Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 زندان   سه-شنبه ۲ آبان ۱۳۹۶ برابر با ۲۴ اکتبر ۲۰۱۷                    
 
گزارش يکي از رفقاي شرکت کننده در سمينار زندانيان سياسي در شهر کلن - آلمان

گزارش يکي از رفقاي شرکت کننده در سمينار زندانيان سياسي در شهر کلن - آلمان

نگاهي به سمينار سراسري در باره کشتار زندانيان سياسي در ايران

  در روزهاي 15 تا 17 ژوئيه 2005 سميناري تحت عنوان « سمينار سراسري در باره کشتار زندانيان سياسي در ايران» به ابتکار گفتگوهاي زندان در شهر کلن آلمان برگزار شد. برگزاري اين سمينار، در اوضاع پر تحول ايران، و زماني که سرنگوني جمهوري اسلامي به موضوع روز تبديل مي شود بسيار با اهميت بود. چرا که زندان و شکنجه از ابزار سلطه رژيم هايي است که بر استثمار و ستم اکثريت جامعه استوارند و تلاش براي درک درست و همه جانبه از اين مسئله في الواقع  تلاش براي سرنگوني جمهوري اسلامي در جهت رسيدن به جامعه اي عاري از زندان و زنداني است.

     بررسي جزء به جزء سمينار کاريست دشوار، برنامه ها بسيار متنوع بود و حجم برنامه ها هم زياد. هدف من اينجا فقط پرداختن به نکاتي است که هم از اهميت دراز مدت تر برخوردارند و هم، شايد، به غناي سمينارهاي بعدي کمک کنند. …

     شب اول سمينار به خانواده هاي زندانيان سياسي اختصاص داشت. شبي بود پر از خاطره، پر از غرور و پر از اشک. فيلمي از مصاحبه با مادر رياحي (که سه پسرش را در راه مبارزه بر عليه رژيم از دست داده است) يادآور عزم خانواده هاي زندانيان سياسي جانباخته در پيگيري سرنوشت عزيزانشان بود، و نقشي که اينان در افشاي جنايات رژيم بازي کردند. فرزند يکي از زندانيان سياسي اعدام شده که در کودکي به ملاقات پدرش مي رفت، با بيان خاطرات و احساساتش تاثير عميقي بر حاضرين در جلسه که اکثرشان شاهد صحنه هاي مشابهي بودند، گذاشت. اشعار، خاطرات زندان و خاطرات زندگي مخفي، همه ياد آور روزهاي دهشتناکي بود که خميني و پاسدارنش دشنه به دست به جان انقلاب افتاده بودند. يکي از ابتکارات جالب برگزار کنندگان اين بود که از خانواده زندانيان و جانباختگان حاضر در سمينار دعوت کردند به روي صحنه بيايند، و هرکدام با ذکر خاطرات و کشاکش با ماموران رژيم و يادآوري مقاومت آن عزيزان صحنه هاي پرشکوهي را آفريدند.

     دومين موضوع سمينار، که صبح روز دوم به آن پرداخته شد، «تاثيرات جسمي و روحي زندان و شکنجه» بود. از جمله سخنرانان اين بخش ناصر پرنيان (زنداني سياسي سابق و فعال سياسي)، علي فرمانده (روانپزشک با تخصص در زمينه بحران زدائي و خودکشي از سوئد) و فليستاس ترويه (روانشناس و فعال سياسي آلماني که در رابطه مستقيم با زندانيان سياسي در مکزيک کار مي کند) بودند. در اين بخش سعي شد به مسئله انگيزه هاي توسل به شکنجه از طرف حاکمان، تاثيرات شکنجه بر زنداني و اشکال مقابله با تاثيرات رواني آن پرداخته شود.

فليسيتاس در بخش اول صحبت هايش مطرح کرد که «شکنجه هرگز فقط بر روي فرد سمت گيري نميکند بلکه هدفش شبکه هاي کار اجتماعي ، گروههاي سياسي مورد نظر و همچنين خود جامعه به مثابه يک کل است.»

