Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 مسئله ی ملی   دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۷ برابر با ۲۳ جولای ۲۰۱۸                    
 

 

 

خیانت آمریکا به کردها: از تاریخ باید درس گرفت

 

حقیقت ارگان حزب کمونیست ایران (م – ل – م) شماره 16 مرداد  1383

 

 در بخش زیر گزیده ای از كتاب «آمریكا، خاورمیانه، نفت و قدرت» نوشته لاری اورست را از نظر شما می گذرانیم. این كتاب به تازگی در آمریكا انتشار یافته است. نویسنده كتاب، لاری اورست،  یك مائوئیست و خبرنگار نشریه هفتگی كارگر انقلابی (ارگان حزب كمونیست انقلابی آمریكا) می باشد. وی از نزدیك با مبارزات خلق كرد آشنا بوده و در 25 سال گذشته بعنوان یك انترناسیونالیست توجه زیادی به تحولات جنبش ملی كردستان كرده است.

    فصل كردستان از كتاب «آمریكا، خاورمیانه، نفت و قدرت» تاریخچه خیانت آمریكا به كردها را بطور مستند شرح می دهد و می گوید:

در سال 1972 نیكسون، كسینجر و شاه ایران برای رسیدن به مقاصدشان در خلیج فارس، طرح شومی ریختند. طرح این بود كه كردهای عراق را به شورش ترغیب كنند تا دولت بغداد تضعیف شود. ماه مه، نیكسون و كسینجر به مسكو رفتند و وعده دادند كه آنها همراه با شوروی، برای ارتقاء شرایطی كه در آن تمام كشورها در صلح و امنیت بسر برند و در معرض مداخله خارجی نباشند، تلاش خواهند كرد. سیمور هرش، محقق و روزنامه نگار پرسابقه در نیویورك تایمز و روزنامه نیویوركر، در بیوگرافی كسینجر چنین می نویسد: «روز بعد، نیكسون و كسینجر به تهران پرواز كردند و بطور پنهانی با شاه قرار گذاشتند که وی برای فراكسیون

شورشیان کرد عراق سلاح قاچاق فراهم کند.»  بعدها كسینجر توضیح می دهد هدف این بود كه شاه «با حمایت كردهای شورشی درون عراق، آن كشور را به اشغال در آورده و ارتش بزرگی در نزدیكی مرز مستقر نماید.»

از زمان ایجاد کشور عراق توسط انگلیس ها، كردها همیشه از تبعیض و سركوب در رنج بوده اند. بیشتر نفت عراق از میدانهائی در اطراف كركوك در كردستان استخراج می شود. با این وجود سود اندکی از ثروت نفتی عراق به كردها می رسد و آنها حقی در تصمیم گیری های سیاست نفتی ندارند. كردستان نسبت به باقی مناطق عراق، در زمینه صنایع، راه، مدرسه و بیمارستان، توسعه نیافته باقیمانده است. كردها در رابطه با استخدام دولتی مورد تبعیض قرار گرفته و حتا بر امور داخلی خود كنترل ندارند. متعاقب قدرت گیری حزب بعث در سال 1968، رژیم جدید به كردها وعده داد که سرنوشتشان بهبود خواهد یافت. قانون اساسی جدید 1970 عراق «حق ملی مردم كرد و حقوق حقه تمام اقلیت های درون عراق متحد» را به رسمیت شناخت. «قانون خودمختاری در منطقه كردستان» مصوبه سال 1974، وعده داد که كردی زبانی رسمی خواهد بود و در مدارس تدریس نیز خواهد شد. با این اقدامات، هویت و حقوق كردی وسیعتر از کشورهای همسایه به رسمیت شناخته شد (ایران و تركیه، یعنی متحدین ثابت قدم آن زمان آمریكا، هرگز حتا به شكل فرمالیته و صوری كردها را بعنوان ملتی معین برسمیت نشناختند چه برسد به آنكه وعده حقوق ملی به آنها بدهند.)

    اما هنگام عقد قرارداد 1971 بین رژیم بعث و نمایندگان كردها، روشن شد كه مسائل كلیدی مانند كنترل كردها بر نیروهای امنیت محلی، دریافت سهم مناسبی از درآمد نفت و شراكت در قدرت ملی، جزو قرارداد نمی باشد. رژیم بعث شروع به کوچ دادن عرب ها به كردستان کرد و سعی کرد ملا مصطفی بارزانی رهبر كردها  را ترور کند. بارزانی از دهه 1960 با آمریكا و شاه (و احتمالا اسرائیل) در تماس بود و بار دیگر جهت دریافت كمك علیه بغداد به آنها مراجعه كرده بود. بارزانی حتا در مصاحبه با روزنامه واشنگتن پست قول داد: «اگر آمریكا ما را در مقابل گرگ ها حفاظت نماید، ما حاضر به همراهی با سیاست آمریكا در این منطقه هستیم. اگر حمایت به اندازه كافی قوی باشد، ما می توانیم میدانهای نفت كركوك را كنترل كرده و آنرا به شركتی آمریكائی بدهیم تا در آن كار بكنند.»

