Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 سربداران   شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ برابر با ۰۴ آوريل ۲۰۲۰                    
 

 

22 بهمن، تدارک مراسم تدفین جمهوری اسلامی!

 

در سراسر کشور دل ها در انتظار 22 بهمن می تپد؛ زنان و مردان دلیر نقشه می ریزند تا آن را به یک روز سرنوشت ساز تبدیل کنند. دشمن نیز نقشه می ریزد تا در میدان بماند و تعادل شکننده اش را از کف ندهد. در این روز بانگ «سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی» از دل ها بیرون آمده و بر دل ها خواهد نشست. باشد تا در این روز به موازات گسترش جهش وار افق و خواست های قشرهای مختلف مردم بخصوص زنان و جوانان، اراده به کرسی نشاندن خواست ها نیز جهش وار رشد کند و با پیوستن خیل کارگران و مردم محلات فقیر نشین به امواج مبارزه و مقاومت شاهد نقطه عطفی در همگانی تر شدن مبارزات ضد رژیمی باشیم.

جنبش ضد رژیمی هشت ماههء گذشته مردم ایران تاثیرات شگرفی بر مردم خاورمیانه و دیگر نقاط جهان گذاشته است. نبردهای خیابانی زنان و مردان جوان با مزدوران جمهوری اسلامی الهام بخش آنها بوده و به وجدشان آورده است. آنان نیز به وقایع 22 بهمن چشم دوخته اند. دول کشورهای امپریالیستی غرب و روسیه و چین نیز که  در ارتجاعی بودن دست کمی از جمهوری اسلامی ندارند، از هم اکنون به گمانه زنی در مورد «ایرانِ پس از 22 بهمن» پرداخته اند و در مورد «آیندهء خاورمیانه و ایران» (بخوانید: منافع خود در خاورمیانه و ایران) ابراز نگرانی می کنند!

22 بهمن به دنبال تظاهرات عاشورا که نقطه چرخشی در جنبش ضد رژیمی چند ماه گذشته بود فرا می رسد. در تظاهرات عاشورا، مردم حصار سیاست های تحمیلی موسوی و کروبی و دیگر رهبران «سبز» را شکستند، شعار «مرگ بر رهبر» داده و خصلت مذهبی روز عاشورا را زیر پا گذاشتند. تظاهرات عاشورا ضربه مهلکی به رهبری بنیادگرایان اسلامی که در عاشورای سال 57 بر جامعه تحمیل شده بود، زد و پایان قطعی آن را اعلام کرد. این واقعه «رهبر» و اطرافیان جنایتکارش را به هراس و تلاش های مضحک برای حفظ آبروی نظامشان انداخت. حتا موسوی و کروبی با وحشت از «ساختارشکنی» مردم یاد کرده و بار دیگر بر وفاداری خود به نظام جمهوری اسلامی تاکید کردند و تا آنجا پیش رفتند که ریاست جمهوری احمدی نژاد را به رسمیت شناختند و دور جدیدی از مذاکره و میانجی گیری میان دو جناح رژیم برای «برون رفت از بحران» شروع شد. اما آب رفته را دیگر نمی توان به جوی بازگرداند! مردمی را که با تمام وجود به خصلت آشتی ناپذیر روابط خود و جمهوری اسلامی واقف شده اند نمی توان به پای میز مصالحه کشاند.

باند حاکم جمهوری اسلامی برای اینکه در میدان بماند و قافیه را نبازد مجبور به اتخاذ روش های سبعانه سرکوب است. اما به دلایل سیاسی قادر نیست تمام نیروی آتش خود را به کار گیرد. زیرا پویش های اوضاع به گونه ای است که هر سرکوب موجب رزمنده تر شدن و مصمم تر شدن مردم و ریزش بیشتر پایه هایش می شود. رهبران جناح اصلاح طلب جمهوری اسلامی به هیچ وجه خواهان سرنگونی نظامشان نیستند. همین مسئله آنان را به سوی سازش با باند حاکم برای یافتن راه برون رفت نظام از بحران می راند. از سوی دیگر روند اوضاع را می بینند و می دانند اگر خود را با آن منطبق نکنند آیندهء تاریکی در انتظارشان است. بعد از تظاهرات عاشورا دولت های اروپائی که به مدت 31 سال روابط اقتصادی و سیاسی نسبتا بی وقفه با جمهوری اسلامی داشتند به این نتیجه رسیدند که این رژیم رفتنی است و شروع به تغییر سیاست های خارجی خود کردند. همه مراکز قدرت بر سر تعیین سرنوشت آینده در حال کشمکش با یکدیگرند. هر یک از آنان خواهان کسب نفوذ بیشتر از دیگری در آیندهء ایران است. اما مهم تر اینکه می دانند هر گونه تحول در ایران بر روی مردم تمام کشورهای خاورمیانه و جهان تاثیر خواهد گذاشت و محاسبات آنان را در این شرایط پیچیدهء خاورمیانه بیش از پیش درهم خواهد ریخت. امپریالیست های غربی (و مهمتر از همه آمریکا) خواهان تضعیف بنیادگرائی اسلامی در منطقه اند. اما از سوی دیگر، به هیچ وجه نمی خواهند مردم ایران با «زیاده خواهی» سرنوشت خود را در دست گرفته، از سرنگونی استبداد دینی جلوتر رفته و نظام ستم و استثمار سرمایه داری را درهم شکنند و یک نظم اجتماعی و اقتصادی نوین و ضد سرمایه داری را بنیان بگذارند و به این ترتیب تبدیل به الگوئی واقعا انقلابی برای مردم جهان شوند.

