Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 زندان   سه-شنبه ۲ آبان ۱۳۹۶ برابر با ۲۴ اکتبر ۲۰۱۷                    
 
در دوازدهمين سالگرد كشتار زندانيان سياسي

در هجدهمين سالگرد كشتار زندانيان سياسي

تنها پاسخ اين جنايت، سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي است!

 

اين مقاله از حقيقت دوره دوم، شماره 34، شهريور 1379 مي باشد که فقط تارِِيخ سالگرد به روز شده.  www.sarbedaran.org

 

 

هجده سال از قتل عام زندانيان سياسي مي گذرد. در تابستان 1367، خميني جلاد به آدمكشان تحت فرمان خود دستور داد: "اينها اصلاح ناپذيرند؛ خطرناكند؛ همه را بكشيد!" پس جوخه هاي تيرباران و چوبه هاي دار سريعا بكار افتاد؛ دژخيمان افسار گسيختند و جنون آسا هزاران زنداني سياسي را كشتار كردند.

كشتار در فرداي آتش بس در جنگ ايران و عراق صورت گرفت. جمهوري اسلامي مي خواست قرباني كردن صدها هزار جوان، به ويراني كشاندن اقتصاد و سرانجام شكست مفتضحانه در جنگ را با خون بهترين فرزندان خلق بشويد؛ مي خواست نشانه هاي ضعف را از چهره خويش پاك كند، در دل توده ها وحشت اندازد و راه خيزش و مقاومت سراسري را ببندد؛ مي خواست مناسبات اقتصادي و سياسي برده وار با كشورهاي امپرياليستي را علني كند و گسترش بخشد. طبقات حاكمه براي چوب حراج زدن بر منابع كشور و نيروي كار مردم، نياز به "امنيت" داشتند.

سكوت موذيانه حكومت ها و رسانه هاي امپرياليستي در مورد كشتار زندانها بسيار گويا بود. آنها خشنود بودند از اينكه جمهوري اسلامي حاضر است براي نشان دادن "اقتدار" و "برقراري امنيت" دست به هر جنايت و رذالتي بزند؛ خوشحال بودند از اينكه رژيم، زندانيان مبارز را از سر راه بر مي دارد؛ زيرا اعتقاد داشتند در يك محيط "امن" و فارغ از اعتراض و مقاومت سياسي، راحت تر مي توان چنگالهاي سلطه و غارت امپرياليستي را بر ايران محكم كرد.

جانباختگان قتل عام 1367 از صف كارگران مبارز بودند؛ از رسته پيشمرگان؛ زنان آزاديخواه؛ و دانش آموزان و دانشجويان و روشنفكراني كه راه دگرگون كردن جامعه مبتني بر ستم و استثمار، راه خدمت به خلق را در پيش گرفته بودند. بسياري از آنها از رهبران و فرزندان طبقه كارگر بودند؛ انقلابيوني كه ساليان دراز عليه رژيم پهلوي مبارزه كرده بودند؛ پرولترهايي كه به ماهيت جمهوري اسلامي آگاه بوده و سرنگوني قهرآميز رژيم را دنبال مي كردند؛ كمونيستهائي كه طرح ايجاد جامعه اي نوين را مي ريختند. پايداري آنها در زير شكنجه هاي تكان دهنده، ناتواني و عجز سياسي و ايدئولوژيك رژيم را بنمايش مي گذاشت و اطمينان راسخ اين قهرمانان به نابودي جمهوري اسلامي و پيروزي توده هاي مردم را به تصوير مي كشيد. آنان سرمشق درخشاني از آرمان خواهي، سازش ناپذيري و شجاعت براي آيندگان به جاي گذاشتند.

قتل عام 1367 فقط اين عزيزان را آماج قرار نداده بود؛ اين تضاد آشتي ناپذير جمهوري اسلامي با توده هاي خلق بود كه در آن كشتار تكان دهنده، فشرده شد.

رژيم با اين كار مي خواست به مردمي كه جرات انقلاب كردن به خود داده و مرتجعين را سرنگون كردند ضربه بزند. مي خواست كاري كند كه توده ها پشت دست خود را داغ كنند و ديگر به رهائي از ستم و استثمار نينديشند؛ مي خواست ستمديدگان را در قعر فقر و فلاكت فرو ببرد و كسي هم جرات نطق كشيدن نداشته باشد؛ مي خواست مردم سرخورده و نوميد شوند و اين روحيه را به فرزندان خويش هم منتقل كنند. جمهوري اسلامي كمر به نابودي نيروهاي انقلابي و شورشگر بست، تا روزي كه نسل جديد عليه ستمگري و استثمار پا به ميدان گذاشت از تجارب مبارزات پيشين و از رهبران با تجربه و آبديده محروم باشد؛ تا آسان تر بتوان فريبش داد و سركوبش كرد.