    طرح كسینجر - شاه سال 1972 به مرحله عمل در آمد. ایران و آمریكا كردها را به شورش علیه بغداد ترغیب كردند و میلیونها دلار سلاح، پشتیبانی لجیستیكی و بودجه مالی برای آنها تهیه كردند. در عرض سه سال سازمان سیا  16 میلیون دلار پول  به كردهای عراق و ایران داد، 90 درصد سلاح كردهمنجمله توپخانه پیشرفته توسط آنها تهیه گردید.

    آنچه مسلم است هدف آمریكا پیروزی كردها یا حق تعیین سرنوشت برای كردها نبود. سازمان سیا وحشت داشت كه این استراتژی باعث طولانی شدن شورش شود و نتیجتا روحیه جدائی طلبانه در میان كردها تقویت شود و این به شوروی فرصت دهد تا برای متحدین آمریكا (تركیه و ایران) مشكلاتی فراهم آورد. یك بررسی از فعالیتهای سازمان سیا توسط كنگره آمریكا كه توسط «اوتیس پایك» نماینده نیویورك در كنگره آمریكا ارائه شد، نتیجه می گیرد كه «هیچكدام از مللی كه به كردها كمك می كنند بطور جدی خواهان متحقق شدن خواست كردها و تشكیل دولت خودمختار نیستند. آمریكا و شاه بدنبال تضعیف و خسته كردن (دولت) عراق می باشند. بر طبق مدارك و مكالمات سیا، آنها به كردها بعنوان «ورق بازی» علیه عراق و وسیله ای مفید برای تضعیف پتانسیل عراق در ماجراجوئی های بین المللی نگاه می كردند.»

به این دلیل آمریكا دستور داد كه در رابطه با كمك نظامی به كردها «كنترل اكید» صورت بگیرد و هرگز به كردها مهماتی كه بیش از سه روز دوام آورند داده نشود تا هر موقع كه خواستند بتوانند مانع عمل آنها شوند. روزی از روزهای سال 1973 كسینجر شخصا برای متوقف كردن یك حمله طراحی شده توسط كردها، مداخله كرد. زیرا می ترسید كه مبادا این طرح به موفقیت برسد و متعاقب جنگ اكتبر میان اعراب و اسرائیل، باعث پیچیده شدن دسیسه های آمریكا گردد. بررسی های «اوتیس پایك» به این نتیجه می رسد كه: «رئیس جمهور و كسینجر و شاه امیدوار بودند كردها غلبه پیدا نكنند. آنها ترجیح می دادند شورشیان فقط تا آنجا پیش بروند كه برای كشیدن شیره عراق كافی باشد. این سیاست به اطلاع كردها كه توسط ما به جنگ ترغیب شده بودند، نرسید.»

«تعهدات ما تعهداتی با نیت بد بود»

   سال 1975 شورش كردها وخیم ترین تهدیدی را كه تا آن موقع رژیم بعث بخود دیده بود، پیش آورد. حدود 45000 پیشمرگه كرد با كمك دو هنگ از ایران، نزدیك به   100000 سرباز ارتش عراق را زمین گیر كرد؛ بطور جدی اقتصاد و ارتش عراق را تحت فشار قرار داد. كسینجر و شاه خواهان جنگ همه جانبه یا فروپاشی عراق نبودند. بلكه می خواستند عراق را مجبور كنند دست از ناسیونالیسم عربی ضد اسرائیل بردو او را از بغل اربابان روس بیرون بكشند و با این كار به دیگران در منطقه نشان دهند كه وابسته به شوروی بودن فایده ندارد. شاه می خواست ثابت كند كه ایران قوی ترین قدرت خلیج است و قابل اتكاء ترین ژاندارم برای آمریكا است. همچنین می خواست در معاهده سعد آباد كه طبق آن كنترل تمامی راه آبی شط العرب مابین دو كشور را به عراق داده بود، تجدید نظر كند.

