Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 زندان   سه-شنبه ۲ آبان ۱۳۹۶ برابر با ۲۴ اکتبر ۲۰۱۷                    
 
معنای سياسي- اجتماعی کشتار 67

معنای سياسي- اجتماعی کشتار 67

 

به مناسبت بيست و سومين سالگرد قتل عام زندانيان سياسي

 

رژيمی که چندين هزار تن از مخالفين سياسی خود را پس از محاکمات يک دقيقه ای کشتار کرد و در تاريکی شبهای مرداد و شهريور 67، بی نام و نشان، در گورهای دسته جمعی دفن کرد ضرورتا با اکثريت مردم کشور مانند اسرای جنگی و بردگانی رفتار می کرد که بايد سر به زير انداخته و برای حاکمان حريص و فاسد نقش استران بارکش را بازی کنند. و از سوی ديگر، رژيمی که تولدش را با لشگرکشی عليه مردم کردستان و ترکمن صحرا و ريختن خون آنان جشن گرفت و بردگی زنان را سنگ بنای نظام جديدش اعلام کرد در تداوم خود ضرورتا بايد به چنين جنايت هولناکی دست می يازيد تا بتواند بی دغدغهی خاطر هر نشانهی شور و شعور، هر جرقهی ابتکار و ابداع، هر بارقهی اميد و عزم به تغيير شرايط موجود را در نطفه خفه کند.

 

 جلادان جمهوری اسلامی اين کشتار را نابودی «محاربين با خدا» اعلام کردند و تلاش کردند بدين نحو به آن مشروعيت بخشند. اما از آنجا که خدائی در کار نيست بايد سرچشمهی آن را در جائی ديگر جست. کشتار 67 نشانگر محتوای اجتماعی و ماهيت طبقاتی جامعه ای بود که حکومتِ دينی جمهوری اسلامی در ايران برقرار کرد. اين کشتار تبلور رابطهی جمهوری اسلامی با اکثريت جامعه از کارگران و زحمتکشان شهر و روستا تا زنان و جوانان و روشنفکران و متخصصين و ملل غير فارس و اقليتهای دينی بود.

 

در جريان انقلاب 1357، كارگران و دهقانان، پرستاران، معلمان، زنان، و دانشجويان، روشنفکرانِ اهل قلم و پژوهش و ساير اقشار مردم شوراها، اتحاديه ها و ديگر تشكلات انقلابی خود را به وجود آوردند؛ ديوارهای سانسور و استبداد را درهم كوبيدند؛ آزادانه زبان گشودند و ابراز عقيده كردند، گرد هم آمدند و احزاب و نهادهای انقلابی را تشكيل دادند. اما جمهوری اسلامی همه اينها را يكی پس از ديگری لگد مال و سركوب كرد. شکنجه گاه ها و جوخه های اعدام دوباره به راه افتاد و زندان های رژيم مسلخ گاه بهترين فرزندان مردم که پيشاهنگانِ تحولات انقلابی جامعه بودند، شد. بدينگونه رژيم اسلامی کوشيد رويای رهائی را از ذهن مردم بزدايد و موجوديت خود را بعنوان «نظم طبيعی امور» در ذهن و روح  مردم حَک کند. هرچند رژيم در اين امر شکست خورد اما پابرجائی تا کنونياش به مقدار زيادی مديون سرکوبِ دههی شصت است که کشتار 67 اوج آن بود. بدون چنين داغ و درفشی رشد بيسابقهی باورهای مذهبی زهرآگين در ميان مردم و تسليم آنان به قبول نظام سياسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جمهوری اسلامی ممکن نبود.

 

