Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 سربداران   شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ برابر با ۰۴ آوريل ۲۰۲۰                    
 
25 امين سالگرد قيام سربداران در آمل

25   امين سالگرد قيام سربداران در آمل

گفتگو با نويسنده کتاب "پرنده نو پرواز"

 

□ از انتشار کتاب "پرنده نو پرواز" دو سال و نیم می گذرد. مضافا امسال مصادف با 25 امین سالگرد قیام مسلحانه سربداران در آمل است. فرصت مناسبی است تا با تو گفتگوئی در رابطه با تاثیرات این کتاب و مباحث حول و حوش آن داشته باشیم. اما قبل از آن بگو که کتاب تا چه حد مورد استقبال قرار گرفته و چه تعداد از آن به فروش رفته است؟

 

من هم به نوبه خود سالگرد این قیام را به همه رفقا تبریک می گویم. با وجود اینکه 25 سال زمان طولانی است، اما حزب ما هیچگاه این قیام را مربوط به گذشته ندانسته بلکه درسهای آنرا موضوعی مربوط به حال و آینده می داند.

25 سال زمان دوری است اما بیش از هر زمانی این قیام به ما نزدیک است و کماکان به ما شور و انرژی می دهد.  خاطره قهرمانی های رفقای شرکت کننده در مبارزه مسلحانه سربداران و درسهای این قیام همواره برای ما زنده است.

می گویند هر 25 سال نشانه ظهور یک نسل جدید است. همانطور که در اعلامیه امسال حزب به این مناسبت آمده امیدوارم که ما همراه با نسل جدید بتوانیم دستاوردهای انقلابی این قیام را پاس داریم و درسهای آن را بکار گیریم.

بر این نکته هم تاکید کنم که دشمن نیز ما را  فراموش نکرده است. همین که  آیت الله جوادی آملی عضو مجلس خبرگان و احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهوری کشور برای یاد بود "واقعه آمل" به این شهر رفته اند خود بخوبی گویا اهمیت این روز برای آنان می باشد. یا طی این مدت در برخی روزنامه های رسمی و سایتهای خبری وابسته به جمهوری اسلامی، خبر انتشار این کتاب منعکس شد.

در مورد تیراژ کتاب بگویم که تعداد آن 750 عدد بود. متاسفانه 100 عدد آن در جریان مبادلات پستی به آمریکا مفقود شد. اگر اشتباه نکنم حدود سی عدد آن توسط دولت کانادا ضبط شد. تا کنون پانصد عدد آن به فروش رسیده و حدود صد عدد از آن باقی مانده است. این تیراژ نسبت به نشر کتاب در خارج  از کشور مناسب است. بوِیژه آنکه از طریق شبکه های رسمی پخش نشد و عمدتا توسط رفقا در کشورهای مختلف به فروش رسید. کلیه هزینه های چاپ و پست این کتاب از قبل و در جریان پخش آن تامین شد.

می توانم بگویم که در مجموع استقبال از این کتاب خوب بود. با توجه به اینکه بخش اعظم این کتاب در شماره های مختلف نشریه حقیقت از قبل منتشر شده بود و بسیاری از علاقمندان از طریق اینترنت در داخل و خارج کشور نیز بدان دسترسی داشتند.

اما واقعیت این است که چنین تیراژی هنوز رضایت بخش نیست و امیدوارم بتوانیم هر چه زودتر به چاپ دوم کتاب برسیم و پاره ای کمبودهای آنرا نیز در چاپهای بعدی جبران کنیم. و یا امکاناتی فراهم شود که بتوانیم این کتاب را در داخل کشور نیز در سطح وسیع تکثیر و پخش کنیم. 

