Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 چين   شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ برابر با ۰۴ آوريل ۲۰۲۰                    
 
بيوگرافي جديد مائو

بيوگرافي جديد مائو

يک پژوهش تاريخي نيست بلکه يک ياوه سرائي هيستريک است

 

 

    نقد کتاب:  مائو، حکايت ناشناخته – نوشته: چانگ و هاليدی

 

توسط: ريموند لوتا  براي پروژه  تحريف زدائی از تاريخ

 

مائو: حکايت ناشناخته نوشته يونگ چانگ و جان هاليدي، يک پژوهش تاريخي نيست، بلکه يک ياوه سرائي هيستريک است.  قصد اين کتاب فقط و فقط هيولا جلوه دادن مائو تسه دون و تخريب شهرت او ميباشد. لب مطلب اين است که مائو از بدو تولد پليد بود و تا زمانيکه مرد، مرتکب پليدي هاي متوالي شد. چانگ و هاليدي براي اينکه به خواننده بقبولانند که مائو يک اپورتونيست خون آشام و توطئه گري بود که يک ملت و يک کشور را ربود، تاريخ را بازسازي و دستکاري ميکنند.

 

خواننده آگاه باش! بتو دروغ مي گويند. کتاب مائو: حکايت ناشناخته واقعيات را تحريف مي کند، تئوري هاي  دور از ذهني ارائه مي دهد که نه بر اساس تحقيقات دقيق بلکه بر اساس نفرت بي حساب از مائو تدوين شده اند، و واقعيات را براي جا انداختن اهداف ضد کمونيستي، تحريف ميکند. پيام کتاب اين است که انقلاب چين اصلا ضرورت نداشت، و رهبران بزرگ انقلابي مانند مائو مستبدين ديوانه قدرت و بانيان جنايت هاي وحشتناک بودند. اين کتاب نوشته ايست عليه انقلاب و رهبران انقلابي. و اگر دروغ هاي مربوط به  وجود "سلاح هاي کشتار جمعي" در عراق را باور کرده ايد، اين کتاب را  نيز تحسين خواهيد کرد.

متدولوژی بکار رفته در کتاب: تحريف واقعيات

1) آيا انقلاب ضروری بود؟

نويسندگان، انقلاب چين را طوري تصوير مي کنند که مبتني بر توطئه و ترور بود. آنها فلاکت و بدبختي جامعه چين کهن، و اين واقعيت را که چين بيش از يک قرن زير مهميز و سلطه گري قدرت هاي امپرياليستي غربي و ژاپن بود را  ماستمالي مي کنند. آنها اين واقعيت را که صدها ميليون دهقان و کارگر چيني توانستند انقلاب را بعنوان امر خودشان بر عهده بگيرند و پيش برند، نفي مي کنند و مي گويند چنين چيزي ممکن نيست. در قاموس نويسندگان اين کتاب، توده هاي مردم محلي از اعراب ندارند ـ آنهاچيزي جز وسيله و مهره نيستند. از طريق اين کتاب متوجه نخواهيد شد که چين ماقبل انقلاب جامعه اي بود که در آن ازدواج هاي اجباري و بستن پاي زنان عمل اجتماعي گسترده اي بود، يا آنکه هر ساله 4 ميليون نفر ار امراض عفوني و انگلي مي مردند. يا در شهري مثل شانگهاي زنان جوان کارگر را شبها در کارخانجات زنداني ميکردند، و از هر پنج نفر جمعيت چين يکي معتاد بود. از طريق اين کتاب نخواهيد دانست که پس از پيروزي انقلاب اين وضع اجتماعي به سرعت عوض شد. قانون ازدواج سال 1950، يکي از نخستين فرمان هاي جمهوري نوين خلق چين بود که ازدواج براساس توافق دو طرف و حق طلاق و غيرقانوني کردن فروش کودکان و قتل نوزادان را برسميت شناخت.

