Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 جانباختگان   جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶ برابر با ۲۴ نوامبر ۲۰۱۷                    
 
Lorigancho prison

كي مي رود ز خاطر،  خون روان ياران 

روال تا كنوني برنامه شهيدان كمونيست چنين بوده كه به زندگي مبارزاتي و جايگاه رهبران و كادرهاو افرادجانباخته گردان پرولتارياي آگاه در ايران يعني رفقاي اتحاديه كمونيستهاي ايران (سربداران) پرداخته ايم. و نقش خط ايدئولوژيك ـ سياسي پرولتري را در فراز و نشيب ها و تكامل عيني و پراتيك اين جانباختگان مائوئيست نشان داده ايم.

امروز پا را از اين محدوده فراتر مي گذاريم و از شهداي طبقه كارگر جهاني از رفقاي جانباخته مائوئيستي ياد مي كنيم كه پرچم رهايي طبقه كارگر و بشريت ستمديده را در آن سوي جهان به اهتزاز در آوردند و با خون خويش درخت انقلاب را بارورتر ساختند. آنها همانقدر به ما نزديك هستند كه عزيزترين و نزديكترين رهبران، و رفقايمان در عرصه نبرد طبقاتي در ايران و طبقه كارگر در ايران كه جزئي از يك طبقه واحد جهاني است بايد اين چنين به رزم انقلابي ديگر گردانهاي پرولتري و به شهدايش در ساير كشورها نگاه كرد.

سخن ما امروز از 400 رفيق مائوئيستي است كه در آستانه تابستان سه سال پيش در زندانهاي پرو قتل عام شدند و چه آگاهانه مرگ را پذيرفتند. اسراي كمونيست در زندانهاي پرو يك تن واحد بحساب مي آيند. يك بخش از زندگي حزب كمونيست اين كشور. طبق سياست حزب كمونيست پرو زندان ميبايد به سنگر درخشان نبرد بدل گردد. به يك ستاد رزمنده علني حزب، به يك مركز تبليغات كمونيستي، برمبناي همين سياست بود كه چهره زندانهاي پرو از تمامي زندانهاي سياسي جهان متفاوت شد. هر رزمنده كمونيستي كه به اسارت در مي آمد، از اصل تغيير آگاهانه محيط جديد در راستاي اهداف انقلاب پرولتري و جنگ خلق پيروي مي كرد. مبارزه پيگير رفقاي ما كه با رزم خانواده زندانيان سياسي پرو تكميل مي شد، همچون خار درشتي بود كه درست در قلب ارتجاع در دژهاي بظاهر مستحكمش بر چشمان هيئت حاكمه ارتجاعي مي نشست.

ال فرانتون، كالائو و لاريگانچو نامهايي است كه بايد بخاطر سپرد. ال فرانتون، كالائو و لاوريگانچو نام سه سنگر درخشان نبرد است كه در دفتر نبرد انقلابي پرولتارياي جهاني نقش بسته است. حكومت پيشين پرو، قبل از آنكه آلن گارسيا رئيس جمهور فعلي بقدرت رسد، بمعناي واقعي در برابر سنگر زندانها كلافه و مستاصل شده بود و بدون شك قدرت عظيم نهفته در زندانها كاملا از قدرتمندي و پايداري جنگ توده هاي كارگر و دهقان تحت رهبري حزب كمونيست در خارج از حصار زندان نشات مي گرفت. در مقابل اين اوضاع حكومت پيشين طرحي را جلو گذاشت كه برمبناي آن زندانيان مائوئيست كه بدرستي از طرف حزب كمونيست پرو اسيران جنگي ناميده مي شوند، از يكديگر جدا گشته و بطور غيرمتمركز در نقاط دور دست كشور دوران حبس و شكنجه و آزار را بگذرانند. اما حكومت بعلت مبارزه و مقاومت رفقاي زنداني موفق به پياده كردن اين طرح نشد.

