Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 سربداران   سه-شنبه ۲ آبان ۱۳۹۶ برابر با ۲۴ اکتبر ۲۰۱۷                    
 
اوین، سال 1362 و شنیده هایم در مورد رفیق سیامک زعیم

اوین، سال 1362 و شنیده هایم در مورد رفیق سیامک زعیم

 

آناهیتا رحمانی

 

بازنشرِ اثر مهم سیامک زعیم، «مارکسیست – لنینست ها و مش چریکی»، به مناسبت سی و سومین سالگرد قیام سربداران در سایت حزب کمونیست ایران (م.ل.م ) خاطره ی آن قیام شکوهمند و رهبران آن را برای بسیاری از رفقا و انقلابیونِ نسل من زنده کرد و بی تردید برای نسل جوان نیز پر از آموزه و تاریخ است.  در یک جمع دوستانه با عده ای از رفقا در مورد سیامک زعیم و خاطرات آن دوران صحبت میکردیم. من هم خاطره ای داشتم.

 

اواسط سال 1362 بود. من و بهروز فتحی (همسرم ) به تازگی دستگیر شده بودیم. من در بند  209 اوین زیر بازجویی بودم. هر روز توابی بنام زهرا که از سازمان پیکار بود و به دلیل داشتن تجربه در زمینه ی پرستاری کار پانسمان زخم ها را انجام می داد، برای تعویض پانسمان زخم پاهایم به سلول من می آمد. یک روز گفت، «امشب قرار است در حسینه اوین  سیامک زعیم  در دفاع از مائو  با حداد عادل و ... مناظره کند.» نام نفر دوم را به خاطر نمی آورم برای همین به جایش نقطه چین گذاشته ام تا در آینده با گرفتن اطلاعات دقیق تر آن را پر کنم. آن زمان من در شرایط زیر بازجویی بودم و برایم امکان رفتن به حسینه نبود. یعنی از بند تنبیهیِ 209  هیچکس را به حسینه نمی بردند. فردای آنروز باز زهرا برای تعویض پانسمان آمد. ازش پرسیدم که دیشب چه خبر بود. گفت، «سیامک زعیم خیلی باسواده و تونست با موفقیت از مائو و انقلاب چین دفاع کنه». علیرغم اینکه زهرا تواب بود ولی خیلی تحت تاثیر بحث های سیامک قرار گرفته بود. گفت: «بحث های سیامک خیلی صدا کرده و همه زندانی ها دارند سرش صحبت می کنند. خیلی شجاعت می خواد که بری بالای سن حسینه و از اعتقاداتت دفاع کنی.»

 سیامک مدت ها زیر فشارهای جسمی و روحی بود که با رژیم همکاری کند ولی موفق نشدند این رفیق عزیزمان را بشکنند. هم بندی هایش می گویند سیامک تا آخرین لحظه بر اصول و آرمان های انقلابی اش و دفاع از مردم پافشاری کرد و هم زمان داشت جمعبندی های مهمی از گذشته می کرد.   

بهروز فتحی خیلی از سیامک و خاطرات مشترکشان در جنگل صحبت می کرد و می گفت، «سیامک مثل کتابخانه سیار است.» یک روز دیدم بهروز در حال خواندن کتاب حیات یحیی اثری از یحیی دولت آبادی در باره انقلاب مشروطه است. از بهروز سوال کردم، این کتاب را کی بتو معرفی کرده؟ علت سوالم این بود که کتاب حیات یحیی برای فعالین سیاسیِ آن دوران شناخته نبود و منبع ما در مورد انقلاب مشروطه کتاب کسروی بود. بهروز گفت، «سیامک زعیم معرفی کرده. او تمام کتاب های تاریخی، به ویژه تاریخ ایران را با دقت خوانده و اطلاعات وسیعی از گذشته ایران دارد.»

 

در محفل دوستانه مان رفیق دیگری هم  خاطره ای از زندان داشت که برایمان تعریف کرد: «در زندان قزل حضار ما را مجبور می کردند تمام مصاحبه ها که با زندانیان سیاسی می شد و مناظره ها را گوش کنیم. اکثرا تصویری نبودند ولی یکی از آنها تصویری بود که همین بود که میخواهم بگویم. رفیق سیامک زعیم و یک رفیق راه کارگری بنام ریاحی در بحث با یک آخوند بودند. بحث بر سر وجود یا عدم وجود خدا بود. آخوند گفت شما نمی دانید و همه  قوانین را قاطی کرده اید، دو دو تا همیشه میشود چهارتا. (آخونده می خواست از ریاضیات برای اثبات خدا استفاده کند.) سیامک جواب داد که جناب این قانون که شما می گویی همیشه این طور نیست، اگر در حوزه ی فضایی مسایل را نگاه کنی دو دوتا مساوی با چهار نمی شود و عدد دیگری می¬شود و این دلیلی بر اثبات وجود خدا نیست. وقتی این جواب سیامک را شنیدیم، در بندمان شروع کردیم بلند بلند خندیدن به این آخوند. نگهبان ها ریختند حدود سی  چهل نفرمان را بردند بیرون بند و حسابی کتک مان زدند.»

 

یاد همه ی آان رفقا، گرامی و راهشان پر رهرو

5 بهمن 1393

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 اوین، سال 1362 و شنیده هایم در مورد رفیق سیامک زعیم
 نوشته
 آناهیتا رحمانی
 در تاريخ
 2015-01-27
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در