Communist Party of Iran
Marxist.Leninist.Maoist
حزب کمونیست ایران
مارکسيست.لنينيست.مائوئيست
جستجوی بیشتر
 
 آذر درخشان   شنبه ۹ فروردين ۱۳۹۹ برابر با ۲۸ مارس ۲۰۲۰                    
 
گزيده ای از پيام های انترناسيوناليستی به ياد آذر درخشان

گزيده ای از پيام های انترناسيوناليستی به ياد آذر درخشان

 

پيام  مری لو گرينبِرگ

با تاسف و دردی عميق از مرگ رفيق محبوب‏مان، آذر درخشان، با خبر شدم. او نه تنها بخشی از مردم ايران بلکه جزئی از مردم همه جای دنيا بود و متعلق به هر جا که عليه بي‏عدالتی و دهشت های جهان کنونی مبارزه است. ...

آذر به عنوان يک کمونيست با تمام وجود عليه ستم بر زن و رهائی کامل زنان مبارزه می کرد و اين نبرد را بخشی تعيين کننده از مبارزه برای رهائی تمام بشريت از هر گونه شکل ستم و استثمار مي‏ديد. سخنان او را در بنياد پژوهش‏های زنان (واشنگتن) شنيدم و در آن‏جا مبارزه‏ی او را عليه طيفی از گرايشات نادرست ديدم: عليه نسبيت‏گرائی فرهنگی و فمينيسم بورژوائي؛ عليه تئوکراسی اسلامی و آنانی که با آن مماشات مي‏کنند و هم‏چنين عليه اين درک مخرب که گويا سرمايه داری امپرياليستی غرب مي‏تواند نجات بخش زنان باشد. ... در سال 2007 به نيويورک آمد. در اين‏جا در «کتاب‏فروشی انقلاب» سخن‏رانی کرد و با مطبوعات مصاحبه. مانند امروز، آمريکا در حال تشديد تحريکات جنگي‏اش عليه ايران بود و آذر مصمم بود با  تصور غالب که گوئی ماجرا فقط دو طرف دارد (يک طرف تئوکراسی اسلامی و ديگری آمريکا) مقابله کند. در مصاحبه‏ی راديوئی اش گفت: «در مطبوعات آمريکا صدای مردم ايران تقريبا به طور کامل غايب است ... ما نيازی به آن نداريم که آمريکا ما را نجات دهد ... ما مي‏خواهيم خودمان در مورد آينده‏مان تصميم بگيريم. ما مي‏خواهيم خودمان با دشمنان بومي‏مان بجنگيم.» چنين صدائی، پيش از آن، در آمريکا شنيده نشده بود. صدائی که مردم را هم به چالش می کشيد و هم الهام مي‏بخشيد.

من به عنوان يکی از اعضای حزب کمونيست انقلابی آمريکا مي‏خواهم اندوه بزرگ رفقای اين جا را به خاطر از دست دادن اين رفيق اعلام کنم؛ کمونيستِ پرشوری که زندگی خود را وقف مبارزه برای رهائی بشريت کرد، جنگيد تا ديگران را نيز جذب اين راه کند و تا آخرين لحظات عمرش هر چه می توانست برای اين هدف انجام داد. برای همين خاطره‏اش را گرامی می داريم و به او افتخار می کنيم. رفيقمان آذر آينده درخشانی را که برايش مي‏جنگيد نديد اما تعهد کامل و نقش رهبري‏اش آن را نزديک‏تر کرده است. مری لو گرين‏برگ- 4 ژوئن 2012

 

پيام  گرايشِ مائوئيستی در ترکيه، حاميان و مروجين «سنتز نوين»

... صفوف جنبش کمونيستی انقلابی و ديگر نيروهای انقلابی در ترکيه او را به عنوان مبارز پيشاهنگی می شناختند که با اشتياق آماده بود خود را وقف وظايف دشوار نمايد تا جنبش‏مان پيشروی کند. ما او را در صحنه مبارزات بي‏شمار مي‏ديديم. هميشه با روحيه‏ی شور و اشتياق انقلابی درگير مبارزه مي‏شد و با حداکثر فداکاری به مسائل و وظايف جنبش‏مان مي‏پرداخت. در نبردهای خيابانی، در مناظره‏‏ی تئوريک يا در رهبری توده‏ها برای روياروئی با محدوديت‏های ايدئولوژيک و زنجيرهای اسارتشان، رفيق آذر هميشه به رفقای ما زندگی می بخشيد و به افراد ما کمک مي‏کرد که پيشروی کنند.

