Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 جانباختگان   شنبه ۱ مهر ۱۳۹۶ برابر با ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۷                    
 
به ياد رفيق منصور کامران

 m-kamran.png

 

 همچون صخره اي استوار

 بياد رفيق جانباخته كامران منصور (كاك منوچهر)

 تابستان سال 1364: كميته سياسي سازمان قطعنامه اي مبني بر برپائي مجدد مبارزه مسلحانه در شمال صادر كرده بود. اين تصميم شور و شوق انقلابي رفقا را افزونتر ساخته و موجب تشديد فعاليتهاي تداركاتي براي آغاز مبارزه مسلحانه شد. در چنين حال و هوائي رفيق كامران كه در انگلستان بسر مي برد داوطلب شركت در مبارزه مسلحانه شده و عازم كردستان گشت. كامران براحتي چنين تصميمي را اتخاذ نمود؛ اين جهش و نقطه عطف مهمي در زندگي مبارزاتي او محسوب مي شد. زندگي و مبارزه رفيق كامران تا آنزمان مصالح كافي براي چنين جهشي را فراهم آورده بود، اما گسست از روشهاي معمول فعاليت انقلابي و قدم نهادن در مسيري پر مخاطره، نيازمند جرئت بيشتر، تصميم جدي تر و قاطعيت عملي بيشتري بود؛ و كامران بي محابا به اين نيازها پاسخ گفت. او با اين گسست از نظر ايدئولوژيك افق و وظايف گسترده تري را پيشاروي خود گشود، از نظر سياسي آماده روياروئي با شرايط حادتر و مصافهاي جدي تر شد، از نظر تشكيلاتي مسئوليتهاي خطيرتري را تقبل نمود و از نظر عملي داوطلب شركت مستقيم در جنگ انقلابي گشت. بيك كلام او كاملا تصميم گرفت كه بمثابه يك انقلابي تا به آخر تمام زندگي خود را وقف آرمان كمونيسم كند.

رفيق كامران منصور در سال 1329 در شهر تهران و در ميان خانواده اي مرفه چشم به جهان گشود. او تحصيلات متوسطه خود را در دبيرستان البرز به پايان رساند و در رشته كشاورزي دانشگاه شيراز ادامه تحصيل داد. كامران از مبارزات دانشجوئي آنزمان تاثير گرفت و حساسيتهايش نسبت به مسائل جامعه و نابرابري هاي درون آن افزايش يافت. او پس از گذراندن دوره سربازي براي ادامه تحصيل در رشته مهندسي مكانيك در سال 55 به انگلستان رفت و تمامي مدارج دانشگاهي اين رشته را تا دكترا از سر گذراند. در همين دوره بود كه تحت تاثير فعاليتهاي جنبش دانشجوئي خارج از كشور بويژه فعاليتهاي كنفدراسيون احياء قرارگرفت و پس از سفري به ايران در بحبوحه انقلاب 57، نقش فعالتري را در كنفدراسيون احياء عهده دار شد.

كامران كه به ناعادلانه بودن نظام موجود پي برده بود و به دنبال راه حلي براي خلاصي جامعه از فلاكت و نكبت مي گشت، با شركت در فعاليتهاي انقلابي سريعا به اين امر پي برد كه صرفا از طريق يادگيري آزمونهاي علمي و كمك به پيشرفتهاي علمي نمي توان به خلق خدمت نمود. او دريافت زماني كه علم و پيشرفتهاي علمي در تماس با مناسبات طبقاتي قرار مي گيرد خصلت طبقاتي يافته و اين سئوال را مقابل هر دانش پژوهي مي گذارد كه در خدمت چه كسي و چه طبقه اي قرار دارد؟ آيا علم و دانش خويش را در اختيار طبقات ارتجاعي حاكم قرار مي دهد يا اينكه به سرنگوني مناسبات ارتجاعي ياري رسانده تا توده هاي تحتاني بر سرنوشت خود حاكم شده و از تمام پيشرفتهاي علمي، كه در تحليل نهائي محصول پراتيك خودشان هست، استفاده كنند. كامران بدون ترديد راه مبارزه انقلابي عليه نظام موجود را برگزيد؛ اما فقط به اين هم قانع نشد بلكه پيگيرانه تلاش نمود كه از يك روشنفكر انقلابي به يك روشنفكر پرولتر تحول يابد. او به قانونمندي اين تحول پي برد و درك كرد كه بايد خود را در پراتيكهاي انقلابي متنوع پرورش داده؛ آماده تقبل مسئوليتهاي دشوار گردد؛ و با سرسختي و شكيبائي به اين تحول ايدئولوژيك بنگرد.

