Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 مسئله ی ملی   جمعه ۳۱ شهريور ۱۳۹۶ برابر با ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۷                    
 

 

 

خط نظامی كومله در گامی به پس

نكاتی در مورد فعالیتهای نظامی كومله در سال 8 6

 

(از جزوه "علیه رفرمیسم، شووینیسم و اپورتونیسم حزب كمونیست ایران"، اتحادیه كمونیست های ایران، تابستان 1369)

 

پیام، نشریه صدای انقلاب ایران (رادیوی كومله) در شماره نیمه دوم آبانماه خود مصاحبه ای را با یكی از فرماندهان نظامی كومله منتشر كرده است كه حاوی یك بررسی از فعالیتهای نظامی آن در سال 68 می باشد.

خط نظامی كومله كه در چند ساله اخیر به شدت تحت تاثیر خط سیاسی حاكم و پیوسته در انطباق بیشتر با آن بوده، جوانب تازه تری از عملكرد خط سیاسی حاكم بر كومله در عرصه نظامی را آشكارتر می سازد. در مصاحبه ای كه به عمل آمده، استراتژی عمومی كومله در این دوره اینچنین تعریف شده است:

"پیش بردن فعالیت نظامی هماهنگ باسایر عرصه های مبارزه سیاسی و اقتصادی در كردستان و نشان دادن قابلیتهای نظامی نیروی پیشمرگ كومله از طریق عملیاتهای سنجیده و هدفمند؛ بكاربردن اصل حفظ نیرو و انتخاب حركتهایی كه بدون تلفات باشد و بهره برداری و استفاده صحیح از فعالیت نیروی پیشمرگ."

منظور از هماهنگ كردن با سایر عرصه های مبارزه سیاسی و اقتصادی همانا در خدمت قرار دادن عالیترین شكل مبارزه در خدمت شیوه های پائین تر مبارزه می باشد. یعنی مبارزه مسلحانه در خدمت مبارزات اقتصادی و صنفی یا در پشتیبانی از آنهاست. گذشته از همخوانی چنین عملكردی با عملكرد گروههای چریكی شهری، هدف آن پایین آوردن سطح مبارزه مسلحانه (عالیترین شكل مبارزه)  و نهایتا تبدیل آن به اهرم فشاری برای گرفتن رفرمهایی از ارتجاع حاكم است. در مصاحبه یكی دیگر از مبانی فعالیتهای نظامی كومله "بكار بردن اصل حفظ نیرو" معرفی شده است. درك دیالكتیكی نشان می دهد كه اصل حفظ نیروی خود با نابودی نیروی دشمن معنی می دهد. زیرا آنها وحدتی از اضداد را تشكیل می دهند كه جهت عمده آنرا نابودی دشمن تشكیل میدهد. البته حذف بخشی از این اصل از روی فراموشكاری صورت نگرفته بلكه نشانه بارز جنبه دیگری از استراتژی كومله در انطباق با خط سیاسی وی می باشد. این نشاندهنده یك خصلت دفاعی در فعالیتهای نظامی كومله است. مائو در مورد مرحله دفاع استراتژیك از دو نوع دفاع سخن می گوید: دفاع فعال و غیر فعال. در دفاع غیر فعال ابتكار عمل در دست دشمن است و دشمن تعیین كننده پیشبرد جنگ می باشد. اگر اصل نابودی دشمن در این مورد بكار برده نشود به معنی آنست كه شكست دادن دشمن و ازبین بردن او در نقشه جنگ قرار داده نشده و درحقیقت مسئله كسب قدرت سیاسی و مبارزه برای چنین قدرتی در دستور كار نیست (كه در مورد كومله این چنین است). حتی اگر مسئله حفظ خود در شرایط ویژه ای عمده گردد، نمی تواند به مثابه یك اصل كلی و عمومی قلمداد گردد.

