Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 تحليل اقتصادی   سه-شنبه ۲ آبان ۱۳۹۶ برابر با ۲۴ اکتبر ۲۰۱۷                    
 
در بازار، ما را خريد و فروش مي کنند

 

بحران بی سابقه ای که گريبان نظام مالی سرمايه داری جهانی را گرفته، آنچنان مخاطره آميز است که ماجرای  انفجار دو برج تجارت جهانی در نيويورک (11 سپتامبر 2001) را از خاطره ها پاک کرده است و اهميت لشکرکشی نظامی به خاورميانه را پشت سر گذاشته.

چند هفته از آغاز بحران بی سابقه در بازارهای مالی جهان و ورشکستگی بانک های عظيمی که در راس اقتصاد جهان نشسته اند، می گذرد. در اين مدت، قدرت های امپرياليستی بی وقفه برای نجات نظام مالی خويش تلاش کرده اند. سران 7 کشور صنعتی جهان؛ موسوم به جي-7 (آمريکا، بريتانيا، آلمان، فرانسه، ژاپن، ايتاليا، کانادا) و وزرای مالي-اقتصادی آنان؛  سراسيمه و مکرر به ملاقات يکديگر شتافته اند و اجلاس های اضطراری برگزار کرده اند. جورج بوش در عرض 26 روز 21 بار سخنرانی کرده است تا بازارهای مالی را از قدرت آمريکا در تضمين قابليت آن در مکيدن خون مردم جهان مطمئن کند. اما، سرمايه با حرف و وعده گول نمی خورد! سرمايه خون می خواهد! تا به بدنش تزريق نشود، نمی تواند حرکت کند!

توقف بازارهای مالی،  بی اعتمادی بانک های جهان به يکديگر، حرکت اعتبارات و وام ها را در سراسر جهان مختل کرده است. در عصر امپرياليسم ، به تنگنا افتادن سرمايه مالي؛ که سرور کل سرمايه داری جهانی است، مجموعه ی اقتصاد سرمايه داری را به تنگنا می اندازد. با توجه به اين موضوع بود که دولت آمريکا تصميم گرفت 700 ميليارد دلار به شکم سيری ناپذير بازارهای مالی و بانکها بريزد و وعده داد که کل اين مبلغ را به 1800 ميليارد دلار نيز برساند. و رهبران کشورهای اتحاديه اروپا رقم تکان دهنده ی 1700 ميليارد يورو ( 500 ميليارد توسط آلمان و 360 ميليارد توسط فرانسه) را بر سر ميز سرمايه مالی گذاشتند. بالاخره، روز دوشنبه 13 اکتبر؛ بر چهره بازارهای سهام لبخند نشست و به جای سقوط، صعود کردند. اما هنوز معلوم نيست که آيا اين قمار چند هزار ميليارد دلاری،  مرضشان را حل خواهد کرد ويا نه؟!! و اگر بکند، چند ماه يا چند سال ديگرطول خواهد کشيد تا دوباره در سطحی وخيم تر و دامنه دارتر سرباز کند.

آيا 6 ماه پيش، زمانی که قيمت برنج و ذرت و گندم، در نتيجه ی عملکرد همين سرمايه مالی در بازارهای سهام، در فاصله ی چند هفته دو برابر شد؛ زمانی که صدها هزار مردم خشمگين در خيابان های هائيتی و بنگلادش و کنيا عليه سير صعودی هولناک قيمت مواد غذائی ابتدائی خويش و ناياب شدن آن توسط محتکرين حريص بومی،  فرياد گرسنگی سر دادند؛ زمانی که حتی رئيس صندوق بين المللی پول اعتراف کرد که رقم مرگ و مير از گرسنگی می تواند به صد ميليون نفر برسد!! ... آيا اين رهبران جي-7 بی خواب شدند؟ آيا هيچ اجلاس اضطراری ميان اين کشورها برگزار شد؟ آيا آنها ناراحت هستند که 900 ميليون نفر مردم جهان به آشاميدنی و 5/2 ميليارد نفر به توالت دسترسی ندارند و سالانه 5/1 ميليون کودک به اين دليل می ميرند؟

