Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 سربداران   شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ برابر با ۰۴ آوريل ۲۰۲۰                    
 
نامه يکی از رفقا در پاسخ به يک گرايش

نامه يکی از رفقا در پاسخ به يک گرايش

(مباحثه حول کتاب پرنده نو پرواز)

 

 

سلام رفقا!

يکي از دوستان من پس از خواندن کتاب پرنده نوپرواز سوالاتي طرح کرد که سوالات وي را همراه با جواب خودم برايتان ارسال مي کنم. سوال اين است كه چرا سربداران بدون اينكه در درون طبقه كارگر، سازمان كارگري بزرگي بوجود آورده باشند دست به اسلحه بردند؟ ميگويند چرا بدون طي مراحل تدريجي مبارزه طبقاتي دست به مبارزه مسلحانه زدند؟ در صورتي كه مبارزه مسلحانه بايد در انتهاي  مبارزات طولاني براي سازماندهي كارگران صورت گيرد.

بايد بگوييم همانطور كه ما در شرايط ويژه سال شصت ديديم و در كتاب پرنده نوپرداز به آن اوضاع اشاره شده، حمله به بخش هاي مختلف نيروهاي انقلابي با هدف سركوب وسيع و تحكيم قدرت ارتجاعي در دستور كار رژيم قرار داشت. مسئله چگونگي پيشبرد مبارزه انقلابي و مقابله با ارتجاع به سوال عمومي روز تبديل شده بود. جريانات سياسي مختلف مجبور بودند برخورد عملي به قدرت سياسي را هم در زمينه استراتژي و هم تاكتيك مشخص كنند. برخي جريانات چپ يا جناح هايي از درون آن سازمانها اين بحث را مطرح كردند كه الان نمي شود كاري كرد و بايد كنار كشيد و حفظ خود كرد و به فكر كار دراز مدت بود. برخي نيز با همين هدف و نگرش، در ادامه حتي وجود تشكلشان را زير سوال بردند. تئوري و استراتژي اي كه پشتوانه اين گرايش شد به راه از اعتصاب تا قيام مشهور بود. بر مبناي اين استراتژي مي گفتند كه بايد برويم در ميان كارگران، كار درازمدت انجام دهيم و با سازماندهي و گسترش اعتصابات كه طي يك دوره طولاني به يك اعتصاب سراسري منتهي ميشود و به مرحله قيام پا بگذاريم. مثال و نمونه مورد نظر آنها براي اين راه، عمدتا برداشتي بود كه از انقلاب پنجاه و هفت و قيام ۲۲ بهمن داشتند. قيام خودبخودي توده اي که سريعا توسط  ائتلاف امپرياليستها، خميني و بخشهائي از ارتش شاه سر و ته آن به هم آمد، انقلاب در ميانه راه سقط شد و نيروهاي ارتجاعي به قدرت رسيدند.

اين گونه سياستهاي تدريج گرايانه در دورانهاي مختلف و به شكل هاي مختلف، مسئله حركت براي كسب قدرت را زير سوال برده است. پيروان اين سياستها بجاي بسيج كارگران حول كسب قدرت سياسي، آنان را حول مسائل مربوط به دستمزد و مطالبات اقتصادي بسيج مي كنند. يك وجه ديگر نگرش آنان، نفي موجوديت و يا پتانسيل طبقات ديگري است كه منافعشان در گرو انقلاب است و ميتوانند با پرولتاريا در راه پيروزي انقلاب متحد شوند. بدين ترتيب، اين مساله اساسي كه پرولتاريا براي انقلاب كردن بايد طبقات ستمديده ديگر را به زير پرچم برنامه خود جذب كند و رهبريشان كند را زير سوال ميبرند. شناخت مخدوشي از طبقات اجتماعي و صف دوستان و دشمنان انقلاب را مطرح مي كنند. بر اين باورند كه كارگران مسائل اقتصادي و صنفي را راحت تر و سريعتر مي فهمند. و کارگران نمي توانند به مسائل پيچيده تر مربوط به قدرت سياسي حاكم و چگونگي حكومت طبقات ارتجاعي بر كارگران و توده هاي تحت ستم  فکر کنند. تدريجگرايان مي گويند كه بعدها، وقتي كه مبارزات اقتصادي رشد كرد، كسب قدرت را مطرح مي كنيم! همانطور كه در كتاب پرنده نوپرواز مي خوانيم، همين نگرش و نظرات به صورت خط اقليت در اتحاديه كمونيستهاي ايران هم شكل گرفت و در موقعيت تعيين كننده سال شصت در مقابل حركت سربداران ايستاد. تدريجگرايي، عدم درك تغييرات و جهش ها در اوضاع سياسي، و ضرورت تدوين و معنا كردن استراتژي و تاكتيكهاي انقلابي بر متن اين اوضاع متحول، از مختصات پيروان اين خط بود.