2) مائو به عنوان تئوريسين و رهبری انقلابی

در اين مورد، کتاب بغايت مسخره است. نفرت از مائو چنان نويسندگان را فرا گرفته که نمي توانند خود را راضي کنند که ـ در تمام 630 صفخه کتاب ـ به نوشته ها و سخنراني هاي مائو در مورد پروسه انقلاب قبل و بعداز کسب قدرت بپردازند. در تاريخ نگاري هيستريک و پليد چانگ و هاليدي، عقايد مائو  صرفا ابزار رياکاري و تردستي براي کسب سلطه شخصي است. واقعيت چيست؟ مائو ماهيت جامعه چين را تحليل کرد و برنامه ها و سياست هائي را تدوين کرد که ناظر بر تضادهاي مادي و اجتماعي واقعي جامعه چين بود؛ مائو تصويري از عبور جامعه چين به وراي استثمار و تقسيمات اجتماعي را به دنيا ارائه داد. اين امر مايه شادي و تحرک ميليون ها انسان در چين و سراسر جهان شد. اين، همان مسئله اي است که نويسندگان را به شدت ناخشنود کرده است.

3) روش های تقلبی و ادعاهای محرک احساسات عمومی

نويسندگان ادعا مي کنند که زرادخانه گسترده اي از منابع و مآخذ ـ زندگي نامه ها، بايگاني هاي تاکنون غيرقابل دسترسي، مصاحبه ها ـ و ده سال تحقيق پنهان براي اثبات حرفهايشان دارند و به بيش از 125 صفحه يادداشت و منابع مي نازند... پس، هرچه کتاب ميگويد بايد حقيقت داشته باشد ـ درسته؟ نه، اين برفي است که خود را گرم ميکند، و  رابطه بين ادعا و مدارکي که بعنوان پشتوانه ادعاها ارائه مي شود به طرز باورنکردني قلابي است.

اجازه بدهيد سه نمونه برجسته را در نظر بگيريم :

 

٭  نبرد معروف  پل رودخانه دادو که در خلال راهپيمائي طولاني انجام شد، به گفته اين کتاب دروغ فريب آميزي بيش نبوده، و افسانه اي است که مائو و حزب کمونيست چين براي منافع خود اختراع کرده اند ( ص 155 ـ 152 ). نويسندگان ادعا ميکنند که  "نبردي روي نداده است" و هيچ سرباز ناسيوناليستي [از گوميندان] روي پل نبوده است." آنها بايگاني  گوميندان را بعنوان منبع اساسي ادعاهاي خود ذکر مي کنند؛ گومينداني که از نظر فساد داراي رکورد جهاني است، و بدست نيروهاي تحت رهبري حزب کمونيست شکست خورد، به هيچ وجه نمي توان منبع قابل اتکايي دانست. با اين حال اين بايگاني ها از نقطه نظر تاريخ نگاري داراي مصالح مفيدي مي باشند ـ ولي توجه داشته باشيد که محققين ديگري که بايگاني هاي گوميندان  را مطالعه کرده اند، مي گويند اصلآ باز نويسي تاريخي چانگ و هاليدي را قبول ندارند. سند ديگري که مولفين بعنوان سند ارائه مي دهند چيست؟ خاطرات زن  93 ساله اي که مي گويند در سال 1997 ملاقات کردند! در هر رشته ديگري اين سطح و روش پژوهش ارائه مي شد به آن مي خنديدند. اما چون قضيه مربوط است به مائو و انقلاب چين، آن را به نشر مي سپارند و تبليغ مي کنند.

