Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 چين   شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ برابر با ۰۴ آوريل ۲۰۲۰                    
 
ثبت درست تاريخ

ثبت درست تاريخ

حقايق در باره انقلاب فرهنگي

کارگر انقلابي شماره    1251- 29 اوت 2004

 

حقيقت ارگان حزب کمونيست ايران ( م – ل – م ) شماره 19 آذر 1383

 

حاکمين دنياي سرمايه داري،  بر بوق و کرنا مي دمند که  "کمونيسم مرد"، "کمونيسم عملي نيست"، "انقلابات وقتي به قدرت مي رسند به استبداد ختم مي شوند". آنها مرتبا مردم دنيا را با اين حرفها بمباران مي کنند. اين يک جنگ ايدئولوژيک عليه کمونيسم است. بدجلوه دادن و تحريف تجربيات انقلابي اتحادجماهير شوروي سوسياليستي و چين سوسياليستي و بخصوص انقلاب کبير فرهنگي پرولتاريائي در چين، يک روش کارشان است. اغلب سعي مي کنند  دروغ ها و اتهاماتشان را تحت پوشش واقعيات ارائه دهند.

براي مقابله با اين تبليغات ضد کمونيستي، حزب کمونيست انقلابي آمريکا پروژه اي به نام ثبت درست تاريخ را آغاز کرده است. هدف اين کارزار روشن کردن حقايق اين انقلابات – دستاوردهاي بزرگ و پيروزي هايشان، توام با اشتباهات و کمبودهايشان – است.

کوشش اوليه اين پروژه، ارائه اوراق فاکتهاست که اتهامات و تحريفات بورژوازي را رد کرده است. عنوان اين اوراق اين است:

 هر چيزي که در باره کمونيسم به شما گفته شده غلط است: سوالاتي که اغلب  در باره سوسياليسم، کمونيسم و انقلاب فرهنگي پرسيده مي شود.

 

بخش اول اين مقاله را در شماره 18 حقيقت منتشر شد.  در زير ادامه اين مقاله را ميخوانيد.

............

آيا در انقلاب فرهنگي خشونت بزرگي بکار رفته نشد و باعث رنج بسياري مردم بيگناه نشد؟

 

روايات رايج در غرب اينطور القاء مي کنند که گويا مائو پشتيبان حملات شديد عليه مردم و محو فيزيکي مخالفين بود.

هر دوي اين اتهامات کاملا قلابي هستند.

 

جهت گيري مائو در انقلاب فرهنگي، در اسناد رسمي بطور واضح و مشخص بيان شده و وسيعا بين مردم پخش شده بود. در بيانيه 16 نکته اي اين جهت گيري بيان شده بود. " مناظره ها را بايد بوسيله استدلال اداره کنيد و نه بوسيله زور." (3)  بقيه بيانيه هاي مشي مائوئيستي رهنمودهاي بيشتري بدست مي دهد. براي نمونه گاردهاي سرخ اجازه حمل سلاح  يا دستگيري و محاکمه کسي را نداشتند.

 

مائو به توده ها فراخوان داد " مقر فرماندهي را بمباران کنيد" و اندک رهروان سرمايه داري را سرنگون کنيد که کوشش مي کنند جامعه را به عقب و به چنگال سرمايه داري هدايت کنند.  خيزشهاي انقلاب فرهنگي اساسا خيزشهائي سياسي بودند. اشکال اصلي مبارزه طبقاتي در دوران انقلاب فرهنگي عبارت بودند از:  مناظره توده اي، انتقاد توده اي، و سازماندهي سياسي . مقامات حزبي و اداري در تمام سطوح فرصت مي يافتند که خود را اصلاح کنند و در مبارزه شرکت کنند. (درصد کادرهاي اخراجي از حزب حتا کمتر از 3 درصد بود: آيا مي توان نام اين را "تسويه بيرحمانه" نهاد؟)

 

