Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 آتش   چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۷ برابر با ۱۷ اکتبر ۲۰۱۸                    
 
زخم‌های وَرزَنه را چه چیزی درمان می‌کند؟

زخم‌های وَرزَنه را چه چیزی درمان می‌کند؟

نشریه آتش- شماره 77

سیامک صبوری

 

سرکوب شدید کشاورزان منطقة ورزنة اصفهان توسط نیروی انتظامی، صحنة دیگری از رویارویی مردمِ جان به لب آمده با جمهوری اسلامی است و نشان دهندة حدت اوضاع نامساعد حکومت در ماه‌های پایانی سال 96 و سال پیش رو. کشاورزان منطقة ورزنه در شرق اصفهان که سهمی از آب رودخانة زاینده رود برای کِشت بهاره دریافت نکرده بودند،وقتی متوجه شدند برای کشت پاییزه هم خبری از حق آبه نیست، قصد شکستن لوله‌هایی را داشتند که آب را از اصفهان به یزد منتقل می‌کنند. برخورد جمهوری اسلامی مثل همیشه و در واکنش به هر صدای اعتراضی یک چیز بود: سرکوب، چماق، اسلحه و زندان!  تصور مردم این است که آب برای کشاورزی وجود دارد اما دولت آن را دریغ کرده وبرای مصارف کشاورزی به استان‌های دیگر از جمله یزد اختصاص داده است. اختلاف بر سر استفاده از آب زاینده رود میان مناطق مختلف مرکز ایران، سابقه‌ای طولانی در تاریخ دارد اما در چند سال اخیر و مشخصاً از سال 1391 به بعد،ب ه یک اختلاف شدت یابنده میان مردم استان‌های اصفهان، چهارمحال بختیاری و یزد تبدیل شده و همچنین یک مشکل وتضاد امنیتی برای جمهوری اسلامی ایجاد کرده است. زاینده رود بزرگ ‌ترین رودخانة فلات مرکزی ایران است که حوزة تمدنی بزرگی طی تاریخ حول آن شکل گرفته و منطقة جغرافیایی وسیع‌تر از اروپای مرکزی، آب مورد نیازش رااز این رودخانه تأمین کرده است. آوَرد آب این رودخانه در سال‌هایی که میزان بارش معمولی و سال‌هایی که بارندگی بالا است (تَرسالی)، یک میلیارد و پانصد میلیون مترمکعب است که 500 میلیون از آن در منطقة بختیاری برداشت می‌شود، 400 میلیون مترمکعب آب شُرب استان اصفهان است، 400 میلیون برای کشاورزی در اصفهان استفاده شده و60 میلیون مترمکعب آن به عنوان آب شُرب طی یک دهه اخیر به استان یزد اختصاص داده شده است. به این ترتیب تقریباً تمام آب زاینده رود به مصارف بَشَری می‌رسد و این در حالی است که دست کم 60 درصد این آب باید به طبیعت بریزد و چنین نمی‌شود. به همین علت، طی دو دهة اخیر شاهد مشکلات زیست محیطی جدی از جمله روند خشک شدن باتلاق گاوخونی هستیم که در صورت تداوم با همین شدت و سرعت، به فجایع جدی اکولوژیک و اقلیمی در این منطقه منجر خواهد شد.

 

بحران اکولوژیک-سیاسی روی داده در ورزنه و دیگر مناطق اطراف اصفهان، نتیجة ترکیبی از جهل و بی‌کفایتی مدیران و مسئولین جمهوری اسلامی و ضدیت آشتی‌ناپذیر میان نظام تولیدی سرمایه‌داری و طبیعت است. طی سال‌های اخیر و پس از چندین سال خشک‌سالی پی در پی، سهم آب کشاورزی به شدت کاهش پیدا کرد و دولت مانع از استفادة کشاورزان برای کشت و زرع شده است. به همین علت و طبق مصوبات مجلس ایران، هر خانوار کشاورز در ازای پنج هکتار زمینی که کشت نمی‌کند، باید ماهانه ششصد هزار تومان از دولت به عنوان سهم «نَکاشت» دریافت کند. اما دولت به علت کسری بودجه، قادر به پرداخت منظم این مبلغ حداقلی نیست و کشاورزان عملاً نه از کشاورزی درآمدی دارند ونه پولی از دولت دریافت می‌کنند. روستاییان منطقة ورزنه (که نزدیک‌ترین کویر به اصفهان است) برای جبران این وضعیت، سعی کردند از جاذبه‌های توریستی کویری استفاده کرده و درآمد زایی کنند. اما با مخالفت و ممانعت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان روبرو شدند که امتیاز انحصاری جذب توریست و تورهای کویرگردی منطقه را به شرکت‌های سرمایه‌گذاری بزرگ واگذار کرده است.