چرا طبقات سرمايه دارِ جامعه و سخنگويان و نمايندگانِ سياسی آنان (حتا آنان که رسما بخشی از رژيم نبوده اند) هرگز به اين خشونت ويرانگر جمهوری اسلامی اعتراض و به اين تاريخ اعتنائی نکردند؟ دليل بنيادين و نهائی اش آن است که اين دولت به منافع طبقات استثمارگر و به بازتوليد و گسترش روابط طبقاتی ستم و استثمار سرمايه داری خدمت می کند و با استفاده از شريعتِ اسلام که به ارث مانده از قواعد اجتماعی دوران برده داری است به آن مشروعيت می بخشد. هنگامی که دستهای از مرتجعين جمهوری اسلامی تحت عنوان «اصلاح طلبان» به جرگه ی «مخالفين» پيوستند وجود زندانی سياسی و سرکوب سياسی را در چارچوب سرکوب خودشان معنی کردند و تاريخِ همدستی شان در قتل عام های زندانيان سياسی در دهه 60 و بخصوص سال 67 را پنهان کردند. سخنگويان اصلاح طلب بارها تاکيد کردند که کشتار فعالين سياسی خلق عرب در خوزستان، سرکوب مردم ترکمن صحرا و کردستان و حبس و اعدام  کمونيست ها و مجاهدين در دوران بعد از استقرار جمهوری اسلامی ضروری بوده است. آنان خوب می دانند که با وجود دعواهای قدرت درونيشان، کار دولت و ساختارهای حکومتی (بخصوص نيروهای مسلح، امنيتی و انتظامی و زندان و دادگاه) حفاظت از منافع جمعی اين گروه و تسلط شان بر ثروت های اجتماعی (زمين، کارخانه،نفت و کار کارگر و دهقان و ديگر کارکنان جامعه) است. اينان با اِعمال ديکتاتوری دولت عليه اکثريت مردم حرفی ندارند. فقط اعتراض شان به آن است که اين ديکتاتوری گاه به درون «خودی ها» نيز تعميم می يابد. برای همين از نظر اينان زندان سياسی و زندانی سياسی از دورانی که اصلاح طلبان دستگير و زندانی شدند (يعنی از دهه 1380 به بعد) شروع می شود و نه از دهه شصت. کشتار 67 که در زمان نخست وزيری موسوی انجام شد در تقويم اينان هرگز جائی نداشت. تنها پس از سال 88 و زير فشار آگاهی توده های مردم موسوی مجبور شد به ارتکاب اين جنايت هولناک توسط جمهوری اسلامی اعتراف کند اما در نهايت بيشرمی ادعا کرد که در زمان نخست وزيرياش از چند و چون اين جنايت خبر نداشت! پس از آن نيز اين مرتجعينِ اصلاح طلب به حداکثر تلاش کردند کشتار 67 را صرفا تبديل به يک پاورقی در تاريخ جمهوری اسلامی کنند در حاليکه فشارهای جمهوری اسلامی به دارودسته ی خود را به «عاشورای کربلا» تشبيه می کنند.

 

حكومت ها و رسانه های امپرياليستی نيز در باره اين کشتار موذيانه سکوت کردند. در روزهای محاكمات يك دقيقه ای و دار زدن ها، مذاكرات و توافقات پشت پرده دولتهای امپرياليستی غرب با جمهوری اسلامی جريان داشت. كشورهای امپرياليستی بدقت از رخداد اين فاجعه مطلع بودند. اما منافعشان ايجاب می كرد كه از تثبيت رژيم جمهوری اسلامی حمايت كنند. آنان پس از وادار كردن خمينی به قبول شكست در جنگ ايران و عراق و سر كشيدن جام زهر به حكام اسلامی ايران چراغ سبز نشان دادند كه برای ممانعت از خيزش های انقلابی و امن كردن محيط ايران برای استثمار و چپاول سرمايه داری جهانی می توانند دست به هر جنايتی زنند. بهمين دليل سازمان ملل كه كلوپ بين المللی آنان است در مورد اين جنايت خونين سياسی لب فروبست.

 

هدف جمهوری اسلامی (و سکوت حمايت گرانه ی قدرت های امپرياليستی) از اين کشتار، نابود کردن آرمان انقلاب و کمونيسم بود تا مردم فراموش کنند که شرايط فلاکت بارشان ضرورت و «نظم طبيعی امور» نيست بلکه نتيجهی کارکرد خود اين نظام است. فراگير کردن تاريخ کشتار 67 و محتوای اجتماعی و ماهيت طبقاتی آن در ميان مردم بخش مهمی از تدارک سياسی برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی است. آگاهگری در اين باره بايد تبديل به بخشی از ساختن جنبشی برای انقلاب شود.

 

مردم بايد به اين فصل از تاريخ خونين جمهوری اسلامی آگاه شده و رابطه ی آن را با شرايط ستم و استثمار خود دريابند. آگاهگری در اين باره وظيفه کمونيست های انقلابی است. زنده نگاه داشتن ياد و خاطره جانباختگان کشتار 67 فقط با تازه کردن آرمانهای انقلابی و تبليغ و ترويج آن در ميان مردم با هدف تبديل صدها نيروی انقلابی آگاه به صدها هزار نيروی انقلابی آگاه ميسر است.

