ضرورت انجام كاري به مرحله عملي كردن آن جهش كند. يعني وقتي  ضرورت انجام كاري را تشخيص داد، ميتوانست تصميم بگيرد و آنرا به اجرا گذارد.

خصوصيات كامران را با اين گفته مائوتسه دون در مورد كادرهاي كمونيست ميتوان خلاصه كرد: "آنها بايد كادرها و رهبراني باشند كه در ماركسيسم ـ لنينيسم تبحر داشته باشند، قادر باشند با مسائل بطور مستقل برخورد كنند، در مقابل دشواريها استوار و محكم بايستند و با صداقت و وفاداري به ملت، طبقه و به حزب خدمت كنند. حزب با اتكاء به رهبري استوار آنها بر توده هاست كه ميتواند در كوبيدن دشمن توفيق يابد. چنين كادرها و رهبراني بايد از خودخواهي، قهرمان بازي انديويدوآليستي، خودنمائي، تنبلي، پاسيويته و سكتاريسم متكبرانه مبري باشند، بلكه بالعكس آنها بايد قهرمانان از خود گذشته ملي و طبقاتي باشند؛ چنين است كيفيت و سبك كاري كه از اعضاء و كادرها و رهبران حزب طلب ميشود."

مرگ رفقائي اين چنين ما را بشدت غمگين ميكند؛ اما بايد مبارزه كنيم كه اين اندوه را به خشمي تسكين ناپذير عليه دشمن و تلاشي خستگي ناپذير براي پر كردن جاي او و متحقق كردن آرمانهائي كه او برايش زيست و جان باخت تبديل كنيم. جانباختن رفيق كامران مصافي مشخص را در مقابل ما ميگذارد. آيا خصوصيات برجسته اين پرولتر آگاه را جذب خواهيم كرد يا نه؟ اين مصافي بسيار روشن و مختصاتش معلوم است. مسلما كار ساده اي نيست و نبردي سخت است و براي آن بايد از خود و خيلي چيزهاگذشت، سختي كشيد و خود را به آب و آتش زد. آرمانهاي والاي ما انگيزه و نيروي محركه كافي در اختيارمان ميگذارد. هيچ چيز به اندازه كمونيسم نميتواند خلاقيت و شور وتوان انسانها را برانگيزد. آنچه كامران را بجلو ميراند اعتقاد و ايمان مطلقش به اين آرمان بود. او همه منافع خود را و "خود" را تابع مصالح توده ها، سازمان و انقلاب كرد. او خودبخودي به چنين كيفيتي دست نيافت بلكه فهميد كه انقلاب به چنين كيفيتي نياز دارد، پس نقشه مند روي خودش كار كرد. اين مائوئيسم است كه چنين قهرماناني را ميتواند براي امر رهائي پرولتاريا و خلق بپروراند.

كامران در حادترين لحظات رودروئي انقلاب و ضدانقلاب در ايران نبود؛ از اينرو بايد تجارب زيادي را جذب وكسب ميكرد. او براي اينكار با جديت مبارزه ميكرد. هرچند او در آن سالها در ايران نبود اما از شكست انقلاب ايران يك حقيقت  تعيين كننده را جمعبندي نمود و با تمام وجود حس كرد: و آن اينكه بخاطر فقدان يك خط صحيح، كمونيستها، پرولتاريا و خلقهاي ستمديده ايران بهاي سنگيني پرداختند؛ و ديگر هرگز! پرولتاريا براي شكستهايش گريه نميكند و او نيز نكرد؛ در عوض پا جلو گذارد و همراه با رفقاي ديگرش براي شكستن موجهاي ناسالم و شكست طلبانه مبارزه كرد. تحت رهبري او رفقاي خارج مبارزه جانانه اي را در دفاع از اصول كمونيسم در مقابل انحلال طلبان براه انداختند؛ اينها سرخورده هائي بودند كه از ايران ميرسيدند و سعي ميكردند رفقاي خارج را نيز به سموم انحلال طلبي خود آغشته كنند و از به اصطلاح "سابقه دار" بودن خود نيز بعنوان اعتباري براي فروختن متاع گنديده شان استفاده ميكردند. در اين مبارزه ايدئولوژيك بسيار مهم كه هم جهت با مبارزات رفقاي داخل عليه انحلال طلبي بود، كامران هم خودش آبديده تر شد و هم رفقاي ديگر تحول يافتند.

