Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 آتش   جمعه ۲۳ آذر ۱۳۹۷ برابر با ۱۴ دسامبر ۲۰۱۸                    
 
رضا شاه و تشکیل دولت متمرکز نیمه مستعمراتی در ایران

رضا شاه و تشکیل دولت متمرکز نیمه مستعمراتی در ایران

بخش سوم: ایجاد دولت متمرکز

سیامک صبوری

در دو بخش قبلی، نخست شرایط ویژۀ بین المللی و داخلی که به صعود رضا خان از نردبان قدرت منجر شد و بعد رابطۀ دولت او با نظام جهانی سرمایه داری را توضیح دادیم و اینکه چگونه او یک دولت متمرکز وابسته به امپریالیستها را در ایران مستقر کرد. (1) در این قسمت به چگونگی تشکیل این دولت و ساختار آن می پردازیم.

بسیاری از مدافعین رضا شاه تشکیل دولت متمرکز را از «خدمات» او به مردم ایران معرفی می کنند. این واقعیت دارد که برای نخستین بار در فاصلۀ سالهای 1304 تا 1320 بود که یک دولت متمرکز (با تمامی متعلقاتش مانند ارتش واحد، نظام اداری سراسری، آموزش سراسری همگانی و غیره) در ایران مستقر شد. پیش از آن ساختار پراکنده و محلی حول سلطنتهای ایلی حاکم بود، به این شکل که یک خاندان و ایل (مثلا افشار یا قاجار) قدرت را در دست می گرفت و در مناطق مختلف آن را به شاهزدگان یا اشراف و خوانین محلی (که آنها هم عمدتا رؤسای ایلهایی مانند بختیاری، شاهسون و غیره بودند) می سپرد و آنها موظف بودند مالیات و در مواقع نیاز، سرباز به شاه بدهند. این اُمرای محلی در مجموع از یک خودمختاری نسبتا وسیع در نحوۀ ادارۀ منطقۀ تحت حاکمیت شان برخوردار بودند و این وضعیت به ساختار سیاسی قدرت در ایران و به ساختار ارتش، خصلتی نامتمرکز و ایلی می داد.

نبود یک قدرت متمرکز و سراسری و تقسیم دستگاه سیاسی به قدرتهای محلی و منطقه ای، از ویژگی های دولتهای فئودالی است که با ساختار محلی و غیر سراسری اقتصاد فئودالی سازگاری داشت. اما یکی از ویژگی های اصلی نظام تولیدی سرمایه داری این است که تولید را از حالت در خود و محلی بیرون آورده و به آن خصلت سراسری و اجتماعی می دهد. تولید فئودالی محدود در یک روستا، شهر یا منطقه است و عمدتا برای مصرف در همان منطقه صورت می گیرد. اما فرایند تولید و کارِ تولیدی در نظام سرمایه داری، اجتماعی می شود. به این معنی که یک شبکۀ وسیع و سراسری کار جهت تولید کالاها شکل گرفته و آنها بیشتر با هدف مبادله و انتقال به بازار واحد و سراسری، تولید می شوند. اجتماعی شدن تولید، ابتدا در محدودۀ یک کشور و بعد در سطح جهانی اتفاق افتاد. ایجاد «دولت-ملت» یعنی دولت متمرکز و «هویت ملی» (که هر دو عمدتا با خون و سرکوب مردم ساخته شدند) از پیامدهای سیاسی این نظام تولیدی است.