    یكی از یادداشتهای سیا می نویسد شاه قصد داشت «لحظه ای كه با دشمن اش بر سر مشاجرات مرزی به توافق رسید» كردها را ول كند. هشت ساعت پس از آنكه عراق با شروط آمریكا و ایران كه در توافقنامه الجزیره در سال 1975 فرمولبندی شده بود، موافقت كرد، شاه و آمریكا كمك ها (منجمله كمكهای غذائی) به كردهای عراق را قطع كرده و مرز ایران را بستند و راه عقب نشینی كردها را مسدود نمودند

 كردها اصلا به خیالشان هم نمی رسید كه كنار گذاشته شوند. ولی دولت عراق میدانست. و روز بعد حمله همه جانبه «پیگرد و نابودی» را براه انداخت. كردها كه باور كرده بودن آمریكا «تضمینی در مقابل خیانت شاه»  به کردها است، كاملا گیج شدند. محروم از حمایت ایران، نیروهای كرد سریعا تارو مار شده و حدود 150000 تا 300000 كرد مجبور به فرار به ایران شدند. 

    آمریكا خونسردانه به «متحدین» كرد خود خیانت كرد ولی طبق گفته «پایك» بدطینتی آمریكا نسبت به متحدش هنوز به حد اعلای خود نرسیده بود! بارزانی به كسینجر نامه نوشت و عاجزانه با التماس از او طلب كمك كرد. كسینجر حتا زحمت جواب دادن را به خود نداد.

    بر اساس گزارش كمیسیون «پایك»، واشنگتن «از تمدید كمكهای انسانی به هزارها پناهنده كه در نتیجه قطع ناگهانی كمك نظامی پناهنده شده بودند، خودداری كرد.» یكی از مكالمه های سیا روشن می كند «متحدمان ایران بزور بیش از 40000 پناهنده را برگردانید و دولت ایالات متحده از قبول حتا یك پناهنده بعنوان پناهنده سیاسی به آمریكا امتناع كرد هر چند كه آنها مستحق این پذیرش بودند.»

    كارزار پنهانی آمریكا و ایران هر چه بیشتر مناسبات بین بغداد و كردهای عراقی را زهرآگین نمود. كمیسیون پایك نتیجه می گیرد كه اگر آمریكا و شاه شورش را ترغیب نمی كردند، كردها «احتمال داشت به سازش با حكومت مركزی برسند، كه حداقل درجه ای از  خودمختاری را بدست آورده و از خون ریزی بیشتر اجتناب نمایند. در عوض موکلین ما (كردها) جنگیدند، خسارت مالی و جانی زیاد و 200 هزار پناهنده را متحمل شدند.»

جهانی برایفتح شماره 30

     بغداد نیز با راه انداختن كارزار گسترده خنثی سازی انتقام گرفت: حدود 250 هزار كرد بزور به عراق مركزی و جنوبی كوچ داده شدند. و از سوی دیگر بسیاری از عربهای عراقی به زور به نواحی كردستان كوچ داده شدند.

    در توضیحاتی كه بعدها افشاء شد، كسینجر نتایج كمیسیون «پایك» را رد نمود. او گفت: «عملیات مخفی را نباید با كار خیریه قاطی كرد.» با این وجود،  كمیسیون نتیجه  گرفت كه «حتی در چارچوب عملیات مخفی، تعهدات ما تعهداتی با نیت بد بود.»

خوبست خاطر نشان کنیم که در زمان روی داد این حوادث (حوادثی كه از سپتامبر 1973 شروع شد) دستیار ارشد كسینجر، ژنرال برنت اشكوکرافت بود. این شخص بعدها تحت حكومت بوش (پدر) مشاور امنیت ملی و طراح جنگ خلیج علیه عراق بود.

باید خاطرنشان کنیم که حكومت آمریكا به دلخواه خود گزارش کمیسیون پایک را علنی نکرد. نخست آنكه، کنگره آمریکا رای به عدم انتشار این سند داد. در ثانی، هنگامیكه دانیل شور خبرنگار تلویزیون سی بی اس یك نسخه درز پیدا كرده از این گزارش را بدست آورد و آنرا به ویلیج وویس داد بلافاصله توسط  شبکه تلویزیونی سی بی اس اخراج شد و كنگره با اهانت او را تهدید كرد كه منابع اش را رو نخواهد كرد. هنگامیكه این تلاشها برای سرپوش گذاشتن روی می داد، رئیس جدیدی برای سازمان سیا انتخاب شد كه اسمش جورج دبلیو بوش بود.

 

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 خیانت آمریکا به کردها: از تاریخ باید درس گرفت
 نوشته
 حقیقت شماره 16 مرداد 1383
 در تاريخ
 2004-07-22
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در