با روي كار آمدن آلن گارسياي سوسيال دمكرات، كه پشتيباني نه فقط آمريكا، بلكه شوروي و چين و كليه كشورهاي اروپايي را هم صاحب بود، اين طرح دوباره مطرح گشت. در تابستان 1985 همزمان با عمليات نظامي ارتش پارتيزاني خلق در سراسر كشور، زندانيان ال فرانتون، كالائو و لاريگانچو، نگهبانان را به گروگان گرفته و سلاحهايشان را مصادره كرده بودند. بعد از چند ماه يعني در اكتبر همانسال، آلن گارسيا گاردهاي جمهوري را براي حمله به زندان لاريگانچو گسيل داشت و 50 تن از زندانيان را بعد از يك درگيري، از طريق آتش زدن سلولها بقتل رساند. اواسط سال 1986 كه بار ديگر زمزمه اجراي طرح پراكنده كردن زندانيان كمونيست بگوش رسيد. همزمان با اين زمزمه ها، رفقاي ما در زندان لاريگانچو نامه اي را به بيرون زندان فرستادند، كه در آن چنين آمده بود:

"آنها مي خواهند از طرح تهديد به انتقال براي براه انداختن كشتار زندانيان استفاده كنند، تا ضربه اي روحي به انقلاب و طبقه كارگر وارد آورند. هدف اصلي شان ال فرانتون است، امكان آن مي رود كه در آنجا حركت تحريك آميزي راه بياندازند. اگر گارد جمهوري قادر به مقابله نشد، قرار است از تفنگداران دريايي استفاده كنند. در لاريگانچو نيز نقشه آنها تداوم كشتار جمعي است. و در كالائو ميخواهند رفقاي زنداني زن را هدف قرار دهند."

در ماه ژوئن 1986 بوي تند توطئه در فضا پيچيده بود. و اين همزمان شد با برگزاري كنگره انترناسيونال سوسياليست متشكل از احزاب امپرياليست، ارتجاعي و ضدانقلابي سوسيال دمكرات سراسر جهان در ليما. كنگره اي كه در آن نمايندگاني از سازمان مجاهدين و حزب دمكرات كردستان ايران شركت داشتند و افتخار نشست و برخاست با نمايندگان بورژوازي امپرياليستي را در شرايطي كه صداي بمب و راكت و گلوله از زندانهاي پايتخت بلند بود، پيدا كردند. روز 19 ژوئن 1986 هجوم ارتش با هليكوپتر به زندانها آغاز شد. رفقا با حداقل سلاح، سلاحهايي كه همان ابتداي درگيري از چنگ نگهبانان بيرون كشيده بودند، به مقاومت برخاستند. زندان جزيره اي ال فرانتون، توسط واحدهاي نيروي دريايي محاصره گشت و گلوله هاي توپ از كشتي ها بر آن باريدن گرفت. در عرض چند ساعت بيش از 400 تن از رفقاي ما، 400 تن از كارگران و دهقانان آگاه و روشنفكران كمونيست كشتار شدند. از 159 رزمنده لاريگانچو يكي هم زنده نماند. مزدوران مسلح زخمي ها و دستگير شدگان را درجا اعدام كردند. زندان زنان كالائو بمحاصره كامل درآمد. اين زندان در مركز شهر ليما قرار دارد و نيروهاي دشمن بواسطه ازدحام جمعيت خشمگين جرئت كشتاري عظيم را در آن نيافت و تنها بقتل 4 رفيق و ضرب و شتم دهها تن بسنده كرد. رفقاي زن مشتهاي گره كرده خود را از لابلاي ميله ها بيرون آورده، و فرياد ميزدند: "كي ميرود زخاطر، خون روان ياران!  زنده باد صدر گونزالو، صدر حزب كمونيست پرو!

"از 169 زنداني ال فرانتون 141 نفر بقتل رسيدند.