همین درهم پیچیدگی تضادها، صحنه سیاسی ایران را غامض تر کرده و ضرورت تقویت یک رهبری کمونیستی انقلابی و حضور موثر آن را صد چندان می کند. این اوضاع وظایف بس خطیری را بر دوش حزب ما گذاشته است – وظایفی که تحقق آن ها بدون تقویت حزب از جانب عناصر و گروه های مبارزی که عمیقا" می دانند بدون یک رهبری کمونیستی بازهم انقلاب شکست خواهد خورد، ممکن نیست.

سرنگونی جمهوری اسلامی به عینه تبدیل به دستور روز جامعه شده است. اما مسئله بزرگی که هنوز حل نشده و حزب ما باید آن را تبدیل به دغدغه مبارزین قدیمی و نیروهای مبارز نسل جوان کند این است که برای ممانعت از تکرار تجربه تلخ 31 سال پیش چه باید کرد؟ 31 سال پیش میلیون ها تن کارگر، روشنفکر، دهقان، مردم ملل تحت ستم (کرد، ترکمن، آذری، عرب، بلوچ ) در یک جنبش همگانی نظام استبداد سلطنتی را سرنگون کردند. اما رهبری بدست نیروهای بنیادگرای اسلامی به رهبری خمینی افتاد. قدرت های سرمایه داری جهانی به سرکردگی آمریکا بسرعت راه را برای قدرت گیری بنیادگرایان اسلامی باز کردند تا مبادا آگاهی مردم به ورای ضدیت با سلطنت رفته و تحت رهبری کمونیست های انقلابی بساط نظام ستم و استثمار را برچینند. انقلاب شکست خورد. به جای استبداد سلطنتی طبقات سرمایه دار و ملاک، استبداد دینی این طبقات بر پا شد. این بار نیز خطر تکرار آن تجربه – در اشکالی دیگر – جنبش مردم را تهدید می کند. ممانعت از تکرار آن تجربه و تجربه های تلخ دیگر مانند انقلاب مشروطه و کودتای 28 مرداد، در گرو آن است که یک قطب کمونیستی را در جنبش مردم تثبیت کنیم: قطبی که دارای یک برنامه روشن برای جامعه آینده (مختصات طبقاتی، اقتصادی- اجتماعی دولت آینده) و رهبری حزب کمونیستی که نه بقایای جنبش کمونیستی گذشته بلکه پیشاهنگ آینده است و در پیوند با مبارزات مردم، راه را برای عملی کردن استراتژی سرنگونی قهرآمیز طبقات استثمارگر می گشاید. 22 بهمن 88 باید آغاز انقلابی باشد با جواب های صریح به سه سوال اساسی: چه میخواهیم؟ به چه طریقی؟ با کدام رهبری؟

برای ایجاد چنین قطبی باید مبارزات جاری توده های مردم  هر چه آگاهانه تر و مصمم تر به پیش رود. شعارها، خواست های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ما از یک سو باید راهنمائی برای سرنگونی جمهوری اسلامی باشد و از سوی دیگر، بازتاب جامعهء آینده باشد – جامعه ای که دارای مختصاتی کیفیتا متفاوت از مختصات جامعه کنونی است. روش های مبارزاتی ما باید نمایانگر جدیت و خطیر بودن رویاروئی های طبقاتی باشد. جناح اصلاح طلب حکومت و روشنفکران حامی آنان جوانان را از اتخاذ راه های غیر مسالمت آمیز بر حذر می دارند و در باب «ضررهای» مبارزه مسلحانه موعظه می کنند. اما این عوامفریبان خوب می دانند که نظام جمهوری اسلامی را نیروهای تا به دندان مسلح و نیروهای امنیتی مخوف و جنایتکار حفاظت می کنند و پشت خودشان نیز به نیروهائی که در سپاه و ارتش و اطلاعات دارند گرم است.  