رفيق آذر، در صفوف ما احترام زيادی داشت؛ به ويژه به اين دليل که در مورد اشتباهات و ضعف‏های جنبش‏مان، هر آ‏ن چه که باشند، چه در زمينه شکست انقلاب ايران يا حتا مهم‏تر از آن در زمينه‏ی تجربه‏ی جهاني‏مان، به طور جدی و پيگير و با هدف چيره آمدن بر آن‏ها، مطالعه و تحقيق مي‏کرد. اخيرا، با وجود آنکه بيماری جسمش را ضعيف کرده بود، در مبارزاتِ حول «سنتز نوين» شرکت می کرد -- مبارزه‏ای که در زمينه جمعبندی صحيح از موج اول انقلاب جهانی پرولتری و گذر به ورای آن درگير است و در «سنتز نوينِ» باب آواکيان نظريه‏پردازی شده است. 

طبق معمول، در اين مبارزه نيز، با ماترياليسم انقلابی و اميدواری انقلابی شرکت می کرد؛ با اين جهان آن طور که واقعا هست روبرو مي‏شد و اطمينان داشت که مي‏توان آن را تغيير داد. در نتيجه، گام به جلو مي‏گذاشت و تا هر آن جا که مي‏توانست به اين فرآيند – فرآيند کمک به فرارسيدن مرحله‏ای نوين در انقلاب کمونيستی- ياری مي‏رساند. ... خدمات گرانبهايش را هميشه به ياد و آن را عزيز خواهيم داشت.

 

پيام  «گروه مانيفست کمونيست انقلابی» (در اروپا)

... ما افتخار و بخت آن را داشتيم که طی سال‏های گذشته و در جريان مبارزه‏ی حياتی کمونيست‏های جهان برای کمک به آغاز مرحله‏ی نوينِ انقلاب پرولتری، با رفيق آذر آشنا شويم. وی با اشتياق درگير مبارزه تئوريک بر سر سنتزنوين و تئوري‏های کمونيستی می شد، که توسط رفيق آواکيان تدوين شده بود. در همان حال که درگير جنگ با بيماری سرطان بود و اين بيماری او را سخت رنجور کرده بود تلاش می کرد که در اين بحث ها نقشی کامل داشته باشد و به مبارزه برای آينده‏ی جنبش کمونيستی انقلابی خدمت کند.

در مبارزه برای چيره شدن بر مشکلات ايدئولوژيک، سياسی و تشکيلاتی واقعی که جنبش انقلابی در ايران و جهان با آن روبرو بود، رزمنده ای خستگی ناپذير بود. او با استواری از دستاوردهای بزرگ پرولتاريای بين‏المللی در انقلاب کردن دفاع ميکرد و مصمم بود که جزئی از فرآيندی باشد که مي‏خواهد بر ضعف‏های درجه دوم انقلاب‏های گذشته فائق آيد، به کمونيست‏ها و توده‏ها کمک کند که در انقلاب‏های آينده بهتر عمل کنند و جوامع رهائی بخش سوسياليستی برقرار کنند که بهتر از جوامع سوسياليستی گذشته باشند. ... گروه مانيفست کمونيست انقلابی (اروپا)- 8 ژوئن 2012

 

پيام  رادا دسوزا

.... اول بار او را در سال 2006 ديدم. در راهپيمائی کارزار زنان از آلمان به لاهه. ... اين راهپيمائی يکی از لذت بخش ترين و برجسته ترين رخدادهائی بود که در آن شرکت داشتم. برای من يک همبستگی سه‏گانه بود؛ همبستگی ضربدر سه: با زنان، با مردم ايران و با مردمی که عليه امپرياليسم و برای آزادی مبارزه می کنند. آذر در مرکز تمام اين سه مبارزه بود. به ياد دارم که يکی از بي‏تکلف‏ترين آدم‏های راهپيمائی بود اما بسيار استوار و قوی بود. ... گفته مي‏شود وقايع دايره وار مسيری را طی کرده و به نقطه اول باز می گردند. اين در مورد مبارزات ما، چه در هند، ايران يا اندونزی نيز مصداق  دارد. مجله تايم در سال 1989 نوشت کمونيسم مرده است. امروز مي‏گويند مارکسيسم بازگشته است. سرمايه داری پايان تاريخ اعلام شده بود ، اکنون به لرزه افتاده است. گفته مي‏شد بعد از جنگ های جهانی ديگر امپرياليسمی در کار نيست. اکنون همه از آن صحبت می کنند. چطور می شود که دايره دوباره به نقطه اول باز می گردد؟ چطور می شود مبارزاتی که شکست خورده اعلام شده بودند، احياء شده و از نو سربلند مي‏کنند؟ البته به اين دليل که هنوز زنان رنج مي‏برند، هنوز مردم جهان تحت ستم‏اند. اما همچنين به اين دليل که کسانی چون آذر در دوره های تاريک و سخت، استوار مي‏ايستند. زمانی که جهان مبارزات آنان را شکست خورده و تمام شده اعلام می کرد هرگز متزلزل نشدند و يا به دام پدرسالاران و دولت های پدرسالار نيفتادند. آرام و صبورانه به کار خود ادامه دادند و زمانی که موج برگشت آنان آنجا، در مرکز کل ماجرا قرار داشتند. 