در آن هنگامه آتش و خون، يكي از رفقاي زنداني نامه اي به تمامي رزمندگان راه رهايي پرولتاريا نوشت و به بيرون فرستاد:

" با دلبستگي عميق و عشق به حقيقت و آزادي. در دستان من از سنگر درخشان نبرد چيزي بجاي نمانده، جز خاكستر اسراي جنگي كه امروز كشتار شدند و جهان، تاريخ و توده ها، جنايتكاران پليد جنگي را بمحاكمه خواهند كشيد. تمامي مردم جهان، آنان را در جايگاه متهمان خواهند ديد. آنها بدون شك بايد بخود بلرزند. هيچ چيز و هيچكس نخواهد توانست ما را شكست دهد. جريان رود طبيعتا شدت مي يابد، طغيان يك قانون است. مرتجعين تا فرارسيدن سرنوشت شومشان، دشواري و شكست مي آفرينند. خلق نيز قانون خود را دارد: مبارزه، شكست، باز هم مبارزه. امكان دارد كه باز هم مغلوب شويم، و باز هم مبارزه مي كنيم، تا به آنچه ما را فرا مي خواند، دست يابيم، به پيروزي نهايي. خون روان، درفشي است كه تمامي مردم را براي انجام آنچه بشدت مشتاق آنيم، فرا مي خواند، كسب قدرت سياسي. ما محكوميم، پيروز شويم، چه حكم دلپذيري".

عليرغم توافق تمام جناحهاي ارتجاع حاكم بر پرو، منجمله رويزيونيستهاي طرفدار شوروي، يعني همپالگان حزب توده و اكثريت و راه كارگر با اين كشتار، جنايت آنقدر عظيم بود كه بحراني سياسي حكومت را فرا گرفت. كنگره انترناسيونال سوسياليست سريعا خاتمه يافت، و ديوارهاي سانسور و سكوت رسانه هاي امپرياليستي ترك برداشت. آلن گارسيا فريبكارانه مجبور شد، قول پيگيري قضايا را بدهد و البته چون مسئول شماره يك كشتار كسي جز خودش نبود، ماجرا پس از چند ماه هياهو باصطلاح فراموش شد.

جنبش انقلابي انترناسيوناليستي و حزب كمونيست پرو در عكس العمل به اين جنايت و در بزرگداشت رزم قهرمانانه اسراي جنگي ال فرانتون، كالائو و لاريگانچو، كارزار وسيعي را سازمان دادند. كميته جنبش انقلابي انترناسيوناليستي، در بيانيه اي كه در فاصله يك روز بعد از اين واقعه منترش ساخت، چنين نوشت:"گرچه هرگز آنان را نديده بوديم، اما بخاطر خط و مشي حزبي كه چنين برهبري اش وفادار بودند، مي شناسيم شان. آنها را بنشان پرچم سرخ انقلابي پرولتري كه بر فراز ديوارهاي زندان زير آتش دشمن به تماشاي جهانيان گذاشتند، مي شناسيم شان. آنها مرگ را تحقير كردند. مي دانيم كه انقلاب پرو در ميدان نبرد پاسخي مناسب به اين جنايت خواهد داد، و با رفقاي جانباخته تجديد عهد خواهد كرد".

كميته مركزي حزب كمونيست پرو نيز طي اطلاعيه اي اعلام نمود:"19 ژوئن، براي هميشه بعنوان روز قهرماني بثبت رسيد. خون اين قهرمانان انقلاب را توانايي بيشتري بخشيد، و آتش آنرا فروزانتر ساخت. خون اين قهرمانان پرچم كبيري است كه به اهتزاز درآمده و نداي فتح نهايي و اجتنابناپذير جنگ خلق را با بانگي رسا سر داده است".

