Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 آتش   پنجشنبه ۱ فروردين ۱۳۹۸ برابر با ۲۱ مارس ۲۰۱۹                    
 
آرای رهبران کمونیست در بارۀ مساله زنان و رهایی

نشریه آتش 88، اسفند 1397

 

آرای رهبران کمونیست در بارۀ مساله زنان و رهایی

 

از خوانندگان می‌خواهیم این گفتارها را مقایسه کنند با آرا و ایدئولوژی حاکمان کنونی جهان. آن‌هایی که کرۀ زمین را  به قفل و زنجیر کشیده و اکثریت مردم را اسیرِ بندگی و خرافه وجهل و فلاکت کرده‌اند. از سرانِ تاریک‌اندیش و زن‌ستیزِ جمهوری اسلامی تا فاشیست‌های حاکم بر ایالات متحدۀ آمریکا. از تمامِ  بنیادگرایان دینی تا تمامِ  امپریالیست‌ها. در این مقایسه می‌توان تفاوت عمیق و متخاصمِ میان دو نظام اجتماعی متفاوت را به‌روشنی مشاهده کرد: یکی نظامی متکی بر بهره‌کشی انسان از انسان که ستم و تحقیر و فرودست کردن نیمی از بشریت، یعنی زنان، بخشِ مهی از ساز و کارش است؛ و دیگری نظامی نوین، سوسیالیستی، رهایی‌بخش که مبارزه برای رهایی زنان، بخشِ تعیین‌کننده‌ای از سوخت و سازش است و هر آن جا که مستقر شد (در شوروی 1954-1917) و در چین)1976- 1949)، به بزرگ‌ترین دستاوردهایی که تاریخ بشر به خود دیده در جهت رهایی زنان از ستم و سلطۀ روابط اجتماعی برده‌وار نائل آمدند. شکست این انقلابات، هیچ از اهمیتِ این دستاوردهای تاریخی/جهانی کم نمی‌کند. بلکه فقط به ما می‌گوید که این‌بار چگونه می‌توانیم و باید با درس‌گیری از آن تجارب مثبت و منفی و با اتکاء به علم کمونیسم نوین، بهتر عمل کنیم!

 

مارکس می‌نویسد: «هر کسی دو کلام درباره تاریخ بداند می‌فهمد که تغییرات اجتماعی بزرگ بدون جوش و خروش زنان ناممکن است.»1

انگلس می‌نویسد: «بر اساس برداشتِ ماتریالیستی، عامل تعیین‌کننده در تاریخ، و در تحلیل نهایی، تولید و تجدید تولیدِ حیاتِ بلافاصله است. ولی این به‌نوبۀ خود، خصلت دوگانه‌ای دارد. از یک سو تولید وسائل معاش، خوراک، پوشاک، پناهگاه و ابزاری که برای آن‌ها ضروری می‌شوند؛ از سوی دیگر تولیدِ خودِ موجوداتِ انسانی، تکثیر انواع. نهادهای اجتماعی، که انسان‌های یک دوران تاریخی معین در یک کشور معین تحت لوای آن‌ها زندگی می‌کنند به وسیله هر دو نوع تولید، مشروط می‌شوند: از یک سو به وسیله مرحله تکامل کار و از سوی دیگر به وسیله تکامل خانواده».2

انگلس در همین اثر می‌نویسد در یک نوشته منتشر نشده قدیمی اثر مارکس و او3 در سال 1846 عبارت زیر را می‌یابم: «اولین تقسیم کار بین مرد و زن به خاطر تولید مثل است» و ادامه می‌دهد: «و امروزه می‌توانم اضافه کنم: اولین تناقض طبقاتی که در تاریخ به وجود می‌آید مقارن با تکامل تناقض بین مرد و زن در ازدواج تک همسری است؛ و اولین ستم طبقاتی مقارن است با ستم جنس مذکر بر مونث».