پس از خاتمه فعاليت كنفدراسيون احياء، كامران نقش مهمي در متشكل نمودن رفقاي باقيمانده در انگلستان ايفاء نمود. او بهمراه ديگر رفقا هسته اي از هواداران اتحاديه را سازماندهي كرده و برخي فعاليتهاي تداركاتي را در رابطه با سازمان به پيش بردند. در ديماه 1359 سازمان توده انقلابي دانشجويان و دانش آموزان (ستاد) در شمال انگلستان پايه گذاري شد. كامران مسئوليت تشكيلاتي "ستاد" را بر عهده گرفت و قادر شد با ارائه طرحها و ابتكارات مشخص، تشكيلاتي بالنسبه متمركز و قوي در لندن بوجود آورد. با اوجگيري مبارزات مردم در سال 60و يورش بيش از پيش ارتجاع به توده ها و نيروهاي انقلابي، "ستاد" نقش فعالي در مبارزات ضد رژيم جمهوري اسلامي ايفا كرد. نقش كامران در تمامي اين مبارزات برجسته بود. شنيدن خبر قيام سربداران در آمل در سال 60 بعنوان تلاش اتحاديه در برافراشته ساختن پرچم مستقل پرولتاريا در انقلاب ايران، بشدت كامران را تحت تاثير قرار داد. نبرد انقلابي سربداران، تكان سياسي مهمي را در زندگي مبارزاتي كامران موجب شد و انرژي انقلابي او را بيش از پيش شكوفا ساخت. او بي قيد و شرط به دفاع از مبارزه دليرانه ياران سربدار خود برخاست.

در طي سالهاي 63 ـ 61 آكسيونهاي مبارزاتي گوناگوني از جانب "ستاد" سازمان داده شد. در كارزار دفاع از زندانيان سياسي در تابستان سال 63 كامران نقش فعالي داشت. مسئوليت حمله و اشغال دفتر هواپيمائي جمهوري اسلامي در لندن در زمستان 63 كه بخاطر اعتراض به سركوب خلق كرد و كوچ اجباري صورت گرفت، بر عهده كامران بود. او در عين حال به فعاليتهاي سراسري "ستاد" نيز توجه ويژه داشت و نقش مهمي در ايجاد تشكيلات "ستاد" در كشورهاي ديگر ايفاء نمود. كامران در مبارزات گوناگون عليه دشمن و افشاگريهاي مختلف از دارودسته هاي ارتجاعي توده اي، اكثريتي و سلطنت طلب تجارب بسياري كسب كرد؛ اما آنچه كه او را بيش از پيش آبديده ساخت نقش فعالش در مبارزات دروني و بيروني "ستاد" عليه جريان انحلال طلبي بود. او وظيفه دشواري را بر دوش گرفت: برافراشتن پرچم انقلاب و كمونيسم در شرايط افت و شكست. كامران اهميت كار رفقاي كميته موقت و رهبري منتخب شوراي چهار را دريافت و از همينرو حمايت بي دريغ خود را از آنها اعلام نمود و با الهام از آن رفقا سدي محكم در مقابل جريان قوي انحلال طلبي در خارج از كشور بنا نهاد. شكست انقلاب موجب شد كه بسياري از ياران نيمه راه و روشنفكران خرده بورژوا در مقابل سختي هاي مبارزه تاب تحمل نياورده و عليه كمونيسم و انقلاب به فحاشي بپردازند. آنان هر آنچه كه نشاني از انقلابيگري داشت را به سخره گرفته؛ فرو رفتن در لاك زندگي فردي و خانوداگي را تبليغ كرده؛ چسبيدن به منافع حقير شخصي را موعظه مي كردند. كامران قاطعانه در مقابل اين روند ايستاد و به افشاي آن پرداخت. در آن دوران براي بسياري از رفقا، جلسات دور ميز آشپزخانه كامران يك "مدرسه ابتدائي" براي يادگيري علم انقلاب بود ـ جلساتي كه تا صبح بدرازا مي كشيد. وقتي كساني از شركت در اين جلسات اجتناب مي ورزيدند نشانه آن بود كه آنها از فعاليت انقلابي كناره گرفته اند؛ چرا كه براي اين قبيل افراد نشستن در كنار كامران و شركت در آن جلسات و از طرف ديگر انديشيدن به زندگي فردي خود، تضادي غير قابل تحمل بود. كامران، بعنوان دبير تشكيلاتي "ستاد" نقش رهبري كننده اي در حفظ و استحكام انقلابي و ارتقاء ايدئولوژيك ـ سياسي اين تشكيلات ايفاء كرد.