آيا خشونت وجود داشت؟ بله وجود داشت. اين يک مبارزه طبقاتي توفاني و حاد بود. در يک جنبش توده اي بيسابقه در اين مقياس ( ما داريم در باره 30 ميليون فعال جوان حرف مي زنيم) در کشوري با جمعيت هشتصد ميليون نفر تصور چيز ديگري سخت است. در هر جنبش بزرگ اجتماعي که هدفش اصلاح بي عدالتي هاست هميشه مقداري زياده روي اجتناب ناپذير است. اما بايد بر سر 3 نکته تاکيد کنيم:

 

يکم، خشونتي که واقع  شد محدود و پراکنده بود. و اقليتي از جنبش را در بر مي گرفت.

 

دوم ، جا ئي که در ميان مردم تمايلات زيان آور موجود بود (براي مثال مواردي که دانشجويان گارد سرخ حمله فيزيکي مي کردند يا با مقامات بطور توهين آميز رفتار مي کردند ؛ يا مواردي که  برخي از مردم جنبش را براي تسويه حسابهاي شخصي و دلخوري ها استفاده مي کردند) اين روشها توسط رهبري مائوئيستي مورد انتقاد واقع شده و محکوم شدند. يک حادثه مهم انقلاب فرهنگي را که بندرت در باره اش مي شنويم در نظر بگيريم. در پکن، کارگران طرفدار خط مائو  به دانشگاه ها رفتند و جلوي جنگ گروهي ميان دانشجويان را گرفتند و به آنها در حل اختلافاتشان کمک کردند.

 

سوم، بيشتر خشونتهائي که در جريان انقلاب فرهنگي رخ داد در حقيقت بوسيله رهروان سرمايه داري که در مقامات بالاي حزب بودند، تشويق شده و به آن دميده مي شد. (رهروان سرمايه داري آندسته از رهبران حزب بودند که  مائوتسه دون به توده ها فراخوان  سرنگوني آنان را داد و منظور مائو از "مقرهاي فرماندهي را بمباران کنيد" اينها بودند – ح) . اينها به اين ترتيب مي خواستند از مواضع غصب شده شان دفاع کنند. وقتي که آنها زير ضربه انتقاد رفتند يکي از تاکتيکهايشان اين بود که گروه هائي از کارگران و دهقانان را سازماندهي کنند و به نام انقلاب فرهنگي به بخشهائي از مردم حمله کنند. آنها حتا يک تشکيلات گارد سرخ قلابي ساختن  که تحت رهبريشان  شروع به خرابکاري و خشونت کردند! اين بخشي از تلاش رهروان سرمايه داري براي منحرف کردن مبارزه از روي خودشان و بي اعتبار کردن انقلاب فرهنگي بود.

 

عاقبت در سال 1976 اين رهروان سرمايه داري موفق به  سرنگون کردن قدرت پرولتاريا شدند. حال که صحبت از خشونت ارتجاعي پيش آمد بايد يادآوري کنيم که رهروان سرمايه داري پس از بقدرت رسيدن در سال 1989  ارتش را بجان  دانشجويان و کارگران تظاهر کننده در ميدان تين آن من (صلح آسماني) انداختند و خونريزي کردند.  

 

در باره  رفتار با هنرمندان و روشنفکران چه مي گوئيد؟ خط مشي انقلاب فرهنگي اين بود که آنان را به روستاها بفرستد!

 

هنرمندان، روشنفکران، و متخصصين و رهبران به مثابه يک گروه اجتماعي يا طبقه اجتماعي آماج انقلاب فرهنگي نبودند. هنرمندان تشويق مي شدند در جنبش انقلابي شرکت کنند؛ مثلا تشويق مي شدند که به بررسي آثارشان بپردازند که آيا در جهت پيشرفت انقلاب است يا آنرا به عقب مي برد و به اين آثار در چارچوب تلاش  براي ساختن يک جامعه نوين نگاه کنند. انقلاب فرهنگي هدفش ترويج هنر انقلابي بود؛ انقلاب فرهنگي آثاري را تشويق مي کرد که قهرمانانش توده هاي مردمند و به توده هاي مردم کمک مي کنند که  تاريخ را بجلو سوق دهند.

