Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 سربداران   سه-شنبه ۲ آبان ۱۳۹۶ برابر با ۲۴ اکتبر ۲۰۱۷                    
 
نگاهی به کتاب «پرنده نوپرواز» - مجید آزادیخواه

 

نگاهی به کتاب «پرنده نوپرواز» - مجید آزادیخواه  




۲تا از رفقا رو زمانی که نوجوان بودم از نزدیک دیده بودم کاک اسماعیل و سحر رو، کاک اسماعیل یک دفعه به یکیاز آشناهام گفت بود فلانی خانوم چند دفعه به شما بگم با چادر مشکی نیا بیرون بعنوان دختر مجاهد میگیرنت، کاک اسماعیل خیلی جدی بود. سحر مثل اون بود آروم و جدی. چند سال بعد بطور گذرا شنیدم که بچه ها آمل رو گرفته بودن و کشته شدن، هرموقه یادش می افتادم غم و افسوس دلم رو پر میکرد تا اینکه کتاب پرندهٔ نو پرواز رو خوندم و از سطح بالای عملیات چه از نظر عقیدتی و چه از نظر نظامی شگفت زده شدم. رفقام زود شکست خوردن ولیسطح کارشون بالا بود برای قضاوت نسل بعد به ما یاد دادند که تاریخ رو مکتوب کنیم.

کتاب پرنده نوپرواز به درستیاول به تحلیل اوضاع وقت میپردازد و بعد راجع به سازمان و اختلاف نظرهایی که همیشه هست و در مورد تصمیمی که گرفته شد یعنی  قیام مسلحانه. همچنین نکات مهمیخاطر نشان میشوند مانند اهمیت مبارزه مسلحانه، انتخاب محل، ضرورت یک حرکت جدی و تبادل نظر و تحقیق که به صورت مفیدی انجام گرفته بود. همه اینها نشان می دهد که یک عمل کورکورانه یا ماجراجویانه نبود:

ما نسلی بوديم آرمان خواه و آگاه، انقلابی وسازمان يافته. نسلی كه به خاك ماليده شدن پوزه امپرياليسم آمريكا را در ويتنام ديده بود، شاهدخيزش انقلابی در دژهای امپرياليستی بود، قهرمانیهای خلق فلسطين را ازنزديك دنبال میكرد، او ججنبشهای انقلابی آزاديبخش در سه قاره و پيشرويهای عظيم ساختمان سوسياليسم درچين را درمقابل «سوسياليسم» منحط و طاس كبابی شوروی تجربه كرده بود. نسلی كه آگاهانه راه خود را انتخاب كرده و در طی انقلاب درسازمانهای انقلابی وكمونيستی متشكل شده بود.

این نکته نشان میدهد که رفقا وظیفه شناس بودند و با توجه به شکست نسل قبل، پیروزی کودتای ۲۸ مرداد، و تازه بودن پیروزی کاپیتالیسم در چین آنها را متوجه به وظایفی کرده بود که در مقابل آرمان هایشان داشتند. جای توجه است که چرا در کشوری که وظیفه شناسی به اندازهٔ مثلا کشورهای غربی تبلیغ نمیشود، فرهنگ کمونیستی انسان را وظیفه شناس میکند. عبارت بعدی از کتاب این نکته را به خوبی توضیح میدهد:

اتحاديه كمونيستها يك جريان سياسی پيشرو در جنبشنوين كمونيستی ايران بود. محصول تاثيرات انقلاب كبيرفرهنگی پرولتاريائی چين و مبارزات حاد مائو عليه رويزيونيستهای شوروی ودر ضديت بابيراهه های مسالمت آميزوطرفدارانقلاب قهرآميز توده ای بود. در صحنه داخلی نيز اتحاديه مرزروشنی با خطرفرميستی ومسالمتجويانه حزب توده و جبهه ملی داشت. برهمين مبنا اتحاديه توانسته بود رهبران وكادرهایكمونيست زيادیرا پرورش دهد،يعنی كسانی كه قادر بودندماركسيسم رابكار گيرند وتحليل كنند ونقشه بريزند وبعنوان يك سازمان سراسری حركت سياسی طبقه كارگر راسازمان دهند. اين هم واقعيتی است كه اتحاديه جوان بود و چند سال از بنيانگذاريش نگذشته بود كه با يك انقلاببزرگ توده ای روبرو شد. آنهم در شرايطیكه به خاطرشكست چين،جنبش بين المللی كمونيستی بابحران روبرو گشته بود. جوانی و بیتجربگی اتحاديه وشرايط پيچيده انقلاب، مثلا همين مسئله كه يك حكومت ارتجاعی از دل  انقلاب بيرون آمده بود، نمیتوانست موجب اشتباهات معين نشود. هم در ارتباط با بر عهده گرفتن مسئوليت كلی رهبری انقلاب، هم در زمينه تحليل و ارزيابی از نيروهای طبقاتی مختلف.

