Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 آتش   جمعه ۱ شهريور ۱۳۹۸ برابر با ۲۳ اگوست ۲۰۱۹                    
 
بحـران،جنگهای ارتجـاعی و ضــرورت یک انقلاب کمونیســتی برای پایان دادن به دهشتها و رنجها!

بحـران،جنگهای ارتجـاعی

و ضــرورت یک انقلاب کمونیســتی  برای پایان دادن به دهشتها و رنجها!

نزاع میان جمهوری اسلامی و امپریالیسم آمریکا میتواند به جنگی منتهی شود که جنگهای عراق و سوریه و افغانستان در مقابلش رنگ ببازند. هر دو طرف سعی میکنند با نزاع سیاسی و لفظی با یکدیگر چارچوبههای فکری مردم را در مورد چنین جنگی تعیین کنند. درست مانند جنگ در سوریه. تقصیر ویران شدن یک کشور و آواره شدن نزدیک به دوازده میلیون نفر از مردم سوریه به گردن کیست؟ بشار اسد و حامیانش جمهوری اسلامی و حزبالله لبنان و امپریالیسم روسیه یا داعش و عربستان و امپریالیسم آمریکا؟ به واقع کدام انسان با شرف و وجدانی میتواند جنایتهای طرفین را در کفة ترازو بگذارد و بگوید جنایتهای کدام طرف بیشتر یا کمتر بوده و یا اینکه مال کدام طرف «با نیات حسنه» و به  نفع مردم سوریه و منطقه و بهطور کل بشریت بوده است؟ اما کسانی که در یکی از این دو طرف، منافع انگلی و ضد مردمی دارند دست به انتخاب از میان این دو گروهبندی مافیایی آدمکش و ویرانگر و تبهکار زدهاند. سوال مهمتر این است که آن، چه نظام سیاسی و اقتصادی و اجتماعی است که این رژیمها و گروههای تبهکار از بطنش سر بیرون میآورند و به جان مردم افتاده و مردم را به کشتن و کشته شدن برای اینها وادار میکنند؟

آن کسانی که بیشرمانه، جنایتهای جنگی جمهوری اسلامی در سوریه را «به نفع ایران» خواندند و آن بخش از مردم که انگلوار و خودپرستانه اینگونه انگاشتند که امنیت کشورشان بیش از انسانیت مردم سوریه ارزش دارد، بهتر است بیدار شوند و بفهمند که صفبندی واقعی در این دنیا را مرزها و نقشههای کشوری تعیین نمیکنند، منافع طبقاتی تعیین میکند. کارگر و زحمتکش شهر و روستا، از مهاجر و غیر مهاجر، زنان و خلقهای کرد و بلوچ و ترکمن و عرب روشنفکر در ایران با تودههای مردم در افغانستان و سوریه و عراق و روسیه و آمریکا و چین با وجود آنکه اینها در بیرون از مرزهای جغرافیایی ایران هستند، یک منافع اساسی داشته و بهطور عینی در یک صف هستند. اما ما با کسانی که در ایران و در چارچوب مرزهای ایران حکومت میکنند منافع متخاصم داریم.

جمهوری اسلامی، انقلابی را که برای ایجاد جامعه و جهانی بهتر علیه رژیم سلطنت کردیم دزدید و با سرنیزه دینمداری و خرافههای عهد جهالت بشر را بر جامعه ما و زندگی روزمره مردم تحمیل کرد. بهترینهای این سرزمین را به سیاهچالهای شکنجه و تیر دار سپرد. صدها هزار جوان را با فریبکاری و حیلهگری دینی به روی مین فرستاد. زنان را برده مردان کرد. برهوت فرهنگی و علمی ایجاد و مردم را محکوم به زیست در این برهوت کرد. صنعت و زراعت را با ایلغار و چپاول باندهای آخوند و نظامی و امنیتی به تباهی کشید. جنگلها و مردابها و دریاچهها را خشک کرد و بقای روزمره مردم را به طرز بیسابقهای به خطر انداخت. چهل سال تجربه به اندازه کافی شهادت میدهد که اینها تفالههای جامعه بودند که در راس آن نشستند. اما تخاصم این تبهکاران با آمریکایی که کتاب جنایتهایش از همة مرتجعین حجیمتر است، نه اینها را تبرئه میکند و نه آمریکا را دوست.