 

تصور کنید اگر دولت سوسیالیستی نوین به جای جمهوری اسلامی به عنوان یک دولت سرمایه‌ داری با چنین چالشی ازسوی مردم مواجه می‌شد، نه با منافعِ اقتصادی توده‌ها دشمنی داشت و نه به لحاظ سیاسی با آن‌ها بیگانه بود که اولین پاسخش سرکوب باشد. دولت سوسیالیستی نوین، حافظ منافع سرمایه‌گذاران نیست که سود شرکت‌های آن‌ها را برگرسنگی کشاورزان ترجیح دهد و برآوردن نیازهای اقتصادی همة مردم (تأکید می‌کنیم همة مردم) و توزیع عادلانة ثروت و امکانات یکی از محورهای اصلی اقتصاد سوسیالیستی است. همچنین در نظام سوسیالیستی، مشارکت آگاهانةمردم در رفع چالش‌ها و تضادهای مختلف یکی از ویژگی‌های مهم این جامعه و دولت است. دادن آگاهی علمی به مردم دربارة ماهیت معضلات (از جمله چالش‌های زیست محیطی) و بهره‌گیری از ابتکارات و نظرات آن‌ها برای رفع مشکلات، شاخص مهمی در چگونگی مدیریت بحران‌ها است. دادن این آگاهی به مردم که چرا استفاده از کشاورزی آبی با روش‌های سنتی و پر اتلاف آبیاری در مرکز ایران در وضعیت خشک‌سالی، حیات تمام ساکنین آن را به خطرمی‌اندازد همراه با طرح‌های اقتصادی جایگزین برای اشتغال‌زایی و تأمین معیشت مردم، می‌تواند آن‌ها را به انرژی وانگیزة مهمی برای حل معضل کم‌آبی در ایران تبدیل کند. دولت سوسیالیستی دقیقاً به خاطر ماهیت اقتصادش که هدف آن نه کسب حداکثر سود بلکه رفع نیازهای مردم است، می‌تواند طرح‌های آبیاری جایگزین را با وجود مغایرت با سودآوری کوتاه مدت، در دستور کار قرار دهد تا هم محیط زیست بهتر حفظ شده و هم شغل و نان و زندگی مردم تأمین شود.

 

وجه دیگر ماجرا اینجا است که دولت جمهوری اسلامی با وجود اطلاع از چشم‌انداز بحران کم‌آبی در ایران از همانسال 57، نه تنها هیچ استراتژی مشخص و روشنی برای مهار بحران نداشت بلکه با سیاست‌های سودمحورِ اقتصادی وجمعیتی، بر شدت مسئله افزود. به عنوان مثال در استان یزد، در مسیر پروژه‌های سرمایه دارانة کابینه‌های هاشمی رفسنجانی و خاتمی، ده‌ها شهرک صنعتی راه‌اندازی شد که برخی از آن‌ها مانند صنایع فولاد، از صنایع آب بَر هستند وباعث افزایش شدید جمعیت در این منطقة کویری شد. تا جایی که امروز تأمین آب شُرب یزد به لوله‌های انتقال آب ازاصفهان وابسته است. از طرف دیگر، نظام اقتصادی سرمایه‌داری جمهوری اسلامی و وابستگی ساختاری‌اش به سرمایه‌ داری امپریالیستی، باعث شکل‌گیری یک اقتصاد ناموزون شد که یکی از تبعات آن مهاجرت وسیع روستاییان به حاشیة شهرهای بزرگ است. این روند پس از اصلاحات ارضی رژیم شاه از اوایل دهة 1350 شروع شد و با ادغام هرچه بیشتر اقتصاد ایران در نظام جهانی سرمایه‌داری پس از پایان جنگ و از سال‌های دهة 1370 شدت گرفت. این وضعیت، امروزه به یک بحران جمعیتی و معضل جدی کم‌آبی در کشور تبدیل شده است. به عنوان مثال آب مصرفی شهر اصفهان در سال 1380، 200 میلیون مترمکعب بود که به علت افزایش جمعیت شهر در سال 1396 به 500میلیون مترمکعب رسید و پیش‌بینی می‌شود این رقم در سال 1400 به 600 میلیون برسد.

 

بار دیگر تصور کنید اگر به جای اقتصاد سرمایه‌ داری که انگیزه‌اش کسب حداکثر سود برای طبقة سرمایه‌ داران ونیروی هدایت کننده‌اش منطق کور و پر هرج و مرج سرمایه‌داری است که به فقر و بی‌کاری، گسترش لجام گسیختة شهرها و نابودی بیشتر طبیعت منجر می‌شود، یک اقتصاد برنامه ‌ریزی‌ شدة سوسیالیستی در ایران حاکم بود. اقتصادی که در کنار اشتغال‌ زایی و رفع نیازهای مردم، تلاش برای حفظ محیط زیست و سپردن آن به نسل‌های بعدی از اهدافاستراتژیک سیستم تولیدی‌اش است. تشویق و متقاعد کردن مردم به خودداری از مهاجرت وسیع به شهرها از طریق احیای کشاورزی با روش‌های بهینه تولید و فراهم کردن امکانات رفاهی و آموزشی و تفریحی در روستاها، جلوگیری از به راه انداختن بی‌رویة صنایع آلاینده، دادن اولویت به کشاورزی و خود کفایی غذایی، سیاست‌های صحیح شهرسازی کمونی و مبتنی بر مشارکت آگاهانه و جمعی مردم همگی از دستاوردهای یک اقتصاد منظم و برنامه‌ریزی ‌شدة سوسیالیستی هستند که به میزان زیادی روند نابودی محیط زیست ایران و در پیش گرفتن سیاست‌های احیاگرایانة اکولوژیک را امکان‌پذیر می‌کند.

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 زخم‌های وَرزَنه را چه چیزی درمان می‌کند؟
 در تاريخ
 0000-00-00
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در