اطرافمان را نگاه کنيم! همه جا موج در حال بازگشت است. گوئی سال‏های «قيموميت» (توضيح: قيموميت امپرياليسم انگليس بر دولت های آسيا) است. همه جا جنگ های امپرياليستی جاريست؛ دولت ها را از هم می گسلند و درست مانند سال های «قيموميت» سياست تغيير رژيم را دنبال می کنند. و زنان مانند هميشه روی خطِ آتشِ ميان اين‏ها، ميان اسلام‏گرايان و امپرياليست‏ها قرار گرفته‏اند. آذر اين خطِ آتش را خوب می فهميد، از جمله به اين دليل که آن را می شناخت و زندگي‏اش کرده بود. در اين جا که برای جشن زندگي‏اش جمع شده‏ايم بهترين طريق گراميداشت او اين است: جائی بايستيم که او ايستاده بود – روی خط آتش! و بگوئيم، نه به بنيادگرايان و نه به امپرياليست ها. اين بهترين راه يادمان آذر است. 8 ژوئن 2012

 


آذر درخشان تا آخرين دم روی صحنه بود

تراب حق‌شناس

چه نام مستعار شايسته اى داشت. مبالغه آميز نبود. هم آذر بود از آن نوع (به گفتهء حافظ) "كه آتشى كه نميرد هميشه در دل ماست" و هم در محيط تيره و سراپا ستم و تبعيض كنونى، درخشان بود. زبان او گوياى مبارزهء وسيع ترين قشر ستمديدهء ايران و جهان يعنى زنان بود. اهل فكر بود، تك ساحتى نبود، در قالب ويژه و محدودى نمى خواست اسير باشد. مسأله زنان را جدا از مردان و كل جامعه و تاريخ طبقاتى آن تلقى نمى كرد. به ريشه ها دست مى برد، راديكال بود.

در يك سال گذشته كه بارها شانس عيادت از او را داشتم، هر بار، با روحيه اى شكيبا، اميدوار و رزمنده روبرو مى شدم و از او مى آموختم. بيمارى را كه به آخرين مراحلش رسيده بود به مسخره مى گرفت. به خاطر درمان زخمى كه در روده پديد آمده بود شيمى درمانى را متوقف كرده بودند و سرطان جلو مى رفت. با تبسم مى گفت: "حالا ببين تا كجاها تشريف مى بره"! در عين درد، چهره اش به هيچ رو ترحم آميز نبود. نادر بود چنين روحيه اى. همان كه ما دلبستگان به كمونيسم سخت بدان نياز داريم. در برخوردها، هم زبان انتقاد داشت و هم زبان تفاهم و تشويق. مطالعات و اطلاعاتش پيرامون جنبش زنان در ايران و جهان گسترده بود و مى توانم بگويم ژرف. اين جنبش را صرفا در فعاليت سياسى و مبارزه با مرد سالارى و احكام دينى نمى ديد، بلكه آثار ادبى و هنرى زنان (شعر، رمان، فيلم و نقاشى) را نيز بُعدى از اين جنبش مى دانست و حتى مى توانست آن ها را به نقد و سنجش بگذارد. در طرح آرا و نظراتش جسور و صادق بود. از هيچ وسيله اى براى دانستن، ارتباط برقرار كردن غافل نبود. وقتى در صحبت با نكته اى جالب رو به رو مى شد گل از گلش مى شكفت و گويى درد جانكاه را فراموش مى كرد. جمعى و تشكيلاتى كار مى كرد.