در ایران تا پیش از قرن 19 میلادی ساخت اقتصادی و دولتی فئودالی و نامتمرکز ایلی مستقر بود. اما ورود سرمایۀ امپریالیستی از سالهای میانی قرن 19 باعث رشد روابط سرمایه داری و گسترش روابط کالایی در بخشهای زیادی از کشور شد. گسترش روابط سرمایه داری و سرمایه گذاری های امپریالیستی نیاز به یک نظم و اقتدار متمرکز و همچنین زیرساختهای خاصی مانند شبکۀ حمل و نقل عمومی و دستگاه اداری مناسب داشت. به عنوان مثال انگلستان پیشتر این نیاز را از طریق تشکیل و حمایت از قدرتهای محلی مانند شیخ خزعل در عربستان (خوزستان امروز) و ارتشهای مزدور مانند پلیس جنوب (2) تأمین می کرد و به همین علت از تشکیل چنین اقتداری توسط رضا شاه دفاع کرد. انگلستان همچنین از یک دستگاه متمرکز سیاسی و یک ارتش منظم در برابر جنبشهای متأثر از انقلاب بلشویکی شوروی در ایران، حمایت می کرد و ماهیت ضد انقلابی رضا شاه و رژیمش این خواستۀ آنها را تأمین می کرد. همچنین سیر تحولات سیاسی و فکری در داخل ایران از انقلاب مشروطه تا روی کار آمدن سلسلۀ پهلوی، به نحوی رقم خورد که یک آمادگی ذهنی و تمایل سراسری برای تأسیس دولت متمرکز را فراهم کرده بود. آشنایی با اندیشۀ سیاسی غرب از سالهای مشروطه، بحث و گرایش به تشکیل یک دولت کارآمد را در ذهن بخشی از روشنفکران مطرح کرد و علاوه بر این، هرج و مرج و نا امنی سالهای 1295 تا 1300 (که ناشی از ناآرامی های جنگ جهانی اول بود) یک حمایت ضمنی عمومی را از استقرار نظم و اتوریتۀ سراسری به وجود آورد. بنا بر این، علل مختلف داخلی و بین المللی، اقتصادی، فکری و سیاسی زمینه و بستر برای تشکیل چنین دولتی را فراهم کردند. به علاوه رضا شاه در مورد تشکیل دولت متمرکز نیز مانند به قدرت رسیدنش، شانس استفاده از برخی از تحولات و رویدادها را پیدا کرد که در پروژۀ استقرار این دولت، بسیار به یاری اش آمد. مثلا افزایش چشمگیر درآمد ناشی از نفت، باعث نوعی بی نیاز دولت از مالیاتهای رایج مانند مالیات بر زمین شد و یا کثرت واردات کالاهای خارجی، بر درآمد گمرکات دولت افزود. این دو و برخی درآمدهای دیگر مانند رونق فروش زمینهای دولتی (خالصه جات) به زمین داران بزرگ به علت رشد کشاورزی تجاری، فاکتور منابع مالی برای پیش بردن چنین پروژۀ عظیمی را تأمین می کرد. فاکتورهایی که پیشتر نه وجود داشتند و نه امکان تحقق آنها فراهم شده بود. بنا بر این می بینیم که تشکیل دولت متمرکز در ایران نه نتیجۀ اراده و «صلابت» رضا شاه، بلکه برآمده از مجموعه ای از رویدادها و ضرورتهای اقتصادی و تاریخی در یک دورۀ مشخص بود.

 رضا شاه برای تحقق پروژۀ دولت متمرکز، نیاز به ایجاد تمرکز در قدرت سیاسی داشت. به این منظور، همزمان باید کانونها و گروه های متکثر و پراکنده یعنی قدرتهای محلی و نیمه مستقل را از بین می برد و اقدامات لازم جهت ایجاد تمرکز قدرت در ساخت جدید دولت را انجام می داد. برای تحقق هدف اول، بیش از همه باید قدرت سیاسی، اقتصادی و نفوذ 1) اقشار سنتی فئودالها و شاهزادگان قاجار و اشراف، 2) رؤسا و سران ایلات و عشایر و 3) روحانیون شیعه را نابود و یا متزلزل و تضعیف می کرد. رضا شاه برای تضعیف اشرافیت سابق، قشر جدیدی از زمین داران بزرگ و سرمایه داران وابسته به امپریالیسم (بورژوا کُمپرادور) را از میان افسران ارتش و نزدیکان و وفاداران به خودش ایجاد کرد و القاب و مناصب سابق که بیان نفوذ شاهزادگان و اشراف بود را ممنوع کرد. در مورد عشایر نیز ارتش رضا شاه به سرکوب خونین و بی رحمانۀ آنها در مناطق مختلف (به ویژه لرستان، بختیاری، فارس، شمال کردستان و منطقۀ مُکریان) و وادار کردنشان به یک جا نشینی همراه با دستگیری و اعدام بسیاری از آنها تحت نام سیاست تخت قاپو کردن پرداخت. در مورد سوم نیز دولت پهلوی اول، برخی از منابع نفوذ روحانیت در جامعه را محدود کرد. ایجاد وزارت دادگستری با قوانین جدید و شکستن انحصار روحانیت در امر قضاوت، گسترش نظام آموزشی و مدارس جدید و غیره از این دست اقدامات محدود کننده بود.

اما مهمترین اقدامات رضا شاه برای ساخت جدید دولتی عبارت بود از: تأسیس ارتش واحد، ایجاد دستگاه اداری (بروکراسی) جدید، تمرکز منابع مالی دولت، راه اندازی و گسترش شبکۀ حمل نقل سراسری، ایجاد و اجبار «هویت مشترک» و ملت سازی، یک دست سازی لباس و پوشش و آداب عمومی. ما در فصلهای بعدی این سلسله مقالات به ابعاد مختلف این موضوعات خواهیم پرداخت و در این قسمت فقط اشاره ای به دو عنصر اصلی این پروژه یعنی ارتش و دستگاه اداری خواهیم کرد.

بروکراسی رضا شاهی با تأسیس وزارت خانه های جدید و افزایش تعداد کارمندان دولت آغاز شد. دولت او در سال 1320 نزدیک به 90 هزار کارمند غیر نظامی داشت. (3) تشکیل این بروکراسی نیازمند آموزش و تربیت نسل جدیدی از کارمندان بود و به همین علت رضا شاه برنامۀ گسترش نظام آموزشی و مدارس جدید را پیش برد.