اما "نشان دادن قابلیتهای نظامی نیروی پیشمرگه" كه به مثابه یكی از پایه های استراتژی نظامی كومله بدان اشاره شد، سئوالاتی را بر می انگیزد كه قابل توجه است. مهمترین آنها اینست كه "نشان دادن قابلیتهای نظامی ..." به چه كسی و یاكسانی مورد نظر است؟ اگر منظور توده هاست كه نشان دادن نیرو به توده ها دردی را درمان نمی كند. توده ها خواهان ضربه مهلك زدن به نیروی ارتجاع و بیرون راندن آنها و نابود كردن آنها هستند. نشان دادن نیرو به غیر از آنكه بتواند تحسین و وجد آنها را برانگیزد كار دیگری نخواهد كرد. پس نشان دادن نیرو به چه كسانی مطرح است؟ اگر پایینی ها نباشند مسلما بالایی هایند. اگر "نشان دادن نیرو" به معنی نمایش نیرو به قدرتهای ارتجاعی و امپریالیستی و مرتجعین حاكم برای "تحمیل كردن" خود به آنها نباشد، و اگر به معنی نشان دادن علائمی برای گرفتن امتیازاتی از هیئت حاكمه نباشد، حداقل آغاز پیمودن راهی به آنسوست . امروزه بسیارند جریاناتی كه با ظاهری چپ و تحت نام مبارزه مسلحانه راست ترین خط سیاسی را دنبال می كنند و مبارزه مسلحانه را تنها به وثیقه ای برای رسیدن به اهداف ارتجاعی و سهیم شدن در قدرت  و یا گرفتن امتیازاتی محدود تبدیل كرده اند. این استراتژی بخصوص در میان احزاب وابسته و طرفدار شوروی و احزاب  و جریانات لیبرالی رونق دارد. این استراتژی طبیعتا تاكتیكهای خاص خود را بدنبال خواهد داشت كه از آنجمله، عمدگی بخشیدن به شهر می باشد. چنین جهت گیری در فعالیتهای كومله اهمیت روز افزونی بخود گرفته، بطوریكه در چند سال گذشته فعالیتهای نظامی كومله در شهر نسبت به كل فعالیتهای نظامی اش مقدار بیشتری را به خود اختصاص داده و همانگونه كه خود گفته اند از اهمیت "فوق العاده ای" برخوردار است. به همین دلیل لازم است كه تاثیر این جهت گیری استراتژیك در تاكتیكها و فعالیتهای نظامی كومله بیشتر باز شود و مورد بررسی بیشتری قرارگیرد.

 

برخی خصوصیات عملیات نظامی كومله

 نخست مختصرا اشاره كنیم كه بزرگترین عملیات كومله، حمله به پایگاهها در مناطق معینی است. حركات كومله در فصول معینی انجام میگیرد و برای رژیم از نظر زمانی قابل پیش بینی است . از اینرو دشمن از یكسری پایگاههای خاص، حداكثر محافظت را بعمل می آورد و به كمین گذاری وسیع بر سر راه آنها می پردازد. در سال گذشته فعالیتهای نظامی كومله بطور عمیق تری در لاك دفاعی فرو رفت و بدین ترتیب ابتكار عمل را بیشتر از دست داد. هر چند كه در این مصاحبه بارها و بارها از ابتكار عمل صحبت به میان می آید.

"خصوصیات عملیاتهای ما چه در مناطق مرزی و چه اشغالی مبتنی بر اصل مانور به موقع و سریع و خنثی كردن برنامه های دشمن بود." (از متن مصاحبه)

در جمله فوق، كلمه ای در مورد حمله به دشمن، شكست دشمن و یا نابود كردن بخشی از نیروهای دشمن (هرچند كوچك) به میان نمی آید، بلكه بیش از هر چیز از خنثی كردن برنامه های دشمن صحبت می كند و این تاكیدی است بر خصلتی دفاعی كه بر عملیات نظامی كومله حاكم بوده است. این تاكتیكها كه تعیین كننده آنها دشمن است، و عكس العمل دشمن را جستجو می كند برخاسته از استراتژی حفظ نیرو و حذف اصل نابودی دشمن است. همانگونه كه گفته شد حفظ نیرو بخش جدایی ناپذیر از یك جنگ است و تعیین كننده ادامه كاری نیروی جنگنده است. اما این تنها بخشی از قضیه است؛ نداشتن هدف نابودی دشمن نه تنها به كل جنگ خصلت دفاع غیر فعال می بخشد بلكه هدف حفظ نیرو را نیز برآورده نمی سازد و تحلیل رفتن نیروی خودی را اجتناب ناپذیر می سازد.