   حقيقتي است که ابعاد شکنجه و اعدام در جمهوري اسلامي را بدون بررسي شرايط اجتماعي آن (سرکوب انقلاب و تحکيم قدرت در سال 60 و ايجاد ثبات اجتماعي براي بازسازي در سال 67) نمي توان درک کرد. مسئله چگونگي تحمل زندان و شکنجه و برخورد به تجربه زندان بعد از آزادي نيز بدون مطالعه شرايط سياسي اجتماعي قابل درک نيست. 

     يکي از نکاتي که علي فرمانده به آن اشاره کرد، تفاوت زندانيان شاه که با انقلاب آزاد شدند بود با زندانيان جمهوري اسلامي که در شرايط افت جنبش انقلابي و خمودگي جامعه آزاد شدند. وي معتقد بود که چون آزادي دسته اخير تبلور يک پيروزي نبوده اين زندانيان مسئله را از لحاظ رواني براي خود حل نکرده اند. وي اين دسته از زندانيان را قرباني خواند که البته با مخالفت برخي از حاضرين روبرو شد. يکي از حضار گفت که من خود را قرباني نمي دانم و اگر دوباره زندگي کنم باز همان راه را خواهم رفت. يکي ديگر از حاضرين نيز پرسيد که «آيا فکر نمي کنيد بهترين تراپي ادامه مبارزه بعد از خروج از زندان باشد؟»

     يکي از مسائلي که هميشه در رابطه با زندان هاي جمهوري اسلامي مطرح بوده است، مسئله توابين بوده است. فليسيتاس نکته مهمي را در اين زمينه مطرح کرد. وي در جواب به يکي از حاضرين که پرسيد آيا زنان بيشتر از مردان در برابر شکنجه مقاومت مي کنند گفت که هر چند دلايل علمي / فيزيولوژيک براي اثبات اين امر موجود نيست، ولي در بيشتر مواقع چنين است. او گفت که ورود به مبارزه براي زنان، بخاطر نقش شان در اجتماع، تصميم بسيار مهمي است و براي چنين تصميمي بايد با خيلي چيزها تسويه حساب کنند، و شايد چون اين تصميم آگاهانه تر است، دستمايه بيشتري براي مقاومت دارند (نقل به معني).

     يکي ديگر از نمونه هائي که خودمان در جنبش بين المللي کمونيستي شاهدش بوديم، تجربه حزب کمونيست پرو است. در سال هاي 80 که مبارزه رو به اوج بود و حزب پيروزي هاي بزرگي در عرصه مبارزه کسب مي کرد، زندان ها بطور يک پارچه مظهر مقاومت بود. بعد از ضربات جدي به حزب و بيرون زدن خط راست در حزب، شرايط زندان نيز تغيير کرد و بسياري از زندانيان به انقلاب پشت کردند. مسئله توابين در زندان هاي ايران را نيز، جدا از بحران ايدئولوژيک جنبش بين المللي کمونيستي از يک طرف و شکست انقلاب ايران از طرف ديگر، نمي توان بررسي کرد. حتي در تجربه خودمان هم ديديم که قبل از کودتاي 1360 که به تثبيت رژيم منجر شد از تواب خبري نبود.

     فليسيتاس در بخش ديگري از صحبت هاي خود گفت براي اينکه بتوان با تاثيرات شکنجه مقابله کرد و آنرا به حداقل رساند «پيکار عليه سکوتي که معمولا محيط شکنجه را تشکيل ميدهد، جستجوي عدالت، کيفر خواست علني عليه مسئولين موضوعات مرکزي را تشکيل ميدهد.» او از مقاومت و مبارزه مادران «ميدان مه ي» آرژانتين بعنوان نمونه اي از  نيرويي که مي تواند سکوت را بشکند و افشاگري که هدف شکنجه گر را نقش را بر آب کند، ياد کرد. متاسفانه به دليل کثرت موضوعات و کمبود وقت در پرداخت همه جانبه هر يک، هيچيک از موضوعات آن طور که بايد و شايد باز نشد، ولي نکات مهمي مطرح شد که مي تواند زمينه را براي بحث هاي بعدي آماده کند.