 

يکي از اهداف انقلاب فرهنگي از بين بردن ناهمگوني فرهنگي موجود در چين بود. هنرمندان، روشنفکران، متخصصين در شهرها متمرکز بودند. بهمين دليل  آثارشان عمدتا  جدا از اکثر جامعه بود. در زماني که هشتاد درصد مردم در روستا زندگي مي کردند، انقلاب فرهنگي بطرز بيسابقه اي بذر محدود کردن نابرابري ها مابين کار فکري و کار يدي و شکاف بين شهر و روستا، شکاف مابين صنعت و کشاورزي، و مابين زن و مرد را  در جامعه دامن زد.

 

هنرمندان، پزشکان و کارکنان فکري و عملي و تمام تحصيل کردگان دعوت شدند که به ميان کارگران و دهقانان بروند و مهارتشان را براي نيازهاي جامعه بکار اندازند. در زندگي مردم زحمتکش شرکت کنند. تبادل دانش کنند. و از مردم زحمتکش بياموزند. عده زيادي از جوانان و متخصصين به خواست مائو مبني بر "به مردم خدمت کنيد" جواب مثبت دادند و راهي روستاها شدند.

 

براي اينکه تغيير اجتماعي صورت گيرد لازم بود که سياستهاي نوين اجتماعي نهادينه شوند. براي مثال فارغ التحصيلان دبيرستاني موظف بودند قبل از ورود به دانشکده حداقل دوسال در روستاهاي زراعتي يا کارخانه ها کار کنند تا بتوانند وارد کالج شوند. بنابراين عنصري از اجبار وجود داشت (سياستها اعمال مي شد)- اما آيا شما در آمريکا  به سياست ادغام بچه هاي سياه پوست و سفيد پوست در مدارس بخاطر اينکه يک سياست اجباري بود اعتراض مي کنيد؟ براي هنرمندان زيادي، ترک امتيازاتشان و درآميختن با توده هاي خارج از شهرها تجربه خيلي بزرگي بود.(5)

 

معمولا کساني که به انقلاب فرهنگي تحت عنوان "خراب کردن زندگي افراد" و "نابودسازي مقام شغلي افراد" حمله مي کنند از سياست هاي اجتماعي  راديکال و ضد نخبه گرايانه  انقلاب فرهنگي عصباني اند.

 

اغلب بدون دليل اظهار مي شود که سياست فرستادن پزشکان و مهندسين و روشنفکران و ساير مردم متخصص به روستاها يک نوع "تنبيه" بود. خير چنين نبود. اين سياست را بايد در متن اقتصادي – اجتماعي وسيع تر چين دوران مائوئيستي در نظر گرفت که در جستجوي رسيدن به توسعه موزون و تساوي گرايانه بود. در جهان سوم، بحران شهري شدن پر هر ج و مرج  و توسعه معوج است: شهرهاي بادکرده و محيط زيست غيرقابل تحمل با حلقه هائي از حلبي آبادهاي فقر، اقشار بزرگي از دهقانان کنده شده از روستا که نمي توانند کار پيدا کنند، سياستهاي اقصادي، سيستم هاي فرهنگي و زيرساخت خدمات پزشکي متمرکز در شهرها و در خدمت مرفه ها به قيمت حاشيه شهرها و روستاها.

 

چين مائوئيستي آگاهانه مي کوشيد از سبک غربي در تمرکز بيش از اندازه شهري پرهيز کند و توسعه صنعت و کشاورزي را مکمل هم کند، توانائي هاي توليدي را در نقاط مختلف کشور غير متمرکز کند و نابرابري هاي منطقه اي را از بين ببرد. اين استراتژي توسعه  به نفع روستاها توجه داشت و حق تقدم را به نيازهاي اقشاري که سابقا استثمار شده و فراموش شده بودند مي داد.