اگر چه فعاليتهاي كامران در ايندوران عمدتا به محيط دانشجوئي و فعاليتهاي دمكراتيك محدود بود اما ذهن جستجوگر وي بهمراه سئوالات گوناگوني كه شكست انقلاب پيش پاي مائوئيستها مي گذارد، توجه وي را بيش از پيش به خط عمومي و جمعبندي از علل شكست انقلاب معطوف نمود. او با مطالعات عميق و سيستماتيك آثار ماركسيستي ـ لنينيستي ـ مائوئيستي پيرامون مسائل گوناگون جنبش بر اصول و علم كمونيسم احاطه يافت. او مطالعه را ـ برعكس بسياري از روشنفكران آكادميست ـ براي افزودن بر دانش فردي خويش نمي ديد بلكه آنرا در پيوند با پيشبرد امر انقلاب ديده و تلاش داشت هر آنچه را كه خود آموخته بود به اشكال و انحاء مختلف در اختيار ديگران قرار دهد.

كامران به مسائل پايه اي خط ايدئولوژيك ـ سياسي توجه مدام مي نمود. پس از ضربات سال 61 و يكدوره قطع ارتباطات وي با سازمان و مواجهه شدن ناگهاني با "اعلاميه پيوستگي اتحاديه به شوراي ملي مقاومت" و بي خبريش از چند و چون صدور اين اطلاعيه، مقالاتي مفصل در افشاء و غلط بودن آن و ضرورت استقلال پرولتاريا و مقدم بودن تشكيل حزب بر جبهه نوشت و آنرا در اختيار رفقاي سازمان قرار داد. او در اينباره نوشت: "در وضعيت كنوني كه حزبي وجود ندارد يا چنان تشكيلاتي نيست، بسته به اينكه هدف مبارزه و انقلاب را چطور ببينيم ظاهرا دو نتيجه مي توان گرفت: يا اينكه پيش از هر چيز براي ايجاد حزبمان بكوشيم و اگر مقدماتش فراهم نيست برويم فراهم كنيم و اين فراهم كردن را از لحاظ عملي شركت در مبارزه بنحوي كه شرايط طلب مي كند و در شرايط امروز مبارزه مسلحانه و سعي در برپائي آن؛ و از لحاظ سياسي روشي متناسب در برابر ساير طبقات و تشكيلات آنها يعني بسيج طبقه كارگر و زحمتكشان و دهقانان بر حول مبارزه مسلحانه... بدانيم؛ و يا اينكه نتيجه بگيرم كه بايد بعلت عملي نبودن تشكيل بلافاصله حزب براي رهبري مبارزات در يك دوره بايد بدرون تشكيلات بورژوائي رفت؟...  بيان بحق خواستهاي مردم، جبهه متحد خلقي است كه در مركز آن حزب كمونيست قرار داشته باشد... مبارزه عليه ارتجاع به پيروزي نخواهد رسيد مگر آنكه طبقه كارگر مسئله رهبري را درون خلق حل كرده باشد... براستي كه جنبش كمونيستي ايران كمتر چنين دستاوردي داشته است (منظور قيام سربداران است) يك جبهه انقلابي واقعي كه كمونيستها پرچم آنرا برافراشته اند و اين دستاورد در زماني بدست آمده بود كه كاملا راه و زمينه براي حل شدن طبقه كارگر در ديگر طبقات مهيابود. مبارزات سربداران بطور عملي راه را بر "حل شدن" طبقه كارگر و رفتن بزير پرچم ائتلاف بورژوازي و خرده بورژوازي بسته و مخالفت اتحاديه را با آن اعلام كرده بود."