     سخنراني سياگزار برليان، از نقاط اوج سمينار بود. او که از فعالين کنفدراسيون در زمان سلطنت بود به بازتاب مبارزات زندانيان در مطبوعات جهاني پرداخت و اشاراتي نيز به نقش دادگاه راسل در افشاي جنايات امريکا در ويتنام کرد. سخنان برليان چنان پرشور و سرشار از خوشبيني بود که برخي از دوستان که از طريق پالتاک سمينار را دنبال مي کردند باورشان نمي شد وي مردي مسن و متعلق به نسل قبل از ما باشد.

     موضوع سوم سمينار «سرکوب و اختناق در ايران: تلاش براي مستند سازي» بود.

     در بخش اول اين بحث تلاش هاي متفاوتي که براي شناساندن شرايط زندان در بين ايرانيان و در افکار عمومي غرب شده است معرفي شد و سپس امکانات و مشکلات فيلمسازي درباره زندان توسط دست اندرکاران به بحث گذاشته شد. بخش دوم همين موضوع به زندان در دوران سلطنت اختصاص داشت.

     روز يکشنبه روز آخر سمينار بود و به گزارش از وضع کنوني و جمعبندي اختصاص داشت. يکي از اولين سخنرانان اين روز بهرام قديمي بود که سخناني تحت عنوان «آيا چاقو دسته خود را هم ميبرد؟» ارائه داد.  در اين بحث بهرام به شيوه هاي مختلف برخورد به شکنجه گران پرداخت. شيوه هائي که از بخشش و  محاکمه در دادگاه هاي بين المللي تا انقلاب اجتماعي و عدالت مستقيم را در بر مي گيرد. وي با اشاره به جنايات کشورهاي امپرياليستي، برخي از نيروهاي سياسي و بطور مشخص چپ را که براي افشاي جمهوري اسلامي به احزاب سوسيال دمکرات و سبزها متوسل مي شوند، انتقاد کرد. در مورد دادگاه هاي ملي يا بين المللي و آلترناتيو نيز، او هر چند نقش افشاگرانه اين گونه فعاليت ها را ناديده نگرفت، و بخصوص بر نقش دادگاه هائي چون دادگاه راسل را در بسيج توده اي عليه بي عدالتي انگشت گذاشت، ولي تاکيد کرد که افشاگري هرگز نمي تواند هدف نهائي باشد. با توضيح بيشتر در مورد اشکال افشاگري، بهرام اضافه کرد که هدف شکنجه به سکوت کشاندن فرد و جامعه است و سرکوب فقط زماني عملکرد دارد که شکنجه گر ناشناس بماند، به همين دليل مهم است که سکوت را شکست و جامعه را از دام سکوت رهانيد. افشا ميتواند در عين حال روي گرايش به کار گروهي و سازماندهي عليه شکنجه تاثير بگذارد و به نمونه هايي در ترکيه، آرژانتين و مکزيک اشاره کرد. در زمينه راه حل، بهرام قديمي تنها سخنران سمينار بود که حرکت هاي توده اي و از پائين را بهترين راه براي يافتن شيوه هاي نوين براي از بين بردن زندان و شکنجه عنوان کرد و گفت تا به حال کسي نتوانسته ثابت کند که براي از بين بردن بي عدالتي راه حل ديگري به جز انقلاب اجتماعي وجود دارد.