 

برخي ها به آثاري که روايات "دست اول" از انقلاب فرهنگي است و به رنج هائي که راويان آن برده اند، اشاره مي کنند. 

طبقات اجتماعي مختلف و نمايندگان ادبي آنها درکهاي بسيار متفاوتي از اينکه چه چيزي "درست" و يا "غلط"، چه چيزي "وحشتناک" و چه چيزي "رهائي بخش" است دارند. حال فرق نمي کند که آيا کسي شخصا در متن آن واقعه زندگي کرده يا نه. کماکان با عينک منافع طبقاتي اش به مسئله نگاه مي کند  و نمي توان گفت که چون خودش آنجا بوده پس راست مي گويد.

بسياري از متخصصين شهرنشين احساس مي کردند که انقلاب فرهنگي به آنها "ظلم" کرده است. از اينکه به آنها انتقاد شد، روال عادي  زندگيشان بهم خورد، و امتيازاتشان کم شد ناراحتند. اينها "زخمهائي" است که به آنها وارد شده. و اين را با تحريفات زياد تعريف مي کنند. جاي تعجب نيست که چنين آثاري در آمريکا و در چين (جائي که دشمنان انقلاب فرهنگي در سال 1976 به قدرت رسيدند) بطور اغراق آميزي تمجيد و ترويج مي شود. از "روايات دست اول" مثبت در مورد انقلاب فرهنگي و اينکه انقلاب فرهنگي براي مردم عادي چه مفهومي داشت معمولا چيزي منتشر نمي شود.

 

يک لحظه فکرش را بکنيد که بخشي از اشرافيت فرانسه روايت "دست اول" از انقلاب فرانسه را ارائه دهد! فکر مي کنيد چه تصويري از اين انقلاب مي دهد؟ يا  اشراف کشتزاران برده داري آمريکا چه چيزي در مورد جنگ داخلي آمريکا مي توانند به ما بگويند؟ يا به مبارزه اي که امروز در دانشگاه هاي آمريکا حول تبعيض مثبت براي پذيرش دانشجويان سياه و زن در جريان است نگاه کنيد: اگر از يک  دانشجوي سفيد پوست که بخاطر اين قانون نتوانسته وارد رشته مورد نظر خود بشود بپرسيد نظرش چيست، حتما اين قانون را بعنوان قانون جفا و ستم تفسير مي کند. اما تفسير وي حقايق مربوط به مسئله را بيان  نمي کند.

 

اين مسئله در مورد انقلاب فرهنگي نيز صادق است. نيروهاي اجتماعي مرفه تر به انقلاب فرهنگي از ديدگاه  اجتماعي معيني مي نگرند و آن را تحريف مي کنند. منظورمان آن نيست که از آثار و نوشته هاي اينان هيچ چيز نمي توان آموخت. و حتا منظورمان اين نيست که در جريان انقلاب فرهنگي در برخورد به برخي آدمها اشتباهي رخ نداد. اما اين روايات که بشدت شخصي اند، حوادث واقعي دوران انقلاب فرهنگي و جنبش توده اي آن زمان و روندهاي اصلي انقلاب فرهنگي را بشدت وارونه نشان مي دهند. اين روايات منافع طبقاتي و برنامه هاي اجتماعي مختلف را که در مقابل هم قرار گرفته و در نزاع بودند را نشان نمي دهند.

 

آيا مي توانيد به دستاوردهاي واقعي انقلاب فرهنگي اشاره کنيد؟

اولا، انقلاب فرهنگي در ابقاء حکومت پرولتاريا و جلوگيري از احياء سرمايه داري به مدت دهسال (1976-1966) موفق بود. علاوه بر اين، تغييرات مهم اجتماعي و نهادي بوجود آورد و حول اصل به خلق خدمت کنيد، سازمان اجتماعي را بهبود و غناء بخشيد. مثالهاي چندي به شرح زير موجود است:

 