كامران ادامه نسل انقلابيون صديقي بود كه عميقا به مائوئيسم اعتقاد داشت و بر اين مبنا همواره تلاش مي كرد روابط مستحكمي با گروههاي مائوئيستي برقرار سازد. شركت فعال و كمك به برگزاري جلسه اي در دفاع از رهبران كمونيست در چين (رفقا چيان چين و چان چون چيائو) و محكوم كردن رويزيونيستهاي كودتاگر، شركت در كارزار دفاع از رفيق باب آواكيان در مقابل حملات ارتجاعي هيئت حاكمه آمريكا عليه حزب كمونيست انقلابي آمريكا در زمستان 81، دفاع از جنگ خلق در پرو و تبليغ آن، تلاشهاي خستگي ناپذير در برگزاري كنفرانس مطبوعاتي اعلام تشكيل جنبش انقلابي انترناسيوناليستي در اول ماه مه 84، نشانه درك او از اهميت و ضرورت داشتن ديدگاهي انترناسيوناليستي بود.

كامران در ايندوران  شاهد بود كه چگونه رفقاي شوراي چهار با چنگ و دندان سازمان را از گزند بيشتر دشمن حفظ نموده و در تلاش براي بازسازي آن هستند. جسارت و شهامت، فداكاري و از خودگذشتگي رفقاي بسياري كه جان خود را نيز در انجام اين وظايف از كف دادند همه و همه تكانهائي مهم در زندگي كامران محسوب مي شدند. او بيش از هر زمان ديگري احساس كرد كه جاي خالي اين رفقا بايد پر شود و درفش سرخشان برافراشته تر گردد. او دريافت كه بايد فعاليتهاي خود را از نظر ايدئولوژيك ـ سياسي ـ تشكيلاتي ارتقا دهد. زمانيكه از جانب اتحاديه ضرورت تحول فعاليتهاي رفقاي "ستاد" از حيطه دمكراتيك به فعاليتهاي كمونيستي مطرح شد، رفيق كامران در پي مبارزات دروني اين مسئله را عميقا پذيرفت. او در دوراني فعاليتهاي كمونيستي خود را تشديد بخشيد و داوطلب پيوستن به صفوف مقدم نبرد شد كه سازمان در حال از سر گذراندن شرايط دشواري بود. از يكسو زير رگبار مستقيم آتش دشمن بايد با مسئله مرگ و زندگي دست و پنجه نرم مي كرد و از سوي ديگر مدام مي بايست در مقابل امواج قدرتمند انحلال طلبي ايستادگي نموده و در عين حال به حل پاره اي از مهمترين مسائل خط عمومي بپردازد. كامران يار دوران سخت بود؛ از همين رو بسيار محكم، استوار و قابل اتكاء بود.

كامران كه در آتش اشتياق شركت در جنگ انقلابي مي سوخت به كردستان اعزام شد و اين درست مصادف با ضربه سال 1364 بود. كامران با مصاف ايدئولوژيك ديگري روبرو شد و از اين مصاف نيز سربلند و آبديده تر بيرون آمد. معمولا در پي هر ضربه سخت كساني كه از استحكام ايدئولوژيك كافي برخوردار نيستند دچار ياس و سرخوردگي شده، زانوهايشان سست مي گردد و توانائي ادامه راه را از دست مي دهند. بدترين نوع اين افراد براي توجيه و پوشاندن ضعفهاي خود تلاش مي كنند كه با بهانه هاي مختلف در عزم و اراده كساني كه قصد ادامه مبارزه را دارند خلل بوجود بياورند. كامران قاطعانه در مقابله اينگونه افراد ايستاد و در مقابلشان از شكل گيري مجدد هسته رهبري سازمان دفاع نمود. او به انحلال طلبان گفت: "مسئله اينست كه اين جمع شكلي دارد، رهبري دارد، هيچ توهمي در اين مورد نبايد داشته باشيم كه بعد از اينهم همينطور خواهد بود. اگر ضربه اي ديگر بيايد، يك هسته هم بماند بايد وظايف رهبري را بر دوش بگيرد. بحث بر سر اين است كه اين سازمان مي خواهد بعنوان يك سازمان حركت كند و جلو برود و سر براي خودش درست كند، اگر همه سر هم رفته باشد. مي خواهد به اهداف خودش تحقق بخشد. من نمي گويم چشم بسته بايد حركت كنيم، ولي براي ادامه مبارزه مان وجود اين رهبري لازمست و ما بايد به آنها اعتماد كنيم و رهنمودها و وظايفي كه جلوي پايمان مي گذارد، اجرايش لازمست. مهم معيارهاي ماست. براي ادامه مبارزه بايد يك سر هم داشته باشيم. بر اين مبنا خودم را شخصا موظف مي دانم وظايفي كه جلو مي گذارد پيش ببرم و هر جا هم مخالفتي داشتم مبارزه سياسي كنم. در پروسه مبارزه هم چه معيارهاي غلط و چه افراد غلط را مي توان اصلاح كرد. اصل مسئله اينست كه جمعي موجود است و شيوه حركتي دارد و مي خواهد جلو برود. غير از اين راهي نيست..."، "شوراي چهار به انديشه مائو تكيه كرد و من به اين دليل جذب شدم؛ من ايمان دارم كه خط را قبول دارم؛ رفقاي خودم را پيدا كرده ام؛ معتقدم كه بايد در همين سازمان باشم. كجا از اينجا بهتر!"