نكته دیگری كه بیانگر خصلت دفاعی عملیات كومله می باشد، دخالت دادن بیش از حد تاكتیكهای رژیم در طرح عملیاتی نیروی پیشمرگه است:

"ما تاكتیكها و سیاست جنگی مناسب تاكتیكها و سیاستهای رژیم اتخاذ كردیم ... هدف این بود یكسری عملیات انجام دهیم و در مناطق مختلف حضور پیدا كنیم تا ببینیم عكس العمل دشمن چگونه است و چگونه عمل می كند." (از متن مصاحبه)

این واقعیتی است كه حركات دشمن و ویژگی هایش در تاكتیكهای جنگ تاثیر خواهد گذارد؛ اما چنانچه آنرا برتر از اهداف و نقشه های خود قرار دهیم این دشمن است كه برای ما تعیین تكلیف خواهد كرد. تاكتیكهای یك نیروی نظامی در جنگ انقلابی باید در خدمت استراتژی كلی و مرحله ای جنگ باشد. این تاكتیكها به توده ها متكی بوده و با هدف تبدیل نقاط قوت استراتژیك خود به نقاط قوت تاكتیكی و تبدیل نقاط ضعف استراتژیك دشمن به نقطه ضعف تاكتیكی آن طراحی می شوند. در این صورت تاكتیكهای رژیم هر چقدر پیشرفته باشد، و هر فریب و نیرنگی را هم كه بكار بگیرد موثر نخواهد افتاد. یك جنگ خلق مائوئیستی، با حركات و عملیات غافلگیرانه و گمراه كننده، و مانور دادن در منطقه عملیاتی بسیار گسترده تر، باعث میشود كه دشمن با توجه به محدودیتهایش نتواند به كمین گذاری برای نیروهای پارتیزان دست بزند و اصولا چنین كاری برای او بازدهی نداشته باشد. اینرا هم بگوئیم كه ارتجاع جهانی تمام تلاش خود را برای مقابله با تاكتیكهای جنگ خلق كه توسط مائوتسه دون فرموله گردید بكار بسته و حاصل تجارب او چند تاكتیك انگشت شمار بوده كه هر یك بیثمری خود را در برابر نیروهای متكی به خلق و پیرو تاكتیكهای جنگ انقلابی، نشان داده است. بر همین مبناست كه مائو می گوید: "تو به شیوه خود بجنگ و ما به شیوه خود."

استراتژی جنگ خلق، هدف كسب قدرت سیاسی توسط پرولتاریا و خلق و نابودی نیروهای دشمن را در نظر دارد و به همین دلیل تاكتیكها و شیوه های جنگی مختص به خود را داراست. یعنی هر عملیات را درخدمت رسیدن به آن هدف قرار می دهد و به عملیات نظامی بی هدف و زدن ضربه هایی در خود و برای خود به دشمن دست نمی زند. برقرار كردن مناطق پایگاهی از اصول تخطی ناپذیر جنگ خلق مائوئیستی بوده و دقیقا در تطابق است با استراتژی سیاسی كسب قدرت سیاسی توسط پرولتاریا و خلق تحت رهبری حزب مائوئیستی. به پیروی از این اصل باید با پیشبرد جنگ نابود كننده به شكل گیری خلاء قدرت سیاسی در مناطق روستائی و دور از مراكز دشمن كمك كرده و قدرت سیاسی سرخ را در آن مناطق برقرار كرد. برقراری پایگاههای سرخ در توده ای كردن جنگ خلق و تحكیم و گسترش ارتش سرخ كارگران و دهقانان و حفظ استقلال آن اهمیتی حیاتی دارد. این پایگاهها به گسترش جنگ به مناطق دیگر یاری می رسانند. با برقراری این پایگاهها قدرت دوگانه بواقع موجودیت می یابد و توده ها برای اولین بار واقعا حاكم بر سرنوشت خود می شوند و از منطقه پایگاهی سرخ و قدرت سیاسی خود با چنگ و دندان دفاع می كنند. بدین ترتیب جنگ توده ای به سطحی عالیتر می رسد.