هنگامي كه كامران در تشكيلات كردستان متشكل شد، خدمات گرانبهائي به تحكيم ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم در سازمان كرد. اتحاديه دچار التقاط بر سر راه انقلاب بود و بدون حل اين التقاط پيشروي ناممكن بود؛ چرا كه خط سياسي ـ ايدئولوژيك صحيح تعيين كننده است. موضوع راه انقلاب در كشورهاي تحت سلطه از مسائل مهمي بود كه در سطح بين المللي كمونيستها براي دست يافتن به دركي صحيح و رفع التقاط و ابهام، با آن دست و پنجه نرم كرده و مبارزه مينمودند. سازمان ما نيز در معرض اين مبارزات بود. نيازي به تشريح نيست كه حزب كمونيست پرو با موضعگيري در عمل به زدوده شدن التقاطات از ذهن و عملكرد كمونيستهاي جهان ياري ميرساند و اين موضعگيري در عمل، بقول مائوتسه دون، ارزش واقعيت بلافصل را داشت. درون سازمان اين كامران بود كه بر روي خط "محاصره شهرها از طريق دهات" پافشاري كرد و براي تسلط آن در سازمان مبارزه نمود. از اين جهت است كه ميگوئيم كامران نقشي مهم در بازسازي سياسي ـ ايدئولوژيك سازمان بازي كرد.

در اين مبارزه سبك كار كامران نيز ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيستي بود. او به هنگام مبارزه عليه خط غلط سازمان در مورد استراتژي انقلاب، ميراث دار گسست بزرگ و سنن انقلابي سربداران و شوراي چهارم بود و از مركزيت سازمان دفاع مي نمود و بدين ترتيب درها را بروي گرايشات انحلال طلبانه مي بست. او با مبارزه براي خط صحيح خدمات گرانبهائي به تقويت رهبري سازمان و شكل گيري يك رهبري متمركز ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيستي نمود. چرا كه قدرت يك رهبري كمونيستي عمدتا به خط سياسي ـ ايدئولوژيك صحيح وابسته است. او نمونه كامل "سه آري سه نه " بود: يعني ماركسيست باشيد و نه رويزيونيست؛ رك و صريح باشيد و نه توطئه چين؛ وحدت كنيد و نه انشعاب. او براي اينكه مبارزه اش را بطور صحيح پيش ببرد زحمت ميكشيد؛ سخت فكر ميكرد تا مطمئن شود نظرياتش درست است و آنها را سيستماتيزه ميكرد و به نگارش در مياورد. نقد او هيچ شباهتي به نقدهاي خرده بورژواهاي ناراضي نداشت و كاملا به قلب مسئله ميزد و به تعيين كننده ترين مسائل مقابل پاي مبارزه طبقاتي كه بدون حل آنها پيشروي امكان نداشت، مربوط ميشد. او غلبه خط درست را نه پيروزي خودش كه پيروزي سازمان و طبقه مان تلقي ميكرد؛ نه از آن سرمايه اي براي خود ساخت و نه جايزه اي طلب كرد.  خلاصه كنيم  در اين مبارزه، كامران هم ديدگاهي صحيح  داشت و هم داراي سبك كار ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيستي بود.