 

٭ به اين درافشاني در مورد نظر مائو در باره آموزش گوش بدهيد (ص438) : « برخورد مائو اين نبود که سطح عمومي آموزش را در جامعه بطور کل بالا ببرد، بلکه خواستار تمرکز بر نخبگاني اندک بود که در علوم و ديگر موضوعات مفيد  برجسته باشند، و مي خواست بقيه جمعيت کارگر مزدور بي سواد يا کم سواد باقي بمانند.» اگر اينطور بود، پس چگونه ميتوان اين واقعيت را  توضيح داد که نسبت سواد درچين از 15 در صد در سال 1949 به چيزي حدود 80 درصد در سال 1976 يعني هنگام مرگ مائو، جهش کرد؟

يا آن که طي انقلاب فرهنگي منابع تعليم و تربيت وسيعآ در مناطق روستائي توسعه داده شده بطوريکه ثبت نام در مدارس متوسطه از 15 به 58 ميليون افزايش يافت؟ يا آن که با گشايش وسيع امکانات آموزشي بوسيله انقلاب فرهنگي، دانشجويان کارگر و دهقان در اوائل دهه 70 به اکثريت بزرگ ثبت نام شدگان در دانشگاه هاي چين تبديل شدند.

4) انقلاب چين در مقياس های جهانی

انقلاب چين نقطه عطفي در تاريخ قرن بيستم بود. همانگونه که مائو در سال 1949 گفت، «خلق چين بپا خاسته است»ُ آنها عليه اربابان فئودال، مهاجمين ژاپني، ارتش گوميندان که بوسيله آمريکا تغذيه مالي ميشد، و قدرت هاي خارجي بپا خاستند.عليرغم  ادعاي وقيحانه مولفين، اين مائو بود که استراتژي نظامي محاصره شهرها از طريق دهات را تکامل داده و عملي شدنش را رهبري کرد. او تولد و تکامل جامعه سوسياليستي را با اتکاء به انرژي و قوه ي ابتکار کساني که سابق بر اين جز يک جفت دست به حساب نمي آمدند، رهبري کرد.

 

اين انقلابي بود که پيشرفت هاي عظيم اجتماعي و اقتصادي براي اکثريت مردم ببار آورد. متوسط عمر از 32 سال در سال 1949 به 65 سال در سال 1975رسيد. يعني دو برابر شد. چين تحت رهبري مائو به چيزي رسيد که آمريکا حتا از نزديک شدن به آن عاجز است: سيستم بهداشت عمومي و تساوي گرا. صنعت  با نرخي بالاتر از 10 درصد در سال طي انقلاب فرهنگي رشد کرد. و با فرارسيدن اوائل دهه 1970، چين مشکل تاريخي تغذيه خود را حل کرد. اين انقلاب زندگي تعداد بيشماري را نجات داد.

 

انقلاب فرهنگي، نه تنها  "پاکسازي بزرگ" مائو نبود، بلکه "انقلابي درون يک انقلاب"  بود. جنبش و خيزشي وسيع بود به قصد جلوگيري از قدرت گرفتن طبقه ممتاز جديد و تبديل چين به آن چيزي که از هنگام مرگ مائو در سال 1976  به آن تبديل شده است: بهشت استثمارگران و آغشته به فساد و نابرابري. چين ديگر سوسياليستي نيست.

5) مجادلات حول اين کتاب را بر سر چه مسائلی بايد تمرکز داد؟     

اساسا بحول دو نکته. نخست، حقايق مربوط به مائو و انقلاب چين: اين انقلاب براي چه بود، مائو چه موضعي داشت و چه کرد، و خلق چين چه چيزي را به انجام رسانيد. دوم، مسئله ي آينده بشر: آيا ميتوانيم بر استثمار، ستمگري، و نابرابري وحشتناک جهان کنوني نقطه ي پايان بگذاريم و به شکلي راديکال آنرا دگرگون کنيم ـ يا اين تنها جهان ممکن است؟

مائو:  حکايت ناشناخته  ترور شخصيت مي کند، ليست طويلي از احکام اخلاقي ارتجاعي مي دهد، و فرياد مي زند که روياي تغيير بنيادين و انقلابي جهان درهم شکسته شده است، زنده باد وضع موجود.

 

لب کلام اين کتاب همين است. ■ 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 بيوگرافي جديد مائو يک پژوهش تاريخي نيست بلکه يک ياوه سرائي هيستريک است
 نوشته
 ریموند لوتا
 در تاريخ
 2006-01-21
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در