 اما كامران به همراه رفقاي ديگر مسئله بازسازي سازمان و شكل گيري رهبري را صرفا امري تشكيلاتي نمي ديد. او اهميت حل پاره اي از مهمترين مسائل پايه اي خطي و گسست از التقاطاتي كه سازمان دچارش بود را مطرح ساخت. در آن مقطع همراه با تلاشهاي عملي براي بازسازي تشكيلاتي مباحث داغي پيرامون "راه انقلاب ايران" درون سازمان جاري بود. كامران بعنوان يك صاحب نظر، نقش پيشروئي در آن مبارزات ايفاء نمود. نقش مهم و برجسته كامران و تلاشش براي پيروزي استراتژي صحيح "محاصره شهرها از طريق دهات" درون سازمان فراموش ناشدني است. در اين مبارزه حاد كل سازمان ما، از رهبري تا بدنه، از كامران آموخت. او بخوبي مي دانست كه خط تعيين كننده و كليد است؛ اگر خط عمومي صحيح باشد مي توان همه چيز را بر پايه صحيح استوار نمود و اگر خط غلط باشد در همه زمينه ها خود را منعكس مي سازد. او بدرستي مبارزه دروني را به اين حيطه كليدي و حياتي كشاند و مانند برخي روشنفكران خرده بورژوا ناراضي نبود كه فقط به اين جنبه يا آن جنبه ، اين جزء يا آن جزء ايراد مي گيرند و ناتوان از پيشبرد مبارزه اي سيستماتيك و همه جانبه بر سر مسائل خطي اند. او مانند روشنفكران كم طاقتي نبود كه با مشاهده اولين مخالفتها با نظرات خويش زود نوميد و سست شده، پيگيري خود را از دست داده و آماده كنار كشيدن يا انشعاب از سازمان شوند. كامران نمونه اي درخشان از سبك كار ماركسيستي ـ لنينيستي ـ مائوئيستي در مبارزه دروني را در آن سالهابه نمايش در آورد.

كامران بخوبي به اين مسئله پي برد كه درون حزب نيز مبارزه طبقاتي جريان داشته و بايد همواره براي پيروزي خط صحيح جنگيد. او در اين مبارزه اصل خلاف جريان رفتن را بكار بست؛ از اينكه در اقليت بيفتد نهراسيد؛ مرعوب سابقه، تجارب و "افتخارات" كادرهاي قديمي نشد. نحوه برخورد كامران به نقش خودش در پيروزي خط صحيح نيز بسيار آموزنده بود. او نوشت: "هر قدمي را كه ما براي حل معضلات جنبش و بيش از همه خودمان بر مي داريم راهيست كه براي تنفس هوائي تازه در مقابل اين عده ـ پيشرواني كه بدنبال راه حل و بيرون رفتن از سرگرداني و گره هاي كور شرايط و روحيات شكست مي گردند ـ  باز مي شود. اين نكته را نه فقط در دفاع از اين نوشته ها، كه آن نيز ملك شخصي نبوده و در جريان مبارزه كسان ديگري بدست آمده، بلكه بطور كلي در مورد همه اقدامات و تدابيري كه هر كس با اين هدف اتخاذ مي كند مي گويم."

كامران در ايندوران به كسب تجارب عملي نيز اهميت مي داد؛ از همينرو همواره آماده بود كه شانه بزير وظايف دشوار عملي بدهد. زمانيكه كه كامران مسئوليت كاري را بعهده مي گرفت تمام تلاشش بر آن بود كه با پشتكار فراوان آن كار را چه كوچك چه بزرگ، چه كم اهميت يا پراهميت، به بهترين نحو به انجام رساند. او بارها از مائو نقل مي كرد كه : محكم در دست نگرفتن كارها مانند در دست نگرفتن آنست. او در ابتدا براي انجام هر فعاليتي اصول راهنماي آنرا براي خودش ترسيم مي كرد و سپس به مصاف با پيچيدگي هاي آن در عمل مي رفت. تلاشها و پيگيري او در دوران جنگ خليج و وقايع متعاقب آن در كردستان عراق براي حفظ ادامه كاري راديو "صداي سربداران" فراموش نشدني است. تمام كوشش او در آن شرايط دشوار اين بود كه تا آنجائيكه مي تواند صداي راديو را بگوش توده هاي انقلابي ايران برساند و از كوچكترين امكانات استفاده كند.