رهبري ما از آن جهت بر اين مبارزه دروني تاكيد ميكند كه رفقا و همه توده هاي انقلابي بدانند كه مبارزه درون حزبي بخشي از مبارزه طبقاتي است و براي انقلابي نگاهداشتن حزب حياتي ميباشد. اين يك اصل مائوئيستي است. كامران در ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم تبحر داشت. ماركسيسم را جدي مطالعه ميكرد چرا كه بر سر انقلاب جدي بود. ميدانست كه انقلاب نه تنها امري ضروري است بلكه خطير و پيچيده است؛ نه تنها بايد برايش از جان گذشت بلكه بايد برايش مطالعه و فكر كرد، دانش كسب كرد، نقشه هاو سياستهاي درست  ريخت. شبها پس از دوندگيهاي روزانه در روشنائي چراغ كوچكش و با ديسيپلين به مطالعه ميپرداخت. اشتياق و شور تهي ناپذيرش به نابود كردن دنياي كهن او را به طرف ماركسيسم ميراند. او براي مسلح كردن دستان خودش و سازمان ماركسيسم را مطالعه ميكرد. از اين جهت ذره اي به ماركسيستهاي پشت ميز نشين شباهت  نداشت. او بطور سيستماتيك آثار ماركسيستي را مطالعه ميكرد اما ماركسيست نقل قولي نبود. آن را ميخواند، ميفهميد و فهميده ها را در مورد مسائل مقابل پا بكار مي بست.

او در ارائه نظراتش اعتماد به نفس كاملي داشت. اين از غرور روشنفكري نبود. چيزي كه به او قدرت و توان ميداد كه روي نظرات صحيحش بايستد و براي آنها مبارزه كند، دركش از الزامات انقلاب بود. انقلاب و سازمان نياز داشت كه او در دفاع از حقيقت استوار باشد. اين اعتماد به نفس او از اعتمادش به علم كمونيسم بلند ميشد.

كامران يك انترناسيوناليست بود. او بشدت از مبارزات توده هاي مردم جهان و بالاخص از پيشرفتهاي ريم و جنگ خلق در پرو ذوق زده ميشد؛ قلب او با قلب پرولتارياي جهان ميزد و با آنكه هفت سال از كردستان تكان نخورد اما افكارش از كوهها و درياها بسوي هرآنجا كه مبارزه بود پر ميكشيد. او مرتبا وضعيت جنبش انقلابي انترناسيوناليستي و جنگ خلق در پرو را جويا ميشد و به مسائل آن توجه ميكرد. او مبارزه ما را بخشي از يك نبرد بين المللي ميدانست.

وقتي از خصوصيات و كيفيات برجسته كامران صحبت ميشود اولين سوال اينست كه منبع اين توانائيها چيست؟ كامران انساني عادي با بينش و خطي خارق العاده بود. اينها ويژگيهاي شخصي يا ارثي نبودند و از قهرمان بازي و خودسازي انديويدوآليستي نيز ناشي نميشدند. سرچشمه او مائوئيسم بود؛ چيزي كه در دسترس همه ماست. يگانگي اش با توده ها و منافع آنان، كينه تسكين ناپذير به دشمن، قوه محركه او بود.

جمهوري اسلامي با استفاده از شرايط اسفباري كه در كردستان عراق موجودست، كامران را ترور كرد. مزدوران جمهوري اسلامي بر پايه شناسائي قبلي دست به اين جنايت زدند. در كردستان اتحاديه سازماني بسيار كوچك است و نيروي نظامي ندارد. پس چرا رژيم به فكر چنين حمله اي افتاد. دشمن به ما چگونه نگاه ميكند؟ پيام رهبري سازمان، ابعاد ملي و بين المللي اين مسئله را بخوبي روشن ميكند. اين تبهكاران ميدانند چه ضرباتي بر ما وارد كردند و با اين وجود نتوانستند ما را نابود كنند، و امروز كه ورشكسته، منفرد و منفورند و روحيه غليان و شورش در نيروهاي كليدي جامعه يعني تحتاني ترين اقشار بطور تصاعدي بالا ميرود اوضاع براي رشد ما عالي است. در سطح بين المللي هم تحليلگران امپرياليسم مداوما هشدار ميدهند كه مائوئيستها كوچك هستند اما ميتوانند تسريع كننده وقايعي عظيم شوند. با فروپاشي كمونيسم دروغين و در شرايطي كه سرمايه داري بين المللي با سبعيتي بي نظير مردم سراسر جهان را به طغيان عليه خود واميدارد، حلقه هاي ضعيف نظام امپرياليستي ديگر يكي دوتا نخواهد بود. ما وارد دوره تاريخي بسيار متفاوتي ميشويم. رفقا: بيش از هر زمان ديگر، دور دور  ماست. آنها از اين ميترسند كه ما پروهاي ديگري بوجود آوريم و حق دارند كه بترسند. امپرياليستهاي آمريكائي در مورد ايران گفته اند كه خواهان تغيير نيستند چرا كه ميدانند جابجائي در ايران ميتواند دريچه را بروي نيروهائي باز كند كه نتوانند كنترل كنند. آنان ميدانند كه ايران بار ديگر به حلقه ضعيف نظام بين المللي شان بدل ميشود و انقلابي كه 14 سال قبل سرش بريده شد دوباره دارد سر بلند ميكند و اين بار با مردمي روبرو خواهند شد كه تجربه 14 سال كشمكش حاد بين انقلاب و ضد انقلاب را دارند و بشدت سياسي اند. اما خواستن آنها توانستن نيست. اينرا خودشان هم ميدانند، بهمين جهت تلاش خواهند كرد كه راههاي تنفس ما را ببندند و سخت بگيرند؛ اما ما ماهرانه كار خود را انجام ميدهيم.