يک نوع ديگر طرح همان نظر اين است که حركت سربداران يك حركت عجولانه و محروم از پشتوانه فعاليت و سازماندهي دراز مدت از قبل بوده است. مي گويند بايد به کار در بين كارگران مي پرداختند و تشكلات كارگري بزرگتري ايجاد مي كردند تا چپ بتواند واقعا پايه كارگري داشته باشد.

سوال اينجاست كه آيا كمونيستها چنين تجاربي را از سر نگذرانده اند؟ برعكس. تجارب زيادي در اين زمينه وجود دارد. مشكل جنبش كمونيستي در آن دوره، فقدان اينگونه تشكلات و پايه نداشتن در ميان كارگران نبود. از اين نوع تشكلات با خط از اعتصاب تا قيام را هم در دوره انقلاب پنجاه و هفت داشتيم و هم دهه شصت و همزمان با جريان سربداران. در سطحي ديگر در دهه هفتاد و در حال حاضر هم جرياناتي را مشاهده مي كنيم كه با اين نقطه نظرات در  ميان كارگران فعاليت مي كنند. البته دوره هايي بوده كه برخي از آنها توانسته اند عده اي را دور خودشان جمع كنند. ولي هيچگاه كميت، دليل كمونيستي بودن يك خط نبوده و نيست. بگذاريد اين حقيقت را هم تكرار كنيم كه يك حزب كمونيستي در ابتداي كار نيرويي كوچك است و حتي وقتي كه در جريان پيشرفت انقلاب، نيرويش افزايش مي يابد نسبت به كل اهالي در اقليت باقي خواهد ماند. اين معضل از خصلت جامعه طبقاتي بر ميخيزد و هميشه اينطور خواهد بود.

در اين مباحث به نمونه انقلاب روسيه نيز رجوع داده مي شود. اين تصوير داده شده كه كمونيستها در روسيه طي سالها و به تدريج درون طبقه كارگر سازماندهي كردند و ساليان سال فقط اعتصابات كارگري راه انداختند و در انتها دست به يك قيام

مسلحانه زدند. يعني يك مسير مستقيم الخط. اين نقادان در مقابل اين تصوير از انقلاب اكتبر، حركت سربداران را يك كار عجولانه و ناپخته عنوان ميكنند كه در عكس العمل به قلع و قمع نيروهاي چپ در سال شصت صورت گرفت.

عليرغم اين برداشت تدريج گرايانه از انقلاب روسيه،

بايد تاكيد كنيم كه لنين و رفقايش براي تشكيل حزب و تدوين راه قهرآميز كسب قدرت سياسي، در مقاطع مختلف دقيقا عليه تدريج گرايي مبارزه كردند. جوهره بحث لنين در چه بايد كرد چيست؟

در راس قرار دادن آگاهي کمونيستي، تکيه بر پيشروان طبقه کارگر، و حرکت نقشه مند و آگاهانه براي کسب قدرت سياسي. عملكرد لنين و همراهانش در انقلاب ۱۹۰۵ چيزي جز اين نبود.

در آن دوره، لنين فراخوان قيام مسلحانه را داد كه اين براي بسياري از تدريج گرايان و اكونوميستهاي