و اتحاديه كمونيستهاي ايران (سربداران) در ارگان خود "حقيقت" درباره اين نبرد چنين گفت:

"400 رفيق در نبردي نابرابر جان باختند. نبردي نابرابر، چرا كه دشمن در ضعفي عميق و انقلاب در موقعيتي بس قدرتمند قرار داشت. ضعف ارتجاع آنقدر عميق بود كه نمي توانست مرتكب چنين جنايتي نشود. در اين ميان نشست انترناسيونال سوسياليست شكست خورد    باصطلاح آبرو و اعتبار و استحكام نقش برآب شد. نبرد روزهاي واپسين خردادماه در ليما، بيانگر تقابل و سربهم سائيدن دو انترناسيونال بود. برخوردي خونين بود. در يكسو نمايندگان پرولتارياي بين المللي، حاملين سياست انترناسيوناليسم پرولتري قرار داشتند، و در سوي ديگر انترناسيونال امپرياليستهاي سوسيال دمكرات. يك طرف درفش سرخ و ظفرنمون ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم در اهتزاز بود، طرف ديگر پرچم زرد و پاره پاره امپرياليستي بر زميني لرزان و پرشكاف."

در اولين سالگرد روز قهرماني، حزب كمونيست پرو عملياتي را درشهر ليما سازمان داد. هزاران توده در يك گردهمايي غيرقانوني در پايتخت پرو شركت كردند، تا با جانباختگان واقعه 19 ژوئن تجديد عهد كنند. پليس و ارتش ارتجاع كاملا گيج شده بودند، چون انتظار چنين حركتي را درست در مركز قدرت حكومت نداشتند. در اين گردهمايي پيام ويژه رفيق گونزالو، صدر حزب كمونيست پرو، خوانده شد. در اين پيام چنين آمده بود:

"آنها رشد اوليه خود را مديون توده هاي پرتلاش بودند، و راه رفتن را از توده ها آموختند. تفكرشان را مبارزه طبقاتي شكل داد، و حزب اين عمده ترين و عالي ترين شكل سازمان اجتماعي، آنها را به ماركسيسم ـ لنينيسم ـ مائوئيسم، انديشه راهنما مسلح نمود، و آگاهي سياسي شان را ارتقا داد. آنها را در ارتش پارتيزاني خلق متشكل ساخت. و روحيه جنگنده شان را تقويت نمود. آنها را با توده دهقانان فقير بهم آميخت و جسم و روحشان را در كوره همواره فروزان جنگ خلق آبديده نمود. هنگامي كه اسير جنگي شدند، هرگز بزانو در نيامدند، بلكه به نبرد، بسيج و توليد ادامه دادند، و با نبرد پيگيرانه خود دخمه هاي كثيف دولت كهنه و فرسوده پرو را به سنگر درخشان نبرد بدل نمودند. اسيران جنگي همچون قهرمانان حماسي ميدان نبرد را از آن سوي مزارشان فتح مي كنند، زيرا در پيروزهاي نوين ما زنده اند و مي جنگند، زيرا حضور دائمي و قدرتمندشان را احساس مي كنيم كه به ما الهام مي بخشند و مي آموزند كه امروز و فردا و همواره جان خود را در راه حزب و انقلاب فدا كنيم."

 

نامه اي از سنگر درخشان نبرد ـ ال فرانتون ـ 19 ژوئن 1986

 

اين نامه در ميانه مقاومت قهرمانانه شورش عليه كشتار نگاشته شده است. نگارنده اش آنرا پيش از آنكه به قتل رسد به بيرون فرستاد. او يك عضو ارتش چريكي خلق و حزب كمونيست پرو بود.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

با دلبستگي عميق و عشق به حقيقت و آزادي. در دستان من از سنگر درخشان نبرد چيزي بجا نمانده جز خاكستر زندانيان جنگي، كه امروز ناجوانمردانه كشتار شدند. و جهان، تاريخ و توده ها جنايتكاران پليد جنگ را به محاكمه خواهند كشيد. تمامي مردم جهان آنها را در جايگاه متهمان خواهند ديد... آنها بدون شك بايد بخود بلرزند. هيچ چيز و هيچ كس نخواهد توانست ما را شكست دهد، جريان رود طبيعتا شدت مي يابد. طغيان يك قانون است.