كامران در مقابل خطرات گوناگون و تهديدات مستقيم و غير مستقيم دشمن ترسي بخود راه نمي داد؛ از مرگ نمي هراسيد و همواره آماده بود كه جان خود را در راه آرمانهاي كمونيسم فدا كند. او در زير بمبارانها و توپ بارانها در طي اين سالها نه تنها روحيه شاداب خود را حفظ مي نمود بلكه در بالا بردن روحيه انقلابي جمع در هر شرايط دشوار سهم بسزائي داشت. او در طي اين سالها چندين بار در انجام ماموريتهاي مختلف مستقيما با خطر مرگ مواجه شد اما هر بار اراده و عزمش در نابودي جهان كهنه استوارتر مي گشت. او عميقا اعتقاد داشت كه پيشاهنگ كمونيست بايد مظهر روحيه به سخره گرفتن مرگ و تحقير آن در هر لحظه باشد در غير اينصورت پيشبرد پيروزمندانه جنگ خلق و قدم نهادن در راه كمونيسم جهاني ميسر نيست. توده ها براي شركت در جنگ انقلابي به تبليغ مدام چنين روحيه اي نياز حياتي دارند. كامران در نامه اي نوشت : "ريسك براي كارهاي جدي هميشه هست. نگاهي بر زندگي بعضي ها مرا به اين فكر مي اندازد مردن در جنگ و مبارزه بهتر از مردن در انفعال است چون دستاوردش باقي مي ماند."

كامران در پروسه شركت در مبارزات مختلف به رفيقي بدل گشت كه سراپاي وجودش را روحيه حزبيت پرولتري فرا گرفته بود. او بارها براين آموزه لنين تاكيد نهاد كه: "... پرولتر ـ ماداميكه مجزا و منفرد است ـ هيچ است. او تمام نيروي خود، تمام استعداد خويش را براي ترقي و پيشرفت و تمام اميدها و آمال خود را از سازمان و فعاليت مشترك و منظم با رفقايش كسب مي كند. او وقتي خود را با عظمت و نيرومند احساس مي كند كه قسمتي از پيكر عظيم و نيرومند را تشكيل مي دهد. اين پيكر براي وي حكم همه چيز است، ولي فرد منفرد و مجزا نسبت به آن بسيار كوچك است. پرولتر با بزرگترين جانفشانيها همانند جزئي از توده بي نام، بدون توجه بنفع شخصي و اشتهار شخصي مبارزه مي كند و وظيفه خود را در هر شغلي و هر جائيكه او را بگمارند انجام مي دهد."

 كامران با اتكاء به چنين روحيه اي وقتي براي هر مسئوليتي انتخاب مي شد با جان و دل فعاليت مي نمود و بعنوان جزئي خود را تابع كل قرار داده و و خود را تمام و كمال تابع راه و اهداف بزرگ طبقه ما مي نمود. از همينرو او براحتي روزي مسئوليت نوشتن يا ترجمه مقاله اي را بعهده مي گرفت روز ديگر ساختن پناهگاه يا تعمير فلان وسيله يا هر كار ديگري را. حتي زماني كه در اقليت مي ماند يا با طرحي و يا اقدامي مخالف بود فعالانه براي اجراي آن گام بر مي داشت و خود داوطلب مسئوليت به انجام رساندن آن تا به آخر مي گشت و در عينحال در جاي مناسب مبارزه اصولي خود را پيش مي برد. او زماني نوشت: "تا زمانيكه خط سياسي و تشكيلاتي حزب در مجموع خطي پرولتريست اين امر كه دمكراسي بايستي تابع مركزيت باشد بايد رعايت شود. اين موضوعيست كه بايد بوسيله تبليغ و ترويج، عموم افراد حزبي و غير حزبي را درباره آن آموزش داد. در عين حال در پرتو آموزشهاي مائو اين نكته نيز حياتي است كه هرگاه خط سياسي به زير سئوال مي رود شورش عليه آن ارگانها و قسمتها و افراد حزبي معيني كه چنين كاري مي كنند هم برحق، هم لازم است. اين آموزش آخرين دستاوردهاي پرولتاريا در انقلاب فرهنگي چين است. درون حزب نيز بورژوازي ساخته مي شود، افكار بورژوائي در جامعه و حزب، بورژوازي پرورش مي دهد... توده ها و كادرها و رهبران حزبي بايستي با روحيه شورش عليه مناسبات پوسيده در هر شكلي و سطحي پرورش داده شده و آماده عملي ساختن آن باشند."