جواب اين است: خير! آن ها به شدت نگران حفظ نظام بانکی و مالی خويش هستند. زيرا اين نظام مالی و بانکی،  شاهرگ هائی هستند که ثروت حاصل از کار چند ميليارد انسان توليد کننده ی کره زمين را به سوی صندوق های خصوصی سرمايه داری منتقل می کنند. در شرايطی که بقای يک ميليارد نفر با سوء تغذيه تهديد می شود و يک دوم جمعيت کره ی زمين به سختی روزگار می گذرانند، اينها با آرامش سر بر بالين می گذارند. اما هنگامی که کار مکانيسم های مکنده ی سود مختل می شود، خواب از سرشان می پرد! زيرا ،آنان دولتهای طبقه ی سرمايه دارند. اين دولت ها، در کمال خونسردی می توانند يک ميليارد نفر را پای خدای سرمايه سلاخی کنند تا آن را حفظ کنند. 

 جورج بوش بدون پرده پوشی اعلام کرد: اين اقدامات، نه عليه "بازار آزاد"، بلکه برای دفاع از آن است. او و وزير خزانه داری آمريکا (هنری پالسون) گفتند: اين تزريقات لازم است تا بانکها دوباره مشغول دادن وام به يکديگر و به مصرف کنندگان شوند. سرمايه بايد با حرص و ولع بيشتر به مکيدن خون مردم جهان و انباشت ثروت ادامه دهد. اما کارگزاران سرمايه، منت اين کار (يعنی تزريق هزاران ميليارد دلار به نهادهای مالی و بانکی شان) را سر مردم عادی می گذارند و مدعی اند که اينکار برای حفظ مشاغل و خانه های آنان است!  وزير خزانه داری آمريکا می گويد:«وقتی فينانس در دسترس نباشد، مصرف کنندگان و بيزنس ها؛ هزينه هايشان را کم می کنند. اين باعث بيکاری و حتی بسته شدن کارگاه ها می شود.» (1)

پالسون هم مانند ديگر کارگزاران سرمايه، دنيا را وارونه می بيند! بر خلاف تصور او، اگر کارگران و دهقانان توليد نکنند، ذخيره ی مالی هم بوجود نمی آيد. تخصص اين بازارهای مالی،  سرعت بخشيدن به استخراج حداکثر سود از توليدکنندگان مستقيم (کارگران و دهقانان) است بدون آنکه خودشان نقطه ی اتصال با توليد مستقيم داشته باشند. آنچه در بازارهای سهام خريد و فروش می شود اوراق بهادار نيست. بلکه ارزش اضافه ايست که توسط  کارگران و دهقانان جهان توليد شده؛ توسط سرمايه داران تصاحب شده؛ و به شکل "اوراق" درآمده و در بازارهای مالی بر سر آن شرط بندی می شود. و در واقع اين ما هستيم که در بازار آنان خريد و فروش می شويم. اما به شکل "مدرن" و "آزادانه" ودقيقا برای همين است که  مارکس، سرمايه داری را، نظام بردگی مدرن خواند.

چرخش هر چه سريعتر سرمايه، مرزهای "حداکثر سود" مورد نياز سرمايه را گسترده تر می کند. همان قدر که بر سرعت مکيدن سود افزوده می شود؛ از هزينه های بهداشت و آموزش و آب آشاميدنی و سر پناه -- يعنی مصارفی که خط فاصل ميان زندگی در جامعه ی انسانی و زندگی در جنگل است-- کاسته می شود. زحمتکشان جهان برای ارضای حرص و آز سرمايه داری بايد از جان مايه بگذارند و فرزندان خود را قربانی کنند. امروز شاهد آن هستيم که کارگر چينی زير فشار کار در سن 19 سالگی سکته می کند؛ سالانه 20 هزار دهقان هندی برای رهائی از دست بازارهای وام خودکشی می کنند؛ ميانگين سن و ميانگين رشد قد در اکثر نقاط جهان رو به نزول است. زنان بطور گسترده در بازار بردگی جنسی خريد و فروش می شوند.