نوزده همين سالگرد كشتار 1367 يادآور قلع و قمع بخش بزرگي از نيروهاي انقلابي توسط جمهوري اسلامي بويژه بعد از خرداد ماه 1360 نيز هست؛ و يادآور درسهائي تلخ و سنگين و حياتي آن سركوب خونين:

در جريان انقلاب 1357، كارگران و دهقانان، زنان، و ساير اقشار مردم شوراها و ديگر تشكلات توده اي و انقلابي خود را به وجود آوردند؛ ديوارهاي سانسور و استبداد را درهم كوبيدند؛ آزادانه زبان گشودند و ابراز عقيده كردند، گرد هم آمدند و احزاب و نهادهاي انقلابي خويش را تشكيل دادند. اما جمهوري اسلامي همه اينها را يكي پس از ديگري لگد مال و سركوب كرد. جمهوري اسلامي در اين كار موفق شد چون ارتش و نيروهاي نظامي خود را داشت. اما خلق داراي ارتش خويش نبود. همانگونه كه مائوتسه دون رهبر و آموزگار كمونيستهاي جهان بارها تاكيد كرد: "خلق بدون ارتش خلق هيچ چيز ندارد". سرنگون كردن مرتجعين و پي ريزي و حفظ جامعه اي نو و واقعا انقلابي، بدون برپائي جنگ خلق و سازماندهي ارتش خلق تحت رهبري يك حزب ماركسيستي ــ لنينيستي ــ مائويستي ناممكن است. ستمديدگان بدون داشتن نيروي مسلح خود نه تنها به آزادي سياسي دست نخواهند يافت، بلكه همانطور كه تاريخ بارها نشان داده طعم شكست و كشتار توسط مرتجعين حاكم را خواهند چشيد.

در دوره كنوني، وظايف سنگيني بر دوش مبارزين كمونيست با سابقه قرار دارد. آنان بايد به تولد نسل جديدي از كمونيستهاي انقلابي ياري رسانند، و تجارب و درسهاي مبارزات گذشته را چراغ راه توده هائي قرار دهند كه تشنه آگاهي و رهائيند. بايد پيگيرانه سياست فريبكارانه "آشتي ملي" رژيم و مضحكه هاي انتخاباتي اش را افشاء كنند. بايد سابقه و اهداف كنوني تك تك مهره هاي خوش خط و خال اين رژيم جنايتكار را براي جوانان بازگو كنند. بايد بگويند كه وقتي خميني و رفسنجاني و خامنه اي و كل كساني كه امروز محافظه كار و "اصلاح طلب" ناميده مي شوند نعره كشتار سال 67 را سر داده بودند، خاتمي هم در جوارشان  ايستاده بود و تسبيح مي چرخاند و ورد مي خواند تا جلادان طنابهاي دار را محكمتر بكشند. جوانان بايد اين تاريخ را بشناسند، از آن درس بگيرند و براي سرنگوني كل اين نظام و حافظانش مبارزه كند؛ وگرنه محكوم به بي آيندگي اند؛ محكوم به يك زندگي برده وارند.

در اين ميان گروهي از مخالفان سابق رژيم زبونانه حرفهاي عوامفريبانه خاتمي را غرغره مي كنند. اين تسليم طلبان حقير به مبلغان بي جيره و مواجب سياست "آشتي ملي" رژيم در جامعه تبديل شده اند. اينان بيشرمانه بر ايدئولوژي و آرمان كمونيسم  مي تازند؛ جوانان را از شورش و انقلاب منع مي كنند؛ هركس روي جلادان جمهوري اسلامي دست بلند كند را محكوم مي كنند؛ هر عمل قهرآميز عادلانه عليه عوامل ارتجاع را "تروريسم" مي خوانند؛ زماني كه بحث از زندان پيش مي آيد فرقي بين پايداري بر منافع انقلاب و خلق با توابيت و خيانت نمي گذارند، و مقاومت در زير شكنجه و پذيرش آگاهانه مرگ را بيهوده و بي ثمر معرفي مي كنند؛ مي گويند كساني كه تن به سازش ندادند دچار بچگي و خامي بودند. اينان به پابرجائي نظام ارتجاعي حاكم معتقدند؛ و به پيروزي و رهائي توده ها بي اعتقاد. اينان كه از تاريخ هيچ نياموخته اند، سرافكندگان تاريخ خواهند بود.

نسل جواني كه پا به ميدان گذاشته، به اين موعظات ضد انقلابي نيازي ندارد. اين نيروي شاداب و تازه نفس بايد ياد سرخ جانباختگان اسير را گرامي دارد، از روحيه انقلابي و آگاهي آنان بياموزد و نيرو بگيرد؛ بايد توهمات را از صفوف خويش پاك كند؛ بايد كشتار 67 و تبهكاري هاي بيشمار و روزمره جمهوري اسلامي را در ذهن خود حك كند و اين حقيقت را عميقا بفهمد كه ارتجاع حاكم با همين جنايات مكرر دوام آورده و تنها به اين طريق ميتواند زنده بماند.

نوزدهمين سالگرد كشتار زندانيان سياسي فرصتي است براي بازبيني و فراگيري اين درسهاي تاريخي؛ و همزمان فرصتي است براي اعلام يك تعهد: رژيم گروه گروه ياران و رهبران انقلابي كارگران و دهقانان را به جوخه اعدام سپرد تا چند صباحي حيات ننگين خود را ادامه دهد؛ و انقلاب به حساب هر قطره خوني كه جمهوري اسلامي از پيكر خلق جاري كرده رسيدگي خواهد كرد.

 

 

www.sarbedaran.org

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 در هجدهمين سالگرد كشتار زندانيان سياسي تنها پاسخ اين جنايت، سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي است!
 نوشته
 اتحادیه کمونیست های ایران (سربداران)
 در تاريخ
 2000-08-22
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در