□ منظور از کمبودها چیست؟

فی المثل برخی جوانان که آشنائی با گذشته اتحایه کمونیستهای ایران و کلا وقایع سالهای 60 – 1357 نداشته تمایل داشتند که فصلی به تاریخچه سازمان انقلابیون کمونیست و اتحادیه نیز اختصاص می یافت و یا تحلیل طبقاتی مفصل تری از وقایع دوره انقلاب ارائه می شد. یا برخی خوانندگان مایل بودند اسناد بیشتری بوِیژه در زمینه مبارزات درونی آن دوران منتشر می شد. من این دسته از خوانندگان را به مقاله "نگاهی به تاریخچه اتحادیه  کمونیستهای ایران(سربداران)" (مندرج در حقیقت دوره دوم،  شماره ویژه طرح برنامه حزب - آبان  1378) و همچنین جزوه با "سلاح نقد – جمع بندی از گذشته اتحادیه کمونیستهای ایران" رجوع می دهم. به امید آنکه بتوانیم در چاپهای بعدی به این نیازها نیز به فرم  مناسب پاسخ دهیم و مجموعه اظهار نظرات و مباحث حول این کتاب را نیز در یک مجموعه گرد آوری کنیم.

□ تاثیرات عمومی این کتاب چه بود؟

مثبت بود. بسیاری از خانواده های شهدا ( بویژه در داخل کشور) از انتشار این کتاب خوشحال شدند از اینکه تلاشهای فرزندانش در تاریخ  ثبت شد راضی بودند. فی المثل پدر یکی از رفقای جانباخته که کارگر بازنشسته شرکت نفت است با علاقمندی کتاب را دنبال کرده و از این بابت احساس غرور و رضایت می کرد. بسیاری از اعضای خانواده های شهدا و رفقائی که در صفوف اتحادیه در دوران انقلاب فعال بودند از طریق اینترنت کتاب را مشاهده و مشتاقانه آنرا مطالعه کردند. اخیرا با خبر شده ام که عده ای از علاقمندان سی دی این کتاب را تکثیر کرده و به خانواده های شهدا اهدا می کنند. این روش خوبی است و امیدوارم  فراگیر شود.

آنچه که برای حزب ما شعف انگیز است حساسیت و کنجکاوی  نسل دوم، مشخصا نسل دوم  خانواده های شهدا در داخل کشور نسبت به این کتاب بود. این دسته از جوانان علاقه مندی زیاد از خود نشان  داده  و می خواستند بدانند  انقلابیون نسل قبلی،  کسانی  که در فامیل همیشه به خوبی از آنها یاد می شد، چکار کردند و چرا جانشان را از دست دادند. البته با نمونه های جالبی از بی تجربگی هم روبرو شدیم. برخی از این جوانان زمانی که از انتشار کتاب با خبر شدند به کتابفروشی محل خود رجوع کرده و سراغ آنرا گرفتند.

در سطح دیگر، نیز این کتاب تاثیر بسیار مثبتی بر مجموعه روابط و دوستداران حزب ما داشت. بسیاری از رفقا تازه از طریق این کتاب در جریان جزئیات مبارزه مسلحانه سربداران قرار گرفتند. و به دید روشنتری از مباحث سیاسی آن دوران و نتایج آن بر خط نظامی سربداران دست یافتند. این کتاب مورد استقیال کمونیستهای انقلابی افغانستان نیز قرار گرفت.  

البته بخشهائی از جنبش چپ ایران که برای جمعبندی از تجارب مبارزاتی گذشته اهمیت قائلند از این کتاب استقبال کردند. برخی رفقای خارجی نیز خواهان ترجمه این کتاب به زبان انگلیسی شدند.

در مجموع می توانم بگویم که "پرنده نوپرواز" توانست گوشه ای از مبارزات قهرمانانه نسل قبلی کمونیستها را بطرز موثری منعکس کند. این مسئله  هم به هم نسلان من غرور و افتخار بخشید هم به انقلابیون نسل جدید.