اما كومله با همه این اصول كه حاصل تجارب عظیم و نبردهای تكان دهنده پرولتاریای بین المللی است بیگانه بوده و از قوانین عمومی جنگ انقلابی كه صحت بكار بست آنها بارها و بارها به اثبات رسیده چشم پوشی می كند. جنگ كومله منعكس كننده یك جهانبینی بورژوائی، خط سیاسی رفرمیستی و تفكر نظامی منفعل و دفاعی می باشد.

 

عملیات ایذائی

 به جایگاه عملیات ایذائی در جنگ انقلابی بطور عموم و جایگاهی كه كومله برای این نوع عملیات در نظر گرفته باید اشاره نمود؛ زیرا این عملیات بخش مهمی از عملیات نظامی اخیر كومله را تشكیل می دهد. عملیات ایذائی از آنجا كه ضرباتی بدشمن وارد می سازد و محیط را برای او نا امن می سازد حائز اهمیت است. اما مهم اینست كه این عملیات به چه منظوری انجام میگیرند. روشن است كه این فعالیتها نمی توانند جدا از استراتژی نظامی كومله باشند: عملیات ایذائی در خود، بدون آنكه در خدمت و در راستای یك هدف و یا بمثابه بخشی از یك عملیات بزرگتر قرار گرفته باشند، در بهترین حالت تنها می تواند ضرباتی به دشمن وارد آورند، تنها به این منظور كه ضربه ای را به او وارد سازند.

عملیات ایذائی آنگاه از ارزش كیفیتا بالاتر نظامی برخوردار می گردند كه بمثابه بخشی از یك عملیات بزرگتر و در همسویی با آن قرار بگیرند؛ یا بمثابه بخشی از یك عملیات اپراتیو باشد. به عبارت دیگر پروسه ای از یك كارزار باشد. مثلا در فرمول 16 ماده ای مائو تسه دون در كارزارهای ضد محاصره و سركوب، عملیات ایذائی بخش مهمی از آن می گردد كه بدون آن پیش برد كارزاری كه هدفش نابودی دشمن است اگر غیر ممكن نباشد بسیار سخت است.

"دشمن پیشروی میكند، ما عقب می نشینیم؛ دشمن مستقر می شود، ما او را بستوه در می آوریم؛ دشمن فرسوده می شود، ما حمله می كنیم؛ دشمن عقب می نشیند، ما او را تعقیب می كنیم." (از یك جرقه حریق بر می خیزد ـ مائو منتخب آثار جلد 1)

در این فرمولبندی عملیات ایذائی بخش جدائی ناپذیر و پر اهمیت از كل پروسه است. در حقیقت بستوه درآوردن دشمن با عملیات و حركتهای ایذائی امكان پذیر است. یعنی زمانی كه دشمن مستقر می گردد، با استفاده از عملیاتهای ایذائی می توان با حداقل نیرو، حداكثر نیروی دشمن را فرسوده نمود، از توان و نیروهای آنها برای عملیات بعدی كاست، آنها را گمراه نمود و بعد حملات را علیه آنها سازماندهی نمود. اگر عملیات ایذائی در چنین پروسه ای و یا در همسویی باعملیات بزرگتری قرار نگیرد صرفا عملی چریكی و زدن ضربه ای به رژیم است. اینكار تنها هدفی كه می تواند در برداشته باشد، نشان دادن نیروی خود به دشمن و محافل بین المللی است. استراتژی "نشان دادن قابلیتهای نیروی پیشمرگه" در انطباق با چنین هدفی قرار می گیرد. این همان سیاست استفاده از مبارزه مسلحانه بمثابه اهرم فشاری بر دشمن است. چنین جنگی نهایتا رفرمیستی است چرا كه دشمن را نابود نمی كند.