 انگلس موقعیت زن خانه‌دار را به‌صورت کارگر مقید (سرف) تحلیل می‌کند و می‌نویسد: «...با ظهور خانواده پاتریارکال (پدر سالار) و حتا پیشتر از آن با ظهور خانواده تک همسری، تغییری رخ داد. مدیریت خانوار خصلت همگانی خود را از دست داد. دیگر ربطی به جامعه نداشت. بلکه  تبدیل به یک خدمت خصوصی شد؛ زن سرخدمتکار شد...خانواده مدرن بر شالوده بردگی خانگی آشکار یا پنهان زن بنا شده است و این خانواده‌ها سلول‌های جامعه مدرن را تشکیل می‌دهند.» (همان‌جا)

لنین، رهبر انقلاب کمونیستی روسیه، در افشای جامعه سرمایه‌داری و موقعیت زنان می‌گوید: «آموزش، فرهنگ، تمدن، آزادی! در تمام کشورهای سرمایه‌داری و جمهوری‌های بورژوائی این ادعاهای بزرگ همراه است با قوانینی که به‌طرز حیرت‌انگیزی  کثیف، به‌طرز مشمئزکننده‌ای پست، به‌طرز حیوانی خشن که  زنان را در ازدواج و طلاق نابرابر می‌کنند، بچه‌ای را که خارج از عقد ازدواج بدنیا آمده "غیر قانونی" و  نابرابر اعلام می‌کنند، به مردان امتیاز داده و زنان را پست شمرده و تحقیر می‌کنند...مرگ بر این دروغ! مرگ بر دروغگویان که در حال وجود جنس ستمدیده‌ای، در حال وجود طبقات تحت ستم، در حال وجود مالکیت خصوصی بر سرمایه و سهام و وجود کسانی که در حال ترکیدنند و از غلات اضافه برای بَرده کردن گرسنگان استفاده می‌کنند، صحبت از آزادی و برابری برای همه می‌کنند. مرگ بر این دروغگویان! بیایید به‌جای برابری برای همه، بگوییم پیش به‌سوی مبارزه علیه ستمگران و استثمارگران، پیش به‌سوی محو امکان استثمار و ستم. این است شعار ما!»4  

 پس از پیروزی انقلاب روسیه در سال 1917 و استقرار دولت سوسیالیستی، لنین در مورد موقعیت جدید زنان گفت: «... تا زمانی که زنان کاملا آزاد نشده‌اند، پرولتاریا نمی‌تواند به رهایی کامل دست یابد.»5

مائو تسه دون، رهبر انقلاب کمونیستی چین می‌نویسد: «تا زمانی که یک زن در جهان تحت ستم باشد، هیچکس به واقع آزاد نیست!»

مائوتسه دون در مقاله‌ای خاطر نشان کرد که مردان چین تحت سلطه سه نظام اقتدارند: یکم، نظام دولتی یا اقتدار سیاسی که در سطح سراسر کشور و هر شهر و روستا اعمال می‌شود. دوم، اقتدار طایفه که شامل زیارتگاه اجدادی و شعبات محلی آن و رییس خانواده است. سوم، اقتدار نظام مذهبی. وی اضافه می‌کند که: «زنان علاوه بر این که زیر سلطه این سه نظام اقتدار هستند، زیر سلطه اقتدار مرد (شوهر) نیز هستند...» او در ادامه می‌گوید که وقتی دهقانان شورش کرده و اقتدار سیاسی زمین‌داران را سرنگون کردند، اقتدار طایفه، مذهب و شوهر نیز شکاف برداشت. او رفتار توده‌های شورشگر با این اقتدارهای ارتجاعی را با تحسین فراوان توضیح می‌دهد و می‌گوید: «رسم قدیمی که زنان و فقرا را از حضور در جشن‌های معبد اجدادی منع می‌کرد شکسته شد...[آن‌ها] به معبد اجدادی هجوم بردند و ماتحتانشان را محکم بر روی صندلی‌های آن‌جا گذاشته و با لذت به خوردن و نوشیدن پرداختند... با برخاستن جنبش دهقانی، زنان در بسیاری نقاط شروع به سازمان دادن اتحادیه‌های زنان کرده‌اند؛ اکنون فرصت آن پیش آمده که سرشان را بلند کنند و اقتدار شوهران روز به روز شکننده‌تر می شود.»6