آن روز، قابل هضم نبود و با آن مخالفت كردند. و با همين نگرش بود كه بخش نسبتا بزرگي از حزب بلشويك حتي در آستانه انقلاب اكتبر ۱۹۱۷ با قيام مسلحانه مخالف بودند و اين كار را آنارشيستي و جدا از توده مي دانستند. بخشي از اينها بعدها، انقلاب اكتبر را كودتا ناميدند با اين استدلال كه بر مبناي اراده سياسي اكثريت طبقه كارگر انجام نگرفته و فقط به اراده حزب تصميم گيري شده است. نكته اي اساسي كه از نگاه تدريج گرايان پنهان مانده بود و كماكان نيز چنين است، قانونمندي تكوين و سامان يابي مبارزات طبقاتي و اجتماعي است. اين نه فقط در مورد يك انقلاب با همه پيچيدگي هايش، بلكه حتي درباره برپايي يك اعتراض جمعي يا اعتصاب كارگري هم صدق مي كند. در هر مبارزه اي، گرايشات مختلف و متضاد (پيشرو و پسرو) به ناگزير وجود دارند و در مقابل هم قرار مي گيرند. اين در مورد كارگران و جنبش كارگري هم صدق مي كند. پيشروي مبارزه در گرو تحليل مشخص و برنامه ريزي مشخص در هر مقطع براي حل تضادهايي است كه اوضاع متحول و در حال تغيير مبارزه طبقاتي در برابر مبارزان طبقه كارگر قرار مي دهد. بدون اين تحليل مشخص، بدون ابتكار عمل براي تغيير شرايط، و بدون تشخيص گرايشات مختلف در هر مقطع حتي نمي توان يك اعتصاب موفق را رهبري كرد چه رسد به يك انقلاب. هيچ مبارزه اي مستقيم الخط و با اضافه شدن ذره ذره كارگران در نتيجه يك فعاليت تربيتي و آكادميك عناصر كمونيست در بين آنان پيش نرفته و نخواهد رفت. اگر با اين ديد به تاريخ نگاه كنيم، مي توانيم افت و خيزها و علل پيشرويها و عقبگردها و نقش عنصر آگاهي در شكل دهي و تغيير شرايط عيني را ببينيم. در غير اينصورت، تاريخ براي ما به يك رشته وقايع كه به نرمي پشت هم چيده شده، يك مشت آمار و ارقام، و چند الگو و طرح از انقلاب و كودتا و اعتصاب و انتخابات تبديل خواهد شد.

چكيده بحث لنين با اكونوميست ها و كساني كه بدنبال خرده كاري و دنباله روي از مبارزات خودبخودي طبقه كارگر و توده ها ميروند، اين است كه وظيفه كمونيستها به همان مبارزات اقتصادي جنبه سياسي دادن نيست، بلكه كمونيست ها بايد كارگران را با علم انقلاب و چگونگي كسب قدرت از همان ابتدا آگاه كنند و اين سياست را از خارج اين طبقه بدرون آنها ببرند. بحث لنين مبارزه با نظري است كه مي خواهد بتدريج و ذره ذره مبارزات اقتصادي را جلو ببرد و در بهترين حالتي كه بخشي از آنها ميگويند بعدا جنبه سياسي به آن مبارزات بدهند و در انتها به يك قيام برسانند. ما در روسيه نيز ديديم كه مبارزات قهرآميزي مثل قيام ۱۹۰۵ هم قبل از اكتبر۱۹۱۷ انجام شد و بعد از آن نيز چندين سال جنگ داخلي بزرگي براي كسب قدرت سراسري در كل كشور داشتند. در مبارزات مختلف، كارگران و ديگر طبقات انقلابي را مي بينيم كه چگونه در مبارزات قهرآميز كه خيلي از موارد به زد و خورد با نيروهاي نظامي ارتجاع منجر ميشد، مثل اول ماه مه ها بسيج و آگاه ميشدند. سياست بسيج آن توده ها كاملا با آن مبارزات آرام و يكنواخت و حول مطالبات اقتصادي و دراز مدت بدون تنش و جهشي كه خط اعتصاب تا قيام مي بيند، فرق ميكرد.

همانطور كه در كتاب پرنده نو پرواز آمده است، در آن دوران هم كارگران و توده هايي كه در صف انقلاب بودند، سازمانها و جريانات سياسي، همه نسبت به اوضاع يكسان برخورد نكردند و در آنها نيز جهتگيريهاي پيشرو و عقب افتاده ديده ميشد. خطوط و سياستهاي مختلف، پايه توده اي خودشان را دارند و با پيش گذاشتن خطشان آنها را بسيج مي كنند. در درون طبقه كارگر هم كارگران پيشرويي بودند كه در جاهاي مختلف اخبار حركت سربداران و نياز پشتيباني و شركت در چنين عملي را بين توده هاي ديگر در كارخانه ها ميبردند و ميخواستند در اين مبارزه شركت كنند و همان زمان کارگراني بودند که تحت تاثير گرايشات اکونوميستي شعار مي دادند: «حزب الله ميميرد، حواله هم ميگيرد»؛ آنهم در شرايطي که مسئله قدرت سياسي و چگونگي برخورد به آن به مسئله محوري جامعه تبديل شده بود و ارتجاع براي تحكيم و ثبات قدرت سياسي اش کودتاي خرداد شصت و سركوب توده اي و دستگيري گسترده نيروهاي انقلابي را راه انداخته بود. وجود اين سياستهاي مختلف نشاندهنده جايگاه و سياست هر جرياني و تقسيم بندي توده ها از جمله كارگران و توده هاي ديگر به پيشرو و عقب افتاده بود.