 

عملیات در شهر

از خصوصیات دیگری كه فعالیتهای نظامی كومله در این دوره داشته اهمیت "فوق العاده" دادن به شهر می باشد و مصاحبه این مطلب را تائید می كند. در حالیكه عملیات شهری از نقطه نظر نظامی دارای نقش تعیین كننده ای نیست. این عملیات نمی تواند از طریق تمركز نیرو بخشی از قوای دشمن را مغلوب و نابود كند و اصلا چنین هدفی را در نظر ندارد و با توجه به مخاطراتی كه در بر دارد می تواند ضربه های جبران ناپذیری از جانب دشمن بخورد. این عملیات، هدف را نقطه ضعیف دشمن قرار نمی دهد بلكه در جایی قرار می دهد كه دشمن نه تنها از نظر نیرو قدرتمند و مستحكم است بلكه كنترل و شناخت نسبتا كامل به اطراف خود دارد؛ پایه طبقاتی رژیم در شهر وسیعتر است. به عبارت دیگر دژ دشمن در آنجا قرار دارد و قدرتش در آنجا به اندازه مناطق روستائی شكننده نمی باشد. نقل قول زیر از مصاحبه روشنگر همین مطلب می باشد:

"عملیات در شهر ها از دو لحاظ اهمیت دارد: اول اینكه ج.ا نیروی زیادی را در شهر ها متمركز كرده و دور تا دور شهر ها را پادگانهای وسیع و قرارگاه و سیم خاردار گرفته و دوم اینكه حضور پیدا كردن نیروی پیشمرگه در دور و بر شهر ها و داخل آن و اجرای طرح عملیاتی و بعضا انجام دادن كار سیاسی و تشكیلاتی كار بسیار مهمی است. البته به لحاظ نظامی نیز كیفیتی دیگر از كار و فعالیت نظامی را نشان می دهد. وارد شدن به شهر ها صرفا انجام یك عملیات ساده نیست. هر واحد پیشمرگ ما اگر بخواهد برای عملیات پا به شهری بگذارد، باید از دهها پایگاه و قرارگاه بگذرد تا وارد منطقه عملیاتی شود این واحد حتما با كمین و گشتی های نیرو های دشمن برخورد می كند، وقتی وارد شهر شد و در جایی كه برنامه عملیاتی خود را به پیش می برد نیروی دشمن تماما در این منطقه متمركز می باشد یعنی پیش بردن عملیات در این جا لازمه اش بكار بستن اصول معین نظامی است." ( از مصاحبه)

این تحلیل نشانگر حركت فرماندهان نظامی كومله، درست در جهت عكس اصل تمركز نیرو و استفاده از نقاط ضعف تاكتیكی دشمن برای نابود كردن ذره ذره نیروی دشمن می باشد. آنها نمی خواهند دشمن را به میدان خودی و یا لااقل به میدان مناسب برای خود جلب كنند. بعكس، این آنها هستند كه به عمق نقطه قوت دشمن می روند و بعد از عبور از دامهایی كه رژیم سر راه گذارده به نقطه تمركز دشمن قدم می گذارند؛ آنگاه این عملیات ارزش سیاسی خاص خود را خواهد داشت. پس هدفی جز نمایش قدرت در كار نیست؛ زیرا در عرصه نظامی و بر طبق قوانین جنگ انقلابی چنین عملكردی برای تبدیل شدن از یك نیروی ضعیفتر به یك نیروی برتر نظامی، مهلك بوده و قادر نیست كه هیچگونه دستاورد نظامی داشته باشد و یا تناسب قوا را به هم بزند. این تنها می تواند در خدمت سیاست "نشان دادن قابلیت نیروی پیشمرگه" و استراتژی اهرم فشار قرار گیرد و بس.