در سال  1956مائوتسه دون در گفتگو با آندره مالرو می‌گوید: «البته به‌عنوان گام اول مهم بود که برابری قانونی زنان تضمین شود! اما از آن‌جا به بعد خیلی کارهاست که هنوز نشده است. افکار، فرهنگ و آدابی که چین را به وضعیتی که ما بودیم انداخت، باید محو شود ... زن چینی هنوز در میان توده‌ها موجودیت ندارد؛ اما می‌خواهد که موجودیت بیابد. و دیگر اینکه درست کردن ماشین رختشویی آزاد کردن زنان نیست...»7

مبارزه طبقاتی در جامعۀ سوسیالیستی هم جریان دارد چرا که سوسیالیسم یک نظام در حال گذار است و تا رسیدن به کمونیسم جهانی، در سوسیالیسم هنوز طبقات و مبارزۀ طبقاتی حضور دارد و مسالۀ زنان یکی از موضوعات کلیدی آن است. در سال 1973 زمانی که مبارزه خطی میان کمونیست‌ها و رویزیونیست‌ها که در پی احیای سرمایه‌داری در چین بودند در حال حاد شدن بود یکی از عرصه‌هایی که کمونیست‌ها به آن اشاره کرده و بقایای آثار سرمایه‌داری را نشان داده و بر ضرورت ادامه مبارزۀ طبقاتی اصرار می‌کردند، موقعیت زنان بود. سرمقاله هشت مارس سال 1973 «روزنامه مردم» به نام «زنان نیمی از آسمان را بر دوش دارند»، مقاله‌ای مهم در مبارزه درونی حزب كمونیست چین بود. یك جریان كه از حمایت جناح راست حزب (رویزیونیست‌ها) برخوردار بود، اعتقاد داشت كه مسالۀ رهایی زن در چینِ سوسیالیست حل شده است. جناح چپ (به رهبری مائوئیست‌ها منجمله رفیق چیان چین) این ارزیابی را کوششی در راستای انكار مبارزه طبقاتی و در خدمت احیای سرمایه‌داری می‌یافت. این مقاله در عین حال که پیشرفت‌های عظیم زنان در چین سوسیالیستی را خاطرنشان می‌کند اما کار را نیمه تمام یافته و بر لزوم ادامه مبارزه تاکید می‌کند.

باب آواکیان، معمارِ سنتز نوین کمونیسم: وظیفه جمع‌بندی و ارائه درک تکامل‌یافته‌تری از کمونیسم را باب وآوآآواکیان بر دوش گرفت. او با اتکاء به دستاوردهای دو جامعۀ سوسیالیستی در شوری و چین، و جنبۀ عمدتا مثبت این دستاوردها ، کمبودها و اشتباهات و نقصان را شناسایی کرد و کمونیسم را بر پایه‌ای علمی‌تر و درست‌تر مستقر کرده است.  

آواکیان می‌گوید: «موقعیت زنان (ستم و مبارزه آن‌ها برای رهایی) در جهان امروز به‌شکل بسیار عمیق‌تر و حادتری از همیشه خودنمایی می‌کند. نمایندگان جهان‌بینی‌های کاملاً متفاوت این واقعیت را به‌رسمیت شناخته و مورد بحث قرار داده‌اند. اما همه آن‌ها در چهارچوب جهانی به ارائه راه حل می‌پردازند که تحت سلطۀ امپریالیسم، تمایز طبقاتی، استثمار بی‌رحمانه و روابط و تمایزات اجتماعی ستمگرانه است.».8

این سنتزی بی‌اندازه مهم است. بله! شدت‌یابی ستم بر زن و شکل‌گیری شنیع‌ترین رفتارهای ضدِ زن، نمایندگانِ جهان‌بینی‌های کاملا متفاوت را وادار کرده تا آن را به‌رسمیت بشناسند. این را ما در جامعۀ خودمان نیز شاهد هستیم. در میان نیروهایی درون ارتجاع حاکم که این گسلِ عمیق و خطراتِ ناشی از آن را می‌فهمند و در چارچوب همین روابط ارتجاعی حاکم «راه حل» می‌دهند.