□ آیا می توانی به برخی موارد خاص هم  اشاره کنی؟

نمونه های این تاثیرات را می توان در ستونی که نشریه حقیقت به درج نظر خوانندگان "پرنده نوپرواز" اختصاص داده، مشاهده کرد. از زاویه تاثیرات ایدئولوژیکی این کتاب بر خوانندگان آن و از زاویه دامن زدن به برخی مباحثات سیاسی در باره  راه انقلاب و رابطه مبارزه مسلحانه و جنبش کارگری یا متد جمعبندی از یک تجربه و کلا برخورد به تجارب تاریخی و متد علم تاریخ.

وقتی جوانی می نویسد با این کتاب "معنای واقعی عشق و آزادی را درک کردم ...  به خود قول دادم که راه من راه ایشان و هدف من هدف ایشان باشد ... به امید روزی که پرنده نو پرواز به اوج قله آزادی برسد و آنجا آشیانه به پا کند."

یا زن جوانی می نویسد این کتاب" باور را معنا کرد. اراده و مقاومت را"

یا رفیق جوان دیگری می نویسد: "ما راهی را انتخاب می کنیم که در آن مفهوم واقعی پرواز وجود داشته باشد."

یا رفیق جوان دیگری که سال 60 نوجوان بود، درسهای مشخص این قیام را بر می شمرد و با توجه به روحیه  شورشگرانه رفقای زنی چون سوسن امیری در مقابل برخوردهای مردسالارانه بر اهمیت گسست از ایده های کهن در رابطه با مسئله زنان تاکید می کند. همگی برای ما شور انگیز است.

یا تاریخ پژوهی از این کتاب به عنوان "اولین تالیف تاریخی" از حوادث مربوط به چپ دوران انقلاب نام می برد که "کارپایه ای بدست تاریخ نگاران می دهد." در واقع مهر تاکیدی است بر ارزش تاریخی این کتاب.

یا زمانی که یک رفیق افغانستانی می گوید "پرنده دیگر نو پرواز نیست" در واقع مسئولیتهای ما را برا ی کسب پیروزی یادآوری می کند.

وقتی رفیق دیگری بر اهمیت پاسخگوئی به مصافهای جدید تئوریکی و پراتیکی تاکید می کند همه و همه نشانه تاثیرات ایدئولوژیکی مثبت این کتاب نه تنها بر خوانندگانش  بلکه متقابلا بر خود ما نیز هست. چرا نشانه آن است که پایه اجتماعی وسیعی برای انقلاب موجود است.

□ به نظر می رسد خوانندگان کتاب در درجه اول تحت تاثیر لحن و فرم حماسی کتاب قرار می گیرند و بیش از حد انتظار در کنار حس غرور و مبارزه جوئی متاسف و اندوهگین می شوند.

درست است. اتخاذ لحن حماسی خود تضادی را ببار آورده است. واقعیت این است که آن درجه از فداکاری، جسارت و دلاوری را نمی شد بدون اتخاذ این لحن و فرم بخوبی منعکس کرد. در عین حا ل هدف کتاب صرفا ارائه یک یادواره حماسی از قهرمانی کمونیستهای نسل قبل نبوده و نیست. هدف اصلی کتاب آشنا کردن مخاطبین با یک تجربه انقلابی که از سر گذراندیم، مشکلات عینی و ذهنی که با آن روبرو بودیم. اهمیت داشتن خط سیاسی نظامی صحیح و گرفتن درسهای مشخص برای نبردهای پیشاروی بوده و هست. به هر حال این واقعیتی است که کسی که بار اول این کتاب را می خواند بیشتر توجهش جلب از خودگذشتگی ها و مبارزه جوئی های شخصیتهای کتاب می شود تا درسهای مهم خطی آن. شاید راه حل این باشد که کتاب دوبار خوانده شود و مهمتر از آن به حولش بحث جمعی سازمان داده شود.