سوم مارس امسال به كتاب "زنان سال صفر" (گزيدهء مقالات و سخنرانى ها و مصاحبه هاى او) جايزهء پوران بازرگان اهدا گرديد و از نويسنده و مبارزهء پيگيرش تقدير شد. او كه با همتى ستودنى و با همكارى دوستانهء اكيپ پزشكى از بيمارستان به مراسم آمده بود در آخرين حضور عمومى خويش چنين گفت: youtube.com/watch?v=xQ9THup9KAI

 اين ضايعه را با اندوه فراوان به رفقايش در حزب كمونيست ايران (م. ل. م.)، در سازمان زنان ۸ مارس ـ ايرانى افغانستانى، به خانواده، نزديكان و دوستانش، به جنبش زنان ايران، به رهروان خستگى ناپذير راه كمونيسم تسليت مى گوييم. ديروز ۲۶ مه ۲۰۱۲ در سالگرد كمون پاريس، در پرلاشز، جايش را خالى كرديم. مبارزهء طبقاتى كارگران و زحمتكشان و ستمديدگان، مبارزهء رهايى بخش زنان آتش ها به پا خواهد كرد، آذرها خواهد آفريد همه درخشان.  هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق / در سينه هاى مردم عارف مزار ما ست.

از طرف انديشه و پيكار: تراب حق شناس ۲۷ مه ۲۰۱۲

 

پيام حزب کمونيست ايران در مراسم يادمان آذر درخشان در پاريس

به حزب کمونيست ايران (مارکسيست لنينيست مائوئيست)

رفقای عزيز!

ميتوان در فقدان رفيق آذر درخشان سوگواری نمود به ماتم نشست ودرخويشتن خويش فرو رفت. ميتوان هم اما اندوهگين گشت ولی در خويش فرو نرفت و آن آمال، آن افق و آن راه سترگی را ماديت بخشيد که رفيق آذر تا آخرين لحظات زندگی پربارش بر آنها پای فشرد. بدون ترديد همه ما دومين را انتخاب می کنيم.

ترديدی نيست که فقدان او ضايعه ای بس عظيم است، برای همه آنانيکه از خلال نوشته هايش او را شناختند، همه آنانيکه هم پای او رزميدند، برای همه آنانيکه همدوش او نوشتند ،خواندند، جنگيدند و صميميتش را از آن خويش ساختند.

ترديدی نيست که جنبش کمونيستی  و جنبش رهايی زنان يکی از رزمندگان پرشور خود را از دست داد، آنهم در هنگامه ای که نياز به جنگنده گانی از جنس او بيش از هميشه احساس می شود و اين را به جد می گوييم. بسياری از ما فرياد پرطنين وخشم آلود او را در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در انتهای مارش 5 روزه  کارزار زنان فراموش نمی کنيم، آن زمان که خطاب به جانيان اسلامی فرياد ميزد : «در مقابل شما زن ستيزان جمهوری اسلامی صد ها زن ايستاده اند. در مقبل شما نسلی از زنان ايستاده اند که روز زن سال 57 به خيابان آمدند تا به حکم حجاب اجباری خمينی شما اعتراض کنند. آنان به شما گفتند که نخواهيم گذاشت که آرامش ببينيد. آنان به شما گفتند که حاشا اگر با نظام ارتجاعی شما لحظه ای آشتی کنند. شما آنان را سرکوب کرديد.اما امروز نسل های ديگر نيز به صفوف ما پيوسته اند،نسل جديدی که مانند موجی از پشت آمده و موج ما را به جلو رانده است. با اين حال بايد به شما گفت عمرتان بر باد است.»

و رفيق آذر يکی از آن زنان سال 57 - سال صفر- بود ويکی از آنانی که شانه هايش را بر گام های نسل بعد خويش قرار داد که بر فراز شانه او، اين رزم را به پيش رانند. نقطه عزيمت رفيق آذر در برخورد به فرودستی زنان از موضع کمونيسم بود. بی جهت نبود که نوشت: «... زنان کمونيست روابط اجتماعی که زنان را به بند کشيده را به مصاف می طلبند. اين زنان تلاش ميکنند به زنان ستمديده  توضيح دهند که راز اين روابط اجتماعی چيست که در آن جايگاه او اين قدر فرو دست است و اين که اين روابط اجتماعی چگونه به يک روابط توليدی استثمارگرانه متصل می باشد که همان نظام سرمايه داری است.»

