Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 جانباختگان   شنبه ۱ مهر ۱۳۹۶ برابر با ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۷                    
 
fereshte azali

يك زندگي كوتاه، اما پر افتخار؛
يادي از رفيق جانباخته فرشته ازلي

 در سال 1341 در محله اي فقير نشين در آمل، در كوچه اي تنگ و باريك، در اتاقي محقر و در ميان خانواده اي تهيدست و پر جمعيت رفيق فرشته ازلي چشم به جهان گشود. پدرش كارگر بوجار بود كه تمام عمرش در پستوها و انبارهاي متعلق به تجار برنج سپري شده بود. طي روزها، ماهها و سالها پشتش زير بار برنج خم شد تا با فقر و تنگدستي، خانواده خود را بچرخاند. در چنين محيطي بود كه فرشته بزرگ شد و كينه طبقاتيش نسبت به ستمگران شكل گرفت.

شرايط زندگي فرشته بگونه اي بود كه روحيه خودپرستي و فردپرستي در آن نمي توانست چندان جائي داشته باشد. زمانيكه او به آگاهي سياسي اوليه دست يافت سريعا پي برد كه آدميكه تنها بخودش فكر كند به هيچ درد نمي خورد. آشنائي بيشترش با ايده هاي انقلابي موجب گشت كه قلبش با توده ها يكي شود و در تمام زندگي به منافع توده هاي زحمتكش بينديشد. از آن پس، زندگي او بگونه اي ديگر رقم خورد. در محيط خانواده و مدرسه، در فعاليتهاي تشكيلاتي و كار توده اي، در درگيريهاي خياباني با مزدوران رژيم شاه و خميني تا زمانيكه مستقيما در قيام آمل شركت جست، در دوران اسارت و بالاخره در آخرين لحظات زندگيش، فرشته يك انقلابي بود كه بدون ذره اي خودخواهي و منفعت طلبي شخصي همواره به منافع خلق مي انديشيد. او زندگيش را وقف خدمت به خلق نمود.

روحيه شاد فرشته جوان در كوره مبارزات انقلابي سالهاي 57 ـ 56 آبديده شد و به روحيه اي پر شور و شورشگر تكامل يافت. او طي مبارزات توده اي آن سالها با ايده هاي چپ آشنا شد و به واسطه آشنائي با رفقائي چون منصور و اميد قماشي در سال 58 به صفوف هواداران اتحاديه كمونيستهاي ايران در آمل پيوست. فرشته پي برد كه مبارزات توده ها بدون وجود يك پيشاهنگ انقلابي سازمان يافته قادر به كسب پيروزي نيست. طي آن سالها، فرشته با شركت در پراتيكهاي انقلابي گوناگون خصوصيات و كيفيات يك انقلابي كمونيست را بيش از پيش صاحب شد. او ضرورت پايان بخشيدن به كليه اشكال ستم و استثمار را عميقا دريافت.

در سال 60، در پي گسست سازمان از خط اپورتونيستي راست و مطرح شدن مبارزه مسلحانه بعنوان تنها راه كسب قدرت سياسي، انرژي و شور و شوق انقلابي رفقائي چون فرشته صد چندان گشت. فرشته ديگر فرشته سابق نبود. وقتي فهميد جزء كساني است كه مستقيما در تدارك مبارزه مسلحانه عليه جمهوري اسلامي شركت مي جويد از شادي در پوست نمي گنجيد. فرشته بيباكانه در بسياري از فعاليتهاي تداركاتي آن دوران شركت جست و پيگيرتر از هميشه كار كرد. او بواسطه نقشي كه در شناسائي مقرهاي دشمن و ديگر فعاليتهاي تداركاتي داشت از نزديك با انقلابيون كمونيست برجسته اي آشنا گشت. فرشته از خصوصيات و قابليتهاي رفقائي كه هر لحظه از نثار خون خويش باكي نداشتند، بسيار ياد گرفت. زمانيكه نبرد سربداران در جنگلهاي آمل آغاز شد او پيام رسان اهداف آن جنگ انقلابي در بين توده هاي وسيع بود. فرشته با هشياري و تهور و در شرايطي كاملا مخفي و سخت بهمراه رفقائي چون اميد قماشي، علي اصغر آيت الله زاده و رحمت چمن سرا اعلاميه هاي سازمان را در سطحي وسيع بين مردم پخش مي كرد. در روزهاي نبرد آمل فرشته بياري رفقاي سربدار آمد و مسئوليت راهنمائي يكي از دسته هاي قيامگر و خبر رساني بين دسته هاي مختلف را بر عهده گرفت. او بدون ذره اي ترس و با از خود گذشتگي ماموريتهاي محوله را انجام داد. فرشته شاهد بخون غلتيدن رفقاي بسيار بود. روحيه شورشگر او در كوره آن نبرد گداخته شد؛ تسليم ناپذيري در مقابل دشمن را از رفقائي آموخت كه خونشان زمين را گلگون ساخت. پس از شكست آن نبرد دلاورانه، فرشته با همكاري مردم توانست برخي رفقا را از حلقه محاصره دشمن خارج كند و نجات دهد.