 

اگر می خواهيم زندانی سياسی و کشتار پيشاهنگانِ امر رهائی جامعه از نکبت استثمار، فقر و محروميت، ستم بر زن، بيکاری، ستم بر ملل غير فارس و ... نباشد قبل از هر چيز بايد با قدرت سياسی تعيين تكليف كنيم. بايد جمهوری دينی بهره کشان و غارت گرانِ حيات و ممات مردم را سرنگون و دولتی نوين بنا کنيم که به جای خدمت به منافع اينان منافع اساسی اکثريت مردمی را که در زير ستم و استثمار جمهوری اسلامی هستند نمايندگی کند. دولتی برقرار کنيم که نهادها و ارگان های حکومتياش طبق منافع اساسی اکثريت مردم شکل گيرد و ابزار دست و سلاحِ پرولتاريا و توده های وسيع مردم برای ريشهکن کردن روابط استثمارگرانه و ستم گرانهی جمهوری اسلامی و نظام طبقاتی بطور کل باشد.

اين هدفی است که هدايت کنندهی کليهی کوششها و تکاپوی سياسی حزب ماست. ما تلاش می کنيم آن را به هدفِ زندگی اقشار فزايندهای از مردم تبديل کنيم تا قشری آگاه و سازمان يافته در ميان مردم شکل گيرد و قطبی شود که فرهنگ مردم را ارتقاء می دهد، با سياست انقلابی آگاهشان می کند، چشم اندازشان را در مورد جامعه ای که می توان و بايد ساخت گسترش داده و در آنان اميد و انتظارات بزرگ رهائی بخش و انقلابی بوجود می آورد تا  مسير رهايی هموار شود.

 

بيست و سه سال پيش ماشين اعدام جمهوری اسلامی به مدت چند هفته بی وقفه در سراسر کشور کارکرد و هزاران تن از پيشروترين زنان و مردان اين کشور را درو كرد. كاميونها و كانتينرها شبانه و دزدانه پيكر اين گوهران سرزمين ما را در دل گورهای دسته جمعی پنهان كردند تا نام و نشانی از آنان نماند؛ تا وقتی كودكان به سن جوانی می رسند با برهوتی روبرو شوند و چنين انگارند كه در اين سرزمين عليه تبهكاران حاكم هيچ شورش و مبارزه ای در كار نبوده است. آمران و عاملان كشتار 67 كوشيدند اين واقعه را از حافظه جامعه پاك كنند. سران و نظريه پردازان هر دو جناح رژيم مشتركا همه تلاش خود را بكار بردند تا نسل جوان آرمانها و اهداف آزاديخواهانه و عدالت جويانه آن مبارزين اسير را نشناسد و از حماسه آفرينی قهرمانانه آنان در سياهچالهای جمهوری اسلامی بی خبر ماند؛ تا دختران جوان ندانند كه شمار بزرگی از اين دلاوران زنانی بودند كه بر بالهای انقلاب 57 در فضای سياسی كشور به پرواز درآمدند، زنجيرهای سنت را شكستند، ترانه آگاهی خواندند، برای رهائی ستمديدگان جنگيدند و جان بر سر پيمان خويش نهادند.

 

بی پاسخ ماندن اين جنايت غول آسا حاصلی جز قهقرای بيشتر جامعه و تباهی برای نسل های آينده نخواهد داشت. پيام جانباختگان 67 بايد از دالان تاريخ پژواک کند و به گوش مردم رسد: نبايد به مظالم و بی عدالتی های مستمر نظام جمهوری اسلامی تن داد؛ بايد برخاست و ساختارها و نهادهای قدرت آن را همراه با نظام  اجتماعی و اقتصادی اش درهم کوبيد و زمين حاصلخيزی را برای شکفتن جامعه ای که نيازی به روابط ستم و استثمار و جهل و خشونت برخاسته از آن ندارد فراهم  کرد. 

 

پيش به سوی سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامي!

 

حزب كمونيست ايران (ماركسيست _ لنينيست _ مائوئيست)

شهريور ‏1390

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 معنای سياسي- اجتماعی کشتار 67
 نوشته
 حزب کمونیست ایران (مارکسیست ـ لنینیست ـ مائوئیست)
 در تاريخ
 2011-08-23
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در