اما ارتش مهمترین ابزار سیاسی و ایدئولوژیک او هم برای رسیدن به قدرت و هم برای پروژۀ دولت سازی اش بود. رضا شاه در دوران وزارت جنگ، تمامی نیروهای مسلح دولتی شامل بریگارد مرکزی، بریگارد قزاق، فوج ژاندرمری و بقایای پلیس جنوب را در یک ارتش متحد ادغام کرد و با قلدری و تهدید نهادهای مالی، بودجۀ ارتش را افزایش داد. همچنین در تمام سالهای سلطنتش جایگاه ارتش و افسران نظامی تثبیت و تقویت شد. دیکتاتوری رضا شاه نه تنها بسیاری از طرح های اصلی اش در استقرار و تثبیت دولت متمرکز نیمه مستعمراتی را از طریق ارتش و با نقش مرکزی ارتش پیش برد، بلکه بسیاری از اقدامات نهادسازی و فعالیتهای زیربنایی و اقتصادی او با اهداف نظامی و برای خدمت به ارتش بود. مثلا هدف اصلی احداث راه آهن، دست یابی ارتش به مناطق محل زندگی عشایر بود. یا سازمان ثبت احوال کشور و اجبار همگان به گرفتن شناسنامه، برای مشخص شدن هویت و تعداد افراد هر خانواده شهری و روستایی برای اعزام فرزندانشان به خدمت سربازی بود. تصویب قانون نظام وظیفۀ اجباری، همچنین دو نهاد ایلات و روحانیت را به لحاظ سیاسی زیر ضرب برد. نخست اینکه دست داشتن سران و رؤسای ایلات در تصمیم گیری برای اعزام سرباز به جنگ را سلب کرد و تمام مردان 18 سال به بالای عشایر و ایلات بدون توجه به نظر و فرمان بزرگان و سرانشان موظف به رفتن به خدمت سربازی بودند. دیگر اینکه رضا شاه با فشار آوردن برای لغو معافیت طلاب علوم دینی، نوعی از تحمیل ارادۀ سیاسی دولت مرکزی به نهاد روحانیت و مدارس دینی و حوزه های علوم دینی را اجرا کرد.

برای جمعبندی از مباحث این قسمت باید بگوییم که تأسیس دولت متمرکز در ایران، امری بی پیشینه و برآمده از «نبوغ و ارادۀ پولادین» رضا شاه نبود و از مدتها قبل ضرورت تشکیل چنین ساختاری در جامعه حس می شد. در واقع یک ضرورت و فشار اقتصادی و سیاسی برای نظم بخشیدن به ساختار قدرت در کشور وجود داشت و رضا خان با ترکیبی از شانس و اتفاق و انگیزه های شخصی به این ضرورت جواب داد، آن هم تقریبا به بدترین شکل ممکن. چرا که این دولت هم وابسته به نظام امپریالیستی بود و رضا شاه در واقع دولت پراکندۀ نیمه مستعمراتی را به دولت متمرکز نیمه مستعمراتی تبدیل کرد. هم به استقرار سنت سیاسی دولت نظامی و پلیسی در ایران منجر شد (چیزی که در رژیم محمد رضا شاه و جمهوری اسلامی نیز به نحوی اداکه یافت) و هم تضادهایی مانند مسالۀ ملی و ستم ملی که پیش از آن در ایران وجود نداشت را ایجاد کرد. همچنین باید تأکید کرد که بسیاری از اقدامات رضا شاه مانند ساخت راه آهن و شبکه حمل و نقل سراسری، دستگاه اداری و وزارت خانه های جدید، ارتش متحد، ثبت احوال، گسترش مدارس جدید و غیره که از سوی طرفداران سابق و امروزی اش به عنوان «خدمات او به ملت ایران» معرفی می شوند، در واقع پیامدها و محصولات فرعی پروژۀ سیاسی اصلی او یعنی گسترش نفوذ و سلطۀ سلطنت و رژیمش به سراسر کشور از طریق تشکیل دولت متمرکز وابسته به امپریالیسم بود.

 

یادداشتها

1-     رجوع کنید به نشریه آتش شماره های 79 و 80

2-     پلیس جنوب (تفنگداران جنوب ایران) نیروی مسلحی که انگلستان در سالهای پایانی جنگ جهانی اول در مناطق تحت سلطه اش در جنوب ایران مستقر کرد. این نیرو در 1921 منحل شد و بقایای ایرانی آن به ارتش رضا شاه پیوستند.

3-     فوران، جان. (1383) مقاومت شکننده. ترجمه احمد تدین. چاپ پنجم. تهران. موسسه خدمات فرهنگی رسا. ص 332

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 رضا شاه و تشکیل دولت متمرکز نیمه مستعمراتی در ایران بخش سوم: ایجاد دولت متمرکز
 در تاريخ
 2018-08-02
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در