آواکیان در همین اثر می‌گوید: « برای وصول به هدف نهایی یعنی از بین بردن تمام تمایزات طبقانی و تمام روابط استثماری و ستمگرانه، ما نیازمند جهش‌های بیشتر و گسست‌های بیشتر در درک و رویکردمان نسبت به مسالۀ زنان، هم در تئوری و هم در پراتیک، هم در عرصۀ خط سیاسی و ایدئولوژیک و هم در حوزۀ بسیج مبارزات توده‌ها بر پایه آن خط هستیم. زیرا این مساله، به‌طور عینی نقش محوری و تعیین‌کننده‌ای را نه فقط در پایان دادن به هزاران سال انقیاد و تحقیر نیمی از بشریت ایفا می‌کند بلکه به‌طور کلی، رابطۀ جدایی‌ناپذیر و ساختاری با رهایی بشریت و پیشروی به سوی یک دورۀ جدید در تاریخ بشر از طریق استقرار کمونیسم در سرتاسر جهان دارد...».

آواکیان در این سند یک جمع‌بندی فوق‌العاده ارائه می‌دهد. می‌نویسد: « ستم بر زنان یک بُعدِ تعیین‌کننده آن چیزی است که مارکس تبعیت برده‌کنندۀ انسان‌ها از تقسیم کار می‌نامد. پدیده‌ای که از زمان تقسیمات طبقاتی وجود داشته و همراه با آن ستم بر زن در جوامع بشری به‌وجود آمد. این ستمی است که باید بر آن غلبه کرد تا بتوان به‌سوی کمونیسم پیشروی کرد.».

آواکیان در انتها به‌عنوان جمع‌بندی می‌گوید: «کلیۀ مطالبی که گفته شد تأکیدی است بر ضرورت گسست‌ها و جهش‌های بیشتر در حیطه  تئوری و در حیطه پراتیکِ هدایت شده توسط آن تئوری. در زمینه رهایی زنان به ‌مثابۀ بخش تعیین کننده از انقلاب کمونیستی و دست یافتن به "چهار کلیت" در کامل ترین شکل آن؛ تأکید است بر لزوم به کاربست کامل تر و منظم تر روش و رویکرد سنتز نوین در رابطه با این مساله و بر این پایه دست زدن به پیشرفت‌هایی که به اضطرار طلب می‌شوند.»

 

آتش

 

پانوشت‌ها:

1.                  مارکس – نامه به کوگلمان - 12 دسامبر 1868

2.                  پیشگفتار چاپ اول کتاب «منشاء خانواده، مالکیت خصوصی و دولت» - ترجمۀ خسرو پارسا

3.                  منظور انگلس کتاب ایدئولوژی آلمانی است که بعدها منتشر شد.

4.                  قدرت شوراها و موقعیت زنان – لنین - کلیات آثار جلد 30

5.                  به زنان زحمتکش – لنین - کلیات آثار جلد 30، سال 1920

6.                  گزارش تحقیق درباره جنبش دهقانی هونان - مائوتسه دون - منتخب آثار جلد یک مارس 1927

7.                  کتاب ضد خاطرات – آندره مالرو – سال 1955

8.         سنتز نوین و مسالۀ  زنان، رهایی زنان و انقلاب کمونیستی. جهش‌های بیشتر و گسست‌های رادیکال – باب آواکیان - تضادهای حل نشده و نیروهای محرکۀ انقلاب – بخش سوم – سال 2009 . متنِ کاملِ این سند در سایتِ www.cpimlm.com در دسترس است.

 

 

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 آرای رهبران کمونیست در بارۀ مساله زنان و رهایی
 در تاريخ
 2019-02-21
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در