داشتن افق و آرمان رهایی طبقهٔ کارگر، برای مبارزهٔ مسلحانه ضرورتش را در اینجا نشان میدهد که افکار آدمی را باز میکند و توجهش را به چیزهای مهم جلب میکند و با دلخوشی و رضایت خاطر وظایفش را انجام میدهد. هدف بزرگ انسانهای بزرگ را نیازمند است که برای همکاری پیشبرد اهداف مشترک تقسیم نیرو، فکری و جسمی، در یک سازمان به گرد یکدیگر میایند و پیمان میبندند.

اينكه چكار می خواهيم بكنيم؟ اضطرارش هم صرفا ناشی از طرح سئوال هميشگي«چه بايد كرد؟ » نبود بلكه همزمان پاسخگوئی به سئوال « از كجا بايد آغاز كرد؟ » هم در دستور كار گرفت.

جلوتر که میرویم میخوانیم که آمادگی سیاسی خلق مدّ نظر بوده است همچنین به کار گرفتن درست مسائل لجیستیکی و همچنین آماده ساختن بقیهٔ رفقا به طور فشرده که نکات بسیار مهمیهستند؛ و از خصوصیت و قابلیتهای کاری و اخلاقی رفقا نیز به نحو احسنت استفاده شد:

بطور نمونه می توان روی رفيق مراد (سورنا درخشان) انگشت گذاشت كه بار اصلی مسئوليت كارهای تداركاتی را بر عهده داشت. خصوصيات انقلابی اين رفيق، درايت و هشياريش، دقت وپشتكارش، نظم و انضباط بالايش، توانائيش در اتكاء به تودهها و سنتزنظرات صحيح ديگران، نقش مهمی در هدايت صحيح كارهای تداركاتی پر مخاطره سربداران داشت.

بخش بعدی و اصلی کتاب در درجهٔ اول جزئیات درگیریها را با دقتیبی نظیر توصیف میکند و کارهاییکه رفقا کردند به شیوه دلنشینی توضیح دادهمیشود:

 رفيق ديگری تنها به محاصره سه پاسدار افتاد اما از پس هر سه بر آمد. پاسداران به سمتش نارنجكی پرتاب كرده بودند اما او با خونسردی نارنجك را برداشت وبه سمت خودشان انداخت و حسابشان را رسيد. از آن پس پسوند محاصره به نامش اضافه شد.

نکتهٔ بعدی اشاره های مختلف در باره جنگ مسلحانه و تحلیل آن و ارتباط با مبارزه آنها است به تئوریهای مائو و همچنین قیام مشروطه و فرق بین قیام و جنگ اشاره میشود و خواننده باید با اینگونه ادبیات آشنا باشد وگرنه این قسمتها کمیخسته کننده خواهد بود. این نکته مورد تاکید قرار می گیرد که:  

يك نيروی نظامی برای پيشبرد فعاليتهايش نيازمند نان واطلاعات وگسترش نفراتش است. منبع همه اينها توده های مردمند.

در جای دیگر میخوانیم که:

التقاط ميان جنگ دراز مدت و قيام فوري. علت شكست نبرد آمل عمدتا به اين نكته ربط داده می شد و نتيجه عملی هم كه گرفته می شداين بود كه ما مبارزه مسلحانه مان را بايد ادامه دهيم و آن را بر مبنای جنگ دراز مدت به پيش ببريم. كه آن زمان نام جنگ مقاومت بر آن نهاده بوديم.

در واقع نگرش رفيق شهاب (سیامک زعیم) ربط داشت به مدلی كه سازمان و بطور مشخص خود وی سابقا از آغاز و پيشرفت مبارزه مسلحانه داشت. اينكه تنها در وضعيت معينی كه اكثريت مردم از لحاظ فكری و روحی آماده اند،

می توان از يك شهر يا يك منطقه مبارزه مسلحانه را آغاز كرد و به برخاستن توده ياری رساند. مدلی كه در آن فرق چندانی ميان شهر با منطقه روستائی و يا ميان قيام مسلحانه شهری با مبارزه مسلحانه و جنگ انقلابی درازمدت گذاشته نمی شد نكته جالب اينجاست اين مدل هشت سال قبل از آن توسط وی در جزوه ماركسيست لنينيستها و مشی چريكی جلو گذاشته شده بود.

 

در این کتاب شرح کمونیستهایی که در این نبرد شرکت داشتند,تا آنجایی که امکان پذیر بوده است توضیح داده میشود برای مثال:

 

رفيق مرتضی از كمونيستهای سرشناس شهر تنكابن بود. او در سال ١٣٥٦ برای آشنائی با مواضع سازمانهای كمونيستی به ايتاليا رفت.