البته این اولین بار نیست كه اینچنین با قوانین جنگ انقلابی ضدیت می شود. استراتژی جنگ خلق و تاكتیكهای آن كه بر اصول تمركز نیرو، پیشبرد جنگ نابود كننده و ایجاد پایگاههای انقلابی و جلب دشمن به عمق سرزمینهای خودی مبتنی است و در محور همه اینها اصل اتكاء به نقش پویای انسان قرار دارد، در دو دهه گذشته پیوسته از جانب جریانات رویزیونیستی در كشورهای آمریكای لاتین، آسیا و آفریقا مورد مخالفت قرار گرفته است. اغلب آنها به شهر بمثابه "مهمترین" عرصه عملیات نظامی نگریسته اند چرا كه هدف سیاسی رفرمیستی استفاده از مبارزه مسلحانه به مثابه اهرم فشار برای كسب امتیازاتی از رژیمهای ارتجاعی را در پیش گرفته اند. نمونه بارز آن جبهه فارابوندومارتی FMLN در السالوادور می باشد كه در ماه نوامبر 89 به یك سلسله حملات تهاجمی علیه شهر های السالوادور دست زد.[i][1]

این حملات در مقیاسی بسیار عظیم تر از عملیات كومله و دمكرات انجام گرفت اما هدفش چیزی بیش از گرفتن امتیازاتی حقیر برای مذاكره نبود. تحت اینگونه استراتژی ها خونها ریخته می شود ـ نه جهت ساختمان دنیائی نوین برای ستمدیدگان بلكه برای هموار كردن راه سازش طبقاتی. اگر استراتژی كومله دقیقا همین استراتژی نباشد باید گفت، متاسفانه راهی را كه آغاز كرده به آن سمت می رود.

البته مسئله ما نفی لزوم عملیات نظامی در شهر ها نیست. مسئله آنست كه اینكار در چارچوب كدام استراتژی، طرح و نقشه نظامی؛ و با چه هدف سیاسی انجام می گیرد؟ نباید فراموش كرد كه عملیات نظامی پراكنده با جنگ فرق دارد. عملیات مسلحانه در شهر عموما باید جزئی از یك طرح جنگی بوده و در خدمت متحقق كردن اهداف سیاسی و نظامی آن طرح گسترده تر قرار گیرد. عملیات نظامی شهری یك نیروی انقلابی كه بالاجبار نیروئی كوچك است (چون قدرت سیاسی ندارد) نمی تواند به یك جنگ تمام عیار ارتقا یابد. این حكم هم منطبق است بر تئوریهای نظامی تدوین شده توسط مائوتسه دون (كه تئوریهای نظامی پرولتاریا را به عالیترین سطح تكاملی خود رساند) و هم منطبق است بر تجارب جهانی و تاریخی. این عملیات نمی تواند دورنمای برقرار كردن مناطق پایگاهی و سازمان دادن توده های گسترده در جنگ انقلابی را داشته باشد. از اینرو نمی توان شهر را مركز ثقل جنگ انقلابی قرار داد. چنانچه شهر محور عملیات نظامی گردد و یا اهمیتی بیش از اندازه به آن داده شود آنگاه اگر نگوئیم حركتی چریكی و جدا از توده صورت می گیرد، باید بدانیم كه اینكار در خدمت سیاست كسب امتیاز از دشمن است. از اینرو است كه كومله با اصرارمیگوید:

"هر قدر بشود عملیات نظامی در شهر متمركز باشد برای ما با اهمـیـت تر و ارزشمندتر می باشد." ( از مصاحبه)

 