اين يك منطق است: ارتجاعيون تا فرا رسيدن سرنوشت شومشان، دشواري و شكست مي آفرينند. خلق نيز قانون خود را دارد: مبارزه، شكست باز هم مبارزه، امكان دارد كه باز هم مغلوب شويم و باز هم مبارزه مي كنيم تا به آنچه ما را فرا ميخواند ـ به پيروزي نهائي ـ دست يابيم.

خون روان، درفشي است كه تمامي مردم را براي انجام آنچه بشدت مشتاق آنيم فرا ميخواند: قدرت سياسي. ما محكوميم كه پيروز شويم: چه حكم دلپذيري.

ما براي پيروز شدن تولد يافته ايم. اين ديگر واقعيت بزرگي است.

آنها ميتوانند ما را شكست دهند. ما را يك ميليون قطعه كنند. اما نخواهند توانست روحيه ما را درهم شكنند: روحيه كمونيستي.

ما اراده كرده ايم تا مرگ.

شرف طبقه ما در خطر است. بايد از آن بدفاع برخيزيم. و اين كار را باخون و درد و اشك انجام خواهيم داد. راه ديگري نميتواند موجود باشد، اين تنها راه درهم شكستن آنهاست. و با توفاني عظيم اين امر را به انجام خواهيم رساند.

درماندگي، ارتجاعيون را بيش از پيش به جنون كشانده است. دليلي ندارد كه ما مانند آنها عمل كنيم. اينگونه اعمال تنها طبيعت ارتجاعي طبقه اي را كه مدافعش هستند به جهانيان نشان ميدهد. بشر براي خاتمه بخشيدن به اين روال راهي ندارد، مگر آنكه جهان را با قاطعيت برمبناي طرح طبقه كارگر تغيير دهد، برمبناي طرح پيشاهنگ سازمان يافته طبقه كارگر: حزب كمونيست.

آه! تنها جنگ است كه انسان را بدورترين زواياي روحش رهنمون ميسازد.

از ترانه خواندن تا فرياد كردن، از فرياد تا ترانه. حقيقتا راه ديگري موجود نيست. ما آزادانه و داوطلبانه راه دشوار طولاني و خونين جنگ پيروزمند و شكست ناپذير خلق را برگزيده ايم، جنگي كه حزب و خلق ما به پيش ميبرند. بنابراين طبيعي است كه ارتجاعيون بدين شكل عكس العمل نشان دهند.

ما هوشيارانه گفتيم: ارتجاعيون هرچه بيشتر به اعمال بيشرمانه دست زنند، گور خود را عميقتر حفر ميكنند: هميشه چيني بوده و چنين نيز خواهد بود.

من يكي از رزمندگان سنگر درخشان و قهرمان پرور نبردم كه سرسختانه در برابربمباران قواي كشتارگر و ارتجاعي نظامي، در برابر ننگ قهرمانان ملي، در برابر آنان كه در كشتن شجاعند و در مردن بزدل، در برابر آنها كه ميدانند چگونه بايد كشت اما نمي دانند چگونه بايد مرد، مقاومت كرد. آنها بچشم خود خواهند ديد، آنها خواهند فهميد: خلق هيچگاه خون روان بهترين پسران و دختران خود را از خاطر نخواهد برد.

اي خلق محبوب جهانيان، پسران و دختران جنگاور كمونيست تو، نوميدت نخواهند ساخت، خصوصا در اين زمان.

ما پرچمهاي سرخ كمونيسم را برافراشته ايم. آينده اي درخشان از آن ماست.

در نهايت ما پيروزيم. مبارزه ما براي امر ما ـ براي كمونيسم ـ خدشه ناپذير است. صحبت از ساير مطالب را به زماني ديگر بسپاريم.

 

 

 

 
 
 
 
 
      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 جانباختگان حزب کمونیست پرو در شورش زندان ال فرونتون
 در تاريخ
 0000-00-00
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در