Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 تحليل اقتصادی   سه-شنبه ۲ آبان ۱۳۹۶ برابر با ۲۴ اکتبر ۲۰۱۷                    
 
نفت، گاز و ظهور دوباره روسيه

نفت، گاز و ظهور دوباره روسيه

به مثابه يک قدرت جهانی

جهانی برای فتح. 26 فوريه 2007

پوتين، رئيس دولت روسيه، در کنفرانس امنيتی بين المللی که ماه فوريه در مونيخ تشکيل شد، آمريکا را متهم کرد که می خواهد خود را تبديل به "مرکز قدرت و سرکرده ی جهان" کند و "خود را به ديگر دولتها تحميل کند". سخنان پوتين، عکس العمل سختی را در ميان دول قدرتمند غرب برانگيخت. بسياری از تحليل گران سخنرانی او را چالش طلبی مستقيم به آمريکا دانستند. اين سخنرانی همراه با ديگر اعمال اخير روسيه نشانه تغييری در سياست آن است. از زمان سقوط شوروی سابق در دهسال پيش از اين، روسيه همواره روی همکاری با آمريکا تاکيد می کرد. اما طبقه حاکمه روسيه که مجددا خود را سازماندهی کرده و در حال تحکيم قدرت سياسی اش می باشد، بطور روزافزونی اعتماد به نفس خود را بازيافته است. در ماه ژانويه، روسيه به دنبال  نزاع با دولت بلوروس، به مدت چند روز جلوی بارگيری نفت به مقصد آلمان و لهستان را گرفت. اين ژستها که بطور هدفمند قدرت روسيه را به نمايش می گذاشت، امواج شوک را به سراسر اروپا بخصوص آلمان و همچنين محافل سياسی آمريکا فرستاد.

نزاع ميان مسکو (پايتخت روسيه) و مينسک (پايتخت بلوروس که در گذشته بخشی از شوروی بود) ادامه نزاعی است که در اواخر سال 2006 ميان گازپروم (کمپانی گاز معظم روسی که دولتی است) و بلوروس رخ داد. گازپروم تصميم گرفت قيمت فروش هر هزار متر مکعب گاز به بلوروس را از 47 دلار به 105 دلار برساند. تامين انرژی ارزان، يکی از راه هائی بود که اتحاد شوروی در دوره جنگ سرد، کشورها و ملل ديگر را زير سلطه می گرفت. در آن زمان شوروی يک کشور سرمايه داری دولتی با نقاب سوسياليستی بود. اما اکنون روسيه آن نظام سرمايه داری دولتی را با سرمايه داری بازار از نوع غربی آن عوض کرده است و بيش از پيش در اقتصاد جهانی سرمايه داری امپرياليستی ادغام شده است.

     نزاع با بلوروس پس از توافق بر سر قيمت گاز (100 دلار بابت هزار متر مکعب) خاتمه يافت. اما چند روز بعد، روسيه مالياتی برابر با 180 دلار در تن برای نفت صادراتی به  بلوروس تعيين کرد و به بلوروس اعلام کرد که در سال 2011  فروش انرژی ارزان به آن کشور را کاملا قطع کرده و کل  مبلغ 230 دلار در هزار متر مکعب گاز (يعنی قيمت فروش در بازار بين المللي) را بخود اختصاص خواهد داد. بلوروس تلافی کرده و  روی  نفت روسيه که از خاک بلوروس رد شده و به لوله های نفت اروپا منتقل می شود يک ماليات ترانزيت برابر با 45 دلار در هر تن تعيين کرد.  روسيه بجای اينکه اين پول را بپردازد، جريان نفت به آلمان و لهستان و برخی کشورهای اروپای شرقی را قطع کرد. اين کار خشم دولتهای اروپا را برانگيخت.  روسيه جواب داد که کارهای غير قانونی بلوروس روسيه را مجبور به قطع نفت کرده است و بلوروس را متهم کرد که در ازای 45 دلار ماليات ترانزيت که روسيه نمی پردازد، بلوروس از لوله های نفتي، نفت بيرون می کشد. سه روز بعد بلوروس اعلام کرد به "سازش" با روسيه رسيده است و ماليات ترانزيت را نيز برداشت. البته کسی از محتوای اين "سازش" خبر ندارد.

     چرا چنين نزاعی بوجود آمد؟ در شرايطی که تصاحب و کنترل منابع انرژی نقش مهمی در شکل دادن بحران های سياسی مهم جهان بازی می کند، بروز چنين نزاعی عجيب نيست.  اما بلوروس يکی از کشورهای شوروی سابق بود که به روسيه وفادار مانده بود. بعلاوه، از سوی اروپا و بخصوص آمريکا زير فشار بود که به عوامل طرفدار غرب اجازه رشد و قدرت گرفتن دهد. رئيس جمهوری بلوروس (الکساندر لوکاشنکو) بلوروس را با سبک دوره شوروی اداره می کند. يعنی از طريق يک اقتصاد کنترل شده دولتی که به گاز ارزان روسيه اتکاء دارد. بلوروس با تصفيه  و بازفروش نفت و گاز ارزان روسيه سالانه ميلياردها دلار بدست می آورد.