 كامران با نوشتن مقالاتي در زمينه حزب و حزبيت پرولتري به ارتقاء درك عمومي سازمان و مبارزاتي كه در اين رابطه درون سازمان در جريان بود، ياري رساند. او براي فراگير شدن روحيه حزبي در كل سازمان تلاش زيادي نمود. زماني نوشت: "پرورش روحياتي نظير ماركس و ليبكنخت براي حزب به منظور روبروئي با شرايط نامطلوب و حتي بروز مصائب، حياتي است؛ تا افراد ما دچار ضعف روحيه، ياس و انفعال نشده و در پيچش ها و چرخش هاي شرايط عيني و به تبع آن تاكتيكها و تشكيلات، بجاي در افتادن به فردگرائي روشنفكرانه، مانند يك روشنفكر پرولتري به مصالح حزب بينديشند و خود را مادام كه منفرد و مجزا هستند هيچ بشمارند. تنها با پرورش چنين روحيه اي مي توانيم انعطاف پذيري لازم را براي پيشروي و عقب نشيني، حمله و دفاع، كار علني و مخفي و تغيير سازمان، انحلال بعضي ارگانها و تشكيل ارگانهاي جديد و غيره و غيره را تامين كرده و در عين حال از افت روحيه در اثر ناكامي ها جلوگيري نمائيم. حزبي كه قصد دارد مانند يك ارتش وارد جنگي عظيم و طولاني با دشمن قويتر از خود شود بايد خوب بداند كه جنگ عبارتست از تكرار مكرر عقب نشيني ها و پيشروي ها، شكستها و پيروزيها. ارتش كه قصد دارد جنگ طولاني را به فرجام برساند نمي تواند نسبت به حفظ روحيه و پرورش آن بي تفاوت باشد ـ اگر اين درباره جنگ صادق باشد درباره مبارزه پيچيده حزب بيشتر صادق است."

كامران مانند هر كمونيستي در حال تكامل بود. بقول ماركس "در هر تكاملي ناكاملي هائي موجود است" او از مبارزه ديگران با ناكاملي هاي خود ناراحت نمي شد. مبارزه با كامران انرژي زيادي مي طلبيد چون كسي نبود كه  بدون درك عميق موضوع مبارزه، مسئله اي را براحتي قبول نمايد. او بشدت مخالف سطحي نگري و اتخاذ موضعگيريهاي سطحي بود. تا موضع يا انتقادي را عميقا درك نمي كرد حاضر نبود از آن دست بكشد يا قبول نمايد. او جزء كساني نبود كه براي از سر واكردن خود انتقادي را بپذيرد. از همينرو زمانيكه مبارزه اي با او به سرانجام مي رسيد محصولي كيفيتا ارتقاء يافته ـ براي هر دو طرف مبارزه ـ ببار مي آمد.