فرشته چند روز پس از قيام دستگير شد، اما با هشياري دشمن را فريب داد و پس از مدت كوتاهي آزاد شد. بواسطه يك رهنمود غلط، او شهر را ترك نكرد و در اواسط بهار 61 مجددا دستگير شد. اينبار نقش فرشته براي دشمن كاملا آشكار شده بود. در نتيجه او خود را آماده گذر از سخت ترين آزمونها كرد. فرشته بخود گفت نخواهم گذاشت مشكلات بر من غلبه كند و سرم نزد دشمن خم شود. شايد سنم زياد نباشد اما من يك انقلابي هستم و اين شرايط وخيم فرصت خوبي براي آبديده شدن و محك خوردن من است. يك كمونيست بايد در خطرناكترين لحظات با تمام قوا بخاطر خلق و پيشاهنگش بكوشد و هرگز نبايد ترس جان، مانع پيشروي و تلاش وي شود. او گفتار و كردار رفقاي جانباخته را مدام بياد مي آورد كه اگر از مرگ مي هراسيديم كمونيست نبوديم.

هدف فرشته فقط حفظ روحيه انقلابي خودش نبود، بلكه روحيه دادن به ديگر زندانيان و رساندن اخبار و اطلاعات زندان به رفقاي بيرون براي حفظ تشكيلات را نيز وظيفه خود مي ديد. برخورد قاطعانه فرشته به دشمن و روحيه شاد و چهره هميشه خندانش به ديگر زندانيان سياسي الهام مي بخشيد. او در حفظ روحيه مبارزاتي در زندان زنان آمل بسال 61، نقشي محوري و برجسته داشت و مورد احترام كليه زندانيان بود.

فرشته آگاهانه نگذاشت خطائي كه موجب دستگيري مجددش شد، باعث بروز كوچكترين ضعف و تزلزلي در برخوردش به دشمن شود. او مي دانست كه دشمن بعد از دستگيري هر انقلابي همواره ميكوشد با شمردن خطاهاي يارانش، ايمان وي به تشكيلات و انقلاب را متزلزل نمايد.

زمانيكه حاكم شرع جلاد جرئت كرد و به فرشته پيشنهاد داد كه براي نجات جان به ازدواج با وي تن دهد، با خشم و نفرت آتشين وي روبرو شد. او تازيانه و شكنجه و مرگ را به قبول چنين ننگي ترجيح داد.

فرشته در دوران اسارت، بهر طريق كه مي شد به بيرون نامه مي فرستاد؛ بر ضرورت هشياري رفقا تاكيد مي كرد؛ خائنين و متزلزلين را مي شناساند و بر ادامه مبارزه پاي مي فشرد. 17ديماه 61، فرشته آخرين نامه پر احساسش را به نگارش درآورد. او نوشت كه هر روز منتظرم در سلول باز شود و خفاشان خون آشام نام مرا بر زبان آورند. طي ايندوران خيلي چيزها ياد گرفتم؛ از پشت خنجر زدن رفيقان نيمه راه را ديدم؛ خوب دشمن را شناختم؛ ميتوانم بگويم به معناي واقعي سياست عميقتر پي بردم. هشيار باشيد و به مبارزه ادامه دهيد.