 در عين حال نقطه عزيمت رفيق آذر در برخورد به فرودستی زنان از موضع انقلاب بود. بی جهت نيست که شلاق بی رحم انتقادش را بر کمپينيان فرود آورد، آنانی که به عبث در تلاش بودند که دره عميق ميان زنان سال صفر و سرکوب کنندگان آنان را پر کنند. ودرست از موضع انقلاب است که عميقا بر اين باور است که، « بدون متحد کردن اکثريت جامعه و متحول کردنشان انقلاب اجتماعی را نمی توان سازمان داد.» اين روحيه وحدت طلبانه شايد يکی از برجسته ترين خصوصيات رفيق آذر بود.

همه  اعضای حزب کمونيست ايران با شما، با خانواده و بستگان رفيق آذر عميقا هم درديم. او در ما زنده خواهد ماند.

کميته مرکزی حزب کمونيست ايران- 8/6/2012

 

کليه ی پيام ها به مناسبت درگذشت رفيق آذر درخشان در شماره ی ويژه ی نشريه «هشت مارس» انتشار يافته و در لينک های زير قابل دسترس می باشند:

sarbedaran.org/archives/payam_azar/index.htm

  8mars.com/brows.php?catId=1127&pgn=1

 

      
 
 شما در حال خواندن مقاله
 به ياد آذر درخشان
 نوشته
 گزیده ای از پیام های انترناسیونالیستی
 در تاريخ
 2013-01-03
.هستيد
 
پاسخى تاريخى- جهاىى به عصری با اهميت تاريخى- جهاىى
اﯾﻦ ﺳﻨﺪ، ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣه ی ﺣﺰب ﮐﻤﻮﻧﯿﺴﺖ اﯾﺮان- ﻣﺎرﮐﺴﯿﺴﺖ ﻟﻨﯿﻨﯿﺴﺖ ﻣﺎﺋﻮﺋﯿﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد .اﻧﺘﻈﺎر و آرزوی ﻣﺎﺳﺖ ﺗﺎ « ﭘﯿﺶ ﻧﻮﯾﺲ » ﺳﻨﺪ، در ﻣﯿﺎن طﯿﻒ ِ وﺳﯿﻌﯽ از ﻣﺒﺎرزﯾﻦ ِ از ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ و دوﺳﺘﺪاران اﯾﻦ ﺣﺰب ﺗﺎ رﻓﻘﺎی ﺟﻨﺒﺶ ﭼﭗ و ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ، ﺣﺮﮐﺖ ھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﻮد . ﺑﮫ وﯾﮋه، ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ ﺣﺰب ﻣﻮظﻒ اﻧﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﮫ ﻣﯿﺎن ﺟﻮاﻧﺎن ﻣﺒﺎرزی ﮐﮫ ﺑﺎ ﺧﯿﺰش دی ﻣﺎه وارد ﺻﺤﻨﮫ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﮫ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻓﮑﺎر و واﮐﻨﺶ ها و اﺣﺴﺎﺳﺎت آن ھﺎ ﮐﮫ ﺳﻨﺪ را ﺧﻮاﻧﺪه و ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﮐنند آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﯿﺎﻣﻮزﯾﻢ و ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺑﯿشتری ﺑﺮای ﻏﻨﯽ تر و ﺻﺤﯿﺢ ﺗﺮ ﮐﺮدن ﺳﻨﺪ ﺑﮫ دﺳﺖ آورﯾﻢ

استراتژی راه انقلاب در ایران
سند زیر یکی از اسناد جلسه پلنوم دهم کمیته مرکزی )در اختیار 2017 ( مه 1396 است که در اردیبهشت اعضا و هواداران حزب قرار گرفت تا در حوزه هایی حزبی گوناگون مورد بحث قرار بگیرد . کمیتۀ مرکزی حزب با آن را مورد بازبینی قرار ، توجه به نظرات دریافت شده داد و اینک برای اطلاع عموم اقدام به انتشار آن می کند . 2018 /1397 پاییز

گسست ضروری و آزادی ما در حفظ جهتگیری استراتژیک - گزارش پلنوم 9
1394 سند داخلی از کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران (م ل م) مصوب آذر

 
تماس با ما 
فيس بوک 
تويتر      
حزب کمونيست ايران (م.ل.م)
را دنبال کنيد در