كامران در حفظ دائمي روحيه انقلابي و جواني سياسي بي نظير بود. كساني كه اندك آشنائي با جنبش كردستان دارند مي دانند كه مبارزين آن خطه در چه شرايط دشواري بسر برده و تحت چه فشارهائي قرار دارند. كامران كسي نبود كه در مواجهه با بادهاي نامساعد موقتي روحيه باخته شده و اعتماد خود را به پيروزي از دست دهد. روحيه انقلابي او همراه با افت و خيزهاي جنبش توده اي بالا و پائين نمي رفت. روحيه پولادين او پيش از هر چيز از ايدئولوژي انقلابيش نشئت مي گرفت. او قادر بود كه با برخورد ماترياليستي ـ ديالتيكي به مشكلات پيشاروي جنبش كردستان، افق پيروزي را در پس گرد و غبارها ببيند. براي او قابل فهم بود كه مبارزات خلقها براي رهائي خويش با گذر از پيچ و خمها، شكستها و پيروزيها به پيش مي رود و مي دانست كه پيروزي را نمي توان بياري بخت و اقبال و بدون مبارزه اي سخت و تلخ و بدون خون و عرق بآساني بدست آورد. او بارها در مقابله با برخي افراد كه در مواجهه با شرايط دشوار كردستان روحيه باخته مي شدند با عصبانيت مي گفت: اشكال اصلي از خودتان است، تا زمانيكه به بينش و خط غلط دچار باشيد نه مي توانيد دلايل معضلات و مشكلات را دريابيد و نه راه حلي براي آنها ارائه دهيد. در همين زمينه زماني نوشت: "موضوع ريشه دار است. اين قبيل افراد اميدي به جنگ خلق و بسيج و مبارزه از طريق آن و پيروزي آن ندارند. برخي از آنها منتظر قيام توده اي مدل 57 هستند و حال كه احتمال آنرا ضعيف مي بينند دچار روحيه باختگي شديد و عدم اعتماد به نفس مي شوند. اين خط در ايران يا به معني سياست صبر و انتظار است يا به معني حركات جنجالي و زود باشيد خطرات و فرصتها از بين رفت." كامران قادر بود بدرستي اهميت فرصتهاي كوچك مقابل پا را ببيند و براي استفاده از آنها تلاش نمايد. او همواره تاكيد ميكرد كه: "اشكال پراگماتيستي رفتن، عاقبت تمكين به شرايط و باختن روحيه است. راه چاره در هر شرايطي محكم چسبيدن به اصول است." راز استواري كامران اتكاء به اصول و اعتماد استراتژيكش به كمونيسم بود. او در اين سالها براستي همچون صخره اي استوار بود و فشرده اين حكم مائو كه : براي اينكه ديگران محكم بايستند، بايد اول خودت استوار باشي.

مجموعه اين كيفياتي كه كامران در طي سالها مبارزه انقلابي كسب نمود او را به يك كادر برجسته ماركسيست ـ لنينيست ـ مائوئيست بدل كرد؛ از آندسته كادرهاي لايقي كه بقول مائو چوب بست بناي معظم انقلابند. او با روحيه پرشور ولي متين، كار پرتلاش ولي منظم، در سخت ترين شرايط به وظايف كمونيستي اش درست عمل نمود. سازمان ما با اتكاء به چنين كادرهائي بود كه توانست دوره بازسازي را با موفقيت از سر بگذراند. كامران محصول و فشرده اين دوره بود.

دشمن زبون عليرغم ضرباتي كه بر پيكر اتحاديه وارد آورد مايوسانه شاهد بود كه در ميان خون و عرق، آتش و دود اين سازمان بپاخاست و با افتخار سپيدارهاي مغرور و استواري چون كامران را پرورش داد. اين خاري بچشم رژيم ارتجاعي جمهوري اسلامي بود. مزدوران جمهوري اسلامي با توطئه چيني و با استفاده از شرايط سياسي تاسف باري كه بر جنبش كردستان عراق حكمفرماست طرح ترور جنايتكارانه رفيق كامران را در روز چهارشنبه دهم تيرماه به اجرا در آوردند. همانطور كه كامران زماني در ارتباط با ترورهاي جنايتكارانه دشمن نوشت: "جمهوري اسلامي مي خواهد با ترور افراد مبارز و مخالف خود ضعف و ناتواني خود را بپوشاند، قدرت نمائي كند و توده هاي ستمديده را مرعوب نمايد؛ اما اين اقدامات زبونانه هرگز نتوانستند توده هاي انقلابي را مرعوب سازد و جلوي پيشروي سيل خروشان انقلاب را بگيرد؛ بلكه بر آتش و خشم و كينه آنها افزوده و خواهد افزود."

 بي شك سيل خروشان انقلاب كساني را به صفوف مقدم مبارزه طبقاتي مي راند كه جاي خالي كامران را پر خواهند كرد؛ همانگونه كه جاي ديگر رفقاي جانباخته توسط رفقائي چون كامران پر شد. بقول خود او مرگ اينچنيني "دستاوردش باقي مي ماند" عجز دشمن در مقابله با چنين روندي انكار ناپذير است. جانباختن كامران فراخوان قدرتمندي است به توده هاي شورشگر، كارگران رزمنده، دهقانان فقير عصيانگر و همه روشنفكران انقلابي كه زندگي كامران را الگوي خود سازند و در راه همان آرماني كه كامران بخاطر آن جان داد، بجنگند.

 

 

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 ãäÕæÑ ßÇãÑÇä - ãäæåÑ
 در تاريخ
 0000-00-00
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در