 

نقشه هایی که در کتاب ترسیم شدهاند نگاهی به تاکتیک نظامی در یک چشم بهم زدن است. البته به نقاط ضعف و همچنین علل شکست قیام و اشتباهات نیز به اندازه کافی در کتاب اشاره شده است. کاری که سطح بالای فکری و حرفهی بودن را مشخص میکند نقطه نظری که ضامن پیروزیهای آینده خواهد بود و وفادار بودن به گذشته را بطور واقعیی میسر میسازد. نقد خطاها و اشتباهات خود نیازمند شجاعت خاصی است.

 در مورد پيوستن توده های محلی به صفوف خودمان تبليغی نكرديم. چونكه برنامه خاصی در اين زمينه نداشتيم. علت اين مسئله در واقع بر میگشت به ديد آنروزی ما از پروسه پيشرفت جنگ و اينكه سريعا میخواستيم اين جنگ را به شهر بكشانيم. ديد روشنی از نقش دهقانان وكارگران ساكن در روستاها درجنگ و چگونگی ادغامشان درپروسه جنگ نداشتيم. مسئله ای كه اساسا به زمان بيشتری نياز است. درست است كه طرح جديد بر گسترش نيروهایمان تاكيد داشت اما هنوزخيلی چيزهاروشن نبود. ماحتی ازكارگران معدن نخواستيم كه مواد منفجره معدن را دراختيار ما بگذارند. امری كه براحتی امكان پذير بود.

نکتهٔ آخر هم که از اهمیت ویژه ای برخوردار است آوردن متن اعلامیهی نظامی سربداران است این کار بخوبی نشان میدهد که سربداران با خلق ایران در تماس بودند و از اهمیت روابط عمومی و اطلاع رسانی آگاه بودند.

 بر این کتاب نقدی توسط یک تاریخنگار نوشته شده است. آن نقد خاطرنشان میکند که نویسندگان قضیه را یک طرفه نگاه کردند در جواب این نقد نیز پاسخی نوشته شده است کهبر این مبناست که در حقیقت کتابهایی که رژیم چاپ کرد یکطرفه بودند و بسیاری از اسناد و رفقا با ضرباتی که خوردند از بیین رفتند. در کشوری که مطبوعات آزاد وجود ندارد اتحادیه حداکثر تلاش خود را برای نگارش تاریخ کرده است. هردو متن یعنی نقد و پاسخ آن در آرشیو حقیقت در تارنمای سربداران قابل دسترسیاند.

سربداران نشان دادند که انسان میتواند سرنوشت خود را بدست بگیرد و با فکر همکاری و تعهد کارهای بزرگی را انجام دهد.اهمیت این کتاب برای نسلهای آینده اثبات این عقیده است که انسان باید فکر کند و چاره کند چرا که تاریخ نشان داده است که ما بیش از هر چیز به فکر و چاره نیازمندیم. در واقع بی اعتمادی به یک دولت یا قبول نکردن آن باید پیش درآمد عملهای آینده باشد در غیر این صورتبه سرفرودآوردن میانجامد. نسلهای جوان باید بدانند که تصمیم نگرفتن در هیچ شرایطی بهتر از تصمیم گرفتن نیست. در کشوری مانند ایران در مقابل دولتهای ارتجاعی حاکم نیاز به مبارزهٔ قهر آمیز همیشه بوده و خواهد بود؛ آگاه بودن به این امر و شناخت علمی داشتن از آن و چگونگی استفاده از این شیوه مبارزه برای جوانان  بسیار با ارزش است. بخاطر اینکه راه مسالمت آمیز همیشه چاره نیست و فقط به ظاهر آسانتر است. زیرا موجب شکست و حونریزی بیشتر از تن مردم می شود.  تبلیغ مبارزه بدون خشونت نباید جنبهٔ فریب کاری بگیرد و آشنا کردن مردم با ضرورت مبارزه قهرآمیز  باید با مسولیت باشد. انتخاب به عهدهٔ انسانهای وظیفه شناس است.

رفقای سربدار تلاش کردند تا آن بلایی که بر سر مردم ایران طی ۲۸سال گذشته آمده صورت تحقق نگیرد. هر چند آن رفقا شکست خوردند اما مبارزه شان درسهای مهمی از خود به جای گذاشت. کتاب «پرنده نوپرواز» تاریخ را نوشت و خود زندگیجدیدی را در پیش گرفت. زنده باد رفقایی که ماندند تا حقیقت را بازگو کنند.


عبارات ایتالیک از متن کتاب «پرنده نوپرواز» است که در تارنمای سربداران قابل دسترس است.
www.sarbedaran.org


بهمن
۱۳۸۸


 

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
   نگاهی به کتاب «پرنده نوپرواز»
 نوشته
 مجید آزادیخواه
 در تاريخ
 2010-01-21
 منتشر شده در
 
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در