آموزش و پرورش

- دانشگاه هاي چين: در اوائل سالهاي 1960 هنوز در قرق دختران و پسران روشنفکران، کادرها، و طبقات ممتاز بودند. در جريان انقلاب فرهنگي دانشگاه ها دچار دگرگوني شدند. مفاد درسي قديم را بازسازي کرد تا نيازهاي ساختن يک جامعه تساوي گرا را برآورده کنند. متدهاي آموزشي استبدادي مورد نقد قرار گرفت. در همه سطوح اين رويکرد اتخاذ شد که آموزش چيزي بيشتر از آموزش در کلاس درس بوده و يک فرايند اجتماعي گسترده و مادام العمر است. مطالعه و پژوهش با انجام کار توليدي ترکيب شد. سياست انقلابي و مطالعه سياسي بخشي لاينفک از فرايند آموزشي بود. انقلاب فرهنگي به اين نگرش که  آموزش نردباني براي "جلو افتادن " و "کسب مهارت و دانش مجوزي براي برتري طلبي و امتياز جوئي بر ديگران است" ضربه زد. آموزش و پرورش نوين، ارزشهاي جديد  و اين بينش را ترويج کرد که : "دانش بايد کسب شود و در خدمت منافع جمع بکار رود".

- دانشگاه ها ثبت نام آزاد را برقرار کردند. اوائل دهه 1970 دانشجويان کارگر و دهقان بخش بزرگي از جمعيت دانشگاه را تشکيل مي دادند. منابع آموزشي وسيعا در مناطق روستائي توسعه يافت: براي نمونه ثبت نام دبيرستان از 15 به 58 ميليون نفر افزايش يافت! (6) اتهام اينکه انقلاب فرهنگي يک "دهه تلف شده"  در آموزش و پرورش بود يک تحريف فاحش و نمونه ديگر از تعصب طبقاتي است.

 

فرهنگ

- در "آثار انقلابي نمونه" در اپرا و باله اهميت جديدي به کارگران و دهقانان و مقاومتشان در مقابل ظلم و ستم  داده شد (بجاي نمايشنامه هاي کهنه که دربار امپراطور را نمايش مي دادند). تکنيکهاي غربي با شکل هاي  سنتي چيني ترکيب شد. آثارقدرتمند جديدي در توصيف زنان انقلابي که بر عليه روابط پدر سالاري مبارزه مي کردند، خلق شد. خلاقيت در ميان توده ها مثل آتشفشان فوران کرد: داستان هاي کوتاه، شعر، نقاشي ها و مجسمه سازي، موزيک و رقص. دسته هاي بازيگران فرهنگي و واحدهاي نمايش فيلم در روستا افزايش يافت. بين سالهاي 1972 و 1975 در پکن 4 نمايشگاه  سراسري هنرهاي زيباي ملي (65 درصد آثار نمايشگاه بوسيله آماتورها خلق شده بود) برگزار شد که 8 ر7 ميليون بيننده را جذب کرد؛ سطحي که قبل از انقلاب فرهنگي هرگز بدست نيامده بود.(7)

 

مديريت اقتصادي

- در کارخانه ها و ساير اماکن کار، شکل هاي سنتي "مديريت فردي" منحل شد. ترکيب جديدي به نام ترکيب "سه در يک" که مشتمل بر کارگران عادي، متخصصين فني و اعضاي حزب کمونيست بود مسئوليت مديريت روزانه کارخانه ها و ديگر حوزه هاي کار را بعهده گرفتند. کارگران درگير مديريت و مديران نيز درگير کار در کارخانه ها شدند.

 

علم به راه هاي جديد کشيده شد. "تحقيقات علمي درهاي باز" به عمل درآمد: نهادهاي پژوهشي به روستاها پراکنده شدند و دهقانان را نيز شامل شدند؛ بدون اغراق آزمايشگاه هاي فني درهايشان را بروي کارگران باز کردند؛ و دانشگاه ها آزمايشگاه ها را در کارخانه ها و محلات توسعه دادند. دانش علمي توسط کتابهاي  ساده در دسترس توده ها قرار گرفت.