اما بحران واقعی هنوز در راه است. در سال آينده، نرخ بيکاری در کشورهای صنعتی و در سطح جهان، جهش خواهد کرد. کمپانی ها و کارگاه های توليدی زيادی ورشکست خواهند شد. بخش های غيرانتفاعی (بيمه های بيکاری و  بازنشستگی،  بهداشت، آموزش، حمل و نقل عمومی و غيره) ضربات کاری دريافت خواهند کرد.

مقدار پولی که دولت های جي-7 به درون بازارهای مالی و بانک ها تزريق خواهند کرد، برابر با يک سوم توليد ناخالص جهان است! هيچ يک از اربابان سرمايه، در جواب به اين سوال که: چند هزار ميليارد دلاری  را که اين چنين دست و دلبازانه روی ميز قمار بازارهای مالی ريخته اند، از کجا آورده اند ؟ و چه کسی آن را خواهد پرداخت؟،  جواب صريحی نداده اند. در عوض گفته اند، "اين به نفع همه است"!  سران دولت های غربی می گويند، در ازای اين چند هزار ميليارد دلار، دولت ها بانک های ورشکسته را تصاحب کرده و در سهام بازارهای مالی شريک خواهند شد تا بعدا وقتی قيمت اين سهام ها بالا رفت، آن ها را فروخته و پول را به خزانه ی دولت باز گردانند. اما اين دروغی بيش نيست!!. دولت ها قرار است اوراق بهادار "مسموم" را بخرند. بعد تحت عنوان "نياز به اصلاح ساختارهای مالی”، اين اوراق "مسموم" را به زباله دانی بيفکنند تا راه شريان های بازار باز شده و به فعاليت های مالی خود ادامه دهند. اين بخشی از "نابودی خلاقانه ی سرمايه داری” است. بانک ها نيز پس از نجات يافتن، دوباره "خصوصی” خواهند شد. و همه ما می دانيم که "خصوصی سازی” هيچ نيست جز انتقال مالکيت دولتی به اشخاص يا نهادهای سرمايه داری خصوصي!!.

گفته می شود که، "ماليات دهندگان کشورهای صنعتی” بار اين چند هزارميليارد دلار تزريق يارانه ی دولتی به درون بازارهای مالی و بانک ها را بر دوش خواهند کشيد. اين فقط گوشه ای از واقعيت است. زيرا: اولا، نه فقط ماليات دهندگان کنونی در کشورهای صنعتی بلکه نسل های آينده ی اين کشورها نيز بايد بار اين يارانه ها را بکشند. ثانيا، کارگران و دهقانان آسيا و آمريکای لاتين و آفريقا هستند که عمده ی اين تزريقات مالی را بر دوش خواهند کشيد. دولت آمريکا برای تهيه اين مقدار اعتبار، اوراق قرضه چاپ کرده و به بانک های مرکزی چين و ديگر کشورهای آسيائی و خاورميانه خواهد فروخت. اين راهی است برای بازگرداندن درآمدهای صادراتی عظيم اين کشورها به آمريکا و ديگر کشورهای صنعتی. واين يعني؛ در آمدهائی که حاصل مافوق استثمار بيرحمانه ی کارگران و دهقانان اين کشورهاست. پس از اجلاس جي-7 اجلاس جی ـ 20 تشکيل شد تا برنامه ی "نجات مالی” را بطور رسمی به يک برنامه ی بين المللی تبديل کنند. (2)

طبق اعتراف زوليک، رئيس بانک جهانی،  در نتيجه ی اين بحران؛ تعداد 850 ميليون نفری که از سوء تغذيه رنج می بردند، به يک ميليارد نفر رسيده است. اين در حاليست که بحران مالی کنونی هنوز در ابتدای راه است و  هنوز چنگال رکود اقتصادی در بدنها فرو نرفته است.  دو ميليارد نفر از مردم دنيا؛ بين 60 تا 70 درصد کالری مورد نياز روزانه شان را از برنج تامين می کنند.