      برخی از تحليل گران غرب می گويند روسيه از اين سودجوئی بلوروس عصبانی است و پوتين شخصا از لوکاشنکو خوشش نمی آيد. البته تحليل روابط سياسی ميان مسکو و مينسک بيجا نيست. اما اگر از يک ديدگاه جهانی بنگريم می بينيم که عامل تعيين کننده و مهمتر، روابط خاص ميان اين دو نيست بلکه استراتژی نوينی است که روسيه اتخاذ کرده است.

     سال گذشته در نزاع مشابهي، روسيه بطور موقت گاز اوکراين را قطع کرد و اين مسئله باعث بروز اختلال در ذخاير گاز ايتاليا، اطريش و مجارستان شد. از دهه 1980 يعنی وقتی که شوروی برای اولين بار يک قرارداد انرژی با کشورهای اروپائی بست اين اولين بار بود که چنين اتفاقی رخ می داد. نزاع با اوکراين دارای رنگ و لعاب سياسی بود زيرا بالا رفتن قيمت انرژی همچنين نشانه نارضايتی روسيه از انقلاب نارنجی که غربی ها در سال 2004 در اوکراين سازمان دادند و گرايش فزاينده اوکراين بسمت اتحاديه اروپا و ناتو بود. در آن زمان اتحاديه اروپا پوتين را متهم کرد که از انرژی به مثابه يک سلاح سياسی استفاده می کند. ديک چني، معاون رياست جمهوری آمريکا اعلام کرد که روسيه از گاز و نفت خود "به مثابه ابزار تهديد و ارعاب استفاده می کند".

     اما، روسيه فقط حکومتهائی را که مورد علاقه اش نيستند شامل قطع ناگهانی انرژی سوبسيدی نکرده است. علاوه بر بلوروس، روسيه  با آذربايجان، گرجستان، ارمنستان و مولداوی نيز بر سر قيمتهای بالاتر به توافق رسيده است.  در همه اين موارد نيز تهديد به قطع نفت و گاز را بکار برده است. اين روندی است که به اين زودی تمام نخواهد شد.

     کلوديا کمفرت که مسئول بخش انرژی در انيستيتوی آلمانی برای پژوهش های اقتصادی است می گويد: «روشن است که مشکلات روسيه با همسايگانش بزودی تمام نمی شود.» (به نقل از روزنامه اينترناشنال هرالد تريبون – 9 ژانويه 2007) روسيه قصد دارد اين سياست را به ديگر جمهوری های شوروی سابق که اکنون مستقل اند اما هنوز به شبکه لوله های نفت و گاز روسيه وابسته اند، تعميم دهد. روسيه  تا زمانی که قيمت کامل بازار بين المللی برای صادرات گاز و نفت را بدست آورد به افرايش قيمتها ادامه خواهد داد. اين معاملات جديد، ميلياردها دلار درآمد برای شرکت دولتی گازپروم و ديگر کمپانيهای دولتی و خصوصی روسيه بهمراه خواهد آورد.

 

دلتنگی برای قدرت دوره شوروی؟

 

 بسياری از قدرت های بزرگ غرب پوتين را متهم می کنند که آرزوی بازگشت به قدرت دوران شوروی را کرده است و می خواهد با استفاده از "قلدری اقتصادی” اينکار را انجام دهد. البته اين اتهامات، عوامفريبی قدرت های غربی را می رساند. ولی حرکات روسيه را توضيح نمی دهد.

     بسيار پيش از فروپاشی اتحاد شوروی، در سال 1956، وقتی ديکتاتوری پرولتاريا تحت رهبری خروشچف سرنگون شد نظام سوسياليستی در شوروی به آخر رسيد. با اين وجود شوروی تا سی سال پس از آن صور ظاهری دوران سوسياليسم ( يعنی مالکيت دولتي، رهبری حزب و غيره) را نگاه داشت. اما اين صور فقط ظاهر ماجرا بودند و محتوای آنها تهی شده بود و محتوايش، قرار دادن سود در فرماندهی اقتصادی و بوجود آوردن يک قشر استثمارگر بورژوازی جديد بود. اين بورژوازی جديد بر در دولت متمرکز بود و روند تبديل شوروی به يک ابرقدرت امپرياليستی را رهبری کرد. در ابتدای امر، بلوک شوروی توانست با آمريکا بر سر سلطه يابی در جهان رقابت کند. حتا در جهان سوم تبديل به بديلی در مقابل سلطه غرب شده بود در حاليکه شکل متفاوتی از استثمار و استعمار نوين را پيش می برد. اما بدليل بروز بحران اقتصادی و سياسی شديد، نتوانست اين بلوک را نگه دارد. شکل های اقتصادی و سياسی سوسيال امپرياليسم (سوسياليسم در حرف و اما سرمايه داری انحصاری امپرياليستی در عمل) ديگربرای شوروی مفيد نبودند و تبديل به محدوديت شده بودند. يک دوره کشمکش و بحران جدی ميان بخش های مختلف سرمايه داران قديم و جديد شروع شد.

 دنباله دارد...

 

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 نفت، گاز و ظهور دوباره روسيه به مثابه يک قدرت جهانی
 نوشته
 مجله جهانی برای فتح
 در تاريخ
 2007-03-21
.هستيد
 
 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در