 

نتيجه گيري

 

انقلاب فرهنگي يک واقعه تاريخي و بيسابقه بود. مائو و انقلابيون حزب کمونيست چين، در شرايطي که نظام سوسياليستي استقرار يافته بود فعاليت و ابتکار عمل توده ها را برانگيختند تا بلند شوند و از احياء نظم کهن ممانعت بعمل آورند و انقلاب سوسياليستي را بسوي کمونيسم يعني محو طبقات و تمام روابط ستمگرانه به پيش برند. تاريخ هرگز چنين جنبش و مبارزه توده اي در چنين مقياسي و تحت رهبري چنين آگاهي و سياستي بخود نديده است. تاريخ هزگز چنين تلاش راديکالي را در جهت دگرگون کردن مناسبات اقتصادي و نهادهاي سياسي و اجتماعي و فرهنگ و عادات و افکار جامعه به خود نديده است. آيا انقلاب فرهنگي دچار اشتباه و کمبود نيز بود؟ بله. حتا مي توان گفت که  برخي از اين اشتباهات، جدي بود. اما اين را بايد بر متن دستاوردهاي عظيم نگريست و مسلما در مقايسه با دهشتهاي جامعه سرمايه داري آنها را ارزيابي کرد. در اين صورت مي فهميم که اشتباهات و کمبودها جنبه ثانوي انقلاب فرهنگي را تشکيل مي دهند.

اما انقلاب کمونيستي نمي تواند ساکن بماند. بايد نقادانه از تجربه خود بياموزد و از اينکه خود را مورد مواخذه قرار دهد نترسد و گامهاي پيشروتري برداشته و بارديگر کارش را بهتر انجام دهد. باب آواکيان براي انجام اينکار يک درک مارکسيست لنينيست مائوئيستي پيش گذاشته و در اين زمينه راهگشائي کرده است. باب آواکيان يک تصوير سرزنده و پويا از سوسياليسم و کمونيسم ارائه داده است. او درک ما را از وظايف و تضادهاي رهبري انقلابي گسترش داده است. او درک ما را از اينکه چگونه مي توان انرژي توده ها را براي حکومت کردن و تغيير جامعه شکوفا کرد، بالا برده است. او اين مسئله را روشن کرده که در جامعه سوسياليستي نارضايتي يک نقش غيرقابل چشم پوش بازي مي کند، بويژه اينکه به تقويت روحيه نقادانه که بايد در سراسر جامعه نفوذ داشته باشد خدمت مي کند. او بر روي عرصه هاي روشنفکري و فرهنگي در جامعه سوسياليستي پرتو مي افکند و تاکيد مي کند که جامعه سوسياليستي نيازمند جوشش فکري عظيم، خلاقيت و آزمون است و بايد آن را تشويق کند.

اگر شما تشنه جهان متفاوتي هستيد لازم است که حقايق مربوط به انقلاب فرهنگي را بفهميد و با نوشته هاي الهام بخش باب آواکيان آشنا شويد.

-----------------------

منابع:

 

1- خدمات فنا ناپذير مائو – نوشته باب آواکيان فصل 6 و 7

2- مقاله "جدل در باره انقلاب فرهنگي: آيا دانش ما محدود به باورهاي ماست" نوشته موبو س. ف. گائو در جلد 34 و شماره 3 از "مطالعات انتقادي آسيا" – 2002- ص 428

Mobo C. F. Gao, "Debating the Cultural Revolution: Do We Only Know What We Believe," in Critical Asian Studies , Vol. 34, No. 3, (2002), p. 428.

3- تصميمات کميته مرکزي حزب کمونيست چين در باره انقلاب فرهنگي – اتخاذ شده در 8 اوت 1966- منتشره در "اسناد مهم انقلاب کبير فرهنگي پرولتاريائي در چين"- اداره انتشار زبانهاي خارجي پکن – 1970

4- "باد در برج" نوشته هان سوئي بخش 2 فصل 3 تا 5 – انتشارات ليتل براون – بوستون 1976

Han Suyin, Wind in the Tower (Boston: Little, Brown, 1976), Part II, chapters3-5.