رفقا: همانطور كه پيام رهبري سازمان ميگويد: ما مسئوليت هدايت امر رهائي پرولتاريا و خلقهاي ايران و جهان را بدوش گرفته ايم و با جديت وظيفه مركزي كسب قدرت سياسي را در دستور كار خود قرار داده ايم. زندگي كامران نشانه آنست كه ما در اين راه جدي بوده و اراده اي خلل ناپذير داريم. امروز كه توده هاي زحمتكش ما در بحبوحه دست و پنجه نرم كردن با مزدوران و اوباشان جمهوري اسلامي بدنبال پرچم خويش ميگردند، بايد آنرا بلندتر از هميشه به اهتزاز درآوريم. اينكار فقط با آغاز جنگ خلق امكان پذير است. از اين جهت كادرهاي كمونيست بيشتري بايد جاي كامران را بگيرند و وظايف عملي بسيار عاجل و حياتي مقابل پاي انقلاب را پيش ببرند. كادرهائي با خصوصيات كامران و مانند او جان بر كف آماده مبارزه براي گذشتن از پيچ و خمهاي راه و آغاز جنگ خلق.

رفقا: شهادت كامران ضايعه بزرگي براي ماست. هم اكنون همه رفقاي ما در زير بار سنگين مرك او تحت فشار هستند، اما همگي سخت مبارزه ميكنيم كه اين اندوه بزرگ را به خشمي عظيم و تلاشي خستگي ناپذير تبديل كنيم تا سازمان ما مستحكم تر شود، رفقاي سازمان ارتقاء كيفي بيابند و عده بيشتري از مبارزين به صفوف سازمان ما بپيوندند. در راه انجام اين وظيفه خصوصيات سياسي ـ ايدئولوژيك كامران و زندگي او مصالح مهمي را برايمان فراهم ميكند. خلاصه ما بايد اين حرف رفيق گونزالو كه "خون انقلاب را خفه نميكند بلكه آنرا بارور ميسازد" را بطور مشخص متحقق كنيم و اين مبارزه ميطلبد. برگزاري اين جلسه بخشي از اين مبارزه براي تحقق وظيفه فوق است. تنها بدين ترتيب است كه ميتوانيم  رفيقمان را زنده نگاه داريم و پوزه دشمن را بخاك بماليم. ما بايد انتقام او را و بقيه رفقاي جانباخته مان را بگيريم. ما بايد بر شتاب گامهايمان بيفزائيم و جنگمان را شروع كنيم. رفقا: بقول يك آواز مترقي خارجي "وقت كشتن است" مزدوران جمهوري اسلامي را مانند برگ خزان بر زمين خواهيم ريخت. دهقانان فقير با دست هاي پينه بسته خود مجسمه ها از اسماعيل ها، بهروزها، سحرها، رحمت ها و كامران ها در مناطق آزاد شده مان بنا خواهند كرد؛ و همانطور كه پيام رهبري خطاب به كامران ميگويد: "تو همچون قهرمانان حماسي، ميدان نبرد را از آنسوي مزارت فتح خواهي كرد."

 

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 جلسه يادبود كامران صمیمی
 در تاريخ
 2013-01-10
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در