 ما با دولت آمریکا هم منافع متخاصم داریم، نه به این علت که با تحریمهای اقتصادی و با جنگ احتمالی آدمکشی و ویرانگری خواهد کرد. بلکه به این علت که سردستة نظام سرمایهداری جهانی است که جمهوری اسلامی هم یک لایه از آن است. به این علت که قبل از به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی هم ایران را از طریق کودتای 28 مرداد، سازمان سیا نیمهمستعمره خود کرده بود، در کودتای شیلی استادیومهای فوتبال را تبدیل به زندان و قتلگاه مردم کرده بود و در اندونزی با کشتار یک میلیون کمونیست رودخانههای سبز را سرخ کرده بود و صدها جنایت دیگری که هر گوشه از خاک کرة زمین آماده شهادت دادن در مورد آنها هستند. حتا اگر هیچ کاری با ایران نکرده بود، افغانستان و عراق را هم نابود نکرده بود، اما خرد کردن استخوان کارگران فیلیپینی و مکزیکی و کلمبیایی و برزیلی و... را در سراسر جهان زیر ماشین اقتصادی و نظامی آمریکا که انجام داده بود. همه، جنایتهای دائمی پادگان نظامیاش اسراییل را در خاورمیانه علیه مردم فلسطین را میدانند. استفاده بیشرمانهاش از کشتار مردم یهود به دست امپریالیسم آلمان در جریان جنگ جهانی دوم را تاریخ گواه کرده است. اگر هیچ کدام از اینها را هم نکرده بود، همان بس که آمریکا و ثروتها و قدرتش را با دزدیدن مردم آفریقا و حمل آنها با کشتی به آمریکا و برده کردن آنها ساخت و سرزمین آمریکا را با دزدیدن خاک مکزیک گسترش داد.

آمریکا میتواند یک روز طالبان را ببرد و روز دیگر بیاورد. همانطورکه یک روز جنگ علیه افغانستان را شروع کرد تحت عنوان فریبکارانه اینکه میخواهد زنان افغانستان را نجات دهد الان هم به خاطر نجات حکومت افغانستان میخواهد طالبان را برگرداند. این خودش نشان میدهد که جنگ میان امپریالیستها و مرتجعین بومی نشانه هیچگونه تفاوت در خصلت ماهیتا ارتجاعی و ضد مردمی اینها نیست. اگر مردم تحت ستم ایران و افغانستان و آمریکا و هر جای دیگر دنیا این حقایق را نفهمند و ندانند که پشت وقایع مهم جهان از جمله این جنگها منافع چه سیستم و طبقهای خوابیده و نفهمند و نخواهند بفهمند که میشود از طریق انقلاب کمونیستی نقطه پایانی بر این دهشتها گذاشت، تا ابد محکوم هستند که تحت ستم بمانند.

 کسانی ممکن است بپرسند اصلا آگاهی به این مسائل برای چیست؟ برای انقلابی که هم ضرورت عاجل دارد و هم ممکن است. در اعتراضهایی که به هر جنبه از ظلم این رژیم میشود – کارگری و دانشجویی و زندانی سیاسی و بازنشستگی و سیل و غیره– باید افشای جنایتهای جنگی آمریکا و جمهوری اسلامی شعار شود و تکرار شود. جمهوری اسلامی باید نیروهایش را از سوریه بیرون بکشد. آمریکا باید ناوهای جنگیاش را از خلیج بیرون ببرد. هم جمهوری اسلامی باید سرنگون شود و هم رژیم ترامپ/پنس. اگر شعار ضد هر دوی اینها همزمان در ایران بلند شود حمایت مردم جهان را جلب خواهد کرد و هر جنگی هم صورت بگیرد یا هر سرکوبی از سوی جمهوری اسلامی صورت بگیرد همدردی مردم جهان را بهسوی انقلابی که ما میخواهیم صدایش شویم، جلب میکند.

 در همین حال که ما با تبلیغات کَر کننده و رجزخوانیها و جدل فزاینده و کُری خواندنهای سخیف میان عمال جمهوری اسلامی و عربستان و کارگزاران دولت ترامپ/ پنس روبهرو هستیم، مبارزات مردم هم در حال رشد است. آخرین نمونه آن مبارزه دانشجویان مبارز دانشگاه تهران علیه طرح عفاف و حجاب در دانشگاه صورت گرفت و دانشجویان در ابعاد کمسابقه در سالهای اخیر در آن شرکت داشتند و شعارهای" نه به حجاب اجباری" و "نان، کار، آزادی" و " فقر، بیکاری حجاب اجباری" و... سر دادند.

جنگ چه به شکل نیابتی در خارج از مرزهای ایران در یمن یا عراق و سوریه تشدید پیدا کند و چه به درون مرزهای ایران کشانده شود با توجه به وضعیت بحران اقتصادی و فقر و سرکوب شدید جمهوری اسلامی هر دم بر خشم مردم افزوده خواهد شد و بدون شک شاهد اعتراضات گستردهتر مردم خواهیم بود. آنچه که در صحنه غایب است حضور قدرتمند بدیل انقلابی در میان مردم است. برای خاتمه دادن به جنگهای ارتجاعی و از میان بردن ریشههای ستم و استمار و فقر و نابرابری نیاز به یک انقلاب کمونیستی بیش از پیش احساس میشود.