18 ديماه 1361، جلادان جمهوري اسلامي در سلول را كوبيدند و فرشته را صدا كردند. سكوتي غمبار فضاي زندان را پر كرد. فرشته با ديگر زندانيان وداع كرد؛ سرفرازانه به محل تيرباران رفت، و قهرمانانه در جايگاه اعدام ايستاد و با ايمان عميق به اينكه "شعله انقلاب هرگز فرو نخواهد نشست و پيروزي از آن پرولتاريا و خلق خواهد بود" مرگ را بي باكانه پذيرا شد. مرگ فرشته براي ديگر زندانيان سياسي چنان سنگين بود كه عليرغم شرايط خفقان نمي توانستند بغض و اشك شان را در خلوت خويش پنهان دارند. آنها ضرب و شتم و حبس انفرادي را پذيرا شدند تا ياد فرشته را بطور جمعي گرامي بدارند. به همت زندانيان انقلابي دسته گلي كه از كاغذ درست شده بود بر جاي خالي فرشته گذاشته شد و يادش را گرامي داشتند. هنگاميكه خبر مرگ او به بيرون از زندان رسيد، توده هاي انقلابي به سوگ نشستند و بتلخي گريستند و نفرتشان نسبت به دشمن عميقتر شد. ياران او اشك و اندوه را به نيرو تبديل نمودند و عزمشان را براي بازسازي سازمان استوار كردند. بي شك مقاومت قهرمانانه فرزندان خلق كه در سخت ترين شرايط به آرمانهاي انقلابي وفادار ماندند الهام بخش زنان و مرداني گشته كه پيگيرانه شمشير انتقام را تيز مي كنند تا با سرنگوني نظم كهنه و ارتجاعي، جهاني نوين و انقلابي بسازند.

 بخشهائي از آخرين نامه رفيق جانباخته فرشته ازلي:

 سلام، اميدوارم كه حال همگي رفيقان خوب باشد و در هر كجاي دنيا هستي سلامت باشي. خوب گوش كن، در اينجا يك نفر است كه قبلا در زندان اهواز و اوين بوده و فعلا در آمل هست. چون گفتند در رابطه با آمل هست. حالا نمي دانم براي شناسائي اومده يا براي حكم خوردن چون محل درگيري آمل بود، بنابراين تمام بچه ها بايد در آمل حكم بخورند. اگر مي توانيد در طي همين هفته خبر بدهيد كه اون چكاره است خيلي خوب مي شد.

در مورد خودم بگم. وضعم روشن نيست حاكم شرع دنبال فرصت هست تا حكم بزند. 9 تا اتهام داشتم هوادار اتحاديه ـ شركت در كلاسهاي كمكهاي اوليه ـ جمع آوري مواد دارويي و جمع آوري مواد غذائي براي سربداران جنگل ـ نشست در بحثهاي تشكيلاتي ـ پخش اعلاميه سربداران و شعار نويسي روي ديوار ـ نشست با مسئولين جنگل حشمت اسدي (مجتبي) ـ نقل و انتقال سربداران جنگل در روز درگيري ـ رابطه با منير نور محمدي.....

بخون تمام شهيدان قسم كه من اول زياد سياسي نبودم ولي حالا معني سياست، معني مبارزه را بخوبي درك مي كنم. مادرم بداند ديگر كين دشمن در قلبم خانه كرده. برادرم، رفيقانم، من هر آن منتظر مرگم. هستند كسانيكه از طريق روزنامه ها و يا روز جمعه مرگ عزيزان خود را مي فهمند......رفيق خوبم گوش كن هر شب اينجا خفاشهاي خون آشام در سلول را مي كوبند و نام امثال مرا مي خوانند. ديگر شبها در انتظار حكم تيرباران هستم، چشم بدر دوخته ام. رفيق من گوش كن. شايد من فرشته سابق نباشم كه نيستم. اميدوارم كه ديدارها تازه گردد. فقط مواظب باش.

ساعت يك و بيست دقيقه صبح 17 ديماه  61

تاريخ تيرباران 18 ديماه  61      

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 ÇÒáی ÝÑÔÊå
 در تاريخ
 0000-00-00
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در