     استفان هاشمي، پسر زيبا کاظمي از ديگر مهمانان سمينار بود. استفان فيلمي  تکان دهنده از صحبت هاي دکتري که بدن شکنجه شده زيبا کاظمي را معاينه کرده بود (و اکنون در کانادا پناهنده است) نمايش داد که توضيح مو به موي آثار شکنجه بر بدن زيبا بود. سپس استفان دشواري هاي مبارزه اش براي اجراي عدالت در مورد مادرش را بر شمرد و  از آنجمله به همدستي هاي دولت کانادا با جمهوري اسلامي و مماشات شيرين عبادي (که وکالت خانواده زيبا کاظمي را به عهده گرفته) اشاره کرد. فقط نفهميديم چرا با وجود اين همه انگليسي دان علاقمند در سالن، برگزارکنندگان کسي را براي ترجمه برگزيده بودند که اصلا حواسش به حرف هاي استفان نبود.

     شب هاي سمينار به هنرنمائي هنرمندان انقلابي اختصاص داشت. کارهاي ارزنده اي عرضه شد براي ياد آوري قتل هاي زنجيره اي و  لحظه هايي از سال 67 و مقاومت به صحنه آمد، ترانه ها و اشعار انقلابي خوانده شد، جوک ها گفته شد... آثار و هنرمنداني که هر کدام مي توانستند به تنهائي شبي را به خود اختصاص دهند.

 

در حاشيه سمينار

      روزهاي برگزاري کنفرانس مصادف شده بود با اعتصاب غذاي اکبر گنجي. نماينده کانون نويسندگان ايران در تبعيد (کيومرث نويدي) ميخواست سمينار را به سمينار دفاع از گنجي تبديل کند! وقتي  سردبير نشريه دانشجويي بذر اعلان کرد که دفتر تحکيم وحدت و برخي تشکلات ديگر اسم نشريه بذر را پاي فراخوان دفاع از گنجي جعل کرده اند، کيومرث نويدي با اعتراض جلسه را ترک کرد. بحثي در بين شرکت کنندگان در گرفت و اکثريت معتقد بودند که هر چند جمهوري اسلامي حق زنداني کردن گنجي را ندارد، ولي گنجي يک زنداني سياسي «خودي» اين رژيم است و راه و خط سياسي گنجي با آن چيزي که ما در اينجا برايش جمع شده ايم از زمين تا آسمان تفاوت دارد، گنجي قهرمان مبارزات ما نيست قهرمانان ما کساني هستند که طي سالهاي سرد سکوت آن هنگام که خود گنجي همدست بازجويان بود، مبارزه مي کردند.

     روز آخر وقت کوتاهي داده شد تا شرکت کنندگان نظر خود را بيان کنند (و البته در طول سمينار نيز نظراتي در رابطه با سمينار و شيوه سازماندهي آن مطرح مي شد). مهمترين سوالي که به چشم مي خورد، هدف از برگزاري سمينار بود. هر چند سمينار بر مسائل مهمي انگشت گذاشت، ولي در شرايط پر تحول امروز ايران، از نيروهاي چپ انتظار مي رود که مسئله جنايات رژيم و زندان و شکنجه را بسيار مستقيم تر در رابطه با مسائل  ايدئولوژيک سياسي موجود در گذشته و ارائه راه حل براي آينده بررسي کند. سميناري با اين مضمون نمي تواند از طرح گرايشات ايدئولوژيک موجود طفره رود و به مسئله زندان و شکنجه را در خلاء و جدا از مسائلي مانند دلايل شکست انقلاب بررسي کند. چرا که اين برخورد عملا تريبون را براي برخوردهاي نوستالژيک و راه حل هاي حقوق بشري و فردگرايانه باز مي گذارد. و اين با آنچه عزايزانمان در راهش رفتند مغاير است.