این هم واقعیتی است که بسیاری از خوانندگان ارزش، اهمیت و نقش و جایگاه کمونیستهای آگاه را درک می کنند و همگی فقدان آن رفقا را در مبارزات کنونی عمیقا حس می کنند. این امر موجب خلق فضای غمگنانه ای در ذهن می شود. از اینکه چه آگاهی و انرژی انقلابی در نسل قبلی موجود بود و جنبش نوین کمونیستی نتوانست از آن بخوبی استفاده کند. مسلما این مسئله بر بار مسئولیتهای حزب ما می افزاید. اما  بر بار مسئولیتهای خوانندگان کتاب هم می افزاید که می توانند چنین نقشهائی را بر عهده گیرند و بی جهت بین خود و آن انسانهای مبارز فاصله ایجاد نکنند. "پرنده نوپرواز" الگوی های مبارزاتی خوبی را معرفی می کند که هر فردی می تواند خصوصیاتشان را فراگیرد. چندی پیش در مورد جوانی از خوانندگان این کتاب شنیدم هنگام انجام کار دشواری مجبور شد ساعتهای متمادی خستگی،  گرسنگی و تشنگی را تحمل کند او می گفت با یادآوری صحنه های کتاب "پرنده نوپرواز" توانست از پس آن سختی ها بر بیاید. شاید این نمونه بیش از اندازه ساده باشد اما بیان حقیقتی است.

پتانسیل انقلابی عظیمی در جامعه ما پس از 25 سال سرکوب وحشیانه ذخیره شده که می تواند به صحنه بیاید و تغییرات مهمی را موجب شود به شرطی که با آگاهی کمونیستی پیوند بخورد و کمونیستها صحیح عمل کنند و از اشتباهات دوری گزیند.

□ نیروهای چپ نسبت به این کتاب چه برخوردی داشتند؟

متاسفانه می توان گفت اکثریت نیروهای چپ با بی تفاوتی از کنار این کتاب گذشته و کلا سکوت پیشه کردند. بی توجهی و سکوت اکثریت گروههای چپ نسبت به این تجربه را نمی توان صرفا به گروه گرائی و سکتاریسم تقلیل داد. ما از یکسو شاهد بی توجهی مفرط به تجارب تاریخی از جانب اکثریت آنان هستیم. آنان حتی برای جمعبندی از تجارب گروه خویش نیز اهمیتی قائل نیستند. اما مهمتر از آن ما با یک گرایش رفرمیستی روبروئیم که نقشی برای قهر در پیشبرد تحولات انقلابی جامعه نمی بیند. هر چند که بسیاری از گروههای چپ صحبت از درهم شکستن ماشین دولتی می کنند اما تبلیغ و ترویج قهر انقلابی در ادبیات سیاسی آنان جائی ندارد. طبعا اگر کسی واقعا خواهان سازمان دادن انقلاب قهر آمیز باشد به هر تجربه مثبت و منفی در این زمینه توجه نشان خواهد داد و درسهای آنرا به به میان توده ها خواهد برد و بکار خواهد گرفت.

 بقول مارکس کمونیستها با وظیفه ای به نام "سازماندهی علمی قهر" روبرویند. جنگ یا  قیام یک فن است.  این فن را  باید فرا گرفت. به امور نظامی نیز باید برخورد علمی کرد. همواره با اتکا به تجارب مشخص بهتر می توان راه صحیح جنگیدن را به مردم نشان داد. تاریخ معاصر ایران شاهد بکارگیری اشکال مختلف مبارزه مسلحانه در گوشه و کنار کشور بوده است. متاسفانه از اغلب آنها کمونیستها جمعبندی ندارند. نزدیک به دهسال نیروهای انقلابی و چپ در کردستان جنگیدند اما جنبش کمونیستی ایران هنوز از یک جمعبندی اولیه نظامی در این زمینه محروم است. از این نظر کتاب "پرنده نوپرواز" به عنوان جمعبندی از یک تجربه نظامی مشخص شاید استثنا باشد. ولی به جای اینکه از این امر استقبال شود و به بحث و جدل دامن زده شود، بی تفاوتی و سکوت پیشه می شود. این امر خوبی نیست و بیشتر بیان نفوذ یک گرایش رفرمیستی قدرتمند در جنبش چپ ایران است و. نیاز زیادی به خلاف جریان رفتن است.