اينها پس از چند برابر شدن قيمت برنج، چه خواهند کرد؟ بازارهای مالی چند صد ميليون انسان را قربانی خواهند کرد تا "سلامت" خود را بازيابند؟ در آمريکا، جائی که بخش عمده ی ثروت های توليد شده در جهان مصرف می شود، ميليون ها نفر پس اندازهای بازنشستگی خود را از دست داده اند. در آمريکا،  صدها هزار خانوار فقير لاتين و آفريقائي-آمريکائی (سياهان) پس اندازهای محقرانه شان را به دست بانک های رهنی سپرده بودند، تا شايد صاحب خانه شوند. اکنون نه خانه دارند و نه پس انداز!.

بحرانی که امروز گريبان نظام سرمايه داری جهانی را گرفته بسيار دامنه دار و عميق است. دامنه ی آن سراسر جهان را گرفته است، زيرا سرمايه داری،  بخصوص در 20 ساله گذشته، با سرعتی گيج کننده اقصی نقاط جهان را به درون يک شبکه ی واحد توليدی،  توزيعی و مالی کشيده و درهم تنيده است. اين درهم تنيدگی جهان به همان نسبت که امکان گسترش سريع بحران مالی را بوجود آورده، امکان گسترش سريع انقلاب های ضد سرمايه داري-سوسياليستی را از يک کشور؛ به بقيه ی نقاط جهان فراهم آورده است. اما، انقلاب نه امری خودبخودي؛ بلکه کاملا آگاهانه است. نياز به آگاهی کمونيستی و مبارزه ی سازمان يافته دارد. اگر انقلاب های سوسياليستی در جهان به راه نيفتد، سرمايه داری می تواند بار ديگر به خود سامان دهد و اينکار را به هر قيمتی خواهد کرد. حتی به قيمت راه حل ماکياوليستی محکوم کردن يک ميليارد نفر از مردم جهان به مرگ از گرسنگی و مرگ زودرس؛ در نتيجه ی سوء تغذيه و کار شديد.

ارزش بزرگ بحران ها در آن است که دروغ های پليد را رسوا کرده و حقايق را به روشنائی روز در می آورند. نظام سرمايه داری،  با کارکرد خود و اثرات مخرب غير قابل انکارش، حقايق زيادی را در مورد ماهيت خود بروز می دهد. به همين دليل، جيره خواران فکری نظام سرمايه داری که به "متخصصين اقتصادی” معروفند، مانند طلبه هائی که فقط با توسل به ايمان کور می توانند خود را از تاثيرات واقعيات تکان دهنده ی اجتماعي؛ مصون نگاه دارند، می گويند: «خير! اين واقعه به هيچ وجه معيوب بودن نظام سرمايه داری را نشان نمی دهد و هيچ بديلی برای سرمايه داری نمی توان متصور بود.». اما اين بحران بزرگ، مانند رعد و برقی قدرتمند بر اعماق چرکين و خوفناک نظام سرمايه داری پرتو افکند و يکبار ديگر، به طرز غيرقابل انکار، ثابت کرد که طبقه کارگر و اکثريت مردم جهان هيچ چاره ای ندارند؛ جز آنکه برای چشم انداز سوسياليسم و کمونيسم بجنگند  و عاجلانه بجنگند!. ضرورت دست زدن به انقلاب سوسياليستی،  در ايران و در همه ی کشورهای جهان، حتی در کشوری مانند آمريکا، هيچ وقت به اندازه امروز واضح نبوده است.   

 

توضيحات:

1- به نقل از مقاله ی "آمريکا 250 ميليارد دلار در بانک ها سرمايه گذاری می کند"( روزنامه ی هرالد تريبون/14 اکتبر).

2- جی ـ 20 شامل کشورهای زير است: آمريکا، بريتانيا، آلمان، فرانسه، ايتاليا، کانادا، استراليا، ژاپن، روسيه، چين، اندونزی،  هند، عربستان،  کره جنوبی،  ترکيه، برزيل، مکزيک، آرژانتين، آفريقای جنوبی و رئيس اتحاديه ی اروپا <

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 در بازار، ما را خريد و فروش می کنند!
 نوشته
 نشریه حقیقت ـ شماره 42
 در تاريخ
 2008-10-22
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در