  اینان نیز مانند همه حاکمان ارتجاعی دست به اسلحه بردن را فقط شایسته خود می دانند زیرا داشتن «قدرت سیاسی» را فقط شایسته خود می دانند. در حالیکه منافع اکثریت مردم در آن است که طبقات استثمار شونده و تحت ستم جامعه (طبقه کارگر و دیگر قشرها و طبقات کارکن) در صف اول قرار گرفته و با یک برنامه کمونیستی رهائی بخش، قدرت سیاسی را به کف آورند و با اتکاء به آن جامعه ای بنا کنند که توسط اکثریت مردم و در خدمت اکثریت مردم اداره شود. بدست آوردن قدرت سیاسی از چنگال کسانی که منافع عمیق اقتصادی داشته و دارای ارتش و نیروهای نظامی اند با «راه های مسالمت آمیز» ممکن نیست. فقط با جنگ انقلابی می توان نیروهای نظامی دشمن را درهم شکست و قدرت سیاسی را از آن مردم کرد. برای راه انداختن جنگ انقلابی باید تدارک سیاسی دید و بخشی از پیشروان مردم را به ضرورت آن آگاه کرده و نیروهای شان را در این جهت متشکل کرد.

تبدیل نبردهای خیابانی پراکنده به نبردهای سازمان یافته و نقشه مند، گام مهمی در راه این تدارک است. شکستن درهای اوین، تنبیه مزدوران رژیم در خیابان ها و در محلات زندگی و کار، عملی کردن خواست هائی مانند «آزادی زندانی سیاسی» و «لغو حجاب اجباری» بخشی از مبارزه برای سرنگونی این رژیم است. در این نبردها توده های مردم فرا می گیرند که قهر و خشونت ناعادلانه را با قهر عادلانه پاسخ گویند و زیر بار زور و تحقیر نروند و مزهء زندگی و مبارزه معنادار را بچشند.

این رژیم سرنگون خواهد شد. اما تا آخرین لحظات مقاومت خواهد کرد. پس باید آماده خونریزی های این جنایتکاران بود. آمادگی به این معنا است که مردم (بخصوص جوانان از زن و مرد) آماده باشند که با چنگ و دندان از آزادی خود و مردم دفاع کنند. نباید به مزدوران رژیم اجازه داد که به راحتی به تعرض خود علیه مردم ادامه دهند. نباید به عمال رژیم اجازه داد که جوانی را در سحرگاه از خانه اش یا خوابگاهش بدزدند و در سیاه چال ها به مرگ محکوم کنند. نباید اجازه داد که جوانان ما را در ملاء عام یا در خفا به دار کشند. نباید اجازه داد که زنی را سنگسار کنند. نباید اجازه داد که در محل زندگی و کارمان اطلاعاتی ها جاسوسی و بسیجی ها حکومت کنند. به یک کلام باید آزادی و حقوقمان را بدست خود به کف آریم. چه با تفنگ چه با مشت!

دور سرنگونی این رژیم آغاز شده است. 22 بهمن 57 سرآغاز زندگی نکبت بار آن بود. باشد که 22 بهمن 88 سرآغاز مرگ آن باشد. شعار مرگ بر جمهوری اسلامی را در سراسر ایران طنین افکنیم. باید کاری کنیم که کارگران – زن و مرد – از کارخانه ها و کارگاه ها و شهرک های فقر زده به مراکز تجمع مردم سرازیر شده و بر قدرت امواج مقاومت و مبارزه بیفزایند. باشد تا در این روز جوانان کمونیست با پرچم سرخ خود نوید دهنده آینده ای نوین و یک نظام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نوین باشند که رهائی بشریت بر سرلوحه آن حک شده است. باید کاری کنیم که دانشجویان و دانش آموزان آگاه برای مردم مستدلل کنند که نمی توان ترسیم افق آینده را بر عهده رهبران سبز گذاشت که اینان همانند سی و یکسال پیش با حقه و نیرنگ دیرک های خیمه جمهوری اسلامی را محکم خواهند کرد.

ماشین زندان، شکنجه و اعدام جمهوری اسلامی سی و یکسال بی وقفه علیه کمونیست ها و مبارزین آزادیخواه، کارگران اعتصابی، جوانان به ستوه آمده از بیکاری و بی آیندگی و زنانی که زنجیرهای اسارت را بر نمی تابیدند کار کرد. اما بالاخره جویبارهای خشم و نفرت از این همه ظلم و بیداد تبدیل به سیلی خروشان شد و می رود تا جمهوری اسلامی را برای همیشه دفن کند.

 

حزب كمونيست ايران (ماركسيست _ لنينيست _ مائوئيست)

16 بهمن 1388

 آدرس تارنماwww.sarbedaran.org

 آدرس پستيpostfach 900211, 51112 koln, Germany

 پست الكترونيكيHaghighat@sarbedaran.org

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 22 بهمن، تدارک مراسم تدفین جمهوری اسلامی!
 نوشته
 حزب کمونیست ایران م ل م
 در تاريخ
 2010-02-11
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در