□ البته گاهی اینجا و آنجا شنیده می شود که اتحادیه کمونیستها در آن مقطع دچار چپ روی شده و بر همین مبنا مهر چپ روی بر مبارزه مسلحانه سربداران می زنند. فی المثل یکی از خوانندگان کتاب تقریبا نظری مشابه این نظر را برای نشریه ارسال داشته است. ممکنست  این مسئله یکی از دلایل بی توجهی به جمعبندی از این تجربه باشد؟

شاید! حتی اگر کسی واقعا به این جمعبندی معتقد باشد، دلیل موجهی برای بی توجهی نیست. می تواند به عنوان تجربه منفی از قیام آمل درس گیرد و به بحث بر سر این مسئله دامن زند. امیدوارم مفصلتر بتوانیم به مسئله "چپ روی" اتحادیه در آن مقطع بپردازیم. اما در اینجا لازمست به چند نکته اشاره کنم.

داستان مهر چپ زدن به روی مبارزه مسلحانه چندان جدید نیست. این استدلالی دیر آشنا و تکراری است. در جنبش کمونیستی بین المللی هم از سابقه تاریخی معینی برخوردار است. تقریبا هر بار که انقلاب یا مبارزه مسلحانه ای به شکست انجامید، عده ای این استدلال را علم کردند. لنین در رابطه با شکست انقلاب 1905 روسیه نیز با این استدلال از جانب منشویکها روبرو شد که می گفتند نمی بایست دست به اسلحه می بردیم و اینرا یکی از دلایل شکست انقلاب می شمردند.  لنین در مقابل گفت اتفاقا باید قاطعانه تر و همه جانبه تر دست به اسلحه می بردیم و از این طریق انقلاب را بیشتر عمق می بخشیدیم.

بحث این نیست که در جریان مبارزه طبقاتی ما با گرایشات چپ و راست روبرو نخواهیم شد. در حیطه مبارزه مسلحانه و خط نظامی هم این مسئله صدق می کند اما خوب است به واقعیات آنزمان هم رجوع کنیم. گرایش غالب بر اکثر گروههای سیاسی چپ در مقطع سال شصت انفعال و راست روی بود. مسئله ای که در رابطه با هر گروهی به شکل ویژه ای بروز کرد. این مسئله حتی در گروههائی که از ابتدای بقدرت رسیدن خمینی نسبتا مواضع سیاسی بهتری در برخورد به ماهیت جمهوری اسلامی داشتند صدق می کرد. تقریبا همه گروهها تقسیم به دو ـ یعنی تقسیم به جناح چپ و راست ـ شدند و مبارزه با انفعال، راست روی و انحلال طلبی و فرار طلبی در دستور کار کسانی قرار گرفت که خواهان ادامه مبارزه بودند.  کم و زیاد بودن کمیت جناحهای راست در هر سازمان می توانست متفاوت باشد اما مسئله به کمیت خلاصه نمی شد مسئله این بود که راستروی خطر عمده جنبش چپ در آن مقطع بود. اینرا تاریخ هم ثابت کرد.

به دو گونه می توان به تجربه سربداران برخورد کرد:

یکم، "اشتباه بود، نمی بایست دست به اسلحه می بردند!"

دوم، "دست به اسلحه بردنشان صحیح بود، اما به شیوه درستی نجنگیدند!"