در واقعيت توده هاي پيشرو به سياستهاي پيشرو سريعتر جواب ميدهند و خيلي خوب مي توانند آن سياستها را درك كنند و خيلي سريع تر جذب كنند. همانطور كه لنين در «چه بايد كرد؟» ميگويد ذهن كارگران و مبارزات آنها را در شناخت و ديدن سياستهاي طبقات مختلف و مسائل مختلف جامعه بايد فعال كرد و در مبارزات مهم و تعيين كننده در جامعه آموزش سياسي داد.

سربداران با سازمان دادن مبارزه مسلحانه پرچم مبارزه مستقل كمونيستي براي كسب قدرت سياسي را جلو گذاشت و برخلاف جرياناتي كه خط تسليم طلبي و "عقب نشيني فعال" اتخاذ کرده بودند حرکت کرد. ما در تجربه انقلاب در روسيه نيز مي بينيم، خط تدريجگرايي و مبارزات صنفي و در چارچوب قوانين دولت ارتجاعي حاكم، در ادامه و تكامل به رفرميسم و نفي كامل انقلاب قهر آميز در مي غلطد. در سياست رفرميستي ريشه هاي ستم يعني دولت ارتجاعي به فراموشي سپرده ميشود و به برخي مطالبات اقتصادي محدود ميشوند، مثل اضافه حقوق و ساعت كار و غيره. در نهايت دولت ارتجاعي پابرجا باقي مي ماند و استثمار ادامه مييابد.

آنجايي كه در كتاب پرنده نوپرواز ميگويد خط تدريجگرايانه اعتصاب تا قيام، كسب قدرت و مبارزه مسلحانه را به ابد رجوع ميدهد، منظورش از لحاظ زماني نيست كه طولاني ميشود، بلكه مسئله اساسي اين خط همانطور كه در كشورهاي مختلف در پراتيك نشان داده شده، به رفرميسم ميانجامد و عملا انقلاب را به فراموشي و ابد مي سپارد. همانطور كه در ايران هم ديديم كه خيلي از اين جريانات حتي تشكل كمونيستي و حزب پرولتري، دستاوردهاي انقلاب در جهان از جمله دستاوردهاي انقلابات روسيه و چين را در همان حول و حوش سالهاي شصت، زير سوال بردند و كلا انحلال طلب شدند.

نكته ديگري كه در رابطه با كتاب پرنده نوپرواز مطرح ميشود اينست كه چطور ميشود که ما هنوز در ابتداي سازماندهي كارگران باشيم، پراكندگي مبارزات و بي هدف و بي برنامه بودن كارگران را ببينيم و با اين همه بدون اين قبيل سازماندهي ها به فكر مبارزه مسلحانه و تشكيل ارتش خلق باشيم؟

پاسخ به اين سئوال مستقيما مباحث مربوط به راه انقلاب را  به ميان مي کشد. مشخصا تجربه عطيم انقلاب چين تحت رهبري مائوتسه دون. که چگونه قبل از کسب سراسري قدرت سياسي، مبارزه مسلحانه را در مناطقي از چين آغاز کردند و توده ها و تشکلات توده اي را اساسا حول جنگ سازمان دادند. کتاب پرنده نوپرواز در خدمت به آغاز موفقيت آميز جنگ خلق در ايران، اشکالات خط مشي سربداران را نيز جمعبندي کرده است. هر چند تمرکز اين کتاب بر روي تجربه سربداران است اما با ديدي گسترده از تجارب جهاني کمونيستها و تجارب مبارزه مسلحانه انقلابي در ايران مانند کردستان نيز درس آموزي کرده و يک جمعبندي ارائه داده که براي پيشروي هاي آتي ما تعيين کننده است.

سربداران پرچم مستقل مبارزات كمونيستها را كه در مركزش كسب قدرت سياسي از طريق قهر است را برافراشت. اين مبارزه بسيار مهمي بود كه در تاريخ مبارزات كمونيستها در ايران جايگاه ويژه و برجسته اي يافت.

 

با درودهاي کمونيستي

نسرين


 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 نامه يکی از رفقا در پاسخ به يک گرايش (مباحثه حول کتاب پرنده نو پرواز)
 نوشته
 نامه رفیق نسرین حقیقت 28 دور دوم
 در تاريخ
 2006-07-23
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در