 

5- بطور مثال به "شوپينگ ژانگ" و غيره رجوع کنيد- کتاب "برخي از ما زنان چيني که در عصر مائو بزرگ شديم"- برونسويک نو: دانشگاه راتگرز-

Xueping Zhong, et. al., Some of Us: Chinese Women Growing Up in the Mao Era (New Brunswick: Rutgers Univ. Press, 2001).

6- "انقلاب فرهنگي ناشناخته: اصلاحات آموزشي و تاثير آن بر توسعه روستاهاي چين" نوشته وانگ پين هان – انتشارات گارلند؛ نيويورک سال 2000 ص 88....

Dongping Han, The Unknown Cultural Revolution: Educational Reforms and Their Impact on China's Rural Development (New York: Garland Publishing, 2000), p. 88; Suzanne Pepper, "Education," in Roderick MacFarquhar and John K. Fairbank, eds., The Cambridge History of China , Vol. XV (Cambridge: Cambridge Univ. Press, 1991), p. 416; Ruth Gamberg, Red and Expert: Education in the People's Republic of China (New York: Schocken, 1977).

7- "جدل در باره انقلاب فرهنگي" نوشته گائو ص 427 تا 430—

Gao, "Debating the Cultural Revolution," pp. 427-430

گائو که در انقلاب فرهنگي شرکت داشت تاثيرات فرهنگ نوين در روستاها را اين چنين شرح مي دهد: "روستائيان براي اولين بار دسته هاي تئاتر سازمان داده و نمايشنامه هائي را بر روي صحنه آورده اند که محتوا و ساختارش مانند هشت اپراي نمونه پکن بود و موسيقي و زبانش محلي. روستائيان نه تنها تفريح مي کردند بلکه همچنين از طريق ورود به متن ها و نمايشنامه ها خواندن و نوشتن مي آموختند. آنها شروع به سازماندهي مراسم ورزشي کرده و ميان روستاها مسابقه برگزار مي کردند. تمام اين فعاليتها براي روستائيان فرصت آن را مي داد که با يکديگر ملاقات کنند، ارتباط برقرار کنند و عاشق شوند. اين فعاليتها به آنها حس انضباط و سازماندهي مي داد. و يک فضاي عمومي ايجاد کرد که گردهمائي و ارتباط گيري به وراي محدوده هاي خانواده هاي سنتي و اقوام روستا مي رفت. چنين چيزي قبل از آن موجود نبود و از آن زمان نيز بوجود نيامده است." ص 428

8- انقلاب صنعتي چين نوشته استفن آندورز انتشارات پانتئون – نيويورک سال 1977

Stephen Andors, China's Industrial Revolution (New York: Pantheon, 1977).

9- مراجعه کنيد به "علم براي خلق" در "چين: علم روي دو پاي خود راه مي رود" انتشارات آوون – نيويورک سال 1974

Science for the People, China: Science Walks on Two Legs (New York: Avon, 1974).

10- بطور مثال به مقاله هاي باب آواکيان به نام هاي زير مراجعه کنيد."انقلاب را بچسبيد، توليد را بالا بريد"؛ "مسائل مربوط به بينش و روش"؛ "صعود کردن بدون پوشش حفاظ"؛ "ديکتاتوري و دموکراسي؛ و گذار سوسياليسم به کمونيسم"

 "Grasp Revolution, Promote Production--Questions of Outlook and Method"; "Reaching for the Heights and Flying Without a Safety Net"; and "Dictatorship and Democracy, And the Socialist Transition to Communism," all available online at rwor.org.

 

www.sarbedaran.org

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 ثبت درست تاريخ حقايق در باره انقلاب فرهنگي
 نوشته
 حزب کمونیست انقلابی آمریکا
 در تاريخ
 2004-11-21
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در