"پرنده نوپرواز" بیان برخورد و نگاه دوم به تجربه سربداران است.  در این کتاب عمدتا شیوه غلط جنگیدن سربداران و ریشه های ایدئولوژیک سیاسی آن مورد نقد و بررسی قرار گرفت. بهتر است این شیوه را  در رابطه با بررسی کلیه تجارب مبارزه مسلحانه (حتی مبارزات مسلحانه ای که توسط دیگر نیروهای طبقاتی سازمان داده شد) هم بکار گرفت.

برخورد نوع اول درعین حال ربط دارد به دیدگاههای کلان حاملان آن. به دیدگاه معینی که در بین این افراد از مبارزه مسلحانه و کلا رابطه میان فاکتور عینی و ذهنی موجود است. از نظر این دیدگاه تنها شرکت در مبارزه مسلحانه ای صحیح است که از همان ابتدا توده ای باشد. مدل این دسته از افراد در بهترین حالت کردستان است که بنا بر یک شرایط تاریخی معین یک جنبش توده ای مسلحانه شکل گرفت و کمونیستها بیاری آن برخاستند. بی جهت نیست که اشکال دیگر آغاز مبارزه مسلحانه از جانب آنان چپ روانه ارزیابی می شود.

در صورتی که بسیاری از مبارزات مسلحانه در تاریخ در ابتدا توسط عده ای سازمان یافت سپس توده ای شد. فاکتور ذهنی می تواند نقش فعالی در براه انداختن مبارزه مسلحانه داشته باشد و پروسه انقلاب را تسریع کند. ندیدن این مسئله و ندیدن ناموزونی انقلاب و امکان براه اندازی مبارزه مسلحانه در گوشه و کنار کشور راست روی است و به دنباله روی و رفرمیسم در میان کمونیستها دامن می زند.

□ سئوال آخراین است که حزب ما از زمان انتشار این کتاب فراخوان داد که "پرنده نوپرواز" را به ابزار کار توده ای بدل کنید تا چه حد این کار صورت گرفت و چگونه می توان این مسئله را تقویت کرد؟

تلاشهای معینی ـ هر چند ناموزون ـ در این زمینه سازمان یافت. اما بهیچوجه کافی نیست و متناسب اوضاع نیست. رفقای ما در پخش کتاب زحمات زیادی کشیدند. اما به بحث و جدل در مورد آن دامن نزدند.  به نسبتی که کتاب پخش شد تعداد نظرات دریافتی محدود است. فکر کنم راه حل برای تقویت این مسئله اتخاذ هر چه بیشتر مشی توده ای است. یعنی رجوع به خوانندگان، سازمان دادن بحث جمعی، تشویق خوانندگان به ابراز نظر (کتبی یا شفاهی) و برقرار کردن یک رابطه ذهنی فعال و متقابل با آنان است. 

این را هم در نظر بگیرید که در کتاب "پرنده نوپرواز" از زوایای گوناگون مسائل مختلفی طرح می شود. سئوالات و مسائلی که انقلابیون در پیشبرد هر مبارزه انقلابی با آن روبرو می شوند. مسائلی چون رهبری، جنگ، سیاست، ایدئولوژی، مناسبات کمونیستی، برخورد به شکست و ناکامی، نقشه ریزی و غیره  که هر یک می توانند با توجه به علائق خوانندگان سرمنشا بحثهای مفصلتر در مورد حزب و انقلاب باشد.

ما در دوره ای بسر می بریم که جلب و سازماندهی مردم بویژه نسل جوان بیش از هر زمانی نیازمند کار ایدئولوژیک سیاسی همه جانبه، مستمر و پیگیر در زمینه های مختلف است. "پرنده نو پرواز" می تواند پنجره ای باشد بروی افق های گسترده تر. به امید اینکه رفقای ما بتوانند بهتر و بیشتر از این ابزار سود جویند.

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 25   امين سالگرد قيام سربداران در آمل گفتگو با نويسنده کتاب "پرنده نو پرواز"
 نوشته
 حقیقت شماره 32 دور دوم
 در تاريخ
 2007-01-21
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در