بخشی از یک اطلاعیه از حزب کمونیست ایران (ملم) 28 اردیبهشت 98 مندرج در سایت  www.cpimlm.com در این مورد روشنگرانه است:

«اینکه اوضاع چگونه تکامل خواهد یافت و از چه پیچ و خمهایی گذر کرده و فرجامش چه خواهد بود، به عوامل گوناگونی ربط دارد-از جمله رشد جنبشی انقلابی با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی و استقرار جمهوری سوسیالیستی نوین در ایران و همچنین پیشروی مبارزه در آمریکا، برای بیرون کردن رژیم ترامپ/پنس توسط یک جنبش تودهای از پایین. جنگهای درهم و برهم ارتجاعی، از این منطقه رخت بر نخواهند بست مگر با اوجگیری جنبشهای انقلابی واقعی. از هم اکنون باید تدارک دید و در صورت بروز جنگ، هرگز این جهتگیری لنینی را از کف نداد که: لازم نیست جنگهای ارتجاعی، با نتایج ارتجاعی تمام شوند. جنگ جهانی اول توسط امپریالیستها شروع شد و در روسیه تحت رهبری لنین تبدیل به یک جنگ داخلی انقلابی شد که محصول آن انقلاب اکتبر 1917 بود. یکی از اسناد پایهای حزب ما به نام استراتژی و راه انقلاب مصوب پلنوم دهم کمیته مرکزی حزب، اردیبهشت 1396 میگوید:

«... در صورت به راه افتادن جنگهای درهم و برهم مانند آنچه در لیبی و سوریه و عراق شاهد آن هستیم، در درجه اول و به صورت تعیینکننده باید تودههای مردم بهویژه جوانان را در مورد ماهیت همه مرتجعین در صحنه، علیه همه جنگسالاران (اعم از جمهوری اسلامی یا آمریکا و نیروهای وابسته به آمریکا) آگاه و بسیج کنیم و بر اساس این آگاهی، تعهد و سازماندهی برای آغاز جنگ انقلابی در مقابل جنگهای ارتجاعی را به وجود آوریم. این آمادگی علیه جنگهای ارتجاعی، در وهلة اول عمدتاً از طریق کار سیاسی و تدارک سیاسی فکری پیش میرود...» این سند در ادامه تاکید میکند: «انقلاب باید توسط تودههای آگاه و سازمانیافته و تحت رهبری حزب پیشاهنگ پیش برده شود. استراتژی جنگ انقلابی، باید با اتکا به تودهها و با پشتوانه تودهای آغاز شده و به گونهای پیش برود که مرتباً خصلت تودهای آن افزایش یابد. ...اعتماد استراتژیک ما به پیروزی، پایههای علمی دارد. چرا که این رژیم و دولت طبقاتی حاکم و امپریالیستها، نقطه ضعفی دارند که هرگز نمیتوانند برطرف کنند؛ آنها استثمارگر هستند. حتا وقتی تودهها به دنبال آنها میافتند و یا خردهبورژوازی دست به سازش سیاسی و ایدئولوژیک با آن میزند و در عمل با آن همکاری میکند، در این خصلت تغییری حاصل نمیشود. آنها در تخاصم طبقاتی ذاتی و همیشگی با اکثریت کارگران و زحمتکشان شهر و روستا و زنان و روشنفکران هستند. این ماهیت، قابل اصلاح نیست. ...اعتماد استراتژیک ما مربوط به خصلت و ماهیت طبقاتی ما است. ما تودههای بشریتیم! ما جامعهای را نمایندگی میکنیم که در آن تضاد اساسی عصر سرمایهداری که کلیة رنجهای امروز بشر را تولید میکند از میان میرود. به این ترتیب، نیروی انقلاب واقعی و پیشاهنگ کمونیست آن، منافع فوری و درازمدتِ اکثریت مردم این کشور و سراسر جهان را نمایندگی میکند. حتا نیروهای سیاسی که کمونیست نیستند میتوانند با برنامه انقلاب کمونیستی برای استقرار جمهوری سوسیالیستی نوین ایران متحد شوند. زیرا این انقلاب و استقرار سوسیالیسم، به نفعِ طبقات خردهبورژوازی نیز هست. متحدین بینالمللی جمهوری اسلامی، قدرتهای ریز و درشت جهان هستند که خودشان در تخاصم طبقاتی با مردمشان قرار دارند. اما متحدین بینالمللی ما، کارگران و زحمتکشان و زنان و خلقهای تحت ستم و از همه مهمتر کمونیستهای انقلابی جهان و نیروهای مترقی هستند که خواهان تغییر جهاناند.»

«آتش»

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 بحـران،جنگهای ارتجـاعی و ضــرورت یک انقلاب کمونیســتی برای پایان دادن به دهشتها و رنجها!
 در تاريخ
 2019-05-22
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در