     يکي ديگر از مسائلي که از سوي تعدادي از شرکت کننده گان مطرح شد اين بود که سمينار فقط صداي يک بخش از زندانيان سياسي ايران را منعکس کرد. البته يکي از دوستان در جواب به سوالي در مورد  اسم نبردن از مجاهدين گفت که هرچند ممانعتي در کار نبوده ولي تاکيد بر جريانات چپ بوده است چرا که جريانات ديگر از امکانات مالي بسيار بيشتر و تريبون هاي بيشتري برخوردارند. ولي واقعيت اين است که کساني که در سال 67 در زندان کشتار شدند بخشي از خلق ما بودند. همه خلق ما. هر رويکرد ديگري به اين مسئله مانع اتحاد خلق براي رسيدگي به خونهائي که بر زمين ريخته شد، خواهد شد. بعلاوه، از جنايات رژيم در کردستان و مبارزات انقلابيون کرد که نقش و جايگاه مهمي در جنبش چپ و انقلابي ايران دارد نامي برده نشد و مبارزات سازمان هاي خط سه (جريان مخالف مشي چريکي و حزب توده و شوروي امپرياليستي)  انعکاسي در صحنه اصلي سمينار نداشت. البته سالني به نمايش يادگارهاي به جا مانده از جانباخته گان سياسي اکثريت سازمانهاي سياسي در سياه چالهاي رژيم جمهوري اسلامي اختصاص يافته بود که تا حدي اين ضعف سمينار را جبران ميکرد. هر شيئي و يا نامه به جا مانده از ان عزيزان خود گواه اين امر بود که عليرغم سبعيت اين رژيم قرون وسطايي و شکست انقلاب در ان سالها بسياري از انان هيچگاه به اين امر مهم که توده ها سازندگان تاريخ هستند باورشان را از دست ندادند. در اين ميان هواداران حزب ما عکس برخي از رفقاي جانباخته سربدار را که بعد از قيام 5 بهمن آمل و در سالهاي بعد اسير دشمن شدند به نمايش گذاشتند. ميز کتاب حزب با بنر سرخ « کي ميرود زخاطر خون روان ياران» و پارچه سرخي که در سال 1371 بعد از ترور رفيق کامران منصور (توسط جمهوري اسلامي در کردستان عراق ) تهيه شده بود، تزئين شده بود . چند تن از زندانيان سابق که از زندانهاي رژيم جان سالم بدر برده و در سالن بودند با مشاهده کتاب «پرنده نو پرواز» که بازگو کننده خاطرات يکي از رفقاي شرکت کننده در قيام آمل است و ديدن تصاوير رفقايي که در زندانهاي جمهوري اسلامي جان باختند، خاطراتي را از مقاومت ها و جانبازيهاي  آن رفقا براي ما نقل کردند که بسيار ارزشمند بود.

     در يکي ديگر از سالن هاي سمينار نيز يک نمايشگاه عکس به همراه مختصري از زندگي و مرگ بسياري از اعداميان (از جمله مجاهدين) عرضه شده بود. رديف رديف عکس هزاران جواني که به دست اين رژيم به جوخه هاي اعدام سپرده شده بودند، اين سالن را در سکوتي سنگين فرو برده بود.  

     برگزار کنندگان سمينار زحمت زيادي کشيده بودند. عده اي از اين رفقا به مدت شش ماه شبانه روزي براي موفقيت آن فعاليت کرده بودند. در طول سه روز سمينار نيز تلاش بي وقفه رفقا که همواره سرزنده و شاداب به نظر مي رسيدند تحسين برانگيز بود. ابتکار پخش مستقيم از طريق پالتاک به بسياري از جمله در ايران امکان داد از بحث ها استفاده کنند. نکاتي که در مورد ضعف هاي سمينار طرح کردم به هيچ عنوان از ارزش زحمات برگزار کنندگان کم نميکند. هدف همگوني بيشتر براي شتاب بخشيدن و گسترده تر کردن مبارزه عليه دشمني است که بزرگترين جنايات را در حق خلق و يک نسل از بهترين و فداکارترين فرزندان آن، مرتکب شد، است. با درود به همه جانباخته گان خلق!

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 نگاهي به سمينار سراسري در باره کشتار زندانيان سياسي در ايران
 نوشته
 گزارش يکي از رفقاي شرکت کننده در سمينار زندانيان سياسي در شهر کلن - آلمان
 در تاريخ
 2005-07-23
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در