مسئله توده ها

كومله مدعی است كه در پیشبرد جنگ خود به توده ها متكی است اما آیا واقعا كومله قادر گشته نیروی بالقوه توده ها را بالفعل گردانده و تنفر آنها نسبت به دشمن را به نیروئی سازمان یافته برای انقلاب تبدیل نماید؟ آیا در تاكتیكهای خود اصل اتكاء به توده ها را بكار می برد؟ آنچه  كه مسلم است روحیه و پتانسیل مبارزاتی توده های كرد بالاست، آنها از میدان جنگ دور نشده و نسبت به جنگی كه در كردستان جریان دارد بی تفاوت نگشته اند؛ آنها تا حد امكان خود را در این جنگ درگیر نموده و از نیروی پیشمرگه حمایت بعمل می آورند. این مسئله باعث شده كه دشمن نتواند برنامه های خود را پیش برده و مقاصد شوم خود را عملی سازد.

بنظر نمی رسد كه اتكاء كومله بر توده ها از ابتكار عمل خود توده ها خیلی فراتر رفته باشد. در "مصاحبه" بارها از اتكا به توده ها سخن رانده می شود. از اینكه توده ها خود داوطلبانه به كمك پیشمرگان شتافتند، در كار های تداركاتی و خبر رسانی به پیشمرگان كمك كردند و حتی در عملیات نظامی شركت جستند، صحبت می شود. اما هیچگاه از سیاست و طرح و فعالیتهای كومله برای سازماندهی آنان جهت شركت در جنگ، توده ای كردن جنگ و نابودی دشمن سخنی در میان نیست؛ اتكاء به توده ها به انجام یكسری كار های تداركاتی خلاصه می گردد و از نیروی لایزال آنان ـ بالاخص كارگران و دهقانان فقیر برای گسترش نیروی نظامی و جنگ استفاده نمی شود. تاكتیكهای عملیاتی كنونی كـومـه لـه بیش از همیشه دخالت توده را در امر جنگ محدود می سازد؛ تمركز عملیات در شهر ها و بر مبنای اصل "اختفا و پنهانكاری" شرایط شركت بیشتر توده ها در جنگ را محدود می سازد.

اتكاء عمده كومله به سازماندهی در سطح گردانهای نظامی و تاكید بر "كیفیت متمركز با توان رزمی بالای نیروی نظامی" و استفاده از تكنیكها و تاكتیكهای به اصطلاح پیچیده برای شركت در عملیات نظامی در شهرها، هر چه بیشتر جنگ آنان را از دسترس توده ها بویژه توده های روستائی خارج می سازد. این مسئله زمانی كه تاكید  بر سازماندهی واحد های تكاوری باقدرت بالای جسمی و رزمی گذاشته می شود بیش از پیش مانع شركت وسیع توده های مردم در جنگ می گردد. نتیجه آنكه جنگ كومله از توده ها جداتر و جداتر می شود.

***

در حقیقت جهت گیری فعالیتهای نظامی كومله در یكسال اخیر عبارت است از: عقب نشینی های بیشتر بطرف عملیات دفاعی و زدن ضرباتی پراكنده به دشمن جهت نمایش قدرت و استفاده از مبارزه مسلحانه بمثابه اهرم فشار برای گرفتن امتیازاتی حقیر ـ بشیوه ای كه حزب دمكرات از همان ابتدا در پیش گرفت. این حتی نسبت به قطعنامه رفرمیستی كنگره 5 كومله گامی به عقب محسوب میشود و خود متاثر از جهت گیریهای تسلیم طلبانه خط "كمونیسم كارگری" در دوران كنونی می باشد.

 

 



[i][1] در اين زمينه به مقاله مندرج در حقيقت شماره 17 بنام "السالوادور نيازمند جنگ خلق واقعي است "رجوع كنيد.

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 ÎØ äÙÇãی ßæãáå ÏÑ Çãی Èå Ó
 نوشته
 Ø·Â§Ø·Ú¾Ø·Â­Ø·Â§Ø·Â¯یظ‡ ع©ظ…ظˆظ†یط³طھ ظ‡ط§ی ط§یط±ط§ظ†- ط³ط±ط¨ط¯ط§ط±ط§ظ†
 در تاريخ
 1990-07-23
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در